ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۴۷۸۱.

ارائه راهکار فراترکیب به منظور بهبود فرآیند توسعه محصول جدید مبتنی بر مدیریت ریسک محصولات تند گردش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۹
مقدمه و اهداف: با توسعه نسل چهارم صنعت، ترجیحات مشتریان در حال تغییر مداوم بوده و چرخه عمر محصولات کوتاه تر شده است. بنابراین فرآیندهای توسعه محصول جدید در شرکت ها به یک ضرورت تبدیل شده است. دسترسی به صنایع پایدار نیازمند فرآیندی است که در آن ریسک های نوظهور مهار شوند. به بیان دیگر استفاده از مفاهیم مدیریت ریسک در فرایند توسعه محصول جدید می تواند زمینه ساز ارتقاء عملکرد سازمان باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، دستیابی به چارچوبی برای مدیریت ریسک در فرآیند توسعه محصول جدید تند گردش است.  روش: ابتدا تحقیقات مرتبط با توسعه محصول جدید مرور و مفاهیم فرآیند توسعه محصول جدید، ریسک و محصولات تند گردش تعریف گردیده تا بیان مسئله شفاف و نیازمندی به مدیریت ریسک در این حوزه مشخص شود. مطالب این قسمت در قالب دو بخش کلی ادبیات نظری و ادبیات تجربی ارائه شده است. سپس با مرور مطالعات برجسته در این حوزه، از میان 95 مقاله، 18 مورد از مدل های مدیریت ریسک به تفضیل بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طبق تحقیقات، این مقالات برخی از فازهای پنج گانه مدل های مدیریت ریسک و یا گام هایی از آن را بررسی کردند، گاها تغییراتی در مدل ها ایجاد شده است، اما هیچکدام از مدل ها همه فعالیت ها و فازها را پوشش ندادند. سپس با کمک روش فراترکیب و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو، و با در نظر گرفتن همه کاستی ها و نقاط ضعف و قوت مدل های مرور شده، مدل مدیریت ریسک نوینی برای بهبود فرآیند توسعه محصول جدید با 6 گام ارائه و نحوه پیاده سازی مراحل، گام ها و زیرگام های مدل معرفی شد. این مدل علاوه بر داشتن نقاط قوت مدل های موجود، نواقص کمتری نیز دارد. می توان نوآوری این مدل را در ژرف نگری و بیان دقیق گام های اجرایی فرآیند ریسک و همچنین تمرکز بر بهبود مسیر تعیین راهکار پاسخ به ریسک دانست. تاثیر صنعت محصولات تندگردش بر این مدل، در استقلال مدیریت ریسک و نظارت ریسک است. این تحقیق با استفاده از مدل های موجود و مبتنی بر روش فراترکیب استخراج شد و سپس با نظر خبرگان حوزه مدیریت ریسک و متخصصین حوزه محصولات تند مصرف و مطالعه موردی وضعیت فعلی محصول در شرکت گلرنگ بررسی و تکمیل شد. دو معیار عمده برای آزمون صحت و خوب بودن سنجه ها، روایی و پایایی است. سنجش روایی در این تحقیق، نخست از طریق ارزیابی دقیق و گسترده پیشینه تحقیق انجام شد. سپس مؤلفه ها و شاخص های بدست آمده مورد نظرسنجى خبرگان این حوزه قرار گرفت و تأیید نهایى صورت پذیرفت. همچنین جهت جمع آوری داده های مورد نیاز، از دو سری مصاحبه نیز استفاده شده است. سری نخست مصاحبه ها با هدف شناسایی ریسک های موجود در فرآیند توسعه محصول جدید انجام شد. سری دوم مصاحبه ها نیز با هدف تعیین راهکارهای پاسخ به هر یک از ریسک های اولویت دار انجام شد.   نتیجه گیری: حلقه بازخورد به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در ارتباط با محصولات تند گردش به شمار می رود؛ زیرا عدم توجه به بازخورد و اصلاح روند توسعه، می تواند منجر به خروج محصول از گردونه رقابت شود. خبرگان بر این باورند که در محصولات تند گردش، مدیریت ریسک، نظارت و ارزیابی ریسک باید به صورت مستقل انجام شوند؛ زیرا به دلیل سرعت فساد محصولات تند گردش، فرصت از دست رفته می تواند زیان های جبران ناپذیری به همراه داشته باشد و سرعت عمل از اهمیت ویژه ای در مدیریت ریسک محصولات تند گردش برخوردار است. با توجه به عمر کوتاه این محصولات، هرگونه تأخیر در تصمیم گیری خسارات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. بنابراین، سرعت در مدیریت ریسک این محصولات بسیار حیاتی است. برای دستیابی به نتایج مورد انتظار، توسعه سیستم های جمع آوری و تحلیل داده برای ارزیابی ریسک این محصولات ضروری است.
۴۷۸۲.

بررسی نقش قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت ها در دوران اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: در محیط کسب وکار متغییر امروز هرلحظه احتمال وقوع اختلالات وجود دارد. اختلال هایی مانند کووید-19 بر عملکرد شرکت ها تاثیر می گذارد و روند عادی فعالیت آن ها را مختل می کند. لذا شرکت ها برای مقابله با اختلالات باید قابلیت هایی در خود ایجاد کنند که مقاومت آن ها در برابر اختلال را افزایش دهد. قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین شرکت را در غلبه بر اختلالات توانا می سازند. ازاین رو این پژوهش یک مدل یکپارچه را برای بررسی رابطه بین قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین پیشنهاد می کند و تاثیر این قابلیت ها بر عملکرد مالی شرکت در طول پاندمی کووید-19 را که مصداق یک اختلال همه جانبه است بررسی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت 68 تولیدی در شهرک عالی نسب تبریز می باشد که از میان آن ها، نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران 58 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد شد. به منظور جمع آوری داده های تحقیق از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و از روش مدل یابی ساختاری در نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان می دهد که دانش قدرت است. قابلیت پویا مبتنی بر دانش عملکرد مالی شرکت، تاب آوری زنجیره تامین و قابلیت پویا مبتنی بر منبع را بهبود می بخشد. بر اساس نتایج بعد مبتنی بر دانش قابلیت پویا از بعد مبتنی بر منبع آن برای عملکرد مطلوب کسب وکار حیاتی تر است. علاوه بر این، تاب آوری زنجیره تامین به عنوان متغیر میانجی بین قابلیت پویا مبتنی بر دانش و عملکرد مالی شرکت عمل می کند. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش مدلی برای تاثیر قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی ارایه می شود. شرکت ها می توانند با تقویت قابلیت های پویا شرکت و ابعاد تاب آوری مقاومت خود را در شرایط اختلال افزایش و همچنین پاسخ مناسبی ارایه دهند.
۴۷۸۳.

تجزیه و تحلیل و بهبود بازده خط تولید با استفاده از شبیه سازی درصنعت قطعات خودرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
مقدمه و اهداف: توجه به تولید و افزایش بهره وری صنایع می تواند ضمن تسریع در رشد و توسعه صنعتی، این روند را در مسیری اصولی و پایدار هدایت کند. ارزیابی بازده تولید و تلاش برای بهبود آن نقش کلیدی در پیشرفت و توسعه صنایع ایفا می کند. در این پژوهش، رویکردی نوآورانه برای ارزیابی و بهبود بازده تولید یک خط تولید ارائه شده است که از شبیه سازی به عنوان ابزار اصلی استفاده می کند. این رویکرد همچنین به بازمهندسی فرآیندهای خط تولید می پردازد. اهداف اصلی این تحقیق شامل شناسایی گلوگاه های موجود در فرآیند تولید، تحلیل مدت زمان چرخه تولید، ارزیابی ظرفیت بافرهای سیستم در بازه های زمانی مشخص، و تعیین ظرفیت بهینه منابع مورد نیاز کارخانه است. روش: این مقاله به بررسی و مدل سازی یک خط تولید تمام اتوماتیک می پردازد و چارچوبی نظام مند بر پایه شبیه سازی گسسته پیشامد ارائه می دهد. فرآیند مدل سازی در دو مرحله انجام شده است: در مرحله اول، مدل سازی بدون در نظر گرفتن فعالیت های دوباره کاری و جداسازی صورت گرفته، و در مرحله دوم این جزئیات به مدل اضافه شده اند. در این مرحله، داده های واقعی جمع آوری شده از مطالعه موردی در مدل اعمال شده اند. برای اطمینان از صحت مدل طراحی شده، منطق فرآیند مدل سازی به صورت مداوم ارزیابی شده و نتایج مدل با داده های واقعی سیستم مقایسه شده اند. پس از شناسایی عوامل کاهش دهنده بازده خط تولید، چهار سناریوی پیشنهادی برای بهبود بازده خط تولید طراحی و در مدل شبیه سازی مورد بررسی قرار گرفته اند. همچنین، تحلیل حساسیت سناریوها و ارزیابی اثرات آن ها با استفاده از قابلیت های نرم افزار ارنا انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که اضافه کردن جزئیاتی مانند زمان استراحت اپراتورها و زمان های خرابی به مدل، که موجب واقعی تر شدن شبیه سازی می شود، بازده خط تولید را از 80 درصد به 57 درصد کاهش داده است. همچنین، فعالیت های دوباره کاری و جداسازی نقش قابل توجهی در کاهش بازده ایفا کرده اند. در مدل بهینه، چهار سناریوی بهبود مورد بررسی قرار گرفت. در سناریوی اول، تغییر ظرفیت منابع مربوط به فعالیت های اصلی در یک مدل ترکیبی مورد ارزیابی قرار گرفت. این تغییرات به کاهش چشمگیر زمان انتظار موجودیت ها در صف فعالیت ها و همچنین کاهش زمان فرآیند منجر شد. در سناریوی دوم، با کاهش درصد قطعاتی که به دوباره کاری و جداسازی نیاز دارند، بازده خط تولید به طور قابل توجهی افزایش یافت. سناریوی سوم با هدف کمینه سازی زمان فرآیند از طریق تعیین مقادیر بهینه متغیرهای کنترلی تدوین شد و درنهایت، سناریوی چهارم با تمرکز بر بیشینه سازی بازده از طریق تعیین ظرفیت بهینه منابع انجام شد. در تمامی سناریوها، مشخص شد که افزایش تعداد منابع در فعالیت هایی که به عنوان گلوگاه شناسایی شده اند، با ترکیب های منطقی و بهینه، موجب افزایش بازده فرآیند می شود. علاوه بر این، تحلیل حساسیت مدل نشان داد که نتایج سناریوهای بهبود با واقعیت سیستم هم راستا بوده و قابلیت اجرا دارند.  نتیجه گیری: یافته ها نشان دادند که استفاده از روش شبیه سازی گسسته پیشامد می تواند ابزاری مؤثر برای مدیران باشد تا بدون تحمل هزینه های جبران ناپذیر، تصمیمات آگاهانه تری در زمینه بهبود بازده تولید اتخاذ کنند. نتایج این تحقیق همچنین همخوانی قابل توجهی با پژوهش های پیشین دارد که از شبیه سازی گسسته پیشامد برای بهینه سازی فرآیندهای مختلف سازمانی استفاده کرده اند و تأثیر مثبت این رویکرد را بر بهبود عملکرد فرآیندها تأیید می کنند.
۴۷۸۴.

ارزیابی ساختارهای متفاوت جمع آوری محصولات استفاده شده در زنجیره تأمین حلقه بسته با در نظر گرفتن هزینه بازرسی و تقاضای وابسته به قیمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
با توجه به اهمیت روز افزون مفهوم بازیافت و بازگردانی محصولات در زنجیره تأمین، فرآیند دفع محصولات استفاده شده قدیمی، یک جزء اساسی از مسئولیت های شرکت هاست. با توجه به قوانین زیست محیطی شدید ، رشد فزاینده شرکت ها منجر شده است تا شرکت ها استراتژی های مناسب مدیریتی را در برنامه ریزی تولیدشان به کار گیرند. یک استراتژی، تنظیم برنامه ای برای جمع آوری و پردازش محصولات جمع آوری شده از مشتریان است. در این مقاله، ساختارهای مختلف جمع آوری محصولات استفاده شده در زنجیره تأمین حلقه بسته، با هدف بیشینه کردن سود اعضای زنجیره، به ویژه تولیدکننده، با استفاده از نظریه بازی بررسی می شود. بنابراین به منظور به دست آوردن نقاط تعادلی متغیرهای تصمیم تولیدکننده و خرده فروش، ساختارهای مختلف گردآوری محصولات استفاده شده در قالب یک کاناله، دو کاناله و سه کاناله بررسی شده است. در ساختارهای تک کاناله، تولیدکننده یک خرده فروش یا یک شرکت ثالث محصولات استفاده شده را جمع آوری می کند. در ساختارهای دو کاناله، دو عضو و در ساختار سه کاناله، هر سه عضو، محصولات را جمع آوری می کنند. هزینه ای برای جمع آوری محصولات استفاده شده و هزینه ای نیز برای بازرسی و شناسایی اقلام استفاده شدنی در نظر گرفته شده است. در تمام ساختارها، تولیدکننده محصولات اصلی را به خرده فروش و خرده فروش نیز محصول را در بازاری با تقاضای وابسته به قیمت می فروشد. در این تحقیق، نقاط تعادلی متغیرهای تصمیم تولیدکننده و خرده فروش محاسبه می شوند. ساختارها از دید تولیدکننده، به عنوان عضو اصلی طراحی کننده این ساختارها تحلیل و با محاسبات شرایطی تعیین می شوند که در آن هر ساختار بهتر از دیگر ساختارها عمل می کند. حسب نتایج به دست آمده در ساختارهای یک کاناله، اگر تقاضای پایه بازار کمتر از ضریب هزینه جمع آوری محصولات باشد، بهتر است که تولیدکننده به تنهایی محصولات استفاده شده را جمع آوری کند. در ساختارهای دو کاناله، بهتر است تولید کننده محصولات استفاده شده را به طور مشترک با خرده فروش یا شرکت ثالث جمع آوری کند. همچنین آستانه ای برای ضریب هزینه جمع آوری محصولات تعیین شده است که تولیدکننده بالاتر از آن از به کارگیری ساختار سه کاناله سود می برد. در پایان نیز متغیرهای تصمیم اعضای زنجیره تأمین بر اساس پارامترهای موجود بررسی و تحلیل شده اند.
۴۷۸۵.

شبیه سازی عامل بنیان روابط بازیگران زنجیره تأمین مواد غذایی آماده و نیمه آماده برای صادرات در دوران همه گیری کرونا (مورد مطالعه: شرکت آماده لذیذ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
مقدمه و اهداف: عدم اطمینان در تأمین مواد غذایی در کشور، توجه به زنجیره تأمین مواد غذایی نیمه آماده را افزایش داده است. زنجیره تأمین مواد غذایی همانند بسیاری از بخش های اقتصادی کشور، از همه گیری کرونا مصون نمانده است. تأمین مواد غذایی، با توجه به رفتاری که دولت و مشتریان در این شرایط بروز می دهند، می تواند بر عدم اطمینان زنجیره تأمین بیفزاید و لزوم شبیه سازی رفتار بازیگران زنجیره تأمین در این شرایط را بیشتر کند. از این رو، هدف این پژوهش، شبیه سازی عامل بنیان برای تبیین روابط بازیگران زنجیره تأمین غذای آماده و نیمه آماده برای واردات مواد اولیه و صادرات محصولات نهایی در دوران همه گیری کرونا است.  روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر نحوه گردآوری داده ها، با توجه به استفاده از روش شبیه سازی عامل بنیان از نوع تحلیلی-توصیفی می باشد. مورد مطالعه این پژوهش برای شبیه سازی شرایط همه گیری کرونا در زنجیره تأمین، یکی از شرکت های موادغذایی آماده و نیمه آماده در استان تهران (با ظرفیت تولید 216 هزار تن در ماه) در نظر گرفته شده است. جهت شناسایی عوامل، متغیرها و پارامترهای مدل عامل بنیان، از روش تحلیل مضمون با بررسی پیشنه پژوهش و انجام مصاحبه با 20 نفر از خبرگان فعال در صنعت مواد غذایی آماده و نیمه آماده و خبرگان زنجیره تأمین شرکت آماده لذیذ استفاده شده است.  یافته ها:  بر اساس یافته های به دست آمده، سه عاملِ «دولت» (شامل: گمرک، سازمان ملی استاندارد، سازمان حمایت از مصرف کنندگان، بانک صنعت و معدن، اتاق بازرگانی- صنایع-معادن و کشاورزی ایران و سازمان غذا و دارو)، «شرکت های زنجیره تأمین» (شامل: تأمین داخلی، تأمین کننده خارجی، تولیدکننده، و پخش کننده) و «مشتری نهایی» (شامل مشتریان داخلی و مشتریان خارجی) مهم ترین عوامل زنجیره تأمین مواد غذایی هستند که در بحث صادارات نقش آفرینی می کنند. بر اساس مصاحبه ها، مهم ترین عدم اطمینان شناسایی شده، مداخله و عدم مداخله دولت در امر صادرات و واردات هستند. بر این اساس، دو سناریوی «دخالت دولت در صادارات و واردات» و «عدم دخالت حمایتی دولت» در شرایط همه گیری، مطرح و توسعه داده شد و روابط و ویژگی آن ها و در نهایت، رفتار و تصمیم های بازیگران زنجیره تأمین (عوامل) با روش عامل بنیان شبیه سازی شد. به عنوان یکی از گام های شبیه سازی از روش دیمتل فازی به منزله روشی مکمل برای شناسایی مهم ترین روابط اصلی بین بازیگران زنجیره تأمین مواد غذایی آماده و نیمه آماده استفاده شد. پارامترهای شبیه سازی در این پژوهش شامل: تعرفه های واردات مواد اولیه (برحسب درصد)،  تعرفه های صادرات محصولات (درصد)، حجم کل تقاضای داخلی ماهانه (هزار تن)، حجم کل تقاضای خارجی ماهانه (هزار تن)، حجم کل تقاضا ماهانه (هزارتن) و حداکثر ظرفیت تولید (هزار تن) در نظر گرفته شد. همچنین متغیرهای مورد استفاده در شبیه سازی این پژوهش شامل: درصد تغییرات قیمت تمام شده نسبت به قیمت پایه، درصد تکمیل سفارشات مشتریان داخلی، درصد تکمیل سفارشات مشتریان خارجی، کل سفارشات تکمیل شده (حجم فروش کل)، میزان سود دریافتی از بازار داخلی، میزان سود دریافتی از بازار خارجی و درصد سود کل به دست آمد. در این بخش، شبیه سازی بر اساس دوسناریوی عدم مداخله حمایتی و مداخله حمایتی دولت در واردات مواد اولیه و صادارت محصولات نهایی، با تأکید بر دو متغیر اصلی «سودآوری» و «درصد تحقق سفارشات» که برآیند همه متغیرهای مدل هستند، شبیه سازی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، در سناریوی مداخله حمایتی دولت، درصد سودآوری 6% و تحقق سفارشات کل 14% افزایش برآورد شد. با توجه به دوشاخص تعریف شده برای مقایسه سناریوها، سناریو دوم شرایط مطلوب تری را برای حمایت از تولید داخلی، افزایش سطح اشتغال و امنیت مواد غذایی در بازار داخلی و خارجی ایجاد می نماید.
۴۷۸۶.

تحلیل دیدگاه مصرف کننده در طرح های مدیریت ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی در مرحله پایان عمر با استفاده از داده های توییتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه و اهداف: در عصر دیجیتال کنونی، افزایش سریع استفاده از وسایل الکتریکی و الکترونیکی منجر به تولید انبوه ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی شده است. این روند به چالش های جدی در مدیریت ضایعات جامد دامن زده و دفع صحیح آن ها را به یک موضوع حیاتی تبدیل کرده است. براساس گزارش های جهانی، حجم ضایعات الکتریکی و الکترونیکی به طور مداوم در حال افزایش است و این امر ضرورت توجه به شیوه های مدیریت این نوع ضایعات را دوچندان کرده است. بررسی های انجام شده نشان می دهد که افزایش ضایعات الکتریکی و الکترونیکی نه تنها به محیط زیست آسیب می رساند، بلکه تأثیرات منفی بر سلامت عمومی و منابع طبیعی دارد. در این زمینه، مصرف کنندگان به عنوان تولیدکنندگان اصلی این ضایعات، نقش کلیدی در مدیریت آن ها ایفا می کنند. بنابراین، درک دیدگاه ها و رفتارهای مصرف کنندگان در رابطه با دفع ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی برای توسعه استراتژی های مؤثر مدیریت ضایعات ضروری است. هدف این مطالعه شناسایی گزینه های مناسب در مرحله پایان عمر تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی است. در این راستا، تلاش می شود تا بهترین شیوه های مدیریت این نوع ضایعات شناسایی و تحلیل شوند.  روش ها: این تحقیق از یک رویکرد ترکیبی، شامل روش های کمی و کیفی استفاده می کند. در بخش کمی، داده های جمع آوری شده از شبکه اجتماعی توییتر (با حدود ۲,۹۰۵,۵۷۹ توییت) از ماه می ۲۰۱۹ تا آوریل ۲۰۲۲ تحلیل شده است. این داده ها شامل نظرات و دیدگاه های مصرف کنندگان درباره نحوه مدیریت ضایعات الکتریکی و الکترونیکی است. همچنین، در این تحقیق از تکنیک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی برای ارزیابی گزینه های مختلف استفاده شده است. این تکنیک، این امکان را فراهم می آورد که عوامل مؤثر بر انتخاب های مصرف کنندگان به طور دقیق تر تحلیل و بهترین گزینه ها شناسایی شوند. با توجه به بررسی های انجام شده، عوامل مختلفی از جمله سهولت دسترسی به مراکز بازیافت، آگاهی از روش های دفع، عدم اعتماد به دولت ها، مشوق های مالی، کمک های خیریه و نگرانی های مربوط به افشای اطلاعات، به طور مستقیم بر تصمیمات مصرف کنندگان تأثیرگذار هستند. این عوامل می توانند در شکل گیری رفتار مصرف کنندگان در قبال ضایعات الکتریکی و الکترونیکی نقش بسزایی داشته باشند و درنتیجه، بر انتخاب های آن ها در مرحله پایان عمر تأثیر بگذارند. همچنین، تحلیل های انجام شده نشان می دهد که آگاهی از روش های صحیح دفع ضایعات و وجود زیرساخت های مناسب برای بازیافت می تواند تأثیر قابل توجهی بر تصمیم گیری مصرف کنندگان داشته باشد. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان می دهد که چهار گزینه پایان عمر شامل استفاده مجدد، تعمیر، بازیافت و دفع برای ضایعات الکتریکی و الکترونیکی وجود دارد. این مطالعه با بهره گیری از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، روابط بین این عوامل را بررسی کرده و بهترین گزینه پایان عمر را براساس عوامل مؤثر بر مشارکت مصرف کننده در مدیریت ضایعات شناسایی می نماید. همچنین، نتایج به دست آمده می تواند به عنوان ابزاری ارزشمند در فرآیند مدیریت ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی عمل کند و به توسعه استراتژی های مؤثر در مرحله پایان عمر کمک نماید. این استراتژی ها به رویکردی پایدارتر برای مدیریت ضایعات الکترونیکی منجر خواهد شد. نتیجه گیری: در نهایت، این تحقیق توصیه می کند سیاست گذاران و مدیران ذی ربط با توجه به نتایج به دست آمده، برنامه های آموزشی و اطلاع رسانی جامعی را برای افزایش آگاهی مصرف کنندگان درباره روش های مدیریت ضایعات الکتریکی و الکترونیکی تدوین کنند. چنین اقداماتی می تواند به تقویت فرهنگ مدیریت پایدار ضایعات کمک کرده و مصرف کنندگان را به اتخاذ گزینه های زیست محیطی تر ترغیب کند. این تلاش ها نقشی کلیدی در کاهش تأثیرات منفی این ضایعات بر محیط زیست و سلامت عمومی ایفا خواهد کرد.
۴۷۸۷.

بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی پایدار دیجیتال بر عملکرد نوآورانه و شهرت سازمانی با درنظر گرفتن نقش میانجی نوآوری سازمانی (مورد مطالعه: شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
امروزه، کسب وکارها تحت تاثیر دو چالش بنیادین؛ تحولات دیجیتال و پایداری و توسعه پایدار قرار گرفته اند و شرکت ها را وادار ساخته تا در جهت تطبیق خود با چنین شرایطی، این مفاهیم را در کل سازمان و خصوصاً بخش منابع انسانی خود، نهادینه و فرهنگ سازی نمایند و ازاین رو، موضوع مدیریت منابع انسانی پایدار دیجیتال، موردتوجه قرار گرفته است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی پایدار دیجیتال بر عملکرد نوآورانه و شهرت سازمانی با درنظر گرفتن نقش میانجی نوآوری سازمانی در پارک علم و فناوری استان کردستان است. این پژوهش، از لحاظ هدف، کاربردی با رویکرد کمی و ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری، شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری استان کردستان به تعداد 120 شرکت بود که تمام این شرکت ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه بود و در نهایت 95 پرسشنامه به صورت کامل از طرف شرکت های موردبررسی برگشت داده شد و مبنای پژوهش حاضر قرار گرفت. جهت روایی و پایایی پژوهش؛ از روایی محتوایی، روایی همگرا و روایی واگرا و آزمون های پایایی استفاده شد و موردتأیید قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزارهای SmartPLS4 و SPSS26 استفاده شد و درنهایت، نتایج نشان داد که مدیریت منابع انسانی پایدار دیجیتال هم به صورت مستقیم و هم از طریق میانجی گری نوآوری سازمانی، بر عملکرد نوآورانه و شهرت سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. بنابراین به مدیران شرکت ها، توصیه می شود که به مفاهیم پایداری و تحولات دیجیتالی در بخش منابع انسانی، به صورت همزمان توجه نمایند تا اینکه زمینه های بروز نوآوری و شهرت سازمانی و نهایتاً عملکرد نوآورانه کارکنان فراهم شود.
۴۷۸۸.

Analyzing the Role of Funding Sources in Research and Development in Driving Global Innovation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۱۹
Objective : This study examines how different research and development (R&D) funding sources—business enterprise R&D (BERD), higher education R&D (HERD), and government-financed R&D (GOVERD)—influence national innovation and competitiveness, measured by the Global Innovation Index (GII) and Global Competitiveness Index (GCI). This study addresses a critical gap by moving beyond aggregate R&D spending to examine how funding composition shapes innovation capacity.  Methodology: Ordinary least squares (OLS) regression analysis was conducted on a sample of 47 countries using data from OECD R&D Statistics, World Bank Development Indicators, and GII/GCI reports. Missing values (< 3%) were imputed using mean substitution. Diagnostic tests were applied to verify normality, minimal multicollinearity, and compliance with heteroscedasticity assumptions. Two models were subsequently estimated with GII and GCI as dependent variables. Results : For the GII model (R² = 0.601, F = 12.37, p < 0.001), overall GERD intensity was significantly positive (β = 10.54, p = 0.040), while disaggregated components (BERD, HERD, GOVERD) showed no individual significance due to multicollinearity. GDP per capita was robust (β = 8.78e-05, p = 0.019). For the GCI model (R² = 0.651, F = 15.31, p < 0.001), GERD was non-significant; GDP per capita remained the strongest predictor (β = 0.0003, p < 0.001). Regression assumptions were satisfied (Jarque-Bera p > 0.44; Durbin-Watson ≈ 2.1). Conclusion : Overall R&D intensity significantly influences innovation, but relationships with disaggregated sources are complex. The importance of GDP per capita shows that the quality of institutions and the ability to absorb new ideas are both important for turning R&D spending into innovation and competitiveness benefits. Policymakers should prioritize both R&D funding levels and the institutional environment enabling effective R&D utilization.
۴۷۸۹.

تخمین و ارزیابی کارایی فنی شرکت های پتروپالایش بورسی: رویکرد تحلیل پوششی داده های بوت استرپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه و هدف: صنعت پتروشیمی در ایران، به عنوان یکی از صنایع پرچم دار، جایگاه بسیار پررنگی در اقتصاد کشور داشته و سهم قابل توجهی محصول به صنایع پایین دست خود عرضه می کند. در دهه های اخیر، با پیشرفت فناوری و تحقیقات در زمینه پتروپالایش، این صنعت شرایط بهتری پیدا کرده که این امر باعث کاهش هزینه ها و بهبود کارایی شده است. بنابراین با توجه به اهمیت صنعت پتروپالایش و نقش آن در رشد اقتصادی، هدف این مقاله ارزیابی کارایی شرکت های این صنعت با استفاده از تحلیل پوششی داده های بوت استرپ می باشد. این روش رویکردی برای ارائه استنتاج آماری درخصوص معیارهای کارایی فنی در مدل های مرزی ناپارامتریک پیشنهاد نموده است. روش : در این مقاله کارایی فنی 21 شرکت پتروپالایش بورسی در دوره 1397 تا 1402 تخمین و ارزیابی گردیده است. بدین منظور، از یک رویکرد دو مرحله ای استفاده شد. ابتدا نمرات کارایی نهاده محور تحت فروض بازدهی مقیاس ثابت، متغیر و غیرفزاینده برای تمامی شرکت ها با دو رویکرد شعاعی (کارایی دبرو- فارل) و غیرشعاعی (کارایی راسل) برآورد گردید. سپس با کمک نتایج این مرحله، آزمون ناپارامتریک استقلال برای تعیین نوع اجرای روش بوت استرپ انجام گرفت. در نهایت، با در نظر گرفتن نتایج این آزمون، نمرات کارایی شرکت های پتروپالایش با رویکرد تحلیل پوششی داده های بوت استرپ برآورد و تحلیل ها انجام پذیرفت. فرآیند بوت استرپ امکان تخمین تورش و فواصل اطمینان تخمین ابتدایی را فراهم می کند. یافته ها: نتایج بخش نخست مقاله نشان داد که در دوره مورد بررسی، پتروشیمی تندگویان در هر سه حالت بازدهی مقیاس ثابت، متغیر و غیرفزاینده از کارایی دبرو- فارل برخوردار است. هم چنین پتروشیمی زاگرس و فناوران نیز در حالت بازدهی مقیاس متغیر دارای کارایی دبرو- فارل است؛ اما 18 شرکت دیگر ناکارا بودند. بدترین وضعیت در کارایی دبرو-فارل مربوط به پتروشیمی غدیر با نمره کارایی 0.68 در حالت بازدهی مقیاس ثابت می باشد. نمرات کارایی فنی شعاعی تصحیح شده تورش در هر سه بوت استرپ همگن، ناهمگن و زیرنمونه گیری در بخش دوم مقاله حکایت از آن دارد که هیچ یک از 21 شرکت پتروپالایش از کارایی فنی برخوردار نیستند. نظر به نتایج، شرکت های فناوران و تندگویان وضعیت بهتری نسبت به سایر شرکت ها دارند. در مقابل، شرکت های آریا، پردیس، شیراز و نفت اصفهان بدترین وضعیت را از نظر کارایی فنی نهاده محور دارا هستند. یافته های کارایی فنی ستانده محور بیان داشتند که دو شرکت تندگویان و زاگرس از کارایی برخوردارند و پتروشیمی غدیر با نمره کارایی 1.37 بدترین وضعیت را دارا می باشد که بدان معناست این شرکت 37 درصد در نهاده های خود اضافه مصرف دارد. علاوه بر این نتایج تخمین کارایی بوت استرپ بیان می دارند کارایی شعاعی از بیش برآوردی رنج می برد. نمرات کارایی بوت استرپ هموار ناهمگن و زیرنمونه گیری ناهمگن نیز تاییدی بر همین موضوع می باشند.   نتیجه گیری: هدف کلی برنامه هفتم، رشد اقتصادی ۸ درصدی با تأکید بر بهره وری عوامل تولید شامل سرمایه، منابع انسانی، فناوری و مدیریت است که  8.2 درصد این رشد از طریق بهره وری و کارایی باید محقق شود که این از طریق اصلاح ساختار تولید ملی، کاهش هزینه تولید، اتخاذ سیاست های تشویقی و بهینه سازی عوامل تولید تأکید شده و در کنار آن، موضوع اقتصاد مقاومتی در بند سه این برنامه آمده است. در این راستا، بر حمایت از زنجیره ارزش افزوده در صنعت پتروشیمی تاکید شده است. بنابراین، توجه به توسعه صنایع میان دست و پایین دست پتروشیمی از طریق انباشت درآمدهای ناشی از صادرات محصولات بالادست برای توسعه و تکمیل زنجیره ارزش صنعت پتروپالایش ضروری به نظر می رسد.
۴۷۹۰.

طراحی مدل دو هدفه لجستیک امداد پس از وقوع بحران با در نظر گرفتن هزینه و زمان بهره گیری از بالگرد وبرنامه ریزی محدودیت-شانس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه و اهداف: مدیریت بحران در فاز پس از وقوع بحران جهت کاهش حداکثری خسارات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. لجستیک امداد قابلیت انتقال سریع نیروهای امدادی و مواد مورد نیاز به مناطق آسیب دیده و نیز نجات آسیب دید گان را دارد. در هنگام وقوع بلایای طبیعی مانند زلزله، زیرساخت های فیزیکی مانند جاده ها و پل ها اغلب تخریب می شوند و در نتیجه، دسترسی به مناطق آسیب دیده بسیار دشوار و در اغلب موارد غیرممکن می شود. به همین دلیل، بالگردها مناسب ترین وسیله نقلیه برای کمک به آسیب دیدگان هستند. در این خصوص مسئله دیگری که مهم است تفاوت بین بالگردها از نظر زمان سرویس دهی می باشد که بدیهی است هر چه زمان سرویس کوتاه تر باشد، هزینه های آن بیشتر خواهد بود. لذا باید از طریق ابزار مشخصی توازنی بین دو هدف زمان و هزینه به وجود آید.  روش ها: در این مقاله، با در نظر گرفتن شرایط پس از وقوع یک زلزله فاجعه بار در یک منطقه کوهستانی، یک مدل ریاضی برای لجستیک امداد پس از فاجعه پیشنهاد می شود تا نحوه امدادرسانی و برنامه ریزی جهت اعزام بالگردها به مناطق آسیب دیده و نجات و انتقال افراد آسیب دیده به تسهیلات موقت سرویس دهی به ایشان را پوشش دهد. همچنین موضوع وجود عدم قطعیت جمعیت آسیب دیده و تقاضا برای پرسنل امداد و نجات نیز وجود دارد که باید به نحوی مدیریت شود. در این رابطه ابتدا یک مدل ریاضی در حالت قطعی پیشنهاد می شود و سپس با استفاده از روش برنامه ریزی محدودیت-شانس و در نظر گرفتن عدم قطعیت دو پارامتر مورد اشاره به صورت احتمالی، مدل احتمالی مورد نظر مجددا به قطعی تبدیل می شود. همچنین از دو روش معیارجامع و محدودیت اپسیلون برای حل مدل دو هدفه بر حسب زمان و هزینه استفاده می شود.  یافته ها: از یافته های مهم این تحقیق می توان به نوع تعریف متغیرهای تصمیم مدل ریاضی اشاره کرد. یکی از متغیرهای تصمیم مهم تحقیق، ظرفیت در نظر گرفته شده برای آماده شدن و اعزام پرسنل امدادی در هر تسهیل موقت است. این ظرفیت طراحی شده قاعدتا باید از یک حداکثر مقدار ممکن به دلایل فنی کوچک تر یا مساوی باشد و از طرفی نیز به طور عملیاتی تعداد افراد اعزام شده توسط کلیه بالگردها از یک تسهیل موقت طی سفرهای مختلف، باید از این ظرفیت طراحی شده کوچکتر یا مساوی باشد. مشابه این محدودیت ها برای ظرفیت طراحی شده برای درمان جمعیت آسیب دیده هر در تسهیل موقت وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر این ظرفیت مورد نظر باید از یک مقدار حداکثری کوچکتر یا مساوی و از جمعیت آسیب دیدگان انتقال یافته به این تسهیل توسط بالگردهای مختلف و در سفرهای مختلف بزرگتر یا مساوی باشد. همچنین دو محدودیت مهم این تحقیق نیز رعایت حداکثر ساعات پروازی هر بالگرد و همچنین تضمین یک سطح خدمت برای پوشش جمعیت آسیب دیده می باشد که به کمک کتغیرهای تصمیم مورد اشاره تعریف آنها ممکن شده است. از یافته های دیگر تحقیق به نحوه مدلسازی مسئله با در نظر گرفتن تضاد بین هزینه و زمان سرویس دهی بالگردها می توان اشاره کرد که در قالب یک مدل دو هدفه صورت گرفته است. همچنین با توجه به اینکه در خصوص دو پارامتر برون زای تقاضای نیروی امدادی و جمعیت مناطق آسیب دیده دارای عدم قطعیت می باشند، با فرض برخورداری از توزیع نرمال با میانگین و انحراف استاندارد مشخص، محدودیت های مرتبط با آنها نهایتا به حالت قطعی تبدیل شده است. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی با رویکرد محدودیت اپسیلون و همچنین روش معیار جامع توسعه یافته برای مطالعه موردی گسل تبریز حل شده است. به صورت پایلوت 13 منطقه آسیب دیده، با فرض وجود 3 مکان برای احداث تسهیل موقت و 5 نوع بالگرد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که با افزایش تقاضا برای نیروی امداد و مناطق آسیب دیده، میزان هزینه و زمان سرویس دهی افزایش می یابد که نشان دهنده عملکرد منطقی مدل توسعه داده شده می باشد.
۴۷۹۱.

ارائه مدل دینامیکی برای بررسی ارتباطات فیمابینی مصرف، قیمت و تولید دارو: با تمرکز بر نقش دولت و شرکت های بیمه در کنترل قیمت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
دارو مهم ترین بخش تکمیل کننده چرخه درمان است و هزینه های دارویی بیشترین سهم از هزینه های سیستم سلامت را در تمامی کشورها دارد. موضوع هزینه های دارویی و مصرف دارو در کشور ایران، دارای اهمیت بسزایی است؛ زیرا ایران جزء 10 کشور نخست دنیا از لحاظ مصرف دارو است. حدود 20درصد از کل مصرف داروهای ایران خودسرانه است و همچنین میانگین داروهای تجویز شده در نسخه هر بیمار ایرانی، حدود 4 برابر میانگین مصرف سرانه کشورهای در حال توسعه است. این مصرف بی رویه زیاد دارو نه تنها آثار زیان باری را برای سلامت افراد جامعه به بار خواهد آورد، هزینه های بسیاری را نیز بر سیستم سلامت، دولت و سازمان های بیمه گر تحمیل می کند. در این پژوهش ابتدا عوامل مؤثر بر مصرف دارو براساس مطالعات پیشین گردآوری شده است، سپس با استفاده از رویکرد سیستم های دینامیکی، نمودار علت و معلولی و جریان مصرف دارو ارائه شده است. برای شبیه سازی مدل از داده های مربوط به کپسول آموکسی سیلین، به عنوان یکی از آنتی بیوتیک های پر مصرف در ایران استفاده شده است. سه سناریو برای کنترل مصرف دارو ارائه شده است که براساس مقایسه نتایج به دست آمده از سناریوها، با کاهش دادن درصد یارانه های دولت برای دارو، بر مبنای هزینه های بیمه، مصرف کنترل می شود و هزینه های دولت نیز کاهش می یابد، در حالی که هزینه های بیمه و مصرف کننده افزایش خیلی زیادی را نخواهند داشت.
۴۷۹۲.

اکوسیستم فیجیتال: یک تحلیل SWOT با هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: با ادغام فضاهای فیزیکی و دیجیتال، اکوسیستم فیجیتال به عنوان یک چارچوب نوین در تجربه کاربری و تعاملات انسانی-فناوری مطرح شده است. این پژوهش به تحلیل SWOT اکوسیستم فیجیتال با هدف بررسی تاثیرات آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی پرداخته و نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آن را شناسایی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل SWOT برای ارزیابی اکوسیستم فیجیتال استفاده کرده است. داده ها از طریق بررسی منابع علمی، مطالعات موردی و تحلیل های نظری استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا از مطالعات جهانی منتشرشده در پایگاه های داده معتبر علمی موردبررسی قرار گرفته اند. یافته ها : نتایج نشان می دهد که اکوسیستم فیجیتال با بهره گیری از فناوری هایی مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و متاورس، می تواند تجربه های تعاملی و شخصی سازی شده ای را ایجاد کند که منجر به افزایش شفافیت، بهبود تعاملات مشتری و کاهش مصرف منابع می شود. در مقابل، هزینه های بالا، پیچیدگی های فنی، چالش های پذیرش اجتماعی و نگرانی های حریم خصوصی ازجمله موانع اصلی آن هستند. همچنین، این اکوسیستم فرصت هایی همچون گسترش بازار، افزایش وفاداری مشتریان و بهبود کارایی اقتصادی را به همراه دارد، اما درعین حال تهدیدهایی نظیر سرعت تغییرات فناوری و افزایش شکاف دیجیتالی نیز مطرح هستند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ارایه یک چارچوب تحلیلی جامع برای بررسی نقاط قوت و ضعف اکوسیستم فیجیتال، به دانش نظری و کاربردی این حوزه می افزاید. همچنین، با شناسایی فرصت ها و تهدیدهای کلیدی، راهکارهایی برای تدوین استراتژی های جامع اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد می کند که به بهینه سازی بهره برداری از این اکوسیستم در راستای توسعه پایدار، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای بهره وری اقتصادی کمک می کند.
۴۷۹۳.

الگوی سنجش اثربخشی مراکز تعمیرات خودرویی فراجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
یکی از مهم ترین مسائل سازمان ها، نگهداری و تعمیرات خودروها و تجهیزات با صرف کم ترین هزینه برای آماده به کاری دائ می در اجرای مأموریت های محوله می باشد. هدف از این تحقیق، ارائه الگوی سنجش اثر بخشی مراکز تعمیراتی خودروهای فراجا بود. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع کیفی- کمی محسوب می شود. برای جمع آوری اطلاعات بخش کیفی از روش اسنادی و مصاحبه و برای بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته شامل 55 گویه استفاده شد. جامعه بخش کیفی، مدیران ادارات کل نت و ترابری آماد و پشتیبانی فراجا و مرکز تعمیرات فرماندهی انتظا می تهران بزرگ بود. نمونه گیری به صورت هدف مند انجام شد و با مصاحبه از 14 نفر به اشباع نظری دست یافت. جامعه آماری بخش کمی نیز کارشناسان ادارات نت، ترابری و مرکز تعمیرات فرماندهی انتظا می تهران بزرگ به تعداد 120 نفر بود که همگی به صورت تمام شمار به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها، از روش تحلیل تم و برای تحلیل داده های پرسشنامه از مدلیابی معادلات ساختاری و روش تصمیم گیری به ترین-بد ترین BWM بهره برداری شد. یافته ها نشان داد که الگوی سنجش اثر بخشی مراکز تعمیراتی فراجا در استان های غرب کشور شامل هشت مؤلفه 1- اقتصادی 2-کیفیت استاندارد 3-نیروی انسانی 4-فضا و مکان 5-برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات 6-نظارت وکنترل 7-فرایند وفناوری 8-چابکی، به علاوه 55 شاخص می باشد. همچنین نتایج حاصل از به کارگیری روش BWM نشان داد که از نظر خبرگان، «اقتصاد» مهم ترین و «فضا و مکان» کم اهمیت ترین مؤلفه در سنجش اثربخشی مراکز تعمیراتی فراجا می باشند.
۴۷۹۴.

Intelligent Design of Hybrid Renewable Energy Systems Employing a Fuzzy Inference System Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
Objective : Off-grid renewable energy systems are essential for ensuring a sustainable and reliable electricity supply in regions where access to the conventional grid is limited or economically unjustifiable. Designing such systems requires systematic and efficient methodologies that can guide planners in selecting appropriate technologies under diverse environmental and consumption conditions. This study aims to develop an intelligent sizing framework for hybrid renewable energy systems by integrating expert knowledge with geographical, climatic, and load-related variables. The proposed model seeks to identify the optimal combination of photovoltaic panels, wind turbines, battery storage systems, and diesel generators for off-grid applications in Iran.  Methodology: The research methodology employs a two-stage approach. In the first stage, key variables influencing system sizing were identified through a comprehensive review of prior studies and structured interviews with academic and industrial experts. These interviews provided valuable operational insights, enabling the determination of qualitative ranges for model inputs and outputs. In the second stage, the collected expert knowledge was translated into fuzzy rules and implemented within a fuzzy inference system developed in MATLAB, forming an intelligent decision-support engine capable of evaluating multiple operational scenarios. Results : The findings indicate that the proposed model accurately determines optimal configurations for various geographical locations and consumption profiles. Model outputs showed less than 10% deviation from 80% of expert assessments. Moreover, the model generates sizing recommendations within minutes, significantly improving the speed of decision-making. Conclusion : In summary, the developed framework provides a practical and efficient tool for planners and stakeholders involved in designing off-grid hybrid renewable energy systems.
۴۷۹۵.

شناسایی و رتبه بندی چالش ها و فرصت های زیست بوم لند تک های ارایه دهنده اعتبار مصرفی در نقطه فروش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: توسعه فناوری مالی در بخش وام دهی در سال های اخیر چشمگیر بوده است و این تحولات به تغییرات اساسی در نحوه ارایه خدمات مالی و کیفیت بسته های اعتباری منجر شده است. یکی از مهم ترین مدل های کسب وکار لندتک، الگوی اعتبارمصرفی در نقطه فروش است که به BNPL نیز شهرت دارد. پژوهش حاضر، به  شناسایی و رتبه بندی چالش ها و فرصت های زیست بوم لند تک های ارایه دهنده اعتبارمصرفی در نقطه فروش می پردازد. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش، پس از تحلیل مضمون 9 سند پژوهشی لاتین مرتبط با موضوع و انجام 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان علمی-پژوهشی و نیز خبرگان کسب وکار، مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر به وسیله روش تحلیل مضمون، استخراج شدند. پس از رسیدن به اشباع نظری در مرحله کیفی پژوهش، 4 مضمون فراگیر مربوط به فرصت ها و 6 مضمون فراگیر مربوط به چالش ها، بر اساس میزان اهمیت در این زیست بوم، به وسیله روش تاپسیس فازی و با مشارکت 22 خبره رتبه بندی شدند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد فرصت های موجود به ترتیب شامل جبران ضعف های نظام بانکی در ارایه اعتبار خرد، ایجاد فرصت های مالی و عملیاتی برای پذیرندگان، ارتقای ظرفیت سیاست گذاری اعتبارخرد و ارتقا کیفیت خدمات اعتباری برای کاربران می باشند. در مقابل، به ترتیب چالش هایی نظیر عدم توسعه متناسب الزامات نظارتی، کمبود سواد مالی کاربران، انحصار در اعتباردهی، ناپایداری مدل کسب وکار، سواستفاده از داده ها و توزیع نامتناسب اعتبار، شناسایی شدند. اصالت/ارزش افزوده علمی: با وجود پژوهش هایی در خصوص زیست بوم فین تک و لندتک در ایران، بررسی پژوهش های فارسی نشان از خلا پژوهشی در اعتبار مصرفی لندتک دارد. این پژوهش با شناسایی و رتبه بندی چالش ها و فرصت های این زیست بوم، به توسعه ادبیات آن به فارسی کمک می کند.
۴۷۹۶.

شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
در عصر حاضر تأثیر هوش مصنوعی در همه صنایع ازجمله صنعت بیمه بر کسی پوشیده نیست. بهره گیری از هوش مصنوعی به صنعت بیمه کمک می کند تا خطرات مختلف را پیش بینی کرده و به این ترتیب برنامه های مناسب برای مدیریت آن را اجرا کند. تحقیق حاضر باهدف شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای انجام شد. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان موردمطالعه انتخاب شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات اکتشافی است و ازلحاظ زمانی پژوهش تک مقطعی است. ابتدا با استفاده از ادبیات موضوع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در صنعت بیمه استخراج شده و در گام دوم این داده ها با نظر خبرگان تکمیل شده و در مرحله بعد با استفاده از ابزار پرسشنامه و روش تصمیم گیری چند شاخصه رتبه بندی شاخص ها انجام شده است. برای تحلیل داده ها، ابتدا از روش فار برای وزن دهی شاخص ها استفاده شده، سپس ماتریس تصمیم تشکیل شده و با استفاده از روش مارکوس، گزینه ها رتبه بندی شد. طبق نتایج پژوهش از میان کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت بیمه گروه «تحلیل داده ها و پردازش و تجزیه» رتبه یک و «خدمات مشتری» رتبه سه و «امنیت سایبری» و «اتوماسیون» هر دو رتبه چهار را به خود اختصاص دادند. لذا این پژوهش نیز توجه به آماده سازی زمینه برای تحلیل داده های حجیم را برجسته می سازد.
۴۷۹۷.

مدلی مبتنی بر پویایی سیستم برای پایداری در صنعت بانکداری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
با توجه به سرعت بالای تحول دیجیتال در سال های اخیر، بررسی تأثیر آن بر کسب وکارها، به ویژه در صنعت بانکداری، از اهمیت زیادی برخوردار است. بانکداری دیجیتال نه تنها با بهره گیری از فناوری هایی مانند اینترنت اشیا، بلاک چین، هوش شناختی، هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی عملکرد سازمانی را متحول کرده، بلکه نقش مهمی در تحقق اهداف پایداری ایفا می کند. پایداری بانکداری دیجیتال به معنای ایجاد تعادل میان نوآوری فناوری، رشد اقتصادی، مسئولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست است. در این راستا، توجه به الزامات پایداری در بانکداری دیجیتال و توسعه مدل های مرتبط با آن می تواند به کاهش هزینه های عملیاتی شبکه بانکی، بهینه سازی مصرف انرژی، افزایش شمول مالی و ارائه خدمات کارآمدتر کمک کرده و زمینه ساز توسعه پایدار شود. این پژوهش با هدف تدوین استراتژی های پایداری در بانکداری دیجیتال انجام شده و از رویکردهای ترکیبی شامل روش دلفی فازی، مدل سازی تفسیری-ساختاری و پویایی سیستم ها بهره می برد. روش تحقیق مبتنی بر مرور نظام مند مبانی نظری است. پس از بررسی مقالات مرتبط و دریافت نظرات خبرگان، ۲۶ متغیر کلیدی مرتبط با پایداری بانکداری دیجیتال شناسایی و تأیید شد. هدف اصلی پژوهش، ارائه تصویری شفاف از پایداری بانکداری دیجیتال برای تصمیم سازان و مدیران، تحلیل روابط علّی-معلولی میان متغیرها و دستیابی به سناریوهای مختلف جهت توسعه پایدار در این حوزه است.
۴۷۹۸.

شناسایی و مدل سازی مؤلفه های اقتصاد چرخشی با رویکرد تعالی سازمانی EFQM2020 در صنعت لبنیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
محدودیت منابع طبیعی کره زمین، صنایع مختلف ازجمله صنعت لبنیات را با چالش های فزاینده ای در زمینه بهره برداری پایدار و کارآمد از منابع مواجه ساخته است. مصرف بالای آب، انرژی، مواد خام و همچنین تولید قابل توجه پسماند و ضایعات، به ویژه ضایعات آلی در این صنعت، آن را در معرض فشارهای محیط زیستی قرار داده است. به منظور بهبود عملکرد سازمان ها، رویکردهای نوینی برای استفاده بهینه از منابع معرفی شده اند که یکی از مهم ترین آن ها مفهوم اقتصاد چرخشی است. در سال های اخیر، پژوهشگران تلاش کرده اند این مفهوم را با دیگر مفاهیم مدیریتی تلفیق کنند تا چارچوبی اثربخش برای بهبود عملکرد سازمان ها ایجاد کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد تا مفاهیم اقتصاد چرخشی را از منظر مدل تعالی EFQM 2020 در صنعت لبنیات شناسایی و مدل سازی کند. به همین منظور ابتدا شاخص های کلیدی اقتصاد چرخشی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی شده و سپس این شاخص ها با کمک پنل خبرگان در چارچوب EFQM طبقه بندی شده اند. درنهایت، برای ارزیابی صحت مدل طراحی شده، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل و معنادار بودن روابط میان مؤلفه ها هستند. یافته های این تحقیق می توانند به عنوان الگویی برای استقرار رویکرد تعالی در صنعت لبنیات بر پایه اقتصاد چرخشی مورداستفاده قرار گیرند و در تدوین سیاست های ملی و صنعتی نقش مؤثری ایفا کنند.
۴۷۹۹.

شناسایی و دسته بندی ذهنیت اعضای هیات علمی به شکست کارآفرینی در دانشگاه با کاربرد روش شناسی کیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: در دنیا تنها %۲۰ از کسب وکارهای نو بنیان بیش از سه سال ادامه داشته اند و ما بقی محکوم به شکست بوده اند. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و دسته بندی ذهنیت اعضای هیات علمی به شکست کارآفرینی در دانشگاه بین استاد-دانشجو است. روش شناسی پژوهش: چارچوب فلسفی این پژوهش از نوع پارادایم تفسیری-اثبات گرایی است و از لحاظ جهت گیری در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. برای شناسایی ذهنیت از روش شناسی کیو استفاده شده است. ابتدا ادبیات و پیشینه پژوهش مرور و سپس، بر اساس اسناد و مدارک و مصاحبه و پرسش نامه از 12 خبره (متخصصان و خبرگان دانشگاهی) عبارت کیو شکل گرفته است. سپس در مرحله بعد از اعضای هیات علمی دانشگاه خواسته شده است که عبارات کیو را بر محورهای تنظیم شده موافق و مخالف و ممتنع در قالب طیف شش گزینه ای (6+ تا 6-) دسته بندی کنند؛ سپس با استفاده از روش  تحلیل عاملی در نرم افراز SPSS داده ها تجزیه وتحلیل شده و در قالب الگوهای مختلف ذهنی دسته بندی شده اند. پایایی آزمون از طریق آزمون مجدد و روایی آزمون با توجه به مصاحبه و اعمال نظرات خبرگان مورد تائید قرارگرفته است. یافته ها : سه الگوی ذهنی شناسایی شد که به ترتیب اهمیت عبارتند از رویکرد و الگوی ذهنی اول: بازاریابی و استراتژی، رویکرد و الگوی ذهنی سوم: عملکرد و کار تیمی و رویکرد و الگوی ذهنی دوم: مالی و اقتصادی. الگوی اول بر این نظر است که عوامل بازاریابی و عوامل مرتبط با استراتژی های مدیریتی و سازمانی موجب شکست کارآفرینی در دانشگاه می شود. الگوی دوم بر این نظر است که عوامل مالی و شرایط اقتصادی و نبود تسهیلات و حمایت های مربوطه از طرف اصناف و دانشگاه و عدم حمایت مالی استادان دانشگاهی و یا وضعیت نامناسب اقتصادی و مسایل مالی دانشجویی موجب شکست کارآفرینان دانشگاهی استاد-دانشجویی می شود. الگوی سوم بر این نظر است که عوامل عملکردی و تیمی و عدم حضور استاد و یا عدم حضور دانشجویان و عدم پای کار بودن استاد و دانشجو و ناهماهنگی های مربوطه بین اعضای تیم موجب شکست های کارآفرینی در دانشگاه و بین اساتید و دانشجویان که ایجاد کارآفرینی کرده اند، می شود. اصالت/ارزش افزوده علمی: با فهم ذهنیات مختلف و اهمیت این ذهنیات می توان در کاهش ریسک شکست کارآفرینی گامی موثر برداشت. ذهنیات مختلف و عامل های مختلف به ترتیب اهمیت در این پژوهش آورده شده است.
۴۸۰۰.

تحلیل اثرات تورم خوراک و یوتیلیتی بر توسعه صنعت پتروشیمی ایران با استفاده از رویکرد پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: صنعت پتروشیمی ایران به عنوان یکی از اصلی ترین صنایع ارزآور کشور، نقش کلیدی در ایجاد اشتغال، کاهش اثرات تحریم و جلوگیری از خام فروشی ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر در توسعه صنعت پتروشیمی، با در نظر گرفتن ساختارهای بودجه ریزی و مدل سازی جامع پویای سیستمی این صنعت شامل صادرات نفت خام و گاز طبیعی، صندوق توسعه ملی، صندوق نفت و گاز، تولید و فروش صنعت پتروشیمی، به منظور شناسایی تاثیر تورم بر خوراک و یوتیلیتی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش: این تحقیق با رویکرد پویایی شناسی سیستم ها به مدل سازی شکل گیری بودجه در توسعه ظرفیت صنعت پتروشیمی با استفاده از مدل های علی و شبیه سازی مدل های جریان-انباشت در نرم افزار ونسیم صورت پذیرفته است. این مدل سازی با در نظر گرفتن ساختارهای تخصیص بودجه به طرح ها و مجتمع های پتروشیمی که قابلیت تولید محصولات را دارند و با جمع آوری و پالایش بیش از 450 هزار داده مربوط به تولید و فروش کل صنعت پتروشیمی کشور در بازه زمانی 1390 تا 1402 انجام شده است. یافته ها : نتایج مدل سازی با دقت بسیار خوبی به نتایج تجربی نزدیک بوده و نشان می دهد که تولیدات نهایی پتروشیمی ایران از 28.7 میلیون تن در سال 1390 به 52 میلیون تن در سال 1402 افزایش یافته است. همچنین ظرفیت اسمی مجتمع ها از 54.1 میلیون تن به 90.2 میلیون تن رسیده است. با فرض افزایش سالانه %1 تا %10 قیمت خوراک و یوتیلیتی (تورم)، هزینه های صنعت پتروشیمی 2.9 میلیارد دلار افزایش یافته است؛ اما به دلیل افزایش %76 ظرفیت تولید، درآمد خالص صنعت در حدود 26 میلیارد دلار باقی مانده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از مدل سازی پویای سیستمی، ساختاری جامع و قابل اتکا برای تحلیل و برنامه ریزی جهت توسعه ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی ارایه می دهد. همچنین، در این مدل سازی نقش تخصیص بهینه بودجه و تاثیر افزایش هزینه ها بر تولید و درآمد این صنعت به صورت کمی تبیین شده و تاثیر هر یک از عوامل موثر بر تولید محصولات پتروشیمی، ازجمله اثرات تورم بر خوراک و یوتیلیتی و افزایش درصد تورم، موردبررسی قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان