فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۲۱ تا ۴٬۱۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۹
۱۵۹-۱۸۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقش حکمرانی خوب به عنوان عامل کلیدی برای اثربخشی توسعه در سالهای اخیر شناخته شده و بر آن تأکید شده است. این مورد بحث می شود که صرفاً تخصیص منابع عمومی برای کالاها و خدمات مناسب ممکن است به پیامدهای مناسب در این بخش نینجامد. اگر نهادهای بودجه ای که دربرگیرنده تدوین بودجه، اجرا و نظارت هستند نقص داشته باشند. به گونه ای که صرفاً تخصیص منابع بودجه ای برای کالاها و خدمات مناسب باشد، ممکن است به پیامدهای مثبت در بخش سلامت نینجامد. به عبارتی حکمرانی عامل تعیین کننده اثربخشی مخارج عمومی است. مطالعات نشان داده است که حکمرانی منجر به بهتر شدن پیامدهای توسعه می شود. به گونه ای که رابطه خیلی نزدیکی بین حکمرانی و گسترش وسیع شاخصهای بخش سلامت ازجمله نرخ مرگ ومیر نوزادان و مادران، امید به زندگی در بدو تولد و سالهای تحصیل و غیره وجود دارد. با توجه به وضعیت نامناسب خدمات بهداشتی و درمانی در کشورهای درحال توسعه به دلیل مدیریت نامناسب سیاستهای دولت در این بخش، سرمایه گذاری کم در بخشهای اجتماعی از قبیل بهداشت و درمان، هدف اصلی این تحقیق «بررسی تأثیر شاخص کیفیت حکمرانی بر شاخصهای بخش سلامت طی دوره 1996 تا 2014 برای کشورهای منطقه جنوب غربی آسیا» است. مدیریت بودجه ای ضعیف یکی از دلایل متعددی است که دولتها در کشورهای درحال توسعه، مخارج عمومی خود را به طور کارا در جهت ارائه خدمات انجام نمی دهند. پیشنهاد منطقی بدین صورت است؛ مدیریت منابع عمومی برای ارتقای مؤلفه های بخش سلامت، آموزش بهتر، پرسنل ماهرتر، کار کردن در یک محیط سازمانی با یک سیستم انگیزشی که باعث کاهش مالیاتها شود و کارایی هزینه را ارتقاء دهد به گونه ای که بسیاری از مطالعات اثرات فساد و نهادها را به طورکلی روی متغیرهای دیگر ازجمله رشد اقتصادی، سرمایه گذاری عمومی و زیرساختهای اجتماعی می پردازد. می توان گفت که شاخصهای حکمرانی (مشتمل بر شفافیت و پاسخگویی، ثبات سیاسی، عدم خشونت و تروریسم، اثربخشی دولتی، کیفیت قوانین و مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد) دارای تأثیر منفی قوی روی نرخ مرگ ومیر است. روش: از روش داده های تابلویی و نرم افزار استاتا 12 برای تخمین داده ها و اطلاعات استفاده است. پژوهش حاضر مطالعه ای بین کشوری بوده و با توجه به اینکه داده های حکمرانی از سال 1996 میلادی منتشر شده است، دوره مورد مطالعه محدود به تعداد سالهایی است که نمی توان از اقتصادسنجی سری زمانی استفاده کرد. ازاین رو برای تخمین مدل از روش اقتصادسنجی داده های ترکیبی (پانل داده ها) استفاده می شود. همچنین تخمین داده های سری زمانی طی دوره 21 ساله 2015-1996 با استفاده از نرم افزار استاتا 12.انجام شد. تخمین داده ها به روش داده های تابلویی مزایایی فراتر از روش صرف برش مقطعی دارد. به گونه ای که کار کردن با پانل اجازه می دهد که به حساب می آید که چگونه حکمرانی روی سلامت در طول زمان در میان یک کشور ممکن است روی عملکرد سیستم مراقبت سلامت کشور دیگر تأثیر داشته باشد. منفعت داده های تابلویی، بیشتر نمودن درجه آزادی به وسیله اضافه نمودن تغییرپذیری بعد سری زمانی است. بر مبنای دلایل اقتصادی و اقتصادسنجی، در دسترس بودن داده ها و مطالعات گذشته روی پیامدهای بخش بهداشت در اینجا برازش بر اساس مدل اثرات ثابت انجام شد. همچنین داده ها از یک نمونه از 23 کشور آسیای جنوب غربی استفاده شد. داده های سالانه برای هر کشور برای دوره زمانی پوشش در بر گرفته شده از سال 1996 تا 2014 جمع آوری شده است. معیار برای انتخاب کشورها بر مبنای در دسترس بودن داده ها بوده است. داده های حکمرانی از شاخص کلی حکمرانی 2014 و دیگر داده ها از شاخص توسعه جهانی گرفته است. یافته ها: نتایج حاصل از برآورد شاخص کیفیت حکمرانی بر شاخصهای بخش سلامت در گروه منتخب کشورهای منتخب جنوب غربی آسیا با محاسبه میانگین موزون شاخصهای حکمرانی خوب بر اساس مدل گانی و دانکن (2004)، کیفیت حکمرانی معرفی شده و تأثیر آن بر شاخصهای این بخش مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که کیفیت حکمرانی که از طریق میانگین موزون شاخصهای حکمرانی خوب محاسبه شده است که از 4 مؤلفه «نرخ مرگ ومیر نوزادان، نرخ مرگ ومیر کودکان زیر 5 سال، امید به زندگی در بدو تولد و نرخ خام مرگ ومیر» به عنوان شاخصهای بخش سلامت استفاده شده است. نتایج نشان داد که در هر 4 مدل، شاخص کیفیت حکمرانی دارای تأثیر معناداری بر مؤلفه های توسعه بخش سلامت می باشند. به عبارتی می توان بیان داشت که کشورهای با حکمرانی بهتر دارای وضعیت کارآمدتری در بخش بهداشت و سلامت هستند. بحث: در این مقاله تأثیر حکمرانی خوب بر شاخصهای بخش سلامت در طی دوره 1996
تحلیل عوامل مؤثر بر تنبلی اجتماعی (مطالعه مقایسه ای میان کارمندان دو شهر یزد و خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
91 - 116
تنبلی اجتماعی به عنوان «کاهش قابل ملاحظه تلاش افراد در کارهای گروهی در مقایسه با انجام همان کار به صورت انفرادی» تعریف شده است. با توجه به این مسئله، هدف مقاله حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر تنبلی اجتماعی در سطح خرد، میانه و کلان و ارائه راهکارهای لازم برای آن در جامعه می باشد. برای این منظور، با استفاده از داده های پیمایشی در بین 400 نفر از کارمندان دو شهر یزد و خرم آباد به بررسی عوامل تأثیرگذار پرداخته می شود. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند گانه استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که نبود انگیزه پیشرفت و غضب اخلاقی در سطح خرد و بیگانگی سیاسی و عام گرایی در سطح کلان با 0.48 درصد تبیین، مهم ترین تبیین کننده های تنبلی اجتماعی در این پژوهش می باشند.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه نیافتگی استان کردستان با تأکید بر توسعه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
192 - 226
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های کشورهای درحال توسعه تمرکز شدید و تعادل نامتوازن است، برای ایجاد تعادل و توسعه همه جانبه در کشور مطالعه و پژوهش درباره مناطق کمتر توسعه یافته جهت برنامه ریزی های آینده امری لازم و ضروری می باشد، این مقاله به بررسی عوامل مؤثر بر توسعه نیافتگی استان کردستان پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن تلفیقی از تحلیل محتوا و تحلیل مقایسه ای است. از نرم افزار max QDA برای تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده با صاحب نظران استان و تحلیل مقایسه ای آمار اخذ شده از مرکز آمار ایران در سال 1395 استفاده شده است. بر اساس دیدگاه پارسونز و گرب و نظریه دولت محوری، تأثیر ایدئولوژی و ساختار قدرت بر خرده نظام فرهنگی و تأثیر خرده نظام فرهنگی بر خرده نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، علل توسعه نیافتگی تبیین شده است. فرض اساسی این پژوهش که فرهنگ یک متغیر بسیار مهم در دستیابی به توسعه است، تأیید گردیده است. بر اساس دیدگاه های نظری، توسعه فرهنگی پیش شرط توسعه همه جانبه است؛ بر اساس نتایج این پژوهش می توان با تأکید بر نقش دولت، ساختار قدرت و ایدئولوژی در راستای حمایت و استفاده از ظرفیت های قومی و بومی و تأکید بر این امر که محوریت توسعه مشارکت است. بر این اساس سیاست ها و برنامه ریزی فرهنگی در راستای مشارکت اقوام و نخبگان آن ها، ارتقاء شاخص های توسعه فرهنگی و استفاده از ظرفیت رسانه و صنایع فرهنگی از سوی نهادها، همچنین دوری از فرایندهای آسیب زایی مانند تبعیض و تمرکزگرایی، موجبات بهبود شاخص های کیفیت زندگی، افزایش سرمایه گذاری اقتصادی و توسعه استان کردستان را فراهم می آورد.
بازنمایی سبک های مدیریت و راهبردهای حل تعارض در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۷
151 - 190
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف شناخت ابعاد مختلف تعارض در تعاملات اجتماعی و ارائه راهبردهای افزایش توانایی مدیریت آن با بهره مندی از آیات قرآن به عنوان کتاب هدایتگر انسان، به روش تحلیل محتوا و با استناد به آیات قرآن نگاشته شده است. تبیین مرحله به مرحله تعارض در آیات قرآن، تبیین قرآنی سبک های مدیریت تعارض و ارائه راهبردهای قرآنی برای حل تعارضات ارتباطی از دستاوردهای پژوهش حاضر است. نتیجه آنکه قرآن کریم مسئله تعارض در روابط را پذیرفته و آن را نتیجه طبیعی و اجتناب ناپذیر تفاوت های ذاتی انسان ها می داند. در آیات قران چهار نوع تعارض موردتوجه قرار گرفته است و سبک های پنجگانه مدیریت تعارض به خوبی قابل شناسایی است. قرآن برای افزایش توانایی دفع و کنترل آن که در بُعد فردی مطرح می شود: حقیقت جویی و حقیقت خواهی، خودآگاهی، خوددرمانبخشی و عقل گرایی و برای رفع و حل تعارض ها که به بُعد میان فردی مسئله توجه دارند مواردی منجمله: مذاکره، میانجی گری، و داوری را پیشنهاد نموده است. بکارگیری صحیح این راهبردها می تواند تعارض را از حالت یک رویداد مخرب و آسیب زا به حالت فرصتی برای بهره مندی از نظرات و تفاوت های بین فردی تبدیل نماید.
تحلیل فضایی تأثیر قانون هدفمند سازی یارانه ها بر مصرف انرژی خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی دولت نهم از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه-ها ایجاد زیرساخت های لازم برای توزیع عادلانه تر مصرف انرژی در بخش خانگی بوده است. پژوهش حاضر با تأکید بر جدایی گزینی جغرافیایی طبقات اجتماعی در جوامع شهری، به تحلیل فضایی تأثیر قانون هدفمندسازی یارانه ها بر مصرف برق خانوار در مناطق شهر اصفهان پس از گذشت حدود سه سال از اجرای آن (پایان فاز اول) می پردازد. در این رابطه ابتدا با به کارگیری روش تاپسیس به رتبه بندی مناطق شهری اصفهان از منظر پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانوار پرداخته شده و سپس با روش خوشه بندی سلسله مراتبی، مناطق کلان شهر اصفهان در 5 سطح خوشه بندی شده اند. پس از آن، جهت تبیین تفاوت های میان خوشه-ها از نظر میزان کاهش مصرف برق خانوار پس از اجرای قانون ازآزمون های آماری استنباطی استفاده شد. داده های موردنیاز علاوه بر استفاده از روش میدانی، از طریق مدارک و اسناد سازمانی با مراجعه به شرکت توزیع برق شهرستان اصفهان گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه در قبل و پس از اجرای هدفمندسازی، میان خوشه های پنج گانه شهر اصفهان از نظر میزان مصرف برق خانوار تفاوت معناداری وجود داشته است، اما اجرای قانون بر این خوشه ها تاثیر یکسانی داشته و از منظر میزان کاهش مصرف برق خانوار تفاوت معناداری نداشته اند. این نتیجه مؤید آن است که قانون هدفمندسازی یارانه ها در فاز اول اجرایی خود در دستیابی به یکی از مهم ترین اهداف خود چندان موفق عمل نکرده است.
بررسی ساختار سیاسی- اجتماعی جامعه شهر سوخته در هزاره سوم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار سیاسی- اجتماعی جوامع در دوره آغاز شهرنشینی یکی از موضوعاتی است که در دهه های اخیر ذهن باستان شناسان را به خود مشغول کرده است. بررسی این موضوع با رویکردهای گوناگون منجر به استفاده از روش ها، تقسیم بندی ها و اصطلاحات متفاوت شده که در ده ها مقاله و کتاب مطرح و به بحث گذاشته شده اند. توجه به سازوکارهای حکومتی، اقتصاد سیاسی و رابطه قدرت در چنین جوامعی مباحثی چون وظایف شخص/ اشخاص برتر، فرمانروا، گروه های اشرافی و رابطه شان با یکدیگر را پیش می کشد. از بطن چنین مباحثی است که موضوعاتی چون ماهیت و کارکرد سلسله مراتب عمودی و سلسله مراتب افقی در جامعه مطرح می شود. استفاده از رویکردهایی ایستا و تک راستا در بررسی جوامع پیچیده باعث شده برخی از پژوهشگران برای شناخت و معرفی ساختار سیاسی- اجتماعی این جوامع از الگوهای مشخص و از پیش تعریف شده استفاده کنند و تفاوت هایی را که می تواند بین آنها وجود داشته باشد نادیده بگیرند. شهر سوخته در هزاره سوم پ.م. یکی از جوامعی است که ساختار سیاسی- اجتماعی آن با ساختارهای از پیش تعریف شده برای جوامع پیچیده هم زمان همخوانی ندارد. بر همین اساس در این مقاله سعی نموده ایم با بررسی متغیرهایی چون معماری، تدفین، آلات و ادوات اداری و الگوی پراکندگی محوطه ها، با شناخت بخش های اثرپذیرتر از ساختار سیاسی- اجتماعی، تصویری را از رابطه قدرت و نحوه اداره این جوامع بازسازی کنیم.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با احساس نابرابری اجتماعی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۷
26 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با احساس نابرابری اجتماعی در شهر کازرون است. روش تحقیق از نوع پیمایش و جامعه ی آماری آن افراد سرپرست خانوار در شهر کازرون که تقریباً 28988 نفر هستند بوده، که 275 نفر از آنها با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری چند مرحله ای؛ ابتدا طبقه ای نسبی و بعد در داخل طبقات نمونه گیری سیستماتیک انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی محقق ساخته است که روایی آنها از طریق اعتبار صوری و پایایی آن از طریق محاسبه ی ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن است که متغیرهای سن، تعداد اعضای خانواده، پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده و دسترسی نابرابر به مسیرهای استخدامی، تجمل گرایی، سرمایه ی اجتماعی، دسترسی نابرابر به امکانات بهداشتی، با نابرابری اجتماعی رابطه ی معناداری دارند. همچنین نتایج رگرسیون نشان می دهد که تجمل گرایی و دسترسی نابرابر به امکانات بهداشتی در مجموع 45 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.
تنهایی در شهر: بررسی تجربه ی زیسته ی احساس تنهایی و ارتباط آن با میزان رضایت از زندگی در میان شهروندان بالغ شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹
26 - 51
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین دغدغه ها و مسائل اجتماعی که با ظهور عصر مدرن در جامعه ی انسانی رواج یافته و توجه بسیاری از محققان حوزه ی علوم اجتماعی را به سوی خود جلب کرده است، دغدغه ی تنزل روابط اجتماعی و تضعیف نگران کننده پیوندها و نیز کاهش همبستگی اجتماعی است. بدین لحاظ هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی تجربه ی زیسته ی احساس تنهایی و ارتباط آن با میزان رضایت از زندگی در میان شهروندان بالغ شهر تهران<strong> </strong>است. این پژوهش از روش پیمایش با رویکرد توصیفی از نوع همبستگی بهره برده و جامعه ی آماری موردبررسی کلیه ی شهروندان بالغ کلان شهر تهران بود که 524 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای برای ارزیابی برگزیده شدند. ابزار گرداوری اطلاعات مقیاس کوتاه شده ی احساس تنهایی اجتماعی– عاطفی بزرگ سالان (SELSA-S) و مقیاس سنجش رضایت از زندگی باشد، از میزان احساس تنهایی آن ها کاسته می گردد و برعکس. از سوی دیگر، مردان، افراد مطلّقه و همسر فوت کرده (SWLS) است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان دادند که 6/30 درصد از شهروندان در حد متوسط و 6/. درصد آن ها در سطح شدید احساس تنهایی را تجربه کرده اند. همچنین، میزان رضایت شهروندان تهرانی از زندگی شان در حد متوسط به بالا ارزیابی شد. یافته های استنباطی نیز نشان دادند که هراندازه میزان رضایت شهروندان از زندگی شان بیشترنسبت به زنان و افراد متأهل، بیشتر احساس تنهایی می کردند. سایر متغیرهای زمینه ای نظیر متغیر اصالت، قومیت، وضعیت سکونت، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، سطح تحصیلات و سن هیچ ارتباط معناداری بااحساس تنهایی نداشتند.
بازشناسی هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در فضاهای عمومی شهری تهران . بهاران تنکابنی، پویان شهابیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۵
229 - 257
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی شهری بخش بزرگی از نیازهای اجتماعی انسان ها را در جوامع شهرنشین برآورده می کنند. با توجه به این که تعامل شهروندان با فضاهای عمومی از یک سو و ارتباط شهروندان با یکدیگر در فضاهای عمومی از سوی دیگر از الزامات زندگی شهری است؛ بازشناسی کیفیت و ویژگی های این فضاهای شهری و هنجارهای اجتماعی- فرهنگی حاکم بر آن ها ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش "نظریه مبنایی" تلاش دارد به استخراج مقوله های مرتبط و تعریف کننده انواع فضاهای عمومی شهری تهران در عصر حاضر بپردازد. با توجه به دیدگاه های کاربران این فضاها، مقوله ها عبارت اند از: برابری، آرامش و آسایش، تنوع، ارتباط و تعامل، تصویر ذهنی و معنا، گرایش، آگاهی، حس تعلق و هویت جمعی، هماهنگی، آزادی، حضور، پویایی و سرزندگی. همچنین مهم ترین مسئله ای که فضاها با آن مواجه هستند، "تعادل و عدالت" در ابعاد و مقوله های گوناگون است؛ فضاهای عمومی شهری تهران را زمانی می توان فضاهایی متعادل و عادلانه دانست که بتوانند در همه جوانب و مقوله ها تعادل و عدالت را برقرار کنند. اما به نظر می رسد که امروزه به ناچار باید هر نوع فضایی را که بتواند برآورنده حتی بخش کوچکی از نیاز انسان بر فضای عمومی شهری باشد، به عنوان فضای عمومی شهری پذیرفت و درعین حال در خصوص کیفیت آن و میزان نزدیکی به معیارها و هنجارهای یک فضای عمومی شهری آرمانی بحث کرد. بدین منظور در این پژوهش تلاش شده است با توجه به ابعاد، مفاهیم، مسائل و چالش های مطرح شده در این فضاها، بایدهاونبایدها یا به عبارت بهتر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی- ایجابی و سلبی- مرتبط با آن ها را تبیین کرد. واژه های کلیدی: فضای عمومی شهری، تهران، هنجار، عصر حاضر، تعادل و عدالت
بررسی موانع اقتصادی توسعه یافتگی در استان ایلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
درمیان مباحث متعددی که در چند دهه اخیردرحوزه علوم اجتماعی مطرح شده،بحث توسعه از گستردگی واهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.از این رو این مقاله به بررسی موانع اقتصادی توسعه یافتگی در استان ایلام و درک وتفسیر مردمان آن دیاراز توسعه می پردازد با توجه به اینکه روش شناسی عمده ی این تحقیق کیفی بوده و از روش مردم نگاری برای عملیات گردآوری داده ها و از نظریه ی زمینه ای برای تحلیل و ارائه داده ها استفاده شده است. در این پژوهش، اطلاعات مشاهده ای و اسنادی توسط محقق گردآوری و اطلاعات مصاحبه ای نیز از 56 نفر مشارکت کنندگان ساکن در میدان مطالعه بعمل آمد. برای تعیین افراد مورد مصاحبه، از روش نمونه گیری کیفی- هدفمند و برای تعیین تعداد مصاحبه شوندگان از منطق اشباع نظری در نمونه گیری نظری استفاده شد. نتایج بررسی نشان می دهدکه مهم ترین موانع اقتصادی توسعه یافتگی در این استان مشکلات اکولوژیک،نبود بخش خصوصی قوی،نبود زیرساخت های اقتصادی و فقراقتصادی مزمن می باشد. براساس مدل نهایی ، توسعه به مثابه پدیده ای دوگانه و تقابل گرا، درک، ارزیابی و تفسیر شده است که توانسته از یک طرف استان ایلام را توانمند ساخته و بسیاری از مسایل ومشکلات زندگی آنان را در ابعاد مختلف تغییر و نوسازی مشخص کند؛ و از طرف دیگر، مستلزم پرداخت هزینه های سنتی بوده که از دید مردم استان ایلام به عنوان نتایج نامطلوب توسعه تلقی می گردد .
Development of a Causal Model of Virtual Social Networking Dependence in High School Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Extreme dependence on virtual social networks has devastating consequences such as academic underachievement, sleep disorder, and social isolation, clearly highlighting the need for research in this area. The purpose of this study was to investigate the effect of rumination, social support, loneliness and social anxiety on dependence on virtual social networks with an emphasis on the mediating role of self-regulation. Methodology: The statistical population included all female upper secondary school students in Tehran who studied in the academic year of 2017-18. Six hundred (600) students were selected by multistage random cluster sampling. Research data was analyzed using structural equation modeling. Findings: The results indicated that the model had a good fit. Also the direct and indirect effects of social anxiety and social support, as well as the direct impact of loneliness on the dependence on virtual social networks, are rejected at the alpha level of 0/05 and are not significant. Discussion: Rumination and self-regulation variables were significant in direct effect. Rumination and loneliness variables were also significantly correlated with self-regulation mediation in indirect effect.
سنخ شناسی طلاق و پیامدهای اجتماعی آن (مطالعه موردی: زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی انواع طلاق و پیامدهای اجتماعی آن انجام شده است و در آن از نظریه کنش عقلانی وبر و کنش منطقی پارتو و همچنین نظریه اقتصادی گری بکر مبنی بر گونه های طلاق عقلانی (جاه طلبانه، فاعلانه، توافقی، منفعلانه) و طلاق غیرعقلانی (اجباری و شتاب زده) با متغیرهای سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی و اخلاقی، فرصت های اجتماعی، دوگانگی نقش، رابطه های اجتماعی و پایگاه اجتماعی استفاده شده است. پژوهش حاضر، با روش پیمایشی و روش شناسی کمی انجام شده است. جامعه آماری، همه زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد استان چهارمحال و بختیاری در سال 1395 بوده است که تعداد 400 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و با تکنیک طبقه ای منظم با ابزار پرسش نامه محقق ساخته و استاندارد (در حوزه کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی) مطالعه و بررسی شده اند. ابزار سنجش با روایی صوری و سازه ای (تحلیل عاملی) ارزیابی شده است و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 87/0 اعلام شده است. داده ها نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای آماری Spss و Amos ارائه شده است. نتیجه ها نشان می دهند همه متغیرهای پژوهش در سطح p=/0001 معنی دار بوده اند؛ به طوری که طلاق عقلانی جاه طلبانه برارتباط های اجتماعی، فرصت های اجتماعی، امنیت اجتماعی و اخلاقی و کیفیت زندگی، تأثیر مثبت و مستقیم و بر سرمایه اجتماعی، دوگانگی نقش و پایگاه اجتماعی، تأثیر منفی و معکوس دارد. طلاق عقلانی فاعلانه بر ارتباط های اجتماعی، فرصت های اجتماعی و پایگاه اجتماعی، تأثیر منفی و معکوس و بر سرمایه اجتماعی، امنیت اجتماعی و اخلاقی و دوگانگی نقش، تأثیر مثبت و مستقیم دارد. طلاق عقلانی توافقی بر ارتباط های اجتماعی، فرصت های اجتماعی و کیفیت زندگی، تأثیر منفی و معکوس و بر سرمایه اجتماعی، امنیت اجتماعی و اخلاقی و دوگانگی نقش، تأثیر مثبت و مستقیم دارد. طلاق عقلانی منفعلانه بر ارتباط های اجتماعی متمرکز، فرصت های اجتماعی و کیفیت زندگی، تأثیر مثبت و مستقیم و بر سرمایه اجتماعی، امنیت اجتماعی و اخلاقی و دوگانگی نقش، تأثیر منفی و معکوس دارد. طلاق غیرعقلانی شتاب زده و اجباری بر فرصت های اجتماعی، تأثیر منفی و معکوس و بر سرمایه اجتماعی، دوگانگی نقش و امنیت اجتماعی و اخلاقی، تأثیر مثبت و مستقیم دارد. در کل نتیجه ها نشان می دهند طلاق های عقلانی، پیامدهای اجتماعی کمتری نسبت به طلاق های غیرعقلانی دارند و با توجه به نقش فاعل کنش در تصمیم به طلاق، پیامدها نیز متفاوت اند.
اثر روان درمانگری پویشی کوتاه مدت مبتنی بر «بن مایه تعارضی ارتباط» بر رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی اثر روان درمانگری پویشی کوتاه مدت مبتنی بر «بن مایه تعارضی ارتباط » برافزایش رضایت زناشویی زوجین ایرانی بود. جامعه آماری شامل زنان و مردان متأهل ساکن شهر قم بودند که حداقل سه سال از زندگی مشترکشان گذشته باشد. تعداد 30 آزمودنی که به شکل داوطلبانه انتخاب شده بودند، به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه در مرحله پیش آزمون از طریق مقیاس رضایت زناشویی انریچ ارزیابی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش دوره درمان روان پویشی کوتاه مدت مبتنی بر«بن مایه تعارضی ارتباط » را به طور کامل گذراندند. به منظور ارزیابی اثر درمان، هر دو گروه مجدداً در مرحله پس آزمون پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ را پاسخ دادند. یافته ها نشان داد، نمرات رضایت زناشویی و خرده مقیاس ها در گروه آزمایش به طور معنی دار افزایش یافته است. نتایج این وارسی نه تنها سودمندی روان درمانگری پویشی کوتاه مدت مبتنی بر«بن مایه تعارضی ارتباط » را در کاهش مشکلات زناشویی برجسته می سازد؛ بلکه همچنین بر مبنای مفروضه های نظری این مدل درمانی، وجود مبانی این مشکلات در روابط پیشین زوجین را نیز مورد تأکید قرار می دهد.
تأثیر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی بر آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مسئله ی کودک آزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت عوامل زمینه ساز مسئله ی کودک آزاری در جامعه ضرورتی اجتناب ناپذیر است. زیرا آسیب های ناشی از آن در سطح فردی و اجتماعی غیر قابل اغماض است. پژوهش حاضر با هدف شناخت آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مصادیق کودک آزاری، با به کارگیری دیدگاه بوردیو انجام شده است. در این راستا نقش عواملی چون سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بر میزان آگاهی و عملکرد والدین نسبت به مصادیق کودک آزاری در نظر گرفته شده است. روش پژوهش میدانی (پیمایش) بوده و روی نمونه ای به حجم 301 نفر از والدین دارای فرزند 18-0 ساله ی شهر رشت انجام شده است و از طریق آزمون های آماری مرتبطی چون همبستگی و رگرسیون چند گانه فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که انواع مختلف سرمایه های در اختیار والدین پیش بین مناسبی برای میزان آگاهی و عملکرد آنها نسبت به انواع مختلف کودک آزاری می باشند. به عبارتی دیگر، برخورداری افراد از سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، آگاهی بالاتر و عملکرد مناسب تر آنها نسبت به انواع مختلف کودک آزاری را در پی خواهد داشت.
To Have an Ethos Transplant, as It Were: Iranian Organizations in Washington DC in Early 21st Century(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Based on eighteen months of ethnographic fieldwork from 2004 to 2006 among a range of Iranian organizations in Washington, D.C., this article argues that the studied organizations were engaged, without being always necessarily aware of it or formulating it as such, in what we may call an “ethos transplant:” a transformation of “Iranian character” and political culture to make it more susceptible to “democracy;”a subject-making project in the Foucauldian sense. We trace this medicalized discourse about “national traits” and “political culture” to the 19th century and review several outbursts of this approach in the Iranian and international scene thenceforth. Bram Stoker’s 1897 novel, Dracula, is discussed at length as the epitome of this kind of approach
تحلیلی بر احساس تعلق مردم به جامعه در حال تغییر ایران و عوامل موثر بر آن (موردمطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
3 - 26
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله سنجش میزان احساس تعلق به جامعه ایران و عوامل مؤثر بر آن است. تعلق اجتماعی در دو بعد تعلق عاطفی و تعلق عملی تعریف و با بهره گیری از روش پیمایش و استفاده از پرسش نامه محقق ساخته در طیف لیکرت و تکنیک نمونه گیری خوشه ای از مناطق 22 گانه تهران، 1016 پرسش نامه صحیح از ساکنین ۱۸ تا 65 سال به دست آمد. یافته ها نشان داد که تعلق به جامعه ایران در سطح متوسط قرار دارد و متغیرهای تعلق دینی، اعتماد اجتماعی، خِردگرایی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با میزان احساس تعلق رابطه دارد. همچنین متغیرهای زمینه ای تحصیلات، سن، وضع تأهل، با متغیر وابسته رابطه دارد. مدل های رگرسیونی چندگانه نشان داد که مجموع متغیرهای مزبور 325/0 تغییرات تعلق عاطفی و 321/0 تغییرات تعلق عملی را تبیین می کند. خِردگرایی و تعلق دینی الگوهای متفاوتی را از تأثیر بر ابعاد تعلق اجتماعی نشان داد.
ارزیابی تأثیر مؤلفه های پیشگیری از جرم در طراحی محیط بر احساس امنیت ساکنان مطالعه موردی: روستاهای دهستان طوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیاز به امنیت همواره یکی از شاخص های کلیدی کیفیت زندگی و تأمین نیازهای اساسی بوده و مسئله وقوع جرم از مهم ترین مسائل جامعه بشری به شمار رفته است. با وجود ضرورت داشتن بررسی موضوع جرایم و امنیت در جوامع شهری نسبت به جوامع روستایی، پیشرفت تمرکز مطالعات اخیر بر مباحث جرم شناسی روستایی، نشان دهنده بازگشت اهمیت این موضوع در متن جوامع روستایی است؛ به طوری که علاوه بر رویکردهای اجتماعی پیشگیری از جرم، کاربرد رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی (CPTED) در مناطق روستایی توصیه شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و با توجه به هدف، از نوع کاربردی است و در آن سعی شده است با شناخت جایگاه مقوله امنیت در برنامه ریزی کالبدی روستایی، رویکرد CPTED در مناطق روستایی آزمون و میزان تأثیر آن بر میزان احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس شناخته شود. در این پژوهش از دو روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. بر مبنای فرمول کوکران با میزان خطای 05/0، از مجموع 6195 خانوار، تعداد 362 نمونه در سطح سرپرست خانوار به دست آمد که برمبنای قاعده تسهیم به نسبت تعداد نمونه ها به تفکیک هر روستا مشخص شد؛ سپس با ارتقای نمونه های زیر 10 خانوار در هر روستا، تعداد نهایی نمونه ها به 386 رسید. در این پژوهش در مجموع 5 مؤلفه CPTED با 41 گویه انتخاب شدند و پایایی آنها با آزمون کرونباخ تأیید شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل آماری SPSS و آزمون همبستگی اسپیرمن و الگوی رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده از پرسش نامه و معناداری الگوی رگرسیون، اثرگذاری اصول این رویکرد تأیید شد. با توجه به منفی بودن ضریب مؤلفه حمایت از فعالیت های اجتماعی که بر میزان احساس امنیت هم افزا نیست و با نتیجه موردانتظار نیز هم راستا نیست، می توان بیان کرد ترتیب اثرگذاری مثبت اصول CPTED تنها به تعمیر و نگهداری، کنترل حرکت و دسترسی، قلمروگرایی و نظارت و مراقبت محدود می شود و نیاز به نقش هرچه بیشتر نهادهای دیده بانی در روستا احساس می شود تا مؤلفه حمایت را با تأثیری مثبت در تأمین حس امنیت دخالت دهند.
تحلیل انتقادی گفتمان ایرانشهری (با تاکید بر نگاه رانسیری به اندیشه جوادطباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
58 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تحلیل گفتمان ایرانشهری به مثابه گفتمان هویتیِ نوین ایرانیان در کلیت اقتصادی- سیاسی معاصر است. از آن جا که صورت بندی نوین این گفتمان در آثار جوادطباطبابی ظهور یافته، مفصل بندی این گفتمان و چراییِ هژمونیک شدن آن بر مبنای متون نویسنده نام برده مورد پرسش قرار می گیرد. در ادامه مفهوم خلاِ ایجاد شده به وسیله نئولیبرالیسم را واسطه قرار داده و به صورت بندی این خلا در گفتمان ایرانشهری بر مبنای روش شناسی لاکلائو پرداخته ایم. ایده نظری پژوهش حاضر این است که گفتمان ایرانشهری درصدد تفسیر شکاف برآمده از نئولیبرالیسم به واسطه فلسفه سیاسی خاص خود است. بدین ترتیب با بهره گیری از مفاهیم رانسیری مولفه هایی مانند: دیگری تهی از دیگریت، حذف مردم و برساخت ملت، جمعِ تهی افراد و تحمیل اجماع بر اختلاف را در تحلیل فلسفه سیاسی آن بر شمرده ایم. براساس مولفه های فوق چنین استنباط می شود که گفتمان ایرانشهری و فلسفه سیاسی آن درصددند با عطف توجه توده ها به جایی غیر از بحران های نئولیبرالیسم، سیاست هویت ایرانی را بنیان نهاده و وضعیت موجود را توجیه کند.
Social networks and value system of students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Technologies in general and media in particular influence their audience through their form and content. There are many studies about the role and effect of classic media on values change; however, few studies have explored new emergent media such as social networks. The aim of this descriptive-survey research is to investigate how time spent on social network and social network addiction is related to value system of students. Methodology: Statistical population consisted of all students studying at higher education institutes in Bojnord during 2015-16 academic years. A sample of 229 students was selected using cluster-random sampling. Data was analyzed using SPSS 19 software. Findings: Findings revealed a negative significant relationship between the use of social network and social network addiction on the one hand, and the value system of students on the other hand. This finding held true for religious, cultural, political and social components of the value system, except for economic component. Discussion: According to these findings, higher education should pay greater attention to promoting media literacy of students.
تجربه ی طرد اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (مورد مطالعه: محله ی اسلام آباد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۷
91 - 122
حوزههای تخصصی:
سکونت گاه های غیر رسمی امروزه یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی است. زنان در این مناطق طرد تشدید یافته ای را به لحاظ محرومیت و جنسیت تجربه می کنند. طرد اجتماعی به مفهوم گسست پیوندهای میان افراد و جامعه است. مطالعه ی طرد اجتماعی زنان ساکن در سکونت گاههای غیررسمی، می تواند موجب آشکار شدن ابعاد محرومیت و ارائه ی تصویر روشن تری از این مسأله گردد. هدف پژوهش حاضر مطالعه ی تجربه ی طرد اجتماعی زنان ساکن در سکونتگاه غیررسمی واقع در منطقه ی 2 تهران، با نام محله ی اسلام آباد است. این پژوهش از روش شناسی کیفی بهره برده و برای جمع آوری داده ها، از تکنیک مصاحبه ی نیمه ساختار یافته استفاده کرده است. شیوه ی نمونه گیری این تحقیق، نمونه گیری نظری است. تعداد 24 نفر در این پژوهش شرکت کردند. داده ها به شیوه ی تحلیل تماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج یافته ها نشان می دهد، اغلب زنان در این محله از داشتن روابط بین گروهی و فرامحلی محروم هستند. به سبب وجود سبک زندگی سنتی از داشتن مهارت و امکان اشتغال برخوردار نبوده و زیست وابسته ای را تجربه می کنند. همچنین آنان تجربه ی بسیار محدودی از رفت و آمد به سایر نقاط شهری را داشته، آشنایی کمی از تهران دارند. علاوه بر آن به سبب درونی کردن تصویر منفی از محله و داغ ننگ از سکونت در محله احساس شرمساری کرده و روابط خود را با بیرون از محله کاهش داده اند. این مسأله همچنین فرصت های ازدواج برای دختران را کاهش می دهد. تفاوت هایی در تجربه ی طرد اجتماعی دونسل از زنان در محله وجود دارد؛ زنان نسل دوم علاوه بر طرد از جامعه ی بزرگ تر، طرد ارادی از اجتماع محلی و احساس نابرابری را نیز تجربه می کنند.<br />