فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۲۱ تا ۸٬۵۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
زبان قالبی شده اصطلاحی است که در بعضی از مطالعات توصیفی و نظری دستور، در مورد پاره گفت هایی به کار می رود که در داشتن ویژگی های معمول نحوی و صرفی با دیگر ساخت های زبانی متفاوت اند و آنگاه که به کلام اعمال می شود استفاده از صورتی ثابت از کلمات را به ذهن متبادر می کند که برای بر آوردن مقصودی رایج به کار گرفته می شود. روش تحقیق به شیوه کتابخانه ای و روش گرد آوری داده ها به صورت میدانی است. در این پژوهش، صد گفتار قالبی شده که بسامد کاربردی بالایی در گفتگوی روزانه فارسی زبانان دارند، مورد بررسی قرار می گیرد. دو پرسشنامه که هر یک حاوی پنجاه ساخت قالبی و پرسش هایی در مورد استفاده و یا عدم استفاده از ساخت ها بود در میان دویست نفر فارسی زبان که در سه گروه آزمودنی با مشخصه های جامعه شناسی زبان از قبیل سن، جنس و میزان تحصیلات قرار داشتند، توزیع شد. با شناسایی و توصیف ساخت های قالبی شده مشخص شده که پاره گفت های قالبی شده در نوع و قالب ضرب المثل، اصطلاح و عبارات مقدماتی در زبان فارسی ظاهر می شوند. با تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه ها در می یابیم اختلاف آشکار و چشمگیری میان میزان فراوانی کاربرد برخی از ساخت های قالبی شده مورد بررسی در بین گروه های سنی، جنسی و تحصیلی مشاهده می شود و در مورد برخی دیگر اختلاف، قابل توجه نیست.
نقدی بر کتب زبان انگلیسی برای مقاصد خاص (بررسی زبان عمومی دانشگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا با ارائه نقدی بر درس زبان عمومی دانشگاه به ارائه راهکار هایی در این زمینه بپردازد. در این پژوهش از 600 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد خواسته شد به پرسشنامه ای در خصوص زبان عمومی پاسخ دهند و از 20 استاد دانشگاه فردوسی مشهد نیز خواسته شد در مصاحبه ای در همین خصوص شرکت نمایند. همچنین تمرینات کتب درسی، با توجه به سبک های غالب یادگیری ادراکی زبان آموزان، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد دانشجو و استاد، هیچ یک، از این درس رضایت مندی کامل نداشته و شکافی عمیق میان سبک های غالب یادگیری ادراکی زبان آموزان ایرانی و سبک های مورد استفاده در تمرینات کتب درسی زبان عمومی وجود دارد. در پایان، راهکارهایی برای ارتقای سطح کیفی زبان در دانشگاه ارائه گردید
تحلیل گفتمانی شازده کوچولو (نظام معنایی منسجم تشکیل شده از ساختارهای تودرتو،تسلسلی و تکراری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحلیل گفتمانی «شازده کوچولو» تلاش بر این است که از نشانه ها ی منفرد، کلان نشانه ها ، خرد نشانه ها و یا مجموعه ای از نشانه ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه ها یعنی آنجایی که نشانه ها با یکدیگر تعامل برقرار می کنند برسیم تا به خوانشی گفتمانی دست یابیم. بدین منظور، تلاش می کنیم تا این روایت را به عناصر سازنده آن تقلیل دهیم تا به این هدف برسیم که معنا چگونه در این روایت ظاهر می شود. بر این باوریم که «شازده کوچولو» روایتی اســت با ساختاری منســجم که دلالت معنایی واحدی را می توان از آن دریافت کرد. به همین دلیل می خواهیم بدانیم که چرا این انسجام معنایی و تعامل بین عناصر وجود دارد؟ و چرا ساختار این روایت تسلسلی، تودرتو و تکراری است؟ و چرا گفته پرداز القاء تکثر ساختار را دارد؟
تاملاتی در حوزه معنی یابی از متن در زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سخن در حضور یا غیبت «معنی» است. عقل و منطق حکم می کند که حضور «معنی» امری عقلایی باشد و وظیفه خواننده زدودن حجاب ها و دریافت معانی و مقاصدی باشد که به کمک نشانه های لفظی مطرح شده اند. در این فرایند نکته قابل تامل آن است که انتخاب و نام گذاری این نشانه های لفظی برای مضامین و معانی و مدلولات، با توجه به ویژگی ها و عملکردی است که برای تمامی بینندگان و مخاطبان آن مدلول، قابل لمس و مشاهده است؛ از این رو زوایای پنهان در این نام گذاری نقشی ندارند. با این تحلیل، بهانه مسبوق بودن معنی به تئوری های هر عصر، رنگ می بازد و معنی، امری متعین خواهد شد. البته مراد از تعین مخالفت با قرائت ها و برداشت های گوناگون نیست، بلکه این استنتاجات تا زمانی می توانند پذیرفتنی باشند که با قوانین زبانی هم خوانی داشته باشند و قرائت های استنباط شده با یکدیگر تعارضی نداشته باشند. در این فرایند معنی یابی، دلالت های داخل زبانی و خارج زبانی تاثیرگذار هستند. از مهم ترین ابزارهای دریافت معنی که چالش های بسیاری را در محافل فکری برانگیخته است، سه محور «متن»، «مؤلف» و «خواننده» هستند که سه ضلع اصلی مثلث معنی یابی را تشکیل می دهند. تعیین سهم هرکدام از این عوامل، بستگی به نوع نگرش مخاطب و مبانی نظری او دارد که در این مقاله در صدد به چالش کشیدن این پایه های هستیم
معرفی نظریه انگاره معنایی طنز و بررسی ایرادات آن بر مبنای داده های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه انگاره معنایی طنز، اولین نظریه کامل زبان شناسی در باب طنز است. این نظریه که در واقع حرکتی اساسی در مقابل رویکرد طبقه بندی سنتی جناس ها و طنز بود، در سال 1985 توسط ویکتور راسکین ارائه شد. راسکین اولین زبان شناسی بود که ساختار طنز را از لحاظ معنی شناسی تحلیل کرد و توانست ساختار دو قطبی لطیفه را شناسایی کند. به عقیده راسکین، یک نظریه معنایی باید شامل دو مقوله انتزاعی باشد؛ مجموع های از همه انگاره های در دسترس سخن گویان و مجموع های از قواعد ترکیب.
هدف این مقاله معرفی این نظریه و پاسخ دادن به این پرسش است که بر مبنای داده های زبان فارسی چه ایراداتی بر این نظریه وارد است. در راستای این هدف به بررسی تعدادی از لطیفه های زبان فارسی می پردازیم که در مطبوعات طنز منتشر شده اند و از طریق این تحلیل ها نقاط ضعف نظریه مذکور را نشان می دهیم. نتایج این تحلیل ها نشان می دهد که روش تحلیل نظریه انگاره معنایی طنز راسکین که مبتنی بر فهرست کردن همه معانی یا انگاره های واژه های به کار رفته در متن طنز است، در تحلیل لطیفه های زبان فارسی نقاط ضعف و ایراداتی دارد؛ از جمله اینکه پیچیدگی های وقت گیر و بیهوده دارد و با واقعیت های پردازشی زبان هم خوانی ندارد و به دلیل همین پیچیدگی های بیهوده، قابل اعمال بر لطیفه های بلند زبان فارسی نمی باشد.
تکیه در واژه های روسی و فارسی و تداخل آن ها از منظر زبان آموزان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکیه از جمله ویژگی های دستوری زبان می باشد که در هر دو زبان روسی و فارسی در سطح واژه مطرح می شود. از آنجا که رعایت تکیه در زبان روسی برای زبان آموزان فارسی زبان در هنگام ادای واژگان گاه با مشکلاتی همراه می باشد، در این تحقیق سعی شده تا ضمن بررسی این موضوع در دو زبان، به پژوهشی در مسائل مهم آن از جمله بررسی علل تداخل تلفظ واژه های روسی در بین فارسی زبانان پرداخته شود. افرادی که در حال فراگیری زبان خارجی میباشند، ناخودآگاه سعی در تعمیم ساختارهای زبان مادری خود که تسلط نسبی بدان دارند به درون ساختارهای زبان خارجی دارند، که باعث تداخل ها و خطاهایی در آموزش میگردد. به دلیل گستردگی موضوع از جنبه های مختلف نظری در بین زبان شناسان ایرانی و روسی، بر اساس محوریت تداخل تکیه برای فارسی زبانان، ابتدا مباحث نظری مطرح شده و سپس به بررسی کاربردی و تداخل های احتمالی، از جمله واژه های مشترک بین دو زبان روسی و فارسی و تداخل آن ها با یکدیگر، واژه های به ظاهر یکسان در ساختارهای مفرد و جمع زبان روسی، واژه های دو واریانتی زبان روسی، متحرک بودن تکیه در زبان روسی، تکیه اسامی روسی در حالات مختلف مفرد و جمع و تکیه در واژه های به ظاهر یکسان اجزای مختلف کلام روسی پرداخته شده است.
تحلیل اکوستیکی همخوان انسدادی چاکنایی و بررسی امکان وجود دو واکه پیاپی در دو هجای متوالی در گفتار سریع و پیوسته در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زبان شناسان ساختار هجایی زبان فارسی را شامل یک همخوان اجباری به عنوان آغازه هجا، یک واکه در جایگاه هسته و یک یا دو همخوان اختیاری در جایگاه پایانی می دانند. بر این اساس، این امکان که در زبان فارسی دو واکه در دو هجای مجاور در کنار یکدیگر قرار بگیرند وجود ندارد و در این زبان با شیوه های خاصی که مهم ترین آن ها افزایش همخوان میانجی است، از التقای مصوت ها جلوگیری می شود.
در این مقاله، با یک بررسی میدانی و گردآوری داده ها از50 سخنگوی زبان فارسی مذکر و مؤنث، از سنین 18- 25 سال، ویژگی های اکوستیکی انسدادی چاکنایی و چگونگی بروز آن در جایگاه بین واکه ای در گفتار آهسته و گفتار سریع به دقت بررسی شده و نتایج این تحلیل ها در مقابل یکدیگر قرار گرفته است.
به نظر می رسد در گفتار سریع و پیوسته، با حذف انسدادی چاکنایی امکان در کنار هم قرار گرفتن دو واکه وجود دارد و بدین ترتیب نظام هجایی زبان فارسی در گفتار محافظه کارانه و دقیق با نظام هجایی گفتار سریع و پیوسته تفاوت دارد.
ابعاد معناشناختی «باید» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باید از جمله مقوله های واژگانی در زبان فارسی است که به طور جدی با مقوله معنایی وجهیت گره خورده و از این روی، دارای ابعاد معناشناختی پیچیده و قابل تاملی می باشد. در مقاله حاضر با بررسی و تحلیل شواهدی از زبان فارسی معاصر، برخی از ابعاد معناشناختی و کاربرد شناختی مقوله باید در این زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. این بررسی نشان می دهد که مقوله یاد شده، منتقل کننده طیف گسترده ای از معانی وجهی در زبان فارسی می باشد. در این میان در حالی که معانی وجهی معرفتیِ مقوله باید بسیار محدود است، این مقوله، دارای انواع مختلفی از معانی وجهی کنشگر محور می باشد. مسئله ای که ظاهراً با تحلیل های در زمانی قابل توجیه است. تنوع معانی وجهی باید را می توان با چارچوبی کاربردشناختی، شرح و توصیف نمود و آن را زاییده تاثیر بافت های مختلف بر معنای این مقوله و مرتبط با عناصری چون زمان دستوری و نشانگرهای وجهی دانست.
تصریح در ترجمه از انگلیسی به فارسی در انواع متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Current Misconceptions in Language Teaching in EFL Classes in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی کتاب: درآمدی انتقادی بر آواشناسی، کِن لاج، انتشارات کانتینیوم، 2009
حوزههای تخصصی:
آواشناسیِ پارامتری[1] رویکردی است به آواشناسی، که عمل گفتار را به مثابه نظامِ یک پارچه فیزیولوژیکی ای درنظرمی گیرد که در آن متغیرهای (پارامترهای) تولیدی در مجرای گفتار، از طریق تعامل با یک دیگر، برای تولیدِ پیوستاری از صدا درحالِ فعالیت اند (کریستال[2]، 2008: 350). این نگرش، با نگرش سنتی در این زمینه درتقابل است. با نگرشی که تولید گفتار را زنجیره ای از عناصر قلمداد می کند که هریک به طور مستقل، باتوجه به مجموعه ای از مشخصه های قابل تفکیک (جایگاه تولید، شیوة تولید و ...)، تعریف پذیر هستند (همان.). آواشناسیِ پارامتری نگرشی است که پایک[3] (1943)، فرث[4] (1948)، تِنچ[5] (1978) و زبانشناسانی دیگر، پیش تر به آن پرداخته اند و در یکی از آثار اخیر نیز مورد توجه قرار گرفته است، که در ادامه به معرفی آن می پردازیم.
تحلیل زبانی اجتماعی گفتمان پزشک و بیمار فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در حوزة جامعه شناسی زبان به بررسی رابطة قدرت/ همبستگی در گفتار پزشک و بیمار فارسی زبان می پردازد. ازاین رو متغیّر زبانی گونه های خطاب به عنوان یکی از نشانگرهای ابراز قدرت در کنار چهار متغیر اجتماعی جنسیت، طبقة اجتماعی، سن و تحصیلات مدّ نظر بوده . کاربرد متغیرها در هر گروه با بهره گیری از تحلیلهای آماری مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. پس از تحلیل داده ها مشخص شد که در مجموع، عامل قدرت در گفتار پزشک با بیمار فارسی زبان مشهود است و چهار متغیر غیرزبانی مذکور نیز بر میزان کاربرد نشانگرهای قدرت مؤثر اند. این موضوع تا حد زیادی با مباحث حوزة اخلاق در پزشکی هم راستاست ونتایج حاصل می تواند بر بسیاری از مسائل این حوزه پرتو افکند.
فراگیری ساختار منفی انگلیسی به عنوان زبان خارجی توسط فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله استفاده از ساختار منفی در زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی از دو دیدگاه مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس دیدگاه دسترسی کامل / انتقال کامل، فراگیران زبان دوم در مرحله اول فراگیری به طور بالقوه تمام ساختارهای واژگان و کارکردی را از زبان اول به زبان دوم انتقال می دهند. دیدگاه دوم به نام ساختارهای درختی کوچک ادعا می کند که در مرحله ابتدایی تنها ساختارهای واژگانی از زبان اول منتقل می شود ولی ساختارهای کارکردی از زبان اول منتقل نمی شود.در این تحقیق داده هایی به صورت فلش کارد، قضاوت دستوری و مصاحبه شفاهی از سه سطح بسندگی زبانی جمع آوری شد. نتایج این داده ها به طور معنی داری ساختارهای درختی کوچک را ردکرد و دیدگاه دسترسی کامل / انتقال کامل را مورد تایید قرار داد.
A Linguistic Account of the Protagonist’s Development in the Grapes of Wrath(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The novel as a modern literary genre is generally regarded as the realization of its main character's journey from immaturity to a status of maturity. The character, usually an uncomplicated person unable to cope with the complexities of life at first, gains an insight and understanding to handle his/her complex situation accordingly later in the novel. It is usually agreed in both literary criticism and linguistic criticism of literature that everything about a character should be established from the evidence of the text (see Fowler, 1977 & 1996 and Peck & Coyle, 2002, for instance). In the present study, the language of Tom Joad, the main character in John Steinbeck's The Grapes of Wrath, was analyzed to reveal how his social position is established and how his transformation from a young farm-hand holding a carpe diem philosophy to a socially-wise reformist with a commitment to bettering the future is substantialized. Oriented towards a linguistic study of literature, the present paper employsSystemic Functional Linguistics (SFL) as the analytic framework. The findings of the study may be useful especially for those involved in teaching English language through literature.
A Critical Discourse Analysis of the Event of September 11, 2001 in American and Syrian Print Media Discourse(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۳, No. ۷, fall ۲۰۱۰
23 - 49
حوزههای تخصصی:
Aiming at highlighting the important role of print media discourse in the implicit transfer of the dominant ideology of discourse context, the present data-driven paper demonstrates how the lexical features of repetition and synonymy as well as the structural and thematic features of passivization, nominalization and predicated theme were utilized by the discourse producers to mediate between their own underlying ideology and the target readers' understanding of the events of September 11, 2001. Through a comparative statistical analysis of the print media discourse of the data for the study written in two ideologically opposing contexts of Syria and America, we have tried to explicate how the discourse producers utilized various lexical and thematic strategies to produce different impressions of the event and implicitly impose the underlying ideology on the readers.
The Problem of English Spatial, Non-spatial and Idiomatic Adpositions in Iranian EFL Environment: A Prototypical Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۳, No. ۷, fall ۲۰۱۰
88 - 118
حوزههای تخصصی:
Several studies of L2 learners’ interlanguage have addressed the complexity of the English adpositional system due to several reasons like L1 transfer, lack of knowledge in L2 and the strong collocational relations of prepositions with other elements of the English language. The major purpose of the present study is to evaluate the performance of Iranian students in dealing with three broad categories of spatial, non-spatial and idiomatic adpositions in English. To achieve the inclinations of the research project, 60 students majoring in TEFL at Roudehen University were selected. A paper-based TOEFL test of English Proficiency was administered to obtain some information about the participants’ general language proficiency. Three completion tasks with the division of spatial, non-spatial (nominal, adjectival and verbal) and idiomatic adpositions were administered. The obtained results represented the fact that the Iranian participants were considerably inclined to transfer their L1 adpositional patterns to their L2 production. The correlational analyses indicated that whereas the scores related to adposition task in general, non-spatial as well as the idiomatic subtests were strongly correlated with the scores obtained from the TOEFL test, there was a moderate correlation between the spatial subtest and the TOEFL one. The independent sample t-test results between the freshmen and sophomores dealing with spatial, nominal and adjectival subtests were considered to be significant. However, in reference to the verbal subtest, the difference between the two groups was not significant. The results obtained from the independent sample t-test indicated no significant differences between the freshmen and sophomores in their performance on idiomatic adpositions. Finally, the result of the correlation coefficients showed high correlation coefficients between the whole adposition test and the three subtests of spatial, non-spatial and idiomatic ones. Moreover, high and moderate correlations were reported among the three subtests with the highest correlation between the spatial and non-spatial subtests and the lowest between the idiomatic and spatial ones.
نقد اسطورهای و جایگاه آن در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گستردگی دامنه بررسی اسطورهها و مضامین در نقد، تحلیلگران متون ادبی را در برابر تلی از واژگان همسان قرار داده که گاهی تشخیص آنها از یکدیگر دشوار است، چرا که در متون فراوان، منتقدان، اسطوره، مضمون، نماد و بنمایه را در یک چارچوب قرار میدهند و آنچه را برای یکی مضمون محسوب میشود، برای دیگری اسطوره به حساب میآید، در صورتی که تفاوت بسیاری میان این واژههاست. درباره این تفاوت نیز بین منتقدان اتفاق نظر وجود ندارد، همچنانکه گاهی مرز بین اسطورههای باستانی و اسطورههای تاریخی و ادبی مشخص نیست. ولی چگونه یک چهره تاریخی به یک اسطوره تبدیل میشود؟ چه زمانی یک اسطوره در متن ادبی ظاهر میشود؟ آیا درنقد اسطورهای، ریشهیابی اساطیر و در مقایسه بین آنها روش در زمانی راه گشاست یا بررسی هم زمانی؟ در این مقاله سعی بر این است که بارجوع به دیدگاه نظریهپردازان نقد اسطورهای، پاسخی برای این پرسشها ارائه شود
ایده ها، پیشنهادها و تجربه های دبیران و مدرسان زبان های خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل بسامدی هجا در اسامی زنان و مردان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسامی اشخاص به عنوان عناصر زبانی مورد توجه برخی از زبان شناسانی که به مطالعه اسامی (کوچک) علاقمند هستند قرار دارد. این زبان شناسان در صددند نشان دهند ساختار اسامی و همچنین بسامد اسامی بر اساس ساختارهای متفاوت به چه صورت است. در این پژوهش ساختار هجا و همچنین ترکیب ساخت های سه گانه و شکل گیری الگوهای متفاوت با توجه به بسامد حضور آنها در اسامی زنان و مردان مورد مطالعه قرار گرفته است. به این منظور در این پژوهش از مجموعه ای از 11567 اسامی زنان و مردان ایرانی، پس از حذف اسامی تکراری نهایتاً 740 اسم استخراج و مورد مطالعه قرار گرفته است.این پژوهش توزیع انواع هجا در اسامی زنان و مردان به تفکیک و تفاوت بسامد هر ساخت هجایی را در جامعه مورد مطالعه نشان می دهد. این پژوهش همچنین نشان می دهد که اسامی زنان بیش از مردان به هجای سبک ختم می شوند. در خصوص الگوهای هجایی به کار رفته در اسامی مورد مطالعه، این پژوهش نشان می دهد که الگوهایی که در آنها از هجای سبک استفاده شده است در اسامی زنان بیشتر است. این پژوهش همچنین نشان می دهد که به لحاظ تعداد هجای به کار گرفته شده ، اسامی زنان و مردان رفتاری متفاوت دارند.