زیارت معصومین (علیهم السلام) در باور مذهبی ایرانیان جایگاه برجسته ای دارد و در پژوهش های انجام گرفته حضور میلیون ها زائر در مشهد دیده شده است. اما اغلب تحقیقات درباره اقدام به سفر زیارتی است. این نوشتار به بررسی «نرفتن به سفر زیارتی» پرداخته است، با این سؤال محوری که چرا عده ای از مردم مشهد به کربلا سفر نمی کنند. روش مورد استفاده «رویش نظریه» است. یافته بررسی این است که آنان که برای زیارت به عراق نمی روند، یا با مانعی مواجهند یا انگیزه ای برای آن ندارند. موانع در یک مقولة مرکزی «ناداری و بی تحملی» خلاصه می شود. موانعی که از جنس «ناداری» هستند، نداشتن زمان، پول و همسفرِ همدل است و موانعی که از جنس «بی تحملی» هستند، راهِ دورِ سفر، فشردگیِ برنامه، تمیزنبودنِ اماکن اقامتی، تغذیه ای و ناامنی است. فقدان انگیزه نیز در مقوله مرکزی «دل مشغولی های دیگر و بی اشتیاقی» خلاصه می شود که زیرمجموعه آن غلبه انگیزه سیاحت، عدم اولویت تخصیص بودجه، اکتفا به زیارت حضرت رضا، یکسان انگاریِ زیارت از راه دور و نزدیک و نداشتنِ شوقِ زیارت امام حسین (ع) است. پیشنهاد پژوهشی مقاله بررسی این موضوع و نیز «سفرنکردن به مشهد» در سایر مناطق ایران است.
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی نحوه ی برساخت گفتمانی هویت در کتاب های فارسی دوره ابتدایی است. در این مطالعه با اتکا به نظریه لاکلائو و موفه به بررسی و تحلیل متون مورد نظر پرداختیم. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که اگر دال اعظم در این متون دین است ولی منابع و عناصر هویتی دیگری نیز در این متون به چشم می خورد که هر یک به شیوه ای خاص درون گفتمان دینی مفصل بندی شده اند.
ززمینه و هدف : تحقیقات متعددی درباره ی رابطه ی اینترنت و انزوای اجتماعی در بین گروههای گوناگون و بر اساس روش های متفاوت انجام شده است از این رو هدف از پژوهش حاضر به کار گیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل وترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون ارتباط میان اینترنت انزوای اجتماعی است . روش شناسی : به منظور انجام فراتحلیل حاضر 12 پژوهش مرتبط که در سال های 1380تا 1395 و با هدف ارزیابی ارتباط میان اینترنت و انزوای اجتماعی انجام و در فصلنامه های معتبر داخلی به چاپ رسیده بودند انتخاب شدند. پ.در گام نخست ارزیابی پژوهش های منتخب مفروضات همگنی و خطای انتشار مورد بررسی قرار گرفتند که یافته ها حکایت از ناهمگنی اندازه ی اثر و عدم سوگیری انتشار مطالعات مورد بررسی داشت.در مرحله ی دوم ضریب اندازه اثر و نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت با به کارگیری نسخه ی دوم نرم افزار CMA مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند اندازه ی اثر یا ضریب تاثیر اینترنت بر انزوای اجتماعی معادل (214/0) است که بر حسب نظام تفسیری کوهن این میزان تاثیری در حد کم ارزیابی می شود . همچنین با در نظر گرفتن جنسیت به عنوان متغیر تعدیل کننده این ضریب برای مردان (539/0) بالاتر از زنان (246/0) ارزیابی شد. نتیجه گیری : در مجموع نتایج پژوهش نشان داد که اینترنت بر انزوای اجتماعی اثر گذار است . واژه های کلیدی : اینترنت ، انزوای اجتماعی ، جنسیت ، اندازه ی اثر ، فراتحلیل.
نوع دوستی را می توان مسأله ای شهری قلمداد نمود؛ زیرا گمنامی و غریبه گی در شهرها بیشتر پدیدار می شود. از این رو، پژوهش حاضر، درصدد بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به رفتارهای نوع دوستانه درهنگام بروز موقعیت های غالباً اضطراری و نیازمند یاری رسانی در بین شهرنشینان است. اینکه چه عواملی نقش تسهیل کننده یا مانع شونده در مداخله و ارائه ی رفتار یاری گرانه دارند. در این راستا، پس از انجام مصاحبه های مقدماتی با تعدادی از شهروندان و دسته بندی و استخراج عوامل اثرگذار، به نظریه ها و مطالبی که به نسبت مفاهیم استخراج شده یعنی دینداری، اعتماد اجتماعی، احساس آنومی، شهرگرایی، فردگرایی، خوشایندی یا ناخوشایندی تجربه های گذشته، مسؤولیت پذیری اجتماعی و همدلی با نوع دوستی و رفتارهای دگرخواهانه می پرداختند، مراجعه و فرضیه های تحقیق پی ریزی شد.
روش تحقیق، پیمایش و تکنیک مورد استفاده، مصاحبه به کمک پرسشنامه ی محقق ساخته با سؤال های بسته بر اساس پیگیری نظری مفاهیم به دست آمده از مصاحبه است. جامعه ی آماری تحقیق را شهروندان 18سال و بالاتر شهر همدان تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین گردید.
نتایج تحقیق نشان داد که با افزایش میزان احساس آنومی شهروندان و افزایش در شهرگرایی و فردگرایی، میزان گرایش به رفتارهای نوع دوستانه کاهش می یابد. در مقابل، هرچه میزان دین داری، اعتماد اجتماعی، خوشایندی تجربه های گذشته ی افراد از یاری رسانی، مسؤولیت پذیری اجتماعی و همدلی شهروندان بیشتر باشد، گرایش به انجام رفتارهای نوع دوستانه نیز بالاتر خواهد بود. این یافته ها مؤید نظرات ذکر شده در مصاحبه های مقدماتی و ادبیات نظری موجود در این حوزه است.
ضرورت هم افزایی رشته های پزشکی و غیر پزشکی، از جمله مقولات بین الاذهانی در میان بیشتر اصحاب جامعه شناسی است؛ کارآمدی رویکردهای سلامت و درمان، مشروط به پاسداشت سایر وجوه انسان، مزید بر ابعاد زیستی و ذیل مفهوم «انسان یکپارچه» است. امر مذکور متضمن اتخاذ رویکردهای بین رشته ای و کاربست انواع فلسفه مضاف در روند جامعه پذیری کنشگران نظام سلامت خواهد بود، زیرا پرداختن به مضامین فرازیستی، در شرایط غلبه پارادایمی پوزیتیویسم، امری قریب به محال می نماید. براساس فرض اصلی مقاله، در صورت در نظر گرفتن الگوی زیست پزشکی، به منزله یک وجه خاص از معرفت قدسی، انتظار می رود «حاشیه ای شدن اخلاق در پزشکی»، که آسیب هایی نظیر «تقلیل طبابت از حکمت به فن»، «پزشکی سازی جامعه» و «کالایی شدن خدمات» از مهم ترین مصادیق آن هستند، به نحو مؤثری برطرف گردند. رفع پیامدهای مترتب بر محوریت بلاوجه رویکرد زیست پزشکی، منوط به ارائه صورت بندی جدید علوم پزشکی و علوم انسانی در وحدتی فراگیر با یکدیگر است. اصلاح آن دسته از ساختارهای آموزشی که بر پایه جدایی شاخه های علوم از یکدیگر تکوین یافته اند، نقطه شروع اصلاحات در این باره خواهد بود که در قالب یکپارچه سازی نظام آموزش عالی محقق می شود. مقاله حاضر، بر مبنای تقابل فکنی میان «ترجیحات تخصصی در پارادایم زیست پزشکی» و «نیازهای فرازیستی انسان»، می کوشد از طریق تحلیل محتوای داده های کیفی، علاوه بر شناسایی مضامین مربوط، برداشت های تفسیری را با محوریت فرضیه مذکور، از طریق تأکید بر همبستگی اندامواره میان علوم پزشکی و علوم انسانی ارائه نماید.
مقاله ی حاضر در تلاش است تا با بررسی سیر تاریخی و زمینه های فلسفی شکل گیری جامعه شناسی تاریخی خواننده را با حوزه ای کم تر شناخته شده از جامعه شناسی، که قابلیت های فراوانی برای مطالعه ی بسیاری از موضوعات تحقیقی دارد، آشنا کند. هم چنین، مقاله با بررسی زمینه ها و سیر تاریخی تولد و توسعه ی جامعه شناسی تاریخی به دلایل مهجور ماندن این شیوه ی کار آمد شناخت و چرایی تسلط راهبرد های کمّی بر جامعه شناسی پاسخ می گوید. مقاله این ادعا را دارد که تسلط کمیّت گرایی بر جامعه شناسی ناشی از متابعت این حوزه ی شناخت و این رشته ی تحصیلی از علوم طبیعی است. در مسیر اثبات ادعای خود نویسنده ضمن بحث پیرامون ویژگی های علوم طبیعی و علوم اجتماعیِ متأثر از آن، موج های جامعه شناسی تاریخی را هم معرفی می کند. در انتها مقاله به این می پردازد که تلفیق تاریخ و جامعه شناسی به عنوان دو رشته ی متفاوت و گاه متضاد چگونه ممکن شد.
مقاله حاضر از طرح پژوهشی ملی استاندارد آموزشی مشاغل روستایی در حوزة کشاورزی ایران حاصل شده است. در این پژوهش با استفاده از روش های پیمایشی، اسنادی و فنون تحلیل چندبعدی تعداد 2881 عنوان شغلی در شش بخش کشاورزی، شامل زراعت و باغبانی، دام و طیور، شیلات و آبزیان، منابع طبیعی و آبخیزداری، صنایع کشاورزی و روستایی و خدمات کشاورزی و روستایی شناسایی و طبقه بندی شده است. در این مرحله 1851 شاغل در استان های کشور مورد بررسی قرار گرفتند. شناخت محتوا و ویژگی های فعالیت های کشاورزی و تحلیل ابعاد محتوایی, وضعیتی, محیطی و الگویی مشاغل به منظور دستیابی به شرایط و اختصاصات برنامه آموزشی مشاغل از مهم ترین مراحل پژوهش است.
با انجام تحلیل های ترکیبی، بالاخص عاملی و خوشه ای مشخص گردید که 4/8 درصد از مشاغل کشاورزی و روستایی مورد بررسی، کاملاً سنتی هستند و از نظر ضرورت وجودی و کارکردی در طول دهه های اخیر فرآیندی قهقرایی داشته و در حال محو شدن هستند. هم چنین 3/23 درصد در زمره مشاغل انتقالی قرار دارند و در مجموع حدود یک سوم از مشاغل مورد بررسی در زمره مشاغل سنتی (با بالا بودن میانگین سنی و میزان بی سوادی شاغلان) قرار می گیرند و نیاز به برنامه های آموزشی ویژه دارند. بیشترین مشاغل مورد بررسی در زمره مشاغل در حال گذار هستند. این نوع از مشاغل هم ویژگی های مشاغل مدرن و هم ویژگی های مشاغل سنتی را دارا هستند. مشاغل مدرن نیز 24 درصد از کل مشاغل مورد بررسی را شامل شده اند. بیش از 11 درصد مشاغل (34 عنوان شغلی) از جمله کشت گلخانه ای نیز در زمره مشاغل کاملاً نوین قرار داشته اند، بر این اساس در تدوین استانداردهای آموزشی مشاغل، علاوه بر تکیه بر محتوای شغل، توجه به ویژگی ها و ماهیت شغلی بسیار اساسی است. به علاوه این که، با اتخاذ این رویه آموزشی، تحولی اساسی در شیوه و محتوای آموزش شغلی ایجاد می شود و پیش بینی چنین تحولی در سطوح آموزش عالی نیز محتمل است.
مفهوم اعتماد اجتماعی از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی و یکی از جنبه های مهم روابط انسانی و زمینه ساز همکاری میان اعضای جامعه است؛ طوری که صاحبنظران متعددی از جمله لوهمان و آلپورت اعتماد را عاملی برای افزایش کنش و ارتباطات اجتماعی دانسته اند. بر این اساس، در پژوهش حاضر، توجه اصلی پژوهش به متغیر های اجتماعی مو ٔ ثر بر اعتماد به دستگاه های اجرایی از نظر دانشجویان کارشناسی بوده است. روش تحقیق پیمایشی است، جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد تبریز در سال تحصیلی 88-87 هستند که تعداد کل این دانشجویان بر اساس مرکز آمار دانشگاه 18743 نفر بوده که از این تعداد، 400 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان نمونه ٔ نهایی انتخاب شده اند. پس از جمع آوری داده ها، جهت آزمون فرضیه ها از آزمون های r پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL اقدام شده است. بر اساس نتایج تحقیق، میانگین اعتماد به دستگاه های اجرایی در بین دانشجویان در حد متوسط به بالاست. نتایج تحلیل مسیر انجام یافته نشان می دهد که توان متغیر های مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته 14درصد بوده و در این میان متغیر کنترل اجتماعی بالاترین تاثیر و متغیر امنیت شغلی کمترین تاثیر را بر روی اعتماد به دستگاه های اجرایی داشته و متغیر امنیت اجتماعی از مدل خارج شده است.