فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۴۱ تا ۶٬۰۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
The concept of teacher change is critical in second language teaching and English as a Foreign Language (EFL) context due largely to the fact that, almost, whatever we do in teacher education looks for initiating change of one sort or another. A substantial body of research has been dedicated to investigate teacher change (TC) from various perspectives. However, having studied the related literature, we found no robust, valid and reliable measure for TC in EFL context. Accordingly, effort was made to develop and validate a reliable and valid measure that could assess TC in an EFL context. The review of the prior research resulted in the collection of 186 items affecting TC out of which a temporary data driven model of teacher change was developed. 324 Ph.D. and M.A. graduated EFL teachers took part in exploratory and confirmatory factor analyses of the initial measure. Finally, a 66-item scale consisting of three components and thirteen sub-components was developed.The results showed both factorial validity andinternal consistency reliability for the measure.The TCSsubscales also had strong validity evidence based on the associationsfound. This study has various applications for language teachers and practitioners in the field.
رویکردی کمینه گرا به توزیع نشانة نفی در جملات پرسشی بلی – خیر در گویش دشتستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش توصیفی - تحلیلی حاضر حاضر به بررسی توزیع نحوی نشانة نفی جمله در جملات پرسشی بلی خیر در گویش دشتستانی می پردازد. در این گویش، نشانة نفیِ جمله علاوه بر جایگاه منضم به فعل، در جایگاه ماقبل متمم های گروهی جمله و همچنین ابتدای جملات پرسشی بلی خیر قرار می گیرد. بر این اساس، با ارائة شواهدی چند، رفتار انتخابی این نشانه و نیز سازوکارهای حاکم بر توزیع آن در سلسله مراتب جمله در دو جایگاه منضم به فعل و غیرمنضم به فعل از منظر برنامة کمینه گرای چامسکی (1995؛ 2001) تببین می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نشانة نفی در جایگاه ماقبل فعل، «پیشوند منفی» و در جایگاه ماقبل متمم های گروهی، «جزء قیدی منفی» است که هر یک در گروه های جداگانه ای تولید شده و با فعل در رابطة مطابقه شرکت می کنند. در جملات پرسشی بلی خیر، نشانة نفی به عنوان جزء قیدی منفی از جایگاه هستة گروه نفیِ غیرمنضم به فعل حرکت می کند و در جایگاه هستة گروه متمم نما قرار می گیرد تا ضمن اقناع معیار نفی، تعبیر پرسشی جمله را فراهم سازد. عدم تحقق این حرکت، ساختی غیردستوری تولید می کند.
An Insight into the Practice of Teaching Early Reading in Ethiopian Primary Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۵, Autumn ۲۰۱۶
11 - 24
حوزههای تخصصی:
This study was conducted with the objective of investigating the practice of teaching early reading comprehension. The study was carried out in sixty-six Grade 2 government primary schools found in SNNPR State in Gedeo zone,Ethiopia, in the academic year 2015. Sixty-six English language teachers were subjects of the study. The study employed mixed method, specifically QUANT-QUAL one. Data were collected using questionnaires, observation and interview. Sixty-six of the teachers (one teacher from each selected school) who were teaching English in Grade 2 completed the questionnaire. Ten of the teachers were observed while they were teaching reading to see how they were teaching reading and six of the teachers were interviewed. Data from questionnaires, classroom observations and interview were categorized and descriptively analyzed using frequency and percentage. The data were analyzed using both quantitative and qualitative methods. The findings revealed that teachers failed to implement the teaching of early reading according to the theories and principles of teaching early reading. Teachers were seen using inappropriate reading techniques and procedures in the mentioned grade level. The study also revealed that teachers are deficiently trained in phonological awareness, phonics instruction, comprehension, fluency and vocabulary.
The Impact of Using Hyland's Mitigation Strategies on EFL Learners' Writing Ability: A socio-cultural perspective(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۶, Winter ۲۰۱۶
105 - 119
حوزههای تخصصی:
This research chiefly focused on the application of mitigation strategies and traditional form of feedback in writing development of the fifth semester University students majoring in TEFL and English Translation fields based on Vygotsky’s sociocultural theory in general and the notion of “Zone of Proximal Development” in particular. To that end, this study relied on a pre-posttest experimental design which was mediated by different written types of feedback such as mitigation strategies vs. error correction to find out if any gains in writing development of participants could be achieved. It is to be noted that participants of this inquiry were 125 fifth semester university students who were chosen and assigned to four experimental and one control groups. The materials of this study consisted of a textbook called Writing Power by Nancy White (2002) that the teacher taught during the course of instruction; a standard writing test of IELTS (2007) as a pretest; another standard writing test of IELTS (2007) as a posttest. The results showed that although homogeneity among the groups was observed on the pretest, writing scores of those groups which received corrective feedback and paired comments outscored those of the other groups. On the other hand, the interrogative forms and personal attributions had the least increase from the pretest to the posttest. Hence, it is recommended that some teacher training courses regarding the appropriate use of these strategies be held in educational settings in a way that teachers can apply these techniques in the best possible ways in their writing classes.
ساختار واژگانی التفهیم و دانش نامه
منبع:
علم زبان سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶
58 - 27
حوزههای تخصصی:
سده چهارم هجری مصادف با دوره فرمانروایی خانواده بلخی الاصل سامانی در خراسان و ماورأالنهر است. زبان فارسی دری در سده چهارم و پنجم بر اثرآمیزش بیشتر با زبان عربی و قبول تعدادی از اصطلاحات جدید علمی، ادبی، دینی، سیاسی و به کار بردن آنها برای مضامین و مفاهیم مختلف شعری، نسبت به سده سوم، تکامل و توسعه بیشتری یافت. اگر زبان شاعران و نویسند گان این عهد را با ادوار ادبی بعد بسنجیم، تعداد واژ گان عربی را کمتر و واژ گان اصیل فارسی دری و حتی نفوذ زبان پهلوی را در آن بیشتر می بینیم و شاعران و نویسندگان این عهد، قواعد زبان فارسی را بیشتر رعایت می کردند. سامانیان به نثر و نظم فارسی شایق بودند و به ایجاد منظومه هایی مثل شاهنامه یا ترجمه کتاب ها، فرمان هایی مستقیم صادر می کردند یا همچون ابوالفضل بلعمی، مشوّق شاعران در نظم داستان ها و کتاب ها می شدند یا وزیرانی چون ابوعلی بلعمی خود به تألیف کتاب به زبان فارسی همت می گماشتند. بسیاری از دانشمندان کوشیدند که آثار خود را به زبان فارسی نوشته و یا برای واژه های عربی معادل هایی فارسی به کار برند. از آن جمله ابوریحان البیرونی و ابن سینای بلخی اند که به آوردن واژه های فارسی دری در آثار خود روی آوردند.
اطلس گویشی و اندازه گیری فاصله های گویشی در استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه نمونه ای از اطلس گویشی بر مبنای اصول جغرافیای گویشی و اندازه گیری فاصله های گویشی بر مبنای اصول گویش سنجی در نیمه جنوبی استان همدان است. روش: در این پژوهش که از نوع توصیفی-تحلیلی است، از پرسشنامه ای متشکل از 149 واژه و عبارت و 44 جمله پایه مبتنی بر فهرست واژه های سوادش استفاده شده است. گردآوری داده ها به روش میدانی از 15 جایگاه در شهرستان های اسدآباد، تویسرکان، ملایر، نهاوند و همدان که به روش تصادفی نظام مند انتخاب شده اند، صورت گرفته است. چهار مقوله کلی تحت عناوین واژه های مربوط به « طبیعت» (10 واژه)، «زمان»، «نسبت خانوادگی» و «اسامی حیوانات» (هر یک 5 واژه) به روش تصادفی برای تهیه اطلس و انجام محاسبات انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: تنوع و پراکندگی واژگانی در این مقولات در قالب 5 اطلس گویشی متنی-نمادی نشان داده شده است. درصد فراوانی هر گونه تلفظی در جایگاه های مختلف و نیز بیشترین و کم ترین درصد شباهت بین جایگاه ها بر مبنای اصول گویش سنجی و ارائه دندروگرام (نمودار درختی) محاسبه شده است. نتیجه گیری: گویش های مورد بررسی در 9 خوشه طبقه بندی می شوند. کمترین فاصله گویشی بین دو جایگاه 14 و 15 در شهرستان همدان گزارش می شود. شباهت واژگانی بین این دو جایگاه برابر با 60 درصد است. بعد از آن بیشترین شباهت واژگانی برابر با 56 درصد بین دو جایگاه 8 و 9 در ملایر دیده می شود. شباهت گویشی بین ملایر و نهاوند بیشتر از سایر شهرستان ها است. تنوع واژگانی در مقوله «طبیعت» بیشترین حد و در «اسامی حیوانات» کمترین حد است.
کارکردهای استعاره دستوری اسم سازی در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی: رویکرد ون دایک
منبع:
علم زبان سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶
82 - 59
حوزههای تخصصی:
هلیدی سه نوع استعاره دستوری را معرفی می کند. اسم سازی یکی از انواع استعاره های دستوری است که در فرانقش اندیشگانی مطرح است. در این پژوهش، سعی داریم که نقش استعاره دستوری اسم سازی را در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی از منظر تحلیل گفتمان انتقادی و با توجه به رویکرد ون دایک بررسی کنیم و به این پرسش ها پاسخ دهیم: 1. آیا استعاره اسم سازی در ایجاد پیوستگی و انسجام در متن و نیز حاشیه رانی و برجسته سازی نقشی را ایفا می کند؟ 2. نقش ایدئولوژیک اسم سازی در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی چیست؟ 3. تعداد استعاره های دستوری اسم سازی در متون سیاسی فارسی بیشتر است یا در متون سیاسی انگلیسی؟ شیوه جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای است و با بررسی 5/22 صفحه روزنامه انگلیسی (گاردین، یو اِس اِی تودی، تلگراف و نیویورک تایمز) و 5/22 صفحه روزنامه فارسی (کیهان، قدس و شرق) با موضوع مذاکرات هسته ای ایران دریافتیم که استعاره اسم سازی با تغییر ساخت اطلاعی جمله (مبتدا و خبر [Theme and Rheme] و مبتداسازی [Topicalization])، ارجاع به پیش فرض ها، استلزام معنایی [Entailment]، حذف عامل/ کنشگر و تغییر مدل های ذهنی خواننده می تواند باعث حاشیه رانی و برجسته سازی شود. با استفاده از استعاره اسم سازی، بخشی از اطلاعات بیان نمی شوند و با تغییر ساختار مبتدا و خبر می تواند بار تأکیدی جمله را تغییر دهد. اسم سازی باعث می شود که نویسنده بدون اینکه نیاز باشد اطلاعات تکراری را مرور کند، به دانش پیش زمینه ای خواننده ارجاع دهد (انسجام) و نیز از اسم هایی استفاده شود که معنای مفهومی مشابهی دارند (پیوستگی). همچنین، مشخص شد که بسامد این نوع استعاره در روزنامه های فارسی بیشتر از تعداد آن در روزنامه های انگلیسی است.
استعاره های خشم در زبان نابینایان مطلق مادرزاد در مقایسه با همتایان بینا بر مبنای انگاره فورسیول (2005)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه استعاره مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون,1980) Lakoff &Johnson)، در کتابی با نام استعاره هایی که ما با آنها زندگی می کنیم ( Metaphors We Live B y ) مطرح شد. بر اساس این نظریه، استعاره مفهومی، امری تصوری و ذهنی است که در زبان به صورت استعاری تجلی می یابد. بیشتر مطالعه ها در مورد استعاره های مفهومی منحصر به گفتار و نوشتار است، در صورتی که بررسی استعاره های مفهومی مخصوصاً استعاره های عواطف در تصاویر می تواند به گسترش الگوی استعاره های مفهومی کمک کند. فورسیول (Forceville 1996, 1999, 2002,2005 ( برای اولین بار به مطالعه وجود نگاشت های استعاره خشم در تصاویر و فیلم ها پرداخت. مقاله حاضر استعاره های خشم در گفتار و نوشتار 10 نابینای مطلق مادرزاد و 10 همتای بینا را بر اساس انگاره فورسیول (2005) بررسی می کند. شباهت ها و تفاوت هایی در درک دو گروه از خشم و استعاره های خشم طبق این الگو مشهود است. می توان تأثیر زبان را در شکل گیری تصاویر ذهنی یک نابینای مطلق مادرزاد که هیچ تصور دیداری از محیط پیرامون ندارد را مشاهده کرد.
فرآیندهای واجی همخوانی در گویش فریمانی بر پایه واجشناسی خودواحد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در واج شناسی خودواحد که اوّلین بار توسط گلدسمیت به صورت یک حوزه مستقل در واج شناسی زایشی مطرح شد، بازنمایی واجی در لایه های متفاوت صورت می گیرد. در این رویکرد، هر مشخّصه یا گروهی از مشخّصه ها که در یک زبان، یک نقش واجی ایفا کند، در یک لایه مستقل قرار می گیرد. «مشخّصه ها» در واج شناسی خودواحد، استقلال و موجودیت خاصّ خود را دارند. هدف از نگارش مقاله حاضر، معرفی، تحلیل و توصیف فرآیندهای واجی همخوانی در گویش فریمانی بر مبنای رویکرد واجشناسی خود واحد است. نگارنده درصدد است تا میزان کارایی این رویکرد را در بررسی و توجیه فرآیندهای واجی همخوانی موجود در این گویش محک زند. بدین منظور، فرآیندهای همگونی، حذف، خنثی شدگی، کشش جبرانی، تضعیف و تقویت مورد مطالعه واقع شدند. یافته های این پژوهش حاکی از این است که رویکرد غیرخطی برای تبیین و بازنمایی فرایندهای همگونی، حذف و کشش جبرانی در این گویش از کفایت توضیحی لازم برخوردار است درحالی که تبیین دقیق فرآیندهای تضعیف، تقویت و خنثی شدگی براساس این رویکرد چالش برانگیز است. گویش فریمانی، واج شناسی خودواحد، تضعیف، تقویت، خنثی شدگی.
Adult’s Learning Strategies for Receptive Skill Self-managing or Teacher-managing
حوزههای تخصصی:
Receptive language skill refers to answering appropriately to another person's spoken language. A lot of teachers try to develop receptive language skills in their language learners. When receptive language skills are not appropriately acquired, learners may miss significant learning opportunities resulting in delays in the development and acquisition of spoken language. The goals of this paper are to explain the term reading, elaborate reading strategy, discuss metacognitive strategies, and review self-managing learning strategies and teacher-managing learning strategies. The literature review demonstrated that teachers can play a key role in helping learners acquire their receptive skills in language learning. It can be also concluded that receptive skills can be acquired through the active involvement and effort of the learners in learning English language and learners should develop their own learning strategies in order to work with written material or the spoken word.
Task Difficulty and Its Components: Are They Alike or Different across Different Macro-genres?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Task difficulty across different macro-genres continues to remain among less attended areas in second language development studies. This study examined the correlation between task difficulty across the descriptive, narrative, argumentative, and expository macro-genres. The three components of task difficulty (i.e., code complexity, cognitive complexity, and communicative stress) were also compared in the four macro-genres. The design included the administration of short reading texts with comparable length and readability indices based on the four macro-genres followed by task difficulty questionnaire. The macro-genre-based reading textsalong with the task difficulty questionnaire were administered to 50 EFL students in the University ofLorestan, Iran. Task difficulty questionnaire explored the learners’ perceptions of task difficulty in the code complexity, cognitive complexity, and communicative stress domains. The results revealed that there were no significant differences among the task difficulty components in the four macro-genre-based text types. The findings also showed that there was no significant correlation between task difficulty of each macro-genre with those of the other genres except thoseofthe narrative and expository genres.The findings hold implications for the use of macro-genres with different task difficulty indices in task-oriented programs, teacher training, and testing.
سازه های تصریفی فعل واژگانی خودایستا در گویش کُرْتَه (قلعه گنج)
حوزههای تخصصی:
کُرْتَه از جمله گویش هایی است که گونه های آن در شهرستان های رودبار جنوب و قلعه گنج در جنوب استان کرمان رواج دارد و از منظر جغرافیای کاربرد زبان، در مرزگاه برخورد گویش رودباری، وابسته به گروه گویش های بَشکَردی (=بَشاگَردی) و متعلق به خانواده زبان های ایرانی جنوب غربی، با گویش بلوچی مکرانی از اعضای خانواده زبان های ایرانی شمال غربی، واقع گردیده است. لذا به درستی می توان پیش بینی نمود که گویش مزبور از منظر ویژگی های زبان شناختی نقش حلقه اتصال این دو خانواده زبانی را ایفا می کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی همزمانی، می کوشد سازه های تصریفی موجود در ساختمان فعل واژگانی خودایستا در گونه کُرْتَه رایج در شهرستان قلعه گنج را توصیف زبان شناختی نماید. برای این منظور، یک پیکره زبانی از طریق ضبط گفتار آزاد و گفت وگوهای 7 گویشور زن و مرد میان سال به بالا و بیسواد بومی گردآوری و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در ساختمان افعال مزبور پانزده سازه تصریفی به کار می رود که زیر سه عنوان کلی جای می گیرند: 1- ستاک (گذشته و حال) فعل؛ 2- سازه های پیش فعلی: شامل پیش بست فعلی (Ɂ)a-، پیشوندهای نفی، نهی، وجه التزامی، وجه امری و واژه بست های فاعلی پیش بستی؛ 3- سازه های پسْ فعلی: شامل پسوندهای گذشته ساز، سببی ساز، استمرارساز، نشانه صفت مفعولی، فعل ربطی اسنادی، شناسه های شخصی فاعلی، واژه بست های عامل فاعلی و مفعولی. به علاوه، گویش کُرْتَه در نظام گذشته فعل از ساخت کُنایی دوگانه نیز بهره می گیرد.
گرفتار، صفت بهمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پاره ای از زند بند دوازدهم یسن سی و سه، نام ایزد «بهمن» با صفت griftārو گونة خطی دیگری همنشین شده است. griftārرا در این بند «پذیرنده، گیرنده» معنی کرده اند. در این مقاله با توجه به معانیِ griftan و griftār، نشان داده شده است که griftārدر این پاره صفت مفعولی به معنی «قابل درک، محسوس» است و از طریق عبارات و جملات سایر متون فارسی میانه، ارتباط این صفت با بهمن نشان داده شده است. در پایان برای این واژه و گونة خطی پس از آن، خوانش griftārōmandبه معنی «قابل درک، محسوس» پیشنهاد شده است.
Motivational Beliefs, Self-Regulation and EFL Listening Achievement: A Path Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Informed by the expectancy-value and social cognitive theories of learning, the present study proposed a path model to investigate the impact of motivational beliefs as defined by listening self-efficacy, three types of goal orientations, and task value on self-regulation of Iranian EFL learners, in addition to the unique contribution of each to the variability in the listening comprehension score. Results of path analysis revealed significant positive effect of listening self-efficacy and self-regulation on students’ listening comprehension and task value on self-regulation. Unlike performance approach goals, mastery and performance avoidance goals demonstrated a significant impact on participants’ self-regulation but no significant direct effect of any goals on listening achievement was detected.
Development of Fluency, Accuracy, and Complexity in Productive Skills of EFL learners across Gender and Proficiency: A Chaos Complexity Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study was an attempt to investigate the developmental rate of fluency, accuracy and complexity among 12 EFL learners within the framework of chaos complexity theory. To carry out this study, 6 female and 6 male participants in two levels of proficiency (pre-and upper-intermediate) were put in two classes taught by the same teacher and following the same course. Every two months (for a period of four months) they were asked to write a narrative using the pictorial sequence of a story, and they were also asked to tell the same story orally after three days. Their productions were analyzed for fluency, accuracy and complexity (lexical and grammatical). The results, compared inter and inrta-individually, revealed that there was no common pattern of development among different learners with different proficiency or gender. A closer examination of the oral and written productions of these learners showed that the emergence of complexity, fluency, and accuracy could be seen as a system adapting to a changing context, in which the language resources of each individual were uniquely transformed through use and in which chaos, dynamicity, unpredictability, and self-organization were clearly observed in the participants’ productions.
Метод встречного текста как ресурс развития письменной, устной речи и ассоциативного мышления учащегося (روش متن متقابل: منبعی برای رشد نوشتار، گفتار و تفکر تداعی گرای زبان آموز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی استفاده از روش متن متقابل (تقابل با متن)، برای آموزش خلاصه نویسی و تفسیر به دانشجویان دکتری رشته های زبان می پردازد. در این پژوهش انواع واکنش های روانی خواننده (چه محتوایی و چه نسبیتی) به متن نوشتار، در شیوه کلی مکالمه محور تدریس زبان روسی به غیر روسی زبان ها بررسی می شود. در کنار ارزیابی ها و نظرات شخصی که ازجمله متداول ترین واکنش ها به شمار می روند، واکنش های دیگری نیز تحلیل می شوند؛ واکنش هایی نظیر استدلال، پاسخ آزاد، تعیین جهت سخن، تصدیق، پیچیده سازی، نتیجه گیری، تعمیم، تصویرسازی، ترجمه، بیان متن با جملات دیگر، تجسم، تثبیت، فرض، بینامتنیت، پیش بینی و جایگزین سازی معنا. گاهی اوقات ارزیابی و تفسیر پدیده ای که در نوشتار ارائه می شود، همانند واکنش های شخصی و روانی متنوع به آن، دشواری هایی را طی دوره آموزشی زبان روسی برای زبان آموزان خارجی ایجاد می کند. به همین دلیل، واکنش های گفته شده، به گفتار روزمره آن ها وارد می شود. مبنای این مسئله رشد به اصطلاح تفکر تداعی گرا (که به مفهوم توانایی برقراری ارتباط بین واقعیت های نزدیک و یا کاملاً دور از ذهن است) در دو بستر منطق و دستور است. در این مقاله نمونه ای از تمرینات معین که زبان آموز را به سوی این هدف رهنمون می سازند و همچنین موادی جهت ساخت متن متقابل به پیوست ارائه می شوند.
مقاله به زبان انگلیسی: بررسی تاثیر تکنیک آموزش گروهی راهبردی خواندن بر کاهش اضطراب خواندن زبان آموزان (The Effect of Modified Collaborative Strategic Reading on EFL Learners' Reading Anxiety)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر تلاشی برای بررسی اثربخشی یک روش آموزش خواندن به نام خواندن گروهی استراتژیکی اصلاحی - -MCSR در کاهش اضطراب خواندن زبان آموزان متوسط زبان انگلیسی بود. بر اساس یک طرح پیش آزمون و پس آزمون، MCSR با 64زبان آموززبان انگلیسی در سطح متوسط انجام شد. آنها با توجه به MCSR بیش از دو و نیم ماه آموزش خواندن EFL دریافت کردند . پرسشنامه ای به نام EFLRAI در پیش آزمون و پس آزمونبه گروه ارائه شد. نتایج کمی نشان داد که دانش آموزان شرکت کننده دستاوردهای قابل توجهی در کاهش اضطراب خواندن را نشان داد ند. این مطالعه درک مارا نسبت به تاثیرگزاربودن روش MCSR بیشتر کرده و همچنین تاثیر استفاده از استراتژیهایی مانند MCSR را در غلبه بر مشکل بزرگ اضطراب خواندن در بین دانش آموزان EFL را شرح داد . معلمان توجهشان را از استفاده از روشهای سنتی تدریس مهارت ضروری خواندن به روشهای مدرن مانند MCSR تغیر دادند تا اضطراب و استرس دانش آموزانشان در خواندن را کاهش دهند.
بررسی تطبیقی زاویه دید روایی و جهان های ممکن در ادبیات داستانی و نمایشی ایران؛ رویکردی زبان شناختی نمونه های مطالعاتی: داستان حلزون شکن عدن و نمایشنامة سپنج رنج و شکنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش برآنست تا سازوکار دریافت زاویه دید در حوزه داستان و نمایش بررسی شود. برای این منظور دو نمونه داستانی («حلزون شکن عدن» از شهریار مندنی پور) و نمایشی («سپنج رنج شکنج» از محمود استادمحمد) بررسی می شوند. وجه اشتراک نمونه های برگزیده در این است که زاویه دید شخصیت های غایب در هردو اثر، از خلال اظهارات افراد حاضر در جهان داستانی و نمایشی خلق می شود. برای درک این فرایند، تلفیقی از رویکرد زبان شناختی دانیل مک اینتایر مبنی بر رهیافت «انتقال اشاره» و آراء ماری لار رایان پیرامون «جهان های ممکن» به عنوان چارچوب نظری پژوهش اتخاذ شده اند. مسئله اصلی این پژوهش کشف قابلیت های روایت شناسانه زاویه دید در فضاهای داستانی یا نمایشی بیرون از قاب اصلی ماجراست؛ به این معنا، هدف اساسی مقاله حاضر ارزیابی روند خلق یا بازتولید زاویه دید اشخاص غایب در صحنه وقوع ماجراست. داده های این پژوهش براساس شاخص های روایت شناختی مک اینتایر و رایان تحلیل می شوند؛ بنابراین، نمونه ها با انتخاب روش پژوهش تحلیلی توصیفی بررسی می شوند. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد که به رغم تمایزات ماهوی جهان داستانی و نمایشی، اشخاص اصلی ماجرا اغلب به کمک نشان گرهای زبان شناختی که در روند مکالمه مؤثرند، فرصت می یابند تا با گسترش دامنه دلالت های کلامی و عمق میدان دید روایی، زاویه دید شخصیت های غایب ازصحنه را هدایت کنند و برنحوه ادراک تماشاگر فرضی (خواننده) اثرگذار باشند.
بررسی نقش بافت موقعیت در شکل گیری معنا در نمایشنامه من اورلاپی هستم/سجودی-زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نشانه شناسی یکی از علومی است که به بررسی چگونگی تولید معنا می پردازد. یک اثر نمایشی از طریق نشانه ها و ارجاعاتی که به جهان بیرون دارد می تواند در مخاطب خود تولید معنا کند. یکی از عواملی که در شکل گیری معنای یک اثر دخیل است بافت موقعیت آن می باشد که به دلیل ارجاعات متن به آن رابطه ای تنگاتنگ با بافت درون متنی دارد. اما مساله ای که پژوهش حاضر به بررسی آن می پردازد این است که بافت موقعیت به چه میزان می تواند در تفسیر مخاطبان از آن چه می بینند تأثیر داشته باشد.روش: روش اجرای این پژوهش از نوع آزمایشی بوده، و برای دستیابی به این منظور متن نمایشنامه ای انتخاب شد که ارجاعات کمی به بافت موقعیت و بافت درون متنی خود دارد. متن انتخابی در دو بافت برون متنی مختلف اجرا شد. آزمودنی های این پژوهش نیز به دو گروه تقسیم شده و هریک از گروه ها یکی از این دو فیلم را تماشا کرده به سوالاتی درباره آن پاسخ دادند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که آزمودنی ها در ادراک بافت موقعیت دو فیلم با هم متفاوت بوده و این تفاوت در سطح معنی داری است. علاوه براین،پژوهش حاضر نشان دادکه عواملی از بافت موقعیت که در ارتباط با مکان فیلم است بیشتر در برداشت فضای فیلم تأثیر داشته حال ان که عواملی که در ارتباط با شخصیت ها و روابط میان آن ها است بیشتر در اداراک افراد از فیلم تأثیر داشته است.