فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۱۴٬۹۹۵ مورد.
علی و چالشهای عصر خلافت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
پس از رحلت پیامبر نظام سیاسی تازه تاسیس اسلام با چالش اندیشهای ــ سیاسی مواجه شد و مبانی نظری سیره نبوی در تبیین حکومت اسلامی را به مسیری دیگر کشاند و سر آغاز تحول فکری جدیدی در مفهوم حکومت اسلامی گردید. سرانجام این چالشها، شرایط و اوضاع جوامع اسلامی را به گونهای ترسیم کرد که جهان اسلام با دو شکل از حکومت، یکی بر پایه سیره نبوی و ادله قرآنی و دیگری با ملاحظه عرف و مقتضیات زمانه، به دو نظریه امامت و خلافت انجامید؛ به گونهای که میتوان دوران خلافت را اساسیترین چالش نظریهسازی در جهان اسلام نامید که به ارائه دو دیدگاه اهل سنت و تشیع انجامید. هر دو دیدگاه معتقد بودند رهبری پس از پیامبر از آن کسی است که زمام امور را به دست گیرد و به تنظیم امور بپردازد. با این حال، در مورد حیطه صلاحیت و قلمرو اختیارات وی کاملا دو نظر مختلف مطرح گشت. همین امر سبب شد ماهیت خلافت و شرایط امام به دو گونه جلوه کند و چالش نظری امامت را شدت بخشد. این مقاله در پی تبیین چالشهای فکری ــ سیاسی عصر امام علی و بازتاب سیاسی ـ اجتماعی این چالشها در بروز تحولات سیاسی ـ اجتماعی در امت اسلامی است که همگرایی و وحدت جهان اسلام را خدشهدار ساخت. شرایط امروز جهان اسلام که اثر پذیرفته از دگرگونیها فکری ــ سیاسی پیشین است، ضرورت تبیین استراتژی فراگیر جهت پویایی وحدت اسلامی را فراهم میسازد. در این راستا، رفتار فکری ــ سیاسی امامعلی در جایگاه الگو یی برای وحدت امت اسلامی، میتواند به پویایی استراتژی وحدت در جهان اسلام کمک کند.
معرفت و گونه های یقین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
معرفت و یقین دو واژه کلیدی در منطق، فلسفه، کلام و معرفت شناسی است. در این مقاله، پس از بیان مفاد این دو اصطلاح، درباره نسبت این دو با یکدیگر بحث شده است. نخست انواع معرفت و سپس گونه های یقین بررسی می شود؛ مانند: یقین شهودی (عرفانی)، یقین گرایشی (ایمانی)، یقین عام (مطلق جزم)، یقین خاص (یقین شالوده مند) و یقین اخص (یقین ضروری).
این مقاله، تقسیم های دیگری را نیز شامل می شود؛ همچون یقین منطقی، یقین ذاتی و یقین موضوعی (تقسیم شهید صدر)؛ یقین متافیزیکی و یقین اخلاقی (تقسیم دکارت)؛ یقین ذهنی و یقین عینی (تقسیم ویتگنشتاین)؛ یقین روان شناختی و یقین معرفتی (تقسیم چیزوم)؛ یقین منطقی و یقین روان شناختی (تقسیم استاد مصباح).
در این مقاله، افزون بر بررسی نسبت معرفت و یقین، بر لزوم جداسازی وجه منطقی و وجه معرفت شناختی یقین نیز تاکید می شود.
استانس مس مغان (فیلسوف ایران باستان)
حوزههای تخصصی:
دریدا و نظریه معنا در هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله بررسی نقد دریدا بر نظریه معنا نزد هوسرل است. از میان سه جزو زبان در تقسیم بندی کلاسیک آن(دستور زبان، منطق، فن سخنوری) هوسرل معنا را در جزو دوم یعنی منطق استوار می سازد. او معنای منطقی را از جنس" بیان" می داند اما میان بیان و بروز خارجی آن در "نشانه ها" و در ارتباط میان انسانها پیوندی ذاتی مشاهده نمی کند. از نظر هوسرل ارتباط و نشانه اقشاری خارجی نسبت به بیان اند و بنابراین، می توان بیان(معنا) را مستقل از ارتباط نشانه ای تصور کرد. شکل خالص بیان که در دیالوگ آلوده نشده است سخن بدون مخاطب خارجی یا "تنهاگویی" یا حضور بی واسطه معناست. اما به عقیده دریدا میان معنا(بیان) و نشانه های آن نوعی درهم تنیدگی ذاتی وجود دارد. معنا هرگز نمی تواند مجرد از بافت زبان شناختی، نشانه شناختی و تاریخی اش در نظر گرفته شود. هر یک از این بافتها نظامی از ارجاع است که به فراسوی خود - حضوری معنا اشاره دارد. دریدا می کوشد با نشان دادن پیوند ذاتی نشانه و معنا، کل برنامه پدیده شناسی هوسرل را مورد سوال قرار دهد.
نوس:دانشِ علمی برهان ناپذیر و مَلَکه ی معرفتی ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارسطو در فصل پایانی کتاب دوم تحلیلات ثانوی (بعد از این ت. ث.) در باب آرخایِ دانش علمی (اپیستمه) دو پرسش می پرسد و سپس به هر دو پرسش پاسخ می دهد. نوس مفهوم محوری هر دو پاسخ اوست. اما از آنجا که سخن او در باب نوس به اندازه ی کافی روشن نیست درک منظور او مستلزم روشنگری در باب چیستی نوس است. در هر دو پاسخ او، و البته در جاهای دیگر نیز، نوس هکسیس نفس معرفی می شود اما او در پاسخ دوم به گونه ای سخن می گوید که نوس در ردیف مراحل و مراتب معرفت انسان قرار می گیرد. در این مقاله پس از مطرح کردن پرسش دوم و پاسخ ارسطو به آن در بخش اول، معناهای هکسیس در بخش دوم بررسی شده و برای آن سه معنای محوری معرفی شده است. از آنجا که بعضی از مفسران بنا بر دلایلی که دارند وسوسه شده اند هکسیس را در سراسر ت. ث. قوه (دونامیس) بفهمند بخش سوم مقاله به بررسی این مسئله اختصاص یافته است که آیا هکسیس قوه است؟ بخش اول مقاله با روشن شدن پاسخ این مسئله پایان می یابد. بررسی چیستی نوس در بخش دوم مقاله خواهد آمد.
بررسی انتقادات مک گراث به دیدگاه علمگرایانه (تکاملی) و الحادی داوکینز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آلیستر مکگراث، دیدگاه تکاملی و ملحدانة ریچارد داوکینز نسبت به علوم طبیعی را نقد میکند و شواهدی را که داوکینز برای تأیید نظریة خود میآورد نامتناسب با نتیجة استدلال او میداند. داوکنیز در قالب چهار نکته به نقد مسیحیت پرداخته و بر این باور است که علم، خدا را از میان برداشته و دین مخالف استدلال است و همچون ویروسی برای ذهن عمل میکند. مکگراث نیز به انتقادات وی پاسخ داده و معتقد است که مکتب ملحدانة داوکینز برچسبی علمی دارد، در حالی که از یک بنیاد مستدل علمی بیبهره است و میان علوم طبیعی و الحاد، رابطهای وجود ندارد. علوم طبیعی، الحادی یا توحیدی نیستند، بلکه میتوان آنها را به صورت الحادی یا توحیدی توصیف کرد. در این مقاله در نظر است دیدگاه این دو مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. علیرغم پاسخهای منطقی مکگراث، میزان نفوذ انتقادات او به ادعاهای داوکینز ارزیابی شود.
روش کشف ماهیت اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۳ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
دو پرسش اساسی پیرامون اقتصاد اسلامی وجود دارد که پاسخهای متفاوتی به آن داده شده و تا کنون نیز بین اقتصاددان مسلمان وحدت نظر بهوجود نیامده است. دو پرسش مذبور عبارتند از:
1. اقتصاد اسلامی چیست؟
2. روش کشف آن کدام است؟
بی تردید پاسخ پرسش دوم تا حدود زیادی به پاسخ پرسش اول بستگی دارد و بر آن مترتب است. این مقاله تلاش میکند با ارائة روش ساده و عام به پرسش اول پاسخ داده و راه را برای پاسخ به پرسش دوم باز کند. روش مذبور، روش «استقراء نصوص اقتصادی و طبقهبندی آنها» است. امیدوارم ارائه این روش گامی در جهت وحدت نظر اندیشمندان اسلامی در این باره باشد.
ارتباط زبان و معنا در سنت فلسفه ی تحلیلی: با تأکید بر آراء ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشخصة های مهم فلسفة تحلیلی عبارت است از عطف توجه به زبان و کوشش برای استخراج معانی و ظرایف نهفته در پس آن، به منظور حل و یا منحل کردن مسائل فلسفی. هر سه پایه گذاران فلسفه تحلیلی، یعنی فرگه، راسل و مور، هر کدام به شیوة خود این راه را پیموده اند. ویتگنشتاین به عنوان وراث هر سه فیلسوف، در باب رابطة میان زبان و معنا، در عین این که وام دار گذشتگان خویش است، ولی وجوه افتراقی نیز با آنان دارد. در این مقاله ابتدا به اختصار اساس نظر سه فیلسوف تأثیرگذار بر ویتگنشتاین در باب رابطه زبان و معنا بیان شده، سپس نشان داده می شود که وی در مواردی نظیر نظریه تصویری زبان، اتمیسم منطقی و تمایل به زبان روزمره، وام دار اسلاف خویش است. اما در عین حال مؤلفه های مهمی از اندیشة او، نظیر فرض معنایی خاص برای حالات امور، نگرش انتقادی خاص نسبت به متافیزیک و دفاع از زبان روزمره، متفاوت با دیگران می باشد.
پای استدلالیان چوبین بود: تأملی پیرامون عقل، استدلال و عقلانیت
حوزههای تخصصی:
دیالوگ، دیالکتیک، امتزاج افق ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گادامر فهم را عملی دیالکتیکی میداند که از در آمیختگی افق مفسر و افق متن پدید میآید. این فهم دیالکتیکی، بر خلاف نگرش روشنگری، غیرروشمند وپیش بینیناپذیر است. به این سبب، گادامر فهم را یک رخداد یا واقعه میخواند. بر طبق این نگرش، فهم دیگر انکشاف منفعلانه یک ابژه بر سوژه نیست، بلکه عبارت است از تفاهم یک سوژه با سوژه دیگر در فراشد گفت و گو. بدین ترتیب حقیقت چیزی نیست که از قبل وجود داشته باشد و سوژه صرفا آن را کشف میکند؛ حقیقت در گفت و گو و با گفت و گو پدید میآید. ساختار گفت و گو مبتنی بر پرسش و پاسخ است. مفسر برای حل مسائل امروزین خود به پرسشگری از متن میپردازد و متن را به سخن در میآورد. متن نیز که برخاسته از سنت و حامل سنت است، با پاسخ های خود موقعیت هرمنوتیکی مفسر را به پرسش میگیرد. حاصل این گفت و گو، گشودگی متن به سوی مفسر و گشودگی مفسر به سوی متن است و پایان آن امتزاج افق ها و ارتقای مفسر به فهم و افقی گسترده تر.
بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روانشناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق در زمینه احکام ارکان وقف در فقه و حقوق بر اساس فقه استدلالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله، تحقیق در احکام مهم فقهی «وقف» بر اساس فقه استدلالی و استنباط آن احکام از کلمات اهل بیت عصمت وطهارت(ع) است؛ احکامی که بسیار مورد ابتلاست. «وقف» عبارت است از این که عین مال حبس گردد؛ یعنی از تصرف مالکش و در برخی موارد از تصرف مالکانه دیگران منع شود و منافع آن، در جهتی که واقف تعیین می کند آزاد گذاشته شود. پس، حقیقت وقف، حبس می باشد. مهم ترین قاعده فقهی که در باب وقف استفاده می شود، قاعده «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها» است. این قاعده بیان می کند که در استفاده از وقف باید از خطوط کلی ای که واقف در انشای وقف یا وقفنامه تعیین کرده است، متابعت شود. در این مقاله به تشریح این قاعده پرداخته شده است. از نتایج مهمی که از این تحقیق حاصل گردیده، عبارت است از جریان معاطات در وقف و صحت آن، عدم اشتراط قصد قربت در وقف، و اشتراط قبض با اذن واقف و احکام و مسایل مهم دیگر که در این مقاله بر اساس فقه استدلالی با استفاده از حدود 40 منبع اصلی فقهی و چندین منبع روایی بررسی و در موارد مهم به نظرات حقوقی نیز اشاره شده است.
مروری بر اسلام و مقتضیات زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اثار استاد مطهری در خصوص نیازهای جامعه اسلامی اسلام و مقتضیات زمان است مساله عمده در این مقام توان اداره جامعه مدرن امرزو با تعالیم اسلام است تحول نیازها و شرایط بشر را چگونه می توان با آموزه ها روحی سازگار دانست آموزه های وحی سه قسم عقاید اخلاق و احکام و قوانین عملی است وتحول بشر در خصوص دو قسم اول مشکلی را به میان نمی آورد و لذا محور اصلی بحث در قسم سوم است امامت و نیز اجتهاد دو امری است که سازگاری احکام اسلام با مقتضیات زمان را تامین می کند