شناسایی بخش ها ی بازار گردشگری به توسعه ی بهتر بسته های سفر و راهبردها ی کارآمدتر کمک می کند. با شناسا یی ارزشهای مورد انتظار ناشی از الگوهای رفتاری و مقایسه آن با علایق رفتاری سفر افراد سالمند درکنار ویژگی های فردی می توان بازار گردشگران سالمند را بخش بندی و پیش بینی کرد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی است. برای شناسایی ارزشهای مورد انتظار از رویکرد کیفی و روش دلفی و برای پیش بینی گروه ها ی بازار از رویکرد کمی با استفاده از شبکه های عصبی بهره می برد.این پژوهش بین 380 نفر ازگردشگران سالمندان اصفهانی و تهرانی به روش نمونه گیری غیر تصادفی و در دسترس انجام شده است. نتایج نشان می دهد ارزشها ناشی از ویژگی های فردی و شخصیتی، انگیزه های سفر، تجربه سفر، سبک سفر و لذت سفر است. بازارگردشگران سالمند بر اساس ارزش های مورد انتظار، با تکنیک شبکه عصبی در سه گروه محافظه کار، مرفه و جوان شناسایی و پیش بینی شدند.
در محیط فرارقابتی کنونی بازاریابان مقاصد گردشگری، بایستی بر برندسازی و عوامل تشکیل دهنده برند مقصد گردشگری توجه ویژه ای نمایند. از آنجایی که توجه و درگیری ذهنی، انتخاب و قصد بازدید از عناصر اساسی در ساختار برند گردشگری می باشد، هر گونه تغییر در این عناصر می تواند در تقاضای بازدید مجدد حائز اهمیت باشد. در این پژوهش به بررسی اثر درگیری ذهنی پایدار گردشگری در قصد بازدید مجدد گردشگران داخلی در مقایسه با گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون تأثیر متغیرهای واسطه(آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت درک شده برند و وفاداری به برند) پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق در زمره ی تحقیقات توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش، گردشگران بین المللی و داخلی شهر تهران می باشد. تحلیل های آماری نیز با استفاده از نرم افزار اس، پی اس، اس و آموس انجام و در آزمون تحلیل مسیر فرضیه ها نیز از روش بوت استراپ استفاده شده است. یافته ها پژوهش حاکی از آن است که درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید گردشگران داخلی با تأثیر متغیرهای واسطه اثرگذار می باشد و درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید مجدد گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون متغیرهای واسطه تأثیر مثبت و معناداری دارد در واقع بازدید مجدد از مقصد گردشگری شهر تهران مستلزم توجه به آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت برند مقصد، وفاداری به برند مقصد و درگیری پایدار گردشگری است. این عوامل دارای روابط متقابل بوده و اثر آن ها در بین گردشگران داخلی با گردشگران خارجی متفاوت است. بنابراین بازاریابی و استراتژی برندسازی برای گردشگران داخلی باید متفاوت از برندسازی برای گردشگران بین المللی باشد.
پژوهش حاضر، سعی در فهم تجربه گردشگری علمی دارد و این امر در بین دانشپژوهان خارجی که گردشگری علمی را در ایران تجربه کردهاند، بررسی شده است. در این پژوهش، بنا بر نیاز به استفاده از تجربیات افراد درگیر در موضوع تحقیق، از روش تحقیق کیفی و از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. به دلیل نظاممند بودن روش کولایزی برای تحلیل دادهها، از این روش استفاده شد. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع با 13 نفر، مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. اعتبار نتایج بهدستآمده با استفاده از مراجعه مجدد به شرکتکنندگان در تحقیق و جلب توافق ایشان حاصل شد. در انتها چهار دسته تم حاصل شد که عبارتاند از؛ جنبه علمی، جنبه مذهبی، جنبه فرهنگی و جنبه اقتصادی و اوقات فراغت. یافتههای این تحقیق در شناخت و درک بهتر رفتار گردشگران علمی و پیشبینیهای آینده مؤثر است. بهکارگیری صحیح یافتهها نیز توسعه گردشگری علمی و متعاقباً، افزایش رضایت گردشگران را در پی خواهد داشت.