درخت حوزه‌های تخصصی

مطالعات منطقه ای

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵٬۴۰۱ مورد.
۴۱.

پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا با تأکید بر ج.ا.ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
جنگ روسیه و اوکراین پیامدها و تأثیرات به سزایی را برای اقتصاد بین الملل از جمله ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سایر مناطق جغرافیایی در پی داشته است. پژوهش حاضر با روش آینده پژوهی به دنبال پاسخ به این پرسش است که پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ایران چه خواهد بود؟ هدف این پژوهش شناسایی جامع پیامدهای امنیتی جتگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ج.ا.ایران می باشد. روش پژوهش در این طرح، روش آمیخته (کمی- کیفی) می باشد. یافته ها نشان می دهد که شاخص A2 (تاثیر بر زنجیره تامین و بازار مالی (تورم بالا و افزایش بی رویه قیمت ها) در رتبه اول تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A11 (افزایش مهاجرت آوارگان جنگ) در رتبه دوم تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A3 (تاثیر بر منابع غذایی (کمیت و کیفیت) در رتبه سوم تأثیرگذاری مستقیم و رتبه چهارم غیرمستقیم قرار گرفته است. نتیجه این است که اختلافات ژئوپلیتیکی و جنگ اثرات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی بر سایر کشورها دارد. درگیری روسیه و اوکراین نشان داده است که اعمال تحریم ها علیه یک کشور متخاصم بهترین پاسخ نیست، زیرا تأثیرات سرریزی بر کشورهای غیر درگیر دارد، به ویژه زمانی که کشورهای متخاصم شرکای تجاری کشورهای غیر درگیری هستند. از این رو، رهبران سیاسی باید تلاش کنند تا از رویارویی هایی مانند تقابل بین اوکراین و روسیه اجتناب کنند و باید از گفتگو به عنوان مکانیزمی برای حل مناقشه استفاده کنند.
۴۲.

پیامدهای نظامی- امنیتی تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۲
با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر مؤثر منطقه ای پیامدهای قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. این مقاله با روش توصیفی- تبینی و به کارگیری نظریه موازنه منافع رندال شولر و تحلیل انگیزه ها و جهت گیری های راهبردی طرفین، به دنبال پاسخ دادن به این سؤال کلیدی است که تعمیق مناسبات عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی چه پیامدهای نظامی- امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نزدیکی فزاینده عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به توسعه عمق راهبردی و تقویت توان بازدارندگی تل آویو در برابر ایران منجر می شود و موازنه قوای منطقه ای را به نفع رقبای جمهوری اسلامی ایران تغییر می دهد. همچنین، شکل گیری همکاری های نظامی دو یا چندجانبه در قالب سنتکام، تلاش برای ایجاد ائتلاف های جدید نظیر «ناتوی عربی» یا «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» و گسترش همکاری های اطلاعاتی- امنیتی میان این بازیگران، ظرفیت هایی برای بی ثبات سازی ایران و تضعیف گروه های مقاومت فراهم می آورد. نتیجه آنکه برایند نزدیکی بیشتر روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به یکدیگر می تواند تقویت همکاری طرفین به همراه ایالات متحده برای اقدامات امنیتی- اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد و حتی در سناریوهای دورتر، همکاری نظامی برای آسیب رساندن به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در طرح ریزی های رهبران آنان مدنظر قرار گیرد.
۴۳.

جنگ تجاری آمریکا با چین و پیامدهای آن بر نظم تجاری بین المللی 2025-2017(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۶
جنگ تجاری میان ایالات متحده و چین در فاصله سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، به یکی از چالش برانگیزترین تحولات در نظم تجاری بین المللی بدل شده است؛ تحولی که با اتخاذ سیاست های حمایت گرایانه از سوی آمریکا شدت یافته و ابعاد اقتصادی، فناورانه و نهادی گسترده ای پیدا کرده است. مقاله حاضر می کوشد با تمرکز بر این ابعاد، به این پرسش پاسخ دهد که اقدامات ایالات متحده در توسل به جنگ تجاری با چین در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، چگونه بر نظم تجاری چندجانبه بین المللی تأثیر گذاشته است؟ فرضیه تحقیق که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با روش مطالعه اسنادی انجام شده، این است که ایالات متحده در سال های 2017 تا 2025، به عنوان هژمون در حال ستیز با نظم خویش، از طریق پیگیری رویکرد رقابتی با چین در عرصه تجارت جهانی، سبب تقویت رویه های حمایت گرایانه در قبال رویه های همکاری جویانه در نظم تجارت جهانی شده و بنیادهای نظم لیبرال چندجانبه را تضعیف کرده است. در همین راستا، یافته مقاله نشان می دهد که رقابت تجاری و فناورانه آمریکا با چین نه یک پروژه مقطعی، بلکه روندی ساختاری و پایدار است که حتی با تغییر دولت ها نیز استمرار یافته و موجب قطبی شدن بازار جهانی، تضعیف نهادهای چندجانبه، و بازآرایی زنجیره های تأمین خواهد شد. این تحولات برای سایر کشورها از جمله ایران، هم فرصت زا و هم تهدیدآمیز است؛ فرصت هایی که بهره برداری از آن ها مستلزم سیاست گذاری فعال، تنوع تجاری، و ارتقاء توانمندی فناورانه است.
۴۴.

بررسی فرایند خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان از منظر نظریه سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۶
نظریه سیستمی، که یکی از رویکردهای برجسته در علوم انسانی، به ویژه در حوزه های علوم سیاسی است این امکان را می دهد تا رویدادهای گوناگون را به شیوه ای خاص مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این نظریه با تأکید بر ارتباط و تعامل اجزای مختلف یک سیستم، کمک می کند تا پدیده ها را به صورت جامع تر و در قالب یک مجموعه مرتبط درک کرد. در این پژوهش سعی شده است خروج آمریکا از افغانستان در چارچوب این نظریه بررسی شود. شکست آمریکا در جنگ افغانستان (2021-2001) و نرسیدن به اهداف خود، یکی از نقاط آغاز تشکیک ها در هژمون برتر بودن آمریکا می باشد. دیدگاه های متعارضی در خصوص افول هژمونی آمریکا مطرح شده است و خروج از افغانستان بدون هیچ دستاوردی به این خوف و رجا در بین نخبگان آمریکایی دامن زده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «چگونه می توان بر اساس نظریه سیستمی، خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان را تشریح و تبیین کرد؟» مبتنی بر رویکرد تبیینی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی برای پاسخ به این سؤال می توان گفت بحران در نظام اقتصادی، سیاسی و نظامی این کشور بر برتری آن در فضای بین الملل تأثیرگذار بوده و بر هژمون برتر بودن نیز اثر سوء داشته است. شکست در سیاست های اعلامی واشینگتن در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در کنار فشارهای محیطی ناشی از کنشگری فعال بازیگران قدرتمند که حکایت از تغییر واقعیت های نظام بین الملل دارد، باعث شد آمریکا برای جلوگیری از افول کامل به بازاندیشی نسبت به سیاست های چیرگی بنیاد خود در منطقه غرب آسیا برسد. برای نشان دادن این مهم و عملیاتی کردن متغیرها نیز از روش مدل سازی نظری بهره برداری شده است.
۴۵.

تأثیر خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آن در رقابت راهبردی با چین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۳
دو سال پس از خروج آمریکا از افغانستان هنوز این پرسش به طور جدی مطرح است که چگونه ممکن است خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آمریکا در رقابت راهبردی با چین تأثیر بگذارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که میان تصمیم آمریکا به خروج از افغانستان و رقابت راهبردی این کشور با چین ارتباط معناداری وجود دارد. بدین معنی که حضور آمریکا در افغانستان فرصت هایی را برای چین و تهدیدهایی را برای آمریکا (هزینه های مالی، جانی و اعتباری) به وجود آورده بود، به گونه ای که پکن درعمل از آمریکا بهره برداری می کرد. آمریکا با خروج خود از افغانستان و جایگزینی راهبرد «آشوب هدایت شده» به جای «راهبرد ثبات بخشی و حل بحران» در افغانستان تلاش می کند فرصت های چین را تبدیل به تهدید و تهدیدهای آمریکا را تبدیل به فرصت کند. به بیان دیگر، آمریکا می خواهد با خروج از افغانستان و درپیش گرفتن سیاست آشوب هدایت شده در افغانستان نه تنها محیط داخلی و منطقه ای افغانستان را برای چین ناامن کند، بلکه امیدوار است با سرریز شدن بحران افغانستان به داخل چین، این کشور را از درون نیز با چالش روبه رو کند. یافته های نوشتار نشان می دهد آمریکا تلاش می کند برای غلبه بر چین در رقابت آینده، علاوه بر مهار چین، شکاف های قومی را در این کشور فعال کند. منچو، مغول، تبتی و اویغور از گروه های قومی هستند که آمادگی خیزش علیه حاکمیت چین را دارند. بی ثباتی که پس از خروج آمریکا از افغانستان ایجاد می شود می تواند بر منطقه سین کیانگ چین و ابرطرح یک کمربند و یک راه تأثیر بگذارد و موقعیت آمریکا را در رقابت با چین بهبود بخشد. روش این نوشتار ترکیبی (کمی کیفی) و ابزار آن فیش برداری از منابع اینترنتی و کتابخانه ای است.
۴۶.

نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا (2010-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
در دوران پس از جنگ سرد و عصر جهانی شدن، گذار به سطح های نوپدید منطقه ای و فرامنطقه ای افزایش یافته است. پیچیدگی موجود در همکاری و روابط بازیگران و چندبعدی شدن بازیگران بین المللی شرایط شکل گرفتن چنین روابط منطقه ای را ایجاد کرده است. فهم پویش های منطقه ای از مهم ترین ضرورت های تحلیل سیاست جهانی در نظام بین الملل کنونی است، زیرا با این پویش ها روابط در سطح گسترده تر بین المللی قوام می یابد. در نتیجه، راهبردهای سیاست خارجی هر یک از بازیگران تعریف می شود. مسئله اصلی این نوشتار، تحولات پس از انقلاب های عربی و جنگ داخلی سوریه است که دیگر با نظم یک سویه از سوی ایالات متحد روبه رو نیستیم. روسیه نیز به دنبال تحمیل و تنظیم نظمی است که خود را در آن شریک می داند. در چارچوب این دشواره مهم، پرسش اصلی این است که نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه ای در غرب آسیا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که نقش روسیه در منطقه غرب آسیا با توجه به تلاش مسکو برای داشتن سیاست خارجی مستقل برای تأمین امنیت ملی آن و الزام های نظامی است که ناگزیر راهبرد سیاست خارجی کرملین را در جهت نفوذ و نقش آفرینی در منطقه، به عنوان راهی برای ابتکار عمل در دیگر مناطق قرار داده است. رویکرد نظری مورد توجه نویسندگان، نظریه نوواقع گرایی حضور قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای و نظم شکل گرفته نوین است که بازیگران در چارچوب آن عمل می کنند و از روش تحلیل کیفی با رویکرد تحلیل محتوای گزینشی داده ها و تحلیل های موجود بهره می برند. یافته اصلی نوشتار این است که، با توجه به گسترش قدرت روسیه در چند سال اخیر، این کشور به دنبال گسترش نفوذ خود با استفاده از ابزار سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقه غرب آسیا است.
۴۷.

هند و چین در قزاقستان: کالبدشکافی راهبرد پوشش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
موقعیت راهبردی و منابع گسترده آسیای مرکزی، قدرت های بزرگ مانند چین و هند را جذب کرده تا با گسترش راه گذرهای حمل ونقل، منافع خود را در چارچوب سیاست «اتصال» دنبال کنند. در این نوشتار راهبرد های اتصال چین، با محوریت ابتکار یک کمربند و یک راه و هند، با تمرکز بر راه گذر بین المللی شمال- جنوب در قزاقستان و دیپلماسی این کشور در برابر آن ها را تحلیل می کنیم. ادعای این نوشتار این است که قزاقستان، با بهره گرفتن هوشمندانه از نفوذ نامتقارن این دو قدرت، «راهبرد پوشش» را در قالب «دیپلماسی چندسوگرا» اجرا کرده است. این کشور با نقش آفرینی به عنوان یک محور حیاتی و بی بدیل در اوراسیا، رویکردی به طور کامل فعالانه داشته و از حضور رقیبان منطقه ای برای متنوع کردن گزینه های سیاست خارجی و تقویت اهرم های چانه زنی خود بهره برده است. یافته ها به روشنی نشان می دهند که سیاست چندسوگرا و محاسبه شده آستانه، درواقع راهبرد دقیق «پوشش خطر» است که برای بیشینه سازی منافع همکاری های اقتصادی و ژئوپلیتیکی و هم زمان، برای کمینه سازی کامل خطرهای ناشی از وابستگی به یک قدرت واحد طراحی و اجرا شده است. این رویکرد تازه به قزاقستان اجازه می دهد همراه با بهره مندی از مزایای طرح های بسیار بزرگ زیرساختی، استقلال عمل و امنیت ملی بلندمدت خود را به طور مؤثر حفظ کند.
۴۸.

تحول مفهوم مصونیت مطلق در قوانین داخلی کشورهای اوراسیایی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
در این نوشتار تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین داخلی کشورهای منتخب اوراسیایی را بررسی می کنیم. در پی پاسخ این پرسش هستیم که روند تحول مفهوم مصونیت قضایی دولت ها در قوانین و رویه قضایی این کشورها چگونه بوده است و چه تفاوت ها و شباهت هایی در این روند میان آن ها وجود دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که کشورهای مورد مطالعه با وجود تفاوت های فرهنگی و حقوقی، روندی مشابه در گذار تدریجی از مصونیت مطلق به سوی پذیرش مصونیت نسبی را طی کرده اند، اما سرعت و شیوه های این تحول در هر کشور متفاوت بوده است. پس از پایان جنگ سرد، تحولات چشمگیر حقوق بشر و تمایز اعمال حاکمیتی از اعمال تصدی گری یا تجاری نقش مهمی در تغییر مفهوم مصونیت دولت ها داشته است. در این نوشتار با رویکرد تطبیقی- تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی قوانین، رویه قضایی و پرونده های مهم در این کشورها را بررسی می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد که بیشتر این کشورها با تصویب قوانین جدید یا تغییر رویه قضایی، به تدریج مصونیت نسبی را پذیرفته اند. این تحول در راستای سازگاری با حقوق بین الملل معاصر، ایجاد تعادل میان حاکمیت دولت ها و حقوق افراد و تسهیل تجارت بین المللی انجام شده است. رویکرد ایران به مصونیت دولت ها، با تأکید بر اصل عمل متقابل، تأثیر مهمی بر روابط حقوقی، دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای اوراسیا داشته است. نتایج نشان می دهد که گذار به مصونیت نسبی، ضمن تقویت ارزش های دمکراتیک و حمایت از حقوق بشر و قواعد آمره در شکل گیری نظم حقوقی متعادل تر و توسعه پایدار در عرصه بین المللی نقش محوری دارد.
۴۹.

گذار از آرمان گرایی به واقع گرایی؛ واکاوی دیپلماسی ایران در قبال ترکیه در دوره هاشمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه و اوراسیا را دگرگون ساخت و فصل نوینی را در روابط ایران و ترکیه گشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین تحول روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه دو همسایه با وجود رقابت های ایدئولوژیک، توانستند سطح همکاری های خود را ارتقا دهند. این پژوهش با عبور از تحلیل های صرفاً فردمحور و با بهره گیری از چارچوب نظری «رئالیسم نئوکلاسیک + پراگماتیسم سیاسی »، استدلال می کند که اگرچه «نیاز ساختاری ترکیه به انرژی» و «نیاز ایران به مسیرهای ترانزیتی» پیشران اصلی روابط بود، اما دستگاه دیپلماسی دولت سازندگی توانست با اتخاذ راهبرد «تفکیک حوزه ها»، موانع سیاسی را مدیریت کند. یافته ها نشان می دهد که طرفین با درک واقع بینانه از جبر جغرافیایی، رقابت در آسیای مرکزی را از حوزه همکاری های اقتصادی جدا کردند. این رویکرد منجر به شکل گیری نوعی «وابستگی متقابل» شد که اوج آن در قراردادهای راهبردی انرژی نمود یافت؛ رخدادی که نشان دهنده غلبه منطق «منافع ملی» بر ملاحظات صرفاً ایدئولوژیک در آن مقطع تاریخی بود.
۵۰.

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
مدرنیته با ویژگی های منحصر به فردش، پسامدرن با نگاه تعدیلی و دین با عملکرد رفتاری و گفتمان امری خود، سه فضای نظم وستفالیایی، پسامدرن و اسلامی اند که ذهن انسان را به خود مشغول کرده اند. هر یک تلاش می کند نظام فرهنگی و سیاسی خاصی را بر جهان انسانی تحمیل کند. مدرنیته با نوآوری ها و اندیشه های جدیدش لزوماً به طور کامل در تضاد با اسلام نیست، اما نیازمند رویکردی اسلامی است که بتواند مکانیسمی تولیدی و حیاتی برای تحقق نیازهای مسلمانان ایجاد کند و اندیشه های استوارتر و تحمل پذیرتری را آزاد سازد تا عمل و تفکر آزادانه در میان مسلمانان ارتقا یابد. این پژوهش در پی شناخت جهان مدرن و بن مایه های فلسفی آن و تأثیرش بر زندگی مسلمین و مردمان مشرق زمین است. یافته های تحقیق نشان می دهد تاریخ معاصر کشورهای اسلامی در مواجهه با تمدن غربی، موجب واپس زدگی ها و چالش های فراوانی شده است. مشکلات نظری و ذهنی اندیشمندان و اختلال های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بنیادهای مدرنیته مانند انسان محوری، کمی نگری، هویت زدایی، پوچ گرایی، رفاه زدگی، دین گریزی، طبیعت ستیزی و غرب زدگی است. این تأثیرات در زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی فردی و جمعی مسلمانان مشهود است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع می پردازد تا بتواند راهکارهای متعادل و کارآمدی ارائه دهد.
۵۱.

تأثیر محور مقاومت بر تضادهای ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
    غرب آسیا و شمال آفریقا به دلایل ژئوپلیتیکی و استراتژیکی، از دیرباز برای قدر ت های بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی تغییر و تحول اساسی در این مناطق ایجاد شده و چالش هایی را میان قدرت ها بوجود آورده است. از مهم ترین این چالش ها تقابل انقلاب اسلامی با ترتیبات سیاسی آمریکا است. لزوم صدور انقلاب اسلامی جهت پویایی و حفظ آن، موجب شکل گیری محور مقاومت شده و با نقش محوری جمهوری اسلامی ایران، در حال توسعه و عمق بخشی به این انقلاب است. نقش کانونی و حمایتی ایران از محور مقاومت، نه تنها مورد رضایت آمریکا نبوده بلکه بیش از پیش در تضاد با یکدیگر قرار گرفته اند به طوری که این دو کشور هم در غرب آسیا و هم در شمال آفریقا با چالش های جدی رو برو هستند. از این رو پرداختن به تأثیر محور مقاومت بر تضادهای میان ایران و آمریکا در این دو بخش غرب آسیا و شمال آفریقا اهمیت داشته و شناسایی آنها برای کنشگری منطقی و حساب شده در تحرکات و مناسبات، ضرورت می یابد. بنابراین مقاله پیش رو در صدد بوده پاسخ سوال «محورمقاومت چه تأثیری بر تضادهای میان ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا دارد» را به روش توصیفی_تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای و با استفاده از چارچوب نظری امنیت هستی شناختی تبیین نماید. با فرض اینکه تشکیل و تقویت محورمقاومت از سوی ایران موجب تشدید تضادهای میان ایران و آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا گشته است، یافته های پژوهش حاکی از آن بوده است که هرچه محور مقاومت در عملکرد خود بر امنیت هستی شناختی پافشاری کرده، تضادهای غرب آسیایی و شمال آفریقایی ایران و آمریکا تشدید یافته است.
۵۲.

تداوم انقلاب و مسئله ژئوپلیتیک، ملاحظه ای بر انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۱
مسئله اصلی در این پژوهش تبیین جایگاه و تأثیرگذاری مسئله ژئوپلیتیک و تعامل آن با انگاره تداوم انقلاب در رویکرد رهبران انقلاب، لنین، تروتسکی و استالین و پیامد آن بر ساختار انقلابی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار ژئوپلیتیک است. انقلاب اکتبر 1917 روسیه با توجه به ایدئولوژی مارکسی در شمار انقلاب های بین المللی و با راهبرد جهان شمول است، تداوم و حفظ انقلاب و در مرحله بعد گسترش آن به عنوان مهم ترین کارویژه و رسالت رهبران انقلابی تعریف شد. در این نوشتار با بررسی روندی تعامل گونه میان مسئله ژئوپلیتیک و انگاره های رهبران در مسئله تداوم انقلاب، برایند بیرونی را در رویکردهای رهبران انقلاب در ده ساله اول انقلاب اکتبر بررسی می کنیم. این نوشتار بر این فرضیه استوار است که برداشت ها و دغدغه های رهبران انقلاب و تأثیرگذاری هویت فراملی انقلاب اکتبر در تعامل با عامل ژئوپلیتیک در روندی به طور کامل متفاوت صورت بندی شده اند. رهبران انقلاب اکتبر با توجه به امنیتی شدن مؤلفه ژئوپلیتیک و دغدغه بقای انقلاب در روند چالش اندیشه در رویکردهای تعامل گرا، رابطه تقابلی و انگاره رقابتی در نوسان بوده اند. نوع پژوهش مقایسه ای و روش گردآوری اسنادی و کتابخانه ای است. 
۵۳.

موانع ایفای نقش زنان در فرایند صلح سازی در سودان جنوبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
صلح به عنوان یک عامل حیاتی برای رفاه جهانی، نیازمند همکاری جمعی است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان، نقش بسزایی در فرآیند صلح سازی ایفا می کنند. این مطالعه به بررسی نقش زنان در صلح سازی سودان جنوبی و موانع پیش روی آنها می پردازد؛ چرا که سودان جنوبی پس از سال ها درگیری، با چالش های جدی در تحقق صلح پایدار روبروست و موانع مشارکت زنان در این مسیر اغلب نادیده گرفته می شود. پرسشی که مقاله پیش رو قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است که زنان در فرایند صلح سازی سودان جنوبی با چه موانعی رو به رو هستند؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال، با بهره گیری از روش توصیفی_تبیینی و با استناد به نظریه ی فمینیسم لییرال و صلح طلب مورد بررسی قرار می گیرد این است که هنجارهای فرهنگی،جامعه پدرسالارانه،نرخ بالای بی سوادی،تنوع قومیتی و موانع حقوقی موجود در این کشوراز جمله موانع اصلی برای ایفای نقش مؤثر زنان در فرآیند صلح سازی می باشند. در واقع زنان در سودان جنوبی با وجود چالش های گوناگون، نقش مهمی در برقراری صلح ایفا می کنند اما وجود این هنجارها به عنوان مانعی اصلی در جهت ایفای نقش آن ها در صلح سازی عمل می کند.
۵۴.

تبیین درگیری قره باغ از دیدگاه نظری با تأکید بر مناظره نو- نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۲
فروپاشی اتحاد شوروی با بحران های مرزی، قومیتی و ژئوپلیتیکی در سرزمین های استقلال یافته پس از آن همراه بوده است، خلأ قدرت ناشی از این فروپاشی موجب شد منطقه ای با ساختار آنارشیک شکل گیرد. تنوع اقوام و مذاهب و تنوع زبانی در این منطقه و مرزبندی های تحمیلی و ناهمگون با این تکثر قومی، دینی و زبانی و تکامل نیافتن فرایند دولت ملت سازی، منطقه را با چالش هایی روبه رو کرد که نتیجه آن جنگ های دهه های اخیر در این منطقه است. درگیری قره باغ که از سال ۱۹۸۸ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، از مهم ترین بحران های این منطقه است که ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد. با اینکه نهادهای بین المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل، با صدور قطعنامه های متعدد تأکید داشته اند که قره باغ و مناطق پیرامون آن متعلق به جمهوری آذربایجان است و از ارمنستان خواسته اند با استفاده از نفوذ خود بر ارامنه قره باغ آنان را به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت وادار کند، عوامل گوناگونی مانع بازگرداندن سرزمین های اشغالی به صورت مسالمت آمیز به جمهوری آذربایجان شد. این پرسش مطرح است که بحران قره باغ و روند آغاز و پایان آن از دیدگاه مناظره نو نو چگونه تبیین پذیر است؟ در این راستا فرضیه اصلی عبارتست از این که حل نظامی بحران قره باغ و ناکارآمدی نهادهایی مانند گروه مینسک، نشان دهنده برتری شاخص های نوواقع گرایی (خودیاری، بیشینه سازی قدرت در فضای آنارشیک) بر شاخص های نولیبرال گرایی (همکاری و نهادهای بین المللی) در تبیین این درگیری است. این نوشتار از نوع پژوهش کیفی است و با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر مناظره نو نو درگیری قره باغ را بررسی می کنیم. داده ها را نیز با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقاله ها گردآوری کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که در بحران قره باغ رویکردهای نوواقع گرایی در سیاست کشورهای درگیر غالب بوده و رویکردهای نولیبرالی که بر همکاری و نقش نهادهای بین المللی تأکید دارد، نتوانسته است در حل وفصل این بحران مؤثر باشد.
۵۵.

دیپلماسی واسطه گرایانه روسیه در پرونده هسته ای ایران (2002 تا 2022)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از چالش های مهم سیاست بین الملل در هزاره جدید، تحول های میان ایران و غرب بوده است. تلاش های ایران برای دستیابی به توانایی هسته ای و نقشی که روسیه در این رابطه داشته، همواره زیر ذره بین غرب بوده است. نه غرب و نه روسیه خواستار دستیابی ایران به توانایی هسته ای نظامی نیستند. با اینکه بارها تهران این موضوع را رد کرده است، همواره کشورهای غربی در این مورد ابراز نگرانی کرده اند. روسیه به عنوان عضو دائم شورای امنیت  که در توسعه فناوری هسته ای ایران نقش داشته، به نامزد کاملی برای داشتن نقش واسطه بانفوذ در پرونده هسته ای ایران تبدیل شده است. در این نوشتار دیپلماسی روسیه در برابر فعالیت های هسته ای ایران در سال های 2002 تا 2022 (آغاز بحران تا جنگ اوکراین) را بررسی می کنیم و به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که «مدل روسی» واسطه گری و مواضع نوسانی روسیه در راهبردهای واسطه گرایانه اش در طول بحران هسته ای چگونه تحلیل می شود؟ در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیلی و در قالب روش کیفی و بهره گیری از مفهوم شناسی میانجیگری، استدلال می کنیم روسیه به عنوان واسطه گر اصلی در بحران هسته ای ایران، با استفاده از قدرت وتوی خود در شورای امنیت و حفظ توازن در روابط با تهران، از مذاکرات هسته ای به عنوان ابزاری برای حفاظت از منافع ملی و مخالفت با دستیابی ایران به فناوری هسته ای نظامی بهره برداری کرده است.
۵۶.

تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق؛ تحلیلی بر مبنای نظریه نوواقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۲
این پژوهش به بررسی الگوی همزمان تضاد و همکاری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در عراق می پردازد. در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر از مبارزه با داعش و تحولات اقلیم کردستان تا پروژه «جاده توسعه» و بازتعریف روابط ترکیه با دولت مرکزی بغداد و کشورهای عربی، سیاست خارجی دو کشور در عراق وارد مرحله ای جدید شده است. ترکیه ضمن تداوم حضور و نفوذ در مناطق شمالی و تعامل اقتصادی گسترده با اقلیم کردستان، همکاری های سیاسی و اقتصادی با دولت مرکزی را نیز گسترش داده است. در مقابل، ایران با حفظ پیوندهای راهبردی با بغداد و گروه های سیاسی شیعه، در پی تداوم نفوذ امنیتی و اقتصادی خود است. این وضعیت همزمان بستر رقابت در حوزه های ژئوپلیتیکی، انرژی و نفوذ فرهنگی و نیز زمینه همکاری در امنیت مرزها، تجارت و مقابله با تهدیدات مشترک را ایجاد کرده است. در پژوهش حاضر، بر پایه نظریه نوواقع گرایی که بر نقش ساختار نظام بین الملل و رقابت قدرت ها تأکید دارد، تلاش شده الگوی رفتاری این دو بازیگر در عراق تحلیل شود. پرسش اصلی پژوهش این است که تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق چگونه بر سیاست خارجی این دو کشور تأثیر می گذارد و چه پیامدهایی برای ثبات منطقه ای در پی دارد. بر این اساس، فرضیه پژوهش چنین است که رقابت راهبردی ایران و ترکیه در عراق، به دلیل تعارض منافع ژئوپلیتیکی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، موجب اتخاذ سیاست های متقابل و واگرا شده که ثبات داخلی عراق و امنیت منطقه ای را با چالش مواجه می سازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسنادی و گزارش های به روز مراکز پژوهشی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که روندهای جدید سرمایه گذاری، تحولات امنیتی و روابط منطقه ای، الگوی رقابت- همکاری دو کشور را پیچیده تر کرده و پیامدهای چندبعدی برای آینده عراق و موازنه قدرت در خاورمیانه به همراه دارد.
۵۷.

جایگاه تحریم های اقتصادی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا؛ از تغییر رفتار تا تغییر رژیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
امروزه ایالات متحده آمریکا از ابزارهای مختلفی برای حفظ هژمونی و بقاء خود بهره برداری می کند. طی دهه های گذشته تحریم های اقتصادی یکی از پرکاربردترین ابزارهای آمریکا بوده است. برخلاف غلبه ماهیت میلیتاریستی سیاست خارجی آمریکا در دوران نظم دوقطبی، در دوران پساجنگ سرد ابزار تحریم اقتصادی به سرعت به ابزاری هم تراز با نظامی گری در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. دیدگاه سیاستمداران آمریکا به تحریم اقتصادی در مقایسه با ادوار گذشته تغییر کرده و تحریم اقتصادی به یک اصل ثابت و راهبردی در سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر، تحت تأثیر حوادث و رویدادها در حوزه اقتصاد سیاسی بین المللی و سرعت گرفتن و شدت یافتن جهانی شدن اقتصاد، جایگاه و محبوبیت تحریم برای سیاستمداران ایالات متحده آمریکا افزایش یافته است؛ به نحوی که در حال حاضردر فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده این گزاره راهبردی، مسلم تلقی می شود که می توان با ابزار قهریه اقتصادی، جهان را کنترل کرد. بر این اساس، این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی، به دنبال پاسخ به این سوال است که تحریم اقتصادی چه جایگاهی در سیاست خارجی ایالات متحده دارد؟ یافته های تحقیق نشان می دهد آمریکا زمانی به اعمال تحریم متوسل می شود که سایر تلاش ها برای نیل به اهداف شکست خورده باشد. همچنین در گذر زمان، جایگاه ابزار تحریم در سیاست خارجی آمریکا از بازدارندگی و تغییر رفتار، به سلاحی برای براندازی و تغییر دولت های مخالف تحول یافته است.
۵۸.

نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران (2025-2009)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
در دهه های اخیر، سیاست خارجی ایالات متحده به طور فزاینده ای تحت تأثیر بازیگران غیردولتی و نیروهای سیاسی نوظهور قرار گرفته است. این مقاله به بررسی نقش جنبش تی پارتی در شکل دهی به گفتمان و رفتار خارجی آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران می پردازد. این جنبش، به عنوان تجلی بنیادگرایی سیاسی راست گرا در آمریکا، از طریق شبکه ای از سیاستمداران، نهادهای رسانه ای، اتاق های فکر و حامیان مالی توانست گفتمان حزب جمهوری خواه را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از پیامدهای اصلی این تأثیرگذاری، تشدید بی اعتمادی به دیپلماسی چندجانبه و توافق نامه های هسته ای بود که در مخالفت شدید تی پارتی با برجام و حمایت فعال آن از راهبرد فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران نمود یافت. این مطالعه، با بهره گیری از نظریه رئالیسم نئوکلاسیک و گفتمان امنیتی، نشان می دهد که تی پارتی نه تنها به تشدید خصومت آمریکا با ایران کمک کرد، بلکه با تأثیرگذاری بر انتخاب سیاستمداران و نهادهای تصمیم گیر، در جهت دهی به فرآیندهای سیاست گذاری خارجی نقش محوری ایفا نمود. این تحقیق از روش کیفی فرآیند ردیابی بهره می برد. یافته ها حاکی از آن است که بنیادگرایی سیاسی داخلی می تواند به تقویت سیاست خارجی تهاجمی، کاهش ظرفیت دیپلماسی و تغییر اولویت های ژئوپلیتیکی منجر شود. این مطالعه موردی بر ضرورت شناخت بازیگران داخلی نوظهور و فهم گفتمان های شکل دهنده به افکار عمومی و ساختار حزبی برای تحلیل جامع رفتار خارجی دولت ها تأکید می کند. هدف این مقاله، ارائه فهمی عمیق تر از پیوندهای پیچیده بین سیاست داخلی و خارجی در نظام سیاسی ایالات متحده است؛ پیوندهایی که در مورد ایران، هم بر تاکتیک ها و هم بر چارچوب های مفهومی نگرش آمریکا تأثیرگذار بوده اند.
۵۹.

اسلام گرایی در تونس، ماهیت و چشم انداز آینده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۲۷
ادبیات سیاسی اسلام گرایی در تونس که از بطن سنت فکری اخوان المسلمین سربرآورده بود، در سیر تکاملی خود، به ویژه پس از انقلاب 2011 با تغییراتی مهم روبرو گردید. اسلام گرایان میانه رو به رهبری حرکه النهضه پس از دوره کوتاهی از حکمرانی در سالهای 2011 تا 2014 به تدریج از سنت فکری اسلام سیاسی انقلابی و ایدئولوژیک فاصله گرفته و به نوعی عملگرایی روی آوردند. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این پرسش انجام شده است که این گذار از اسلام سیاسی انقلابی به سمت عملگرایی را چگونه می توان تبیین نمود. داده های تحقیق که در چارچوب دیدگاه های معرفت شناسانه مکینتایر تحلیل شده است، نشان می دهد که این چرخش فکری صرفا یک تاکتیک سیاسی نبوده، بلکه حکایت از وقوع یک بحران معرفت شناختی در خوانش رهبران النهضه از سنت فکری اخوانی دارد. آنان در مواجهه با مجموعه در هم تنیده ای از بحران های جامعه تونس، دریافته بودند که دیگر نمی توان با تکیه بر اصول و باورهای گذشته راه حلی برای پیشرفت ارائه نمود، بلکه به منظور رفع نارسایی های موجود باید ارزیابی مجددی از سنت فکری اسلامی صورت پذیرد. صورتبندی مجدد آنان از سنت اسلامی به جای آن که مبتنی بر امکانات درون سنت باشد، بیشتر در جهت فاصله گرفتن از اصول و معیارهای سنت و در جهت گرایش به پراگماتیسم و نوعی واقع گرایی سیاسی بوده است. این امر نشان می دهد که اسلام گرایان برای حل بحران های جامعه خود، مجهز به ابزارهای تحلیلی و فکری لازم نبوده و به همین جهت، نتوانسته اند بر اساس معیارهای درون سنت اسلامی اندیشه ای نظام مند و منسجم برای تحقق الگویی موفق از حکمرانی اسلامی ارائه نمایند. آنان در صورتی خواهند توانست در آینده جامعه تونس نقشی داشته باشند که خود را به ابزارهای تحلیلی فکری لازم در مواجهه با مسائل نوظهور مجهز سازند.
۶۰.

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا و جهت گیری هویتی در مشارکت شرقی: مطالعه روسیه سفید و مولداوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
اتحادیه اروپا از آغاز دهه 2000 تلاش کرده است نقش خود را به عنوان قدرت هنجاری تثبیت کند؛ یعنی قدرتی که با ترویج ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار آزاد بر دیگر بازیگران بین المللی تأثیر می گذارد. در همین زمینه، ابتکار مشارکت شرقی که از سال 2009 به عنوان بخشی از سیاست همسایگی اروپا بنیان گذاشته شد؛ به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ هنجاری اتحادیه در شش کشور اروپای شرقی و قفقاز جنوبی طراحی شد. هدف اصلی این ابتکار، نزدیک کردن این کشورها به استانداردهای اروپا بدون وعده عضویت رسمی بود. تمرکز اصلی نوشتار حاضر بر روسیه سفید و مولداوی است. دو کشوری که با وجود اشتراک هایی مانند میراث شوروی و قرارگرفتن در حوزه نفوذ روسیه، مسیرهای متفاوتی را در تعامل با اتحادیه اروپا پیموده اند. با این توضیح ها می توان این پرسش را مطرح کرد که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا چگونه بر بُعد هویتی سیاست خارجی در ابتکار مشارکت شرقی، با تأکید بر روسیه سفید و مولداوی تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ می توان گفت تأکید اتحادیه اروپا بر هنجارهای دموکراسی، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون، سبب برجسته شدن هویت اروپایی و تعمیق شکاف هویتی و فرهنگی اروپایی روسی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت این کشورها شده است. یافته ها نشان می دهند، درحالی که مولداوی پذیرای هویت اروپائی بوده است؛ روسیه سفید در مسیر واگرایی و مقاومت باقی مانده است. تفاوت در مسیرهای هویتی، در تأثیر ساختارهای سیاسی داخلی، روابط با روسیه و برداشت نخبگان از نظم بین المللی شکل گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان