فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۲۱ تا ۲٬۵۴۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
139 - 156
حوزههای تخصصی:
در کشورهای درحال توسعه منابع انسانیِ بخش کشاورزی در نواحی روستایی با چالش پیر سنی و مهاجرت جوانان مواجه شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل عوامل چالش زای منابع انسانی بخش کشاورزی در نواحی روستایی شهرستان ملایر انجام شده است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در بخش نظری به شیوه کتابخانه ای و در بخش داده ها به صورت میدانی از شیوه هایی همچون مشاهده، مصاحبه، و انجام دادن پرسش نامه و حضور در نقاط سکونتگاهی بهره گرفته شده است. جامعه آماری 73 روستای بخش مرکزی شهرستان ملایر است. با توجه به حجم بالای جامعه آماری، به نمونه برداری از روستاها اقدام شده است که100 خانوار از 5 روستای مرکز دهستان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شد. ابزار اصلی پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن با کسب نظر ااستادان محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و سایر روش ها تأیید شده است. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که با توجه به آزمون فریدمن عوامل اقتصادی از جمله کمبود اشتغال، درآمدکم، محدودیت زمین، تضمین ناکافی خرید محصولات، مشکلات بیمه با میانگین رتبه 3/2 در رتبه نخست، سپس عوامل فرهنگی و اجتماعی از قبیل عوامل جاذب جمعیت در شهر، چالش جوانان با اعضای خانواده و محیط روستا، وجود بستگان در شهر، ازدواج، و رشد بالای جمعیت روستاها با میانگین رتبه 08/2 در مرحله دوم و عوامل خدماتی و زیرساختی همچون کمبود امکانات آموزشی، درمانی، تفریحی، و عمرانی با میانگین رتبه 63/1 در مرحله سوم ایجاد چالش منابع انسانی نواحی روستایی مؤثر بوده اند.
خوانش ترجیحات استفاده کنندگان در تجربه فضاهای عمومی تجاری شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
167 - 194
حوزههای تخصصی:
«محیط شهری» فضایی است مادی، با ابعاد اجتماعی و روان شناختی به منظور جریان یافتن زندگی روزمره و بستری برای تجارب متنوع. درعین حال، فضای عمومی به ما این امکان را می دهد که حضور مردم، تجربه و درک شود و شناخت دیدگاه ها را فراهم می کند. بررسی ترجیحات استفاده کنندگان از فضاهای شهری رویکردی درجهت دستیابی به تجارب شهری جمعی است؛ درحالی که مسئله پیشِ رو در جهان مدرن، جایگزین شدن تجربیات جمعی با تجربیات آنی در فضای شهری و بی توجهی به ترجیحات محیطی استفاده کنندگان فضایی است. هدف از این پژوهش، خوانش ترجیحات استفاده کنندگان فضاهای تجاری شهر اصفهان است و درپی پاسخگویی به این هدف، مقایسه ای تطبیقی بین ترجیحات استفاده کنندگان از فضاهای تجاری سنّتی و فضاهای تجاری نوظهور برمبنای نظریه تکاملی انجام گرفته است. روش این پژوهش در تبیین و تکمیل شاخص های بررسیِ تجربه و ترجیحات استفاده کنندگان، روش کِیفی بوده و رویکرد پدیدارشناسی تفسیری مد نظر است و با استفاده از تکنیک افتراق معنایی در پنج فضای شهری هم مقیاس (شهری-فراشهری) اصفهان با کارکرد تجاری (میدان نقش جهان، میدان امام علی، مجموعه سیتی سنتر، ارگ جهان نما، مجتمع پارک) ارزیابی شده است. در این پژوهش، سه بُعد اساسیِ تجربه در مدل ترجیحات مکان (بُعد منظر عینی، بُعد منظر ذهنی و بُعد منظر ارزیابانه) در نظر گرفته شده است که درنهایت می توان نتایج حاصل از بررسی شاخص های سه گانه ترجیحات شهروندان را در ابعاد تجربه مکان موردسنجش قرار داده و بر این مبنا فضا های شهری را در یک مقایسه تطبیقی بررسی کرد. جمع بندی صورت گرفته از یافته ها و مقایسه شاخص ها در هر فضا و در مقایسه با سایر فضاها نشان می دهد که از میان ابعاد مطرح شده، شاخص های مطرح در بُعد ارزیابانه فضا (ازجمله شاخص امنیت) منجر به ترجیح فضا می شود؛ هرچند شاخص های منظر ذهنی (ازجمله شاخص خوانایی) و شاخص منظر عینی (ازجمله شاخص وجود عناصر طبیعی و سبز) نیز لازمه ترجیح یک فضای شهری است.
تدوین مدل مفهومی تحقق بازآفرینی پایدار شهری از منظر آینده پژوهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
27 - 44
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر رشد شتابان شهرنشینی، معضلات و پیچیدگی هایی را به همراه آورده است که از پیامدهای این پدیده، شدت یافتن ضریب آهنگ تغییرات فضایی- کالبدی شهرها و ناکارآمدی بافت های شهری می باشد. این روند افزایش جمعیت، افت منزلت های اجتماعی، نابسامانی در سازمان فضایی- کالبدی، اقتصادی و کارکردی را در محله های شهری که نقش اساسی در حیات و زوال شهر دارند؛ منجر شده است. علاوه بر این بافت های ناکارآمد، به عنوان کوچکترین سلول و مهمترین عامل در تداوم حیات شهری نقش بسیار مهمی را در آینده شهر دارند. از اینرو لزوم توجه به چشم انداز آینده این بافت ها، سبب پایداری محلات و در نهایت پایداری کل شهر می شود. در سال های اخیر رویکرد بازآفرینی پایدار شهری با اهداف یکپارچه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فیزیکی و محیطی به منظور ارتقای کیفیت زندگی در بافت ناکارآمد در پیوند با کل شهر پا به عرصه مرمت و حفاظت گذاشته است. لذا این پژوهش با هدف تدوین چارچوب مفهومی و ارائه ی ابعاد و معیارهای بازآفرینی پایدار با استفاده از روش آینده پژوهی سعی بر آن دارد با روش توصیفی و تحلیل محتوا و همچنین بررسی نظریات مربوط به بازآفرینی و پژوهش های انجام گرفته شده با این رویکرد، دیدی جامع از ابعاد و معیارهای آن داشته باشد. یافته ها نشان می دهد تا کنون نظریات بسیاری با این موضوع انجام شده که هرکدام اصول و معیارهایی برای تحقق بازآفرینی پایدار پیشنهاد شده است که در این میان نظریه پیتر رابرتز به دلیل جامع بودن و در رابطه بودن با هدف پژوهش انتخاب می شود.
تحلیل سطوح توسعه یافتگی سکونتگاه های روستایی با منشاء عشایر کوچنده(مطالعه موردی: شهرستان گرمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعادل بخشی به سطوح توسعه در نواحی روستایی کشور طی دهه های اخیر همواره مورد توجه بوده است. این نوع مطالعات در نواحی روستایی با پیشینه عشایری و سکونتگاه هایی که از اسکان کوچ نشینان شکل گرفته اند, از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای رفع نابرابری ها بایستی اختلافات و نابرابری های موجود میان مناطق را شناخت و آنها را به لحاظ امکانات و ویژگی های اقتصادی و اجتماعی و طبیعی طبقه بندی نمود و برای هر منطقه برنامه متناسب با شرایط آن تنظیم و به اجرا درآورد. هدف پژوهش: هدف تحقیق حاضر تعیین و بررسی سطح توسعه یافتگی روستاهای شهرستان گرمی می باشد. روش شناسی تحقیق: برای سنجش سطح توسعه یافتگی روستاها از شاخص های متعددی جهت استفاده می شود که با روش های شناخته شده ای امروزه موردارزیابی قرار می گیرند. روش موریس یکی از معتبرترین روش های تعیین توسعه یافتگی است که در برنامه عمران سازمان ملل آنرا برای درجه بندی نواحی از لحاظ توسعه یافتگی (کالبدی-انسانی) به کار برده است. در روش موریس, روستاها در قالب شاخص ها و معیارهای مختلف رده بندی میشوند. روش تحقیق مبتنی بر شناخت وضع موجود و تحلیل ساختارها و امکانات آن بوده که با شناخت و بررسی شرایط انسانی، اقتصادی ،کالبدی و فضایی، محیطی و طبیعی حاکم بر شهرستان مورد مطالعه قرار می گیرند. قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر روستاهای شهرستان گرمی می باشد. یافته ها و بحث: با توجه به نتایج تحقیق, سطوح توسعه یافتگی روستاها کاملا ناهمگون است. بطوریکه از میان 284روستای مورد مطالعه 3روستا درجه یک, 69روستا درجه دو 209 روستا درجه سه و 4 روستا در درجه چهارم از سطح توسعه یافتگی قرار دارند و همچنین میان تعداد جمعیت روستاها و سطح توسعه یافتگی ارتباط بسیار قوی وجود دارد. نتایج: تفاوت زیاد بین نواحی روستایی از لحاظ سطوح توسعه, نشانگر این است که امکانات و خدمات در بین نواحی روستایی عادلانه توزیع نشده است.
تحلیل مولفه های اثر گذار در همه شمولی فضاهای شهری: نمونه موردی شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
921 - 941
حوزههای تخصصی:
شهر همه شمول فرایند تحقق شکل گیری شهر، برای صاحبان اصلی آن یعنی همه مردمی که در آن شهر زیست می کنند می باشد. فضاهای همه شمول فضاهایی هستند که زمینه لازم جهت کنش گری افراد مختلف با ویژگی های متفاوت را از طریق تدارک امکانات مورد نیاز برای گروه های مختلف جامعه به ویژه سالمندان، معلولین، زنان و کودکان فراهم می کنند. این پژوهش بر اساس مفاهیم و مولفه های شهر همه شمول، به تحلیل و بررسی چگونگی دسترسی همه گروههای سنی اعم از سالخوردگان، کودکان و افراد آسیب پذیر مانند معلولان و گروه های هدف به ویژه زنان به فضا های عمومی شهری، در محدوده شهر ایلام از منظر شهروندان به منظور افزایش تعاملات اجتماعی و سرزندگی شهری پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و داده ها و اطلاعات مورد نیاز به صورت پیمایشی گردآوری شده است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده ها، پرسشنامه عمومی بوده که بر اساس فرمول کوکران میان نمونه آماری 385 نفری به نسبت جمعیت نواحی شهر توزیع شده است. روش تحلیل پژوهش کمی بوده و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های T تک نمونه ای و آزمون F و تحلیل ANOVA انجام شده است. یافته های آزمون T تک نمونه ای نشان می دهد که کیفیت همه شمولی محیط شهری ایلام پایین تر از حد میانگین است . آزمون F و تحلیل آنووا نشان می دهند از نظر مجموع شاخص های مورد مطالعه دو ناحیه شهری؛ بان برز و استانداری در پایین ترین سطح کیفیت زندگی (خیلی کم) و سه ناحیه؛ فرودگاه قدیم، صدا و سیما و جانبازان در بالاترین (خیلی زیاد) شرایط کیفیت زندگی از نظر شهر همه شمول قرار دارند.
نقش سرمایه اجتماعی در توسعه کالبدی سکونتگاههای روستایی مورد مطالعه سکونتگاههای روستایی شهرستان گرمسار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر توسعه کالبدی محله ای ساکن دهستان های شهرستان گرمسار و حوزه های نفوذ از توابع شهرستان گرمسار می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق خانوارهای روستایی سکن در سکونتگاههای روستایی شهرستان گرمسار می باشد. این دهستان طبق سرشماری سال 1395 دارای 15231خانوارمی باشد، که تعداد375خانوار به عنوان نمونه جهت انجام تحقیق از طریق فرمول کوکران انتخاب شده است. و از پرسشنامه برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون tتک نمونه ای، همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، بر اساس آزمون t نمونه ای در بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی، بعد انسجام اجتماعی با میانگین 4.15 دارای بالاترین میانگین بوده است . همچنین آزمون t تک نمونه ای نشان می دهد برای شاخص های توسعه کالبدی عدد مطلوبیت بیشتر از (3) و به صورت مثبت ارزیابی شده است. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان که بین ابعاد.اعتماد، انسجام و توسعه پایدار در سطح 0.05 درصد رابطه مثبتی وجود دارد ولی بین بعد آگاهی اجتماعی ، و توسعه کالبدی هیچ رابطه ای وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن است که اثر اعتماد اجتماعی (149/0)، انسجام اجتماعی (033/0) و مشارکت اجتماعی(391/0) بر توسعه کالبدی مثبت و معنی دار می باشد.
شناسایی و بررسی مؤلفه های مؤثر بر توسعه شهرهای میانه اندام با رویکرد تحلیل تأثیرات متقاطع (نمونه موردی: شهر خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با بروز تحولات جدید در ایران، شهرهای بزرگ به سرعت عوامل مهم رشد و توسعه را به خود اختصاص داده و باعث ایجاد شکلی از نظام نامتعادل و نامتوازن در شبکه شهری کشور شدند. در این بین، تقویت شهرهای میانه اندام در سطوح گوناگون کالبدی- فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی به عنوان یکی از مؤثرترین راهکارها در راستای به تعادل رساندن توزیع جمعیت و فعالیت های اقتصادی در سطح مناطق مطرح شد. روش: در این راستا هدف این پژوهش، شناسایی نیروهای تأثیرگذار و در نهایت عوامل کلیدی مؤثر بر رشد و توسعه شهر میانه اندام خوی می باشد. بدین منظور، برای شناسایی عوامل مؤثر بر وضعیت آینده سیستم از روش دلفی استفاده شد که در نتیجه آن 30 عامل اولیه مؤثر بر روند آینده سیستم شناسایی شدند. در ادامه برای استخراج عوامل کلیدی تأثیرگذار بر وضعیت آینده سیستم، روش تحلیل تأثیرات متقاطع با بهره گیری از نرم افزار MICMAC به کار گرفته شد. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیستم مورد مطالعه، سیستمی ناپایدار بوده و در صفحه پراکنش متغیرها، پنج دسته از عوامل (عوامل تأثیرگذار، دووجهی، مستقل، تأثیرپذیر و تنظیمی) قابل شناسایی هستند، در نهایت نرم افزار MICMAC از مجموع 30 عامل اولیه، 11 عامل را به عنوان عوامل کلیدی مورد شناسایی قرار داد. نتیجه گیری: این عوامل در واقع به عنوان بازیگران اصلی در توسعه شهر خوی ایفای نقش می کنند. با در نظر گرفتن این عوامل در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های شهری، می توان شاهد روندی مثبت و محسوس در توسعه شهر خوی در سطح استان بود.
شناسایی و اولویت بندی مسیرهای عمده کسب کسب و کارهای گردشگری مناطق روستایی شهرستان جیرفت با استفاده از عملگرهای فازی
حوزههای تخصصی:
تعیین مسیرهای عمده گردشگری رهیافتی جهت تعیین الگوی تراکم حرکتی گردشگران در راستای رونق بخشی به کسب و کارهای گردشگری روستایی است. پژوهش حاضر با استفاده از عملگرهای فازی در محیط GIS، به پهنه بندی مسیرهای عمده گردشگری که تاثیر بسزایی در موفقیت کسب و کارها دارد، می پردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل های تصمیم گیری چندمعیاره است. نتایج تحقیق نشان می دهد روستاها در چهار مسیر جاذب گردشگری واقع شده اند که این مسیرها می تواند به عنوان الگویی برای رفت و آمد عمده گردشگران مقصدهای روستایی باشد. در ادامه تلاش شد در قالب مسیرهای چهارگانه، به بررسی امکانات و تسهیلات طول مسیر و مقصد گردشگران، جاذبه های طبیعی و انسانی هر مسیر، مشخص کردن روستاهای هدف آن و وضعیت ایجاد کسب و کارهای گردشگری در روستاهای واقع در این مسیرها بررسی شود. نتایج این بخش نشان داد مسیر شماره یک با فاصله از ایده آل مثبت(1875/0) و ایده آل منفی(0678/0) و درجه نزدیکی(7346/0)، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد(با محوریت جاده اصلی به سمت امامزاده سلطان سید احمد(ع)).
تاثیرات متقابل سازه و معماری در معماری نوین کشورهای در حال توسعه با تأکید بر منطقه خاورمیانه از منظر معماری بیونیک در راستای ارتقاء کیفیت کالبدی فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل سازه و معماری تأثیرات بصری و کارکردی مختلفی را در فضای کالبدی ایجاد می کند. به بیانی، نحوه رابطه این دو می-تواند در برگیرنده پتانسیل ها (و گاهی ضعف هایی) تأثیرگذار بر کیفیت نهایی فضا باشد. فرم اسکلت سازه بی شک با فرم ساختمان حامل آن ارتباطی تنگاتنگ دارد. هدف این مقاله، تاثیرات متقابل سازه و معماری در معماری نوین کشورهای درحال توسعه با تأکید بر منطقه خاورمیانه از منظر معماری بیونیک در راستای ارتقاء کیفیت کالبدی فضا است. از این رو طراحی ساختمان تعیین فرم کلی آن به نوعی طراحی سازه نیز هست. با وجود این، رابطه میان طراحی سازه و طراحی معماری می تواند فرم های گوناگونی به خود بگیرد. مفاهیم معماری و سازه و نحوه تعامل و تاثیرات متقابل آن ها و همچنین معماری نوین هزاره سوم، مفاهیمی هستند که در این تحقیق مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند و نتایج آن ها مورد استفاده پژوهشی قرار گرفته است. در این مقاله از روش ترکیبی( توصیفی وتحلیلی- ترکیبی- تاریخی) و مطالعه و بررسی کتابخانه ای استفاده و گردآوری و تجزیه و تحلیل ها نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای صورت گرفت. سوال اصلی پژوهش این است که شاخص ها و اصول معماری بیونیک در معماری نوین به چه صورت می باشد؟ نتایج این مقاله نشان داد که بیونیک در حقیقت وسیله ای خلاق برای دست یافتن به هدف پایداری بطور مؤثر و کارآمد می باشد. تمام ساختمان ها و فرآیندهای طبیعت را می توان پایدار دانست چرا که آن ها بطور نامحدود برای هزاران سال برقرار مانده اند. روزانه، انسان ها و مخلوقات آن ها بطور منفی بر محیط تأثیر می گذارند.
تحلیلِ پژوهش های عدالت فضایی در برخورداری از خدمات شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
793 - 810
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیران شهری برای اتکا به نتایج تحقیقات پژوهشگران و تصمیم گیری لازم در خصوص رفع مسئله نابرابری فضایی به اِعمال نگاهی جامع، تجزیه مدوّن و بازترکیب روشمندِ محتوای تحقیقات ارائه شده تاکنون نیازمندند. در این راستا پژوهشِ توصیفی- تحلیلیِ حاضر از نوع توسعه ای، با به کارگیریِ روش تحلیل محتوا در تجزیه و فراتحلیل در ترکیب، در صدد یافتن پاسخ برای این پرسش اصلی است که بر مبنای تجزیه و تحلیل مجموعه تحقیقات فارسی زبانِ منتشرشده در نشریات علمی و پژوهشی عدالت فضایی در برخورداری از خدمات شهری در ایران از چه وضعیتی برخوردار است؟ برای این منظور ، شانزده مقاله منتخب در حوزه عدالت فضایی شهری بررسی شده و در قالب هشت مؤلفه و 28 شاخص تجزیه و کدگذاری شده، سپس خروجیِ تجزیه بر مبنای فراوانی کدها تحلیل و بازترکیب شد ه است. نتایج حاصل از این فرایند، بر عدم تعادل فضایی روشن در شهرهای ایران گواهی می دهند . اما فقدان جامعیت در سنجش همه عناصر عدالت فضایی، عدم بررسی عناصر به روز در این حوزه، عدم استفاده از روش های تحقیق کیفی ، و نهایتاً فقدان خلاقیت و عاملیتِ منحصربه فرد در تهیه و تنظیم مقالات و تقلید از یک چارچوب پژوهشی ثابت در اکثریت آن ها استناد به نتایج مقالات را با تشکیک مواجه کرده است. در پایان نیز پیشنهاد ش ده ساختار مؤلفه ها و شاخص های سنجش عدالت فضایی در هر دو ساحت کمی و کیفی و همچنین مطالعات تطبیقی با سایر شهرهای جهان به ویژه از حیث شیوه تجزیه و ترکیب داده ها مورد تأکید پژوهشگران قرار گیرد.
استراتژی های طراحی در ساخت و سازهای تاب آور اقلیمی (نمونه موردی: خانه عباسیان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر شرایط اقلیمی در سطح جهان و اثرات ناشی از آن موضوع نگران کننده عصر حاضر است. تاب آوری اقلیمی به عنوان راه حل پاسخگو به رویدادهای ناگهانی اقلیمی توسط بسیاری از محققان مطرح شده است. با توجه به این که ساختمان ها موجب انتشار درصد بالایی از گازهای گلخانه ای هستند و با تکیه بر مطالعات انجام شده در زمینه روند رو به رشد تغییر اقلیم، مسأله تاب آوری اقلیمی در شهرها و در راستای آن تاب آوری ساختمان ها مطرح شده است؛ بنابراین پرداختن به استراتژی های کاربردی تاب آوری در طراحی ساختمان های آینده جهت پاسخ به سناریوهای اقلیمی ضروری است. منظور از استراتژی ها، مؤلفه ه ا و عوام ل و عملکردهایی است که در زمینه تاب آوری اقلیمی در بخش ساختمان سازی مطرح است. پژوهش حاضر با هدف یک بررسی تکمیلی در جهت بیان استراتژی های تاب آوری معماری های آینده حائز اهمیت است. مسئله مورد تأکید آن است که توجه به مؤلفه ها و استراتژی های تاب آوری ساخت وسازهای آتی با توجه به روند تغییر اقلیم جهانی در جهت استفاده در استانداردهای طراحی در ساختمان سازی لازم توجه است. این بررسی ابتدا با توجه به تأثیرات ناشی از تغییر اقلیم به عوامل خارجی و داخلی جهت بیان استراتژی های تاب آوری ساختمان و سپس زیرمجموعه های آن ها می پردازد و درنهایت به روش توصیفی _ تحلیلی و کیفی، یافته های حاصل از آن به صورت استراتژی های کلی در قالب جدول مطرح شده است. نتایج چنین است که تمامی مؤلفه های یک ساختمان از شروع طراحی تا پایان ساخت در بخش های مختلف ساختمان در تاب آوری آن مؤثر است و کوتاهی در بخش ساختمان در جهت تاب آوری، رویدادهای اقلیمی متغیر را تحت تأثیر قرار می دهد.
سنجش کیفیت فضاهای شهری با رویکرد عدالت جنسیتی در کلانشهرها، مطالعه موردی: کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﺣﻀﻮر زﻧﺎن و ﺗﺒییﻦ ﻧﻘﺶ آﻧﺎن در ﺷکﻞ دﻫی ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی اﻣﺮوزی، ﻣﺴﺌﻠﻪ ای ﻣﻬﻢ و ﺣیﺎﺗی ﻣی ﺑﺎﺷﺪ. از ﻃﺮﻓی ﻣﻮﺿﻮع ﺟﻨﺴیﺖ و ﻋﺪاﻟﺖ ﺟﻨﺴیﺘی در ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﻣﻮﺿﻮﻋی اﺳﺖ کﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﺣﺎﺷیﻪ راﻧﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻋﺪاﻟﺖ ﺟﻨﺴیﺘی ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی رﻋﺎیﺖ ﺗﻨﺎﺳﺐ زﻧﺎن و ﻣﺮدان در دﺳﺘﺮﺳی ﺑﻪ ﻫﻤه اﻣکﺎﻧﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕی، اﺟﺘﻤﺎﻋی و اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای کﻪ در ﺣﻖ ﻫیﭻ کﺪام اﺟﺤﺎﻓی ﻧﺸﻮد. از ایﻦ رو ﻧﻮیﺴﻨﺪﮔﺎن ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻧﻈﺮیﻪ ای و همچنین ﻣﻬمتریﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ایﻦ ﺧﺼﻮص، کیﻔیﺖ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی و رﺿﺎیﺖ زﻧﺎن از آنﻫﺎ را در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺮیﺰ ﺳﻨﺠیﺪه اﻧﺪ. در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﭘﺲ از ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻣﻌیﺎرﻫﺎی ﻣﺆﺛﺮ در کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی زﻧﺎن، ﺟﻬﺖ اﺧﺘﺼﺎص اوزان ﺑﻪ ﻫﺮیک از آنﻫﺎ، ﺑﻪ ﻣﻘﺎیﺴﻪ زوﺟی ﻣﻌیﺎرﻫﺎ ﺑﻪ روش ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒیAHP ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪ. در اداﻣﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺮیﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﻫﺎی ویکﻮر و اﻟکﺘﺮ رﺗﺒﻪ ﺑﻨﺪی ﺷﺪﻧﺪ و ﺑﺮای ﺗﻠﻔیﻖ ﻧﺘﺎیﺞ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه از ﻫﺮ دو ﻣﺪل، از ﺗکﻨیک کﭗ ﻟﻨﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدیﺪ کﻪ ﻧﺘﺎیﺞ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه ﻧﺸﺎن-دﻫﻨﺪه ایﻦ اﺳﺖ کﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ 4 و 1 کﻪ ﺟﺰو ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺑﺎ کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی ﺑﻬﺘﺮ ﺗﺒﺮیﺰ ﻣی ﺑﺎﺷﻨﺪ از ﻧﻈﺮ رﺿﺎیﺖ زﻧﺎن از ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﻧیﺰ در رﺗﺒﻪﻫﺎی ﻧﺨﺴﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ و ﻣﻨﺎﻃﻖ 9 و 5 در رﺗﺒﻪ ﻫﺎی آﺧﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ و وﺿﻌیﺖ ﻣﻨﺎﺳﺒی را ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی کیﻔیﺖ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی و رﺿﺎیﺖ زﻧﺎن ﻧﺪارﻧﺪ کﻪ ﺑیﺸﺘﺮیﻦ اﺳکﺎنﻫﺎی ﻏیﺮرﺳﻤی و ﺣﺎﺷیﻪﻧﺸیﻨی در ایﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺴﺘﻘﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺎﻧﻮاﻧی کﻪ در ایﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺣﺎﺷیﻪای ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ کﻤﺘﺮیﻦ رﺿﺎیﺖ را از ﺧﺪﻣﺎت و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی دارﻧﺪ.
ارائه الگوی مداخله و نظام سیاست گذاری فضایی در پیاده راه های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیایی برنامه ریزی شهری دوره ۹ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
287 - 311
حوزههای تخصصی:
پیاده روی اصلی ترین الگوی جابه جایی در کانون های زیستی به شمار می رود که به دلیل هزینه کم، دردسترس بودن و وابسته نبودن به عنصری خاص، احیای فضاهای شهری و زندگی اقتصادی و اجتماعی را به همراه داشته است. خیابان فردوسی شاهین شهر به دلیل نبود فضای شهری مناسب برای حضور شهروندان از یک سو و غلبه فضاهای سواره بر پیاده از سوی دیگر، عرصه را برای حضور شهروندان تنگ و حیات اجتماعی شهروندان را مختل کرده است. مقاله حاضر با بازخوانی معیارهای طراحی پیاده راه و تلفیق آن با کیفیت حضورپذیری، ابتدا چارچوب مفهومی پیاده راه حضورپذیر را تبیین می کند و درنهایت یک نظام سیاست گذاری فضایی و الگوی مداخله در پیاده راه های حضورپذیر شهری ارائه می دهد. این پژوهش کاربردی و روش آن ترکیبی است. در بخش کیفی با مطالعه متون معتبر جهانی در زمینه طراحی پیاده راه و کیفیت حضورپذیری، چارچوب تحقیق استخراج شد. در بخش کمی، با روش تحلیل عاملی اکتشافی، مؤلفه های سیاست گذاری فضایی پیاده راه حضورپذیر در محور مربوطه مشخص و با استفاده از تحلیل رگرسیونی، الگوی مداخله در محور مذکور ارائه شد. نتایج تحلیل عاملی و رگرسیونی، چهارده عامل را به عنوان مؤلفه های اصلی مؤثر بر سیاست گذاری فضایی در پیاده راه حضورپذیر فردوسی شاهین شهر بیان می کند. نفوذپذیری و حس تعلق، بیشترین تأثیر و دسترسی به خدمات شهری و کارایی، کمترین تأثیر را بر حضورپذیری محور فردوسی داشته اند. عوامل شفافیت، امنیت و انعطاف پذیری نیز بر حضورپذیری محور بدون تأثیر هستند.
تحلیلی بر توان های توسعه شهرستان های استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی
حوزههای تخصصی:
استان کردستان در غرب ایران با دارابودن مرز مشترک با کشور عراق، پتانسیل های قوی و بالقوه ایی جهت توسعه بازرگانی، به خصوص در شهرهای مرزی را دارا است. در این راستا توسعه و و جود منابع و امکانات در شهرستان های استان کردستان به عنوان شهرهای مرزی می تواند نقش مهم و حیاتی در برقراری ارتباط با کشورهای همسایه ی خود داشته باشد و هم می تواند آهنگ همگرایی ملی را تسریع کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیلی بر توان های توسعه شهرستان های استان کردستان با تاکید بر همگرایی ملی بود. . و از نظر هدف گذاری کاربردی و از نظر روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. در روند تهیه و تولید داده ها ابتدا عوامل مؤثر بر توسعه استان کردستان با تاکید بر شاخص های همگرایی ملی، با استفاده از نظرات 45 نفر از کارشناسان از طریق روش دلفی شناسایی شده است برای آزمون فرضیه از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین تحقق توسعه یافتگی و اثر گذاری آن بر روی همگرایی ملی با ضریب مسیر 0.48 رابطه مؤثری وجود دارد بدین معنی مؤلفه ها و معیارهای توسعه یافتگی 0.48 درصد موفقیت استراتژی توسعه یافتگی را تبیین می کند. از طرف دیگر بین (شاخص های توسعه انسانی با ضریب مسیر 0.91) با تحقق توسعه یافتگی رابطه علی قوی وجود دارد یعنی دسترسی به شاخص های توسعه انسانی تعیین کننده توسعه یافتگی می باشد، ولی بین عوامل دسترسی توسعه سیاسی (با ضریب مسیر 0.021- ) با موفقیت توسعه یافتگی شهرستان های استان کردستان رابطه علی وجود ندارد و این بدین معنی است که عوامل دسترسی توسعه سیاسی به واسطه تأثیری که بر تحقق توسعه یافتگی شهرستان های استان کردستان می گذارد می تواند عاملی تعیین کننده در موفقیت توسعه یافتگی شهرستان های استان کردستان تلقی گردد. در مجموع چنین می توان گفت که توسعه یافتگی شهرستان ها بر معیارهای همگرایی ملی اثرگذار است.
تحلیل علّی عوامل مؤثر بر رکود دامداری سنتی در جوامع محلی (مورد مطالعه: مراتع قشلاقی ندوشن یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش اقتصادی و اجتماعی مراتع از جنبه های مختلف و مدیریت مراتع در روستاها یکی از عوامل تداوم و بقای حرفه دامداری سنتی است. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻋﻮاﻣﻞ اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و زیست محیطی مؤثر بر فعالیت های دامداران در جوامع روستایی ندوشن شهرستان اشکذر استان یزد اﻧﺠﺎم شده است. اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ روش ﭘﻴﻤﺎﻳﺶ و با ابزار پرسشنامه اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، دامداران روستاهای واقع در سامان های عرفی مراتع ندوشن ﺑﻮدﻧﺪ. نتایج نشان داد که گویه مهاجرت روستاییان به شهر و خروج نیروی کار از روستا به عنوان اولین عامل تأثیرگذار با میانگین (87/7) و گویه گرایش نیروی کار جوان به مشاغل غیرکشاورزی به عنوان دومین عامل تأثیرگذار با میانگین (39/6)، در عامل اقتصادی نیز گویه بهره وری کمتر دامداری سنتی در مقایسه با سایر فعالیت های اقتصادی به ویژه در بخش های غیر کشاورزی به عنوان اولین عامل تأثیرگذار با میانگین (48/9) و گویه بالا بودن دستمزد چوپان و اجاره بهای مرتع به عنوان دومین عامل تأثیرگذار با میانگین (35/9) بود. در عامل مدیریتی گویه کمبود علوفه ناشی از چرای بیش از ظرفیت چرا به عنوان اولین عامل تأثیرگذار با میانگین (02/9) و گویه بی توجهی به بیمه روستائیان به عنوان دومین عامل تأثیرگذار با میانگین (43/8) و در عامل زیست محیطی گویه خشکسالی و کمبود علوفه به عنوان اولین عامل تأثیرگذار با میانگین (19/5) و گویه کمبود علوفه ناشی از تغییرات اقلیمی (سرمازدگی، گرمازدگی، آفات و امراض) به عنوان دومین عامل تأثیرگذار با میانگین (92/3) بود.
تحلیل سیاست های اقتصادسیاسی دولت های بعد از انقلاب اسلامی بر مبنای الگوی حکمرانی خوب، مطالعه موردی دولت احمدی نژاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بانک جهانی شاخص هایی برای حکمرانی خوب در نظر گرفته که بر اساس این شاخص ها دولت احمدی نژاد ارزیابی می گردد. موارد بررسی شده شامل مسکن مهر، هدفمندی یارانه، تورم و نقدینگی، کارآفرینی و ایجاد اشتغال است که داده های موجود نشان می دهد که با تعریف حکمرانی خوب انطباق ندارد. نتایج حاصل از برسی و تحلیل نشان می دهد: 1- در بخش مسکن و مخصوصاً با تصویب قانون مسکن مهر در سال 1386؛ طی 8 سال میانگین قیمت مسکن در تهران از مترمربعی 648 هزار تومان به 2 میلیون و 61 هزار تومان افزایش پیدا کرد و در دولت دوم وی، عرضه مسکن با رکورد مواجه شد و تولید مسکن مهر باعث ارزانی و ثابت ماندن قیمت مسکن نشد. 2- میزان درآمد حاصل از هدفمندی یارانه ها نشان دهنده کسری ۳۲ هزار میلیارد تومانی درآمد است. کاهش درآمد نیز موجب شد تا دولت به چاپ و انتشار اسکناس روی بیاورد که موجبات افزایش نقدینگی و تورم گردید. 3- در بخش کارآفرینی و ایجاد اشتغال بین سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱، معادل تفاوت جمعیت شاغلان در این سال ها است و به عبارتی برای ۹ هزار نفر ایجاد اشتغال شد که رقم خوبی نیست. 4- در موضوع تورم به دلیل عدم توانایی قوه مجریه در حفظ تعادل عرضه و تقاضا در بازار، تورم فزاینده ای شکل گرفت. رابطه عرضه و تقاضا بیش از پیش به هم خورد طی هشت سال دولت احمدی نژاد کمترین نرخ تورم به سال 1384 با نرخ 10.4 درصد مربوط بود و بیشترین نرخ تورم به سال 1391 با 30.5 درصد بوده است.
تبیین سیاست های دولت محلی و توسعه شهری با تأکید بر شهرهای ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
17 - 26
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه و استقلال درون شهرها، از جمله دغدغه های اصلی حاکمان جوامع گوناگون در جهان می باشد. توجه به امور شهرها در عصر جهانی شدن در گرو مدیریت قوی و کارامد است. این امر جز با اجرای الگوی دولت محلی و دخالت دادن مردم در امور شهری خودشان و احقاق حقوق شهروندی آنها، امکان پذیر نیست. کانون اصلی مشکلات توسعه نیافتگی در کشورهای در حال توسعه، شهرها هستند. افزایش جمعیت شهری و مهاجرت پیوسته روستاییان به شهرهای پرجمعیت، فشار شدیدی بر زیربناهای شهری وارد آورده و بیشتر آنها را از ایفای نقش مطلوب در فرایند توسعه در کشورهای در حال توسعه بازداشته است. توسعه شهری بستگی زیادی به زیربناهای شهری مانند انرژی، جاده ها و منابع دیگری دارد. لذا این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد آن است که توسعه شهری با رویکرد به نقش دولت محلی در ایران را مورد بررسی قرار دهد. نتایج یافته های این مقاله نشان می دهند که در ایران برخی شهرها، از فضا و سیمای شهری زیبایی برخوردار نیستند. تصمیمات عموماً از بالا به پایین به شهرداری ها دیکته می شوند. در شهرداری ها، حضور افراد متخصص و کارشناس در امور شهری و شهرسازی بسیار کم می باشد. با توجه به ویژگی هایی جغرافیایی سرزمین ایران (جغرافیای فرهنگی، جغرافیای اقتصادی، جغرافیای ناحیه ای) الگوی دولت محلی در مدیریت شهری و توسعه شهرها، می تواند کارایی داشته باشد.
تحلیل جغرافیایی نقش مکان بر احساس نشاط شهروندان اهواز براساس شهر شاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیایی برنامه ریزی شهری دوره ۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
761 - 799
حوزههای تخصصی:
انسان از همان آغاز زندگی، همراه با دیگران در مکان ها، دانش و تجربه زندگی کسب می کند. از طرفی مکان ها حاصل روح جامعه و مردمی هستند که در آن زندگی می کنند. بررسی مکان به عنوان کانون علم جغرافیا و تلاش برای درک تفاوت ها و مسائل مکانی سنت دیرینه این علم است؛ بنابراین در پایگاه این علم، پرداختن به نشاط شهروندان براساس مکان های مختلف شهر اهواز مسئله ای مهم است که با مشکلات محیطزیستی، کالبدی، مدیریتی و نابرابری های فضایی، اجتماعی و اقتصادی روبه رو است . هدف پژوهش، تحلیل اثرگذاری نقش مکان بر احساس نشاط شهروندان در محله های منتخب شهر اهواز است. پژوهش حاضر کاربردی و از لحاظ روش شناسی توصیفی-اکتشافی است. ابزار مورداستفاده، ترکیبی از پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه استاندارد شادکامی آکسفورد است. جامعه آماری شامل شهروندان شهر اهواز (زن و مرد) در محدوده سنی 15 سال به بالا (280، 887 نفر) است. حجم نمونه متناسب با جامعه آماری و براساس فرمول کوکران 38 5 نفر و روش نمونه گیری نیز طبقه ای نسبی است. پرسشنامه ها در شش محله منتخب شهرک نفت، کیانپارس، گیت بوستان، عامری، منبع آب و کوی علوی توزیع و تکمیل شد. از آنجا که این محله ها براساس شاخص های مکانی شامل جمعیت، سطح کیفیت زندگی و قشربندی اجتماعی دارای سطوح مختلف و تفاوت مکانی هستند، تنوعی از مکان ها و بافت های مختلف شهر اهواز اعم از حاشیه نشین فرسوده از پیش طراحی شده و جدید را شامل می شوند. همچنین توزیع و پراکندگی آن ها گستره جغرافیایی و مناطق شهر اهواز را پوشش می دهد. این محله ها به عنوان محله های مناسب به منظور بررسی و تحلیل موضوع موردمطالعه تعیین شدند. براساس یافته های پژوهش، بین محله های موردمطالعه، از نظر وجود فضاهای نشاط آفرین و اثرگذاری این فضاها بر احساس نشاط شهروندان تفاوت و جدایی گزینی فضایی وجود دارد و الگوی توزیع فضاهای نشاط در بین این محله ها عدالت محور نیست. محیط کالبدی و فراغتی در احساس نشاط شهروندان اثرگذار است و سطح نشاط شهروندان در محله های برنامه ریزی شده که از لحاظ فضاهای نشاط آفرین غنی تر هستند (شهرک نفت، کیانپارس و گیت بوستان)، نسبت به محله های بافت فرسوده (عامری) و حاشیه نشین (محله منبع آب و کوی علوی) که از این لحاظ فقیر هستند، بالاتر است. شرایط عینی محیط شهری در احساس نشاط شهروندان اثرگذار است و تفاوت مکانی در برخورداری از فضاهای نشاط آفرین در سطح نشاط شهروندان و نقش تعدیلگری در کیفیت محیط کالبدی و فراغتی و نشاط شهروندان اثرگذار است. محیط عینی در خلق فضاهای شهری بانشاط و ارتقای شاخص های کیفیت زندگی شهروندان اثر دارد و در مقابل، بانشاط بودن فضاهای شهری موجب جذابیت فضاها و مکان ها برای حضور و فعالیت شهروندان می شود. در پایان نوشتار، پیشنهادهای مناسب ارائه می شود.
واکاوی عوامل مؤثر بر نگرش زنان روستایی نسبت به ایجاد گروه های خودیار؛ مطالعه موردی: بخش بزینه رود، شهرستان خدابنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
873 - 886
حوزههای تخصصی:
گروه های خودیار، به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توانمندسازی زنان، اهمیت زیادی در زمینه اشتغال، تولید درآمد، کاهش فقر، و ارتقای صادرات و درآمد ارز خارجی کشورهای در حال توسعه دارند. ایجاد این گروه ها می تواند متأثر از عوامل مختلف جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی باشد. بنابراین، تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نگرش زنان روستایی نسبت به گروه های خودیار در بخش بزینه رود تدوین شده است. پژوهش به صورت ترکیبی - اکتشافی متوالی انجام شده است. در مرحله نخست نگرش زنان روستایی به ایجاد گروه های خودیار با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از طریق مصاحبه احصا و در مرحله دوم به تحلیل بیشترین عوامل مؤثر د ر نگرش زنان روستایی نسبت به ایجاد گروه های خودیار از طریق پرسش نامه محقق ساخته با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای پرداخته شده است. در مرحله اول پژوهش ، عوامل مؤثر د ر ایجاد گروه های خودیار در قالب 27 مفهوم احصا و در پنج بُعد طبقه بندی شد. نتایج مرحله دوم نیز حاکی از آن است که میانگین عددی حاصل در ابعاد اجتماعی- اقتصادی، پذیرش فناوری و مشارکت، بازاریابی، آموزش و حمایت، بانکداری/ اعتبارات به ترتیب مبیّن بالابودن عوامل مؤثر د ر نگرش زنان روستایی نسبت به ایجاد گروه های خودیار بوده و عوامل اجتماعی- اقتصادی مهم ترین عامل تأثیرگذار در ایجاد گروه های خودیار زنان روستایی است. بنابراین، نتایج نشان می دهد استفاده از سرمایه جمعی در اجرای فعالیت ها و استفاده مشاع از ابزارهای تولید باعث صرفه جویی در عوامل تولید خواهد شد و تلاش های جمعی در امور مربوط به گروه های خودیار و انعطاف پذیری در قوانین و مقررات سبب افزایش بازدهی زنان عضو می شود.
واکاوی زیست پذیری روستاهای پیراشهری (مورد مطالعه: دهستان درودفرامان، شهرستان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
552 - 571
حوزههای تخصصی:
مفهوم زیست پذیری از جمله مفاهیم جدید در حوزه برنامه ریزی روستایی است که به دنبال توجه به کیفیت زندگی روستاها، موردتوجه قرار گرفته است. اساس برنامه ریزی صحیح برای افزایش سطح زیست پذیری روستاهای پیرامون شهری تنها اکتفا به بحث آسیب پذیری این مناطق نیست و نیازمند شناخت وضعیت زیست پذیری این روستاها است زیرا با شناسایی صحیح شاخص های زیست پذیری و عوامل تأثیرگذار بر آن می توان مشکلات موجود در این روستاها را تا حدودی رفع کرد و میزان زیست پذیری آن ها را ارتقا داد و شرایط توسعه پایدار را فراهم کرد. هدف این تحقیق واکاوی زیست پذیری روستاهای دهستان درودفرامان شهرستان کرمانشاه است، این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایشی و ابراز پرسشنامه انجام گرفته است. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. همچنین برای رتبه بندی روستاهای موردمطالعه از نظر وضعیت زیست پذیری از مدل آنتروپی شانون و کوپراس استفاده شده است. جامع آماری تحقیق شامل 20 روستای دارای سکنه دهستان درودفرامان است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 459 نفر تعیین گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت زیست پذیری در روستاهای دهستان درودفرامان در سطح پایینی قرار دارد و همچنین روستاهای این دهستان در سه سطح مطلوب، متوسط و نامطلوب رتبه بندی شدند که روستاهای ده پهن، شهرک صنعتی-فرامان، بیجانه، گاکیه و موریان شرایط مطلوب تری نسبت به بقیه روستاها دارند و مابقی چندان شرایط مساعدی ندارند.