ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱٬۱۶۲ مورد.
۱۱۴۱.

واکاوی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی (چرایی، چیستی و چگونگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: «مدیریت عملکرد» به دلیل نقش اساسی آن در موفقیت سازمان برای دستیابی به اهداف هم از دیدگاه دانش مدیریت و هم از منظر آموزه های اسلامی چه در بُعد فردی و چه در بُعد سازمانی ابزار توانمندی است. برنامه ریزی که از اهم وظایف مدیریتی است و در رأس هرم آنها قرار دارد، یکی از مؤلفه های مهم و اساسی فرایند مدیریت عملکرد سازمانی می باشد؛ به گونه ای که مدیریت عملکرد سازمان بدون آن بی معناست. ازاین رو، اهمیت برنامه ریزی در سازمان های امروزی در ابعاد مختلف به ویژه در بعد عملکردی انکارشدنی نیست؛ زیرا با توجه به محدود بودن منابع سازمان و متنوع و رو به افزایش بودن نیازهای آن، همه سازمان ها به دنبال صرف منابع محدود برای رفع نیازهای متنوع، به صورت بهینه، اثربخش و کارا هستند و این خواسته بدون یک برنامه ریزی دقیق و مؤثر در سازمان تحقق پیدا نخواهد کرد؛ اما اینکه این برنامه ریزی مؤثر، چه نوع برنامه ریزی است و چگونه باید طراحی و اجرا شود، موضوعی است که فهم آن مهم است و براساس جستجوی صورت گرفته، چندان تحقیق مستقل نیز در این زمینه از منظر آموزه های اسلامی صورت نگرفته است. و هدف اصلی از انجام این تحقیق، روشن نمودن همین موضوع از این منظر است. بنابراین، با توجه به تأثیرپذیری برنامه ریزی از ارزش های حاکم بر سازمان ، چیستی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی و چگونگی طراحی و اجرا آن از این منظر، مسئله اصلی این پژوهش بوده است. روش: این پژوهش با روش ترکیبی اجتهادی−تحلیلی انجام شده است. توضیح اینکه پس از طرح پرسش های اصلی و فرعی تحقیق، به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته شده و سپس با توجه به اینکه از نظر اندیشمندان اسلامی، پذیرفته ترین روش تحقیق در منابع دینی، برای استنباط احکام الهی، «روش اجتهاد» است و می توان آن را به گونه ای توسعه داد که در علوم انسانی و دانش مدیریت نیز کاربرد داشته باشد، از این روش استفاده شد و با بررسی منابع تحقیق، مستندات دینی مرتبط با موضوع تحقیق شناسایی شده است و در نهایت، برای دسته بندی و تجزیه و تحلیل مفاهیم داده ها، مضمون گیری از مفاهیم و درنتیجه رسیدن به یک نظریه، از روش تحلیل مضمون استفاده و تجزیه و تحلیل مفاهیم و مضامین تحقیق، با این روش در پنج گام انجام شده است. و در مرحله آخر با تدوین گزارش تحقیق، شبکه مضامین تشکیل و طراحی شده است. یافته ها: تحقیق با دستیابی به سه دسته مضامین توصیفی (247 مضمون)، تفسیری (74مضمون) و رابطه ای (5مضمون) نشان می دهد که «برنامه ریزی جامع» به عنوان برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی، ضمن ضروری بودن آن عقلاً و نقلاً و نیز مفید بودن آن از حیث مقابله با کمبودها، استفاده بهینه از منابع و ایمنی از پیشیمانی، از منظر آموزه های اسلامی چیزی است که باید در قالب برنامه ریزی الهی انجام شود و مبتنی بر اصول سیزده گانه ای (تبعیت، دقت و ظرافت، تفکر و اندیشه، اولویت بندی در امور، سهولت و رعایت توان عمومی، انعطاف، آینده نگری و دوراندیشی، اعتقاد به حاکمیت مشیت الهی، هم سویی در هدف گذاری، مشروعیت ابزار وسایل دستیابی به اهداف، عدالت محوری، فرصت گرایی و تهدید زدایی، وقت شناسی و مدیریت زمان) باشد که از مبانی دینی نشئت گرفته اند. و نیز عوامل چهارگانه توفیق الهی، امید به حل مسئله، کاربست تجربه ها و مشاوره بر آن تأثیرگذار است. همچنین، یافته های تحقیق نشان می دهد که نحوه برنامه ریزی مؤثر دارای فرایند شش مرحله ای به این ترتیب است: تعیین هدف، شناخت و تجزیه و تحلیل عوامل درونی و بیرونی، شناسایی راه های دستیابی به هدف، انتخاب یک راه حل مناسب، تعیین زمان مناسب و اجرای برنامه. نتایج: در این تحقیق تلاش شده است چرایی، چیستی و چگونگی برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی بررسی شود. در این زمینه تحقیق به این نتیجه رسیده که وجود برنامه ریزی جامع به عنوان برنامه ریزی مؤثر در مدیریت عملکرد سازمانی به دلایل عقلی و نقلی و نیز به دلیل فوایدی که دارد، یک امر ضروری است. و برنامه ریزی مؤثر از منظر آموزه های اسلامی چیزی است که در قالب برنامه الهی انجام شود و مبتنی بر اصول سیزده گانه یادشده باشد. و چگونگی آن نیز با طی مراحل شش گانه یادشده به انجام می رسد. همچنین، نتایج تحقیق نشان می دهد که دو دیدگاه اسلامی و مدیریت رایج در بحث ضرورت و فواید برنامه ریزی و نیز در اصل فرایند و طی مراحل ششگانه آن با هم هماهنگ اند؛ اما در کیفیت طی این مراحل با هم تفاوت اساسی دارند و نیز دو دیدگاه یادشده در دو مرحله هدف گذاری و انتخاب راه حل رسیدن به هدف و همچنین در برخی از اصول حاکم بر برنامه ریزی در سازمان باهم تفاوت مبنایی دارند.
۱۱۴۲.

ارائه الگوی دولت اسلامی بر پایه اصول بیانیه ی گام دوم انقلاب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۱
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که به عنوان برنامه ای راهبردی از سوی امام خامنه ای در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تدوین ، به عنوان سندی چشم انداز برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی شناخته می شود. هدف پژوهش ارائه الگوی دولت اسلامی با تأکید بر اندیشه های ایشان و اصول بیانیه گام دوم انقلاب برای طی مراحل پنج گانه تمدن اسلامی است. روش پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی است که در گام اول متن بیانیه توسط پژوهشگر به صورت دقیق مطالعه و با انجام مصاحبه با خبرگان (دلفی) و کدگذاری آنها در نرم افزار Maxqda ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های مرتبط با مفهوم اصلی (الگوی دولت اسلامی) استخراج و دسته بندی و در گام دوم با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی اعتباربخشی آنها نیز صورت پذیرفت. باتوجه به نتایج به دست آمده، الگوی فوق دارای ۲ بعد «کارگزاران تراز دولت اسلامی و ساختار و نظامات تراز دولت اسلامی» و ۱۱ مؤلفه شامل «مدیریتی، بینشی، علمی، اخلاقی، رفتاری، حقوقی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و بنیادی» و ۸۰ شاخص در رسیدن به الگوی دولت اسلامی شناسایی و به عنوان الگوی اصلی برای حرکت، شناخت و آشنایی دولتمردان، مدیران و مسئولین در تمام سطوح انتخاب و ارائه گردید.
۱۱۴۳.

شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۱۱۴۴.

واکاوی نقش سرمایه معنوی بر اشتیاق شغلی با نقش میانجی تاب آوری و تعدیل گری گروه خونی در بین کارکنان اداره کل آموزش و پرورش شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه و اهداف: : در جامعه مدرن، کارمندان معمولاً زمان زیادی را در محل کار می گذرانند و در آنجا با چالش های کاری فراوانی روبه رو می شوند. اشتیاق شغلی به عنوان «یک حالت ذهنی مثبت، رضایت بخش و مرتبط با کار که با قدرت، فداکاری و جذب مشخص می شود» تعریف می شود. بسیاری از مطالعات تشخیص داده اند که داشتن کارمندانی که در کار خود مشارکت دارند، مهم است. بنابراین، اشتیاق شغلی در چند سال گذشته به یک موضوع مهم تبدیل شده است. این مفهوم از حوزه رفتار سازمانی سرچشمه گرفته است. در سال های اخیر، در تحقیقات مدیریت نیز به طور قابل توجهی توسعه یافته است. افزون براین، در حال حاضر، کارمندان معمولاً با فشار زیادی روبه رو هستند و بسیاری صرفاً برای دریافت حقوق، کار خود را انجام می دهند، بدون اینکه از کار لذت ببرند و احساس موفقیت کنند. در این زمینه، سرمایه معنوی به تدریج توجه محققان را به خود جلب کرده است. با مطرح کردن چهارچوب مفهومی سرمایه معنوی در خط مقدم مدیریت، مطالعات معنویت و دین از طریق یک رویکرد میان رشته ای نشان داد که این موضوع، موضوعی جدید است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه معنوی بر اشتیاق شغلی با میانجی گری تاب آوری و تعدیل گری گروه خونی می باشد. روش: این مطالعه به لحاظ هدف، کاربردی می باشد و از نظر روش اجرا، پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در پژوهش حاضر کارکنان اداره کل آموزش و پرورش شیراز است که با بهره گیری از جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 103 نفر در نواحی چهارگانه اداره کل آموزش و پرورش شیراز به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شده است. به منظور بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه های استاندارد قبل از اجرا با استفاده از نظرات استادان گروه مدیریت دولتی بررسی شد. به منظور بررسی روایی صوری پرسش نامه های مذکور توسط 10 نفر از جامعه آماری پژوهش تکمیل شد. برای تعیین رابطه علّی بین متغیرها، تحلیل های آماری با استفاده از روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS26 و SMART– PLS3 انجام شده است. گفتنی است برای بررسی نرمال بودن مؤلفه های ابعاد الگو از آزمون کلموگروف اسمیرنوف استفاده شد. متغیر اشتیاق شغلی و گروه خونی غیرنرمال و متغیر سرمایه معنوی و تاب آوری وضعیت نرمال داشتند. ازاین رو، استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری به ویژه نرم افزار حداقل مربعات جزئی هم برای متغیرها با توزیع داده نرمال و هم برای متغیرها با توزیع داده غیرنرمال مناسب است؛ زیرا حساسیتی به نرمال و غیرنرمال بودن متغیرها ندارد. نتایج: نتایج حاصل از یافته های این پژوهش نشان داد که سرمایه معنوی اثر معناداری بر تاب آوری دارد. اثر معنادار تاب آوری بر اشتیاق شغلی نیز مورد تأیید واقع شده است. افزون براین، اثر میانجی تاب آوری نیز در رابطه سرمایه معنوی و اشتیاق شغلی نیز تأیید شد. سرانجام، مشخص شد که گروه خونی در رابطه سرمایه معنوی و اشتیاق شغلی اثر تعدیل کنندگی دارد. بحث و نتیجه گیری: اگرچه سهم اصلی این مطالعه در ادبیات مربوط به اشتیاق شغلی است، ما همچنین، این نظریه را مطرح می کنیم که سرمایه معنوی می تواند به تدریج به اشتیاق شغلی منجر شود. بنابراین، همچنین، این مطالعه با نشان دادن اشتیاق شغلی به عنوان یک پیامد سرمایه معنوی، به ادبیات رو به رشد سرمایه معنوی کمک می کند. پیشنهاد می شود که سازمان ها بر روی توسعه برنامه های آموزشی و مشاوره ای متمرکز شوند که به تقویت سرمایه معنوی و تاب آوری کارکنان کمک کند تا در نهایت به بهبود کیفیت کار و افزایش رضایت شغلی منجر شود..
۱۱۴۵.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۱۱۴۶.

تبیین شایسته سالاری و مؤلفه های شایستگی براساس عقلانیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه و اهداف: امروزه آهنگ توجه به موضوع شایستگی در بخش دولتی شتاب گرفته و دولت ها، شایستگی را به عنوان اهرمی جهت ارتقای بهره وری خود در نظر گرفته اند. وجود نظام شایسته سالاری در هر کشوری، موجب افزایش مقبولیت و مشروعیت آن نظام سیاسی خواهد بود. ازاین رو، شناسایی و انتصاب افراد شایسته در سازمان های دولتی، اصلی ترین وظیفه نظام حاکم می باشد که پیش نیاز این دو اقدام کلیدی، تعریف و تبیین شایستگی مورد نیاز برای مناصب است. هم اکنون پس از گذشت پنج دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و در آستانه تحقق دولت اسلامی در ایران، اصلاح نظام مدیریتی از خواسته های بحق م ردم می باشد که یکی از مهم ترین لوازم آن، توجه به اصل شایسته سالاری است. اما هر بررسی و مطالعه ای درخصوص شایسته سالاری، به تعیین چگونگی تفکر در مورد آن نیاز دارد که متأثر از مبانی و ارزش های حاکم بر آن نظام است. اینکه چه الزاماتی در بررسی شایسته سالاری در نظر گرفته شود، چگونه نسبت به آنها فکر شود، عوامل، اجزا و دامنه بررسی آن چه باشد و... باید پیش از بررسی شایسته سالاری مدنظر قرار گیرند. پس از آنکه رحیمی و همکاران (1400 و 1401) در پژوهشی، چهارچوب عقلانیت را مبتنی بر آموزه های اسلامی (آیات و روایات) همراه با دلالت های آن در مدیریت دولتی ارائه نمودند، رحیمی و مؤید صفاری (1402) در پژوهش دیگری براساس چهارچوب یادشده، نظام بوروکراسی و عقلانیت بوروکراتیک را به چالش کشیدند و طی آن، دو راهبرد - یکی کوتاه-مدت و یکی بلندمدت - برای برون رفت از این نظام و آسیب های آن و حرکت به سمت نظام مبتنی بر عقلانیت اسلامی ارائه کردند. راهبرد بلندمدت مطرح شده عبارت از جذب و به کارگماری افراد شایسته (براساس عقلانیت اسلامی) در نظام بوروکراسی بود که به تحول و ارتقای آن منجر خواهد شد. در این پژوهش براساس چهارچوب عقلانیت اسلامی، مفهوم شایسته سالاری و مؤلفه های آن ارائه و سازوکاری برای تحقق آن پیشنهاد شده است. تحقیق حاضر یک پژوهش کیفی با فلسفه تفسیری، رویکرد استفهامی، جهت گیری بنیادی و از نوع کتابخانه ای می باشد که با راهبرد دلالت پژوهی صورت گرفته است. برای پیاده سازی این روش، چهارچوب عقلانیت اسلامی به عنوان دانش مبدأ و مفهوم شایستگی به عنوان دانش مقصد در نظر گرفته شده است. عقلانیت از منظر آموزه های اسلامی (آیات و روایات) دارای سه بُعد عمده می باشد که عبارت اند از: زمینه های شکوفایی عقلانیت، ساحت های شکوفایی عقلانیت، و پیامدهای شکوفایی عقلانیت. تصویر1: چهارچوب مفهومی عقلانیت اسلامی براساس چهارچوب عقلانیت اسلامی، سه محور اساسی شایستگی متناسب با سه ساحت وجود انسان که اندیشه ، صفات و افعال هستند به ترتیب شایستگی های هوشی، شایستگی های اخلاقی، و شایستگی های تخصصی و حرفه ای می باشند. شایستگی های هوشی [1] شایستگی های هوشی در ساحت اندیشه به عنوان شروط لازم و حداقل عقلانیت اسلامی مطرح هستند که حول تمییزمحوری معنا می یابند؛ بدین معناکه شایستگی از منظر عقلانیت اسلامی، مستلزم آن است که فرد در مسائل نظری، قدرت فهم، تشخیص و تمییز داشته و در موارد عملی نیز قدرت بهره برداری خلاقانه و اقدام مقتضی بر مبنای مسائل نظری را دارا باشد و این خود مستلزم بهره مندی از انواع بهره های هوشی است. براساس دستاوردهای بشری تاکنون آزمون های استانداردی برای سنجش انواع هوش وجود دارند که درعین حالی که در حال تکامل هستند، می تواند به عنوان ابزارهایی کارآمد برای سنجش سطوح مختلف شایستگی های هوشی استفاده شوند. شایستگی های اخلاقی می توان گفت شایستگی های اخلاقی به معنای توان انتخاب ارزش های صحیح و قدرت اِعمال آنها در شرایط مختلف می باشد. در این خصوص لازم است توجه شود که اگرچه انتخاب ارزش های صحیح ممکن است با تقلید و یا به صورت اتفاق محقق شود، اما معمولاً اِعمال دقیق آنها نیازمند بهره های هوشی بالا به ویژه هوش اجتماعی است. در روایات اهل بیت عصمت و طهارت، ملکه صداقت و راستگویی به عنوان والاترین ملکه اخلاقی و دروغگویی به عنوان شاه کلید سایر رذائل و بدی ها مطرح شده است. به دیگرسخن، کسی که دروغ می گوید اساساً مستعد هرگونه شرارت می باشد. ازاین رو، می توان اصل صداقت و عدم دروغ گویی را به عنوان اصلی ترین معیار شایستگی اخلاقی قلمداد نمود. براساس دستاوردهای بشری تاکنون فناوری هایی همچون دستگاه های دروغ سنجی و آزمون های استاندارد روان شناختی جهت سنجش میزان دروغ گویی ایجاد شده و در حال تکامل هستند که می توانند به صورت توأم برای سنجش شایستگی اخلاقی با محوریت صداقت استفاده شوند. شایستگی های تخصصی و حرفه ای همان گونه که در ادبیات موضوع نیز اشاره شد، شایستگی های تخصصی به مجموعه مهارت ها، دانش، و توانمندی های خاص یک حوزه علمی یا فنی اشاره دارد که برای انجام موفقیت آمیز وظایف در یک حرفه خاص (مانند پزشکی، مهندسی، حقوق و...) ضروری است. این شایستگی ها معمولاً از طریق آموزش دانشگاهی، گواهینامه های تخصصی، و تجربه های عملی به دست می آیند. شایستگی های حرفه ای نیز شامل مهارت هایی است که در محیط های کاری و از طریق آموزش های حین کار توسعه می یابند. براساس دستاوردهای بشری تاکنون آزمون های تخصصی همچون کنکورهای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و همچنین، آزمون های استخدامی عموماً برای سنجش شایستگی های تخصصی و حرفه ای استفاده می شوند که در حال تکامل بوده و به شرط عدم دخالت معیارهای فراتخصصی و حاشیه ای همچون سهمیه های مختلف، می توانند به منظور احراز تخصص استفاده شوند. در نتیجه، می توان گفت: شایسته سالاری از منظر عقلانیت اسلامی بدین معناست که شایسته ترین افراد که همانا باهوش ترین ، راستگوترین و متخصص ترین انسان ها هستند، بر مسند اداره امور عمومی بنشینند. در نظام شایسته سالار مبتنی بر عقلانیت اسلامی، بالاترین معدل ها در برآیند هوش، صداقت و تخصص که حداقلی از هر یک از شاخص ها را نیز داشته باشند، در بالاترین رتبه های مدیریتی قرار می گیرند. تاکنون در ادبیات شایسته سالاری در نظام اسلامی، بر دو مؤلفه تخصص و تعهد تأکید شده است؛ اما در این پژوهش، مؤلفه مهم دیگری به این دوگانه تحت عنوان بهره های هوشی اضافه شد؛ زیرا واقعیت آن است که به وسیله هوش، انسان می تواند از تخصص و تعهد خویش در راستای حل مسائل به کارآمدترین وجه بهره گیری نماید. تخصص بدون هوش در آموزه های اسلامی(همچون سوره جمعه آیه 5) مثال چهارپایی دانسته شده که باری از کتب را حمل می کند. تعهد بدون هوش هم براساس آموزه های اسلامی، انسان را دچار افراط یا تفریط در پیروی از اوامر الهی و اولیای او می کند (همچون خوارج در زمان امام علی). همچنان که هوش و تخصص بدون تعهد هم انسان را (همچون معاویه) به وادی تزویر می کشاند. بنابراین، از منظر عقلانیت اسلامی لازم است هر سه مؤلفه هوش، تعهد و تخصص به عنوان شایستگی مورد توجه قرار گیرند. همچنین، انسان با تقوا کسی است که در هر موضوعی که بدان می پردازد، دارای حداقلی از تخصص، دقت و هوشمندی لازم باشد. رعایت تقوا به این معنا، منجر به گشایش باب امدادهای غیبی (طلاق، 2 و 3)، تسهیل امور (طلاق، 4)، هدایت به مسیرهای سلامت (مائده، 16؛ عنکبوت، 69) و افزایش ظرفیت انسان در تشخیص و حل مسائل می شود (انعام، 122؛ حدید، 28؛ انفال، 29). سرانجام گفتنی است که شایسته سالاری یک فرایند است که مراحل مختلفی همچون شایسته پروری، شایسته گزینی، شایسته گماری و شایسته داری دارد. راهکارهایی که ارائه شدند تنها مناسب برای برخی از مراحل مانند شایسته گزینی و شایسته گماری هستند؛ درحالی که ضروری است به منظور توسعه حداکثری منابع انسانی شایسته، در همه مراحل، تدبیرهای متناسب صورت بپذیرد. واژگان کلیدی: شایستگی، شایسته سالاری، عقلانیت اسلامی، هوش، صداقت، تخصص. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، کاملاً رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسندگان در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده اند. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود.   [1] . IC: Intelligence Competency  
۱۱۴۷.

بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسان شناسی (تحلیل ماتریس سُوات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: انسان شناسی در جهان معاصر، به ویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیل گرا، نیازمند بازخوانی ای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسان شناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهم ترین ظرفیت های اندیشه اسلامی برای پاسخ گویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئله محور و آینده نگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی می داند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا می یابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افق های متعالی را دارد. باوجود این ظرفیت ها، منظومه انسان شناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوت ها و ضعف های درونی، و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهره گیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسان شناسی مطهری را در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه می تواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصت های بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانه ای و تفسیر راهبردی متون است. داده های تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، به ویژه آثار انسان شناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی سامان دهی شده اند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازمان دهنده دسته بندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسان شناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم می کند که منظومه انسان شناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جای گذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظه کارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهت گیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسان شناسی مطهری را تحلیل می کند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسان شناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیت های راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر می برد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار می دهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفت شناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبی گرایی، مهم ترین قوت های درونی این منظومه اند؛ قوت هایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا می کنند. در محور روش شناسی، پلورالیسم روشی و بهره گیری هم زمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم می کند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعف های مهم این حوزه است. در محور روان شناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحران های هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدن پژوهی، افق آینده نگر و نگاه کلان نگر مطهری، نظریه او را قادر می کند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزش های انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئله محوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهم ترین قوت ها به شمار می آیند؛ هرچند فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف های قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که انسان شناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میان رشته ای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که می تواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصت های محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل راهبردی انسان شناسی استاد مطهری نشان می دهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیان های فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیت های تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر می برد. بررسی پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامع نگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزه ها، به ویژه در سطح عملی و میان رشته ای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کم توجهی به انسان انضمامی و فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف هایی اند که می توانند با بهره گیری از فرصت های بیرونی، به ویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامت محور و گشودگی علمی به فلسفه های تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهت گیری کلان انسان شناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار می گیرد؛ به این معنا که قوت های نظری و تمدنی این منظومه به اندازه ای نیرومند است که می تواند فرصت های بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی  (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظه کارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسان شناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحران های انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهره گیری از فرصت های معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقش آفرینی کند. این پژوهش نشان می دهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری می تواند افق های تازه ای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکرده اند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبت شده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماری های خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست.
۱۱۴۸.

به کارگیری تجزیه و تحلیل بیببلیومتریک برای بررسی و شناسایی روندهای تأثیر معنویت در سازمان بر مشارکت کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: معنویت به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی انسان نه تنها بر رفتارهای فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد، بلکه نقش مهمی در شکل دهی به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ایفا می کند (خلیلی و همکاران، [1] 2023). در این راستا، معنویت می تواند به عنوان یک منبع انگیزه و حمایت اجتماعی برای کارکنان در محیط کار عمل کند (دیک و همکاران، [2] 2024). تحقیقات نشان داده است که معنویت می تواند حس تعلق و امنیت کارکنان را تقویت کند (قنبری و عبدالملکی، 2022)، و این حس تعلق به نوبه خود به افزایش روحیه و تعهد به سازمان منجر می شود (کلارک ، لویس و کریسمن، [3] 2022 )؛ به ویژه در سازمان هایی که به تنوع مذهبی احترام می گذارند، کارکنان احساس بیشتری از شمولیت را تجربه می کنند که می تواند باعث تقویت تیم کاری و افزایش مشارکت فعال در فرآیندهای تصمیم گیری شود (آزادمرزآبادی و همکاران، 1401). بنابراین، بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان نه تنها به درک عمیق تری از معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در محیط کار کمک می کند (دی، [4] 2022)، بلکه به مدیران در طراحی استراتژی های مؤثر برای بهبود انگیزه و افزایش تعاملات سازمانی کمک می کند (بیک زاد و همکاران،1400). با وجود پژوهش های گسترده ای که درباره تأثیر معنویت بر رفتار سازمانی انجام شده است، هنوز درک دقیقی از ارتباط بین معنویت و مشارکت کارکنان وجود ندارد (بنفیل، [5] 2022). معنویت می تواند تأثیر قابل توجهی بر انگیزه و تعهد کارکنان داشته باشد (کوبارتای، [6] 2023)؛ اما این سؤال مطرح می شود که آیا سازمان ها می توانند با توجه به تنوع مذهبی، مشارکت کارکنان را بهبود بخشند (دافی و همکاران، [7] 2023). این عدم وضوح ممکن است به از دست رفتن پتانسیل های موجود در سازمان ها و تأثیر منفی بر فرهنگ سازمانی منجر شود. اهداف این پژوهش عبارت اند از: الف) شناسایی و بررسی تولیدات علمی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ ب ) بررسی روند تحقیقاتی حوزه یادشده در طی زمان؛ ج ) شناسایی الگوها و موضوعات محوری تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ د ) بررسی شکاف ها و فرصت های تحقیقاتی در زمینه ارتباط میان معنویت و مشارکت کارکنان. روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کتاب سنجی انجام شده است. در این پژوهش، پژوهشگران با مطالعه دقیق ادبیات موضوع، مترادف های دو کلیدواژه اصلی تحقیق، یعنی «معنویت» و «مشارکت کارکنان» را شناسایی کرده و با در نظر گرفتن املای صحیح واژگان و استفاده از عملگرهایی مانند کوتیشن مارک و پرانتز، دستور جستجویی طراحی کردند که امکان بازیابی منابع مرتبط را فراهم کند. داده های این تحقیق در تاریخ 29 آبان 1403 (19 نوامبر 2024) از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس [8] استخراج شده است. پایگاه اسکوپوس به دلیل پوشش گسترده و نمایه سازی مقالات علمی از نشریات معتبر، یکی از منابع اصلی برای تحلیل های بیبلیومتریک است (مونگئون و پاول، [9] 2016 ). همچنین، استانداردهای علمی بالای اسکوپوس، دقت و اعتبار نتایج پژوهش را افزایش می دهد (گریتسنو همکاران، [10] 2021 ). ابتدا 91 مقاله شناسایی شد که پس از اعمال فیلترهایی نظیر مقالات منتشرشده در حوزه کسب وکار و مدیریت، زبان انگلیسی، و بازه زمانی 1989 تا 2024، تعداد مقالات به 70 مقاله کاهش یافت (جدول 1). برای تحلیل داده های کتاب سنجی از نرم افزارهای گوناگون بهره گرفته شد که پرکاربردترین آنها عبارت اند از: R Studio  بسته bibliometrix)، VOSviewer، Citespace، Gephi، BibExcel و Histcite (آمپا و همکاران، [11] 2021 ). در این پژوهش، از بستهbibliometrix  نسخه 2/4 نرم افزار R برای انجام تحلیل های آماری پیشرفته و تولید نمودارهای تکمیلی بهره گرفته شد. این نرم افزار قابلیت پردازش داده ها، مدل سازی آماری، و تولید نمودارهای بصری دقیق را دارد که برای تحلیل داده های کتاب سنجی بسیار کارآمد است (ون اک و والتمن، [12] 2023 ). همچنین از VOSviewer برای رسم نمودارهای شبکه ای استفاده شد (لین و همکاران، [13] 2024). تحلیل های انجام شده شامل بررسی هم واژگانی برای شناسایی ارتباط مفاهیم کلیدی و تحلیل شبکه ای برای کشف الگوهای موضوعی و روندهای پژوهشی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان بود. این رویکرد جامع، تصویری شفاف از وضعیت علمی کنونی و تحولات پژوهشی این حوزه ارائه می دهد. نتایج: الف) معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در بهبود مشارکت کارکنان در حال گسترش است و در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفه های اصلی در سازمان هاست؛ ب ) تحقیقات در زمینه معنویت و مشارکت کارکنان رو به رشد فزاینده است؛ ج ) اذعان پژوهشگران به اهمیت معنویت در بهبود روحیه کارکنان و تقویت روابط سازمانی؛ د ) تأکید نشریات بررسی شده بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان در محیط های کاری انجام شده است و نتایج آن از طریق تحلیل داده های کتاب سنجی و بررسی روندهای تحقیقاتی در این حوزه به دست آمده است. یافته ها تصویری روشن از وضعیت معنویت در محیط کار، مفاهیم کلیدی، روندهای علمی و شکاف های تحقیقاتی موجود ارائه می دهند. نویسندگان با انتشار مقالات خود در نشریات معتبر و تأثیرگذاری همچونJournal of Business Ethics  و Journal of Management, Spirituality and Religion به طور گسترده ای در ترویج آگاهی ها در زمینه معنویت در محیط های کاری مؤثر بوده اند. این نشریات به ویژه بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی تأکید دارند، که نشان دهنده اهمیت معنویت به عنوان عاملی مؤثر در بهبود روابط کارکنان و رفتار سازمانی است. این پژوهش، تأثیرات معنویت بر کارکردهای تیمی، روحیه کارکنان و تعاملات سازمانی را نیز آشکار می کنند. معنویت، به ویژه از طریق رهبری معنوی، می تواند به طور چشمگیری انگیزش درونی کارکنان را تقویت کند و با ایجاد یک محیط حمایتی و معنوی، مشارکت کارکنان را در فرآیندهای سازمانی افزایش دهد. این یافته ها با نتایج فرای (2023) هم راستاست که رهبری معنوی را عاملی برای افزایش تعهد و مشارکت کارکنان معرفی کرده است. این موضوع نشان می دهد که رهبری معنوی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای ایجاد محیطی مثبت و حمایت گر در سازمان ها عمل کند که به طور مستقیم بر عملکرد و انگیزش کارکنان تأثیر می گذارد. همچنین، این پژوهش به بررسی همکاری های بین المللی در تحقیقات معنویت پرداخته است. 14/27 درصد از مقالات موجود در این زمینه شامل همکاری های بین المللی هستند که نمایانگر گسترش معنویت در محیط های کاری به سطح جهانی است. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی دست اندرکاران مجله که با بررسی به موقع مقاله، بازخوردهای لازم را به نویسندگان دادند به ویژه سردبیر محترم مجله کمال تشکر و قدردانی را دارند. تعارض منافع: فرم تعارض منافع به شکل یک فایل جداگانه بارگذاری شده است.   [1] . Khalili et al   [2] . Dik et al   [3] . Clarck &lowis&Chrisman   [4] . Day   [5] . Benefiel et al   [6] . Koburtay et al   [7] . Duffy et al   [8] . scopus   [9] . Mongeon & Paul-Hus   [10] . Gerritsen et al   [11] . Ampah et al   [12] . Eck&waltman   [13] . Lin et al  
۱۱۴۹.

مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و اهداف: در محیط های پیچیده، متحول و پرریسک امروزی، به ویژه در صنایع زیربنایی و استراتژیک مانند صنعت گاز، سازمان ها بیش از هر زمان دیگری با چالش های متعدد در زمینه جذب، حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود روبه رو هستند. صنعت گاز به دلیل نقش حیاتی در تأمین انرژی کشور، حساسیت امنیتی بالا، وابستگی گسترده بخش های صنعتی و خانگی به خدمات آن و نیز ضرورت پاسخگویی به تغییرات فناورانه و الزامات زیست محیطی، نیازمند کارکنانی است که نه تنها از مهارت های فنی و تخصصی کافی برخوردار باشند، بلکه انگیزه، تعهد و سرزندگی شغلی لازم برای مواجهه با شرایط پویا و غیرقابل پیش بینی را نیز دارا باشند. در این میان، شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به عنوان یکی از سازمان های کلیدی کشور، مأموریت خطیری در تأمین انرژی پایدار منطقه ای و ملی برعهده دارد. اهمیت این سازمان تنها به ارائه خدمات فنی و عملیاتی محدود نمی شود، بلکه به نقش آن در حفظ رفاه اجتماعی، تداوم فعالیت های اقتصادی و ارتقای امنیت انرژی کشور نیز گره خورده است. تحقق این مأموریت ها بدون برخورداری از کارکنانی توانمند، متعهد و برخوردار از بالندگی حرفه ای میسر نخواهد بود. بنابراین، این شرکت نیازمند رویکردهایی نوین و اثربخش در مدیریت منابع انسانی است که بتواند بین اهداف سازمانی و نیازها و ارزش های کارکنان تعادل برقرار کرده و زمینه ساز افزایش انگیزه و اشتیاق آنان برای مشارکت فعال در فرایندهای سازمانی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی می باشد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارکنان شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به تعداد 516 نفر است که از این تعداد 220 نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی اسلامی نیکنام جو (1396)،  بالندگی حرفه ای کارکنان اسپایدرز  (2007) و انگیزه به اشتراک گذاری دانش گیوای و همکاران (2000) می باشد. برای محاسبه روایی ابزار پژوهش، از روایی صوری استفاده شد که مورد تأیید اساتید و کارشناسان قرار گرفت. به منظور تحلیل پایایی ابزار پژوهش، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور اطمینان یافتن از وجود و یا عدم وجود رابطه علّی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) آزمون شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (593/0= β) و ضریب معناداری (474/9=t) تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی اسلامی بر انگیزه به اشتراک گذاری دانش با ضریب مسیر (690/0= β) و ضریب معناداری (656/19= t) تأثیر دارد. انگیزه به اشتراک گذاری دانش بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (291/0= β) و ضریب معناداری (123/4= t) تأثیر دارد. همچنین، برای بررسی نقش میانجی در این پژوهش از آزمون سوبل استفاده شده است. در این آزمون با استفاده از ضریب غیر استاندارد مسیر و خطای استاندارد آن آزمون اجرا می شود و نتایج بیانگر آن است که مقدار z-value حاصل از آزمون سوبل در مورد نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان، مقدار 013/4 به دست آمد که بیش از 96/1 می باشد. بنابراین در سطح اطمینان 99% فرضیه H 0 رد و فرضیه H 1 تأیید می شود و می توان نتیجه گرفت انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان نقش میانجی ایفا می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی تأثیر معناداری بر بالندگی حرفه ای کارکنان و همچنین بر انگیزه آنان برای اشتراک گذاری دانش دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز خود به طور مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثرگذار است. همچنین، نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در رابطه میان مدیریت منابع انسانی اسلامی و بالندگی حرفه ای کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مدیریت منابع انسانی اسلامی نه تنها به صورت مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثر می گذارد، بلکه از طریق تقویت انگیزه آنان برای به اشتراک گذاری دانش نیز نقشی غیرمستقیم در این زمینه ایفا می کند. به عبارت دیگر، اجرای اصول و ارزش های اسلامی در مدیریت منابع انسانی موجب ایجاد محیطی مثبت، حمایت گر و اعتمادآفرین در سازمان می شود؛ محیطی که کارکنان در آن تمایل بیشتری به تبادل تجربیات و دانش خود پیدا می کنند. این فرایند به مثابه یک سازوکار میانجی عمل کرده و زمینه ساز ارتقای یادگیری سازمانی و رشد حرفه ای کارکنان می گردد. بنابراین، می توان گفت تأثیر نهایی مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای زمانی به حداکثر می رسد که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز در سازمان تقویت شود. در چنین شرایطی، مدیریت منابع انسانی اسلامی و انگیزه اشتراک گذاری دانش همانند دو حلقه مکمل عمل کرده و مسیر توسعه فردی و شغلی کارکنان را هموارتر می سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس صمیمانه خود را از کلیه کارکنان و مدیران محترم شرکت گاز استان آذربایجان شرقی، که با همکاری و همراهی ارزشمند خود زمینه انجام این پژوهش را فراهم نمودند، ابراز می داریم. همچنین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب که با حمایت های علمی و پژوهشی خود نقش مهمی در پیشبرد این تحقیق ایفا نمود، نهایت تقدیر و تشکر به عمل می آید. تعارض منافع: در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
۱۱۵۰.

طراحی الگوی سبک رهبری مدیران جهادی؛ مورد مطالعه فرمانده شهید سردار حسن طهرانی مقدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
مدیریت فراگرد به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده، صورت می گیرد.یکی از نکات اساسی این تعریف ابتنای مدیریت بر نظام ارزشی پذیرفته شده است. بر این اساس یکی از طرق بومی سازی رشته مدیریت و استفاده موثر از این رشته برای حل مسائل انقلاب اسلامی، توجه به ارزش های بومی موجود است. از همین رو، مدیریت جهادی به عنوان الگوی مدیریتی برآمده از بطن انقلاب اسلامی که مبتنی بر ارزش های ایرانی- اسلامی و در پیوند با علم و دانش روز می باشد، همواره مدنظر مقام معظم رهبری بوده است. نویسندگان این متن، خلاء وجود الگوی سبک رهبری برآمده از شهید طهرانی مقدم به ویژه خلاء تحقیق و بررسی الگوی این سردار شهید را احساس نموده و درصدد پاسخ به چنین مسئله ای برآمده اند. پژوهش حاضر به لحاظ نوع شناسی پژوهش، کاربردی، گذشته گرا و کیفی به حساب می آید. همچنین این پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات از نوع غیرآزمایشیِ توصیفی پیمایشی می باشد. به لحاظ روش شناسی برای گردآوری اطلاعات با توجه به نوع داده ها و اطلاعات در این پژوهش، از روش کتابخانه ای استفاده شده و پس از جمع آوری اطلاعات برای طبقه بندی آن ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردیده است. با بررسی ابعاد و مولفه های زندگانی این فرمانده غیور در مضامین فراگیر زمینه رشد، ظهور شخصیت و شخصیت رهبری میتوان گفت که مولفه های استخراج شده بدیع و بی نظیر است. سه عامل کلیدی در رشد شخصیت شهید طهرانی مقدم شناسایی شده اند: خانواده، مسجد و جریان انقلاب اسلامی. ایمان و اخلاق به عنوان دو ثمره اصلی تربیت او، باعث شکل گیری شخصیت رهبری وی شده است. شهید طهرانی مقدم با ویژگی هایی چون ولایت مداری، تفکر راهبردی، مدیریت بر قلب ها و مدیریت جهادی، الگویی جامع از رهبری ارائه داده که می تواند راهنمایی برای مدیران در محیط های پیچیده امروزی باشد.
۱۱۵۱.

شناسایی عوامل موثر بر مدیریت جهادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مدیریت جهادی در سطح ارتش از طریق روش تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری آن بخش کمی اعضاء هیئت علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان دانشگاه دافوس اجا-ارتش، به تعداد 350 نفر بودند و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بر اساس فرمول کوکران، تعداد 183 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق تکنیک دلفی با پرسشنامه نیمه ساختاریافته و ساختاریافته و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با پرسشنامه 104 گویه ای جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کمی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید (بازبینی مجدد خبرگان)، استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 76/0 تا 929/0) و پایایی ترکیبی (بین 853/0 تا 949/0 ) برآورد و تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، مدل نهایی دارای 4 بعد (رفتار رهبری، رفتار پیرو، زمینه ای و ساختاری) و 22 مولفه بوده است. بیشترین اولویت از لحاظ عملکردی مربوط به بعد ساختاری با میانگین رتبه 66/2،وچهارمین اولویت مربوط به رفتار رهبری با میانگین رتبه 31/2 بوده است. تبیین نظام مند و روشمند مؤلفه های اصلی و فرعی «روحیه جهادی» به عنوان یکی از اصلی ترین لایه های شکل دهنده فرهنگ برای دانشگاهیان (مدیران، اساتید و دانشجویان)، از مهم ترین یافته های پژوهش است.
۱۱۵۲.

طراحی الگوی پیشایندهای اثربخش در رفتار یاری رسان کارکنان دانشگاه پیام نور (یک مطالعه پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۲
 مقدمه و اهداف: رفتار یاری رسان در سازمان ها به عنوان اقدامات داوطلبانه ای تعریف می شود که توسط کارمندان برای کمک به همکارانشان در حل مسائل مربوط به کار یا انجام وظایف صورت می گیرد (قسیم و همکاران، 2022، ص1). رفتار یاری رسان با تقویت همکاری، حل چالش های مرتبط با کار و حفظ روابط مثبت در محل کار، عملکرد کلی سازمان را بهبود می بخشد (بائو و همکاران، 2023، ص1) که می تواند به انسجام و عملکرد تیمی کمک و آن را به ابزاری حیاتی برای موفقیت سازمانی تبدیل کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، اغلب انگیزه و حس هدفمندی بیشتری را تجربه می کنند؛ به ویژه هنگامی که اقدامات آنها نیازهای استقلال، شایستگی و ارتباط را برآورده می کند. تعاملات مثبت یاری رسان می تواند به رضایت شغلی و رفاه عاطفی بالاتر منجر شود (هوانگ، 2024، ص25). انجام رفتار یاری رسان، عواطف مثبت -احساس رضایت و رفاه عاطفی- را افزایش می دهد که باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارکنان می شود و می تواند به افزایش رفتار نوآورانه منجر شود (شن و همکاران، 2022، ص9). رفتار یاری رسان، همکاری و هماهنگی بین کارکنان را تقویت می کند و به عملکرد بهتر وظایف و موفقیت کلی سازمان منجر می شود. رفتار یاری رسان نه تنها به نفع دریافت کنندگان است، بلکه تأثیر مثبت و معناداری روانی یاری رسان را نیز افزایش می دهد که به نوبه خود رفتار نوآورانه را تحریک می کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، تمایل دارند انعطاف پذیری شناختی و خلاقیت بیشتری را تجربه کنند و به نوآوری سازمانی کمک کنند (شن و همکاران، 2022، ص1). از نظر محققان دلیل انتخاب جامعه دانشگاهی این بود که مراکز دانشگاهی نقش محوری در پرورش دانشجویان دارند و رفتارهای یاری رسان در دانشگاه می تواند به ایجاد فرهنگ یاری رسان در جامعه کمک کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و شینبورن در سال1403 انجام شده است. پدیدارشناسی روشی است که کانون توجه آن تجربیات افراد است و به منظور درک پدیده ها از طریق تجارب انسانی، توسعه یافته اس ت (محمودپور و همکاران، 1402، ص16). در مطالعه حاضر جامعه پژوهش شامل استادان و متخصصان رشته مدیریت دانشگاه پیام نور استان تهران بود. انجام نمونه گیری به صورت هدفمند و با مراجعه به مراکز دانشگاه پیام نور استان تهران صورت پذیرفت و دربرگیرنده 18 تن از استادان و متخصصان خبره رشته مدیریت دانشگاه پیام نور بود و در برخی موارد هم از روش گلوله برفی انجام گرفت. بدین صورت که پس از پیاده سازی کامل مصاحبه ها، هر مصاحبه توسط پژوهشگر چندین بار مرور و فعالانه مورد قضاوت قرار گرفت. سپس مصاحبه ها به صورت خط به خط مطالعه و نکات اساسی شناسایی شد. معیارهایی که مشخص کننده هریک از نکات اساسی بود، تعیین شدند و یک برچسب یا عنوان به آن تعلق گرفت. در مرحله بعد، معیار ها براساس ارتباطشان با یکدیگر در خوشه های مختلف قرار گرفتند و برای هر خوشه یک نام در نظر گرفته شد. به این ترتیب معیار های فرعی شکل گرفت. یافته ها: براساس درک و تجربه طرفداران از مفهوم الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمد و مطابق با داده های کیفی گردآوری شده براساس تحلیل داده ها، در مجموع 78 زیرمعیار، 16 معیار فرعی و 6 معیار اصلی، استخراج و طبقه بندی شدند. معیارهای فرعی پژوهش شامل عوامل مدیریتی، پویایی اجتماعی، سیاست های سازمانی، حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران، کیفیت محیط کار، مشارکت روان شناختی، موقعیت های استرس زا، عوامل معنوی، عوامل دینی، عوامل شخصی، آموزش و توسعه، مسئولیت شغلی، جهت گیری فرهنگی، سبک های ارتباطی، سبک های تصمیم گیری، رهبری و فرهنگ سازمانی بود. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه ها با شرکت کنندگان در طراحی الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمده است. معیار اول، شامل دو معیار فرعی به شرح عوامل مدیریتی و پویایی اجتماعی بود. معیار دوم، شامل سیاست های سازمانی بود. عوامل سیاسی در دانشگاه ها مانند ادراک بی عدالتی، رقابت برای منابع کمیاب، نقش های مبهم و رهبری سیاسی تمایل دارند رفتارهای کمک کننده کارکنان را تضعیف کنند. آنها تمرکز را از موفقیت و همکاری جمعی به بقا و پیشرفت فردی تغییر می دهند و به کاهش روحیه، اعتماد و همکاری بین کارکنان منجر می شوند. معیار سوم، شامل حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران و کیفیت محیط، مشارکت روان شناختی و موقعیت های استرس زا بود. بنابراین، دانشگاه پیام نور به منظور توسعه و پرورش فرهنگ کمک رسانی باید این ابعاد را در نظر بگیرند؛ از جمله انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش. معیارهای چهارم و پنجم شامل عوامل معنوی و فردی بود. عوامل شخصی مؤثر بر رفتار یاری رسان، ریشه در ویژگی های شخصیتی دارد، آموزش و توسعه با تجهیز کارکنان به مهارت ها، نگرش ها و تعهد سازمانی لازم، بر رفتار کمک رسانی تأثیر می گذارد. معیار ششم، که شامل عوامل فرهنگی بود می توان گفت: رفتار یاری رسان کارکنان یک پدیده مجزا نیست؛ بلکه عمیقاً تحت تأثیر تعامل جهت گیری فرهنگی، شیوه های ارتباطی، رویکردهای تصمیم گیری، سبک های رهبری و فرهنگ سازمانی قرار دارد. رفتار یاری رسان کارکنان چندبعدی و با تعامل پیچیده ای از ویژگی های شخصی، تجربیات آموزشی و توسعه ای و مسئولیت های شغلی شکل می گیرد. جوامع دانشگاهی که نیازمند پرورش فرهنگ کمک رسانی هستند، باید ابعاد انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه جامع و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش را در نظر بگیرند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل معنوی همراه با سایر عوامل، محرک قدرتمندی برای رفتارهای یاری رسان در محیط کار هستند که اغلب نادیده گرفته می شوند. پیشنهاد می شود مدیریت دانشگاه پیام نور با تقویت اعتماد، مشارکت و قدردانی محیط هایی ایجاد کنند که در آنها رفتار یاری رسان رشد کند و به همکاری، روحیه و عملکرد کلی بهتر منجر شود..
۱۱۵۳.

بررسی چالش های سلامت اداری با تأکید بر مضمون کاوی بیانات مقام معظم رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: باوجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران و تدوین اسناد بالادستی، توصیه ها و سیاست های ابلاغی متعدد در حوزه سلامت اداری، شواهد نشان دهنده استمرار و حتی برخی تعمیق چالش های ساختاری، فرهنگی و رفتاری در نظام اداری کشور است؛ به طوری که فاصله میان آرمان های ترسیم شده در بیانات مقام معظم رهبری و وضع موجود، همچنان محسوس است. این شکاف نه تنها از طریق مشاهدات کیفی و گزارش های کلی قابل درک است، بلکه در ارزیابی های کمّی و بین المللی نیز با وضوح بیشتری خود را نشان می دهد. برای مثال، شاخص ادراک فساد (CPI)، که توسط سازمان شفافیت بین الملل منتشر می شود، وضعیت ملموس و نگران کننده ای از این چالش را ارائه می دهد. باوجود تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری بر ضرورت مقابله با فساد و توسعه سلامت اداری، موانع قابل توجهی همچنان بر سر راه تحقق این هدف اساسی باقی است؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر شناسایی و طبقه بندی اصلی ترین مضامین سلامت اداری در بیانات مقام معظم رهبری طی دو دهه اخیر، تحلیل و تبیین چالش ها و موانع تحقق سلامت اداری در سه سطح ساختاری، فرهنگی و رفتاری بر مبنای مضامین بیانات رهبری، مقایسه ابعاد رویکرد سلامت اداری در بیانات مقام معظم رهبری با دیدگاه های بین المللی و شناسایی تفاوت ها و اشتراکات کلیدی، استخراج راهکارهای عملی و سیاستی متناسب با نظام اداری ایران براساس تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری است. در نهایت این تحقیق با تبیین مدل مفهومی مبتنی بر رویکرد بومی و دینی، بستری برای ارائه راهکارهای عملی و راهبردی به سیاست گذاران و مدیران نظام اداری کشور فراهم می کند. روش: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و شیوه اجرا، کیفی است و به منظور شناسایی و تحلیل عمیق چالش های سلامت اداری با تأکید بر مضمون کاوی بیانات مقام معظم رهبری، روش تحلیل مضمون استقرایی به کار رفته است. راهکار اجرایی تحقیق، الگوریتم شش مرحله ای تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) است که جزئیات هر مرحله به شرح زیر بیان می شود: ابتدا کلیه بیانات، سیاست های ابلاغی و اسناد رسمی مرتبط از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ گردآوری شد. در مرحله بعد متن داده ها به صورت خط به خط مطالعه شد و هر مفهومی که مرتبط با سلامت اداری، چالش ها و راهکارها بود، علامت گذاری و کدگذاری اولیه شد. این کدگذاری بدون پیش فرض قبلی (کاملاً استقرایی) انجام شد. در مرحله بعد مضامین شکل گرفته، به دو صورت داخلی (درون داده ها) و بیرونی (در مقایسه کلی با کل داده ها) بررسی شدند تا ارتباط درونی، انسجام و تمایز آنها احراز شود. در صورت لزوم، ادغام یا تفکیک مضامین انجام و مضامین نامناسب حذف یا اصلاح شدند. در این مرحله توضیح و توصیف دقیق محورهای شناسایی شده انجام، و دلیل اهمیت هر مضمون در زمینه سلامت اداری در نظام جمهوری اسلامی ایران تبیین شد و در آخرین مرحله، یافته ها به صورت شبکه مضامین (شامل مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده، و مضمون فراگیر) و در قالب جدول و نمودار ارائه شد. اقتباس ها و شواهد متنی از بیانات مقام معظم رهبری جهت پشتیبانی مضامین آورده شد و مدل پیشنهادی برای ارتقای سلامت اداری ارائه شد. نتایج: فرایند جمع آوری داده ها در این پژوهش بر مبنای رویکرد متنی-زمینه ای و از طریق گردآوری و تحلیل نظام مند بیانات مکتوب و شفاهی مقام معظم رهبری، شامل سخنرانی ها، پیام ها، و ابلاغیه های رسمی ایشان در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ صورت گرفت. این بیانات به دلیل ماهیت راهبردی، جامع نگر و چهارچوب مند خود، منبعی غنی برای استخراج مضامین کلیدی مرتبط با سلامت اداری و چالش های آن در نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند. برای تحلیل داده ها، رویکرد تحلیل مضمون شش مرحله ای براون و کلارک (۲۰۰۶) به کار گرفته شد. مضامین سازمان دهنده استخراج شده از بیانات مقام معظم رهبری – حکمرانی شفاف و مردم پایه، نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر، تقویت سرمایه فرهنگی و اخلاقی، و عدالت و کارآمدی ساختاری – همگی با ابعاد سه گانه سلامت اداری (ساختاری، فرهنگی، و رفتاری)، که در بخش مبانی نظری به آن اشاره شد، همخوانی و ارتباط معناداری دارند. برای مثال، حکمرانی شفاف و مردم پایه و عدالت و کارآمدی ساختاری مستقیماً به بعد ساختاری سلامت اداری (نظیر شفافیت فرایندها، شایسته سالاری و اصلاح ساختارها) و نیز ابعاد رفتاری (مشارکت مردم و رفتار عادلانه مدیران) اشاره دارند. نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر نیز هم شامل جنبه های ساختاری (سازوکارهای نظارتی) و هم جنبه های رفتاری (مسئولیت پذیری فردی و سازمانی) می شود. در نهایت، مضمون تقویت سرمایه فرهنگی و اخلاقی نیز با تأکید بر ارزش هایی چون وجدان کاری، امانت داری و اخلاق حرفه ای، به عمق بعد فرهنگی و اخلاقی سلامت اداری می پردازد. این همپوشانی نشان می دهد که دیدگاه بومی و دینی استخراج شده، نه تنها تئوری های رایج را نقض نمی کند، بلکه به آنها ابعادی عمیق تر و جامع تر، به ویژه در بستر فرهنگی-اسلامی ایران، می افزاید و تأکید می کند که سلامت اداری فراتر از صرف مبارزه با فساد است و یک نظام چندوجهی و ایجابی محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش به وضوح نشان می دهد که سلامت اداری در نظام جمهوری اسلامی ایران فراتر از یک مفهوم صرفاً سلبی (فقدان فساد)، یک پدیده ایجابی و راهبردی است که در قالب چهار محور پویا و درهم تنیده بازتعریف می شود: حکمرانی شفاف و مردم پایه، نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر، سرمایه فرهنگی اخلاقی، و عدالت و کارآمدی ساختاری. تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری روشن کرد که ریشه و بقای سلامت اداری بیش از هر چیز در تعامل مستمر و متقابل اصلاح نگرش ها، تحول فرهنگ سازمانی، شفافیت ساختاری و پاسخگویی دائمی مدیران و کارکنان نهادینه است. هرگونه تحول صرفاً ساختاری بدون توجه به ابعاد اخلاقی و سرمایه معنوی نظام اداری، ناکافی و کم اثر خواهد بود. مدل مفهومی لایه ای و پویای ارائه شده در این تحقیق بر تقویت بُن مایه های انسانی، اتکا به دانش و بینش اسلامی-ایرانی، توسعه سامانه های شفافیت و پاسخگویی، و همچنین، ایجاد عدالت واقعی در سیاست گذاری های منابع انسانی و ساختارهای سازمانی تأکید دارد. مضمون کاوی عمیق بیانات رهبری نشان می دهد که راهکارهای تحول اداری نه فقط در اسناد و آیین نامه ها، بلکه باید در سلوک حرفه ای روزمره و التزام قلبی-سازمانی مدیران و کارکنان بازتاب یابد. چنین الگویی فراتر از نسخه های صرفاً اجرایی یا سیاست محور، رویکردی تلفیقی، بومی و سیستمی را پیشنهاد می کند که قابلیت پیگیری و ارزیابی عملی در سطح کلان نظام اداری را فراهم می آورد و به شکل مؤثری به سؤال اصلی پژوهش پاسخ می دهد. تقدیر و تشکر: از همه استادان و صاحب نظرانی که نگارندگان را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش وجود ندارد.
۱۱۵۴.

فراترکیب باورهای اسلامی اخلاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه و اهداف: مقدمه و هدف: امروزه اخلاق سازمانی، به ویژه با رویکرد اسلامی، از دغدغه های مهم مدیران و کارگزاران جامعه است. اخلاق سازمانی نقش کلیدی در تعاملات، انجام وظایف و مسئولیت اجتماعی سازمان و افراد سازمانی ایفا می کند. نهادینه سازی اخلاق اسلامی در سازمان، که مرتبه ای مطلوب در اسلامی سازی است، فراتر از رعایت صرف الزامات فقهی-حقوقی بوده و مستلزم تحول در باورها و نگرش های افراد است (نقی پورفر، ۱۳۹۰). پژوهش ها نشان می دهد التزام عملی به اخلاق اسلامی، پیامدهای مثبت فردی، شغلی، سازمانی و اجتماعی به دنبال داشته و بر بهره وری مؤثر است (امیدوار و همکاران، ۱۴۰۲). پایدارترین روش برای ترویج اخلاق، ایجاد تغییر در دانش و نگرش هاست (رضائیان، ۱۳۸۰). از دیدگاه آموزه های اسلامی، ارزش واقعی یک رفتار اخلاقی هنگامی است که از پشتوانه اعتقادی (حسن فاعلی) و نیز صحت نفس عمل (حسن فعلی) برخوردار باشد (مصباح یزدی، ۱۳۷۹). بنابراین، اخلاق سازمانی به طور عمیقی با مبانی ارزشی و اعتقادی مرتبط است و افراد زمانی برای عمل برانگیخته می شوند که نسبت به آن بینش و باور داشته باشند. آموزه های اسلامی با ارائه یک نظام اخلاقی جامع، تکیه بر فطرت انسانی و مسئولیت پذیری در برابر خداوند، پایه نظری مستحکمی برای اخلاق در سازمان ها می توانند فراهم کنند. اگرچه پژوهش های متعددی در زمینه اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی انجام شده، اما شناسایی باورهای محوری این حوزه به طور مستقل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، این پژوهش با تمرکز بر سطح فردی (مدیران و کارکنان)، به دنبال شناسایی، ترکیب و تبیین باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی با مراجعه به منابع اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای اسلامی است. روش: فرامطالعه روشی برای بررسی عمیق پژوهش های پیشین در یک حوزه است که در چهار قالب فراتحلیل، فراروش، فرا نظریه و فرا ترکیب انجام می شود. این پژوهش، با هدف کاربردی و به روش کیفی، از نوع فرا ترکیب است و از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است که شامل تعیین پرسش، جستجو و انتخاب منابع، بررسی متون، استخراج اطلاعات، تحلیل و ترکیب یافته ها، کنترل کیفیت و ارائه نتایج است. داده ها از مطالعات اولیه در زمینه های مختلف اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی و از طریق پایگاه هایی چون نور، SID و اسکاپوس گردآوری شد. از بین ۸۸ مقاله، پس از پالایش، ۳۲ مقاله مناسب انتخاب شد. با تحلیل محتوای منابع و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا ۱۷۹ کد استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری، به ۱۲۲ مضمون پایه کاهش یافت. این مضامین در نهایت در ۲۰ مضمون سازمان دهنده و ۴ مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در مرحله کنترل کیفیت، دو پرسش اصلی مطرح شد: تأیید این باورها توسط آموزه های اسلامی و ارتباط آنها با اخلاق سازمانی. برای اطمینان، باورهای استخراج شده افزون بر استناد به برداشت پژوهشگران اسلامی، مستقیماً با مراجعه به قرآن و روایات مورد بررسی و تأیید قرار گرفتند. همچنین، این باورها به پنج متخصص وخبره حوزه و دانشگاه عرضه شد و ارتباط تمامی آنها با اخلاق سازمانی مورد تأیید نهایی قرار گرفت. اگرچه سنجش میزان تأثیر هر باور نیازمند پژوهش کمّی مستقل است، اما این مطالعه چهارچوب جامعی از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی ارائه می دهد. یافته ها: در این پژوهش، چهار دسته محوری از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی را شناسایی شده است: باورهای توحیدمحور: شامل دو مضمون سازمان دهنده «حکمرانی الهی بر تصمیم و عمل» و «حکومت دانای روزی رسان» است. این باورها با تأکید بر حضور و نظارت مطلق خداوند، و رزاقیت او، زیربنای اخلاص و مسئولیت پذیری را شکل می دهند. باورهای معادنگر: در دو محور «قیامت آینه تمام نمای اعمال» و «محاسبه دقیق اعمال» دسته بندی می شوند. این باورها با ایجاد انگیزه پاسخگویی در برابر حسابرسی عادلانه، قوی ترین مکانیسم خودکنترلی را ایجاد می کنند و فرد سازمانی را نسبت به کوچک ترین اعمالش آگاه و مسئول می کنند. باورهای تکلیف گرایانه: مناصب را امانت و پلکان اخروی می دانند و کار را دارای ارزش و قداست فوق العاده می شمرند. این نگرش، رفتارهای اخلاقی مانند شایسته سالاری، درستکاری، کسب حلال و پرهیز از کم کاری و کسب حرام را تقویت می کند و سنگ بنای مسئولیت پذیری سازمانی است. در این دیدگاه، مدیریت یک تکلیف و خدمتگزاری است و قدرت، ابزاری برای آزمون الهی محسوب می شود. باورهای کرامت محور: با تأکید بر کرامت ذاتی افراد، سازمان را بر پایه مضامینی چون مسئولیت فراگیر انسان، مدیر به عنوان نماد اخلاق، عبادت بودن خدمت به دیگران، حرمت حقوق دیگران و همکاری کریمانه بنا می نهند. این چهارچوب فکری یکپارچه، رابطه اعضای سازمان را بر اخوت و برادری دینی استوار و سازمان را به جامعه ای مبتنی بر کرامت، خدمت و همکاری تبدیل می کند. این باورهای اسلامی، نگرش فرد سازمانی را تغییر داده، معیار درونی ایجاد می کند و انگیزه های فرامادی را تقویت می نماید که در نهایت به رفتارهای اخلاقی منجر می شود. نتیجه گیری: باورهای توحیدمحوری، هسته مرکزی و اساس دیگر باورهاست که چرایی مسئولیت پذیری را تبیین می کند. باورهای معادنگر، موتور محرک و ضمانت اجرای درونی را ایجاد می کند. باورهای تکلیف گرایانه با قداست بخشیدن به کار، چگونگی عمل را مشخص و باورهای کرامت محور، قواعد روابط بین ذی نفعان را تنظیم می نماید. این چهارچوب در یک نظام یکپارچه با هم ارتباط داشته و اخلاق سازمانی اسلامی، تجلی همین نظام اعتقادی است. در تقابل با پارادایم غربی که اخلاق را بر پایه فایده گرایی یا الزامات قانونی بنا می کند، منبع نهایی الزام اخلاقی در این دیدگاه، رضایت الهی و پاسخگویی در پیشگاه خداوند است. قوی ترین مکانیسم نظارتی، نظارت درونی ناشی از باور به علم مطلق خدا و محاسبه اخروی است. همچنین، انگیزه اصلی رفتار اخلاقی در این نگاه، کسب رضایت الهی و انجام تکلیف است، نه انگیزه های مادی و خارجی رایج در ادبیات غربی. نوآوری اصلی این پژوهش، ارائه چهارچوبی نظام مند و جامع از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی است که از طریق روش فراترکیب تدوین شده است. این چهارچوب نشان می دهد اخلاق سازمانی اسلامی صرفاً یک مجموعه آداب نیست، بلکه خروجی یک جهان بینی یکپارچه است. این دستاورد، قابلیت تبدیل شدن به یک چهارچوب نظری برای توسعه شاخص های بومی اخلاق سازمانی و طراحی برنامه های آموزشی با اثربخشی بالاتر را دارد؛ زیرا به جای تمرکز بر رفتار، به درمان ریشه های اعتقادی و درونی می پردازد. تقدیر و تشکر: برخود لازم می دانم از خبرگان، ناظران و سردبیر و مسئولین محترم مجله، تشکر و قدردانی نمایم. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسنده در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده است. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود..
۱۱۵۵.

طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه و اهداف: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد که باعث شناسایی بهتر نیازهای جامعه و بهبود کیفیت خدمات می شود. هدف این پژوهش طراحی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. مقاله حاضر مبانی فلسفی تفسیری داشته و جهت گیری آن توسعه ای است. رویکرد این پژوهش استقرایی و کیفی است. نوع پژوهش میدانی بوده و از نظریه داده بنیاد استفاده می کند. نمونه گیری نظری از طریق مصاحبه با 20 نفر از (حلقه های میانی) سازمان خدمات تأمین اجتماعی شهر کرمانشاه به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انجام شده است. طبقات کدگذاری باز با انجام کدگذاری محوری به یکدیگر پیوند داده شدند و برای شکل دادن تئوری داده، در طی کدگذاری انتخابی پالایش شدند. یافته های پژوهش در قالب مدل پارادایمی مدل مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به عنوان مقوله محوری (عدم استفاده ابزاری از مردم و مشارکت مردم در اقدامات اجرایی)، شرایط علّی (حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل نهادهای مردمی)، عوامل زمینه ای (حمایت از مشارکت مردمی و حمایت از طرح های اجرایی مردم)، شرایط مداخله گر (واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی زیر سایه مردم)، راهبردهای تعاملی (بهره مندی از نظرات مردمی و بهره مندی از حمایت های مالی مردمی) و پیامدها (حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و حمایت از درخواست و مطالبات مردمی) طراحی شده است. مدل ارائه شده می تواند راهنمایی برای برنامه ریزی استراتژیک مدیران سازمان تأمین اجتماعی باشد که با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب از مزایای آن بهره مند شوند. مقدمه و اهداف: سازمان ها به عنوان ابزارهایی برای دستیابی به نتایج ارزنده ایجاد شده اند و پاسخگویی در آنها، به ویژه در سازمان های دولتی، از ارکان دموکراسی است. این پاسخگویی به دلیل خطر سوءاستفاده از قدرت، اهمیت ویژه ای دارد. در ایران، نظام تأمین اجتماعی از سال ۱۳۰۱ آغاز شده و سازمان تأمین اجتماعی به عنوان رکن اصلی آن فعالیت می کند. این سازمان حدود ۱۳ میلیون بیمه شده و بیش از 5/2 میلیون مستمری بگیر دارد؛ اما بسیاری از افراد در بخش های غیررسمی از مزایای آن بی بهره اند. موفقیت نظام تأمین اجتماعی نیازمند چهارچوب های قانونی قوی و هماهنگی درونی است. در نظام های مردم سالار، حاکمیت قانون بر روابط عمومی و دولت حاکم است و باید به طور یکسان اجرا شود. انقلاب اسلامی ایران در قرن بیستم با تأکید بر ارزش های دینی، تحولی عمیق در ساختار حکومتی ایجاد کرد و به عنوان الگویی برای دیگر ملت ها عمل کرد. بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، نقشه راهی برای خودسازی و جامعه سازی در چهل سال آینده ارائه داده است. این بیانیه شامل توصیه هایی در زمینه های مختلف است و نادیده گرفتن آن می تواند به انحراف در سیاست گذاری منجر شود. پژوهش حاضر به بررسی نحوه طراحی الگوی مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با توجه به این بیانیه می پردازد. روش : هدف این پژوهش طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تأکید بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب است. این پژوهش با رویکرد تفسیری و توسعه ای، از روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد Corbin و Strauss (2014) بهره می برد. با توجه به نارسایی های موجود در مدل های پیشین، این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی جوانب مختلف و شرایط سازمان ها، نگاهی عمیق تر به مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی ارائه دهد. پرسش های اصلی پژوهش شامل چرایی و چگونگی ارزیابی خدمات تأمین اجتماعی است. به دیگرسخن، عواملی که ضرورت حرکت به سمت مردمی سازی را ایجاد می کنند، زیرساخت های لازم، عوامل مداخله گر و راهبردهای قابل پیش بینی بررسی می شود. جامعه آماری شامل نمایندگان مردمی در کرمانشاه، از جمله مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی و ارباب رجوعان است. داده های مصاحبه به کمک کدگذاری باز، محوری و گزینشی با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند و مدل پارادایمی پژوهش ارائه شد. برای تضمین روایی و پایایی، از روش ارزیابی لینکلن و گوبا استفاده شد. اعتبار با تأیید فرآیند پژوهش و مشاوره با متخصصان تأمین شد. همچنین، اطمینان پذیری با ثبت دقیق جزئیات پژوهش و تأییدپذیری از طریق نگهداری مستندات مراحل پژوهش تضمین شد. نتایج : در این پژوهش، پس از انجام مصاحبه ها، یادداشت های مربوط به آنها در نرم افزار Word ثبت و کدهای اولیه استخراج شد. در مجموع، 83 کد اولیه از 20 مصاحبه به دست آمد. با رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه های بعدی، کدهای استخراجی تأیید شدند. مراحل پژوهش شامل استخراج مفاهیم در کدگذاری باز «اولیه» و تشکیل مقوله های اصلی در کدگذاری باز «ثانویه» بود که در نهایت به ایجاد 6 مقوله اصلی منجر شد. جداول (3 الی 9) مختلف شامل نمونه هایی از کدگذاری و مقوله ها ارائه شده است. برای مثال، مقوله های اصلی شامل حمایت از مردم، مشارکت مردم، و عدالت خواهی مردمی هستند. این مقوله ها به تفصیل در جداول مختلف شامل کدهای باز و مفاهیم مرتبط دسته بندی شده اند. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شناسایی و مدل پارادایمی پژوهش (شکل 1) ترسیم شد. این مدل به بررسی و تحلیل داده ها کمک می کند و می تواند به عنوان نقشه راهی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی در شهر کرمانشاه استفاده شود. این نتیجه گیری ها می توانند به بهبود فرآیندها و ارتقاء کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کنند. بحث و نتیجه گیری: مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی به فرآیند مشارکت فعال شهروندان در طراحی و اجرای این خدمات اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی برای مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی با تمرکز بر حلقه های میانی گام دوم انقلاب اسلامی است. این مدل بر این باور استوار است که برای ارائه خدمات مؤثر، مردم باید در مراحل تصمیم گیری و اجرای خدمات نقش داشته باشند. این مشارکت می تواند به شناسایی دقیق تر نیازها و بهبود کیفیت خدمات منجر شود. شرایط علّی مدل شامل حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل آنهاست که به عنوان واسطه هایی برای انتقال خواسته ها و نیازهای شهروندان عمل می کنند. عوامل زمینه ای نیز نقش مهمی دارند؛ حمایت از مشارکت مردمی و تأمین منابع مالی می تواند این روند را تسهیل کند. شرایط مداخله گر شامل واگذاری بخشی از مسئولیت ها به مردم و برقراری عدالت سازمانی است که حس تعلق و مسئولیت اجتماعی را تقویت می کند. راهبردهای تعاملی شامل بهره مندی از نظرات مردمی و حمایت های مالی است که می تواند به بهبود کیفیت خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. پیامدهای این مدل شامل حمایت از تصمیم گیری نهادهای مردمی و توجه به درخواست های مردمی است. با توجه به چالش ها و محدودیت های موجود در پژوهش های مشابه، پیشنهاداتی برای بهبود کیفیت پژوهش های آینده ارائه شده است؛ از جمله استفاده از روش های کمّی، گسترش دامنه تحقیق و بررسی عوامل محدودکننده. این اقدامات می تواند به شفاف سازی و بهبود فرآیند مردمی سازی خدمات تأمین اجتماعی کمک کند. تقدیر و تشکر: بر خود لازم می دانیم از دوستانی که ما را در نوشتن این مقاله یاری نمودند، تشکر و قدردانی نماییم. تعارض منافع : در مقاله بین نویسندگان تعارض منافعی وجود ندارد.
۱۱۵۶.

تبیین رابطه اثرگذاری معنویت در محیط کار و جو اخلاقی بر وفاداری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در عصر حاضر، کار به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی تبدیل شده و وفاداری کارکنان، به عنوان سرمایه های ارزشمند سازمان، نقش بی بدیلی در بقا و موفقیت سازمان دارد (خائف الهی و همکاران، 1396). وفاداری سازمانی به معنای حمایت از اهداف سازمان و تعهد عاطفی به ارزش های آن است (قلی پور و همکاران، 1400؛ حریری و همکاران، 1393). این وفاداری با معنویت و جو اخلاقی در محیط کار رابطه ای نزدیک دارد؛ به طوری که درک معنای عمیق در کار و همسویی با ارزش های سازمانی، تمایل به وفاداری را افزایش می دهد (مالک و بشارت، 2011). با توجه به اهمیت وفاداری سازمانی، شناسایی عوامل مؤثر بر آن مانند معنویت و جو اخلاقی در محیط کار برای آموزش و پرورش ضروری است. درک تأثیر این عوامل و اجرای راهکارهای بهبود آنها، می تواند وفاداری معلمان را افزایش دهد. نتیجه این فرآیند، پرورش معلمانی متعهد و دارای انگیزه درونی است که مسئولانه و فراتر از وظایف رسمی، در راستای اهداف مدرسه و ارتقای نظام آموزشی گام برمی دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف «تبیین رابطه مؤثر معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان مدارس ابتدایی شهر قم» انجام می شود. اهداف ویژه مطالعه عبارت اند از: ۱. تعیین رابطه مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همبستگی و هم راستایی ارزش ها) و وفاداری سازمانی معلمان؛ ۲. تعیین رابطه بین مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی و توجه، مقررات، ابزاری، حرفه ای گرایی و مستقل) و وفاداری سازمانی معلمان؛ و ۳. تعیین رابطه بین مؤلفه های معنویت در محیط کار با جو اخلاقی معلمان. این پژوهش در پی ارائه چهارچوبی برای ارتقای تعهد و اثربخشی معلمان است. روش: این پژوهش با روش توصیفی-همبستگی و با هدف پیش بینی وفاداری سازمانی معلمان براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آنان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان، ۲۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک های ورود شامل تمایل به مشارکت و حداقل ۵ سال سابقه خدمت در دوره ابتدایی بود. برای جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد استفاده شد که عبارت اند از: پرسش نامه معنویت در محیط کار میلایمن و همکاران (۲۰۰۳)، پرسش نامه جو اخلاقی کالن و همکاران (۱۹۹۳) و پرسش نامه وفاداری سازمانی ولز و همکاران (۲۰۰۸). در مرحله تحلیل، ابتدا فرض نرمال بودن توزیع داده ها برای همه متغیرهای اصلی و مؤلفه ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنف بررسی شد. نتیجه این آزمون نشان می دهد سطح معناداری برای همه متغیرها بیشتر از ۰.۰۵ است که بر نرمال بودن داده ها دلالت دارد. با احراز این شرط، امکان استفاده از آزمون های پارامتریک فراهم آمد. براساس این، برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و برای بررسی فرضیه اصلی تحقیق (براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی می توان وفاداری سازمانی را در معلمان دوره ابتدایی پیش بینی نمود) از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. تمامی محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نمونه پژوهش متشکل از ۲۶۰ معلم ابتدایی شهر قم بود که عمدتاً مرد (۶۴درصد)، در بازه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال (7/47درصد) و با سابقه خدمت کمتر از ده سال (7/57درصد) بودند. از نظر وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش، میانگین و انحراف معیار نمرات معنویت در محیط کار 67/3±91/0 در حد متوسط، جو اخلاقی 08/3±69/0 از حد متوسط پایین تر، میانگین و انحراف معیار وفاداری سازمانی 09/4±83/0 بالاتر از حد متوسط بوده است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد تمامی مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی، مقررات و حرفه ای گرایی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار (۰۱/۰>p) دارند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد مؤلفه های معنویت در محیط کار در مجموع 2/23درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند که در این میان، احساس یکپارچگی و همبستگی (۳۴۹/۰=β) قوی ترین پیش بین بود. مؤلفه های جو اخلاقی نیز 1/27درصد از این واریانس را پیش بینی کردند که حرفه ای گرایی (۹۶۳/۰=β) بیشترین سهم را داشت. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را تبیین نمود که احساس یکپارچگی و همبستگی (۹54/۰=β) بیشترین سهم را داشت. تحلیل مسیر نهایی با شاخص های برازش مطلوب (۰۹/۰>GFI ،۱/۰RMSEA<) تأیید کرد که معنویت در محیط کار هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق جو اخلاقی، بر وفاداری سازمانی معلمان تأثیر معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی رابطه معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان ابتدایی قم انجام شد و مدلی یکپارچه را برای نخستین بار آزمود. یافته ها نشان می دهد میانگین وفاداری سازمانی بالاتر از حد متوسط، معنویت در حد متوسط و جو اخلاقی پایین تر از متوسط است. تمامی مؤلفه های معنویت (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و جو اخلاقی (مانند حرفه ای گرایی و علاقه مندی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون مشخص کرد مؤلفه های معنویت 2/23درصد و مؤلفه های جو اخلاقی 1/27درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را پیش بینی نمود. تحلیل مسیر نیز نشان می دهد معنویت هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق جو اخلاقی) بر وفاداری تأثیر دارد. در تبیین نتایج می توان براساس نظریه معناسازی (ویک، ۱۹۹۵) اشاره کرد که معنویت با ایجاد کار معنادار، انسجام و همسویی ارزشی، ابهام نقش را کاهش داده و فرآیند معنابخشی مشترک و وفاداری را تقویت می کند. همچنین، طبق نظریه رفتار اخلاقی (رست، ۱۹۸۶)، جو اخلاقی مثبت، حساسیت و انگیزش اخلاقی معلمان را افزایش داده و از طریق تقویت اعتماد و تعهد، به وفاداری بلندمدت منجر می شود. این یافته ها با مطالعات پیشین داخلی و خارجی همسو است. در نتیجه، تقویت معنویت و جو اخلاقی در مدارس از طریق اقداماتی مانند آموزش مدیران، بازنگری در نظام پاداش و بهبود روابط انسانی می تواند به افزایش وفاداری، ماندگاری و بهره وری معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزشی بینجامد..
۱۱۵۷.

بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاق با نقش میانجی انگیزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و اهداف: در دنیای رقابتی امروز، منابع انسانی به عنوان یکی از ارکان اصلی سرمایه فکری و اجتماعی، نقش کلیدی در موفقیت سازمان ها ایفا می کنند. ازاین رو، مدیریت منابع انسانی، بر لزوم مدیریت مؤثر سرمایه انسانی درجهت اثربخشی سازمانی تأکید دارد و سرمایه انسانی زمانی تأثیرگذار خواهد بود که در بستری همراه با آموزش، سلامت شغلی و توسعه ارزش های اخلاقی رشد یابد. امروزه مسئولیت اجتماعی و مدیریت منابع انسانی به عنوان دو مفهوم اساسی در ادبیات مدیریت به هم مرتبط شده اند. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر به ویژه در سازمان های آموزشی، به وسیله ترویج ارزش های اجتماعی و اخلاقی می تواند انگیزه و شرایط لازم را برای معلمان فراهم کند تا آزادانه و نقادانه نظرات و پیشنهادات خود را در جهت بهبود فرآیندهای آموزشی بیان کنند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاق با نقش میانجی انگیزش معلمان دوره ابتدایی شهرستان شاهین شهر بود. امروزه اهمیت آوای اخلاقی در محیط های آموزشی به ویژه در مدارس به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است. آوای اخلاقی به معنای ابراز نگرانی های اخلاقی یا پیشنهادات سازنده درجهت بهبود وضعیت های نادرست است که می تواند در قالب انتقاد سازنده، پیشنهادات اصلاحی یا اعلام نارضایتی از رفتارهای غیراخلاقی به عنوان ابزاری برای اصلاح و ارتقای وضعیت ها به کار رود. در این راستا، مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی که به طورمستقیم با رفتارهای اخلاقی کارکنان در ارتباط است، نقش اساسی در ایجاد فضایی برای ابراز آوای اخلاقی ایفا می کند. این نوع از مدیریت منابع انسانی به ویژه در سازمان های آموزشی به وسیله ترویج ارزش های اجتماعی و اخلاقی می تواند انگیزه و شرایط لازم را برای ابراز نظرات و پیشنهادات در جهت بهبود فرآیندهای آموزشی ایجاد کند و از این طریق به ارتقای کیفیت آموزش کمک نماید. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف کاهش شکاف های تحقیقاتی موجود و بررسی روابط ساختاری بین متغیرهای یادشده طراحی و اجرا شد تا مشخص شود که آیا مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی می تواند بر آوای اخلاقی معلمان تأثیرگذار باشد و نقش انگیزش معلمان به عنوان یک متغیر میانجی در این رابطه چیست؟ روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل 250 نفر از معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر در سال 1403 بود که تعداد 151 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی (اورلیتزکی و سوانسون، 2006)، پرسش نامه انگیزش خودمختار (گریوز و همکاران، 2013)، پرسش نامه انگیزش کنترل شده (گوای و همکاران، 2000) و پرسش نامه آوای اخلاقی (لی و همکاران، 2017) بود. مقیاس های استفاده شده، از نظر روایی سازه، همگرا و محتوایی معتبر تلقی می شوند. پژوهش ها و مقالات مختلف نشان داده اند که این مقیاس ها به طور مؤثری مفاهیم مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی، انگیزش خودمختار، انگیزش کنترل شده و صدای اخلاقی را اندازه گیری کرده اند و به نتایج معتبر و قابل اطمینانی منتهی شده اند. در پژوهش حاضر، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و SMART PLS 3 تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها شامل دو نوع آمار توصیفی و استنباطی است. آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده های جمعیت شناختی نمونه آماری و آمار استنباطی برای بررسی فرضیات تحقیق استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری و آزمون سوبل نشان داد که مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 210/14، که از 96/1 بزرگ تر می باشد، تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر انگیزش خودمختار معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 677/21 تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر انگیزش کنترل شده معلمان مدارس ابتدایی شهرستان شاهین شهر با مقدار T-Value برابر با 474/18 تأثیر معناداری دارد. انگیزش خودمختار بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با T-Value برابر با 099/8 تأثیر معنادار دارد. انگیزش کنترل شده بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با T-Value برابر با 178/11 تأثیر معنادار دارد. مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با میانجی گری انگیزش خودمختار با T-Value برابر با 645/2 تأثیر معنادار دارد و در نهایت مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی بر آوای اخلاقی معلمان شهرستان شاهین شهر با میانجی گری انگیزش کنترل شده با T-Value برابر با 894/3 تأثیر معناداری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی به عنوان یک سازوکارکلیدی، انگیزش معلمان را از دو مسیر انگیزش خودمختار و کنترل شده تقویت می کند. ترکیب این دونوع انگیزش به ایجاد تعادلی پویا میان انگیزش درونی و بیرونی منجر شده که زمینه ساز ارتقای رفتارهای اخلاقی و کیفیت عملکرد آموزشی می باشد. این هم افزایی موجب می شود معلمان ضمن حفظ تعهد ذاتی به اخلاق حرفه ای، تحت تأثیر مشوق های سازمانی نیز به بهبود مستمر عملکرد و رعایت استانداردهای اخلاقی متعهد باشند. ازطرفی تأکید صرف بر سازوکارهای بیرونی مانند پاداش، کنترل و ارزیابی، هرچند در کوتاه مدت اثربخش است؛ اما ممکن است در بلندمدت به تضعیف حس مسئولیت پذیری درونی بینجامد و رفتارهای اخلاقی را مشروط به مشوق ها کند. ازسوی دیگر، انگیزش خودمختار که از درک معنادار شغل، احساس خودکارآمدی و تعلق به ارزش های اخلاقی برمی خیزد، پایدارتر و عمیق تر است؛ اما تحقق آن نیازمند بسترسازی فرهنگی و حمایت های روانی است. اجرای استراتژی های مسئولیت پذیر اجتماعی در مدیریت منابع انسانی می تواند به ارتقای فرهنگ اخلاقی در سازمان ها منجر شود. سازمان های آموزشی باید به مسئولیت های اجتماعی خود توجه داشته و رفتارهای حمایتی اتخاذ کنند تا تأثیر مثبتی بر رفاه اجتماعی و اخلاقی معلمان داشته باشد. براساس این، معلمان به صورت خودجوش انگیزش یافته، نگرانی ها و مسائل اخلاقی محیط را پیگیری و مطرح نموده و خود نیز در رفتارهایشان مسئولیت پذیر و اخلاقی عمل می کنند. در نتیجه به طور تلویحی می توان گفت که مدیریت منابع انسانی مسئولیت پذیر اجتماعی با ایجاد محیطی اخلاقی و حمایتگر باعث تقویت انگیزش خودمختار معلمان می شود. این انگیزش به نوبه خود زمینه ساز افزایش آوای اخلاق خواهد بود؛ زیرا معلمان بیشتر تمایل دارند که در یک فضای شفاف و مسئولانه نگرانی های خود را مطرح کرده و برای بهبود رفتارهای نادرست در محیط آموزشی تلاش کنند. به دیگرسخن، این فرآیند نشان دهنده یک چرخه مثبت است که از یک محیط اخلاقی و مسئولانه شروع می شود و به تقویت رفتارهای اخلاقی و اجتماعی در میان معلمان منجر می شود. تقدیر و تشکر: از معلمانی که در این پژوهش مشارکت داشتند و از نظرات ارزشمند سردبیر و داوران و اعضای محترم فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت قدردانی می نماییم. تضاد منافع: هیچ تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد..
۱۱۵۸.

نقش آفرینی مساجد در توسعه کارآفرینی در مناطق حاشیه نشین؛ پیشران ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه و اهداف: حاشیه نشینی به عنوان یکی از پدیده های اجتماعی عمده در جوامع شهری، ریشه در گسترش ناموزون شهرها، فقر اقتصادی، بیکاری و فروپاشی شبکه های اجتماعی دارد. این پدیده نه تنها ساختار کالبدی شهرها را به هم می ریزد، بلکه موجب گسترش آسیب های اجتماعی، انحرافات رفتاری و کاهش انسجام جامعه می شود. فقر اقتصادی، کمبود امکانات و ایجاد موقعیت جغرافیایی برای انحرافات اجتماعی توسط برخی افراد، که تمایل شدید به ناهنجاری های اجتماعی دارند و خرده فرهنگ های نامناسب را رواج می دهند، از معضلات و آسیب های اجتماعی حاشیه نشینی محسوب می شوند. با سیاست گذاری مؤثر می توان بر توانمندسازی حاشیه نشینان و ایجاد فرصت و فضایی برای ساکنان این مناطق متمرکز شد. دراین میان، کارآفرینی به ویژه کارآفرینی اجتماعی، به عنوان یک راهبرد کلیدی برای توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی ساکنان مناطق حاشیه نشین مطرح شده است. مساجد نیز به عنوان نهادهای مذهبی-اجتماعی در جوامع اسلامی، دارای پتانسیل گسترده ای در زمینه های فرهنگی، آموزشی و اقتصادی هستند و می توانند بستری مؤثر برای شکوفایی کارآفرینی محلی فراهم کنند. باوجوداین، با وجود ظرفیت های ذاتی مساجد، استفاده بهینه از این نهادها در جهت توسعه کارآفرینی هنوز با چالش های متعددی مواجه است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی پیشران ها و موانع نقش آفرینی مساجد در توسعه کارآفرینی در مناطق حاشیه نشین است تا با درک عمیق از این عوامل، راهکارهای عملیاتی برای بهره گیری از ظرفیت های مساجد در راستای کاهش فقر، ایجاد اشتغال و تقویت توسعه پایدار ارائه شود. روش : پژوهش حاضر از نظر روش تحقیق، جزء پژوهش های کیفی است. این پژوهش از نظر جهت گیری پژوهش، توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، 15 نفر از خبرگان کارآفرینی و حوزه است که بیش از شش سال سابقه کاری مرتبط را دارا می باشند و در حیطه اشتغال زایی و کارآفرینی فعالیت کرده اند. برای انتخاب مشارکت کنندگان در پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی و از راهبرد گلوله برفی استفاده شده است و با پیروی از قانون اشباع نظری با 15 نفر از خبرگان این حوزه مصاحبه انجام شد. نحوه جمع آوری اطلاعات در مرحله میدانی، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بوده که پژوهشگر در حین مصاحبه از مصاحبه شوندگان شرح کاملی در مورد اهمیت، فواید و اهداف کلی پژوهش و همچنین، ماهیت داوطلبانه بودن شرکت در پژوهش توضیحات کاملی توسط پژوهشگر به مصاحبه شوندگان ارائه شد. در گام های بعدی از مصاحبه شوندگان، اجازه ضبط مکالمات آنها در طول مصاحبه گرفته شد و به آنها اطمینان داده شد که در فرایند تحلیل، سوءبرداشتی از گفته های آنان نمی شود و همچنین، اطلاعات آنها محرمانه می ماند. در گام بعدی اطلاعات مصاحبه ها به صورت مکتوب درآمد و از اطلاعات به دست آمده کدها استخراج شد. در پایان پژوهش، مضامین تشکیل شده برای اعتبارسنجی و عینیت داشتن به مشارکت کنندگان مرجوع شد تا میزان تطابق نتایج با سخنانشان را بررسی و در صورت صحیح بودن، تأیید کنند. نتیجه بررسی مصاحبه شوندگان، تأیید مضامین انجام شده بود که به گفته خودشان، همه مضامین مطابق با گفته های آنهاست. برای سنجش پایایی پژوهش حاضر، از روش بازآزمون دو کدگذار استفاده شده است. بدین معناکه پژوهشگر به همراه همکاران پژوهش، مصاحبه ها را کدگذاری نموده اند و درصد توافق درون موضوعی به عنوان شاخص و معیار پایایی تحلیل به کار رفته محاسبه شد. در نتیجه پایایی بین کدگذاران برابر 86 درصد است. با توجه به اینکه پایایی پژوهش حاضر بیشتر از 65 درصد است، قابلیت اعتماد کدگذاری مورد تأیید است. تحلیل داده ها طی شش مرحله تحلیل مضمون (آشنایی با داده ها، ایجاد کدهای اولیه، جستجوی مضامین، بررسی یا بازبینی مضامین، تعریف مضامین و تهیه گزارش) انجام شد. نتایج: با تحلیل و بررسی کدهای استخراجی از متن مصاحبه ها و ساخت مضامین مرتبط، مجموعه ای از مضامین فرعی و اصلی در قالب دو دسته پیشران ها و چالش های توسعه کارآفرینی مساجد استخراج شد. پیشران های توسعه کارآفرینی مساجد عبارت است از: توسعه زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری مسجد؛ تسهیل فرایند کارآفرینی و دسترسی به بازار؛ حمایت های مالی و انگیزه های اقتصادی؛ حمایت، رهبری و همکاری نهادی؛ توانمندسازی مدیران و منابع انسانی؛ وجود سرمایه انسانی با انگیزه؛ ایجاد زیست بوم مشارکتی و شبکه ای در مساجد؛ و بازتعریف نقش مسجد و ترویج فرهنگ کارآفرینی در مساجد. این هشت پیشران در سه دسته توسعه زیرساختی؛ سرمایه انسانی توانمند و حمایتگر؛ و مشارکت فراگیر طبقه بندی شدند. همان طورکه مشخص است، بیش از نیمی از پیشران ها به مفاهیمی از جنس نیروی انسانی فعال در درون مسجد برمی گردد. به عبارتی مضامینی که به تعریف نقش ها و نوع وظایف و روابط بین افراد فعال در مساجد اشاره دارند، اکثریت پیشران ها برای توسعه کارآفرینی در مسجد را شامل می شوند. با تحلیل داده ها، چالش های توسعه کارآفرینی مساجد استخراج شد. این چالش ها عبارت است از: محدودیت های نگرشی- فرهنگی به مسجد، ضعف انگیزه درونی مشارکت، ضعف مدیریتی، ضعف جوان گرایی ، ضعف شبکه سازی، محدودیت های زیرساخت فیزیکی مساجد، چالش های فرایند کارآفرینی، چالش های مالی-اقتصادی و چالش های سیاستی-قانونی. این نه چالش در سه دسته چالش های فرهنگی و اجتماعی، چالش های نهادی و مدیریتی، و چالش های زیرساختی و اقتصادی طبقه بندی شدند. این تحقیق با استخراج موانع یا چالش های توسعه کارآفرینی در مساجد مناطق حاشیه نشین، نشان می دهد که باوجود پتانسیل بالای مساجد به عنوان نهادهای اجتماعی و معنوی در توانمندسازی اقتصادی جوامع محروم، موانع متعددی از تحقق این امکان جلوگیری می کنند. این چالش ها تنها محدود به کمبود منابع مالی یا فیزیکی نیستند، بلکه ریشه در نگرش های فرهنگی، ساختارهای مدیریتی، فرایندهای اقتصادی و چهارچوب های سیاستی دارند. بحث و نتیجه گیری: براساس این پژوهش، مشخص شد که مساجد می توانند از نهادهای صرفاً عبادی به مراکز پویای توسعه اقتصادی-اجتماعی تبدیل شوند؛ مشروط بر اینکه عوامل پیشران از جمله توانمندسازی مدیران، تسهیل دسترسی به بازار، ترویج فرهنگ کارآفرینی و تقویت شبکه های مشارکتی فراهم شود. درعین حال، موانع چندبعدی- شامل نگرش های قدیمی نسبت به نقش مسجد، ضعف جوان گرایی، کمبود منابع مالی و قوانین دست وپاگیر- نیازمند راهبردی جامع و هماهنگ با مشارکت نهادهای دینی، دولتی و مردمی هستند. توسعه کارآفرینی در مساجد، تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه تحولی فرهنگی-ساختاری است که مستلزم تغییر ذهنیت ها، ارتقای ساختارهای مدیریتی و ایجاد فضای حمایتی ازسوی سیاست گذاران است. سرانجام، با تحقق این رویکرد، مساجد می توانند به عنوان موتوری مؤثر در کاهش فقر، ایجاد اشتغال و تقویت انسجام اجتماعی در مناطق محروم عمل کنند و الگویی از توسعه پایدار محلی ارائه دهند. پیشنهادهای عملی مانند ایجاد واحد تخصصی کارآفرینی در مساجد، راه اندازی صندوق های قرض الحسنه محلی و برگزاری محافل کارآفرینی جوانان، می توانند گام های مؤثری در جهت تحقق این اهداف باشند.
۱۱۵۹.

بررسی تأثیر مولفه های اعتقادی و رفتاری دینی بر پایبندی به اصول کسب و کار حلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
تلاش برای کسب معیشت، بخش مهمی از فعالیت های زندگی هر انسانی را شکل می دهد. اما آنچه که برای جامعه انسانی بسیار ضروری است، حاکمیت اخلاق و قانون بر این فعالیت هاست. سازوکارهای درونی و بیرونی برای نگهداشت انسان از رفتارهای غیراخلاقی و نادرست، در جوامع مختلف وجود دارد. در جامعه اسلامی، باورهای اعتقادی مانند خداباوری و آخرت گرایی از جمله موضوعاتی است که می تواند این کنترل درونی را تقویت کند. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر خداباوری و آخرت گرایی و انجام عبادات بر پای بندی به اصول کسب و کار حلال در دو موضوع قیمت گذاری و تبلیغات است. این پژوهش در شهر تهران و با روش نمونه گیری دردسترس به صورت میدانی و حضوری از فروشندگان پوشاک انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بر خلاف انتظار اولیه که خداباوری و آخرت گرایی، نمی تواند تأثیری در پای بندی به کسب و کار حلال داشته باشد، این در حالی است که متغیر انجام عبادت دارای تأثیر معنی دار و مثبتی بر پای بندی به کسب و کار حلال است. تفسیر چرایی حصول این نتایج، باید گفت که شکلی از دین باوری در میان جامعه ظهور کرده که اگر چه خود در درون خود، احساس می کنند به خدا و قیامت باور دارند، اما در مقام رفتاری تأثیر این باورها دیده نمی شود و این زنگ هشداری برای دستگاه فرهنگی کشور است که ارتباط وثیقی بین باور و عمل در میان دین باوران جامعه وجود ندارد. اما انجام عبادات طبق آموزه های اسلامی توانسته است کنترل کننده رفتار و بازدارنده انسان از گناه محسوب شود. بر این اساس، بازار اسلامی باید ارتباط بیشتری با نماز، مسجد و اعمال عبادی برقرار کند تا بتواند به پاکی و طهارت بیشتری نائل شود.
۱۱۶۰.

مدیریت جهادی و صدور انقلاب؛ مطالعه تجربه دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی (1364 -1379)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
تجربه جمهوری اسلامی ایران در استفاده از ابزار دیپلماسی حمایتی به عنوان یکی از تجارب درخشان نظام اسلامی صدور انقلاب محسوب می شود. دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی از زمان تأسیس تا انحلال (1364-1379) به عنوان یکی از کارآمدترین نهادهای انقلاب اسلامی در این زمینه شناخته می شوند. در پژوهش حاضر برای کشف الگوی مدیریت جهادی دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی، از بیست ودو نفر از کسانی که در آن مشغول به خدمت بوده اند، مصاحبه گرفته شده است. سپس برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون بهره برده شد. 132 مضمون اولیه ذیل مضامین سازمان دهنده، دسته بندی شدند و درنهایت پنج مضمون فراگیر برای تبیین الگوی دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی در صدور انقلاب اسلامی حاصل شد: روش ها و اهداف، استراتژی های فعالیت، روش های اجرایی، چالش ها و موانع، نتایج و دستاوردها. نتایج این پژوهش نشان می دهد که این دیپلماسی بر بهره گیری از ظرفیت های داخلی و خارجی، مشارکت حداکثری مردم و همکاری های بین المللی تأکید دارد. استراتژی های اجرایی آن شامل استفاده از نیروی داوطلب، ساختار مدیریتی چابک و تبلیغ عملی است که در کنار ارزش های انسانی و اسلامی، اهداف کلانی چون تقویت روابط بین المللی، افزایش نفوذ منطقه ای و بهبود وجهه ایران را دنبال می کرده است. یافته های پژوهش چالش هایی را نیز آشکار می سازد: محدودیت های مالی، تغییرات سیاستی، ضعف در آموزش نیروی انسانی و کارشکنی رقبا.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان