درخت حوزه‌های تخصصی

مطالعات منطقه ای

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۵٬۴۰۱ مورد.
۲۱.

تحلیل سیاست گذاری خارجی ایران در قبال مواضع کشورهای غربی در تحولات سوریه پسااسد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۶
سیاست گذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، به ویژه در منطقه غرب آسیا، همواره متأثر از ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و ایدئولوژیک بوده است. یکی از مهم ترین عرصه های این سیاست گذاری، تحولات سوریه و جایگاه آن در معادلات منطقه ای است. بحران سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد پیامدهای گسترده ای برای امنیت و نفوذ منطقه ای ایران به دنبال داشته و واکنش کشورهای غربی نیز بر پیچیدگی این شرایط افزوده است. این مقاله بر پایه نظریه «موازنه منافع» رندال شوئلر، به بررسی راهبردهای ایران در مواجهه با این تحولات می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ایران با بهره گیری از ابزارهایی نظیر موازنه سازی نرم، ائتلاف سازی منطقه ای و حمایت از نیروهای نیابتی، دیپلماسی چندسطحی و چندجانبه گرایی، اقدامات محدود نظامی با هدف بازدارندگی، دیپلماسی رسانه ای و بازنمایی عقلانی در افکار عمومی جهانی، تلاش کرده است ضمن کاهش تهدیدات امنیتی ناشی از قدرت های غربی، جایگاه خود را در محور مقاومت و معادلات منطقه ای حفظ کند. رویکرد ایران بیش از آنکه متکی بر موازنه سخت افزاری و هزینه های نظامی مستقیم باشد، بر استفاده از ابزارهای کم هزینه و انعطاف پذیر متمرکز است. بدین ترتیب، سیاست گذاری خارجی ایران در قبال کشورهای غربی در روند تحولات سوریه، بر مبنای حفظ امنیت ملی و تثبیت نفوذ منطقه ای از طریق راهبردهای چندوجهی و کم هزینه بازتعریف شده است
۲۲.

تحلیل جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا: قابلیت ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
جنگ ترکیبی به عنوان یکی از پرکاربرد ترین مفاهیم نظام بین الملل، از اهمیت بالایی در سیاست خارجی کشورها برخوردار بوده و امروزه اکثر کشورها به خصوص قدرت های بزرگ نظیر آمریکا، در پی استفاده حداکثری از این مفهوم در راستای تامین منافع خود می باشند. در همین راستا، نیاز است که درک کشورها (خصوصا قدرت ها) از این مفهوم به طور عمیق مورد بررسی قرارگیرد. به همین منظور، تبیین جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا، به عنوان قدرت اول نظام بین الملل کنونی، دارای اهمیت ویژه ای برای ج.ا.ایران است. هدف اصلی تحقیق کشف و تبیین درک حاکمان آمریکا از مفهوم جنگ ترکیبی است. این تحقیق کاربردی و به روش اکتشافی-استقرایی انجام شده و حجم نمونه آن 30 نفر است. بر اساس یافته های تحقیق، کشور آمریکا دارای بالاترین قابلیت های نظامی، اقتصادی، سیاسی، رسانه ای، امنیتی و سایبری می باشد که همین امر، قابلیت ها و ابتکار عمل واشنگتن در راستای دفع تهدیدات ترکیبی و اقدامات متقابل در این حوزه را به طرز چشمگیری افزایش داده است. بر اساس نتایج تحقیق حاکمان آمریکا، جنگ ترکیبی را جنگی می دانند که در آن طیف وسیعی از اقدامات آشکار و پنهان نظامی، شبه نظامی و غیرنظامی در یک طراحی بسیار یکپارچه به کار گرفته می شود و کشور مهاجم سعی می کند با ترکیب عملیات جنبشی و تلاش خرابکارانه، بر سیاست گذاران تأثیرگذار و تصمیم گیرندگان کلیدی کشور هدف تأثیر بگذارد. آن ها یکی از مهم ترین ویژگی های این نوع جنگ را مخفیانه بودن آن می دانند به طوری که از هرگونه انتساب و مجازات کشور مهاجم پیشگیری شود.
۲۳.

رقابت گفتمانی سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در احزاب سیاسی ترکیه (2025- 1970)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
ترکیه یکی از مهم ترین میدان های تقابل گفتمانی میان سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در جهان اسلام است که از دوره فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس جمهوری در ۱۹۲۳ آغاز و تا دهه های اخیر ادامه یافته است. هدف این مقاله تحلیل چگونگی تحول معنایی گفتمان اسلام سیاسی در ترکیه و رابطه آن با مؤلفه های مدرنیته در سطح احزاب سیاسی در بازه زمانی ۱۹۷۰–۲۰۲۵ است. پرسش اصلی پژوهش آن است که اسلام سیاسی ترکیه چگونه از گفتمان تقابلی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به گفتمان تلفیقی و سازگار با الزامات مدرن در چارچوب حزب عدالت و توسعه گذار کرده است. فرضیه مقاله بر این است که احزاب اسلام گرا با مفصل بندی دال هایی مانند هویت اسلامی، عدالت، توسعه و دموکراسی توانسته اند نظم معنایی جدیدی را در برابر گفتمان سکولار ایجاد کنند و از این مسیر، اسلام سیاسی را با منطق مدرنیته و دولت مدرن تطبیق دهند. این مقاله با تکیه بر نظریه ی گفتمان ارنستو لاکلائو و شانتال موفه، فرایند بازساخت هژمونیک مفاهیم دین، دولت و مدرنیته را در گفتمان احزاب سیاسی ترکیه طی دوره ی ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۵ تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که تغییرات اقتصادی، تحولات ساختاری در نظام حزبی و بازتعریف مفاهیم بنیادین دین و دولت، زمینه ساز شکل گیری گفتمان تلفیقی اسلام سیاسی شده اند؛ گفتمانی که توانسته فراسوی دوگانه ی سنت و مدرنیته، معنا و قدرت را در نظم سیاسی ترکیه بازآرایی کند.
۲۴.

بیداری اسلامی در عصر استبداد: روایت مقاومت های حوزه قم در برابر شبه مدرنیسم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
در دوران سلطنت پهلوی، بخشی از سیاست های شبه مدرنیزاسیون دولت بر پایه قوانینی مغایر با شریعت اسلامی سامان می یافت. حوزه علمیه قم در این فضای سکولار، متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود، با اتخاذ شیوه های متنوع در پی ابطال این قوانین یا جلوگیری از اجرای سیاست های دولت برآمد. از زمان بازتأسیس حوزه توسط آیت الله حائری تا رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، اگرچه مقاومت صریح و آشکار روحانیون و مراجع حوزه در برابر این سیاست های مشهود بود، اما هم زمان برخی رویکردهای به ظاهر محافظه کارانه نیز وجود داشته است؛ رویکردهایی که ممکن است به عنوان نوعی مدارا، سازش یا همزیستی محتاطانه با دولت تعبیر شود. روایت تاریخی این مواجهه و واکاوی راهبردهای متنوع مقاومت حوزه قم در برابر سلطه سیاسی دولت، مسأله اصلی این تحقیق است.(مسأله) پرسش اصلی این است که راهبردهای مقاومت حوزه قم در برابر تصمیمات و اقدامات ضدمذهبی سلطنت پهلوی را چگونه می توان تبیین نمود.(پرسش) این مقاله با روش تاریخی اسنادی و در چارچوب نظریه «روایت نهانی» جیمز اسکات انجام شده است.(روش) یافته ها نشان می دهد حوزه قم به عنوان نهاد بیداری و مقاومت فرهنگی، با اتخاذ استراتژی های متنوع مقاومت، توانست استقلال نهادی و مشروعیت دینی خود را در دوره ای که دولت ظرفیت مخالفت آشکار را محدود می کرد، حفظ نماید. این مقاومت های روزمره، گرچه در ظاهر کوچک و محدود بودند، اما به تدریج به فرسایش مشروعیت دولت کمک نمود و زمینه ساز تحولات اجتماعی گسترده تر در آینده شد.(یافته ها)
۲۵.

راهبردهای موازنه نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با طرح ایالات متحده آمریکا جهت عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
تحولات اخیر غرب آسیا نشان دهنده دگرگونی در الگوهای ائتلاف سازی منطقه ای و چرخش کشورهای عربی به سوی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی  است؛ روندی که با ابتکار «صلح ابراهیم» آغاز شد و ابعاد ژئوپلیتیکی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این روند، با پیوستن کشورهایی چون امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش، به مثابه راهبردی مشترک در مقابله با نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تعریف می شود و بیانگر تلاش ایالات متحده برای بازطراحی نظم امنیتی غرب آسیا در قالب یک محور نوین عربی-عبری و در چارچوب موازنه فراساحلی از سوی آمریکا است. در چنین بستری، پرسش اصلی این مقاله آن است که جمهوری اسلامی ایران از چه راهبردهایی برای اعمال «موازنه نرم» در برابر این ائتلاف احتمالی نوظهور بهره می گیرد و این مولفه ها چگونه می توانند در تضعیف روند عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب نقش آفرین باشند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده است نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری راهبردهای مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی، دیپلماسی چندلایه، حمایت از گروه های مقاومت و تاکتیک «دیپلماسی گیرانداختن»، تلاش می کند از طریق موازنه نرم، روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه سازد.
۲۶.

راهبرد اتحادیه اروپا نسبت به نفوذ چین در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۲
به موازات گسترش روزافزون دامنه ناتو و اتحادیه اروپا در منطقه آسیای مرکزی، نفوذ چین نیز در این منطقه درحال گسترش است. از این رو  این پرسش مطرح می شود که اتحادیه اروپا چگونه در برابر توسعه حضور چین در آسیای مرکزی واکنش نشان داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که «اتحادیه اروپا تلاش می کند با توجه به گسترش نفوذ چین در آسیای مرکزی، به ایجاد موازنه و تحدید هوشمند نسبت به حضور این کشور اقدام کند، تا پیامدهای کاهش هژمونی آمریکا در منطقه را نیز مدیریت کند». رویکرد این پژوهش تحلیلی- تبیینی است. روش گرد آوری اطلاعات به صورت کیفی در قالب منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت گرفته است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از تحلیل محتوای کیفی منابع انجام شده است. بررسی این موضوع در چارچوب موازنه قوا با رویکرد نوواقع گرایی تهاجمی به بحث گذاشته می شود. بنابر یافته های نوشتار، اتحادیه اروپا با توجه به دو واقعیت «خیزش هژمونی چین» و هم زمان «ریزش هژمونی ایالات متحد» در منطقه آسیای مرکزی، به سوی تحدید هوشمند چین و جانب داری از وزنه ائتلاف آمریکا تمایل یافته است. در دایره ادراکی سران اتحادیه اروپا، خیزش هژمونی چین و هم زمان ریزش هژمونی آمریکا در آسیای مرکزی، واقعیتی مسلم برآورد می شود. بنابراین سیاست های راهبردی این اتحادیه در راستای بقای هژمونی ایالات متحد با هدف تحدید هوشمند چین در چارچوب موازنه قوا بنا شده است.
۲۷.

تنگه هرمز؛ تحلیل راهبرد انسداد از منظر مؤلفه های سه گانه بازدارندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۴
حمله نظامی اسرائیل و سپس آمریکا به ایران، که با تهدید رسمی ایران به بستن تنگه هرمز به عنوان حیاتی ترین گذرگاه انرژی جهان و تصویب طرح آن در مجلس همراه شد، یک بار دیگر موضوع توجیه پذیری انسداد این تنگه به عنوان اهرمی راهبردی برای ایران را مطرح کرد. این پژوهش با اتکا به نظریه بازدارندگی در قالب رویکرد کیفی و با استفاده از داده های اسنادی-آماری، انسداد این گذرگاه را بر اساس سه مؤلفه عقلانیت، باورپذیری و قابلیت اجرا از منظر منافع ملی ایران بررسی می کند. پرسش پژوهش چنین صورت بندی می شود: تأثیر انسداد تنگه هرمز بر تحقق منافع ملی ایران از منظر نظریه بازدارندگی چگونه قابل ارزیابی است؟ فرضیه تحقیق بر این مبناست که بر اساس منطق بازدارندگی، حفظ یک تهدید معتبر و باورپذیر به بستن تنگه، بدون اقدام عملی به آن، به مراتب کارآمدتر و کم هزینه تر از اجرای واقعی این اقدام است. یافته ها نشان می دهد که انسداد عملی تنگه هرمز، هزینه های اقتصادی و دیپلماتیک گسترده ای را بر ایران و متحدانش تحمیل می کند؛ بنابراین، در چارچوب منطق بازدارندگی، بستن تنگه هرمز از منظر هزینه-فایده یک «ریسک راهبردی» محسوب می شود و تنها در شرایط اضطرار وجودی می تواند به عنوان گزینه ای قابل توجیه مطرح گردد.
۲۸.

دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2025- 2017)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
دهه ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره ای با پیچیدگی ها و دگرگونی های متعددی روبرو شده است و می توان با برخی تسامحات، دوره ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر «صلح از طریق قدرت» ابعاد عمل گرایانه تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته ای چگونه می باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
۲۹.

ارزیابی نقش ترکیه به مثابه قدرت نو ظهور در تحولات شاخ آفریقا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
این پژوهش به طور جامع نقش ترکیه را به عنوان یک قدرت نوظهور در تحولات استراتژیک شاخ آفریقا مورد ارزیابی قرار می دهد. ترکیه در سال های اخیر با رویکردی چندجانبه و مبتنی بر دیپلماسی اقتصادی، کمک های توسعه ای، و همکاری های نظامی، به بازیگری کلیدی در این منطقه تبدیل شده است. این تحقیق با بهره گیری از روش کیفی و ترکیبی از تحلیل داده ها، بررسی اسناد و گزارش ها، و مطالعه موردی، به بررسی عمیق اهداف و استراتژی های ترکیه در شاخ آفریقا پرداخته و تاثیرگذاری آن بر مناسبات بین المللی و بازآرایی ژئوپلیتیک منطقه را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهند که ترکیه از طریق گسترش نفوذ خود و ایجاد هم پیمانی های جدید، به دنبال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک قدرت موثر در موازنه های منطقه ای و جهانی است. این پژوهش نمایانگر آن است که حضور فعال ترکیه در شاخ آفریقا، نه تنها تقویت جایگاه دیپلماتیک و اقتصادی این کشور را هدف قرار داده، بلکه در جهت گیری های سیاست خارجی و افزایش قدرت نرم آن در عرصه بین المللی نیز تاثیرگذار بوده است.
۳۰.

بازخوانی تجربه مجاهدین افغان در حکومت کمونیستی و شکل گیری بنیادگرایی در افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
اندیشه های کمونیستی در جامعه افغانستان، که دارای بافت مذهبی مبتنی بر اسلام شیعی و حنفی بود، زمینه های تنش ایدئولوژیک گسترده ای ایجاد کرد. اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و استقرار حکومت وابسته به آن، شکاف های سنتی جامعه را تشدید کرد و واکنش های هویتی مذهبی را تقویت نمود. در این شرایط، گروه های مجاهد افغان با هدف مقابله با نفوذ کمونیسم و استعمار شکل گرفتند. پس از خروج نیروهای شوروی و در ادامه با زمین گیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان، ساختار سیاسی کشور به جای حرکت به سوی انسجام ملی، وارد مرحله ای از جنگ داخلی و رقابت های فرقه ای شد. مجاهدین افغان نتوانستند از انشعابات داخلی و سلطه طلبی رهبران خود جلوگیری کنند و همین امر به تعمیق شکاف های قومی مذهبی انجامید.  این پژوهش نشان می دهد که برگزاری انتخابات بر پایه الگوهای قومی مذهبی و فقدان یک نظام نمایندگی فراگیر و نهادمند، نتوانست به شکل گیری دولت پایدار منجر شود و در عمل به هرج ومرج سیاسی دامن زد. بنابراین، مدعای اصلی مقاله آن است که پیوند میان ایدئولوژی های وارداتی، رهبری های اقتدارگرا و ساختار انتخاباتی مبتنی بر هویت های قومی مذهبی، عامل اصلی تداوم خشونت و بنیادگرایی در افغانستان معاصر بوده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: شکل گیری اندیشه های کمونیستی و نحوه سازمان یابی سیاسی نیروهای اسلامی در افغانستان چگونه بر تداوم بنیادگرایی و خشونت های فرقه ای در این کشور تأثیر گذاشته است؟ نفوذ اندیشه های کمونیستی و شکل گیری حزب دموکراتیک خلق افغانستان از یک سو، و سازمان یابی گروه های مجاهدین اسلامی در قالب ساختارهایی متأثر از شکاف های قومی مذهبی از سوی دیگر، در غیاب یک نظام نمایندگی پایدار، به بازتولید بنیادگرایی و تشدید خشونت های فرقه ای در افغانستان انجامیده است.
۳۱.

The Instrumentalisation of Water by the Islamic State of Iraq and Syria

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۹
Intrastate wars involving non-state armed groups (NSAGs) are becoming an increasingly common form of violent conflict. How water is used conflict is therefore an important area of research. While previous research has traditionally viewed the use of water by NSAGs as a military tool, the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) instrumentalised water for a range of reasons which has not been examined in previous research. This paper addresses this gap by analysing the range of violent and non-violent means ISIS used to instrumentalise water for both state-building and military ends, linking this to the rebel governance cycle. Secondary literature analysis and thematic analysis are used to identify patterns in ISIS’ instrumentalisation of water within pre-existing literature. This is conducted in conjunction with two case studies: water governance and control of dams between 2014 and 2018. This paper finds that ISIS primarily instrumentalised water in three ways. Firstly, ISIS monopolised and institutionalised control over water services to build legitimacy as a state-like actor, symbolised by their control over dams. Secondly, ISIS used water to demarcate the territorial and demographic boundaries of their ‘alternative’ state, managing water supply to specific groups and controlling dams to flood or redirect water. Thirdly, as their territorial control became increasingly under threat, ISIS instrumentalised water through ‘scorched earth’ tactics, abandoning their governance of water entirely from 2016. These findings suggest that a new hybrid understanding of how NSAG’s interact with water (and other resources and built infrastructure) is needed to better analyse their dynamic and varying behaviour and priorities.
۳۲.

جایگاه زنان در گفتمان اسلام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر به‌تبیین جایگاه زن درچارچوب گفتمان اسلام‌سیاسی جمهوری‌اسلامی ایران از منظر بیداری اسلامی پرداخته است. اسلام‌سیاسی به‌عنوان یک نظام ایدئولوژیک، نقش وهویت زن را برمبنای شریعت و فقه‌شیعه تعریف می‌کند و از این رهگذر، الگوی مطلوبی از «زن مسلمان» را درخانواده، جامعه و نظام سیاسی ارائه می‌دهد. "اهمیت این بررسی از آن‌روست که زنان به‌عنوان مادران و مربیان نسل انقلاب، نقش محوری در بازتولید ارزش‌ها و هنجارها ایفا می‌کنند. وهمچنین مطالعه جایگاه آنان امکان واکاوی تحولات گفتمانی-اجتماعی و مسیرآینده نقش‌آفرینی زنان در ساختارسیاستی را فراهم می‌سازد." این پژوهش بارویکرد تحلیل‌محتوای‌کیفی باروش اسنادی-کتابخانه‌ای می‌باشد و داده‌ها از طریق مطالعه و تحلیل اسناد حقوقی و فقهی، آثار و بیانات مرتبط با بیداری اسلامی گردآوری شده‌اند". براساس یافته‌های پژوهش، "گفتمان اسلام سیاسی ضمن تلاش برای تعریف نقش زن در چارچوب‌ عفاف و خانواده به‌مرور، تحت تأثیر تحولات‌اجتماعی و افزایش آگاهی زنان، به بازتعریف جایگاه آنان در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دست‌زده است. مشارکت گسترده زنان در انتخابات، گسترش آموزش عالی، اشتغال و کارآفرینی ازنشانه‌های بارز این تحول می‌باشد، که بیانگر پویایی گفتمان اسلام سیاسی با مطالبات زنان و تغییرات اجتماعی در ایران معاصر است".
۳۳.

ارزیابی اقتصادی- تجاری سنگال

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف از این مطالعه ارزیابی، وضعیت تجاری- اقتصادی کشور سنگال بوده است. در پژوهش حاضر سه گروه شاخص های محیط اقتصادی، بخش واقعی اقتصاد و عملکرد بخش خارجی جهت این ارزیابی مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های پژوهش فوق از طریق سایت بانک جهانی، مؤسسه تریدینگ اکونومیکس، مؤسسه اقتصادی گلوبال اکونومی و مؤسسه تیک پرافیت تریدر طی دوره 2015-2023[1]جمع آوری شده است. از بین زیر شاخص های شاخص آزادی اقتصادی، شاخص آزادی از فساد در سنگال پیشران است، بطوری که رقم این شاخص سطح بالای فسادزدایی را در این کشور نشان می دهد و همین مسأله قطعاً سبب اعتماد بین عوامل اقتصادی و افزایش سطح جذب سرمایه گذاری خارجی خواهد شد. سهم بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی طی 2012-202022، 20 درصد، سهم تولید کارخانه ای (که خود بخشی از تولید صنعتی است)، 15 درصد، سهم بخش کشاورزی 24 درصد و سهم بخش خدمات به صورت میانگین 42 درصد است که این موضوع نشان دهنده نقش غالب بخش خدمات در ساختار اقتصادی سنگال است. بزرگترین شرکای تجاری اقتصاد سنگال، آسیا و بزرگترین گروه کالایی وارداتی مواد غذایی و سوخت ها و بزرگترین گروه کالایی صادراتی فلزات و مواد معدنی است که به خوبی پتانسیل این کشور را در این چند حوزه نشان می دهد، همچنین نتایج این بررسی حاکی از یک روند منفی در تراز تجاری در سال های پیش رو در اقتصاد سنگال خواهد بود.
۳۴.

الگوی رفتاری ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چند قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۳
پس از پایان جنگ سرد مرحله گذار از نظام دو قطبی به تک قطبی به وجود آمد. نظامی که در آن آمریکا به قدرت بلامنازع نظامی و اقتصادی در جهان تبدیل شد. در این میان، سه کشور ایران، روسیه و چین خواهان بازتوزیع قدرت در صفحه شطرنج نظام بین الملل بوده و حاضر به پیروی از اصول رهبری آمریکا در مناسبات منطقه ای و جهانی نیستند. این سه بازیگر استراتژیک اوراسیایی، تنها نظاره گر مانور و نمایش قدرت آمریکا در همه زمینه ها نخواهند بود و با صف آرایی آن ها در مقابل آمریکا و تقویت محور ضد نظام سلطه، هژمونی واشینگتن در سطح جهانی در معرض تهدید و فروریزی قرار گرفته است. این مسأله می تواند جهان را از حالت تک قطبی خارج و به سمت چندقطبی سوق دهد و در نتیجه به سقوط و فروپاشی جایگاه هژمونی آمریکا در جهان کمک نماید. لذا سؤال اصلی پژوهش این است که سه کشور ایران، روسیه و چین در گذار به نظم جهانی چندقطبی چه سیاست هایی را اتخاذ کرده اند؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سه کشور ایران، روسیه و چین، قدرت های در حال ظهور جهان هستند که با به قدرت رسیدن آن ها در صحنه جهانی، معادله و نظم جدیدی در جهان شکل گرفته که تفکر آمریکایی را با چالش بزرگ مواجه نموده است. تضعیف نظم جهانی آمریکامحور، ضمن بر هم زدن جدول محاسبات بازیگر هژمون، زمینه گذار از نظم تک قطبی به نظم چندقطبی در عرصه بین الملل را فراهم خواهد نمود که این امر به باز توزیع قدرت در سبد نظم جهانی و در نهایت، تقویت اهرم های دیپلماتیک تهران، مسکو و پکن و ارتقای جایگاه منطقه ای و بین المللی آن ها منجر خواهد شد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات نیز مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی بوده است.
۳۵.

تاثیر راهبردی گذار انرژی در غرب آسیا بر دکترین امنیت ملی و معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
کشورهای منطقه غرب آسیا به خصوص تولید کننده انرژی با درک آسیب پذیری اقتصادهای وابسته به نفت، به طور جدی به دنبال تنوع بخشی به انرژی خود از طریق توسعه انرژی های تجدیدپذیر هستند. برنامه هایی مانند «چشم انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی و پروژه هایی مانند «مصدر» در امارات نماد این حرکت می باشند. این مقاله با استفاده از چارچوب نظری تلفیقی رئالیسم سازه انگار و نظریه امنیت انرژی، تلاش می کند به این سوال اصلی پاسخ دهد که توسعه انرژی های تجدیدپذیر چگونه در حال بازتعریف مفاهیم امنیت ملی و تغییر توازن قوا و الگوهای کنشگری در نظام بین الملل غرب آسیا است؟ فرضیه اصلی پژوهش عبارت است از اینکه توسعه انرژی های تجدیدپذیر در غرب آسیا از طریق سه سازوکارِ کاهش وابستگی اقتصادی به نفت، ایجاد وابستگی متقابل فناورانه، و تنوع بخشی به منابع قدرت، امنیت ملی را از الگوی مبتنی بر کنترل منابع فسیلی به الگوی تاب آوری مبتنی بر فناوری پاک بازتعریف می کند؛ با محوریت زدایی تدریجی از نفت، توازن قوا را از صادرکنندگان سنتی به بازیگران دارنده فناوری سبز منتقل می سازد؛ و با گسترش همکاری های فراملی در زنجیره تأمین و سرمایه گذاری پاک، الگوهای کنشگری را از رقابت ژئوپلیتیک حاصل جمع صفر به همکاری های نوین انرژی تغییر می دهد.یافته ها نشان می دهد این تحول با کاهش وابستگی راهبردی به درآمدهای نفتی، امکان مانور ژئوپلیتیک بیشتری برای بازیگران منطقه ای فراهم کرده است. برای مثال، عربستان سعودی و امارات در حال پیگیری دیپلماسی فناوری محور و رقابت برای رهبری در بازارهای جدیدی مانند هیدروژن سبز هستند. در سطح فرامنطقه ای نیز این گذار موجب افزایش نقش چین به عنوان تأمین کننده فناوری، تقویت رابطه با اتحادیه اروپا به عنوان متقاضی اصلی انرژی پاک، و ایجاد چالش ها و فرصت های جدید برای ایالات متحده در موازنه منافع سنتی و نوین. در نتیجه، گذار انرژی به یک متغیر ژئوپلیتیک قدرتمند تبدیل شده که در حال شکل دهی به معماری امنیتی نوین در غرب آسیا و تعاملات آن با جهان است .
۳۶.

قفقاز جنوبی به مثابه شطرنج ژئوپولتیک؛ بازتعریف معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
قفقاز جنوبی به عنوان یک منطقه استراتژیک در اوراسیا و غرب آسیا،صحنه بازی پیچیده ای از رقابتهای ژئوپولتیکی میان قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقه ای است.تحولات قفقاز جنوبی در سالهای اخیر، به واسطه موقعیت ژئوپولتیک،منابع غنی انرژی و موقعیت واسطه ای آن در انتقال انرژی نقش این منطقه را به عنوان کانون رقابتهای ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پررنگ کرده است. سوالی که مطرح میشود آن است که چگونه معادلات انرژی و امنیت در قفقاز جنوبی تحت تاثیر بازیگران مختلف بین المللی و منطقه ای شکل میگیرد و این تعاملات چه پیامدهایی برای ثبات و تغییرات امنیتی منطقه دارند؟فرضیه این مقاله مبتنی بر نظریه رئالیسم ساختاری بر آن است که رقابت ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و قدرتهای جهانی در قفقاز جنوبی، منجر به بازتعریف مسیرها و رژیمهای انتقال انرژی و ترتیب جدیدی در معادلات امنیتی غرب آسیا شده است. مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با تکیه بر رویکرد تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی نقش قفقاز جنوبی در بازآرایی معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا میپردازد. یافته ها نشان میدهد که معادلات انرژی به ویژه کنترل خطوط لوله نفت و گاز و نقش ترانزیت انرژی، یکی از عوامل کلیدی در تقویت رقابتها و تقابل های امنیتی در این منطقه است. همچنین بازیگران منطقه ای و قدرتهای بزرگ با منافع مختلف، موجب پیچیدگی ساختار امنیتی منطقه شده اند و مناقشات قومی و قلمرویی و حضور نظامی چندجانبه، موجب افزایش بی ثباتی شده و هم زمان انرژی به عنوان ابزار و عامل موثر در سیاست امنیتی و ژئوپولتیکی بازی میکند. این تعاملات باعث شده تا قفقاز جنوبی همچون یک صفحه شطرنج ژئوپولتیک، عرصه ای از بازی قدرتهای مختلف باشد که سناریوهایی متعددی برای آینده این منطقه محتمل است.
۳۷.

نسبت سنجی اقتصاد سیاسی دوره اصلاحات در ایران با ویژگی های «دولت توسعه گرای لفت ویچ»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر می کوشد به روشی تبیینی و با بهره گیری از داده های بدست آمده به شیوه کتابخانه ای، به کشف مهمترین ویژگی های اقتصاد سیاسی دوران اصلاحات در ایران (1384-1376) و نسبت سنجی آن با ویژگی های دولت توسعه گرا بر اساس متغیرهای دولت توسعه گرای لفت ویچ بپردازد. وجود نخبگان توسعه گرا، قدرت بوروکراتیک و توانایی نهادی، استقلال دولت از طبقات اجتماعی، وجود جامعه مدنی کنترل شده و بستر بین المللی مناسب برای توسعه کشور پنج ویژگی دولت توسعه گرا لفت ویچ است. چنین دولتی به انقلاب از بالا و تقدم توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی- فرهنگی معتقد است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهمترین ویژگی ها و گزاره های حاکم بر دولت اصلاحات و نخبگانش عبارت بودند از: توسعه سیاسی، پلورالیسم فرهنگی، گفتمان حقوق بشر و دموکراسی، آزادی اجتماعی، تنش زدایی در سیاست خارجی، رفرمیسم و مدرنیزاسیون در عرصه های گوناگون و تکیه بر طبقه متوسط مدرن. دولت اصلاحات قائل به تقدم و اولویت توسعه سیاسی- فرهنگی و اصلاحات از پایین به بالا بوده و این عکس روند دولت توسعه گراست. دولت اصلاحات در خصوص متغیر بستر بین المللی و قدرت بوروکراتیک اندکی مشابه و در مورد متغیرهای استقلال دولت از همه طبقات و رابطه ویژه با طبقه سرمایه دار، جامعه مدنی و نگاه نخبگان به توسعه، تفاوت های جدی با دولت مدنظر لفت ویچ دارد.
۳۸.

تنگناهای یک جانبه گرایی هژمونی آمریکا در خاورمیانه (پس از 11 سپتامبر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
حادثه 11 سپتامبر ۲۰۰۱ فصل نوینی در سیاست ها و راهبردهای داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا رقم زد؛ زیرا این کشور، پس از پایان جنگ سرد، دچار خلأ راهبرد امنیتی و بحران معنا شده بود. در پی این واقعه، جریان نومحافظه کار با بهره برداری از فرصت، خطر تروریسم را بزرگ نمایی کرد تا از این طریق بحران معنایی خود را در سطح جهانی برطرف سازد. این وضعیت زمینه ساز بهره برداری آمریکا از موقعیت تثبیت و توسعه هژمونیک گرایی در فضای بین المللی شد. پس از این حادثه، اهداف و سیاست های جدیدی در حوزه مقابله با تروریسم در سیاست خارجی ایالات متحده شکل گرفت؛ بنابراین، سیاست خارجی این کشور پس از حادثه ۱۱ سپتامبر تغییر و تحولی جدی در مسیر و رویکردهای خود تجربه کرد. پس از این رویداد شاهد چالش هایی در عرصه نظام بین الملل هستیم که بخشی مرتبط با فروپاشی نظم مبتنی بر ساختار دوقطبی و بخشی ناشی از شرایط جدید نظام پساجنگ سرد است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که هژمونیک گرایی ایالات متحده در نظام بین الملل پس از ۱۱ سپتامبر با چه چالش هایی در خاورمیانه روبه روست؟ یک جانبه گرایی آمریکا، بسط حضور چین به عنوان رقیب، رشد گروه های تکفیری ضدهژمونیک و شکل گیری محور مقاومت مهم ترین چالش های هژمونیک گرایی ایالات متحده در خاورمیانه در دوره پسایازده سپتامبر است. استمرار این هژمونیک گرایی در گرو کاهش چالش های مذکور از طریق اجماع بین المللی پیرامون الگوی مطلوب نظم بین المللی است. در این پژوهش، با بهره گیری از روش کیفی-تفسیری و رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده ها از طریق فیش برداری از منابع معتبر داخلی و خارجی گردآوری شده است.
۳۹.

تحلیل سیاست آمریکا در قبال گروه های تکفیری در غرب آسیا با تأکید بر سوریه (2024-2013): رویکردی مبتنی بر قدرت هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
ظهور و گسترش گروه های تکفیری و تروریستی به ویژه در سوریه مانند داعش و جبهه النصره که بعدها به هیئت تحریرالشام تغییر نام داد، چالش های پیچیده ای در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی رویکرد ایالات متحده به این گروه ها، از منظر نظریه «قدرت هوشمند» به بررسی سیاست های متناقض واشینگتن در قبال این گروه ها می پردازد. روش شناسی پژوهش، تاریخی- تحلیلی با رویکرد انتقادی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای، تحولات سیاست خارجی ایالات متحده از سال 2013 تا 2024 را بررسی کرده است. مطالعه سابقه تاریخی نشان داد که آمریکا در دهه 1980 با حمایت از برخی اعراب و افغان ها، زمینه ساز شکل گیری گروه های افراطی همچون القاعده شد که بعدها به تهدیدی علیه منافع این کشور تبدیل شدند. در همین راستا، یافته ها تأیید کردند که آمریکا با بهره گیری از ابزارهای قدرت سخت (عملیات نظامی، فراهم ساختن تسلیحات و تحریم های اقتصادی) و نرم (دیپلماسی عمومی، تعامل دیپلماتیک و کمک های بشردوستانه) دائماً به دنبال مدیریت و بهره گیری از این گروه ها بوده است. تحول در رویکرد واشینگتن نسبت به هیئت تحریرالشام و خروج این گروه از فهرست گروه های تروریستی در سال 2024، نمونه ای از انعطاف پذیری سیاست آمریکا در راستای تأمین منافع منطقه ای خود است. نتیجه پژوهش نشان می دهد سیاست قدرت هوشمند آمریکا در قبال گروه های تکفیری با تأکید بر سوریه، علی رغم تناقضات آشکار، در خدمت اهداف استراتژیک این کشور در غرب آسیا است.
۴۰.

اهداف و چشم انداز جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل در پسا طوفان الاقصی؛ کدام نظم؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
عملیات طوفان الاقصی که از سوی حماس در هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ رقم خورد، پیامدهای گسترده ای فراتر از حوزه مدیترانه و منطقه غرب آسیا با خود به همراه داشته است. فارغ از انگیزه های انجام این عملیات، و پس از آن اهداف اولیه برخی کنشگران موثر منطقه، در ادامه و متناسب با تحولات رخ داده، آنها چشم انداز متفاوتی در ارتباط با نظم آتی را مدنظر قرار داده اند. هدف این پژوهش بررسی اهداف این کنشگران در دوران پساطوفان الاقصی و متغیرهای اثرگذار بر نظم آتی و احتمالی پیشِ رو می باشد. سوال مقاله این است که مهمترین اهداف جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل در ارتباط با نظم و امنیت منطقه ای در دوره جدید چیست؟ این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و نظریه واقع گرایی نوکلاسیک (تدافعی و تهاجمی) و بررسی متغیرها و مولفه های تعیین کننده نظم جدید، این فرضیه را طرح می کند که تهران، ریاض و تل آویو فارغ از نتیجه نهایی بحران غزه، در ارتباط با نظم آتی به ترتیب در پی حفظ موازنه موجود از طریق بقای متحدان، برقراری موازنه مطلوب با تضعیف دو طرف دیگر و دگرگونی کامل موازنه با هدف تفوق منطقه ای می باشند. در این بین، رویکرد واشنگتن در ارتباط با نظم پیشِ رو، همسو با تل آویو بوده و چشم انداز تداوم نظم پیشین مبهم به نظر می رسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان