ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۴۱.

Enhancing Decision-Making in Healthcare Systems: Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) Paradigm for Performance Evaluation of Hospital Departments under Uncertainty(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
Objective : This research aims to propose a multi-criteria decision-making model for ranking hospital departments. The primary purpose of this model is to assist managers in the optimal allocation of limited resources, thereby reducing costs while increasing patient satisfaction. The ranking results help managers in decision-making processes such as equipment development, staff training, and addressing patient complaints. Methods : This study evaluated the performance of five hospital departments (Emergency, Ophthalmology, Cardiovascular, Infectious, and Neurology) in Shiraz, Iran, using the fuzzy DEMATEL-MARCOS multi-criteria decision-making method. Firstly, criteria were prioritized using the fuzzy DEMATEL method, after which hospital departments were ranked using the fuzzy MARCOS method. A sensitivity analysis was conducted to validate the results. Results : Performance metrics for the hospital departments were identified based on the Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) paradigm. The results revealed that patient satisfaction and job satisfaction had the most substantial influence on performance, while reducing excess transportation and over-processing had the least impact. Utilizing the fuzzy MARCOS method, the hospital departments were ranked according to their overall desirability. The sensitivity of these rankings was assessed by adjusting the weights of the criteria. A comparative analysis with four other fuzzy methods (ARAS, COCOSO, EDAS, and WASPAS) confirmed that the fuzzy MARCOS method was the most effective tool for prioritizing hospital departments. Conclusion : The fuzzy MARCOS results indicated that the “Infectious Department” performed well, while the “Ophthalmology Department” required improvement. Enhancing the “Infectious Department” hinged on better staff training, cost reduction, and safe waste management. This research introduces a novel approach using the fuzzy DEMATEL-MARCOS model, enabling hospitals to assess performance through modern methodologies, such as Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable, even in uncertain conditions
۴۲.

یادگیری ماشین با حساسیت هزینه برای پیش بینی نقص های تولید: رویکردی نوین مبتنی بر MetaCost(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
کنترل کیفیت و کاهش هزینه های تولید، به پیش بینی دقیق عیوب در فرآیندهای صنعتی وابسته است. در این پژوهش، رویکرد یادگیری ماشین حساس به هزینه، با استفاده از الگوریتم MetaCost بررسی شده است. MetaCost یک تکنیک پس پردازش برای تبدیل مدل های یادگیری ماشین به مدل های حساس به هزینه است که با در نظر گرفتن ماتریس هزینه خطاها، تصمیم گیری مدل را بهینه می کند. هدف اصلی، کاهش خطاهای منفی کاذب در شناسایی روزهای پرنقص تولید است. برای این منظور، از چندین الگوریتم شامل Random Forest، Gradient Boosting، XGBoost، LightGBM، CatBoost، SVM و رگرسیون لجستیک استفاده شد. داده ها از دیتاست «Predicting Manufacturing Defects» برگرفته از پلتفرم Kaggle، شامل اطلاعات مربوط به 3240 روز تولید صنعتی جمع آوری شدند. نتایج نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دستیابی به صحت برابر 96.9% و بازخوانی برابر 98.9 %، بهترین عملکرد را در میان مدل ها داشت. به ویژه توانایی بالای این مدل در شناسایی صحیح روزهای پرنقص، آن را به گزینه مناسبی برای کاربردهای واقعی در صنعت تبدیل کرد. دیگر مدل ها نیز عملکرد پذیرفتنی داشتند؛ اما در مقایسه با Random Forest، در کاهش نرخ منفی کاذب ضعیف تر ظاهر شدند. این نتایج، کارایی رویکردهای حساس به هزینه را در بهبود پیش بینی نقص تولید، تأیید می کند.
۴۳.

مدل توزیع اعتبارات عمرانی مبتنی بر تحلیل پوششی داده های شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه و اهداف: تخصیص بودجه عمومی به فرایندی اطلاق می شود که طی آن، دولت ها نحوه توزیع منابع مالی خود را بین نیازها و اولویت های مختلف اجتماعی تعیین می کنند. این یک فرایند پیچیده و چندوجهی است که شامل تصمیم گیری هایی است که می تواند پیامدهای عمیقی برای رفاه شهروندان و عملکرد کلی جامعه داشته باشد. تخصیص بودجه می تواند میزان و کیفیت خدمات عمومی مانند مراقبت های بهداشتی، آموزشی و زیرساختی را تعیین کند و همچنین می تواند بر توسعه اقتصادی و توزیع ثروت در داخل یک کشور تأثیر بگذارد. در سال های اخیر، علاقه فزاینده ای به بررسی چگونگی تخصیص بودجه های عمومی و همسویی روش ها و اولویت های فعلی با نیازها و ارزش های جامعه وجود داشته است. نوسانات مداوم در سیاست های تخصیص بودجه در ایران، به ویژه در حوزه های حساس مانند آموزش وپرورش و بهداشت و درمان، به ایجاد نابرابری های منطقه ای منجر شده است. برای رفع این مشکل، نیاز به یک رویکرد برنامه ریزی شده و پایدار در توزیع اعتبارات است که بر اساس نیازهای واقعی هر استان و باهدف توسعه متوازن طراحی شود. در همین راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل برنامه ریزی مبتنی بر عملکرد متناسب با ویژگی های ماهیت مسئله برای توزیع اعتبارات سرمایه ای استانی در راستای نیل به آرمان های کلان اقتصادی و اجتماعی استان ها از جمله کاهش نابرابری درآمدی، کاهش عدم برخورداری، افزایش تولید و اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح اجتماعی بر اساس عملکرد استان ها طراحی شده است.   روش ها: رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، مدل سازی ریاضی بر مبنای مدل مفهومی با کاربردی متفاوت از تحلیل پوششی داده هاست که به عنوان نمونه، فصول آموزش و بهداشت مورد آزمون قرار گرفته اند. در مدل پیشنهادی، مقادیر مشخصی از انحراف در مقادیر متغیرها (دلتا) توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی تعیین می گردد و از سوی دیگر، بر اساس ارزیابی عملکرد استان ها و رتبه بندی عملکردی، تخصیص منابع بودجه به آن ها در راستای تحقق اهداف تعیین می شود. یافته ها: نتایج اجرای مدل برای داده های سال 1401 عملکرد نسبت به بودجه مصرفی استان ها در مقایسه با روش های متداول و پیشین توزیع اعتبارات سرمایه ای به کاررفته در سازمان برنامه و بودجه، نشان دهنده کارایی مدل پیشنهادی است. در پایان و با توجه به نتایج مدل، بیان شده است که روش ارائه شده در این مطالعه نه تنها مسئولیت پذیری برای نیل به اهداف تعیین شده را افزایش می دهد، بلکه با توانمندسازی استان ها برای یادگیری از تجربیات گذشته و تصمیم گیری آگاهانه برای فعالیت های آتی، بهبود مستمر را تسهیل می کند. لازم به ذکر است یکی از مهم ترین ویژگی های این مدل، پویایی آن بر اساس تغییرات بودجه می باشد و در حقیقت، ورودی های مدل همواره بر اساس سیاست های جدید، قابل اصلاح خواهد بود.   نتیجه گیری: در رویکرد دومرحله ای پیشنهادی، در مرحله اول از مدل DEA باهدف تطابق با ماهیت مسئله و ارزیابی میزان عملکرد استان ها و در مرحله دوم، از رویکرد مدیریت میزان تغییر در اعتبارات به منظور تحلیل حساسیت استفاده شده است. وجه تمایز این مدل در تعیین مقادیر دلتا توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی است. از سوی دیگر، می توان سهم مطلوب هر استان از کل اعتبارات تخصیصی را محاسبه و دریافت کرد، که این امر نه تنها به بهبود وضعیت کنونی کارایی استان ها کمک می کند، بلکه به عنوان ابزاری برای سیاست گذاران در جهت دستیابی به وضعیت مطلوب هر استان نقش مؤثری ایفا خواهد کرد.
۴۴.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر ارتقای انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط تکنولوژی محور بین المللی باتوجه به صنعت ۴.۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: امروزه به منظور رقابت و پاسخگویی به انتظارات روزافزون مشتریان، توجه صنایع تولیدی به سیستم های ساخت و تولید پیشرفته ضروری است. انعطاف پذیری در تولید یکی از این مفاهیم پیشرفته تولید و عملیات است که توسط برخی صنایع برای بهبود عملکرد و کارایی استفاده می شود. انقلاب صنعتی چهارم امکان جمع آوری و تجزیه وتحلیل مستقل داده ها و همچنین تعامل بین محصولات، فرایندها، تأمین کنندگان و مشتریان را از طریق اینترنت فراهم می کند. ترکیب فناوری های صنعت 4.0  با سیستم تولید انعطاف پذیر می تواند به تولیدکنندگان کمک کند تا سرعت، کارایی و هماهنگی را افزایش دهند. باتوجه به اینکه اکثر شرکت های تولیدی کوچک و متوسط هستند، افزایش انعطاف پذیری تولید با هزینه مناسب و ارتقای تولید به بالاترین کیفیت که پاسخگوی نیاز مشتریان باشد، در شرکت های کوچک و متوسط، به ویژه شرکت های فناوری محور بین المللی که بر تجاری سازی فناوری های جدید تمرکز دارند، بیش از گذشته احساس می شود. پژوهش انجام شده با دو هدف شناسایی و رتبه بندی مهم ترین عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط بین المللی با فناوری پیشرفته بر اساس صنعت 4.0  انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نظر نوع و روش تحقیق آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای و مرور پیشینه 6 معیار اصلی و 28 زیرمعیار شناسایی شد. پس از شناسایی معیارها و زیرمعیارها، از پرسشنامه دلفی در دو دور برای شناسایی مهم ترین عوامل استفاده شد. خبرگان برای شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش انعطاف پذیری تولید در دور اول شامل 14 متخصص و در دور دوم دلفی شامل 11 نفر در زمینه صنعت 4.0  و تولید انعطاف پذیر بودند. خبرگان برای رتبه بندی معیارها و زیرمعیارها با استفاده از روش سوآرا شامل 21 کارشناس از اساتید دانشگاه و کارشناسان تولید در شرکت های بین المللی کوچک و متوسط با فناوری پیشرفته انتخاب شدند. نمونه ها به روش گلوله برفی انتخاب شدند. پرسشنامه های طراحی شده به صورت الکترونیکی توزیع شد و پاسخ ها با استفاده از مقیاس لیکرت طراحی شد. یافته ها : معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده در روش دلفی، جهت رتبه بندی در اختیار خبرگان قرار گرفت که باتوجه به میانگین وزن اختصاص داده شده و اهمیت نسبی هر معیار و زیرمعیار، رتبه ی آنها توسط روش سوآرا شناسایی شد. مهم ترین معیارهای شناسایی شده به ترتیب شامل: هوشمندی و یکپارچگی زنجیره تأمین، رباتیک، اینترنت اشیا، داده کاوی و رایانش ابری و دوقلوهای دیجیتال می باشند. فناوری های درحال توسعه صنعت 4.0  این پتانسیل را دارند که از طریق معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده در پژوهش، موجب تقویت سیستم های تولید انعطاف پذیر و بالابردن راندمان تولید صنعتی شوند. نتیجه گیری: شناسایی عوامل مؤثر در افزایش انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط فناوری محور بین المللی و تجزیه وتحلیل داده ها پس از رتبه بندی با استفاده از روش سوآرا، باهدف شناخت و استفاده مناسب از ابزارهای مدیریتی برای مدیران شرکت های فناوری محور بین المللی انجام شده است. ارائه ی نتایج  پژوهش به مدیران این شرکت ها که بر تحقیق و توسعه تمرکز دارد و تأکید اصلی آن، بر بهره برداری از دانش فنی و افزایش حضور و مشارکت در بازارهای جهانی است کمک می کند که تغییرات مهم و اقدامات جدید را در شرکت های تولیدی برای حضور در بازارهای جهانی با هزینه و خطای کمتر  انجام دهند و اجرای موفق تری را در جهت پیشرفت کسب وکار داشته باشند، از این امکانات در محیط های رقابتی پویا و فعال استفاده کرده و در افزایش صادرات و بین المللی شدن موفقیت بیشتری کسب کنند.
۴۵.

طراحی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه و اهداف : امروزه شرکت های دانش بنیان در بستر اقتصاد دیجیتال با چالش ها و فرصت های متعددی مواجه اند. افزایش پیچیدگی های فناورانه، ضرورت همکاری بین بازیگران مختلف و رشد سریع تقاضای بازار، طراحی اکوسیستم های نوآوری باز را به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است. این اکوسیستم ها بستری برای بهره گیری از منابع دانشی درونی و بیرونی، توسعه محصولات جدید و ارتقای رقابت پذیری سازمانی فراهم می سازند. با وجود ظرفیت های بالای شرکت های دانش بنیان، فقدان چارچوبی بومی و منسجم برای شکل دهی و پایداری اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، یکی از موانع جدی توسعه آن ها محسوب می شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش و با تمرکز بر شرکت های دانش بنیان شهر سمنان انجام شد تا ضمن کشف تعاملات پیچیده میان عوامل اثرگذار، چارچوبی نظری و عملی برای توسعه پایدار این شرکت ها ارائه کند. روش : این تحقیق از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه های فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، کشاورزی و صنایع پیشرفته در شهر سمنان بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ نفر از مدیران تحقیق و توسعه، توسعه بازار و مدیران عامل جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و قضاوتی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس الگوی نظام مند استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت که حاصل آن استخراج ۱۶۹ کد باز، ۴۹ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی بود. به منظور افزایش روایی و پایایی پژوهش، توافق درونی بین دو کدگذار مستقل محاسبه و تأیید شد. یافته ها : نتایج کدگذاری نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در میان عوامل علّی می توان به نقش فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستم های مدیریت محتوا، ایجاد زیرساخت های ارتباطی، توسعه مراکز نوآوری و شکل گیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش اشاره کرد. عوامل زمینه ای شامل حمایت مدیران، ارائه تسهیلات مالی، پشتیبانی از استارتاپ ها، جذب ایده های مشتریان، کاهش هزینه ها و توسعه فرهنگ نوآوری در سازمان بودند. عوامل مداخله گر نیز بر امنیت اطلاعات، حفظ محرمانگی دانش، رعایت حقوق مالکیت فکری و وجود مقررات شفاف تأکید داشتند. در بخش راهبردها، مجموعه ای از اقدامات چون تشویق به همکاری و تفکر باز، شناسایی چالش های صنایع نوپا، تبادل دانش با مشتریان، استفاده از ایده های بیرونی، ایجاد بسترهای انتقال دانش و همکاری پژوهشی با سازمان های تحقیقاتی شناسایی شد. پیامدهای حاصل از استقرار این اکوسیستم شامل توسعه شبکه های همکاری دو و چندجانبه، افزایش سرمایه گذاری مشترک، تقویت ارتباط با رقبا، ارتقای محصولات و خدمات شرکت ها، حضور رقابتی در بازار و رشد پایدار سازمان بود. در نهایت، مقوله هسته ای پژوهش تحت عنوان «همگرایی دانش بنیان در فرآیندهای نوآوری باز دیجیتال» شناسایی شد که بر یکپارچه سازی جریان های دانشی درونی و بیرونی و انعطاف پذیری اکوسیستم تأکید دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، نشان داد که موفقیت شرکت های دانش بنیان در گرو توانایی آن ها در بهره گیری از فناوری های نوین، مدیریت دانش یکپارچه، ایجاد شبکه های همکاری و ارتقای فرهنگ نوآوری است. یافته ها بیانگر آن است که برای دستیابی به توسعه پایدار و مزیت رقابتی، شرکت های دانش بنیان باید رویکردی چابک، منعطف و مشارکتی اتخاذ کنند. این مطالعه علاوه بر غنای نظری در حوزه مدیریت دانش و نوآوری، می تواند برای سیاست گذاران، مدیران و سرمایه گذاران به عنوان راهنمایی عملی در زمینه طراحی و تقویت اکوسیستم های نوآوری باز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.
۴۶.

شناسایی دارایی های حیاتی ایمنی و انتخاب استراتژی نگهداری آنها با رویکرد تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: یکی از مهم ترین فرآیندهای تصمیم گیری در سازمان های صنعتی، تعیین استراتژی نگهداری و تعمیرات بهینه است. استراتژی های نگهداری سبب کاهش ریسک ها تا سطح قابل قبول می شوند. این موارد به صورت خلاصه با بکارگیری رویه هایی چون حذف، جایگزین کردن، کنترل های مهندسی و مدیریتی و بهره گیری از تجهیزات حفاظت فردی قابل انجام است که با استفاده از استراتژی های مشخصی چون تعمیر و نگهداری از اجرا تا خرابی (RTFM)، نگهداری پیشگیرانه (PM)، نگهداری مبتنی بر شرایط (CBM) و تعمیر و نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) می توان به هدف دست یافت. انتخاب مناسب ترین استراتژی نگهداری از میان مجموعه ای از گزینه های موجود برای یک قطعه تجهیزات شامل معیارهای ارزیابی متعددی مانند هزینه، ایمنی، زمان، ارزش افزوده، قابلیت اطمینان، پایداری و غیره است. بنابراین، عوامل پایداری، نقش مهمی در ارزیابی استراتژی های نگهداری و تعمیرات ایفا می کنند به طوری که به عنوان الزامات اجرای HSE در سیستم ها می تواند نرخ حوادث را نزدیک به صفر و هزینه ها را به حداقل برساند. از این رو این تحقیق با هدف شناسایی دارایی های ایمنی و انتخاب استراتژی نگهداری آنها در کارخانه کاشی ایفاسرام صورت گرفته است.   روش ها: پژوهش حاضر بر حسب نوع روش، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ نوع هدف، کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات مبتنی بر روش های اسنادی (کتابخانه ای)، مشاهده (مطالعات میدانی) و مستندسازی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر که بوسیله پرسشنامه انجام شده است، به تعداد 10 نفر از خبرگان کارخانه کاشی ایفاسرام بود. بر اساس مطالعات صورت گرفته معیارهای اصلی تحقیق شامل هزینه، ایمنی و پایداری بود. در ابتدا شاخص های بدست آمده از مرور ادبیات با استفاده از تکنیک دلفی غربال شدند، سپس با استفاده از رویکرد تلفیقی شامل تکنیک های ANP، DEMATEL و TOPSIS رتبه بندی، صورت گرفت. یافته ها: تعداد افراد انتخاب شده 10 نفر بودند شامل مدیران و کارشناسان با سابقه ایمنی صنعتی و بهداشت حرفه ای. همه ی خبرگان کارخانه کاشی ایفاسرام که در این تحقیق شرکت کردند مرد بودند. خبرگان با تحصیلات کاردانی 10 درصد، کارشناسی 70 درصد و تحصیلات تکمیلی 20 درصد کل جامعه بودند. از بین تعداد افراد پاسخ دهنده بیشترین فراوانی مربوط به بازه سنی 31 تا 40 سال است که با 157 نفر، 9/40 درصد حجم نمونه را تشکیل دادند. کمترین فراوانی مربوط به افراد با بازه سنی کمتر از 30 سال است که با 26 نفر، 8/6 درصد حجم نمونه را به خود اختصاص داده اند. با توجه به مطالعه ی مبانی نظری و بررسی سوابق موضوع معیارها و زیرمعیارهای مرتبط با دارایی های ایمنی، تعیین گردید و روابط میان هر یک از این معیارها و زیرمعیارها  توسط گروهی از متخصصین مشخص شد. در  مدل شبکه ای این تحقیق، در سطح اول هدف پژوهش (انتخاب بهترین استراتژی نگهداری دارایی های حیاتی ایمنی) و در سطح دوم، 3 معیار (هزینه، ایمنی و پایداری) در نظر گرفته شد و در سطح سوم، 10 زیرمعیار که با استفاده از تکنیک دلفی و با در نظر گرفتن نظر خبرگان باقی ماندند، قرار گرفتند. در ادامه به منظور تعیین روابط داخلی میان معیارها در سطح دوم از روش DEMATEL استفاده شده است. در مرحله بعد شبکه ANP با استفاده از روابط مشخص شده از روش DEMATEL ترسیم شد و وزن هر یک از معیارها و زیر معیارها نسبت به یکدیگر در نرم افزار Super Decision  تعیین گردید. در آخرین مرحله، برای انتخاب بهترین استراتژی نگهداری دارایی های حیاتی ایمنی از تکنیک TOPSIS استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که معیار هزینه در اولویت اول میان معیارها و تأثیرگذارترین معیار و معیار ایمنی، تأثیرپذیرترین معیار بود است که بالاترین تعامل را با سایر معیارها دارا بود. زیرمعیار ایمنی سلامت و ایمنی انسان در اولویت اول میان زیرمعیارها تعیین شد. همچنین از میان راهکارهایی مثل تعمیر و نگهداری از اجرا تا خرابی، نگهداری پیشگیرانه، نگهداری مبتنی بر شرایط و تعمیر و نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان به عنوان مهم ترین راهکارها برگزیده شدند. نتیجه گیری: در بررسی اولویت بندی معیارهای اصلی پژوهش، معیار هزینه در اولویت اول، معیار ایمنی در اولویت دوم و معیار پایداری در اولویت سوم قرار گرفت. در بررسی ارتباطات میان معیارها، معیار هزینه از بیشترین تاثیرگذاری و معیار ایمنی و پایداری از میزان تاثیرپذیری و تعامل بسیار زیادی برخوردار بودند. زیر معیار هزینه مواد و مواد مصرفی در اولویت اول و زیرمعیار هزینه نیروی انسانی در اولویت دوم قرار گرفت. همچنین زیرمعیارهای معیار ایمنی بدین صورت شد که زیر معیار ایمنی سلامت و ایمنی انسان در اولویت اول و زیرمعیار ایمنی تجهیزات در اولویت دوم قرار گرفت و در انتها در مورد زیرمعیارهای معیار پایداری بدین صورت حاصل شد که زیر معیار مصرف انرژی در اولویت اول و زیرمعیار سیستم مدیریت محیطی در اولویت دهم قرار گرفت. استراتژی تعمیر و نگهداری از اجرا تا خرابی در جایگاه اول، نگهداری پیشگیرانه در جایگاه دوم، نگهداری مبتنی بر شرایط در جایگاه سوم و در نهایت تعمیر و نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان در اولویت آخر قرار گرفت. به کارخانه کاشی ایفاسرام در راستای بهبود وضعیت سلامت و ایمنی انسان، کاهش هزینه های تولید و محیط کار مناسب و ایمن پیشنهاداتی ارائه شد.
۴۷.

طراحی مدل بین المللی سازی شرکت های کوچک و متوسط در شرایط عدم قطعیت بر اساس روش شناسی سیستم های نرم فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش با هدف طراحی مدل بین المللی سازی شرکت ها در شرایط عدم قطعیت، به دنبال رفع کاستی رویکردهای تک بعدی موجود است که پیچیدگی های پویا و رفتاری ذینفعان را نادیده می گیرند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر نوع ترکیبی و اکتشافی است. داده ها از طریق مصاحبه و پرسشنامه از مدیران و خبرگان ذینفع در فرآیند بین المللی سازی شرکت های کوچک و متوسط که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند، گردآوری شده است. مدل نهایی با استفاده از روش شناسی سیستم های نرم فازی و مدل سازی تفسیری ساختاری فازی توسعه داده شد. مدل نهایی، ابعاد کلیدی برای بین المللی سازی شرکت ها در شرایط عدم قطعیت را مشخص می کند. این ابعاد شامل: پایش روندهای کلان، توسعه اکوسیستم فناوری، پشتیبانی مالی و مشاوره ای، توسعه استانداردها، مدیریت روابط ذینفعان، توسعه مراکز آموزشی تخصصی، سیستم های هوشمند پیشرفته برای پیش بینی، توسعه استراتژی های انعطاف پذیر ورود، شبکه سازی و اتحادهای استراتژیک، بهینه سازی کیفیت محصول و فرآیندها، و مدیریت پیچیدگی زنجیره تأمین است. مدل ارائه شده، ابزاری تحلیلی برای درک عمیق تر پیچیدگی های بین المللی سازی در شرکت های کوچک و متوسط و سیاست گذاری های مؤثرتر در مواجهه با عدم قطعیت های محیط کسب وکار است.
۴۸.

شناسایی چالش های فناوریهای صنعت 4.0 برای عملیات پایدار در صنایع کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۴۴
از مهم ترین پیامدهای چهارمین انقلاب صنعتی، ترکیب فناوری های پیشرفته دیجیتالی مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و تحلیل داده های بزرگ در بهبود فرآیندها و افزایش بهره وری صنایع است؛ با این حال، کاربرد این فناوری ها در صنایع کوچک و متوسط ( SMEs ) با چالش هایی مواجه است. تحقیقات محدودی درباره پیاده سازی و به کارگیری فناوری های صنعت 4.0 به خصوص با تأکید بر عملیات اخلاقی و پایدار در SME ها انجام شده است؛ زیرا به کارگیری این فناوری ها با توجه به محدودیت ها، هزینه های عملیاتی و مالی دارد و یک چالش مهم برای این صنایع است. در پژوهش حاضر، پانزده چالش اصلی تأثیرگذار نقش فناوری های صنعت 4.0 در عملیات اخلاقی و اقتصاد دایره ای صنایع کوچک و متوسط شناسایی شدند. در این راستا، طراحی پرسش نامه پس از تأیید روایی از سوی خبرگان و پایایی آن با ضریب الفای کرونباخ 0.875، از سوی 345 کارشناس فعال صنعتی در صنایع مستقر در شهرک های صنعتی استان آذربایجان شرقی تکمیل شدند؛ سپس روابط تعاملی تأثیرگذاری، تأثیرپذیری، ضریب نفوذ چالش ها، دسته بندی و رتبه بندی اهمیت نسبی عوامل علت و معلولی و تحلیل حساسیت آنها بررسی شده اند که در پژوهش های دیگر ملاحظه نمی شود . نتایج پژوهش نشان داد که به ترتیب چالش های اصلی کمبود آگاهی از صنعت 4.0، کمبود زیرساخت مبتنی بر فناوری اطلاعات، کمبود نیروی کارآزموده مرتبط، پایین بودن آگاهی از سیاست های صنعت 4.0 و پشتیبانی پایین مدیریت از این حوزه از چالش های اصلی اند. برای دستیابی به شایستگی و عملیات پایداری و اخلاقی در SME ها، مطابق چالش های اولویت دار نسل چهارم انقلاب صنعتی، با افزایش آگاهی و آموزش نیروها در استفاده از اینترنت توأم با ایجاد زیرساخت نرم افزار و سخت افزار مثل دسترسی به رایانه های رومیزی مبتنی بر فناوری اطلاعات امکان پذیر است.
۴۹.

ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان در مواجهه با داده های ناقص رویکرد ترکیبی DEA فازی و OPA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
در بازار رقابتی، عملکرد تأمین کنندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب وکار است؛ بنابراین ارزیابی، رتبه بندی و انتخاب تأمین کنندگان برای سازمان ها نه تنها عامل مهمی در کسب سود محسوب می شود، عامل مؤثری در کیفیت تولید محصول، ارائه خدمات و فعالیت های تجاری است. این انتخاب نیازمند به کارگیری روش های مناسب ارزیابی عملکرد است که یکی از روش های مناسب، تحلیل پوششی داده هاست. با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده ها قضاوت انسانی را در نظر نمی گیرد، رویکرد اولویت ترتیبی با رفع این نقص، داده های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می کند. ترکیب این دو روش، رویکرد مفیدی برای انتخاب تأمین کننده است، مشکلات مربوط به چندین متخصص و ناقص بودن اطلاعات را حل می کند و همچنین تصمیم گیری با ریسک کمتر را به همراه دارد. در این پژوهش شاخص ها پس از استخراج، با استفاده از آزمون دوجمله ای و روش دلفی فازی در قالب 15 شاخص پالایش شدند. این شاخص ها شامل 8 شاخص ورودی، 7 شاخص خروجی، 4 شاخص کمی و 11 شاخص کیفی اند؛ سپس از طریق پرسش نامه، داده های مورد نیاز هر یک از شاخص ها درباره 45 تأمین کننده جمع آوری شد. به منظور رتبه بندی تأمین کنندگان ابتدا از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده 30 تأمین کننده، واحدهای کارا شناسایی شدند. برای حل این مشکل از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد. مدل ترکیبی، وزن هر یک از ورودی ها و خروجی ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین کنندگان به شکل دقیق تری محاسبه و اقدام به رتبه بندی تأمین کنندگان شد. نتایج نشان داد قدرت تمیز مدل پیشنهادی بسیار بالاتر از مدل سنتی تحلیل پوششی داده هاست.
۵۰.

مدل پذیرش اینترنت اشیا در زنجیره تامین صنعت خودرو ایران: یک رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: هدف این پژوهش، توسعه مدل بومی برای پذیرش اینترنت اشیاء در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران است. اهمیت موضوع در این است که چارچوب ها و مدل های متداول قادر به پوشش دادن ویژگی ها، موانع و اقتضائات خاص صنایع کشورهای در حال توسعه، به ویژه ایران، نیستند و بنابراین ارائه مدل بومی و جامع برای تسهیل فرآیند پذیرش این فناوری ضروری به نظر می رسد. روش شناسی پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی حوزه خودرو جمع آوری شد و تحلیل داده ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. برای ارتقای اعتبار یافته ها نیز از روش بازبینی اعضا و مقایسه مستمر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شرایط علّی شامل عوامل سازمانی، اجتماعی، مدیریتی، صنعتی و مالی نقش مؤثری در پذیرش اینترنت اشیا در این صنعت دارند. همچنین شرایط زمینه ای مانند بلوغ شرکای زنجیره، زیرساخت های فناوری و قابلیت های زنجیره تأمین، به عنوان عوامل تسهیل گر یا بازدارنده عمل می کنند. عوامل فرهنگی، امنیتی، فنی و مالی به عنوان شرایط مداخله گر شناخته شدند. بر اساس یافته ها، شفافیت اطلاعات، مشارکت و ارتقای فناوری به عنوان مقولات کلیدی در مدل نهایی استخراج شد و پیامدهای مثبت سازمانی، سیستمی، مالی و اجتماعی برای پذیرش موفقیت آمیز این فناوری شناسایی گردید. اصالت / ارزش افزوده علمی: نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بر بومی سازی مدل پذیرش اینترنت اشیاء در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران و شناسایی دقیق ابعاد و موانع خاص این حوزه است؛ نتایج ارائه شده می تواند راهنمای تصمیم گیرندگان و محققان برای تسهیل و تسریع پیاده سازی موفق این فناوری در صنعت خودرو باشد.
۵۱.

مدلسازی ریاضی دو هدفه برای طراحی شبکه های زنجیره تأمین تاب آور حلقه بسته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۹
هدف : در محیط های عملیاتی پر اختلال و همراه با ریسک بالا، طراحی صحیح شبکه زنجیره تأمین می تواند عواملی مانند تأمین پایداری، کاهش اختلال و افزایش توان اطمینان را به موجب تأمین و استمرار فعالیت، بیشتر کند. برای جلوگیری از ناکارآمدی های ناشی از طراحی های مجزا، لازم است که طراحی شبکه های مستقیم و معکوس به هم ادغام شود. در زنجیره تأمین حلقه بسته، علاوه بر جریان عادی کالا که از تأمین کننده به مصرف کنندگان نهایی منتقل می شود، به جریان معکوس محصولات برای بازیافت، بازسازی یا انهدام نیز توجه می شود. روش شناسی پژوهش : در این تحقیق یک شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور تحت شرایط ریسک های احتمالی و اختلال در سطوح تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان طراحی شده است. مدل پیشنهاد شده قادر است به صورت همزمان تعداد گره ها را ماکزیمم و هزینه کل را کمینه نماید. مسئله بهینه سازی چند هدفه با استفاده از روش معیار جامع به ازای P = 1 و P = 2 حل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل شده، مدل پیشنهادی قادر است مقدار محصولات تولید شده، میزان تولیدات با ظرفیت بالا، مسیر انتقال محصولات، میزان جریان محصولات در هر مسیر و مقدار توابع هدف را تعیین نماید. سرانجام، یک تحلیل حساسیت بر روی پارامتر احتمال رخداد خرابی در گره و مسیر انجام شده است. طبق نتایج تحلیل حساسیت مشاهده شده است که اگر بروز خرابی در هر مسیر کاهش یابد، بیشترین بهبود در تابع هدف دوم حاصل می شود. اصالت / ارزش افزوده علمی : ارزش این پژوهش در طراحی یک مدل زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور است که به طور همزمان بهینه سازی چند هدفه و تحلیل حساسیت را برای مقابله با اختلالات در سطوح مختلف زنجیره در نظر می گیرد. این مدل توانایی تصمیم گیری جامع و دقیق تری برای مدیران زنجیره تأمین در شرایط پرریسک فراهم می سازد.
۵۲.

نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء با رویکرد «ناب، چابک، تاب آور، سبز»: یک فراترکیب در صنعت هواپیمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: فرآیند نگهداری ، تعمیرات و بازآماد هواپیما از جمله اقدام های پر اهمیت، گران و تخصصی در صنعت هواپیمایی است که اقدام درست در آن اطمینان و راحتی خیال مشتریان و سوددهی را فراهم می آورد. این صنعت به علت اهمیت صلاحیت پروازی یک هواپیما که ضامن جان مسافران و سلامت هواپیما است، بسیار نسبت به تغییرات و بکارگیری فناوری های نوین تحول گرا سخت گیر است و این موضوعات را با قوانین و رویه های متعدد نیازمند بررسی و تأیید می داند. به طور کلی این فناوری موجب ارتباط بین سیستم ها، زیر سیستم ها و انتقال داده ها بین آن ها می شود و می تواند داده های در لحظه ای را در اختیار پردازشگر قرار دهد که به موجب به کارگیری الگوریتم های هوش مصنوعی داده های پرداش شده، می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه پیشگویی اقدامات مرتبط با نگهداری و تعمیرات ایجاد گردد. با توجه به بررسی های انجام شده این فناوری خود می تواند نمایانگر ویژگی های رویکرد "ناب، چابک، تاب آوری، سبز" گردد، بدین ترتیب در این پژوهش سعی شده است این فناوری در کنار رویکرد مذکور مورد بررسی قرار داده شود تا موجب ارائه مدل تبیینی جامع و نوین از مؤلفه های نگهداری تعمیرات هوشمند با رویکرد"ناب، چابک، تاب آور، سبز و در بستر فناوری تحول آفرین اینترنت اشیاء گردد. روش: در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده می گردد به این ترتیب که با استخراج سوالات پژوهش، جست و جوی تمامی مقالات از سال 2015 تاکنون و در پایگاه های: وب آف ساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر و جهاد دانشگاهی و ایرانداک و با اعمال قیدهای مربوطه، ارزیابی مقالات با استفاده از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی، استخراج اطلاعات از مقالات، تجزیه و تحلیل و ترکیب نتایج، کنترل کیفیت پژوهش، نتایج و یافته ها ارائه می گردد. به این ترتیب تعداد 333 مقاله استخراج می گردد که پس از پالایش مقالات از نوع: عناوین، چکیده و کیفیت، از تعداد 35 مقاله مقوله های اصلی و فرعی بدست می آید. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، 44 کد باز عوامل مرتبط با نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء و با رویکردهای «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و بر بستر اینترنت اشیاء را تبیین کردند که با بررسی مفاهیم نزدیک به هم این کد ها به 20 کدمحوری منتهی گردید و در مرحله آخر کدهای محوری در چهار مقوله اصلی دربرگیرنده: انگیزه های درون سازمانی، انگیزه های برون سازمانی، تصمیم گیری مبتنی بر داده، مدیریت سرمایه انسانی دسته بندی شدند. بر اساس یافته های پژوهش، در مقوله اصلی «انگیزه های درون سازمانی» دربرگیرنده هشت کد باز در قالب پنج کد محوری «کاهش هزینه ها و افزایش سود آوری» و «یکپارچگی جریان داخلی اطلاعات»، «تصمیم گیری گروهی»، «گردش مالی»، «محدودیت های مالی» است. در مقوله «انگیزه های برون سازمانی» هشت کدباز در قالب چهار کدمحوری «جلب رضایت مشتری»، «تقاضای اجتماعی»، «یکپارچگی جریان خارجی اطلاعات»، «الزامات قانونی» دسته بندی شدند. در مقوله«تصمیم گیری مبتنی بر داده» 16 کدباز در قالب6 کد محوری «گردآوری هوشمند اطلاعات»، «کیفیت اطلاعات» و «تصمیم گیری مبتنی بر داده»، «امنیت اطلاعات»، «تصمیم گیری خودکار» و «تجزیه و تحلیل داده» دسته بندی شدند. در مقوله «مدیریت سرمایه انسانی» تعداد 10 کد باز در قالب پنج کدمحوری «مهارت های تحلیلی»، «فرهنگ سازمان»، «پشتیبانی مدیریت»، «مهارت های سازگاری»، «مهارت های فناوری ارتباطات و اطلاعات»، طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: از آنجاییکه الگوی ارائه شده در این پژوهش همزمان نگهداری و تعمیرات هواپیما با رویکرد های «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و مبتنی بر اینترنت اشیاء را مورد بررسی قرار داده است در واقع پژوهش های پیشین را توسعه داده و از رویکرد به نسبت جامع تری برخوردار است و در واقع نوآوری این پژوهش به کارگیری توأمان این رویکردها بر بستر اینترنت اشیاء و در صنعت هواپیمایی است. به این ترتیب الگوی ارائه شده می تواند کمک شایانی به کسب و کار های حوزه صنعت هواپیمایی در شناسایی و به کارگیری این مؤلفه ها و سپس بهره مندی از مزایای آن ها در کسب و کار مربوطه داشته باشد.
۵۳.

ارائه مدل تلفیقی بهبود مدیریت بنادر کانتینری با تمرکز بر توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه و اهداف: با توجه به نقش حیاتی بنادر در تجارت جهانی و زنجیره های تأمین، توسعه مدل های مدیریت پایدار بنادر به یکی از اولویت های اصلی در صنعت دریایی تبدیل شده است. این پژوهش با تمرکز بر یافته های تحقیقات صورت گرفته در زمینه مدیریت پایداری تلاش دارد تا یک مدل تلفیقی برای ارزیابی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر پایداری بنادر کانتینری تدوین نماید. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و وزن دهی معیارهای پایداری در سه بعد محیط زیست، اجتماعی و اقتصادی است تا به حاکمیت بنادر در تصمیم گیری جامع در مدیریت بندر کمک کند. بر این مبنا، این مدل به دنبال کاهش پیچیدگی های ارزیابی پایداری و افزایش دقت در سنجش عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد پایدار بنادر است. روش ها: در این پژوهش، از روش دلفی فازی برای غربالگری و تأیید عوامل پایداری مبنا استفاده شده است. ابتدا با درنظر گرفتن یافته های موجود در ادبیات و نظرسنجی از ۱۴ خبره، 26 معیار پایداری بررسی و تأیید شدند. سپس، از روش فوکام فازی برای وزن دهی و اولویت بندی این معیارها استفاده شد. در این مرحله، ۸ خبره دارای تجربه مرتبط در حوزه مدیریت بنادر و پایداری، داده های لازم را از طریق پرسشنامه های طراحی شده ارائه کردند. روش فوکام فازی به دلیل کاهش تعداد مقایسات زوجی و امکان لحاظ کردن عدم قطعیت ها، انتخاب شده است. طی این فرآیند، معیارها بر اساس اهمیت نسبی شان رتبه بندی شدند و وزن های نهایی عوامل اصلی و معیار های متناظر آنها محاسبه گردید. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در بین ابعاد پایداری مرتبط با بنادر کانتینری، بعد زیست محیطی با وزن ۰.۵۴۱ بالاترین اهمیت را دارد، در حالی که ابعاد اقتصادی و اجتماعی به ترتیب با وزن های ۰.۳۰۴ و ۰.۱۵۴ در اولویت های بعدی قرار می گیرند. در بین زیرمعیارهای زیست محیطی، مدیریت آلودگی آب (با وزن نسبی ۰.۱۸۶۴) بالاترین رتبه را به خود اختصاص می دهد و پس از آن، مدیریت آلودگی هوا (با وزن نسبی ۰.۱۳۸۸) و حفاظت از اکوسیستم ها و زیستگاه ها (با وزن نسبی ۰.۱۰۵۱) به لحاظ اهمیت در جایگاه های بعدی قرار می گیرند. در بعد اقتصادی، بازدهی عملیاتی بندر (وزن نسبی ۰.۱۷۶۰) بیشترین اهمیت را داشته، و پس از آن، بهره وری ارزش افزوده (وزن نسبی ۰.۱۳۲۱) و تأمین مالی توسعه بندر (وزن نسبی ۰.۱۱۹۲) در رتبه های بعدی قرار می گیرند که نشان دهنده نقش این عوامل در توسعه اقتصادی بندر است. در بعد اجتماعی، سلامت و ایمنی (با وزن نسبی ۰.۲۲۲۸) به عنوان مهم ترین معیار شناخته شد، در حالی که ایجاد اشتغال و امنیت شغلی (با وزن نسبی ۰.۱۵۷۷) و آموزش مهارت های شغلی (با وزن نسبی ۰.۱۱۷۳) نیز از اهمیت بالایی برخوردار بودند. به صورت کلی نیز، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدیریت آلودگی آب و هوا و حفاظت از اکوسیستم ها و زیستگاه ها به ترتیب با اوزان نهایی ۰.۱۰۰۸، 0.1388 و 0.1051 مهم ترین عامل تأثیرگذار بر پایداری بنادر هستند. این یافته ها مبین آن است که تمرکز بر این عوامل می تواند به طور قابل توجهی به کاهش اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های بندری کمک کند، رضایت ذینفعان را افزایش دهد، و از طریق بهبود عملکرد زیست محیطی، رقابت پذیری بنادر را در سطح جهانی ارتقا بخشد. همچنین، این رویکرد می تواند به بنادر در دستیابی به اهداف توسعه پایدار جهانی (SDGs) و همسویی با مقررات بین المللی زیست محیطی کمک کند، که در نهایت منجر به ایجاد یک سیستم بندری پایدارتر و مسئولیت پذیرتر خواهد شد. نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ساختاریافته برای ارزیابی و اولویت بندی عوامل پایداری در بنادر کانتینری ارائه می دهد که می تواند در شناسایی حوزه های بهبود و اجرای استراتژی های پایدار کمک کند. مدل ارائه شده در این تحقیق به عنوان ابزاری کاربردی برای پایش عملکرد پایداری و همسویی با استانداردهای بین المللی پیشنهاد می شود.
۵۴.

شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
در عصر حاضر تأثیر هوش مصنوعی در همه صنایع ازجمله صنعت بیمه بر کسی پوشیده نیست. بهره گیری از هوش مصنوعی به صنعت بیمه کمک می کند تا خطرات مختلف را پیش بینی کرده و به این ترتیب برنامه های مناسب برای مدیریت آن را اجرا کند. تحقیق حاضر باهدف شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای انجام شد. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان موردمطالعه انتخاب شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات اکتشافی است و ازلحاظ زمانی پژوهش تک مقطعی است. ابتدا با استفاده از ادبیات موضوع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در صنعت بیمه استخراج شده و در گام دوم این داده ها با نظر خبرگان تکمیل شده و در مرحله بعد با استفاده از ابزار پرسشنامه و روش تصمیم گیری چند شاخصه رتبه بندی شاخص ها انجام شده است. برای تحلیل داده ها، ابتدا از روش فار برای وزن دهی شاخص ها استفاده شده، سپس ماتریس تصمیم تشکیل شده و با استفاده از روش مارکوس، گزینه ها رتبه بندی شد. طبق نتایج پژوهش از میان کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت بیمه گروه «تحلیل داده ها و پردازش و تجزیه» رتبه یک و «خدمات مشتری» رتبه سه و «امنیت سایبری» و «اتوماسیون» هر دو رتبه چهار را به خود اختصاص دادند. لذا این پژوهش نیز توجه به آماده سازی زمینه برای تحلیل داده های حجیم را برجسته می سازد.
۵۵.

حل مسئله چیدمان تسهیلات بیمارستانی با الگوریتم های فراابتکاری، مطالعه موردی: بیمارستان خاتم الانبیای ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
: هدف اصلی مسئله جایابی تسهیلات بیمارستانی، قرار دادن پلی کلنیک ها ، آزمایشگاه ها ، واحدهای رادیولوژی و غیره، به خصوص در بیمارستان هایی با مقیاس بزرگ در مناطقی از پیش تعیین شده است؛ به طوری که هزینه جابه جایی بیماران و کارکنان بهداشت و درمان را به حداقل برساند. ازنظر کارایی بیمارستان لازم است بخش هایی که تعامل بیشتری با هم دارند، نسبت به بخش های با تعامل کم تر، نزدیک یکدیگر قرار گیرند؛ بنابراین یکی از عوامل اصلی برای بالابردن کارایی بیمارستان، کم کردن حرکت بیمار و کادر بهداشت و درمان در داخل بخش ها و بین بخش ها و نیز تا ورودی بیمارستان است . برای این منظور، تابع هدف مناسب را با توجه به فاکتور جابه جایی ، طوری تعریف کردیم که فاصله بین بخش های با تعامل بالا کمینه شود. این امر خود باعث کم شدن بعد مسافت طی شده از سوی بیماران و کادر درمان و همین طور همراهان بیماران (در صورت داشتن همراه) و کاهش هزینه جابه جایی بیماران و افزایش کارایی بیمارستان می شود. همین طور در تابع هدف ، فاصله هر بخش تا ورودی بیمارستان و تعداد بیماران هر بخش را در نظر گرفته ایم تا بخش های پرترافیک نزدیک تر به ورودی بیمارستان قرار گیرند و بیماران برای رسیدن به هر بخش، هزینه کمتری را به لحاظ جابه جایی بپردازند. با توجه به اینکه مسائل جایابی تسهیلات، مسائلی ان پی -سخت هستند، برای حل آنها از الگوریتم های فراابتکاری استفاده می شود. در این مقاله برای حل مسئله به دست آوردن بهترین چیدمان برای بخش های مختلف بیمارستان خاتم الانبیای شهرستان ایرانشهر ، از الگوریتم های فراابتکاری ژنتیک و الگوریتم شبیه سازی تبرید استفاده کردیم. 
۵۶.

تحلیل اثرات تورم خوراک و یوتیلیتی بر توسعه صنعت پتروشیمی ایران با استفاده از رویکرد پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف: صنعت پتروشیمی ایران به عنوان یکی از اصلی ترین صنایع ارزآور کشور، نقش کلیدی در ایجاد اشتغال، کاهش اثرات تحریم و جلوگیری از خام فروشی ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر در توسعه صنعت پتروشیمی، با در نظر گرفتن ساختارهای بودجه ریزی و مدل سازی جامع پویای سیستمی این صنعت شامل صادرات نفت خام و گاز طبیعی، صندوق توسعه ملی، صندوق نفت و گاز، تولید و فروش صنعت پتروشیمی، به منظور شناسایی تاثیر تورم بر خوراک و یوتیلیتی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش: این تحقیق با رویکرد پویایی شناسی سیستم ها به مدل سازی شکل گیری بودجه در توسعه ظرفیت صنعت پتروشیمی با استفاده از مدل های علی و شبیه سازی مدل های جریان-انباشت در نرم افزار ونسیم صورت پذیرفته است. این مدل سازی با در نظر گرفتن ساختارهای تخصیص بودجه به طرح ها و مجتمع های پتروشیمی که قابلیت تولید محصولات را دارند و با جمع آوری و پالایش بیش از 450 هزار داده مربوط به تولید و فروش کل صنعت پتروشیمی کشور در بازه زمانی 1390 تا 1402 انجام شده است. یافته ها : نتایج مدل سازی با دقت بسیار خوبی به نتایج تجربی نزدیک بوده و نشان می دهد که تولیدات نهایی پتروشیمی ایران از 28.7 میلیون تن در سال 1390 به 52 میلیون تن در سال 1402 افزایش یافته است. همچنین ظرفیت اسمی مجتمع ها از 54.1 میلیون تن به 90.2 میلیون تن رسیده است. با فرض افزایش سالانه %1 تا %10 قیمت خوراک و یوتیلیتی (تورم)، هزینه های صنعت پتروشیمی 2.9 میلیارد دلار افزایش یافته است؛ اما به دلیل افزایش %76 ظرفیت تولید، درآمد خالص صنعت در حدود 26 میلیارد دلار باقی مانده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از مدل سازی پویای سیستمی، ساختاری جامع و قابل اتکا برای تحلیل و برنامه ریزی جهت توسعه ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی ارایه می دهد. همچنین، در این مدل سازی نقش تخصیص بهینه بودجه و تاثیر افزایش هزینه ها بر تولید و درآمد این صنعت به صورت کمی تبیین شده و تاثیر هر یک از عوامل موثر بر تولید محصولات پتروشیمی، ازجمله اثرات تورم بر خوراک و یوتیلیتی و افزایش درصد تورم، موردبررسی قرار گرفته است.
۵۷.

تأثیر تخصیص غیر بهینه(نادرست) عوامل تولید بر رشد و بهره وری کارگاه های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با استفاده از داده های کارگاه های صنعتی با ۱۰ نفر کارکن و بیشتر طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، به بررسی بهره وری کل عوامل تولید (TFP) و نقش تخصیص نادرست منابع در عملکرد صنایع ایران پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حذف اختلالات بازار، به ویژه در صنایع شیمیایی، محصولات معدنی غیرفلزی و تولید کک و فرآورده های نفتی، موجب ارتقاء بهره وری می شود، درحالی که صنایعی مانند پوشاک، چرم و تعمیر ماشین آلات بهره وری بسیار پایینی دارند. به طور میانگین، سطح بهره وری فیزیکی بدون مداخلات ساختاری حدود ۵ میلیون میلیون ریال برآورد شده، اما تفاوت های بین صنعتی قابل توجه است. سال ۱۳۹۲ بالاترین سطح کارایی تولید را ثبت کرده، ولی به طورکلی، عملکرد صنایع طی دوره نسبتاً پایین و ناپایدار بوده است. بررسی ها نشان می دهد بازتخصیص منابع در تمام سال ها اثربخشی منفی بر بهره وری داشته و سال ۱۳۹۳ با بیشترین افت TFP (معادل ۶.۹۱- درصد)، نمادی از نارسایی های عمیق ساختاری در اقتصاد صنعتی کشور بوده است. همچنین، اصلاح تحریف های مرتبط با سرمایه گذاری تأثیر بیشتری بر رشد بهره وری نسبت به اصلاح بازار محصول داشته و همبستگی بالای بین این دو حوزه (r=0.75) نشان از پیوند متقابل آن ها دارد. درنهایت، یافته ها بر اهمیت اصلاحات ساختاری در نظام سرمایه گذاری و تنظیم بازار تأکید دارد و تخصیص نادرست منابع، به ویژه در حوزه سرمایه، به عنوان عاملی کلیدی در تضعیف بهره وری صنایع شناسایی شده است.
۵۸.

شناسایی و اولویت بندی استراتژی های مدیریت پروژه چابک در مواجهه با بحرانی ترین تغییرات در پروژه های ساخت و ساز با روش ترکیبی AHP-TOPSIS فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۸۲
تغییرات در پروژه ها اجتناب ناپذیر بوده و اثرات زیان باری را در قالب تاخیر، افزایش هزینه و کاهش بهره وری بر پروژه های عمرانی می گذارد. مدیریت تغییرات نقش بسزایی در افزایش موفقیت پروژه ها دارد. جستجوی مکانیزمی منعطف برای تسهیل مدیریت پروژه که سازگاری بیشتری با تغییرات داشته باشد، انگیزه اولیه برای انجام این پژوهش است. مدیریت پروژه چابک فرصت های مدیریتی جدیدی را از طریق پذیرش تغییر، که جزء اجتناب ناپذیر فرآیند مدیریت پروژه در بخش ساخت و ساز است، ارائه می دهد. از آنجا که هزینه های سرمایه گذاری تغییرات بالا است، نیاز به اولویت بندی راهبردها و استراتژی های اصلی می باشد. بنابراین، این پژوهش با هدف معرفی و اولویت بندی عوامل چابک برای مدیریت تغییر پروژه های عمرانی انجام شد. برای این منظور بحرانی ترین تغییرات از طریق ادبیات در حوزه ساخت و ساز شناسایی شد. با استفاده از تکنیک ترکیبی AHP-TOPSIS فازی، اوزان معیارها و رتبه بندی استراتژی های چابک مشخص شدند. در بین معیارهای اصلی، معیار مشتری با وزن 0.631 رتبه اول، معیار پیمانکار با وزن 0.168 رتبه دوم، معیار مشاور با وزن 0.147 رتبه سوم و معیار عوامل خارجی با وزن 0.054 رتبه چهارم را کسب کرده است. در میان استراتژی های چابک، بهبود مستمر از طریق جلسات روزانه رتبه اول ، نظارت و ارزیابی پیشرفت پروژه به طور مداوم رتبه دوم و جریان کاری انعطاف پذیر رتبه سوم را کسب کردند.
۵۹.

شناسایی و دسته بندی ذهنیت اعضای هیات علمی به شکست کارآفرینی در دانشگاه با کاربرد روش شناسی کیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: در دنیا تنها %۲۰ از کسب وکارهای نو بنیان بیش از سه سال ادامه داشته اند و ما بقی محکوم به شکست بوده اند. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و دسته بندی ذهنیت اعضای هیات علمی به شکست کارآفرینی در دانشگاه بین استاد-دانشجو است. روش شناسی پژوهش: چارچوب فلسفی این پژوهش از نوع پارادایم تفسیری-اثبات گرایی است و از لحاظ جهت گیری در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. برای شناسایی ذهنیت از روش شناسی کیو استفاده شده است. ابتدا ادبیات و پیشینه پژوهش مرور و سپس، بر اساس اسناد و مدارک و مصاحبه و پرسش نامه از 12 خبره (متخصصان و خبرگان دانشگاهی) عبارت کیو شکل گرفته است. سپس در مرحله بعد از اعضای هیات علمی دانشگاه خواسته شده است که عبارات کیو را بر محورهای تنظیم شده موافق و مخالف و ممتنع در قالب طیف شش گزینه ای (6+ تا 6-) دسته بندی کنند؛ سپس با استفاده از روش  تحلیل عاملی در نرم افراز SPSS داده ها تجزیه وتحلیل شده و در قالب الگوهای مختلف ذهنی دسته بندی شده اند. پایایی آزمون از طریق آزمون مجدد و روایی آزمون با توجه به مصاحبه و اعمال نظرات خبرگان مورد تائید قرارگرفته است. یافته ها : سه الگوی ذهنی شناسایی شد که به ترتیب اهمیت عبارتند از رویکرد و الگوی ذهنی اول: بازاریابی و استراتژی، رویکرد و الگوی ذهنی سوم: عملکرد و کار تیمی و رویکرد و الگوی ذهنی دوم: مالی و اقتصادی. الگوی اول بر این نظر است که عوامل بازاریابی و عوامل مرتبط با استراتژی های مدیریتی و سازمانی موجب شکست کارآفرینی در دانشگاه می شود. الگوی دوم بر این نظر است که عوامل مالی و شرایط اقتصادی و نبود تسهیلات و حمایت های مربوطه از طرف اصناف و دانشگاه و عدم حمایت مالی استادان دانشگاهی و یا وضعیت نامناسب اقتصادی و مسایل مالی دانشجویی موجب شکست کارآفرینان دانشگاهی استاد-دانشجویی می شود. الگوی سوم بر این نظر است که عوامل عملکردی و تیمی و عدم حضور استاد و یا عدم حضور دانشجویان و عدم پای کار بودن استاد و دانشجو و ناهماهنگی های مربوطه بین اعضای تیم موجب شکست های کارآفرینی در دانشگاه و بین اساتید و دانشجویان که ایجاد کارآفرینی کرده اند، می شود. اصالت/ارزش افزوده علمی: با فهم ذهنیات مختلف و اهمیت این ذهنیات می توان در کاهش ریسک شکست کارآفرینی گامی موثر برداشت. ذهنیات مختلف و عامل های مختلف به ترتیب اهمیت در این پژوهش آورده شده است.
۶۰.

برنامه ریزی موجودی و زمانبندی فعالیت ها در زنجیره تامین پروژه های بازسازی (مطالعه موردی: دکل حفاری سینا 1)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
مقدمه و اهداف: بازسازی دکل حفاری نفت یکی از بهترین گزینه های جایگزین برای اجاره این تجهیز سرمایه ای است، زیرا هزینه اجاره آن، ده ها هزار دلار در روز است. این پژوهش، به زمانبندی فعالیت ها و برنامه ریزی موجودی زنجیره تامین پروژه بازسازی دکل حفاری سینا 1 می پردازد. از آنجا که سابقه انجام چنین کاری در کشور وجود ندارد، زمانبندی پروژه در شرایط عدم قطعیت فعالیت ها انجام می شود. علاوه بر این، عدم قطعیت در زمان اجرای فعالیت ها باعث ارتقای شناخت صاحبان پروژه از زمانبندی شان شده و دید گسترده تری نسبت به پروژه و فعالیت های آینده ایجاد می کند. در این مدل، هزینه های پیمانکار و تأمین کنندگان به صورت همزمان مورد توجه قرار گرفته و زمانبندی نامطمئن فعالیت ها و برنامه ریزی سفارشات به شکلی انجام می شود که هزینه کلی زنجیره به حداقل برسد. روش: با توجه به تعداد زیاد متغیرها و محدودیت های موجود در مدل ریاضی زمان بندی فعالیت های زنجیره تأمین، مسأله مورد بررسی در دسته مسائل پیچیده  NP-hard قرار می گیرد. به همین دلیل برای حل چنین مسائلی از روش های فراابتکاری استفاده می شود که در مقایسه با روش های دقیق، در زمان کمتری پاسخ های نزدیک به بهینه ارائه می دهند. در این پژوهش، از الگوریتم الکترومغناطیس به منظور حل این مسأله استفاده شده است. این الگوریتم بر روی یک پروژه واقعی (بخش پایه های دکل حفاری سینا 1) به کار گرفته شده است. یافته ها: مدل ریاضی ارائه شده در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس در محیط نرم افزار متلب کدنویسی شده است که پارامترهای ورودی مسئله، شامل پارامترهای عمومی و پارامترهای کنترلی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس می باشد. پارامترهای عمومی مربوط به مشخصات پیمانکار، تأمین کننده، فعالیت ها، منابع و مواد مصرفی می باشند. به منظور اثبات کارایی و کارآمدی الگوریتم الکترومغناطیس طراحی شده، سه مسئله انتخاب گردید. مسئله اول شامل پنج فعالیت است، مسئله دوم در واقع همان پنج فعالیت مسئله اول اما با دو تأمین کننده می باشد، و مسئله سوم با ابعاد بزرگ تر انتخاب شد. ابتدا با استفاده از نرم افزار ایمز جواب دقیق برای مسئله به دست آمده، سپس جواب ها و زمان حل به دست آمده از الگوریتم الکترومغناطیس با آن مقایسه شد. باید به این نکته توجه کرد که با افزایش ابعاد مسئله، زمان رسیدن به جواب در نرم افزار AIMMS به صورت قابل توجهی (به صورت نمایی) افزایش می یابد. الگوریتم الکترومغناطیس ارائه شده با توجه به زمان حل، عملکرد قابل قبولی را نشان می دهد. زمان جواب الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس برای حل مسئله نمونه 115 ثانیه است ولی زمان رسیدن به جواب توسط نرم افزار دقیق ایمز حدود 747 ثانیه است. همچنین اختلاف نسبی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس نسبت به نرم افزار دقیق ایمز تقریبا یک درصد می باشد. در آخر نیز برای تحلیل حساسیت از تاثیر روش های مختلف پرداخت بر هزینه زنجیره تامین پروژه، استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، مدل سازی و حل مسئله زنجیره تامین پروژه دو سطحی شامل پیمانکار و تامین کنندگان ارائه شده است که هزینه های مربوط به پروژه و موجودی برای هر دو عضو زنجیره کمینه سازی شده است. با مقایسه نتایج حاصل از روش دقیق و الگوریتم الکترومغناطیس، مشخص شد که زمان حل با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس به طور قابل توجهی کمتر از زمان حل در روش دقیق است. علاوه بر این، اختلاف نسبی کیفیت نتایج تقریباً به یک درصد محدود می شود. این موارد به خوبی نشان دهنده اثربخشی و کارآمدی الگوریتم پیشنهادی هستند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که الگوریتم الکترومغناطیس پیشنهادی برای این مساله، الگوریتمی موثر و دارای همگرایی به جواب بهینه می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان