ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۰۶۱ تا ۹٬۰۸۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
۹۰۶۱.

Fairness in Oral Language Assessment: Training Raters and Considering Examinees’ Expectations

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۵۹
This study examined the effect of rater training on promoting inter-rater reliability in oral language assessment. It also investigated whether rater training and the consideration of the examinees’ expectations by the examiners have any effect on test-takers’ perceptions of being fairly evaluated. To this end, four raters scored 31 Iranian intermediate EFL learners’ oral performance on the speaking module of the IELTS in two stages (i.e. pre- and post-training stage). Furthermore, following Kunnan’s (2004) Test Fairness Framework, a questionnaire on fairness in oral language assessment was developed, and after pilot testing and validating, it was administered to the examinees at both stages. The examinees’ expectations were taken into account in the second round of the speaking test. The results indicated that rater training is likely to promote inter-rater reliability and, in turn, enhances the fairness of the decisions made based on the test scores. It was also concluded that considering students’ expectations of a fair test would improve their overall perceptions of being fairly evaluated. The results of this study sought to provide second language teachers, oral test developers, and oral examiners and raters with useful insights into addressing fairness-related issues in oral assessment.
۹۰۶۲.

رده شناسی ترتیب واژه ها در زبان عربی برپایه مولفه های درایر (1992)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۰
در رده شناسی، زبان ها بر اساس مولفه های صرفی، نحوی، معنایی و حتی واجی خاص رده بندی و طبقه بندی می شوند. مجموع این رده بندی و طبقه بندی ها به زبان شناسان کمک می کند تا جهانی های زبانی را معرفی کنند. هدف این پژوهش تعیین وضعیت رده شناختی ترتیب واژه زبان عربی معیار است. زبان عربی معیار، گونه ادبی و استاندارد شده ای است که در نوشتار رسمی و ادبی در بین عرب زبانان، استفاده می شود. نتایج به دست آمده از این پژوهش می تواند در آموزش زبان فارسی به عرب زبانان مفید باشد. در این مقاله، ترتیب واژه زبان عربی معیار بر اساس 25 مولفه رده شناختی (درایر (1992)، دبیرمقدم (1392) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان عربی معیار در مقایسه با زبان های آفریقا، زبان های آروپا-آسیا و زبان های جهان به ترتیب از 20، 22 و 23 مولفه از مولفه های زبان های فعل میانی قوی (VO) برخوردار است. بنابراین زبان عربی معیار گرایش به رده زبان های فعل میانی (قوی) دارد.
۹۰۶۳.

سیر تطور زبان گونه بلوچی مرزی رایج در منطقه ریگان کرمان در قیاس با بلوچی مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۰۴
گونه بلوچی ریگان گونه ای است که توسط برخی از گویشوران ساکن منطقه ریگان کرمان تکلم می شود. این گونه که نخستین بار توسط اقوام مهاجر از سیستان وارد ریگان شده است در اثر همجواری منطقه با شهرستان رودبارجنوب و هم زیستی مهاجرین با بومیان فارسی زبان منطقه سبب شد تا گونه متفاوتی از زبان بلوچی در شهرستان ریگان رواج پیدا کند. این تفاوت ها در سطح آوایی، واژگانی و نحوی مشاهده می شود. پژوهش حاضر می کوشد بر مبنای داده های معتبر و روشی علمی و نظام مند به تحلیل و واکاوی متغیرهای زبان شناختی موجود در این گونه زبانی بپردازد تا از این رهگذر سیر تحول این گونه زبانی را شناسایی کند. به منظور گردآوری داده های زبانی، از گویشوران زن و مرد با میانگین سنی 60 سال و متوسط سواد در حد آموزش ابتدایی که در گستره مکانی پژوهش یعنی شهرستان ریگان زندگی می کردند، مصاحبه به عمل آمد. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه ای حاوی 208 واژه و 10 جمله پایه بر اساس پرسشنامه های «طرح ملی اطلس زبانی ایران» و «فهرست واژگان پایه موریس سوادش» بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل و بررسی پیکره داده های پژوهش نشان داد که زبان گونه بلوچی رایج در شهرستان ریگان دارای ویژگی هایی از جمله کاربرد واژه های خاص زبان بلوچی، آواهای مرکب، خوشه همخوانی on-// ایرانی باستان، کاربرد وندهای ویژه شامل پیشوند جمع ساز، پسوندهای اسم ساز و صفت ساز، فرآیند غیردهانی شدگی و استفاده از ساخت ارگتیو است.  
۹۰۶۴.

اشتقاق زبان فارسی در چارچوب نظری رابرت برد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۱۶
در این مقاله، ماهیت و طبیعت اشتقاق براساس دیدگاه رابرت برد مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است با واژه های مشتق جمع آوری شده از زبان فارسی این پدیده توضیح داده شود. پرسش این است که اشتقاق زبان فارسی چگونه در چارچوب نظری رابرت برد جایگاه می یابد و چطور می توان از این نظریه در اشتقاق فارسی الگو گرفت. چنین فرض می شود که اشتقاق فارسی با الگوی مطرح در نظریه حاضر همراستا باشد. روش پژوهش به صورت کتابخانه ای است. واژگان مشتق از فرهنگ واژه های مصوب فرهنگستان (1384)، فرهنگ واژه سازی در زبان فارسی (1386)، فرهنگ فارسی عمید(1359) و کتاب اشتقاق پسوندی در زبان فارسی امروز (کشانی،1371) استخراج و با استفاده از نمونه های استخراج شده از منابع گوناگون، طبیعت اشتقاق در زبان فارسی نشان داده می شود. جداسازی وند ها و چگونگی واژه سازی هر واژه مشتق فارسی، هدف اصلی این پژوهش است. اشتقاق به عنوان گزینش واژگانی، عملکرد صرفی و نسبت های واژگانی از جمله موارد مهم و اساسی در این پژوهش است و با ارائه مثال ها و نمودار های درختی بر اساس نظریه رابرت برد، به روشنی ماهیت اشتقاق در زبان فارسی بیان می شود. در این مقاله کوشیده ایم طبیعت اشتقاق را با ذکر نمونه هایی از زبان فارسی براساس دیدگاه رابرت برد با ارائه نمودارها و جدول هایی، مورد بحث و بررسی قرار دهیم. ماهیت اشتقاق زبان فارسی با ماهیتی که رابرت برد در نظریه خود مطرح نموده، همراستا است. درستی سه ماهیت مطرح در این نظریه در زبان فارسی با نمودار ها و جدول ها ثابت شد.    
۹۰۶۵.

جنس دستوری در زبان خُلُصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۹۸
پژوهش حاضر به بررسی ویژگی جنس دستوری در خُلُصی می پردازد. این زبان از خانواده زبان های هند و آریایی است که در روستاهای «خُلوص» و «گُتاو» در استان هرمزگان بدان تکلم می شود. خُلُصی این ویژگی دستوری به ارث رسیده از زبان سندی را از دیرباز تاکنون حفظ کرده است. داده های این تحقیق با ضبط گفتار گویشوران بومی جمع آوری شده است. پس از تحلیل داده ها با توجه به رویکرد کوربت (1991)، شیوه تشخیص جنس دستوری در واژه های مشتق، مرکب و وام واژه ها تعیین شده است. یافته ها حاکی از آن است که جنس دستوری در خُلُصی در افعال و وابسته های اسمی مانند صفات (ساخت وصفی و صفت برتر)، ساخت ملکی، حروف تعریف (معرفه و نکره) و اعداد مشاهده می شود. محدودیت هایی بر مطابقه میان اسم و وابسته های آن از نظر جنس دستوری اعمال می شوند. جنسیت در افعال، تنها در صورت گذشته و مفرد مشاهده می شود و فعل ربطی «شدن» در زمان گذشته و به شکل مفرد دارای تمایز جنس دستوری مذکر و مؤنث است. در بیش تر وابسته های اسمی تنها شکل مفرد اسم تمایز جنس دستوری دارد و هسته اسمی به صورت جمع فاقد جنس دستوری است. 
۹۰۶۶.

اثربخشی آموزش تلفیقی بر خودپنداره و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان در درس عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
هدف پژوهش حاضر تأثیر آموزش تلفیقی بر خوپنداره و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان در درس عربی بود. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کنگاور بود که با روش نمونه گیری خوشه ای 40 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده بودند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های خودپنداره (SCQ) کارزل راجرز و اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2005) بود که پایایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرنباخ به ترتیب  79/0 و 75/0 به دست آمد و روایی آن ها نیز با کمک اساتید روان شناسی و مختصصین حوزه علوم تربیتی و روان شناسی مورد بررسی قرار گرفت و پس از بررسی های لازم مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل آماری spss ورژن 24 در بخش تحلیل توصیفی (واریانس، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کواریانس یک متغیره) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش تلفیقی تأثیر معناداری بر خودپنداره و اشتیاق تحصیلی و مؤلفه های آن ها در دانش آموزان داشته است(01/0>p). همچنین نتایج پژوهش نشان داد روش آموزش تلفیقی سبب افزایش خودپنداره و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان شد. بدین ترتیب پیشنهاد می شود که در جهت افزایش استفاده از روش آموزش تلفیقی به منظور بهبود سایر عوامل روان شناختی دانش آموزان برنامه ریزی گردد.
۹۰۶۷.

بررسی تاریخی زبان و ترجمه در تئاترهای مشهد: از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۲۶
اجراهای نمایشی از قبیل مرثیه خوانی، تعزیه یا روحوضی همیشه بخشی از جامعه ایران بوده است و پیشینه ای طولانی دارد؛ امّا تئاتر به مثابه پدیده ای فرهنگی و مدرن از اواخر دوره قاجار به جامعه ایران معرّفی شد. محتوای نمایش، نحوه اجرا یا بازیگری و زبانِ انتقالِ مفاهیم سه عنصر مهم در تئاتر هستند. مطالعات تاریخی و مطالعات ترجمه تاکنون به جنبه های مختلف ترجمه تئاتر پرداخته اند؛ امّا به نقش زبان و ترجمه در تئاتر در مشهد به ویژه از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی توجّهی نشده است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که زبان و ترجمه به مثابه دو عنصر اصلی تئاتر در مشهد طی حدود 80 سال از اوّلین اجراها در اواخر دوره قاجار تا انقلاب اسلامی چه تحوّلاتی را پشت سر گذاشته است و بیشتر تئاترهای مشهد با چه زبانی ارائه شده اند و ترجمه چه نقش و جایگاهی داشته است؟ ابتدا با روش کتابخانه ای، منابع اوّلیه، از جمله تمام روزنامه های مشهد از دوره مشروطه تا انقلاب اسلامی، نظیر آفتاب شرق، آزادی، بهار، چمن، خراسان، صدای خراسان، نوای خراسان و غیره، مورد بررسی قرار گرفت و همه مطالب مربوط به تئاتر استخراج شد. سپس از پژوهش ها و منابع ثانویه بهره گرفته شد و نتایج مربوط به زبان و ترجمه به شکلی توصیفی‑ تحلیلی ارائه گردید. نتایج پژوهش تأکید بر آن دارد که اوّلین تئاترهای مشهد به زبان ترکی اجرا شدند. سپس ترجمه ترکی به فارسی جای آن را گرفت. در دوره پهلوی اوّل، ترجمه آثار روسی در ایران رونق داشت و پس از شهریور 1320، ترجمه آثار شاخص ترکی، انگلیسی و فرانسه نیز به این جریان اضافه شد. در اواسط دوره پهلوی، شیوه تلخیص جای ترجمه را گرفت و سطح ترجمه در تماشاخانه های مشهد تنزل پیدا کرد. در دهه 1340، با ظهور گروه های تئاتری جدید در مشهد، زبان فارسی زبان غالب این هنر در مشهد شد.
۹۰۶۸.

تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ، مطابق با الگوی سه سطحی فرکلاف و با تکیه بر فرانقش بینافردی زبان در زبان شناسی سیستمی- نقشی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۶۵
یکی از روش های کارآمد برای مطالعه زوایای معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات زبان شناسی به شمارمی رود و به تجزیه و تحلیل متون در پیوند با زمینه و بافت فرهنگی و اجتماعی می پردازد. پژوهش حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و مطابق با الگوی سه سطحی فرکلاف، زبان عرفانی حافظ را بررسی می کند و به این مسئله اصلی پاسخ می دهد که حافظ چرا، چگونه و با استفاده از کدام ساختارهای زبانی، گفتمان عرفانی اش را تولید و موجبات درک و دریافت آن را فراهم کرده است. بدین منظور پس از توصیف غزل های عرفانی حافظ مطابق با چارچوب زبان شناسی سیستمی-نقشی هلیدی و با تکیه بر فرانقش بینافردی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درون زبانی و برون زبانی غزل ها و با تحلیلی بینامتنی، توجیهات و دلایل لازم را از لایه های زیرین کلام او بیرون می کشد و به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آنها می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که عواملِ ایفای فرانقش بینافردی در زبان حافظ، نشاندار و گفتمان مدارند؛ عمل ایدئولوژیک انجام می دهند و مؤلفه گفتمان شناختی به شمارمی آیند. تفسیر و تبیین این مؤلفه های معنایی بیان می کند جهان بینی، ایدئولوژی، روابط قدرت و ابزارهای معرفت شناختی، از عوامل اصلی مؤثر در تولید و درک گفتمان عرفانی حافظ است. دستاورد تحقیق حاضر، توجیه و تبیین علمی، نظام مند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکل گیری، تولید و درک گفتمان عرفانی او، با استفاده از معیارها و ابزارهای دقیق و قابل اتکاء تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایه های مستدل و موثق زبان شناسی، استوار و از برچسب کلی گویی و خطاهای حاصل از آن، مبرّامی سازد.
۹۰۶۹.

گذار سازه ای در واکه های زبان ترکی گونه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۲۳
از آنجایی که گذار سازه ای همخوان به واکه حاوی یکی از سرنخ های آکوستیکی برای تشخیص محل تولید همخوان است، بررسی میزان گذار سازه های یک واکه که همان شیب صعودی یا نزولی سازه در بافت cv است هدف اصلی پژوهش حاضر است. جهت نشان دادن مسیر تغییر مقادیر سازه های F1 و F2 هر یک از واکه های پیشین و پسین ترکی، شکل ها با نرم افزار اکسل ترسیم شد و از آنجایی که فضای سازه ها با توجه به ماهیت واکه در زنجیره گفتار تغییر قابل توجهی دارند تاثیر بافت آوایی برروی مقادیر فرکانسی سازه های F1 و F2 در ناحیه گذار مربوط به همخوان های لبی، تیغه ای و بدنه ای مورد بررسی قرار گرفت، به عبارتی با دسته بندی و تعمیم گذار سازه ها می توان پارامتری را تعیین کرد که به تشخیص محل تولید همخوان ها کمک کند. در نهایت مشخص شد گذار F1همه واکه ها به صورت صعودی است. افزایش مقدار گذار F1 واکه پس از پایان رهش همخوان های لبی، تیغه ای و بدنه ای یک سرنخ آکوستیکی برای بازبودن مجرای دهان و عدم وجود گرفتگی در دستگاه گفتار است. تحلیل های آماری برای مقایسه فرکانس سازه دوم هر یک از واکه ها در دو نقطه آغاز و مرکز گذار همخوان های لبی، تیغه ای، بدنه ای نشان داد که تنها در واکه های [o، u، a] تفاوت معناداری بین فرکانس سازه دوم در دو نقطه آغاز و مرکز گذار پس از همه همخوان های لبی، تیغه ای و بدنه ای وجود دارد و در بقیه موارد اختلاف این دو متغیر معنادار نیست.
۹۰۷۰.

برجستگی هجایی در گونه فارسی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی یکی از عناصر زبرزنجیری به نام برجستگی هجایی در گونه اصفهانی است. به منظور دستیابی به این هدف، تأثیر متغیرهای بسامد پایه، شدت و دیرش در ایجاد برجستگی هجایی بررسی می شود. جهت انجام این پژوهش، 18 واژه زبان فارسی معیار به گونه ای انتخاب شدند که هر شش واکه ساده (سه واکه کوتاه و سه واکه کشیده) در مجاورت همخوان مشابه در هر سه جایگاه آغازی، میانی و پایانی واژه ها قرار داشته باشند. سپس یازده گویشور بومی اصفهانی که در رده سنی 40 تا 50 سال قرار داشتند، این واژه ها را یک بار به تنهایی و بار دیگر در قالب جمله حامل تلفظ کردند. صدای گویشوران توسط دستگاه ضبط صوت SONY مدل X ضبط و سپس در نرم افزار پرات تقطیع صوت شناختی شد. در مرحله بعد مقادیر هر متغیر استخراج و در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در گونه اصفهانی بسامد پایه در کلمات دو و سه هجایی در هجای اول، دیرش در هجای آخر و شدت در هجای ماقبل آخر بیش تر است. مقایسه بین دو سطح کلمه و جمله نشان می دهد که در متغیرهای بسامد پایه و شدت، اختلاف معنی داری وجود ندارد اما متغیر دیرش در سطح کلمه بیش تر از سطح جمله است.
۹۰۷۱.

دوره بندی تاریخ ادبیات با هدف آموزش ادبیات فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۰۱
تهیه و تدوین برنامه آموزشی کلان[1] به نحوی بنیادین با نگارش درس نامه و کتاب آموزشی مرتبط است. بخش بندی ادواری تاریخ ادبیات فارسی، متناسب با اهداف آموزشی، می تواند بنیاد نظری برنامه آموزشی زبان فارسی به غیرفارسی زبانان را فراهم آورد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه می توان از انگاره خاص و متفاوتی از دوره بندی در تاریخ ادبیات فارسی برای آموزش ادبیات فارسی به غیرفارسی زبانان بهره برد، به گونه ای که رضایت و یادگیری زبان آموزان را درپی داشته باشد. هدف آن است که با توجه به برنامه آموزشی کلان و درنظر داشتن وضعیت دانش زبانی فارسی آموزان و دوره های ادبیات فارسی، طرحی نو برای آموزش ادبیات فارسی به غیرفارسی زبانان به دست داده شود و روایی و اعتبار این طرح، با کاربست آن در میان گروهی از غیرفارسی زبانان آزموده شود. برای این منظور، از میان رویکردها و شیوه های مختلف دوره بندی تاریخ ادبیات ، نوعی دوره بندی براساس ترتیب تاریخی معکوس، نوع ادبی، فرم (قالب ادبی) و افراد شاخص پیشنهاد کرده ایم. این ملاک ها در ترکیبی که ازلحاظ ترتیب تاریخی از دوره معاصر به گذشته های دورتر پیش می رود سیر تاریخی معکوس انواع و قالب های ادبی گوناگون را با درنظر داشتن شاعران و نویسندگان برجسته هر دوره روایت می کند. برای آزمودن کارکرد این شیوه، محتوای تهیه شده (کتاب درخت زنده) را به فارسی آموزان سطح میانی و فوق میانی تدریس کرده و نتایج نظرسنجی درباره یادگیری آن ها را تحلیل کردیم. تحلیل ها نشان می دهد که هر دو سطح، نسبت به تدریس این محتوا، رضایت زیادی دارند. [1] curriculum [1] curriculum
۹۰۷۲.

The Embodiment of Environmental Discourse in Language Learning: A Critical Ecolinguistic Study of EFL Textbooks in Indonesia(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۱۹۵
As environmental issues become more prevalent, it is vital to incorporate ecological components into the curriculum to equip future generations with the necessary foundations to preserve and improve ecology. In light of this circumstance, many countries are compelled to include instructional approaches representing environmentally-based topics in textbooks. Nevertheless, whether the textbooks facilitate environmental education (EE) to promote ecological principles or foster students' competence in recurrent environmental concerns is ambivalent, particularly in the Indonesian context. The current study attempts to analyze the ecological verbal and visual contents engaged in Indonesian EFL textbooks. This study also unpacks the extent to which EFL textbooks in Indonesia accurately reflected the ecolinguistics perspective. Content analysis was employed in this study, adapting Stibbe’s (2015) ecolinguistics framework and Kress and van Leeuwen’s (2016) visual grammar theory. The findings revealed that EE in Indonesian EFL textbooks highlights the natural beauty and ecotourism locations while mainly disregarding ecological degradation. In contrast, EFL textbooks must emphasize contemporary world issues to cultivate positive attitudes and ecological consciousness among learners. Subsequently, these findings have significant consequences for the development of environment modules in Indonesian EFL textbooks.
۹۰۷۳.

تحلیل و بررسی زبانی جایگاه زن در ضرب المثل های فارسی از منظر طبیعی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
ضرب المثل ها بخشی از نثر موجز و گزین گویه ها در ادبیات فارسی هستند که علاوه بر  بازتاب فرهنگ جامعه به دلیل ساختار و فرم روایی شان بسیار رایج و تاثیرگذارند. این تحقیق با خوانش انتقادی از مجموعه ضرب المثل های داستان نامه بهمنیاری و فرهنگ بزرگ ضرب المثلهای فارسی با رویکرد زبان شناسی شناختی و تحلیل گفتمان، کوشیده است نگرش طبیعی سازی باورهای نادرست در شکل گیری جایگاه زن در خانواده و جامعه را نشان دهد. تشدید نگرش دو قطبی مرد/ زن در جامعه مردسالار با بار ارزشی، به دوگانگی فرادست/ فرودست دامن می زند. آسیب چنین نگاهی با پذیرش بدیهی و طبیعی آن، زمانی بیشتر نمایان می شود که معیاری برای سنجش رفتار به هنجار و عقل سلیم عرفی شود و کسی درمورد نادرستی و غیرطبیعی بودن آن تردید نکند. از میان انواع کنش های گفتاری و فرم های بیانی، ضرب المثل ها به عنوان کنش گفتمانی پذیرفته شده، فرایند طبیعی سازی این نگرش استعلایی را بدیهی تر جلوه می دهند. باورهایی چون بی وفایی و عدم رازداری زنان، حقیر و ناقص عقل بودن آنان، مترصد فرصت بودن برای خودنمایی، ساخته شدن آنها تنها برای خدمت در مطبخ، فرزندآوری و مسئولیت بزرگ کردن آنان، لزوم زیبایی ظاهری به عنوان امری واجب برای زن و لزوم زود به خانه بخت فرستادندن دختران و موارد متعدد دیگر که در مقاله حاضر فرایند بازتولید و طبیعی سازی شان بررسی و بازبینی می گردد.
۹۰۷۴.

چشم انداز زبانی خیابان ولیعصر تهران: ارزیابی دوگانه شمال-جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۸۸
چشم انداز زبانی حوزه ای در زبان شناسی اجتماعی است که به بررسی تمام نشانه های زبانیِ قابل مشاهده در یک محدوده جغرافیایی می پردازد. در این پژوهش، ابتدا خیابان ولیعصر تهران به سه ناحیه تقسیم شد: ناحیه یک (میدان تجریش تا تقاطع بزرگراه شهیدچمران)، ناحیه دو (میدان ونک تا تقاطع خیابان شهیدبهشتی) و ناحیه سه (میدان راه آهن تا میدان منیریه). سپس در هفته پایانیِ اسفند 1395، از تمام نشانه های زبانی نواحی مذکور یادداشت برداری و عکس برداری شد. در مجموع، 3180 داده زبانی (اعم از بنرهای بزرگ و آگهی های بسیار کوچک) از محدوده مطالعه حاضر استخراج شد که از این میان، حدود 72 درصد در قالب الگوی یک زبانه فارسی می گنجند و 20 درصد در قالب الگوی دوزبانه فارسی-اروپایی جای می گیرند. الگوی یک زبانه اروپایی و الگوی دوزبانه اروپایی-فارسی نیز به ترتیب 7/5 درصد و 2/2 درصد از کل داده ها را به خود اختصاص می دهند. بنابراین، چشم انداز زبانیِ خیابان ولیعصر تهران به طور عمده به زبان فارسی است، هرچند سهم نشانه های زبانیِ غیرفارسی در سه ناحیه پژوهش برابر نیست، به طوری که در نواحی شمالیِ این خیابان، میزان استفاده از نشانه های زبانیِ غیرفارسی بیش از ناحیه جنوبی است و این امر دوگانه شمال-جنوب را که ناظر بر نوعی شکاف اقتصادی و اجتماعی است تقویت می کند. از این گذشته، تفاوت در شیوه انتقالِ پیام –برای مثال بازنمایی رویداد ملی نوروز- در چشم انداز زبانیِ نواحی شمالی و جنوبی این خیابان را نیز می توان تقویت کننده دوگانه شمال-جنوب دانست. درحالی که در ناحیه 3 شاهد استفاده از پیام های شادباش نوروری صرفاً به زبان فارسی هستیم، این قبیل پیام ها در ناحیه 1 و 2 به زبان های فارسی و البته انگلیسی هستند. تنوع زبانی و نیز صوری پیام های تبریک سال نو نیز به نوبه خود، دوگانه شمال-جنوبِ مطرح شده در این پژوهش را القا می کند. در بررسی داده ها به تفکیک اصناف نیز مشخص شد که کنش گران برخی کسب و کارها مانند بوتیک، دکوراسیون داخلی و خدمات سفر از نشانه های زبانیِ غیرفارسی بیشتر استفاده می کنند.
۹۰۷۵.

رابطه بین توانش تعامل بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و دانش منظورشناختی زبان آموزان در زمینه کنش های کلامی پربسامد انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۳۶۶
توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و درک و آگاهی آنان از تفاوت ها و تشابهات بین فرهنگی یکی از عوامل تعیین کننده در موفقیت حرفه ای آنهاست. یکی از زیرمجموعه های توانش تعاملی که تاثیر بسیار زیادی از دانش بینافرهنگی معلمان و کاربرد آن در آموزش کلاسی می پذیرد، دانش منظورشناختی است. بنابراین، مطالعه حاضر تلاش کرده است رابطه بین توانش بینافرهنگی تعاملی معلمان زبان خارجه و میزان دانش منظورشناختی زبان آموزان آنها را در زمینه کنش های کلامی پربسامد مورد بررسی قرار دهد. مشارکت کنندگان، 85 معلم زبان انگلیسی  و 610 زبان آموز ایرانی سطح متوسطه بالا و پیشرفته آنها بودند و بین 4  تا ۷ سال زبان انگلیسی را در موسسات آموزشی مطالعه کرده و کتاب مکالمه آمریکایی امریکن فایلرا به اتمام رسانده بودند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه توانش تعامل بینافرهنگی ژائو (2011) توسط 85 معلم زبان انگلیسی تکمیل شد و سپس 610 زبان آموز متوسطه بالا و پیشرفته زبان انگلیسی موسسات هدف، به آزمون سه گزینه ای کنش های کلامی پربسامد انگلیسی تاج الدین و مالمیر (2015) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چند منظوره روشن ساخت که بین میزان توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و دانش کنش های کلامی آنها رابطه مستقیم و معناداری وجود داشت. طبق نتایج این مطالعه، برای ارتقاء توانش منظورشناختی زبان آموزان می بایست معلمان زبان خارجه توانش بینافرهنگی خود را از تفاوت ها و تشابهات زبان خارجه و زبا ن مادری زبان آموزان گسترش دهند.
۹۰۷۶.

نقش گفتمان شناختی برای مجاب سازی در متون اقتصادی: رویکرد نشانه - معناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۸۷
شناخت جریانی فعال است که موجب بروز راهکارها یا شگردهای زبانی می گردد. نمی توان شناخت را فقط عنصری برای انتقال اطلاعات دانست؛ بلکه باید آن را به جریانی دانست که با تاثیرگذاری بر اطلاعات، منحرف یا کامل نمودن آن یا تغییر جهت دادن در چرخه انتقالی آن، عمل می نماید. در نظام گفتمان شناختی، تنها؛ جریان مجابی و زورآزمایی استدلالی است که سبب برتری و پیروزی یکی بر دیگری می گردد؛ چون مجاب سازی می تواند باوری را تغییر داده و باور دیگری را جایگزین آن کند. هدف اصلی مقاله حاضر آنست که با رویکرد نشانه- معناشناختی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، تغییر نظام گفتمانیِ کنش محور به نظام گفتمانی تنش محور در اقتصاد ایران را بررسی نماید. در این مقاله برای آشنایی هر چه بیشتر با ارتباط نظام گفتمانی کنشی القایی(مجابی) برای بیان واقعیت موجود، بحران اقتصادی اخیر ایران را با تمرکز بر یک متن تولیدشده توسط محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی دولت دهم در پنجم بهمن ماه 1390 مورد بررسی قراردادیم. نتایج حاکی از آن بودکه رعایت و یا عدم پایبندی کنشگران اقتصادی به نظام گفتمان کنشی القایی(مجابی) برای بیان واقعیت در متون اقتصادی را می توان به عنوان عامل تاثیرگذاری در وضع معیشت مردم قلمداد نمود.
۹۰۷۷.

مخچه و مطابقه دستوری در دوزبانه ها: شواهدی از قضاوت دستوری بودگی با استفاده از fMRI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۳۲
مخچه با تمام نواحی کلیدی شبکه کنترل زبان در ارتباط است. در حال حاضر، نقش مخچه به عنوان بخشی از شبکه های مسئول پردازش ویژگی های دستوری تشخیص داده شده است. مطالعات بالینی و تصویربرداری نیز مشارکت مخچه را در پردازش دستور تأیید کرده اند. پژوهش حاضر در صدد است تا فعالیت مخچه را در پردازش همزمان زبان اول و دوم در افراد دوزبانه متوازن بررسی کند. به این منظور، 36 دوزبانه ترکی فارسی (21 زن) انتخاب شدند که زبان دوم شان را به طور رسمی از سن 7 سالگی آموخته بودند. بر اساس شاخص تسلط دوزبان، در شرکت کنندگان هیچ تفاوتی بین سطوح بالای بسندگی به زبان اول (ترکی) و زبان دوم (فارسی) مشاهده نشد. شرکت کنندگان یک آزمون قضاوت دستوری بودگی شنیداری با الگوی زبان گردانی جایگزین را اجرا کردند و تصاویر fMRI با استفاده از یک پروتکل استاندارد اخذ می شد. با دو رویکرد کل مغز و ناحیه موردنظر fMRI وابسته به رویداد در حین پردازش نحوی بررسی شد. به دنبال شناسایی فعالیت دوجانبه مخچه در رویکرد کل مغز، درصد تغییر سیگنال به عنوان معیار «شدت» برای هر شرکت کننده در ناحیه مخچه مطابق با اطلس هاروارد آکسفورد در FSL استخراج و تجزیه و تحلیل آماری آن با استفاده از نرم افزار SPSS  انجام شد. نتایج حاضر نشان از برتری نیمکره راست در پردازش زبان دوزبانه ها داشت که این مسأله مؤید آن است که مخچه راست در کنترل زبان دخالت بیشتری دارد. افزون بر این، دوزبانه ها فعالیت بیشتری را برای زبان اول در مقایسه با زبان دوم در ناحیه مخچه نشان دادند که این نتیجه بر تأثیرات تسلط زبان معکوس در دوزبانه های ترکی فارسی  صحه می گذارد.
۹۰۷۸.

کاهش واکه /a/ به /e/ پس از وندافزایی در گویش فارسی مزینانی و تحلیل آن از دیدگاه های متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۱۵
کاهش واکه ای به طرز قابل توجهی در مطالعات پیشین بویژه از سوی کراسوایت (2000)، هریس (2005) و انگاره [AIU] اندرسون (1996) بررسی و دسته بندی شده است. پژوهش حاضر نیز با هدف گزارش کاهش واکه /a/به/e/ پس از وندافزایی و ترکیب صورت گرفت که در گویش فارسی مزینانی(سبزوار-خراسان رضوی) مشاهده می گردد. این کاهش در چارچوب نظریه بهینگی توصیف وبا رویکردهاو دسته بندی های پیش گفته تبیین شد. لذا، تعمیم زیر از منظر بهینگی به دست آمد: در این گویش، واکه /a/ در هجای فاقد تکیه ناشی از انتقال جایگاه تکیه در اثر وندافزایی و ترکیب با محیط همگون و به واکه /e/ تبدیل شده و این امر با یک درجه افراشتگی آن محقق می گردد؛ چنانچه، در مجاورت واکه /a/ همخوان چاکنایی وجود داشته باشد، کاهش واکه-ای صورت نمی گیرد. مضافا، این تغییر واکه ای از میان دیدگاه های پیش گفته بر تقسیم بندی کراسوایت (2000) منطبق است. بنابر این تقسیم بندی، این کاهش از نوع رسایی بنیاد محسوب می شود؛ زیرا، پس از انتقال جایگاه تکیه در نتیجه وندافزایی، از میزان رسایی آن هسته نیز کاسته شده تا به لحاظ برجستگی با محیط وقوع همگون گردد. از طرفی، بررسی در چارچوب انگاره [AIU] نیز نشان داد که در تغییر/a/ به /e/ با شرط واژگونی هسته روبرو هستیم. از نظر کراسوایت، مقوله [A] در هسته واکه واقع در هجای بی تکیه قرار نمی گیرد، که البته، مثال نقیض آن در کاهش /α/ به /o/ در بافت های بی تکیه گویش مزینانی مشاهده شد. مقایسه داده های این گویش با موارد نظیر آنها در گونه معیار در همین زمینه نیز نشان داد که این گویش دقیقاَ عکس گونه معیار عمل می کند.
۹۰۷۹.

Analyse sémiotique de l’espace selon les régimes du sens d’Éric Landowski (le cas de La Montagne du Dieu vivant de Le Clézio)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۵۱۰
L’analyse des mécanismes résultant de l'expérience abstraite ou de la rencontre sensorielle du sujet actif avec l'univers a été négligée du point de vue de la sémiotique classique et celui-ci résiste à des concepts tels que : « présence », « expérience », « corps » et « le sensible ». Landowski défend l’idée du sens constituée d’une condition à la présence et il introduit les quatre régimes d’espace dans lesquels le sens de discours dépend de l'interaction sensorielle-perceptive entre le sujet et le monde extérieur. Dans ses régimes, l’espace-tissu est en interaction avec la programmation, l’espace-volute se présente par l’ajustement, l’espace-abîme est manifesté par l’assentiment et l’espace-réseau est en rapport avec la manipulation. La question principale de cette recherche consiste aux régimes du sens de Landowski se présentant dans le texte littéraire. Pour trouver la réponse, cette recherche applique les régimes d’espace de Landowski à savoir l’espace-volute et l’espace-abîme sur La montagne du dieu vivant de J.M.G Le Clézio dont les récits mettent en scène de beaux passages sur l’interaction entre les personnages et les espaces différents. Cet article aurait pour objectif d’examiner l’interaction entre le sujet et l’espace dans un texte littéraire à partir de la théorie des régimes du sens de Landowski pour effectuer le pouvoir de l’espace sur la perception humaine. Par une analyse sémiotique, cet article montrera enfin la relation entre le sujet et l’espace tout en se basant sur les phrases du sujet parlant et l’espace qui l’a entouré. Cette relation produit un sens profond. 
۹۰۸۰.

توانائی های زبانی بیماران پارکینسون فارسی زبان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۲۸۱
در پژوهش حاضر میزان توانمندی بیماران پارکینسون فارسی زبان در درک و قضاوت اطلاعات نحوی زبان و به طور خاص ساخت های ساده، پیچیده و پرسشی از دیدگاه نظریه های نحوی و عصب شناسی زبان بررسی می شود. آزمودنی های این پژوهش، بیماران پارکینسون فارسی زبان مرحله ابتدایی و پیشرفته(از هر کدام 3 نفر) است. به منظور اجرای پژوهش، سه آزمون در نظر گرفته شد یعنی آزمون درک نحوی ساخت های ساده، پیچیده و آزمون درک نحوی ساخت های پرسشی. داده های این بیماران در آزمون های درک نحوی بیانگر این است که گروه بیماران پارکینسون مرحله ابتدایی در درک ساخت های ساده عملکرد عالی و بی نقصی داشتند و گروه بیماران پارکینسون مرحله پیشرفته با وجود اشکالات جزئی در درک این ساخت ها عملکرد بسیار خوبی را به نمایش گذاشتند. در درک ساخت های پیچیده، گروه بیماران پارکینسون مرحله ابتدایی در مقایسه با گروه بیماران پارکینسون مرحله پیشرفته عملکرد بهتری داشتند. همچنین هر دو گروه در درک ساخت های مفعولی نسبت به ساخت های فاعلی جملات پیچیده دچار اختلال بودند، امّا میزان این اختلال در بیماران مرحله پیشرفته بیشتر بود. ضعف عملکرد بیماران پارکینسون در پردازش ساخت های پیچیده نشانگر آن است که آنها مشکلات بیشتری در اعطای نقش های تتائی به گروه های اسمی موجود در زنجیره های نحوی داشتند. ناتوانی ادراکی آنان در ساخت های پیچیده بر پایه نظریه های زبان شناختی قابل توجیه است. با توجه به گسستگی در عملکرد درک نحوی بیماران پارکینسون، این یافته مورد تائید قرارمی گیرد که اختلالات نحوی به صورت موازی و همسان در مهارت های زبانی نمود پیدا نکرده و نظام نحوی زبان بر اثر آسیب عصبی به صورت همگون مختل نشده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان