فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۰۱ تا ۹٬۷۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۲ (۲۰۲۴)
30 - 45
حوزههای تخصصی:
Teachers play a pivotal role in the instruction-assessment process. Knowing EFL teachers’ conceptualizations of the role of assessment as well as their own role in the implementation of assessment is very critical. Accordingly, the current study aimed to compare Iranian EFL public high school teachers’ literacy and perceptions of dynamic assessment with those of English language institute teachers. In so doing, 45 (23 high school, 22 institute) English teachers, teaching in Lahijan, Iran were selected according to convenience sampling method. The teachers were invited to cooperate and participate in the study and fill out the questionnaire sent via social network like WhatsApp and Telegram. In addition, nine teachers (five high school, four institute teachers) were selected through purposive sampling to participate in a semi-structured interview with five questions posed through the above-mentioned social networks. A researcher-adapted questionnaire with 23 items in a Likert-type scale was utilized to collect data. The validity and reliability of the questionnaire were achieved through experts’ opinion and Cronbach Alpha, respectively. Having collected the data, descriptive and inferential statistics of the findings showed that although both groups of teachers had a realistic view about the application of dynamic assessment due to its practicality and social acceptance, the teachers in two different contexts of teaching had different rates of literacy and perceptions of dynamic assessment. Furthermore, the difference in the two groups of teachers’ perceptions of dynamic assessment practicality was significantly different. The institute teachers enjoyed a higher average of both literacy and perceptions of dynamic assessment practicality in their classrooms. This study echoes the teachers’ voices, and as in the wake of new forms of curricular policy in many parts of the world, teachers are increasingly required to be agents of change that would hopefully encourage change at the discipline and in the institutional level.
The Impact of Gender, Age, and Education on Language Attitudes Among Kurdish Speakers in Mahabad: A Matched-Guise Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
83 - 96
حوزههای تخصصی:
This article examines the impact of gender, age, and education on the attitudes of Kurdish speakers in Mahabad towards standard Persian and the Kurdish language. Since people’s emotions towards their own or others’ languages are related to their language attitudes, this important component plays a significant role in measuring success in language planning, learning speed, language selection and use, and predicting the extinction or sustainability of a language. The study’s statistical population consisted of 80 Kurdish-Persian bilinguals in Mahabad who were randomly selected. This study is situated within the theoretical framework of sociocognitive linguistics, and the research perspective was measured through an indirect method (matched-guise test). After distributing the questionnaire and conducting the matched-guise test, the collected data were analyzed. The results of the statistical analysis showed that the variables of gender, age, and education in Mahabad had no significant impact on the attitudes of bilingual Kurdish speakers towards standard Persian and the Kurdish language. The Kurdish speakers of Mahabad exhibited numerically positive attitude towards the standard Persian language compared to Kurdish language, but no significant difference in terms of any of the mentioned variables was observed between the two languages under study.
مقایسۀ بندهای متممی در زبان های فارسی و روسی با تمرکز بر کلمات متمم پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
83 - 112
حوزههای تخصصی:
بند پیرو متممی در زبان فارسی یکی از وابسته های مستقیم فعل شناخته می شود، ولیکن در زبان روسی می تواند وابسته فعل، اسم، صفت کوتاه و یا کلمات شبه گزاره ای نیز باشد. در این پژوهش به بررسی انواع بند های متممی در زبان های روسی و فارسی پرداخته ایم و از آنجایی که تفاوت اساسی این بند ها در این دو زبان در کلماتی است که نیاز به وابسته یا متمم اجباری دارند، این کلمات را در زبان روسی و چگونگی بیان این بند ها در زبان فارسی را بررسی کرده ایم. در این پژوهش با بررسی موشکافانه بند های پیرو متممی و کلمات نیازمند به متمم و وابسته اجباری در هر دو زبان، به مسأله تحقیق که همانا یافتن شباهت ها و تفاوت های اساسی میان بند های پیرو متممی و کلمات نیازمند به متمم اجباری در زبان های روسی و فارسی است، پاسخ داده ایم. این امر موجب شده که این مقاله بتواند در آموزش جملات مرکب وابسته ساز روسی به دانشجویان فارسی زبان مورد استفاده قرار بگیرد. اغلب بند های متممی در زبان فارسی وابسته اجباری افعال هستند. همچنین، در بررسی های به عمل آمده مشخص شد که بند های متممی وابسته به کلمات شبه گزاره ای زبان روسی در زبان فارسی با بند متممی وابسته به افعال ارزیابی، ایجابی و وجهی بیان می شوند. همچنین، بند های وابسته به صفات کوتاه در زبان فارسی با بند قیدی علت می آیند.
ارائه یک مدل تخمین کیفیت مترجم ماشینی انگلیسی به فارسی با استفاده از یادگیری انتقالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، ارزیابی ترجمه ماشینی بدون داشتن ترجمه مرجع، به عنوان یکی از حوزه های پژوهشی ترجمه ماشینی از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از چالش های موجود در این زمینه، مخصوصاً برای زبان های کم منبع، عدم وجود داده های آموزشی مناسب است. برای این منظور میتوان از روش های مبتنی بر شبکه عصبی که قبلاً روی مدلهای زبانی چند زبانه آموزش دیده شده استفاده کرده و با استفاده از یادگیری انتقالی کیفیت ترجمه برای یک جفت زبان جدید را تخمین زد. در این مقاله کیفیت یک مجموعه تست انگلیسی - فارسی به این صورت تخمین زده شده است. همچنین مجموعه ای از داده ها ی آموزشی برای جفت زبان انگلیسی - فارسی تهیه شده و روی آن پیش پردازش های مناسب انجام گرفته مدل چند زبانه موجود با آن دادگان تنظیم دقیق شده است. استفاده از این داده ها ی آموزشی، همبستگی پیرسون با مجموعه تست را به میزان 29 درصد بهبود داده است.
واژه گزینی درون متنی یا برون متنی: موردپژوهی رمان «کودک سرراهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
131 - 167
حوزههای تخصصی:
واژه یابی و واژه گزینی از دغدغه های مهم مترجم ها و مدرس ها و فراگیرهای ترجمه است. درباره سازوکار واژه گزینی در ترجمه بسیار سخن گفته شده است. باوجوداین، به نقش و کارایی فرهنگ های دوزبانه در واژه گزینی کمتر توجّه شده است. هدف از جستار حاضر، پاسخ دادن به این سؤال است که آیا واژه گزینی در ترجمه، اساساً، امری درون متنی و یا برون متنی است و این که استفاده از معادل های فرهنگ های دوزبانه برای مترجم کفایت می کند یا خیر؟ در این پژوهش، ترجمه دو صفت عام «Good» و «Bad» در رمان تام جونز ،کودک سرراهی، بررسی شد. نتایج نشان داد که واژه گزینی در ترجمه، درون متنی است و واژه گزینی برون متنی؛ یعنی واژه گزینی بر اساس فرهنگ دوزبانه، در ترجمه به ویژه ترجمه ادبی راهگشا نیست. مترجم، اساساً، بر اساس متن و روابط موجود در آن، ترجمه می کند و واژه های مناسب را انتخاب می کند و این امر، در مورد برخی ویژگی های زبانی متن، بارزتر است. یکی از این ویژگی های زبانی متن، روابط هم نشینی بین کلمه ها است که در تعیین معنای متن و متنیّت آن نقش مهمی دارد.
واژگونگی نقش و هویت جنسی ناگزیر و نامفهوم مردانه در آثار منتخب تنسی ویلیامز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردیت سوژه های مذکر در نمایشنامه های تنسی ویلیامز به شکلی آفریده و تعریف می شوند که بعضاً با فرضیه ساختار هویت جنسی جودیت باتلر هماهنگ هستند. در چشم انداز کلی، روند این مهم، بررسی جایگاه هویت جنسی مذکر است که به صورت ظاهر در شکل دادن و تعیین جایگاه هویت جنسی ماده در سیستم فرهنگی دگرجنس گرایانه مؤثر بوده و جایگاه والاتر را از آن خود می سازد. اما در نگاه خردتر هویت جنسی مردانه بعضاً در ساخت فاعلیت مذکر نیز از قاعده دوقطبی پیروی کرده و برای هویت مذکر ژیگولو و یا هم جنس گرا یا حتی پیروی فرهنگ دوجنسیتی اجباری، جایگاه پایین تری را درنظر می گیرد. هدف از نگارش این مقاله مشاهده و تحلیل نحوه شخصیت پردازی تنسی ویلیامز است که با نمایان ساختن نقش و هویت های جنسی مذکر متنوع، اعم از دگرجنس گرا، هم جنس گرا، و ژیگولو، به واکنش های متفاوت این افراد در رویارویی با استانداردهای ازپیش تعیین شده فرهنگ دوجنسیتی پرداخته و تنوع اجراگری آن ها را که اغلب به واژگونگی منجر می شود به نمایش می گذارد. هدف دیگر این پژوهش، تطابق یافته هایی که از خوانش و تحلیل نمایشنامه های ویلیامز به دست آمده، با فرضیه اجراگری جودیت باتلر است. در این مطالعه، نگارندگان مقاله حاضر، به این نتیجه گیری دست یافته اند که کاستی هایی در تئوری وجود دارند که شخصیت های مذکر نمایشنامه ها را به صورت کامل پوشش نمی دهند و با وجود اینکه ویلیامز سال های زیادی قبل از باتلر آثار خود را منتشر کرده، به صورت جامع و متنوع شخصیت های مذکری را پدید آورده که همه جوانب رویارویی با فرهنگ دگرجنس خواه را به تصویر می کشند. در این جستار نحوه بررسی به این صورت خواهد بود که مواردی از تئوری باتلر درخصوص اجراگری و اجراگری واژگون عنوان شده و با درنظر گرفتن شخصیت های مذکر نمایشنامه های تنسی ویلیامز، چگونگی کاربرد نظریه به صورت عملی تحلیل خواهد شد. از آنجایی که تنوع شخصیت های مذکر در نمایشنامه ها به همه ابعاد تئوری امکان اشراف و ظهور را می دهد، پژوهش حاضر بسیار با واقعیت جهان هستی مطابق بوده و از سوی دیگر، زندگی شخصی نویسنده به عنوان هم جنس گرایی که با قوانین و قطبی شدگی ماتریس قدرت جامعه و فرهنگ روبه رو بوده، بسیار به درک و شناخت کلی هژمونی فرهنگ دگرجنس گرا در ارتباط با فردیت های مذکر جامعه یاری خواهد رساند. در بررسی نمایشنامه های تنسی ویلیامز و شخصیت های مذکر آن ها، و استفاده از نظریه جودیت باتلر مبنی بر اجراگری و واژگونگی اجراگرایانه، دستاورد مهمی که حاصل می شود، نمایش نقص نظریه باتلر در توضیح نحوه برخورد فرهنگ دوجنسیتی در ارتباط با فردیت مذکر است. نظریه از این جهت با کمبود مواجه است که در مواردی که برای افراد مذکر هم جنس گرا یا دگرجنس گرا از سوی مردان و همچنین زنان جامعه نقش و هویت جنسی پایین تری تعریف می شود، هیچ گونه توضیح یا توجیهی ارائه نمی دهد. اجراگری هویت های جنسی مذکر و احیاناً واژگونگی اجراگرایانه آن ها در غالب بسیار متنوعی در آثار ویلیامز به نمایش درآمده اند که از سوی مردان جامعه و همچنین زنان جامعه که نقش غالب را انتخاب کرده و به عنوان نمایندگان ماتریس قدرت در ارتباط با اعضای مذکر روبه رو می شوند در جایگاه ثانویه قرار می گیرند.
بررسی چندمعنایی فعل های مرکب فارسی با همکرد گرفتن براساس نظریه صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو به دنبال آن است الگوهای شکل گیری فعل های مرکب همراه با همکرد گرفتن را در چارچوب نظریه صرف ساختی (بوی، 2010الف و ب) واکاوی و چندمعنایی موجود در آن ها را بررسی کند. در جمع آوری داده های پژوهش که پیکره ای حاوی 300 فعل مرکب همراه با همکرد «گرفتن» است، از فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و همکاران،2011)، فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) و فرهنگ واژه یاب برخط فارسی استفاده شده است. جهت تبیین چندمعنایی فعل های مرکب مورد نظر و شناخت الگوی ساخت آن ها، با پذیرش ایده «واژگان پایگانی» و کمک گرفتن از مفهوم طرح واره ساختی و زیرطرح واره ساختی، تمامی معانی متمایز به هر الگوی شکل گیری این افعال در قالب زیرطرح واره ساختی مجزا ترسیم شد. هر چند این زیرطرح واره های ساختی نیز در سطوح مختلفی از انتزاع قرار دارند. بنا به مفاهیم وراثت پیش فرض انگیختگی و سلسله مراتبی بودن واژگان، همه زیرطرح واره های ساختی تحت یک طرح واره ساختی بسیار انتزاعی و کلی مرتبه بالا قرار می گیرد. نتایج نشان داد تحلیل چندمعنایی واحدهای زبانی در چهارچوب صرف ساختی، رویکردی شناختی، ساخت بنیاد و «واژه بنیاد» است که در سطح انتزاعی طرح واره ساختی اتفاق می افتد. برای افعال مرکب همراه با همکرد گرفتن هفت طرح واره ساختی کلی شناسایی و ترسیم شد که هرکدام به چندین زیرطرح واره ساختی تقسیم می شدند. در نهایت، شبکه پایگانی و سلسله مراتبی کامل از این طرح واره های ساختی ارائه می شود.
An Investigation into the Interplay between EFL Teachers’ Ecological Agency and their Teaching Engagement: A Structural Equation Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The growing literature on teacher professional development emphasizes the positive contribution of teacher engagement to the professional development of teachers. However, scant attention was given to the relationship between this concept and teacher ecological agency as one of the potential factors influencing teacher engagement and in turn professional development. To fill this research gap, a sample of 369 EFL teachers from different institutes in Iran selected through convenience sampling participated in this study. The required data was collected by administering two questionnaires: The teacher ecological agency questionnaire and the teacher engagement questionnaire. The relationship between teachers’ ecological agency and teachers’ engagement and their underlying components were investigated through structural equation modeling (SEM) and Pearson correlation. The outcomes of SEM revealed a significant association between teachers’ ecological agency and engagement. The Pearson correlation results indicated that all three components of teacher ecological agency are correlated significantly with all five components of teacher engagement. The highest degree of correlation was found between emotional engagement and practical-evaluative agency (.711), agentic engagement, and practical-evaluative agency (.705) and cognitive engagement and practical-evaluative agency (.692). The pedagogical implications of this study enhance the efficiency of the educational system and teachers’ professional development.
کاربردها، گونه ها و تحولات یک عامل ربط (هِن) در گویش قدیم شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشعار بازمانده از گویش قدیم شیراز یکی از ارزشمندترین مجموعه های گویش های کهن ایرانی است که هنوز ابهامات واژگانی، دستوری و معنایی فراوانی دارد. یکی از کلمات مبهم این گویش که با تفاوت های بنیادین معنایی و کاربردی در گویش هروی کهن نیز به کار رفته، فعل «هن» است. این کلمه در فر هنگ های قدیم فارسی با قیدِ «در گویش قدیم شیراز» با معنی «است» مدخل شده است. در این مقاله با توجه به تفاوت های اساسی این فعل در گویش شیرازی و هروی، تنها به کاربردهای این فعل در گویش شیرازی خواهیم پرداخت. براساس اشعار شاه داعی شیرازی و با اشاره به برخی از ابیات دیگر بازمانده از این گویش سعی خواهیم نمود انواع، تکواژگونه ها، کاربردها، تحولات و درنهایت صورت اصلی آن را نشان دهیم. «هن» /h-en/ در گویش شیرازی کهن به سه صورت به کار می رود: 1. با h- آغازین (کامل با n): (هِن) /hen?/؛ 2. با h- آغازی (ناقص بیn): (هِه) /he/ (به ندرت ه /e/، مشابه فارسی گفتاری)؛ 3. بدون h- آغازین: (ِ ن) /-en?/ (به ندرت ن /n/). «هن» و «هه» در این گویش تنها به عنوان عامل (فعل) ربط به کار رفته است؛ اما گونه بدون h آغازی این فعل در فرایند دستوری شدگی تا مرحله تهی شدگی کامل نیز پیش رفته است. درنهایت با توجه به کاربردهای دستوری و معانی این واژه، به عنوان یک پیشنهاد ریشه شناختی که باید دقیق تر بررسی شود، شاید بتوان «هن» را محصول تحول صیغه سوم شخص قاعده مند فعل h- دانست: hēd/ hed > hen.
تناوب سببی و ضدسببی در زبان کردی (گویش سورانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله تناوب سببی و ضدسببی در کانون پژوهش های نظری در حوزه ساختار موضوعی در سطح روابط نحو و معناشناسی قرار دارد. در تبیین این تناوب، دو دیدگاه عمده گذرایی زدایی و سببی سازی بر این عقیده هستند که دو گونه این تناوب دارای مدخل های متمایز واژگانی نمی باشند. به عبارت دیگر، بر اساس این دو رویکرد، هر کدام از گونه های این تناوب از مدخل واژگانی گونه دیگر مشتق می شود. در این پژوهش با استناد به داده های زبان کردی گویش سورانی نشان می دهیم که در تناوب سببی و ضدسببی رابطه اشتقاقی دو طرفه وجود ندارد بلکه هر دو گونه از یک مدخل واژگانی خنثی مشتق می شوند. در لابلای این تحلیل، در سطحی زبان ویژه، به بررسی وجود تنوع ساخت واژی بر گونه های این تناوب ، محدودیت های فعلی انتخابی افعال در هر دو گونه و توزیع گروه حرف اضافه در ارتباط با موضوع بیرونی پرداخته می شود. در این پژوهش استدلال می شود که عاملیت و سببیت در سطوح مختلف به ساخت معرفی می شوند و تفاوت مجهول و گونه ضدسببی در فرافکن هسته جهت می باشد؛ به این صورت که مجهول دارای هسته جهت ولی ضدسببی فاقد این هسته می باشد.
Students' Perception and Interest in Using Literary Texts for Teaching English(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
131 - 147
حوزههای تخصصی:
The present investigation attempted to see if using literary texts could lead into any change in learners' interest or perception toward literature. The research also attempted to find students' perception on using literary content in language learning based on learners' opinions. The investigation finally sought to discover the way learners' interest in literature changed as a result of using literary texts as the instructional content. The Research employed a mixed-method design to answer the questions proposed in the study. After analyzing data through t-test, Gain-score comparison and thematic analysis, the results showed that using literary content worked as useful and constructive for learners in language learning and life objectives. The results further confirmed that learners' interest level improved positively due to using simplified literary texts, whereas, the positive role could not be seen in using authentic literary content. Accordingly, content selection from literature along with considering learners' life needs are able to make language learning more attractive to learners. The results also support that developing newer books with literary texts can provide learners with different knowledge like cultural awareness, social knowledge or historical background, which seem to be urgent life needs in today's modern society.
مردم شناسی باستان شناختی گیاه زندگی در ایران و بین النهرین باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گیاه زندگی استعاره ای کیهان شناختی است که در طبقه بندی دوگانه هستی بین دو قلمرو مغاک و عالم قدسی (اعلی)، مختص جهان مغاک و ظلمات است. نماد گیاه زندگی طیف وسیعی از نباتات را در بر می گیرد؛ گیاهان رونده و خودرو یا دیمی، گیاهان آغازینی مانند نی (خیزران) و ریواس، گیاهان مخمر و مستی آور همچون قارچ، مایعات نیروبخش مانند شراب و گیاهان وابسته به آن از جمله تاک و خرما، مرکبات و دانه های روغنی مانند زیتون، گیاهان دارویی و سمی همچون شوکران، درختان آتش زا مانند بلوط و کاج و گیاهان معطر و بودار از جمله مصادیق گیاه زندگی اند. این گیاهان رمز طبیعت و فطرت اولیه جهان اند که انسان و تمام موجودات هستی لاجرم از آن عبور می کنند. آئینی بودن و کارکردهای عینیِ نباتات، تابعی از جایگاه نمادین آنها در جهان بینی انسان بوده است و هرکدام از آنها، به نحوی، ویژگی این قلمرو را بازنمایی می کنند. ساختار و مفاهیم حاکم بر جهان ظلمات، از جمله: نیروی حیات، جاودانگی، سکر و خلسه، مخمرات، برهنگی، عشق و نیروی جنسی، دارو و پزشکی، آتش و مانند آن، ساختار مشترک مربوط به نماد گیاه زندگی است. دسته بندی نباتات بر اساس نواحی کیهانی و اسطوره ای، شیوه متفاوتی از طبقه بندی است که در عین نمادین بودن، با خواص و طبیعت این گیاهان انطباق دارد. حوزه مورد مطالعه ما، ایران و بین النهرین باستان است. مهم ترین روش انجام پژوهش، استفاده از منابع مکتوب در حوزه باستان شناسی و هنر و اساطیر این منطقه با تکیه بر رویکرد اسطوره شناسی تطبیقی است. همچنین از داده های مردم شناختی اقوام زاگرس از جمله کردها استفاده شده است.
تقویت مهارت زبانی با به کارگیری ترجمه درآموزش تکلیف محور: نگارش داستان خبری در کانون بررسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مسئله مقایسه تأثیر دو رویکرد آموزشی «تکلیف محور محض» و «تکلیف محور ترجمه یار» بر تقویت و ارتقای توانایی نگارش داستان خبری به زبان انگلیسی در زبان آموزان ایرانی می پردازد. شرکت کنندگان در این پژوهش ۸۲ دانشجوی ایرانی سال دوم کارشناسی رشته ترجمه انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان بودند. در راستای رسیدن به هدف پژوهشی مذکور، شرکت کنندگان در ابتدا به شیوه ای همگن به دو گروه گواه و آزمون تقسیم شدند. اگرچه هردو گروه از مداخله آموزشی تکلیف محور برپایه طرح سه مرحله ای پیشنهادی از سوی ویلیس (Willis, 1996) پیش از تکلیف، تکلیف اصلی، و پس از تکلیف به مدت شش هفته برخوردار شدند، تنها گروه آزمون یا گروه تکلیف محور ترجمه یار بود که در پایان مرحله سوم از کنش ترجمه بهره برد. با هدف آزمایش و سنجش دو گروه، آزمونی برای ارزش یابی توانایی نگارش داستان خبری پیش و پس از مداخله آموزشی تکلیف گرا به هردو گروه از شرکت کنندگان داده شد. نتایج این دو آزمون نشان داد که گروه آزمون یا همان گروه تکلیف محور ترجمه یار، در عملکرد نهایی خود از گروه گواه پیشی گرفت، که این خود گویای آنست که آموزش با رویکرد تکلیف محور ترجمه یار در نگارش داستان خبری در سنجش با رویکرد تکلیف محور محض توانسته است به گونه ای معنادار کارکرد کلی گروه آزمون و نیز برخی زیرمهارت های آن، ازجمله به کارگیری داده های پرسشی گزارشی، گزینش واژگان، هم بافت، یکپارچگی بافت، ساختار بافت و زبان ساده را بهبود ببخشد.
نسبت گونه های موسوم به تاتی خلخال با زبان تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیشِ رو، گونه های زبانی بخش شاهرود خلخال را که در استان اردبیل در روستاهای اسکستان، شال، درو، کرین، کلور، گیلوان و لرد رایج اند و در محل به تاتی موسوم اند با گویش های سه گانه تالشی در چند سطح زبان شناختی به صورت هم زمانی سنجیده ایم. این روستاها در غرب استان گیلان، آن سوی رشته کوه تالش جای دارند. سنجش برپایه ویژگی های آوایی، ساخت واژی، نحوی و نیز واژگانی است. داده ها افزون بر پژوهش کتابخانه های از پژوهش میدانی نیز به دست آمده است. گویش های تاتی برغم اشتراک لفظی چنان تنوع و پراکندگی دارند که در بررسی های هم زمانی نمی توان همه آنها را ذیل یک گروه یا زبان مشخص تعریف کرد. به همین خاطر زبان شناسان آنها را در دسته های مختلف طبقه بندی کرده، و در مواردی گویش های تالشی را هم به آنها افزوده اند. هدف مقاله پاسخ به این سؤال است که آیا گونه های زبانی رایج در شاهرود خلخال ذیل گویش های تالشی قابل تعریف اند یا گونه هایی مستقل اند. براساس داده های این مقاله زبان پنج روستا از هفت روستاهای بررسی شده در این مقاله؛ اسکستان، شال، درو، کلور و گیلوان را می توان ذیل تالشی جنوبی در یک دسته قرار داد اما زبان دو روستای کرین و لرد تفاوت هایی با پنج روستای دیگر شاهرود و نیز تالشی جنوبی دارد.
اشتباهی عجیب و مکرر در توصیف نظام های واجی گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی رئالیسم جادویی در رمان «اهل غرق» اثر منیرو روانی پور
منبع:
رخسار زبان سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
20-5
حوزههای تخصصی:
مقایسۀ ساختار واژگانی کتاب های تألیف و ترجمه شده برای کودکان براساس اصول صرف طبیعی: مطالعۀ موردی پایگاه دادگان زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در همه جای جهان، بخشی از ادبیات کودکان به کتب ترجمه شده از زبان های دیگر اختصاص دارد. مطالعه ساختار و ویژگی های زبانی این کتاب ها، که از ملاک های انتخاب کتاب توسط خود کودکان، والدین و شورای کتاب کودک است، بسیار اهمیت دارد. یکی از مهم ترین وجوه زبان شناختی ترجمه کتاب کودک، واژه گزینی مناسب است؛ زیرا مترجم باید از میان تعداد محدودی واژه که دامنه واژگانی او را شامل می شود، معادل مناسبی را انتخاب کند تا انتقال محتوا و فهم کتاب برای کودک آسان شود. مسئله پژوهش حاضر این است که چه تفاوتی میان شیوه های گزینش واژه ها در کتب تألیفی و ترجمه ای برای کودکان در چارچوب نظریه صرف طبیعی وجود دارد و با محک اصول این نظریه، مترجمان تا چه اندازه توانسته اند واژه های مناسبی را انتخاب کنند؟ این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش اجرا، از نوع پژوهش های ترکیبی است. داده های پژوهش از پایگاه دادگان زبان فارسی استخراج شدند. یافته های آمار استنباطی نشان داد که براساس معیارهای نظریه صرف طبیعی (تصویرگونگی، شفافیت، دوگانگی و طول کلمه) اختلاف معناداری بین واژه های کتب تألیفی و ترجمه ای وجود ندارد، اگرچه براساس آمار توصیفی در پارامترهای تصویرگونگی و طول کلمه کتب تألیفی از نرخ طبیعی تری برخوردارند. این یافته ها مؤید آن است که درمجموع مؤلفان و مترجمان حوزه کتاب کودک در انتخاب واژه های مناسب، موفق عمل کرده اند.
Revisiting Word-initial Glottal Stops in Persian: Underlying or Epenthetic?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The phonological status of word-initial glottal stops in Persian has been a subject of controversy. Particularly, researchers hold divergent views on whether the glottal stop functions as a phoneme in word-initial positions. These perspectives can be categorized into three main positions: (1) glottal stops are phonemes in all occurrences (Samareh, 1985; Windfuhr, 1979); (2) word-initial glottal stops are phonemes only in loanwords, especially from Arabic (Bijankhan, 2018; Haghshenas, 1991; Jam, 2019; Kord-Zaferanloo-Kambozia, 2003); and (3) word-initial glottal stops are not phonemes in Persian (Jahani, 2005; Majidi & Ternes, 1999; Sepanta, 1973). In this paper, a critical review of previous findings is provided along with new insights and neglected evidence relevant to the underlying representations of words with glottal stops. Based on these considerations, the paper leans towards the position that glottal stops function as phonemes in all positions regardless of occurrence in loanwords or native words. It also calls for a revision of previous research, emphasizing the importance of non-acoustic aspects in exploring the phonological functions of word-initial glottal stops.
Constructing and Validating a Q-matrix for Cognitive Diagnostic Analysis of the Listening Comprehension Section of the IELTS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A critical component of cognitive diagnostic models (CDMs) is a Q-matrix that stipulates associations between items of a test and their required attributes. The present study aims to develop and empirically validate a Q-matrix for the listening comprehension section of the International English Language Testing System (IELTS). To this end, a listening comprehension test of the IELTS was administered to 820 Iranian test takers. According to theories, taxonomies, and models of second/foreign language (L2) listening comprehension, previous studies on the utility of CDMs to L2 listening comprehension, detailed content analysis of the test items, and consultation with several content experts, an initial Q-matrix was first developed. Through the technique suggested by de la Torre and Chiu (2016), along with checking heatmap plots and mesa plots using the GDINA package in R, the Q-matrix was then empirically validated. Generally, six attributes were extracted for the listening section, namely, (1) Linguistic knowledge (LKA), (2) understanding prosodic patterns (UPP), (3) ability to understand and make paraphrases (PAR), (4) ability to understand specific factual information such as names, numbers, and so forth (UFI), (5) ability to understand explicit information (UEI), and (6) ability to make inference (INF). Finally, the results of the fit of the GDINA model to the data, at both item and test levels, indicated the adequate model-data fit and the plausibility of the Q-matrix. The implications of the study were also discussed.
Pragmatic Instruction and Speaking Ability of Iraqi EFL Learners in Virtual vs. Face-to-face Classroom Contexts: Expressive, Declarative, and Directive Speech Acts in Focus(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study was an attempt to see whether the instruction of pragmatic markers in virtual vs. face-to-face classroom settings had any effect on Iraqi EFL learners’ speaking ability. It also attempted to examine the intervening effects of some factors including age (teenagers in the language institute vs. adults in the university), gender, social class, and the learners’ English language proficiency levels. To achieve these purposes, a group of 224 Iraqi EFL learners at a university and a private language institute in Kufa, Iraq passing conversation courses were selected and randomly divided into four groups. The two experimental groups (both in university and language institute settings) received instruction on pragmatic markers in online vs. face-to-face conversation classrooms while the two control groups (in university and language institute settings) did not receive instruction on pragmatic markers in online vs. face-to-face conversation classrooms. An English language speaking test was given to the learners to assess their oral performance before and after the treatment. The test was randomly selected from IELTS speaking tests. For the teenagers in the language institute, a simplified speaking task was designed based on IELTS criteria for assessing speaking performance. The results indicated that generally those who received pragmatic instruction outperformed those who did not receive such kind of instruction and the participants in face-to-face classrooms outperformed their virtual counterparts in terms of speaking ability. The study also examined the intervening effects of some social and personal factors including age, gender, social class and level of language proficiency. Based on the findings of this study, the male participants and the students from higher proficiency levels outperformed females and their lower proficiency counterparts in terms of speaking ability. However, they did not show any differences with regard to age and social class. This study offers important implications for EFL teachers, learners and material designers, with regard to the promising effect of face-to-face instruction of different pragmatic features of language through speech acts on learners’ speaking skill.