پژوهش حاضر، سعی در فهم تجربه گردشگری علمی دارد و این امر در بین دانشپژوهان خارجی که گردشگری علمی را در ایران تجربه کردهاند، بررسی شده است. در این پژوهش، بنا بر نیاز به استفاده از تجربیات افراد درگیر در موضوع تحقیق، از روش تحقیق کیفی و از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. به دلیل نظاممند بودن روش کولایزی برای تحلیل دادهها، از این روش استفاده شد. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع با 13 نفر، مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. اعتبار نتایج بهدستآمده با استفاده از مراجعه مجدد به شرکتکنندگان در تحقیق و جلب توافق ایشان حاصل شد. در انتها چهار دسته تم حاصل شد که عبارتاند از؛ جنبه علمی، جنبه مذهبی، جنبه فرهنگی و جنبه اقتصادی و اوقات فراغت. یافتههای این تحقیق در شناخت و درک بهتر رفتار گردشگران علمی و پیشبینیهای آینده مؤثر است. بهکارگیری صحیح یافتهها نیز توسعه گردشگری علمی و متعاقباً، افزایش رضایت گردشگران را در پی خواهد داشت.
در محیط فرارقابتی کنونی بازاریابان مقاصد گردشگری، بایستی بر برندسازی و عوامل تشکیل دهنده برند مقصد گردشگری توجه ویژه ای نمایند. از آنجایی که توجه و درگیری ذهنی، انتخاب و قصد بازدید از عناصر اساسی در ساختار برند گردشگری می باشد، هر گونه تغییر در این عناصر می تواند در تقاضای بازدید مجدد حائز اهمیت باشد. در این پژوهش به بررسی اثر درگیری ذهنی پایدار گردشگری در قصد بازدید مجدد گردشگران داخلی در مقایسه با گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون تأثیر متغیرهای واسطه(آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت درک شده برند و وفاداری به برند) پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق در زمره ی تحقیقات توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش، گردشگران بین المللی و داخلی شهر تهران می باشد. تحلیل های آماری نیز با استفاده از نرم افزار اس، پی اس، اس و آموس انجام و در آزمون تحلیل مسیر فرضیه ها نیز از روش بوت استراپ استفاده شده است. یافته ها پژوهش حاکی از آن است که درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید گردشگران داخلی با تأثیر متغیرهای واسطه اثرگذار می باشد و درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید مجدد گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون متغیرهای واسطه تأثیر مثبت و معناداری دارد در واقع بازدید مجدد از مقصد گردشگری شهر تهران مستلزم توجه به آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت برند مقصد، وفاداری به برند مقصد و درگیری پایدار گردشگری است. این عوامل دارای روابط متقابل بوده و اثر آن ها در بین گردشگران داخلی با گردشگران خارجی متفاوت است. بنابراین بازاریابی و استراتژی برندسازی برای گردشگران داخلی باید متفاوت از برندسازی برای گردشگران بین المللی باشد.
امروزه،تبلیغاتبهعنوانیکی ازابزارهای قابل کنترلبازاریابیتاثیریشگرفبررفتارمصرفکنندگانوچگونگیانتخابآن هاداردو بدینترتیب،نقشمهموجایگاهبرجستهایدرارتقایفروشموفقمحصولاتیکسازمانکسبنمودهاست. لذا، محققاندر تحقیقاتخودتلاش می نمایندتاامکانبهرهمندیسازمان هاازاینراهبردراممکن سازند. همینطور که موج کووید-۱۹ سراسر جهان را می پیماید، نوع بشر مجبور به نوآوری و تغییر مسیر کار و زندگی خود شده است. هدف از این پژوهش واکاوی نقش تبلیغات بر نیات رفتاری مشتریان در استفاده از رستوران ها در دوران پسا کرونا می باشد. پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی، بر اساس روش از نوع توصیفی- پیمایشی و بر اساس نوع داده، کمی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مشتریانی که سابقه استفاده از خدمات رستوران ها را دارند، می باشد. تعداد نمونه در این تحقیق 390 نمونه بوده که از طریق روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند. پس از جمع آوری داده ها ، فرضیات پژوهش از طریق نرم افزار لیزرل مورد آزمون قرار گرفت و یافته ها نشان دهنده تاثیر متغیرهای اخبار مرتبط در تبلیغات، تقویت برند در تبلیغات، محرک بودن در تبلیغات، سردرگمی در تبلیغات بر پاسخ هیجانی مشتریان (رضایت) می باشد همچنین نشان دهنده تأثیر پاسخ هیجانی مشتریان (رضایت) بر ارزش سودمندگرایی و ارزش لذت و خوشی مشتریان و تاثیر ارزش های سودمندگرایی و ارزش خوشی و لذت بر نیات رفتاری می باشد. نتایج نیز نشان داده همدلی در تبلیغات و آشنایی با تبلیغات بر پاسخ های هیجانی مشتریان(رضایت) تأثیر ندارد.