سرمایهی اجتماعی، به عنوان یک مفهوم، در دهه های اخیر کاربرد چشم گیری داشته و به مثابه یک دارایی برای شرکت ها تلقی میشود که با بهره گیری از آن بتوانند کارایی خود را افزایش دهند. از این رو، این تحقیق به سنجش میزان سرمایهی اجتماعی و ارتباط آن با نوآوری در واحد تندر ایران خودرو پرداخته است. در چارچوب نظری این تحقیق از نظریهی پاتنام استفاده شده که شاخص های سرمایهی اجتماعی را اعتماد، شبکه های اجتماعی و هنجارها معرفی میکند. با توجه به ویژگیهای کاری واحد تندر، نوآوری نیز با امکانات نرم افزاری و سخت افزاری برای اجرای ایده ، اهمیت دادن سازمان به ارایه ایده ها و نیز میزان نوآور بودن سازمان از نگاه پاسخ گویان سنجیده شده است. روش استفاده شده در این تحقیق پیمایش بوده و با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران با عنایت به جامعهی آماری که تعداد 2908 نفر هستند 293 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند که چیزی قریب به یک دهم جامعهی آماری است. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که میزان سرمایهی اجتماعی در واحد تندر ایران خودرو در حد متوسطی بوده و نتایج آزمون فرضیه نیز نشان میدهد که بین سابقهی کار با سرمایهی اجتماعی، اعتماد به مدیران و اعتماد نهادی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. هم چنین بین انواع گروه های استخدامی مختلف میزان سرمایهی اجتماعی متفاوت است. بین سرمایهی اجتماعی با نوآوری و نوآور بودن سازمان رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. بین عضویت شبکه ای و نوآوری و نیز اعتماد اجتماعی با نوآوری رابطه معناداری وجود داد.
پژوهش حاضر با عنوان بررسی فرهنگ سازمانی و رابطه آن با کارآفرینی سازمانی از دیدگاه کارکنان غیر هیئت علمی در دانشگاه شهید بهشتی تهران صورت گرفته است. هدف کلی این پژوهش بررسی فرهنگ سازمانی و رابطه آن با کارآفرینی سازمانی است. جامعه آماری در این تحقیق شامل 239 نفر از کارمندانی است که دارای مدرک تحصیلی دانشگاهی سال تحصیلی 87-86 هستند و با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 148 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آمار استنباطی استفاده شد. مهمترین نتایج به دست آمده به شرح زیر است. بین"" فرهنگ سازمانی"" و ""کارآفرینی سازمانی"" در دانشگاه شهید بهشتی رابطه معنادار وجود دارد.
کسب وکارهای کوچک و متوسط نقش حیاتی را در اقتصاد کشور ها در سراسر دنیا ایفا میکنند و از این رو از ابعاد مختلف توسط صاحبنظران مورد مطالعه قرار گرفته اند.یکی از موضوعات مورد توجه در این زمینه بررسی میزان پذیرش کسب وکار الکترونیکی و عوامل مؤثر بر آن توسط این نوع از کسب وکارها است. مطالعات گذشته حکایت از آن دارند که راهبردهای سازمانی یکی از عواملی محسوب میشوند که میتوانند بر فرایند پذیرش کسب وکار الکترونیکی تأثیر گذار باشند. از این رو این تحقیق با هدف دستیابی به این سؤال طراحی شده است که آیا انتخاب راهبرد های رقابتی عام گوناگون منجر به دستیابی به سطوح مختلف پذیرش کسبوکار الکترونیکی می شوند یا خیر ؟ این تحقیق بر روی شرکت های کوچک و متوسط تولیدکننده نرم افزار. نتایج این تحقیق نشان می دهد که هیچگونه ارتباط معناداری بین نوع راهبردهای عام و سطح پذیرش کسبوکار الکترونیکی وجود ندارد.
در سال های اخیر، زنان گرایش بیش تری به تحصیلات دانشگاهی پیدا کرده اند و نرخ ورود زنان و دختران به دانشگاه ها، هر ساله رو به افزایش است. در حالیکه براساس آمارهای رسمی، نرخ بیکاری نیز در میان بانوان تحصیلکرده به صورت قابل توجهی در حال افزایش است. این مشکل در بین فارغ التحصیلان کشاورزی نیز وجود دارد؛ از این رو این مطالعه با هدف شناسایی قابلیت های کارآفرینی دانشجویان دختر رشته کشاورزی اجرا شد. جامعه آماری تحقیق شامل تعداد 440 نفر دانشجوی دختر دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز در مقاطع کارشناسی و کارشناسیارشد و نمونه آماری به تعداد 159 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه ای بود که روایی و پایایی آن به تایید رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های مقایسهی میانگین ها مانند t و بررسی واریانس، آزمون هم بستگی و آزمون های ناپارامتری هم چون آزمون کایاسکویر و کروسکال والیس انجام شد. یافته ها نشان داد که بین دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی و مهارت انگیزهی پیشرفت و نیز بین قابلیت انگیزهی پیشرفت دانشجویان در سال های مختلف تحصیلی و هم چنین بین شغل والدین دانشجویان و قابلیت های کارآفرینی آن ها تفاوت معنیداری وجود دارد؛ اما بین دانشجویان دختر در رشته های مختلف تحصیلی از نظر قابلیت های کارآفرینی تفاوت معنیداری وجود ندارد و نیز بین میزان تحصیلات والدین و قابلیت های کارآفرینی دانشجویان رابطهی معنیداری وجود ندارد.