فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۰۱ تا ۷٬۵۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارادوکس اخبار از مجهول مطلق: تحلیل مفهوم «خبر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نخست از این بحث می کنیم که پارادوکس اخبار از مجهول مطلق چه فرقی با پارادوکس هایی چون مجهول یا معدوم مطلق دارد و این پارادوکس چگونه با پارادوکس اخبار از معدوم مطلق هم ساختار است، سپس نشان خواهیم داد که هرچند راه حل تمایز حملین برای دفع شبهة معدوم یا مجهول مطلق کفایت می کند، اما نمی تواند شبهة اخبار را حل کند. درادامه راه حل دیگری را ارائه خواهیم کرد؛ با تحلیل مفهوم خبر و تمییز «خبردادن از مجهول مطلق» و «سخن گفتن دربارة آن» نشان خواهیم داد که «قابل اخبار نبودن مجهول مطلق» نه خبر ی از مجهول مطلق بلکه خبری از وضعیت معرفتی انسان می دهد؛ بنابراین پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تناقضی را نتیجه نخواهد داد.
تعلیم و تربیت انتقادی و پیوند های آن با برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه آموزش فلسفه برای کودکان، به منزله رویکردی تربیتی با محوریت گفت وشنود و با هدف پرورش تفکر مسئولانه، خلاق، و نقاد، متأثر از دیدگاه های تربیتی چندی است که در پژوهش های داخلی درباره برخی از آن ها تحقیق و بررسی صورت گرفته است. در این میان به دیدگاه تعلیم و تربیت انتقادی، که از دهه های پایانی قرن بیستم در فضاهای آموزشی دنیا تأثیر فراوانی داشته، کم تر توجه شده است. این مقاله، ضمن بررسی خاستگاه ها، ماهیت، و ویژگی های تعلیم و تربیت انتقادی یا رادیکال، این رویکرد را بنابر آرای برجسته ترین مربی آن، پائولو فریره، تبیین می کند. به این منظور ماهیت تعلیم و تربیت و مهم ترین مفاهیم و مضامین در اندیشه این مربی انتقادی قرن بیستم بررسی خواهد شد. نتایج مطالعات حاکی از برخی تشابهات در دو نگره تربیتی (رویکرد انتقادی و برنامه آموزش فلسفه برای کودکان) است که با روش استنتاجی به دست آمده است؛ شباهت هایی همچون پرورش تفکر و آگاهی انتقادی، طرح مسئله، آموزگار در نقش تسهیل گر، حلقه کندوکاو فلسفی و حلقه فرهنگی، شیوه آموزشی گفت وشنود بین آموزگار و دانش آموز به جای روش سنتی انتقال یک جانبه و تک گویانه مطالب از آموزگار به یادگیرندگان، مخالفت با تأکید صرف بر حافظه و حفظ طوطی وار مطالب، تأکید بر مشارکت فعال و آزادی عمل دانش آموزان و یادگیرندگان در فرایند آموزشی، تشویق به خوداندیشی و تفکر متأملانه که در هر دو دیدگاه به وضوح دیده می شود.
بررسی و نقد نظریة تربیتی فمینیسم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فمینیسم، به مثابة نظام فکری برآمده از انگارة اومانیسم، بازتاب مکتب های فکری مدرن غربی، در بحث زنان است. با توجه به ویژگی های مشترک همة گرایش ها، می توان تعریف و نظریة تربیتی مشترک و نسبتاً فراگیر برای آنها در نظر گرفت. فمینیست ها عرصه تعلیم و تربیت را بهترین بستر برای توانمندسازی زنان و ترویج دیدگاه های نقادانة مبتنی بر جنسیت، رسیدن به برابری کامل زن و مرد، گسترش رشتة مطالعات زنان و غیره از اهداف خود در این عرصه می دانند. برای رسیدن به این اهداف، اصول و روش های همچون نقد، تشابه محوری، مخالفت با خانه داری و مادری، الگوسازی فمینیستی و غیره را در پیش گرفته اند.
در ارزیابی و نقد فمینیسم باید توجه داشت که اولاً، نباید نهضت دفاع ازحقوق و کرامت زنان را با فمینیسم یکسان پنداشت؛ ثانیاً، آثار مثبتی که این نهضت داشته، نه آثار اندیشه های فمینیستی، بلکه آثار طرح بحث حقوق زنان در غرب است؛ ثالثاً، در یک نگاه جامع ضمن توجه به آثار مثبت طرح بحث حقوق زنان، باید به پیامدهای ویرانگر اندیشه های فمینیستی نیز توجه نمود.
مفهوم جنگ در فلسفه هنر نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ به مثابه پدیده ای ناشی از ارادة معطوف به چیرگی، بر اصل محوری تفکر نیچه یعنی ارادة معطوف به قدرت استوار است. انحاء چیرگی، ناظر به وجود انواع جنگ در حوز ههای گوناگون زندگی است. در حوزة هنر، ارادة معطوف به چیرگی به دو مرتبه تقسیم م یشود: 1) مرتبه خلق اثر، که ناظر به چیرگی بر شیئ به عنوان ماده اثر و تحمیل کمال بر آن است 2) مرتبه کارکرد فرهنگیِ اثر که ناظر به ظهور و دعوت به حضور در میدان ستیزه است. در میان اَشکال و گون ههای هنری، هنر تراژدی، « وتکامپف » هنر ستیزه محوری است که قابلیت انجام وظایف مشتمل بر دو مرتبه فو قالذکر را بهتر از هر هنر دیگری دارد.
واقعیت لغات؛ رابطه بین نشانه و معنا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۹
حوزههای تخصصی:
تحقیق و تصحیح انتقادی رساله منسوب به ابن سینا انفساخ الصور ال موجودة فی النفس ال مخالفة للحقّ عن النفس البشریّة بعد ال موت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله انفساخ الصور الموجودة فی النفس المخالفة للحق عن النفس البشریة بعد الموت،یکی از آثار کوتاه فلسفی منسوب به ابن سیناست که تاکنون فقط یک بار در جلد اول کتاب حکمت بوعلی سینابه چاپ رسیده است. این رساله درباره صور مخالف با حقی است که در نفس وجود دارند. در این رساله دو مسأله مطرح می شود؛ مسأله اول اینکه آیا این صور تنها متخیله هستند یا علاوه بر آن، معقوله نیز هستند؟ و مسأله دوم اینکه آیا این صورِ مخالف با حق، پس از مرگ، از نفس انسان جدا می شوند یا برای همیشه در نفس انسان باقی می مانند؟ مؤلفِ رساله ابتدا ثابت می کند که این صور علاوه بر متخیله بودن، معقوله نیز هستند و سپس ثابت می کند که پس از مرگ، این صور از نفس انسان جدا شده و مضمحل می گردند. تصحیح تحقیقی این رساله بر پایه پنج نسخه موجود در کتابخانه های احمد ثالث و نور عثمانیه در ترکیه، کتابخانه پترمن در آلمان، کتابخانه آیت الله گلپایگانی در قم، و کتابخانه دانشگاه تهران انجام گرفته است.
اعتماد پذیری شهود اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۱ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
روش شناسی انتقادی اندیشة اجتماعی دکتر سروش(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اندیشة اجتماعی همواره در بستری تاریخی و مرتبط با فرهنگی خاص شکل می گیرد و این زمینه ها هریک به سهم خود در شکل گیری اندیشة اجتماعی هر متفکر نقش بسزایی دارد. در این نوشتار، اندیشة اجتماعی دکتر عبدالکریم سروش را از ابعاد مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی پی خواهیم گرفت و خواهیم کوشید اندیشة اجتماعی او را در بستر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به تصویر کشیم. دکتر سروش از اندیشوران و روشن فکران معاصر ایران است. بنابراین، اندیشه های وی را باید در جریان روشنفکری پی گرفت. او از لحاظ معرفت شناسی نسبی گراست و در مبانی انسان شناسی اش به انسان شناسی لیبرال متمایل است و در برخی نوشته هایش انسان شناسی ای رمانتیک ارائه می کند. سروش در اندیشة خود به ایده آلیسم آلمانی(عینی) می گراید. اگرچه در اندیشه های او دوره های مختلفی به چشم می خورد، زمینة روشنفکری در تمام آنها وجود دارد.
Nature of Art in Fārābī’s Thought(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال هشتم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
81 - 88
حوزههای تخصصی:
Fārābī discusses art in two levels: art as it is, and art as it should be or the utopian art. Considering art as it is includes desirable and undesirable arts. But the utopian art or art as the working of the utopian artist consists only of desirable ones. When describing the desirable art, Fārābī focuses on bringing goodness and happiness into imagination and moderating the feelings. Undesirable and wicked arts are just on the opposite side of desirable ones. They seek to corrupt thoughts and tend to immoderate sensual qualities and moods. In Fārābī's view, people understand the intelligible truths and meanings through imagination. Furthermore, the arousal of people’s feelings and emotions often originates from the imagination and the imaginary forms. The ultimate goal of the utopia is that the public achieve the intelligible happiness. Given that the public, based on their nature or habit, are not able to perceive the intelligible truths, the intelligible happiness should be transferred to their imagination. The utopian artist is able to embody the intelligible happiness using sensory and imaginary forms and he/she brings the intelligible happiness close to people's minds through their imagination.
دیویدسن و اصل چریتی به مثابه شرط امکان تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیویدسن در کوشش خود در تحقیق در باب چگونگی شکل گیری فهم، مفاهمه و تفسیر به اصلی موسوم به «اصل چریتی» توسل می جوید و از آن استفادة گسترده ای در فلسفة خود می کنند. این اصل که خود در واقع مجموعه ای از اصول مختلف و به هم پیوسته است بر سه مبنای انسجام، تطابق و توافق استوار است. در این مقاله با بررسی کارکرد و جایگاه و وجوه مختلف این اصل در فلسفة دیویدسن نشان داده می شود که وی این اصل را به واقع مجموعه شروط ضروری برای امکان هر گونه فهم و تفسیر می داند.
عکس مستوی قضیه خارجیه نزد خونجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افضل الدین خونجی در عکس مستوی موجهات نوآوری های فراوانی دارد که منطق دانان بعدی در این زمینه همگی از او پیروی کرده اند. پی گیری این بحث در ارسطو، ابن سینا، فخر رازی و خونجی نشان می دهد که تغییرات تدریجی از ارسطو تا خونجی مانند طیفی است که دو سر آن هیچ همانندی ندارند و احکامی که ارسطو در عکس مستوی موجهات پذیرفته است، همگی مورد انکار خونجی قرار گرفته است. هرچند ادعاهای خونجی در عکس قضایای خارجیه پس از وی مورد قبول عام قرار می گیرد، نوآوری های او در عکس قضایای حقیقیه مورد انکار یا بی اعتنایی متأخران واقع می شود تا جایی که بحث از قضایای حقیقیه از آثار منطقی ایشان حذف می گردد. در این مقاله، به دلیل پیچیدگی بحث قضایای حقیقیه و اختلاف نظرهای فراوان در معنا و احکام آن، از پرداختن به عکس این قضایا خودداری می کنیم و تنها به نوآوری های خونجی در عکس قضایای خارجیه می پردازیم. به کمک فرمول بندی های منطق جدید نشان می دهیم که در همه موارد اختلافی میان خونجی و فخر رازی، حق با خونجی بوده است و همین نکته می تواند دلیل پذیرش اندیشه های خونجی از سوی متأخران باشد.
تبیین کثرت و وحدت وجود در اندیشه عین القضات همدانی بر اساس طور عقل و طور ورای عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آرای عین القضات همدانی در وجودشناسی دو تلقی کثرت وجود و وحدت وجود قابل استنباط است. تلقی اول در جایی مطرح می شود که وی برای اثبات وجود واجب، وجود را به قدیم و حادث تقسیم می کند. لازمه این تقسیم، پذیرش کثرت در وجود است؛ اما تلقّی دوم آنجا مطرح می شود که وی هستی را منحصر در وجود حق می کند و او را یگانه مصداق حقیقت وجود می داند. در این تلقّی، کثرات هیچ شأنی جز مظهر بودن حق نداشته و ذاتاً معدوم اند. از این رو، رابطه حق با آنها نه ارتباط دو وجود با یکدیگر بلکه رابطه ظاهر با مظهر بوده و در نتیجه غیریت و کثرت در وجود نفی می شود. امّا با توجه به تمایزی که عین القضات بین طور عقل و طور ورای عقل قائل می شود، می توان کثرت وجود را ناظر به طور عقل و وحدت وجود را ناظر به طور ورای عقل دانست، یعنی او از حیث معرفت شناختی به دو نحو سخن می گوید نه از حیث وجودشناختی.
دشمنان جمهوری؛ بررسی علل اصلی اخراج شاعران از آرمان شهر افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی دیدگاهی است که افلاطون در رسالة جمهوری دربارة شعر و شاعران داشته است. کوشش بر آن است تا با خوانشی جزء به جزء از متن رساله و نیز با بهره گیری از اندیشة برخی مفسران تفسیری یک دست از اندیشة افلاطون و سازگار با آن در این مجال به دست دهیم. مطابق سنت اغلب مفسران که باتوجه به مضمون ده کتاب این رساله سنتی درست است، خوانش خود را بر کتا بهای دوم، سوم، و دهم متمرکز کرده ایم.
من واقعی کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نگرش کانت دربارة سوژة استعلایی است و دست آورد مهم آن شرح و توضیح شاخصه های سوژة استعلایی بنابر ملاک های نقد عقل محض است. نگارنده نشان می دهد که سوژه، هیچ گاه از مقام سوژه ای خویش به ابژه بودن تنزل نمی یابد و پیوسته یک مفهوم تنظیمی محض و بسیط است و اصلی صوری و منطقی باقی می ماند. برجسته ترین نتیجه حاصل آمده این است که هویت سوژه چیزی نیست جز کنش ترکیب محتواهای متکثر شناختی بر اساس مفاهیم ضروری و پیشینی خود سوژه. از این رو یک دور منطقی و تناقض نازدودنی در سیمای سوژه به چشم می خورد که نشان می دهد آگاهی سوژه به ابژه ها، فقط عبارت از آگاهی به آن جنبه های ضروری است که سوژه خودش در ابژه ها نهاده است. دیگر آن که من استعلایی پیوسته حیثیتی زمانمند دارد که از رهگذر آن خود را درتقابلی آشکار با ادراک نفسانی تجربی قوام می بخشد.
نقدی بر معیارهای ارزش مداری آرمان شهر تامس مور در کرامت انسانی (با تأکید بر اندیشه مهدویت)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آرمان شهرگرایی و اتوپیا از مفاهیمی است که با تولد اندیشه در آدمی همزاد شده و اندیشمندان بسیاری به تدوین آن و بیان عصر طلایی و مطلوب خویش پرداخته اند. از این میان، «اتوپیای تامس مور» جایگاه ویژه ای دارد؛ زیرا از عصر رنسانس، نخستین اتوپیای ترسیم شده به شمار می رود که از اومانیسم تأثیر بسزایی پذیرفته و به بیشتر عرصه های زندگی بشری از جمله اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و توجه کرده است.
این نوشتار به نقد معیارهای ارزشی اتوپیای تامس مور درباره کرامت انسانی می پردازد، با این بیان که اگرچه اتوپیای تامس مور در پی ارائه الگویی برای کرامت انسانی است، ولی به واقع نه تنها نتوانسته است چنین رسالتی را به نیکی انجام دهد، بلکه با تصویری نادرست از حقیقت انسانی او را در قفسی ذهنی پناه داده است و لذا می توان به این واقعیت رسید که آرمان شهری که زاییده عقل و تفکر بشری است، نمی تواند الگویی مناسب برای کرامت انسانی به شمار آید و تنها آموزه های وحیانی می توانند الگویی مناسب در قالب آرمان شهر مهدوی دغدغه های بشری و کرامت انسانی پاسخ گویند.