فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
۸۴-۶۵
حوزههای تخصصی:
پیشران ها؛ عوامل محرکه و پیش برنده فرایند راهنمایی در شرایط پیچیده، نامتعین و نوسانی به منظور تحقق توانمندسازی دانشجو هستند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی برازش مدل پیشران های راهنمایی اثربخش دانشجویان ارشد و دکتری و آسیب شناسی فرایند راهنمایی بر اساس آن است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و با استفاده از روش های پژوهش پیمایشی و همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان ارشد و دکتری دانشگاه فردوسی مشهد بودند که تعداد 494 تن از آن ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته پیشران های راهنمایی اثربخش بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری رگرسیون خطی ساده، تی و فریدمن در نرم افزار spss و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی در نرم افزار PLS smart استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص های روایی و پایایی مدل های اندازه گیری، شاخص های ارزیابی مدل های ساختاری و شاخص های کلی مدل؛ تائید کننده برازش مطلوب مدل پیشران های راهنمایی اثربخش است. همچنین آسیب شناسی فرایند راهنمایی دانشجویان نشان داد که وضعیت پیشران های حمایت راهنما و قابلیت پذیرش دانشجو در سطح مطلوبی هستند؛ اما وضعیت پیشران حمایت سازمانی در سطح نامطلوبی است. درنتیجه مدل پیشران های راهنمایی اثربخش به عنوان مدل جامع راهنمایی معرفی می شود و ارزیابی ها نشان می دهد که افزایش کیفیت و اثربخشی راهنمایی در جهت توانمندسازی دانشجویان، نیازمند افزایش حمایت سازمانی است.
ارزیابی روند شکاف شاخص توسعه بهداشتی-درمانی بین شهرستانهای استان سمنان و سایر مناطق ایران طی دوره 1393-1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۱
۱۹۴-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمیت ارتقاء سطح بهداشت و درمان به عنوان یکی از معیارهای توسعه پایدار موجب شد تا با اندازه گیری شاخص بهداشتی-درمانی در سطح شهرستانهای استان سمنان در دوره 1393-1396 و مقایسه آن با بخش مجزایی تحت عنوان سایر مناطق ایران، اولاً وضعیت شهرهای این استان را در بازه زمانی مذکور موردبررسی قرار دهیم؛ ثانیاً شکاف موجود بین شهرهای این استان را ارزیابی کنیم؛ و ثالثاً شکاف موجود بین شهرهای استان با سایر مناطق ایران را موردمطالعه قرار دهیم. روش: تحقیق حاضر یک مطالعه ای توصیفی-تحلیلی است. از روش آنتروپی شانون برای وزن دهی به 17 معیار منتخب و از روش تاکسونومی عددی برای اندازه گیری شاخص بهداشتی-درمانی استفاده شده است. یافته ها: وضعیت کلی مناطق شهری استان سمنان از منظر برخورداری از شاخصهای بهداشتی-درمانی نسبت به وضعیت این شاخص در سایر مناطق ایران مطلوب است، اگرچه در گذر زمان روند نزولی داشته است. در این میان، وضعیت شهرهای سمنان و شاهرود رو به بهبود اما وضعیت شهرهای دامغان و گرمسار رو به کاهش بوده است. همچنین، در سالهای 1393 و 1394، شکاف بهداشتی-درمانی بین شهرهای استان سمنان و سایر مناطق ایران به نفع شهرهای استان سمنان، بسیار زیاد بود اما در دو سال بعد از آن، این شکاف کاهش یافته است. بحث: شهرستان شاهرود همواره برخوردارترین شهر استان سمنان از نظر توسعه شاخصهای بهداشتی-درمانی بوده است. میانگین این شاخص در یک دوره چهارساله بیانگر آن است که به ترتیب شهرهای سمنان، دامغان و گرمسار و سایر مناطق ایران در رتبه های بعدی قرار گرفتند. روند تغییرات مناطق موردبررسی حاکی از همگرایی مناطق به لحاظ شاخص بهداشتی-درمانی است.
شناسایی مؤلفه های آموزش حقوق شهروندی در نظام آموزشی کشور از نظر صاحب نظران: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
203 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های آموزش حقوق شهروندی در نظام آموزشی کشور از نظر صاحب نظران بود.روش شناسی: این پژوهش با رویکرد ترکیبی آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی، متخصصان و اساتید دانشگاه های سراسری کشور در حوزه حقوق شهروندی در سال 1399 بودند که 15 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی، معلمان شهر سمنان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 267 نفر با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نمیه ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در این زمینه بود. در بخش کمی پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر داده های بخش کیفی بود. میزان پایایی در بخش کیفی با روش هولستی 85/0 محاسبه شد که حاکی از پایایی مطلوب بود و روایی با استفاده از معیار کیفیت (مؤثق بودن) سنجیده و مورد تأیید قرار گرفت. در بخش کمی، برای سنجش روایی پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی و برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد، که مقدار بار عاملی تمام مؤلفه های پرسشنامه بالاتر از 3/0 بود و آلفای کرونباخ برای همه ابعاد بالاتر از 70/0 بدست آمد. در بخش کیفی داده ها با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی داده ها با روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزارهای SPSS 21 و LISREL 8.5 تحلیل شدند.یافته ها: نتیجه تحلیل داده ها در بخش کیفی منجر به شناسایی ۵۶ مضمون پایه، 11 مضمون سازمان دهنده فرعی در زمینه حقوق شهروندی گردید که در قالب ۴ مضمون سازمان دهنده اصلی حقوق اجتماعی با سه مضمون فرعی (حمایت های مالی و درآمدی، حقوق آموزشی و بهداشتی، حمایت های قضایی)، حقوق سیاسی با دو مضمون فرعی (حقوق عضویت و مشارکت، حقوق شرکت در تجمعات)، حقوق مدنی با چهار مضمون فرعی (آزادی عملکرد فردی، آزادی اندیشه، آزادی اقتصادی و اجتماعی، حقوق مربوط به مساوات)، حقوق فرهنگی با دو مضمون فرعی (حداقل حقوق فرهنگی پایه، حمایت ها و حفاظت های فرهنگی) سازمان دهی شدند. نتایج تحلیل عامل تأییدی حاکی از تأیید بار عاملی مضمون های پایه و سازمان دهنده جهت اندازه گیری آموزش حقوق شهروندی بود.بحث و نتیجه گیری: با توجه به مضامین شناسایی شده، برنامه ریزی برای آموزش حقوق شهروندی در مدارس کشور و آگاه نمودن دانش آموزان ضروری است. بنابراین لازم است تا مسئولان نظام آموزشی توجه و اهتمام بیشتری نسبت به آموزش حقوق شهروندی و گنجاندن مطالب بیشتری از این حقوق در کتاب ها و برنامه درسی دانش آموزان داشته باشند.
مدل یابی معادلات ساختاری اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس پریشانی های روانشناختی با نقش میانجی سبک فرزندپروری ادراک شده در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
309 - 319
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس پریشانی های روانشناختی با نقش میانجی سبک فرزندپروری ادراک شده در دختران نوجوان بود.روش شناسی: این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی 99-1398 بودند. حجم نمونه طبق فرمول کوکران 200 نفر برآورد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی (Khajeahmadi et al, 2017)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (Lovibond & Lovibond, 1995) و مقیاس سبک فرزندپروری ادراک شده (Grolnick et al, 1997) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس پریشانی های روانشناختی با نقش میانجی سبک فرزندپروری ادراک شده در دختران نوجوان دارای برازش مناسبی بود. یافته های دیگر نشان داد که پریشانی های روانشناختی بر سبک فرزندپروری ادراک شده اثر مستقیم و منفی و بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی اثر مستقیم و مثبت و سبک فرزندپروری ادراک شده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی اثر مستقیم و منفی داشت. همچنین، دیگر یافته ها نشان داد که پریشانی های روانشناختی با نقش میانجی سبک فرزندپروری ادراک شده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی اثر غیرمستقیم و مثبت داشت (05/0>P).بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده نقش میانجی سبک فرزندپروری ادراک شده در مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس پریشانی های روانشناختی در دختران نوجوان بود. بنابراین، جهت کاهش اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی برنامه ریزی جهت کاهش پریشانی های روانشناختی و بهبود سبک فرزندپروری ادراک شده ضروری است.
مطالعه نقش متغیرهای جمعیتی در ناامنی غذایی خانوارهای شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
219 - 244
حوزههای تخصصی:
امنیت غذایی یکی از فاکتورهای اصلی تأمین کننده سلامت فردی و اجتماعی بوده و ضامن توسعه و پیشرفت جامعه محسوب می شود. امنیت غذایی از چنان اهمیتی برخوردار است که بانک جهانی و فائو هدف توسعه هزاره سوم را امنیت غذایی معرفی نموده است. در همین راستا،تحقیق حاضر می کوشد نقش متغیرهای جمعیتی در ناامنی غذایی خانوارهای شهر تبریز را مورد مطالعه قرار دهد. تحقیق به روش پیمایشی انجام شده و جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوارهای شهر تبریز تشکیل دادند که تعداد آنها بالغ بر ۳۷۸۳۲۹ خانوار بود. از این تعداد، 426 خانوار بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزار spss نسخه 22 استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که از هر 100 خانوار تبریزی تقریبا 4/10 خانوار دچار ناامنی غذایی هستند.از این میزان نیز 1/6 درصد در طول سال دچار ناامنی غذایی هستند. همچنین، نتایج نشان داد که با افزایش سن و شاخص توده بدنی از میزان ناامنی غذایی کاسته می شود، اما با بالا رفتن بعد خانوار ناامنی غذایی نیز روند صعودی را طی می کند. ناامنی غذایی در میان زنان و سرپرستان خانوار با محل تولد روستایی به طور معنی داری بیشتر از مردان و سرپرستان خانوار با محل تولد شهری بوده است. وضعیت ناامنی غذایی سرپرستان شاغلین، دارای تحصیلات بالا و مسکن سازمانی و شخصی در مقایسه با سرپرستان بیکار، دارای تحصیلات اندک و بیسواد و مسکن اجاره ای به طور معنی داری کمتر است. پس سن، شاخص توده بدنی، بعد خانوار، جنسیت، محل تولد، وضعیت تحصیلات، اشتغال و مسکن سرپرستان خانوارها تعیین کننده های جمعیتی میزان ناامنی غذایی محسوب می شوند.
بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با گرایش به بزهکاری سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
271 - 295
حوزههای تخصصی:
شکل گیری فناوری های نوین مشکل زمان و مکان را کم رنگ کرده و تعاملات جدیدی را بوجودآورده است. رشد نامتوازن در این عرصه، جامعه ایران را با روند رو به رشد بزهکاری سایبری روبرو کرده است. با توجه براینکه سرمایه اجتماعی و فرهنگی از زمینه های توانایی بخش برای تغییر مولفه های نامطلوب این نوآوری برخوردار می باشد. لذا ارتقاء آن یک نیاز و ضرورت محسوب می گردد. هدف پژوهش بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی – فرهنگی با بزهکاری سایبری است. پژوهش حاضر با روش پیمایشی در بین شهروندان ۱۹ تا 60 ساله تبریزی با تحصیلات دیپلم و بالاتر در سال 1399 و نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان داد، گرایش به بزهکاری سایبری در بین مردان بیشتر از زنان است. همبستگی چندگانه معادل 256/0 و متغیرهای مستقل به طور همزمان 465/0 با گرایش به بزهکاری سایبری ارتباط دارند و 28/0 درصد از تغییرات گرایش به بزهکاری سایبری پاسخگویان توسط متغیر های اعتماد نهادی، انسجام اجتماعی، دینداری، سواد رسانه ای، فرسایش سرمایه اجتماعی خانوادگی و حمایت اجتماعی تبیین شده است. بنابراین تدابیر خانواده محور، نشاط ملی و رضایتمندی، شفافیت در عملکرد کارگزاران، درونی کردن باورهای دینی و... در کاهش بزهکاری سایبری ثمربخش خواهد شد.
موانع و تسهیل کننده های گذار ورزشکاران المپیکی ایران از حرفه ورزش به زندگی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و شناخت عوامل تسهیل کننده و موانع بر انتقال ورزشکاران المپیکی از حرفه ورزش به زندگی اجتماعی آنان می باشد. روش پژوهش، کیفی از نوع گراندد تئوری با رویکرد اشتراوس و کوربین (نسخه 2014،1998) با کمک نرم افزار مکس کیودی 2020 بود. جامعه این پژوهش شامل افرادی است که در حیطه ورزش های المپیکی، عملکرد و تجربه غنی داشتند، از جمله مدیران سازمان های المپیکی، مربیان، ورزشکاران المپیکی بازنشسته و اساتید علوم ورزشی. در این پژوهش مهم ترین ویژگی نمونه ها، داشتن تجربه و دانش یا تخصص مرتبط بود. مجموعه نمونه ها تا اشباع نظری به 19 نفر رسید. کدهای اولیه 644 مورد و پس از بررسی همپوشانی ها و تعیین مؤلفه ها 103 کد و 15 مؤلفه در دو پدیده موانع و تسهیل کننده ها در دو بلوک شکل گرفت. بیشتر تسهیل کننده ها برای قهرمانان کشورمان، نقش خود ورزشکار و نیز محیط رشد وی و بیشترین موانع ساختار سازمان های ورزشی کشور، مدیریت و دیدگاه/انتظارات جامعه از قهرمانان ورزشی است
ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش مربی گری سازمانی برای مدیران دانشگاه آزاد اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش مربی گری سازمانی برای مدیران دانشگاه های کشور بود. روش شناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود و جامعه آماری شامل مدیران میانی دانشگاه های آزاد اسلامی ایران در سال تحصیلی 99-1398 بود. روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای بود. پژوهشگر با تحلیل منابع معتبر علمی با محوریت مربی گری سازمانی و مدیریتی با دریافت نظر متخصصان، گویه های ابزار سنجش مربی گری سازمانی را تهیه کرد و سپس پرسشنامه توسط 100 نفر از مدیران میانی دانشگاه های آزاد اسلامی کشور بر اساس تعداد آن ها در نمودار سازمانی 5 دانشگاه، اجرا گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور با استفاده از نرم افزارهای SPSSنسخه 23 وSmart PLS 3 استفاده شد. یافته ها: پرسشنامه محقق ساخته با 50 گویه برای سنجش مربی گری مدیران دانشگاهی طراحی و ساخته شد. روایی همگرا برای همه گویه های پرسشنامه بالاتر از 5/0 و در نتیجه قابل قبول بود. مقادیر ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده برای تمام گویه ها بزرگتر از 7/0 بدست آمد که نشان دهنده دقت اندازه گیری بالای ابزار سنجش مربی گری مدیران دانشگاه ها بود و در نهایت همه گویه های پرسشنامه مورد تایید قرار گرفتند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل، مدیران دانشگاه میتوانند از پرسشنامه طراحی شده به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش مربی گری به منظور توسعه عملکرد کارکنان و ارتقای مهارت های مدیریتی و رهبری خود در سازمان استفاده کنند.
تأثیر نگرش و تقسیم کار جنسیتی روی فاصلۀ تولد اول تا دوم در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش های اخیر که در بسیاری از کشورها برای تبیین باروری پایین انجام شده است، در چارچوب نظریۀ برابری جنسیتی، تقسیم کار و نگرش های جنسیتی، به منزلۀ تعیین کنندۀ اساسی و مهم مطرح شده اند. در این مطالعه، تأثیر تقسیم کار و نگرش های جنسیتی بر فاصلۀ تولد اول تا دوم آزمون می شود؛ بدین منظور از بخشی از داده های طرح تحولات باروری در پنج استان منتخب ایران - 1396 - و از اطلاعات 363 زن ازدواج کردۀ 49-15 سالۀ دارای یک فرزند شهر تهران استفاده شد. برای برآورد تابع بقای تک فرزندی، روش کاپلان مایر و برای شناسایی تأثیر نگرش و تقسیم کار جنسیتی بر فاصلۀ تولد دوم، الگوی گامای تعمیم یافته به کار گرفته شد. نتایج نشان دادند میانۀ فاصلۀ تولد اول تا دوم 84 ماه است و زنانی که نگرش جنسیتی برابرطلبانه دارند و کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهند، با فاصلۀ طولانی تری فرزند دوم را به دنیا می آورند. براساس نتایج الگوی گامای تعمیم یافته، مشارکت مردان در کارهای داخل خانه تأثیر معنی داری بر فاصلۀ تولد دوم ندارد؛ اما داشتن نگرش جنسیتی برابرطلبانه و مشارکت نکردن مردان در امور مربوط به فرزندان، فاصلۀ تولد دوم را افزایش می دهد. یافته های این مقاله با نظریۀ برابری جنسیتی مطابقت دارند؛ به گونه ای که داشتن نگرش های برابری طلبانۀ جنسیتی میان زنان، تنها زمانی سبب افزایش باروری و کاهش فاصلۀ بین موالید می شود که مردان نیز در تصمیم گیری و امور خانه و فرزندان مشارکت داشته باشند. در زمینۀ اجرایی شدن سیاست های افزایش باروری، ضمن تلاش برای رسیدن به اقتصاد پایدار و چشم انداز خوش بینانه برای آینده، سیاست های افزایش جمعیت و سیاست های دوستدار خانواده، باید چارچوب وسیعی از ارزش های فرهنگی را در بر گیرند که با حمایت از افزایش مشارکت مردان در امور داخل خانه و کاهش نابرابری جنسیتی، مانع تأخیر بیشتر تولد دوم و افزایش باروری به سطح جانشینی شوند.
تحلیل سیاست های دستگاه فرهنگی هنر معاصر ایران با کمک جامعه شناسی دین ماکس وبر (مورد مطالعه: رویکرد گالری هما)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
62 - 44
حوزههای تخصصی:
هنر امروز ایران به مثابه هنری که در بستر هنر معاصر و معاصریت شکل گرفته است، جزئی مهم از این جهانِ جدید است و مفاهیم و ساختارهایش تحت التزامات این پارادایم بزرگ تر قرار دارد. این جهان جدید همانند جهان دین، برساخته ی دستگاه های قدرت و عوامل آن است. در پژوهش حاضر، دین و هنر همچون دو متن همسان فرض شده اند. هدف ما، تطبیق ساختار جهان دینی و نظام روحانی آن در ساخت الگوی مسلط با جهان هنر معاصر است. بدین منظور باید ساحت های دین و هنر و نظام روحانی درونی آنها، آشکار شده و با بیان نسبت هر یک با ساختار قدرت، براساس جامعه شناسی دین ماکس وبر به یک رده گان شناسی از عاملان بسط نهاد هنر دست یافت. هدف ما پاسخ به این پرسش است: ساختارهای نهادی هنر معاصر مانند گالری ها چگونه به سیاست های فرهنگی هنر معاصر ایران شکل می دهند؟ از خلال توجه به نقش نهادها و نیروهای آن در خلق جهان دینی به نظر می آید که می توان این مسیر را درست تر پیمود. با تطبیق دو جهان دین و هنر می توان دید که اینجا کلیسا و دستگاه روحانی آن قرابت بسیاری به نهادهای جهان هنر و ساخت سلسله مراتبی آن دارند. معادل کارویژه آن در جهان هنر را می توان در نهاد گالری دید. پژوهش حاضر، برای رسیدن به این هدف به سراغ گالری هما به عنوان یکی از مراکز تأثیرگذار در هنر امروز ایران رفته است. در این میان متون برساخته آن مهم ترین ابزار تحلیل ما هستند.
استفاده از مسیرهای جانبی: استراتژی های زنان در مواجهه با محدودیت های گردشگری
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
129 - 152
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی تفاوت تجربه گردشگری زنان و مردان، به عنوان جنبه ای از اوقات فراغت پرداخته است. چهار دسته محدودیت های هنجاری، وظایف نقشی زنانه، ضعف اقتصادی و نداشتن احساس امنیت موجب می شود تا زنان در تنظیم برنامه گردشگری خود متفاوت از مردان عمل کنند. برای این منظور، داده های پیمایش ملی ارزش ها، نگرش ها و رفتارشناسی گردشگری ایران، با حجم نمونه 5009 نفر از کل استان های کشور، تحلیل ثانویه شد. مبتنی بر ادبیات تحقیق، هشت فرضیه درباره انگیزه سفر، اقدام به سفر، انتخاب اقامتگاه، وسیله نقلیه و تور گردشگری میان زنان و مردان مقایسه شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که زنان در سفرهای تنهایی یا با دوستان خود، بیشتر از تورهای گردشگری استفاده می کنند؛ کمتر از خودروی شخصی استفاده می کنند؛ کمتر به قصد تفریح و بیشتر با هدف زیارت سفر می کنند. همچنین زنانِ تنها بیشتر به قصد دیدار اقوام خود به سفر می روند و در سفرهای با دوستان خود کمتر در چادرهای مسافرتی بیتوته می کنند. هرچند زنان کمتر از مردان، تنهایی یا با دوستان خود به سفر رفته بودند، میزان سفرهای داخلی زنان با مردان تفاوت معنی داری نداشت؛ زیرا سفرهای با خانواده آنها بیش از مردان بود. همچنین هرچند تعداد سفرهای خارجی زنان کمتر از مردان بود، تعداد سفرهای خارجی زنان شاغل با مردان، تفاوت معناداری نداشت. به نظر می رسد که علی رغم محدودیت های جدی در کیفیت تجربه گردشگری زنان نسبت به مردان، آنان با استفاده از گریزگاه های ساختاری و هنجاری جامعه توانسته اند به لحاظ کمّی، تجربه گردشگری برابری را با مردان برای خود رقم بزنند.
بررسی جامعه شناختی تاثیر تغییرات سبک زندگی بر معنا بخشی به زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بیماران به ویژه مادران که خود نقش مراقبت و پرستاری از اعضای خانواده را به دوش می کشند، در هنگام ابتلا به بیماری های صعب العلاج، نیازمند همدلی و مساعدت اطرافیان خود می باشند. سبک زندگی هر خانواده و فرد می تواند در معنا بخشی به زندگی و در نتیجه چگونگی مواجهه آن فرد با مشکلاتی چون بیماری صعب العلاج، تعیین کننده باشد. هدف از این پژوهش، شناخت تأثیر سبک زندگی بر معنا بخشی به زندگی مادران دارای بیماری صعب العلاج است. محقق در این پژوهش با رویکرد کمّی و روش پیمایش با استفاده از دو ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ هنجار یابی شده سبک زندگی و معنای زندگی اطلاعات جمع آوری شد . نمونه 383 نفر از مادرانی بود که دارای بیماری صعب العلاج بودند و به سه بیمارستان امام رضا ، امام حسین و جم در شهر تهران در سال 1398 مراجعه کرده بودند. نتایج بدست آمده از تحقیق حاکی از آن است که بین سبک زندگی و درآمد مادران دارای بیماری رابطه معنی دار وجود دارد و سبک زندگی در گروه های شغلی و تحصیلی مختلف، دارای رابطه معنی دار متفاوت با معنابخشی به زندگی است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی نشان دهنده تاثیر سبک زندگی بر معنابخشی به زندگی می باشد.
کشف و تبیین تجارب زیسته والدین از هم والدگری پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
673 - 684
حوزههای تخصصی:
فرزند پروری پس از طلاق یکی از تکالیف حساس پیش روی والدین مُطلقه، و از عوامل مؤثر در سلامت روانی فرزندان به شمار می آید. هدف از این مطالعه کشف و تبیین تجارب زیسته والدین از هم والدگری پس از طلاق است. این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه والدینی بود که تجربه فرزندپروری پس از طلاق را داشته اند. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از معیار اشباع داده استفاده شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 12 نفر (زن، مرد) انتخاب شدند و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی «رابطه والدین در فرزندپروری، پاسخ گویی در فرزندپروری، نظارت در فرزندپروری، چالش های والدین در فرزندپروری، آسیب های اجتماعی –روانی» شد. نگرش والدین به فرزندپروری پس از طلاق به جای هم والدگری متمرکز بر حذف نقش والدی طرف مقابل بوده، همان گونه که نقش همسری طرف مقابل پس از جدایی حذف شده است.
مسئولیت اجتماعی هنرمند و کارکرد انتقادی هنر درمواجهه با بحران های طبیعی (مطالعه موردی: برنامه های هنری پس از طوفان کاترینا در آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران های طبیعی، هرساله زندگی میلیون ها نفر در سراسر جهان را متأثر می سازد و موجب خسارات قابل توجهی می گردد. در بسیاری از بحران ها، ابعاد اجتماعی فاجعه، به مراتب مصیبت بارتر از ابعاد اقتصادی و تلفات جانی آن است و بحران هویتِ ناشی از آن، می تواند برای مدت طولانی، جامعه را با مشکلات جدی مواجه سازد. به همین دلیل یکی از مهم ترین اهداف مدیریت بحران، بازسازی مناطق بحران زده نه تنها از لحاظ فیزیکی بلکه از نظر اجتماعی و فرهنگی است. هنر، از مؤثرترین ابزار در کاستن از شدت آسیب های اجتماعی و بازسازیِ مجدد جامعه است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، با هدف بررسی کارکرد انتقادی هنر و مسئولیت اجتماعی هنرمند در مواجهه با بحران های طبیعی و پاسخ به این پرسش انجام گرفته که نقش هنر و رسالت هنرمندان در نقد و بررسی مدیریت بحران و به چالش کشیدن وضع موجود چیست و به عنوان نمونه موردی، آثار هنریِ پس از طوفان کاترینا در آمریکا مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که مفاهیم اجتماعی همچون پایداری، روحیه بازسازیِ جمعی، امید به آینده و... که در ژرف ساخت اثر هنری تجلی می یابند، می توانند معنا و هویتِ جمعیِ ازدست رفته جامعه را به آن بازگردانند و موجب جهت گیریِ تازه ای از کنشِ اجتماعی گردند. همچنین «هنرمندان»، به عنوان گروه نخبگان معنوی، به مدد مدیوم های هنری می توانند با نقد و بررسی نحوه مواجهه با بحران و به چالش کشیدن مسائل اجتماعی در هنگام بحران همچون اختلاف طبقاتی، تبعیض نژادی، عدالت اجتماعی و...، موجب افزایش شناخت جامعه و دستیابی به فهم و آگاهی بیشتر نسبت به واقعیت های موجود گردند.
تدوین سناریوهای آینده ارزش های خانواده در ایران با استفاده از سناریو ویزارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که ارزش ها را به نسل جدید انتقال می دهد. این ارزش ها نقش اساسی در رشد و نمو افراد دارد. امروزه با تغییراتی که در ساحت های مختلف جامعه پیش آمده، حوزه خانواده و ارزش های آن نیز تغییر کرده است؛ لذا پژوهش حاضر به دنبال آینده های بدیل برای خانواده است. درواقع هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی و سناریونگاری آینده ارزش های خانواده در ایران با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و CIB است. نتایج تحقیق مربوط به سال 1398 و افق آینده، سال 1418 ه .ش.است. در مرحله اول به 17 نفر از خبرگان حوزه علوم اجتماعی پرسش نامه داده شد. در مراحل دوم و سوم نیز پنل های 10 نفره ای از خبرگان تشکیل شد. امتیازها در ماتریس متقاطع وارد شد تا تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هرکدام از عوامل سنجیده شود. متغیرهای دو وجهی در نرم افزار میک مک به عنوان ورودی های نرم افزار سناریوویزارد تجزیه و تحلیل شدند و 4 سناریوی سازگار به دست آمد. مطلوب ترین سناریو سناریوی شماره 1 است که بر وضعیت ایده آل و آرمانی خانواده و افزایش قدرت آن در پرتو آزادی و چارچوب قوانین جدید تأکید می کند. نامطلوب ترین سناریو، سناریوی شماره 4 است که کاهش قدرت خانواده تا حد فروپاشی آن را به همراه دارد و این فروپاشی در جامعه ای اتفاق می افتد که با انواع محدودیت ها در حوزه های مختلف روبه روست.
مطالعه جامعه شناختی پدیده زیست غیررسمی کارتن خوابان در خانه پاتوق های شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
287 - 328
پدیده بی خانمانی باتوجه به اهمیت ویژه آن در مسائل اجتماعی امروزه ایران، قابلیت پژوهش از جهات گوناگون را داراست. دراین راستا، پژوهش حاضر در زمینه خانه پاتوق هایی انجام گرفته که درقامت یکی از الگوهای زیست خیابانی مورد توجه کارتن خوابان بوده و به رغم اهمیت ویژه آن مورد غفلت واقع شده است. این پژوهش درپی ارائه تصویری بالنسبه ژرفانگر از پدیده خانه پاتوق است. پرسش اصلی تحقیق حاضر چنین بوده که اساسا چه عواملی منجر به گزینش خانه پاتوق جهت مراجعه روزمره و یا اسکان موقت درمیان کارتن خوابان شده است؟ بدین منظور از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. جامعه نمونه شامل گروه های بی خانمانی بوده که در اشکال مختلف، به خانه پاتوق های شهر مشهد مراجعه کرده اند. ساکنان موقت، مراجعان روزانه، مالکان و متصدیان خانه پاتوق ها و درنهایت واسطه گران مواد مخدر، شامل این جامعه بوده اند. گردآوری یافته ها بر اساس نمونه گیری نظری و با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انجام شده است. در پژوهش حاضر، 15 خانه پاتوق مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت با مردان و زنان بی خانمان ساکن موقت یا مراجعه کننده روزانه، مالکان خانه پاتوق ها، فروشندگان مواد مخدر، واسطه گران کالاها و مطلعین کلیدی مصاحبه انجام گرفته است. علاوه بر انجام 30 مصاحبه، در پژوهش حاضر از مشاهده نیز بهره گرفته شده است. تحلیل داده ها به روش نظریه زمینه ای انجام شده است. برمبنای یافته ها، خانه پاتوق به مثابه پناهگاه و ضمانت بخش امنیت نسبی کارتن خوابان، به عنوان پدیده محوری ذکر شده است. شرایط علّی شامل زیست مسالمت آمیز پاتوق؛ تقابل با جرم انگاری، غریبگی با گرم خانه ها و خانه پاتوق ها؛ و مقوّم درآمدزایی بوده است. شرایط زمینه ای شامل خانه پاتوق در قامت مهمان خانه کارتن خوابی، بهره مندی از اطلاعات خیابان خوابی و تمایل به پنهان سازی هویت خویش بوده و شرایط مداخله ای شامل عضویت در شبکه معتادان خانه پاتوق، روابط عاطفی و تسهیلات حوزه مواد مخدر است. استراتژی های استمراربخشی به تعاملات شبکه ای درآمدزا، کنش های مخاطره آمیز ضمانت بخش اعتبار، درآمدزایی در امر اسکان، واسطه گری و قاعده مندسازی رفت وآمد شناسایی شده است. درنهایت پیامدها شامل محرومیت از خدمات سازمان های مردم نهاد، آسیب پذیری زنان و تشدید اعتیاد است. نتایج حاکی از آن است که رواج الگوهای درآمدی و شبکه ای و ازسویی شکل یابی شبه مهمان خانه معتادان، نقش مهمی در استقبال از خانه پاتوق ها ایفا کرده است. درنهایت غریبگی با گرم خانه و نامتناسب دانستن آن با جایگزینی به نام خانه پاتوق پاسخ داده شده است.
همکنشی بین نشاط اجتماعی و هویت، محور توسعه انسانی: پژوهشی پیمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
183 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی توسعه، دستیابی به رفاه اجتماعی همگانی بوده و نشاط اجتماعی از مولفه های رفاه اجتماعی و مفاهیم محوری توسعه پایدار به شمار می رود و تاثیر زیادی بر رضایت مندی و اعتماد و امید افراد جامعه دارد. تحقق توسعه نیازمند مقدمات و زمینه هایی مانند کیفیت زندگی، رضایت مندی، امنیت اجتماعی، سلامت، رفتارهای جمعی و فراغت از جمله شاخص های شادی و نشاط اجتماعی است. هدف کلی مطالعه حاضر رابطه سبک هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز با میزان نشاط اجتماعی آنان بوده است که با روش توصیفی– همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل حدود 29000 نفر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه های استاندارد سبک های هویت بروزنسکی(ISI – 6G)، (1992) و پرسشنامه شادکامی (نشاط اجتماعی) آکسفورد (1989) بود. اعتبار ابزار به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. مقدار آلفای پرسشنامه نشاط اجتماعی 86/0 و سبک های هویت در سبک اطلاعاتی 68/0 سبک هنجاری 67/0 و سبک سردرگم- اجتنابی 71/0، به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش بین متغیرهای سبک هویت و مولفه های آن، جنسیت، وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی و میزان نشاط اجتماعی دانشجویان رابطه معناداری به دست آمد. نشاط اجتماعی دانشجویان با متغیرهای مقطع تحصیلی و گروه سنی آنان رابطه معناداری دارد.
واکاوی چالش های فراروی بنگاه های صنعتی کوچک و متوسط از دیدگاه صاحبان بنگاههای مستقر در شهرک صنعتی کاشمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
161 - 182
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف کاوش برساخت اجتماعی ناکامی اقتصادی و چگونگی تفسیر و فهم آن از دیدگاه صاحبان بنگاه های کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی کاشمر واقع در استان خراسان رضوی است. داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه عمیق و مصاحبه گروهی گردآوری شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش گرندد تئوری استفاده شده است. مشارکت کنندگان در تحقیق را 12 نفر از صاحبان بنگاه ها که به شیوه نمونه گیری نظری با حداکثر نوسان انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که نوسانات بازار ارز، موانع نظام بانکی و اختلافات شرکا از شرایط اصلی ناکامی اقتصادی هستند و مدیریت سنتی، پایین بودن سطح تخصص نیرو و ماهیت تقلیدی حاکم بر صنعت بسترهای لازم ناکامی اقتصادی را فراهم می کنند. همچنین دولت، نظام بروکراسی، فرهنگ ضد سرمایه دار و بستر اجتماعی به عنوان شرایط زمینه ساز ناکامی اقتصادی عمل می کنند. نتایج پژوهش نشان داد که ناکامی علاوه بر بعد اقتصادی، به دلیل پیوند نزدیک آن با منزلت و اعتبار اجتماعی افراد دارای معانی خاص اجتماعی نیز هست.
بررسی جامعه شناختی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رضایت از زندگی در بین شهروندان شهر شهرضا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت موضوع رضایت از زندگی، پژوهش حاضر با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش، ابزار تحقیق پرسشنامه و استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS، به دنبال بررسی رابطه ی سرمایه اجتماعی و رضایت از زندگی در بین شهروندان شهر شهرضا به عنوان هدف اصلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شهر شهرضا می باشد که تعداد آنها 110000 نفر و 384 نفر از افراد 18 سال به بالای آنان با استفاده از فورمول کوکران به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش شیوه نمونه گیری دو مرحله ای با استفاده از نمونه گیری خوشه ای و سپس نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. در جهت اطمینان از اعتبار پرسشنامه به مشاوره و بهره گیری از نظرات اساتید و کارشناسان مربوطه و همچنین از آزمون آلفای کرونباخ جهت پایایی پرسشنامه اقدام شده است و بر اساس ضریب آلفا ضریب پایایی تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 می باشد.نظریه های گیدنز، فوکویاما، آپهوف و سوزا و لابومیرسکی تشکیل دهنده چارچوب نظری تحقیق بوده و نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین میزان کل سرمایه اجتماعی (34/0 =P)، و ابعاد آن یعنی اعتماد اجتماعی (39/0 =P)، مشارکت اجتماعی (30/0 =P)، حمایت اجتماعی (35/0 =P)، انسجام اجتماعی (32/0= P) و آگاهی اجتماعی (23/0 =P) ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد؛ بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند. همچنین نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (Smart PLS) نیز نشان دادند که متغیر سرمایه اجتماعی در مجموع 53/0 از واریانس متغیر رضایت از زندگی را تبیین می کند، با مدنظر قرار دادن مقادیر مربوط به حجم اثر شاخص ضریب تعیین این مقدار در حد متوسط 28/0 برآورد می شود.
برساخت اجتماعی مدارا در زندگی روزمره شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت بررسی مدارا در زندگی روزمره شهری، چیستی، ابعاد و معنای آن، عملکرد و سازکار های برساخت آن، با همه مناقشاتی که با خود به همراه دارد، این مسئله را به وجود می آورد که در اساس، مردم در بستر زندگی روزمره شهری چگونه مفهوم مدارا را به منزله کنش اجتماعی معنادار درک، تفسیر و تجربه می کنند. در این پژوهش که با روش کیفی و براساس نظریه مبنایی انجام شده و شیوه نمونه گیری آن از نوع نظری است، تحلیل یافته ها با استفاده از روش تحلیل موقعیت کلارک انجام شده است و نشان می دهد عمل مبتنی بر مدارا در واقع امر سیال و مدرجی است که مدارای منفعلانه یا تسلیم، مدارای فعال و مدارانکردن جهان اجتماعی این مفهوم را تشکیل می دهند. همه این ابعاد در سازکار کژنماکردن مدارا به هم می رسند؛ به این معنا که بروز ذهنیات و کنش ها همراه با اغراق در مفاهیم اخلاقی جامعه همچون مدارا ازاین رو اتفاق می افتد که فرد با تجربه قرارگرفتن در شرایط نابسامان و نامطمئن زندگی، زیستن در فضایی آکنده از فردگرایی، ناامنی هستی شناختی، رویارویی با احساساتی مملو از آشفتگی، اضطراب، تجربه تغییرات سریع و ناگهانی، شکاف های بزرگ فرهنگی و اقتصادی، رویارویی با بحران های هویتی، بحران شهرنشینی، تغییرات سریع اجتماعی-فرهنگی و مانند آن، به انتخاب مداوم در جهت گیری های خود در انتخاب رویکرد مبتنی بر مدارا دست می زند و به گونه اغراق شده ای همراه با پررنگ کردن وجوه منفی، سعی در بازنمایی این ذهنیات و الگوهای پنهانی دارد که شهروندان آنها را در زندگی روزمره شهری تولید و بازتولید کرده اند.