فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۶۱ تا ۲٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
وجود ساخت ارتقایی در بیشتر زبان هایی که گروه متمم نمای ناخودایستا برمی گزینند به اثبات رسیده است، چراکه اعتقاد بر این است که در بند ناخودایستا به سبب ناقص بودن هسته زمانی جمله پیرو، این هسته قادر به بازبینی حالت فاعلی نیست و فاعل جمله پیرو برای بازبینی مشخصه حالت خود مجبور به حرکت به جایگاه فاعلی بند بالاتر است. براساس این دیدگاه ارتقا از درون بند خودایستا به دلیل امکان پذیر بودن بازبینی حالت مجاز نیست. در پژوهش حاضر با به کارگیری داده های زبان های مختلف نشان داده می شود برخلاف این تصور، ارتقای فاعل به فاعل در برخی زبان ها از درون بند خودایستا نیز امکان پذیر است. البته ساخت های ارتقایی در زبان های دارای متمم خودایستا نیز کاملاً یکسان نیستند و با هم تفاوت هایی آشکار دارند. در پژوهش حاضر چهار نوع مختلف ساخت ارتقایی خودایستا اعم از فراارتقا، فوق ارتقا، بیش ارتقا و ارتقای کپی در زبان های مختلف و فرضیه های متفاوت درباره آن ها مورد مطالعه قرار می گیرد و درنهایت سعی می شود با توجه به شواهد موجود مبنی بر وجود ساخت ارتقایی در زبان فارسی، جایگاه زبان فارسی در این تحلیل بین زبانی از ساخت ارتقایی مشخص شود.
بررسی جملات حاوی فعل kar- در زبان های فارسی باستان و اوستایی (با تاکید بر ظرفیت فعل به منظور تعیین افعال مرکب و انضمامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالشی ترین مباحث دستوری در زبان فارسی، تعیین معیارهایی برای تعریف فعل مرکب و انضمامی است. علیرغم زایایی این دو گونه فعلی در زبان فارسی امروز،کمتر محققی به روند تغییر و تحولات معنایی و ساختاری افعالی که در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش دارند، در سیر تحولات زبان فارسی توجه کرده است. با بررسی تاریخی این افعال می توان پاسخی برای این سوال یافت که آیا وجود این گونه افعال ریشه تاریخی دارد؟ با توجه به اینکه در زبان فارسی امروز در میان افعالی که توانایی امکان هم نشینی با اجزاء غیرفعلی دارند، فعل کردن از زایایی بیشتری برخوردار است، این مقاله با تاکید بر ظرفیت فعل، سعی در پاسخ به پرسش زیر دارد: آیا در زبان های باستانی ( فارسی باستان و اوستایی) جزء فعلی kar- در هم نشینی با اجزای غیرفعلی تبدیل به فعل سبک شده و در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش داشته است؟
A Multimodal Analysis of Iranian EFL Learners Willingness to Participate in Collaborative Tasks: A Conversation Analysis Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۴ , ۲۰۲۱
167 - 190
حوزههای تخصصی:
Despite the fact that classroom interaction is an indispensable aspect of language learning, many EFL students do not show any willingness to participate (WTP) in classroom activities. In view of this problem, the current study aimed to describe how Iranian EFL learners’ participation in collaborative tasks can lead to WTP. Therefore, primarily discoursal features of collaborative tasks and then behavioral representations of WTP were identified. To this end, nine EFL intermediate learners (five males and four females) participated in the study and were assigned to two groups. First two collaborative tasks were designed: The first group were asked to make a digital story collaboratively and the second group were asked to make an advertisement for selling a house. The classroom interactions among students in different classrooms were video-recorded and transcribed based on conversation analysis principles. Then the frequency of the turns taken by each student was counted as indicator of WTP in the assigned task. Multimodal analysis (gaze, facial expressions, head movement, body posture and gesture) was also used to analyze behavioral representations of EFL learners’ WTP. The findings revealed that discoursal features of WTP include negotiation, elaboration, conflict, sharing expertise, humor, asking for elaboration, conflict.,and behavioral representations include eye contact, body language, and the sitting position of students which can indicate that students’ engagement in collaborative tasks can have impact on their WTP. The findings can have implications for EFL teachers, material developers, and teacher education programs.
Comic Strips and Grammar Development among Iranian Teenage EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This study was an attempt to examine the effect of using comic strips on improving grammar recognition and performance among Iranian young EFL learners. To this end, one experimental and one control groups were formed, each having 45 preintermediate participants chosen via convenience sampling. The researcher-made pretests of grammar and speaking assured the researchers that the participants did not know the grammatical points targeted in this study. In continuation, the experimental group received grammar instruction with the aid of comic strips, and the control group was taught the same grammar points through conventional methods of grammar teaching. After 16 sessions, both groups sat for a researcher-made grammar posttest and speaking test. Also, an interview was conducted to evaluate the extent to which the treatment for the experimental group and conventional instruction for the control group were effective. Data collected from the groups were, then, submitted for data analysis including ANOVA and t test. Results indicated that the implementation of comic strips could have a positive effect on grammatical competence and performance.
نقش حالات چهره در دستور زبان های اشاره از منظر دستور شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
287 - 316
حوزههای تخصصی:
حالات چهره در زبان های اشاره برای بیان مفاهیم دستوری به کار می رود (Pfau & Quer, 2010; Reilly, 2006; Wilbur, 2000; Dachkovsky & Sandler, 2009). از جمله مفاهیم دستوری که در زبان های اشاره با حالات چهره بیان می شوند می توان وجهیت، ساخت های شرطی، سببی ، مبتدا، پرسشی و امری را نام برد (Lackner, 2019). دو ناحیه نیمه بالایی (حالات ابرو و چشم ها ) و نیمه پائینی صورت (حالات لب و دهان) هرکدام در بیان مفاهیم دستوری مختلفی دخیل هستند. در این مقاله، با تحلیلی در چارچوب دستور شناختی، به طور ویژه مفهوم «چرخه کنترل» (Langacker, 2013) تلاش می شود نقش حالات صورت در دستور زبان بررسی شود. بسیاری از مفاهیم دستوری در زبان با مفهوم چرخه کنترل قابل تبیین هستند. چرخه کنترل در لایه های مختلف فیزیکی، ذهنی، حسی و اجتماعی زیست انسان قابل بررسی است و در زبان شناسی و شکل گیری دستور زبان ابزار سودمندی برای تحلیل های زبانی در اختیار ما قرار می دهد. چرخه کنترل شامل چهار مرحله است که هر کدام از این مراحل یک وضعیت ذهنی و عملی را نشان می دهد و می توان این وضعیت را به یکی از مفاهیم دستور زبان مرتبط دانست. هدف دیگر این مقاله آن است که در چارچوب زبان شناسی شناختی به طرح و بحث این پرسش بپردازیم که چگونه زبان هایی کاملاً جدا از یکدیگر در بیان بعضی مفاهیم دستوری شباهت های صوری دارند. با بررسی داده ها و یافته های پژوهش های گوناگون از زبان های اشاره ایرانی، آمریکایی، اسپانیایی، ایتالیایی و موارد مشابه به بررسی شباهت ها در حوزه های مختلف دستور زبان های اشاره و نقش حالات چهره در شکل گیری دستور زبان می پردازیم.
Novice EFL Teachers' Decision-making and Pedagogical Reasoning in Implementing Instruction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teachers' decision-making and pedagogical reasoning and their improvement are key to the effectiveness of teaching. Although a number of studies have been conducted on these issues, there is still not enough information about teachers' interactive decision-making and pedagogical reasoning, and teachers also do not have the necessary skills in this area. To address this gap, the current multiple case study investigated four novice EFL teachers' decision-making and their underlying pedagogical reasoning in implementing instruction. The result of the constant comparative and categorical content analysis on the ten-session classroom observations and the transcribed stimulated recall interviews indicated common themes, including teachers' overusing of learners' L1, excessively using the deductive approach to teaching, failing to incorporate technology but using available resources in class during instruction, using whole-class or individual instructional techniques, and rarely emphasizing on learners' knowledge of the world. The targeted teachers made such decisions to perform their predetermined responsibilities, transfer the correct information, motivate learners, manage time, and help learners toward their language achievement. This study has implications for teachers to reflect on their instructional decisions and pedagogical reasoning, and for managers to provide them with opportunities for reflection.
عوامل نقشمند در جهت فرایند همگونی در زبان های ایرانی غربی جنوبی بر مبنای دیدگاه سیبویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این ﭘﮋوهش به بررسی عوامل نقش مند در جهت فرایند همگونی در زبان های ایرانی جنوب غربی بر مبنای دیدگاه سیبویه پرداخته است. بدین منظور، پنج فرایند همگونی در این زبان ها مورد بررسی قرار گرفته اند. به باور دبیرمقدم (1393) زبان های ایرانی غربی جنوبی عبارتند از فرسی، لارستانی، لارکی، دلواری، بختیاری، دوانی و لری. واحد بررسی ها تکواﮊ و واﮊه، و جایگاه های مورد بررسی، مرز هجا و پایانه می باشند. به منظور گردآوری داده ها، هم از منابع کتابخانه ای و هم میدانی بهره گرفته شده است. از جمله دستاوردهای این ﭘﮊوهش این است که مشخصه های ذاتی که مربوط به جایگاه و روش تولید هستند مانند ]+تیز[، ]+خیشومی[، جزو مشخصه های غالب در جهت همگونی است و واج های دارنده چنین مشخصه هایی قدرت لازم در غلبه و همگون کردن سایر واج ها را دارند. همچنین، قدرت نسبی جایگاهی آغازه نسبت به پایانه، یکی دیگر از عواملی است که جهت همگونی را در این زبان ها، مشخص می کنند و هنگامی که این دو عامل در فرایند با یکدیگر رقابت می کنند، خنثی شدگی روی داده و باعث بازداری از بروز همگونی می گردد. همگونی پیشرو در این زبان ها رایج تر از پسرو می باشد.
بررسی تطبیقی سنجش و کاربست دو نوع محدوده رشد تقریبی در تقویت مهارت نوشتاری زبان آموزان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم پژوهش های روز افزون درزمینه ی محدوده رشد تقریبی [1] (ZPD) ، کاربرد آن درقالب فردی و گروهی جای بحث بسیار دارد. با هدف شفاف سازی تجربی موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی کاربست دو نوع روش تدریس مبتنی برمحدوده رشد تقریبی (گروهی و انفرادی) درصحت نوشتار دو گروه از زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی (سطح بالا و سطح پایین) پرداخته است. به همین منظور، 118 نفر از زبان آموزان همگن شده بر اساس آزمون مهارت TOEFL [2] ITP [3] به طور تصادفی دردو گروه یکسان تحت آموزش به دو روش تدریس یاربست [4] فردی و گروهی قرارگرفتند. قبل وبعد ازآموزش، سه آزمون جهت اندازه گیری سطح صحت نوشتار و محدوده رشد تقریبی دو گروه اخذ شد. آزمون محدوده رشد تقریبی دیگری نیز اواسط دوره گرفته شد. یافته ها نشان داد که روش تدریس انفرادی، صحت نوشتار زبان آموزان سطح پایین را بهبود می بخشد، لیکن روش تدریس گروهی، به بهبود صحت نوشتار زبان آموزان در هر دو سطح (پایین و بالا) نمی انجامد . این یافته ها، ضمن تاکید بر استفاده از روش های تدریس مبتنی بر محدوده رشد تقریبی در آموزش نوشتار زبان خارجی در موقعیتهای متنی معنی دار [5] ، و تاثیر این روشها بر صحت نوشتار، بر قابل اندازه گیری بودن محدوده رشد تقریبی گروهی با رویکردی فردی دلالت دارد. [1] Zone of Proximal Development (ZPD) [2] Test of English as a Foreign Language (TOEFL) [3] Institutional Testing Program (ITP) [4] Scaffolding [5] Meaningful contexts
Mismatches in Teachers’ Teaching and Students’ Learning Styles in English Classes at a Secondary School Level: A Case Study of Laotian Secondary Schools
حوزههای تخصصی:
This study is aimed at (1) examining the preferred English learning styles among secondary school students; (2) exploring the mismatches in teachers’ English teaching styles and students’ learning style preferences. A quantitative approach was used to seek answers to the research questions. The sample of this research involved 204 students and 5 teachers of English from 5 different secondary schools in Vientiane Capital, Lao PDR. All student and teacher participants were invited to rate their agreement levels on a five-point rating scale, towards Reid’s (1995) six learning style preferences. The data collected were analyzed based on descriptive statistics. The findings reveal that student participants had more than one preferred learning styles. They preferred Kinesthetic, Group, and Audio learning styles in their English classes. For them, learning through doing, learning and working together with classmates, doing or resolving challenging tasks as well as listening to teachers and someone’s instructions through interaction made them learn more effectively. The study also finds that mismatches in styles between teachers’ teaching styles and students’ learning style preferences do exist in four out of the five sampled schools. Teachers are more oriented to Visual styles. For instance, they favor writing things on board, asking students to read from textbooks, provide activities that make students read rather than listen to instructions, while students are likely not to prefer the Visual learning style.
Improving EFL Learners’ Referential and Expressive Writing through Task-based Instruction in Academic Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۶, Summer ۲۰۲۱
51 - 61
حوزههای تخصصی:
L2/FL writing ability, which per se includes many different types, is considered a major skill in academic settings. However, little research has been done in this area and even less has focused on the effectiveness of task-based writing instruction on the two specific kinds; namely, referential writing and expressive writing. To this end, 60 English Translation sophomores of both genders were selected and divided into two classes after ensuring their homogeneity through the Quick Placement Test (OQPT). For the pre- and post-tests, the participants were required to take IELTS writing tests requiring referential and expressive types of writing. As for the treatment of the study, all participants were instructed based on the same content materials of advanced writing and a task-based framework. The results of the statistical analysis indicated significant improvements in the participants’ writing abilities in referential and expressive written tasks. Besides, the effectiveness of task-based writing techniques was approved in terms of referential and expressive types of language functions in the academic writing of Iranian EFL learners.
بازنمایی های ایدئولوژیک در گفتمان سیاسی برجام؛ مطالعه موردی سخنرانی رؤسای جمهور ایران و آمریکا رویکرد نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ 23 تیرماه سال 1394 ایران و شش قدرت جهانی پس از دو سال مذاکره به توافقی درزمینه برنامه هسته ای ایران دست یافتند. این توافق که به توافق برجام معروف شد، نقطه پایانی بر چندین سال تحریم های بین المللی علیه ایران بود. پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی های متفاوت رؤسای جمهوری ایران و آمریکا از توافق هسته ای برجام می پردازد. این پژوهش تلاشی در جهت کاربست نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی در تبیین بازنمایی های ایدئولوژیک است. در بخش تحلیل گفتمان توصیفی ابتدا داده ها از منظر نظام گذرایی از دو جنبه مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این بخش ابتدا نوع فرایند به کارگرفته شده و بسامد هریک از فرایندها در متن داده ها مورد محاسبه قرار گرفته است. سپس پس از شناسایی مشارکان اصلی در متن، نوع نقشی که به هریک از آن ها سپرده شده مورد تحلیل قرار گرفته است. داده ها در این بررسی برگرفته از نخستین موضع گیری رؤسای جمهوری ایران و آمریکا پس از حصول توافق برجام است. نتایج نشان می دهد اوباما بیشتر بر کنش ها و روحانی بر توصیف تمرکز دارد. هر دو رئیس جمهور برخی مشارکان را در حاشیه قرار می دهند و برخی را برجسته می سازند. طرفین در توصیف های خود از قرارداد به دنبال بازنمایی مثبت گفتمان خودی و ساختارشکنی معنای موردنظر گفتمان رقیب هستند.
تحلیل گزیده ای از اشعار فیلیس ویتلی، شاعر آفریقایی آمریکایی برپایه نظریه «استدلالِ» تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه استدلال یا استدلال ورزی، مطالعه ای بین رشته ای است که می توان ازطریق آن و با استنتاج منطقی، به نتیجه خاصی رسید. استنتاج منطقی بدین معنا است که ادعاهایی، چه صحیح چه غلط، مبتنی بر مقدماتی مطرح می شود. این فرایند در علوم انسانی، مناظره های مدنی، مباحثه و گفتگو کاربرد داشته و هدف از آن غالباً اقناع مخاطب و دفاع از اعتقادات ویا منافع طرفین است. یکی ازنظریه های معروف، نظریه استدلال ورزی تولمین است که دارای شش مؤلفه دعا، داده ها، برهان، پشتوانه برهان، ردیّه یا نقیض برهان و شاخص های قطعیتِ کلام می باشد که سه مورد اول حضور قطعی و مابقی، اختیاریا ند. این پژوهش تحلیلی توصیفی که بر محور نظریه ادبی می باشد، با هدف تحلیل و واکاویِ چند قطعه برگزیده از اشعار (مجموعه های دعاوی و توصیه هایِ) سیاسی، اخلاقی و اعتقادی فیلیس ویتلی؛ ویتلی، شاعر آفریقایی آمریکایی(1773) از سه جنبه الف) شناسایی برهان ها، ب) شناسایی دعاوی و زمینه آنها و ج) لحن و قطعیت کلام مورد توجه قرارگرفته-است. نتایج حاصل از این بحث، مشخص می سازد که دعاوی و توصیه های ویتلی با زبانی ساده و به دور از تصنع و تکلف ادبی بازنویسی شده و نسبت به تعداد قطعات، دارای تنوع بسیار زیادی هستند. دعاوی مذکور، نشان ازآن دارد که ویتلی در زمره وظیفه گرایان قاعده نگر که گرایشی از هنجارشناسان اخلاق هستند، می باشد. در نمونه اشعار بررسی شده، برهان های متعددی شناسایی شده غالباً ازنوع عقلی بوده و به صورت تلویحی و ضمنی مورد اشاره قرارگرفته اند. هرچند ویتلی، در بیان توصیه های خود به افراد صاحب مسند و عالی رتبه، از ساخت های محافظه کارانه دعایی، تعجبی، مبالغه و سؤال خطابی بهره می برده، ولی، غالباً ترجیح می داده از ساختار قاطع خبری استفاده کند که ذاتاً نیازی به تقویت کننده ندارد. در مجموع، ویتلی در اشعار منتخب، لحن قاطع، بااطمینان و باثباتی دارد.
تحول فاءِ اعجمی یا صامت دولبی سایشی واک دار β از زبان طبری کهن تا زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان زبان های ایرانی دوره میانه که دارای واج گونه سایشی دولبی واک دار β هستند، می توان به سغدی، پهلوی اشکانی، فارسی میانه ترفانی و بلخی اشاره کرد. واج مذکور که نزد قدما به فاءِ اعجمی نیز معروف است، در متون اولیه اسلامی به صورت «ڤ»، «ف» و صورت تصحیف شده آن، «ق» مضبوط است. اما نکته قابلِ توجه این است که زبان فارسی میانه نشانه ای برای این صامت در خط پهلوی ندارد. به همین دلیل، می توانیم ادعا کنیم که این واج حاصل تحول خودِ زبان طبری در دوره نو و با کمی تسامح، نیای همین زبان در دوره میانه بوده است. علی رغم آنچه از متون فارسی قرون اولیه اسلامی درمورد این صامت به دست آمده و درباره آن مطالب متعددی نگاشته شده، از وجود چنین صامتی در زبان طبری، هیچ صحبتی به میان نیامده است. کلماتی مانند «*سَفزه» و «اَفروج» که در متون کهن طبری ثبت شده اند، به روشنی نشان دهنده این صامت در این زبان هستند. همچنین می دانیم که واج گونه β، زمان زیادی در زبان های ایرانی نو باقی نمانده و در گونه های مختلف زبان فارسی، به واج های p، b، v و f بدل شده است. اما در زبان طبری کهن و برخی واژه ها در گویش های مازندران، تحول آوایی دیگری رخ داده که حاصل آن به تولید مصوت ō̆ یا ū̆ انجامیده است، مانند «اوروج o/urūj»، «شو šō»، «اوou/o »، «اوکَتَن o/ukatan»، «فَرسیو farsiyo» و «لو lu». در این مقاله، قصد داریم با رویکرد زبان شناسی تاریخی، وجود فاءِ اعجمی در زبان طبری و بقایای آن در زبان مازندرانی را اثبات کنیم و به تبیین قواعدی بپردازیم که توجیه کننده این تحول آوایی رخ داده در زبان طبری باشد. همچنین موارد استثنا زبان طبری را مرور می کنیم و درنهایت، به قاعده ای که جایگزین تحول یادشده گشته است، اشاره خواهیم کرد. سرانجام از میان همین یافته ها، به شناسایی دوره های تحول زبان طبری دست خواهیم یافت.
Vers une approche générique actionnelle en classe de FLE : le cas du reportage(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۲, N° ۳, printemps-été ۲۰۲۱
141 - 167
حوزههای تخصصی:
Cette contribution porte sur l’enseignement/apprentissage du français langue étrangère (FLE) défini en termes de « compétences » et s’inscrivant dans une logique actionnelle. L’absence d’une méthodologie d’enseignement particulière dans le Cadre Européen Commun de Référence pour les Langues (CECRL) nous laisse mettre en avant que la compétence à communiquer langagièrement est inhérente à la maîtrise de genres de discours. Nous allons d’abord démontrer comment les genres de discours peuvent servir d’orientation pratique pour la mise en œuvre de la perspective actionnelle en classe de FLE pour ensuite aborder la manière de transposer les genres de discours en classe de langue. Enfin, nous allons proposer une séquence didactique portant sur le genre du reportage.
واکاوی گفتمان تبلیغات تلویزیونی مؤسّسات آمادگی کنکور: بررسی موردی سه تبلیغ تلویزیونی مؤسسه مدرسان شریف، پارسه و ماهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
301 - 326
حوزههای تخصصی:
«صنعت کنکور» در ایران مایه ایجاد رقابتی تنگاتنگ میانِ مؤسّسه های آموزشیِ آمادگیِ آزمون ورودیِ دانشگاه ها شده که با تبلیغات رسانه ای گسترده می کوشد تا گویِ سبقت را از دیگر مؤسّسه های رقیب بربایند. با وجودِ این حضور پررنگ، گفتمانِ این تبلیغات رسانه ای و ارزش ها و ایدئولوژی های موجود در لایه های پنهان آن ها -به عنوان نمونه ای از بازاری سازیِ گفتمانِ آموزشِ عالی- موردِ بازنمایی قرار نگرفته است. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش گفتمانیِ فرکلاف، نُه تبلیغِ تلویزیونی دوره های آمادگی آزمون کارشناسی ارشد و دکتری به وسیله سه مؤسّسه نام آشنا (هر مؤسّسه سه تبلیغ) -که به صورت هدفمند انتخاب شده اند- واکاوی و تحلیل شدند. بررسی ویژگی های زبانی و غیرِ زبانی این تبلیغ ها نشان می دهد که سازندگان این تبلیغ ها با بهره گیری از شگرد های گوناگون، همگام با خلقِ رویای دانش اندوزی در دانشگاه به تلقین «احساس نیاز» به مؤسّسه ها برای دست یابی به موفقیت پرداخته اند. همچنین، این تبلیغ سازها با ارائه خدمات مشتری پسند به بازتولید و عادی سازی نگرشِ تجاری به علم و مشروعیت بخشی به آن می پردازند؛ ایدئولوژی که با ماهیت متعالی علم و دانش اندوزی در تضاد است.
In Keeping with New Translation Quality Assessment (TQA) Trends: From Planning to Applying a Viable Rubric to Assess Quality of Literary Translation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۳, No. ۱, ۲۰۲۱
193 - 216
حوزههای تخصصی:
Recently translation researchers have endeavored to adopt new directions in the current translation quality assessment (TQA) approaches. To this end, they made them more congruent with the desired requirements of a translator’s competence, especially considering the latest paradigm shifts, including ideological skewing and localization (Tiselius & Hild, 2017). Thus, such frameworks as Angelelli’s (2009) definition of translation competence (TC), as the study’s theoretical framework, need to be improved. An attempt was made in this study to design a rubric based on the proposed TQA model representing the TC construct with its comprehensive sub-components and finally, to test its applicability to the Persian translation of The Catcher in the Rye . The assessment procedure through which the obtained results were textually analyzed based on the proposed rubric specifically for each sub-component, revealed the inadequacy of the translation quality on the whole and the underlying implications of the rubric’s applicability to other translation products.
بررسی و دسته بندی صفت های مفعولی با رویکرد سرنمون رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
33 - 63
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، برای تعریف و دسته بندی دقیق انواع صفت های مفعولی مشتق و مشتق مرکب، آن ها را در چارچوب نظری سرنمون رده شناختی که رویکردی همگانی به مقولات زبانی است، مورد بررسی قرار دادیم. در نظریه موردِ اشاره، صفات سرنمون و بی نشان صفت هایی هستند که به طبقه معنایی «ویژگی» تعلق دارند و کنش گزاره ای توصیف را انجام می دهند. این دسته صفات، بر پایه نشانه گذاری ساختاری باید از لحاظ صورت ساده باشند و بدون افزودن وند یا حضور در ساخت پیچیده بیایند و صفت هایی که با یک وند اضافه یا ساخت پیچیده به کار روند، نشان دار می شوند. صفات مفعولی که در این پژوهش مورد بررسی قرار دادیم، به دلیل متعلق بودن به طبقات معنایی غیر از طبقه معنایی «ویژگی» نشان دار هستند و از جنبه ساختاری نیز به انواع صفت های مفعولی مشتق و مشتق مرکب گروه بندی می شوند. انواع صفت های مفعولی، رفتارهای مختلفی از جهت داشتن کارکرد صفتی، اسمی و یا هر دو از خود نشان می دهند. پس از گرد آوری انواع صفت مفعولی و بررسی کاربرد آن ها در پیکره بی جن خان و جستجوگر گوگل، غیر سرنمون بودن صفت های مفعولی را بر اساس دو معیار نشان داری رده شناختی یعنی معیار نشانه گذاری ساختاری و بالقوگی رفتاری، نشان داده و وضعیت و جایگاه آن ها را روی نقشه معنایی مشخص می کنیم. افزون بر این، روی نقشه معنایی، نمودارهای بالقوگی رفتاری انواع صفات مفعولی مشتق و مشتق مرکب به طور جداگانه ترسیم و انواع دسته های صفات مفعولی در این نمودارها جای گذاری شدند.
بازنگری به مبحث زبان و فرهنگ در آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی ده سال گذشته، بحث بر سر دوگانه بومی/جهانی در مورد نقش و ارزش زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی عمیق تر شده است. انگاره های پیشنهاد شده برای بهبود توانش ارتباط بین فرهنگی و فرافرهنگی در پژوهش های زبان شناسی کاربردی (به عنوان مثال، بایرام ۱۹۹۷، کرامش 2010) که در این ژورنال نیز توسط کرامش (2013) به آن ها اشاره شده، جهت پیشرفت مهارت ارتباطی زبان آموزان انگلیسی به کار رفته اند، اما آیا این انگاره ها توانایی زبان آموزان برای درک رابطه میان «خود » و «دیگری » را ورای مرزهای فرهنگی بیشتر کرده اند؟ در این دنیایی که روزبه روز بیشتر به سمت جهانی شدن پیش می رود، «فرهنگ» بیش از همیشه در حال محو شدن است؛ بنابراین، این مقاله مزایای استفاده از رویکرد میان گفتاری به جای رویکرد بین فرهنگی را جهت آموزش توانش ارتباط به زبان انگلیسی مورد بررسی قرار می دهد. این مقاله به بحث در مورد امکان این که زبان آموزان انگلیسی بتوانند در عین وفاداری به میراث فرهنگی خود، از طریق چندین سیستم گفتاری (اسکالن و همکاران 2012) وارد مکالمه شوند می پردازد. این مقاله به بحث در مورد امکان این که زبان آموزان انگلیسی بتوانند در عین وفاداری به میراث فرهنگی خود، از طریق چندین سیستم گفتاری (اسکالن و همکاران 2012) وارد مکالمه شوند می پردازد. این مقاله به بحث در مورد امکان این که زبان آموزان انگلیسی بتوانند در عین وفاداری به میراث فرهنگی خود، از طریق چندین سیستم گفتاری (اسکالن و همکاران 2012) وارد مکالمه شوند می پردازد.
Analysis of Postmodern Elements in Two Persian Translations of Slaughterhouse-Five by Kurt Vonnegut
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۲, Spring ۲۰۲۱
117 - 136
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to analyze the postmodern features of Slaughterhouse-Five , authored by Kurt Vonnegut, and its two Persian translations by Bahrami and Abbasi. To this end, Lewis’s classification of postmodern features (2011) and Parham’s model (2015) were employed. The features investigated in this study were temporal disorder, fragmentation, vicious circles, paranoia, reader involvement, polyvocality, pastiche, and intertextuality. The results indicated that most postmodern features were preserved in both translations. However, the absence of several fragmentations and intertextuality features in Persian translations can imply the translators' unawareness of the significance of translating these features. To translate these features into the target text, translators should be aware of their impacts on the text, content, and audience. To translate postmodern features more precisely, it is suggested that postmodern features be taken into consideration by literary translators and translator trainers. The findings of this research can have implications for literary translators, and literary translation classrooms.
ندا و منادا در مرز نحو و کاربردشناسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
235 - 256
حوزههای تخصصی:
منادا، واحد زبانیِ کوچک، ولی مهم، در پیوند با معنایِ پاره گفتارهای زبانی است و آن را ابزاری برای فراخواندن و جلبِ توجه مخاطب تعریف کرده اند. از آن جایی که ندا و منادا هیچ یک از نقش های معنایی یا نحوی را در جمله برعهده نمی گیرند و در میان موضوع های فعل جمله نیستند، همواره در نحو از موارد حاشیه ای به شمار آمده اند؛ از این رو، درباره جایگاه نحوی آن ها پژوهش های اندکی ارائه شده است. با این وجود، در دهه های اخیر بررسی ها در زمینه مفاهیم کاربردشناختی نشان داده که در نحو، فراتر از لایه گروه متمم ساز می توان فرافکنی نقشی را در نظر گرفت که رابطِ میانِ مرز نحو و کاربردشناسی است. در این لایه، امکان بررسی مفاهیم کاربردشناختی همچون منادا فراهم می شود. جستار حاضر بر آن است ندا و منادا را در مرز نحو و کاربردشناسی بر پایه پژوهش های هیل (Hill, 2007; Hill, 2013) در زبان فارسی بررسی کند. برتری این بررسی این است که می توان از همه مواردی که در یک پاره گفتار نمود می یابد مانند عامل های نحوی و کاربردشناسی، تحلیل جامعی ارائه داد. یافته های پژوهش نشان می دهد فرافکن گروه ندا در لایه گروه کارگفت در زبان فارسی، شامل حرف ندا در هسته و منادا در جایگاه متمم هسته است. همچنین مشخصه های نقشی گروه ندا در هسته شامل دو مشخصه [دوم شخص] و [بین فردی] است. با توجه به ویژگی کاربردشناختی منادا در زبان فارسی، سه مشخصه [+/- اشاری، +/- رسمی، +/- آشنایی] را می توان ازجمله مشخصه های بین فردی هسته گروه ندا در زبان فارسی دانست؛ همچنین، منادا در جایگاه متمم هسته می تواند به شکل اسم، صفت یا ضمیر قرار گیرد. از سویی، در یک گروه ندا باید بین مشخصه های نشانه ندا و مشخصه های منادا مطابقه وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، گروه ندا پذیرفتنی نخواهد بود.