فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۱
7-24
حوزههای تخصصی:
با بررسی نظام های مالی خانواده موجود در سطح بین المللی، دو دسته از نظام های مالی را می توان متمایز نمود. دسته ی اول نظام هایی هستند که با اعتقاد به برابری حقوق و مسئولیت های زوجین در خانواده به تعریف حقوق مالی خانواده می پردازند. این دسته با پیروی از مدل برابری ارائه شده توسط کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان [1] ، نظام مالی اشتراک اموال زوجین را به عنوان رژیم مالی قانونی برای خانواده ارائه می دهند که در آن زن و مرد در آورده ی یکدیگر در خانواده سهیم می شوند. دسته ی دیگر از نظام های مالی با درنظرگرفتن مرد به عنوان مدیر خانواده و به دنبال آن قراردادن مسئولیت های مالی خانواده بر عهده ی وی، مسئولیت ها و حقوق متفاوتی برای هر یک از زوجین در نظر می گیرند. در این مدل از نظام مالی خانواده، زن نقش اقتصادی در خانواده ندارد. مرد مسئول پرداخت هزینه های همسر و فرزندان می باشد و به دنبال آن حقوق زن برای انجام وظایف و مسئولیت ها در خانواده باید توسط مرد جبران گردد. نظام حقوقی ایران، با پیروی از مدل ارائه شده توسط فقه امامیه، نظام حقوقی استقلال مالی زوجین را انتخاب نموده و در دسته دوم قرار می گیرد. در این نوشتار، به دنبال بررسی امکان ورود نظام مالی اشتراک اموال به نظام کنونی خانواده در نظام حقوقی ایران و روند آن با توجه به پایه های دینی و نیازهای جامعه ی کنونی، به بایدها و نبایدهای اعمال این تغییرات خواهیم پرداخت. [1] Convention on the Elimination of all Forms of Discrimination Against Women; CEDAW
تحلیل اقتصادی مهریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۹
7 - 21
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی آن است که با استفاده از آموزه های اقتصاد خرد، تأثیر میزان مهریه بر رفتار ازدواجی افراد و نیز برخی از مهم ترین تصمیمات درون خانواده ای را به صورت نظری بررسی و تحلیل کند. نتایج حاصل از تحلیل های نظری حاکی از آن است که افزایش مهریه، با افزایش قیمت ضمنی ازدواج برای مردان منجر به کاهش میزان تقاضای آنها برای ازدواج و سرریزشدن این تقاضا به بازارهایی می شود که جایگزینی برای ازدواج در آنها عرضه می شود. افزایش مهریه خالص منفعت انتظاری فرزندآوری را برای مردان افزایش و برای زنان کاهش خواهد داد که منجر به ایجاد انگیزه های واگر برای فرزندآوری در خانواده می شود. با توجه به آنکه با افزایش مهریه ، خالص منفعت انتظاری طلاق برای مرد کمتر و برای زن بیشتر می شود، این نکته می تواند رفتار پس اندازی خانواده را مختل نماید. تأثیر میزان مهریه بر احتمال وقوع طلاق با توجه به وجود انگیزه های متضاد در مرد و زن قابل پیش بینی نیست اما به نظر می رسد با افزایش مهریه اگر زن تمایلی به مبادله تمام یا بخشی از مهریه با حق طلاق و حضانت فرزندان، که طبق قانون به صورت پیش فرض به مرد داده شده است، نداشته باشد احتمال آنکه فرآیند طلاق به خشونت کشیده شود افزایش خواهد یافت.
تعارض قوانین در فرزند خواندگی در حقوق ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۱
411 - 421
حوزههای تخصصی:
فرزند خواندگی از مسائل با سابقه طولانی در زندگی بشر بوده است، به دلیل نیازهای عاطفی و روحی بشر به داشتن فرزند، تحت شرایطی اشخاص حاضر به پذیرش فرزند دیگران، به عنوان فرزند خوانده می شوند. این رابطه حقوقی نیازمند قوانین و مقرراتی برای حفظ نظم عمومی و حقوق افراد جامعه است و هر چند در اکثر مواقع اهداف خیر خواهانه و انسان دوستانه در ورای این پذیرش وجود دارد ولی کودکان و نوجوانان جز افراد تحت حمایت قانونگذار هستند و برای پذیرش فرزند خواندگی قوانین و مقررات و تشریفات خاصی پیش بینی شده و از اقسام احوال شخصیه است؛ مهاجرت و ارتباطات امروزی، بحث های تعارض قوانین را پر رنگ تر از گذشته خواهد کرد. هدف از این نوشتار، مطالعه فرزند خواندگی در قوانین دو کشور ایران و فرانسه و دیدگاه تعارض قوانین در حقوق دو کشور است و این که دو کشور مذکور، در حل تعارض قوانین چه راهکارهایی ارائه می دهند و شباهت ها و تفاوت ها نیز مشخص می گردد.
عوامل حفاظت کننده ازدواج در افراد متأهل دارای عوامل خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۷
31-45
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل حفاظت کننده ازدواج در افراد متأهل دارای عوامل خطر انجام شده است. روش پژوهش کیفی است. در این پژوهش از چک لیست محقق ساخته عوامل خطر و پرسش نامه 115 سؤالی رضایت زناشویی انریچ استفاده شده است. جهت انتخاب گروه نمونه چک لیست عوامل خطر و پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ در بین 100 مرد و 100 زن متأهل که حداقل 3 سال از زندگی مشترک آن ها گذشته بود توزیع شد. از بین این 200 نفر 22 نفر که عوامل خطر و رضایت زناشویی بالا داشتند انتخاب شدند. ضمن مصاحبه با 18 نفر داده ها به اشباع رسید. عوامل عمده حفاظت کننده بر اساس فراوانی شامل ارتباط، ویژگی های شخصیتی، مهارت ها، سازگاری، عوامل بیرونی، مذهب و باورها می باشند. هر یک از این عوامل حفاظت کننده شامل چند مؤلفه اولیه هستند. تعدادی از مؤلفه ها مانند احترام، رابطه جنسی مطلوب و تعهد نقش مهمی در حفظ و نگهداری زندگی مشترک داشتند. علاوه بر این به عوامل حفاظت کننده ای مانند قناعت، عدم چشم و هم چشمی و پذیرش زندگی اشاره شد که به نظر می رسد خاص فرهنگ ایرانی است. بین زنان و مردان در انتخاب عوامل عمده حفاظت کننده تفاوت معناداری مشاهده نشد اما در برخی از مؤلفه های بیان شده مانند امیدواری، همدلی، همکاری با هم در کارهای خانه، اعتماد به توانایی خود برای حل مشکل و تماس جسمانی در بین زنان و مردان تفاوت معناداری مشاهده شد.
خشونت علیه زنان در خانواده (مطالعه موردی شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۴۲
149-163
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی میزان و انواع خشونت اِعمال شده علیه زنان در خانواده ها و تأثیر عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت انجام یافته است. این پژوهش به روش پیمایش و با کمک پرسش نامه بر روی 384 نفر از زنان متأهل شهر اردبیل که حداقل یک سال از ازدواج آن ها می گذرد، انجام گرفته است. با توجه به ناهمگنی اقتصادی و اجتماعی شهر اردبیل، از شیوه چند مرحله ای برای نمونه گیری استفاده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، متغیرهای تصور فرمانبردارانه زن از نقش خود در خانواده، تصور سلطه گرایانه مرد از نقش خود در خانواده و تفکیک نقش های جنسیتی زن و مرد، تأثیر مستقیم و معناداری بر خشونت علیه زنان دارند و سطح زندگی خانواده، مذهبی بودن زن و تحصیلات زن و مرد بر خشونت علیه زنان تأثیر معکوس و معنی داری داشته است. بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان، کل متغیرهای مستقل 45/6 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند. جامعه پذیریِ نقش های جنسیتی (سه متغیر تصور فرمانبردارانه، تصور سلطه گرایانه و تفکیک نقش های جنسیتی) بیش ترین تأثیر را در خشونت علیه زنان در جامعه ایفا می کنند.
پیش بینی ویژگی های اختلال شخصیت مرزی بر اساس سبک های دلبستگی و تمایزیافتگی خود با میانجی گری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
613 - 631
حوزههای تخصصی:
اختلال شخصیت مرزی، اختلال روانی جدی و پیچیده ای است که حاوی یک الگوی فراگیر بی ثبات در روابط بین فردی، خودانگاره، عواطف و تکانشگری است که از اوایل بزرگ سالی آغاز می شود. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ویژگی های اختلال شخصیت مرزی بر اساس سبک های دلبستگی و تمایزیافتگی خود با میانجی گری تنظیم هیجان انجام شد. این پژوهش غیرآزمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانشجویان مقاطع مختلف در دانشگاه های شهر تهران بودند که 372 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، مقیاس فرم کوتاه تمایزیافتگی خود دریک (2011)، پرسش نامه دلبستگی بزرگ سالان بشارت (2011)، مقیاس دشواری تنظیم هیجانی گراتز و رومر (۲۰۰۴) و پرسش نامه ارزیابی ویژگی های اختلال شخصیت مرزی بودند. داده های پژوهش با استفاده از روش ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین تمایزیافتگی خود و ویژگی های اختلال شخصیت مرزی را به طور جزئی تحت تأثیر قرار می دهد و همچنین دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین سبک های دلبستگی و ویژگی های اختلال شخصیت مرزی را به طور جزئی تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو با توجه به نتایج فوق در یک نتیجه گیری کلی سبک های دلبستگی و تمایزیافتگی خود با میانجی گری تنظیم هیجان به طور مجزا می توانند ویژگی های اختلال شخصیت مرزی را پیش بینی کنند.
بحران مزمن اندونزی: خانواده سالاری و نشنیدن صدای مردم
منبع:
گزارش دی ۱۳۷۶ شماره ۸۳
حوزههای تخصصی:
ارزیابی مدل رابطه بین خانواده اصلی و رضایت زناشویی با میانجی گری ابعاد دلبستگی ناایمن در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۹
153-169
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی مدل رابطه بین ابعاد دلبستگی ناایمن به عنوان میانجی های خانواده اصلی و رضایت زناشویی در پرستاران متأهل شهر اهواز بود. این مطالعه توصیفی همبستگی است. گروه نمونه شامل 198 پرستار می باشد که با توجه به ملاک های ورود و خروج به روش نمونه گیری هدفمند داوطلب از بیمارستان های شهر اهواز برگزیده شدند و مقیاس های خانواده اصلی و رضایت زناشویی و پرسش نامه تجارب در روابط نزدیک تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین خانواده اصلی با رضایت زناشویی و همبستگی منفی و معناداری بین ابعاد دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) با رضایت زناشویی وجود دارد (0/05 > p). هم چنین تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با روش بارون و کنی و آزمون سوبل نشان داد که ابعاد دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) میانجی های منفی بین خانواده اصلی و رضایت زناشویی هستند.
نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
209 - 241
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از پژوهش ها نشان داده شده که روابط اولیه والد کودک بر کیفیت روابط زناشویی فرزندان تأثیرگذار است؛ اما این مسئله که روابط اولیه با والدین از چه مسیرهایی بر کیفیت رابطه زوجی اثرگذار است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی، انجام شده است. روش این پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی افراد متأهل ساکن شهر یزد در سال 1398-1397 است. معیارهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: متأهل بودن، داشتن سواد خواندن و نوشتن، زندگی زیر یک سقف حداقل به مدت دو سال و این که والدین فرد تا قبل از 16 سالگیِ او فوت نکرده باشند. از بین افرادی که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، تعداد 426 نفر (227 نفر زن و 199 نفر مرد) در پژوهش شرکت کردند. شیوه نمونه گیری به صورت در دسترس و از طریق پرسشنامه کاغذی و فرم اینترنتی بود. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس پیوند والدینی (PBI)، مقیاس صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (MIS) و مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (LESS). داده های به دست آمده با استفاده از روش های آمار استنباطی هم چون همبستگی و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصله نشان داد که تعدادی از طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی داشتند. بنابراین با توجه به نقش طرحواره های هیجانی در تجربه هیجانی و استفاده از راهبردهای کنترل هیجان، می توان گفت که این طرحواره ها از طریق تأثیر بر ادراک افراد از هیجان (مثل باور به غیرقابل کنترل بودن و منحصر بودن هیجانات به شخص) و نیز استفاده از راهبردهای مختلف (هم چون نگرانی، سرزنش دیگران، نشخوار فکری و اجتناب از موقعیت) جهت مقابله با هیجان، در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی را ایفا می کنند.
اجتماعی: کهنسالان را باید دور انداخت؟
منبع:
گزارش آذر ۱۳۷۴ شماره ۵۸
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش کیفیت زندگی درمانی بر کاهش استرس والدینی و ابعاد آن در بین مادران کودکان ناتوان هوشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۵۰
237-250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش کیفیت زندگی درمانی بر کاهش استرس والدینی و ابعاد آن در بین مادران کودکان با ناتوانی هوشی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری عبارت بود از مادران دارای دانش آموز با ناتوانی هوشی شهر سمیرم. نمونه آماری 30 مادر دارای فرزند ناتوان هوشی بودند که به شکل در دسترس انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. در حالی که گروه گواه در لیست انتظار قرار داشت، گروه آزمایش طی 9 جلسه 90 دقیقه ای بسته کیفیت زندگی درمانی را دریافت کردند. ابزار پژوهش عبارت بود از فرم کوتاه پرسش نامه استرس والدینی آبدین (1983). هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون در معرض ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل کواریانس چندمتغیری) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد گروه کنترل در ارزیابی های پس آزمون نسبت به گروه آزمایشی استرس بیشتری نشان می دهند. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که این روش برای کاهش استرس های والدینی و ابعاد آن در بین مادران کودکان با ناتوانی هوشی مؤثر است.
بررسی نقش آسیب پذیری سبک شخصیت، همسرآزاری و پاسخ های مقابله ای در پیش بینی افسردگی پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۹
375-391
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آسیب پذیری سبک شخصیت، همسرآزاری و پاسخ های مقابله ای در پیش بینی افسردگی پس از زایمان انجام شد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر شیراز که در سه ماهه سوم بارداری بودند در نظر گرفته شد. به کمک روش نمونه گیری در دسترس 140 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. داده ها در دو مرحله گردآوری شد. در مرحله اول از زنانی که در سه ماهه سوم بارداری بودند. اطلاعات مربوط به خصوصیات جمعیت شناسی، مقیاس تاکتیک های تعارضی، (استراوس، 1996)، پرسش نامه سبک شخصیت آسیب پذیر، (بویس و دیگران، 2001) و پاسخ های مقابله ای (بلینگز و موس، 1984) اخذ شد. مرحله دوم 2 هفته تا 6 ماه پس از زایمان بود که طی آن پرسش نامه افسردگی پس از زایمان ادینبرگ تکمیل شد. اطلاعات به دست آمده از طریق رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، تی تست مستقل و خی دو چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که 49/0 از واریانس افسردگی پس از زایمان توسط سه متغیر آسیب پذیری شخصیت، همسرآزاری و سبک مقابله ای تبیین می شود. آسیب پذیری شخصیت و همسرآزاری به طور مثبت و سبک مقابله ای به طور منفی این اختلال را پیش بینی می کند. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد یکی از عوامل مهمی که فرد را مستعد اختلال افسردگی پس از زایمان می کند، آسیب پذیری سبک شخصیت است. زنان دارای این سبک شخصیتی در مواجهه با رویدادهای استرس زا از جمله همسرآزاری، هم سطح استرس بالاتری را درک می کنند و هم راهبردهای مقابله ای نامطلوب تری را به کار می برند. بنابراین بیشتر مستعد ابتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان می باشند.
بررسی تمایزیافتگی زوجین از خانواده اصلی و نقش آن در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در قومیت های مختلف ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۷
353 - 368
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تمایزیافتگی زوجین از خانواده اصلی شان در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در اقوام ایرانی بود. در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، جامعه آماری زوجین اقوام فارس، ترک، کٌرد، عرب و بلوچ بودند. 250 زوج ( 500 نفر) از جامعه آماری فوق که 50 زوج از هر قومیت را تشکیل میدادند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و توسط پرسش نامههای تمایزیافتگی هافمن ( 1984 )، نظام کدگذاری تعامل زوجین ایرانی 1389 ) و رضایت زناشویی انریچ ( 1998 ) ارزیابی شدند. ) نتایج نشان داد که استقلال تعارضی در مردان و استقلال هیجانی در زنان، بیشترین سهم را در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی زوجین به طور مستقیم دارد. همچنین در قومیت ها، فقط در مردان قوم بلوچ، استقلال تعارضی، پیش بینی کننده رضایت زناشویی آن ها بود. فرد تمایزیافته در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی توانایی برخورد منطقی و عقلانی داشته و می تواند از برخورد با مسائل به صورت احساسی جلوگیری کند. بنابراین این افراد توانایی حل مسائل را به صورت مسالمت آمیز دارند. هرچه تمایز یافتگی فرد بیشتر باشد، به همان اندازه می تواند رفتار خویش را اندیشمندانه و مطابق با اصول صریح و جاافتاده هدایت کند.
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر هنر اجرا بر بهبود تنظیم هیجانی و تقلیل علایم اختلال استرس پس از سانحه در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸
197-211
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مطابق با ادبیات پژوهش، روابط پنهانی خارج از رابطه ی زناشویی موسوم به «خیانت زناشویی» با آسیبهای شدید روانشناختی در فرد خیانت دیده همراه میباشد. هدف از این مطالعه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر هنر اجرا (پرفورمنس آرت) بر بهبود تنظیم هیجانی و کاهش علایم استرس پس از سانحه در زنان آسیب دیده از خیانت همسر بود. روش: طرح تحقیق این مطالعه، شبه آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی زنان آسیب دیده از خیانت همسر بودند که در پاییز 1395 به علت برخی علایم بالینی ناشی از خیانت همسر به فراخوان برگزاری کارگاه درمان آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی در تهران، در شبکه ی ارتباطات مجازی پاسخ مثبت دادند. ۳۰ زن خیانت دیده که واجد ملاکهای ورود در پژوهش بودند، به شیوهی نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. درحالیکه افراد گروه آزمایش گروه درمانی مبتنی بر هنر اجرا را به مدت 16 ساعت در دو روز متوالی و هر روز هشت ساعت دریافت کردند، افراد گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. هنر اجرا یا پرفورمنس آرت، مشاوره ای گروهی از نوع هنردرمانیست که از روشهای عملی چون نوشتن نام، تمرین آینه، قرار گرفتن روبروی دیوار خالی، مشاهده ی رنگهای اصلی، تولید آوا، یادآوری واقعه ی خیانت، خلوت با خاطرهی رنج آور و نظایر آن برای تسهیل در تغییرات سازنده در زندگی اعضای گروه استفاده میکند. کلیه ی شرکت کنندگان به مقیاسهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و استرس پس از سانحه ی سون و فوا (1991) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و دوره ی پیگیری یکماهه پاسخ دادند. نتایج: نتایج تحلیل کوواریانس نشان میدهد زنان گروه آزمایش در قیاس با زنان گروه گواه به طور معناداری در مراحل پس آزمون و پیگیری نمره ی بالاتری در تنظیم هیجانی و نمره ی پایینتری در علایم استرس پس از سانحه کسب کرده اند (01/0p<). بحث: ابعاد خلاقانه ی گروه درمانی مبتنی بر هنر اجرا از طریق ایجاد یک فضای گروهی که تسهیل کننده ی فرایند همدلی و همیاری، و به اشتراک گزاردن مشکلات شخصیست، خاک حاصلخیزی برای بهبود آسیبهای عاطفی و هیجانی ناشی از خیانت همسر در زنان خیانتدیده فراهم می آورد. در چنین فضایی فرد خیانتدیده با سهولت بیشتری آلام ناشی از تجربه ی خیانت همسرش را با دیگرانی که واجد تجربه ی هیجانی مشابهی هستند و در فرایند پالایش هیجانی او برایش به مثابه ی آیینه ای تمام نما عمل میکنند، به اشتراک می گذارد؛ تاجاییکه فرد به ابراز هیجان و گفتگو با همسر خیانتکار خود سوق مییابد.
عشق به مثابه بلوغ مراقبتی نقدی بر نظریه مثلث عشق و ارائه رویکردی نوین به عشق در روابط زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۰
437-466
حوزههای تخصصی:
نیاز به عشق، یکی از نیازهای حیاتی بشر و از مهم ترین انگیزه های تشکیل و تداوم خانواده است؛ اما به زعم متخصصان در کنار سایر عوامل، فهم نادرست از مفهوم «عشق»، این نهاد را در معرض تهدید قرار داده است. هدف از این پژوهش ارائه نگاهی تحلیلی به ادراک رایج زوجین به مفهوم «عشق» در روابط زوجین، خصوصاً با تاکید بر نقد نظریه «مثلث عشق» استرنبرگ(1986) -بعنوان رویکرد رایج به مفهوم سازی «عشق» نزد روان شناسان و مشاوران ایرانی- است. در همین راستا با استعانت از رویکردهای نوکلاسیک و سه ظرفیتی ذهن، تعریف تفکر مراقبتی و مولفه های آن، و همچنین ساختار شخصیت در نظریه تحلیل رفتار متقابل، رویکردی بدیل و جامع از «عشق پایدار» ارائه خواهیم داد تحت عنوان «عشق به مثابه بلوغ مراقبتی». برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی، تحلیل مفهومی و تحلیل استنباطی بهره گرفته ایم. وجه تمایز اساسی این رویکرد با رویکردهای پیشینی که یا عشق را در جدال با عقل توصیف می کنند، یا یکی ازاین دو را برده دیگری می خوانند، و بطور کلی «عشق» را تحت جبر ناهشیار بشر تلقی می کنند، در این حقیقت است که عشق منبعث از عقلانیت با هر سه ظرفیت شناختی، عاطفی و ارادی است و گرچه متاثر از الگوها و طرحواره های ناهشیار می باشد، اما پدیده ای چندوجهی و انتخابی است. در این مقاله میان مفاهیم «عشق» و «شبهِ عشق» تمایز قایل می شویم و با پیشنهاد رویکرد «هرم عشق» که دارای رأس «بلوغ مراقبتی» به معنای آگاهی دائمی نسبت به دلایل ایجاد و تداوم عشق می باشد، در پی ارائه تصویری کامل تر از معنای عشق حقیقی در روابط زوجین هستیم، عشقی که دارای ماهیت تحولی است و در هر مرحله از حیات خانواده با آگاهی از مضامین همان دوره، خود را تغذیه نموده و پایدار و شاداب بماند.
مؤلفه های تجربه انگ بیماری در خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۴۲
187-202
حوزههای تخصصی:
اطلاعات کمی در مورد چگونگی بروز فرایند انگ زنی در فرهنگ های مختلف وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی مفهوم انگ زنی در فرهنگ ایرانی است. به این منظور با استفاده از روش کیفی تحلیل محتوا بر روی نمونه ای متشکل از 25 نفر از خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی به ارزیابی این مفهوم پرداخته شد. تأثیر انگ توسط دو نفر متخصص سنجیده شد. با تحلیل محتوای اطلاعات حاصله چند طبقه، که نشانگر ادراک مراقبین از انگ بود، مشخص گردید. طبقات عمده، دربرگیرنده این مفاهیم بودند: پنهان کاری، نگرش های مبتنی بر انتقال ژنتیکی بیماری، عقاید سنّتی در جامعه نسبت به بیماران روان پزشکی، عقاید مبتنی بر مشیّت الهی و پذیرش، فشار و اهمیت تفاوت های جنسیتی در میزان انگ دریافتی. با توجه به نتایج، به نظر می رسد که بیماران با اختلالات روان پزشکی و خانواده های آن ها، از دامنه وسیعی از پیامدهای بیماری در قالب انگ رنج می برند. پنهان کاری و محدودیت به عنوان تجربه شایع در میان این خانواده ها گزارش شدند. افزایش اطلاعات عمومی افراد در رابطه با انگ بیماری، به تعدیل نگرش های انگ زنی و واکنش های منطبق تری از سوی بیماران و خانواده های آن ها منجر می گردد.
اثربخشی بازی درمانی والد کودک بر کاهش نشانگان افسردگی کودکان مبتلا به سرطان، کاهش استرس ادراک شده مادران و بهبود رابطه والد کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۷
461-482
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بازی درمانی والد کودک بر کاهش افسردگی کودکان مبتلا به سرطان، استرس ادراک شده مادران آن ها و بهبود رابطه والد کودک به انجام رسید. تعداد 14 کودک، با روش نمونه گیری در دسترس از بین مراجعه کنندگان به بیمارستان دکتر شیخ مشهد انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 7 نفره مداخله و کنترل گمارش شدند. مادران در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس استرس ادراک شده (PSS) و مقیاس ارتباط والد کودک (PCRS) و کودکان به پرسش نامه افسردگی کودک (CDI) پاسخ دادند. هر زوج مادر و کودک در گروه آزمایشی 8 جلسه بازی درمانی والد کودک را به صورت فردی دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. افسردگی کودکان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت. هم چنین رابطه والد کودک در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بهبود پیدا کرد، اما در متغیر استرس ادراک شده، بین مادران گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری یافت نشد. بازی درمانی والد کودک می تواند بر کاهش نشانگان افسردگی کودکان مبتلا به سرطان و بهبود رابطه این کودکان و والدین شان موثر باشد، اما این نوع درمان کاهش محسوسی در استرس ادراک شده مادران ایجاد نمی کند.
تأثیر مداخله بهنگام خانواده محور مبتنی بر بازی درمانی بومی سازی شده بر نشانه های بالینی کودکان ADHD پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۵
53-68
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی بومی شده بر کاهش شدت نشانه های کاستی توجه و فزون کنشی/تکانش گری کودکان ADHD در دوره پیش دبستان انجام شد. روش پژوهش کاربردی و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه گروه گواه بود. به همین منظور با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای در دسترس، تعداد 24 نفر از مادران کودکان پیش دبستانی دارای اختلال ADHD انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 10 جلسه بازی درمانی بومی سازی (LPT) شده شرکت داده شده و گروه گواه بدون دریافت آموزش در نوبت انتظار قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ADHD وندربیلت فرم والد (ول ریچ و همکاران، 1997) و مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات کاستی توجه و فزون کنشی/تکانش گری گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مداخلات خانواده محور مبتنی بر بازی درمانی بومی سازی شده بر نشانه های توجه و فزون کنشی/ تکانش گری کودکان پیش دبستانی دارای اختلال ADHD تأثیر دارد. دستاورد چنین پژوهشی می تواند به عنوان یک روش درمانی در اختیار متخصصان و والدین کودکان دارای ADHD قرار گیرد.
رابطه سبک های مقابله دینی و آمادگی نسبت به شرم و گناه با هیجان ابراز شده در اعضای خانواده افراد با اختلالات روانی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۷
89-104
حوزههای تخصصی:
هیجان ابراز شده یکی از شاخص های پیش بینی کننده احتمال عود در افراد با اختلال های روانی مزمن است. اهداف این پژوهش عبارت بودند از(1) بررسی رابطه آمادگی نسبت به شرم و گناه و سبک های مقابله ای دینی با شدت هیجان ابراز شده در اعضای خانواده بیماران با اختلال روانی مزمن و (2) بررسی ارتباط افتراقی آمادگی شخصیتی نسبت به شرم و گناه با سبک های مقابله ای دینی. جامعه پژوهش خانواده های افراد با اختلالات روانی مزمن در شهر زنجان در نظر گرفته شدند و نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. در نهایت 116 نفر برای شرکت در این مطالعه اعلام آمادگی کردند. از افراد خواسته شد به پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه عواطف خودآگاه، پرسشنامه خانواده (شاخص هیجان ابراز شده) و فرم کوتاه شده سبک های مقابله ای دینی پاسخ دهند. یافته های تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد از بین متغیرها، تنها سبک مقابله ای دینی مثبت، تغییرات مربوط به شدت هیجان ابراز شده را پیش بینی کرد. همچنین آمادگی شخصیتی برای تجربه احساس گناه با سبک مقابله ای دینی مثبت رابطه مستقیم و با سبک مقابله ای دینی منفی رابطه معکوس داشت، در حالیکه آمادگی شخصیتی تجربه شرم با سبک مقابله ای دینی مثبت ارتباط معکوس، ولی با سبک مقابله ای دینی منفی رابطه مستقیم داشت. از لحاظ مولفه های هیجان ابراز شده در 71 درصد از خانواده ها شاخص انتقاد از عضو بیمار و در 59 درصد شاخص درگیری هیجانی بیشتر از میزان طبیعی بود. به نظر می رسد نقش سبک مقابله ای دینی مثبت در مقایسه با آمادگی شخصیتی شرم و گناه در پیش بینی هیجان ابراز شده بیشتر است. تجربه شرم و گناه به عنوان یک مولفه شخصیتی کلی، تاثیری روی هیجان ابراز شده ندارد و یک علت احتمالی این امر احتمالاً به خاطر تاثیرعوامل خطر اجتماعی مرتبط با اختلال های روانی مانند انگ انگاری اجتماعی است. رابطه افتراقی آمادگی شخصیتی نسبت به شرم و گناه با سبک های مقابله ای دینی مثبت و منفی نشانگر این مساله است که احتمالاً آمادگی شخصیتی نسبت به شرم ممکن است در شکل گیری سبک مقابله ای دینی منفی اثر داشته باشد در حالیکه آمادگی شخصیتی نسبت گناه در شکل دهی به سبک های مقابله ای دینی مثبت نقش دارد.
متناسب سازی و اعتباریابی برنامه شکوفایی پِرما به منظور بهبود بهزیستی روان شناختی نوجوانان کم شنوا و والدین آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
355 - 370
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش متناسب سازی و اعتباریابی برنامه شکوفایی پرما به منظور بهبود بهزیستی روان شناختی نوجوانان کم شنوا و والدین آنها بود. پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع بنیادی و از نظر ماهیت و جمع آوری داده ها از نوع کیفی است. جامعه آماری آن از متخصصان روان شناسی و آموزش افراد استثنایی، معلمان و والدین نوجوانان کم شنوای شهر کاشان تشکیل می شد. نمونه پژوهش شامل چهار متخصص روان شناسی و آموزش افراد استثنایی، چهار معلم و چهار نفر از والدین نوجوانان کم شنوا می شد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. متناسب سازی و اعتباریابی برنامه در پنج مرحله بررسی پیشینه های نظری، بررسی برنامه های موجود، متناسب سازی برنامه، اعتباریابی برنامه و تبیین اعتباریابی آن انجام شد. از رویکرد دلفی برای متناسب سازی محتوا، از مثلث سازی بررسی کننده به منظور اعتباریابی، از روش درصد توافق متخصصان برای تعیین پایایی و از روش لاشه به منظور محاسبه شاخص روایی محتوایی استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که پایایی برنامه با روش درصد توافق برابر با 93 درصد و شاخص روایی محتوایی آن برابر با 97/0 است. بنابراین، برنامه شکوفایی پرما به منظور بهبود بهزیستی روان شناختی نوجوانان کم شنوا و والدین آنها از روایی و اعتبار بالایی برخوردار است.