ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۴۴۱.

از یافته تا دریافت؛ چالش ها و فرصت های باستان شناسی رایانشی بر اساس تجربیات فصل دوم بررسی های باستان شناسی مریوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
نوپا بودن باستان شناسی به مثابه علم در مقایسه با علوم دیگر و چندوجهی بودن مسائل این رشته، بستری حاصل خیز برای ادغام و به کارگیری علوم دیگر فراهم آورده است که در گرایش های روزافزون باستان شناسی نمایان است. همه گرایش های باستان شناسی بر سر به کارگیری تکنیک ها و مفاهیم علم داده متفق القول هستند. دلیل این تمایل عمومی، پیشرفت ها و دست آوردهای اخیر پیش گامان این عرصه در حل مسائل باستان شناسی است که قبلاً بسیار پیچیده و گاه ناممکن می نمود. به کارگیری چنین روش هایی در مطالعات باستان شناسی مستلزم این است که پیش بینی ها و اقدامات لازم از بخش میدانی پروژه به عمل آید. تعدد مسائل باستان شناسی، یکتایی میدان عمل و واقعیت غیرقابل تکرار بودن فعالیت میدانی چالشی بزرگ برسر راه پروژه های تحقیقاتی به وجود آورده است که تهیه داده غیرقابل پردازش، ناقص یا نامتجانس، هزینه بر بازده بسیار بالا به ازای هر واحد داده، خطا و داده اشتباه تنها بخشی از مشکلات برسر راه پروژه ها است. بااینکه تمام این مشکلات در مرحله کارگاهی به وجود می آیند، بعدها و در مراحل مطالعاتی کشف می شوند. ریشه این مشکلات را می توان در تفاسیر متفاوت از مفهوم و ماهیت «داده» دانست. بدون شک حالت ایده آل این خواهد بود که باستان شناس تمام یافته های موجود را ثبت کرده و بدین ترتیب نسخه ای برابر اصل از بقایا را در فضای دیجیتال بازسازی کند؛ ولی از آنجا که از لحاظ نظری داده قابل استحصال از هر ابژه طبیعی بی نهایت است و زمان پروژه های باستان شناسی محدود است؛ احتمال ثبت و ضبط تمامی داده های مربوط به یافته های باستان شناسی ناممکن بوده و به همین دلیل تمام پروژه های باستان شناسی ناچار از نادیده گرفتن بخش بسیار زیادی از داده های مربوط به بقایایی هستند که با آن مواجه می شوند. موارد ذکرشده، از چالش هایی است که در فصل دوم از سلسله بررسی های باستان شناسی مریوان سعی شد به بهترین نحو پاسخ داده شود. در مقاله پیش رو این چالش ها به ترتیب زمانی به بحث گذاشته شده و راه حل فنی برای رفع آن چالش ارائه می شود.
۴۴۲.

بهره گیری از توموگرافی مقاومت الکتریکی در باستان شناسی: مطالعه ای با رویکرد مدل سازی عددی در نرم افزار COMSOL(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۴
باستان شناسی به عنوان دانشی میان رشته ای، همواره به دنبال روش هایی نوین برای کاوش غیرمخرب و دقیق در لایه های زیرزمینی بوده است. یکی از روش های نوظهور و بسیار کارآمد در این حوزه، توموگرافی مقاومت الکتریکی (ERT) است که با بهره گیری از تغییرات مقاومت الکتریکی در زیرسطح، امکان شناسایی ساختارهای مدفون، قبرها، زیرساخت ها و دیگر شواهد فرهنگی را فراهم می سازد. این مقاله با تمرکز بر کاربرد باستان شناختی ERT، به تحلیل عددی این روش در محیط شبیه سازی پیشرفتهٔ نرم افزار COMSOL می پردازد. در چارچوب این پژوهش، یک مدل سه بعدی استوانه ای با قطر ۴۰ متر و ارتفاع ۲۰ متر طراحی شد که در آن ۲۵ الکترود به صورت خطی در سطح قرار گرفتند. شبیه سازی عددی انجام شده، امکان بررسی دقیق توزیع پتانسیل الکتریکی و مقاومت ویژه زیرسطح را فراهم کرده و با مقایسه نتایج با حل تحلیلی در محیط همگن، صحت عملکرد مدل ارزیابی شد. افزون بر این، تأثیر پارامترهایی همچون آرایش الکترودها، فاصله آن ها و ویژگی های فیزیکی مواد زیرسطحی بر نتایج تصویربرداری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ترکیب روش ERT با شبیه سازی عددی، رویکردی مؤثر، غیرویرانگر و دقیق برای شناسایی ساختارهای باستانی فراهم می سازد و می تواند جایگزینی علمی و پایدار برای روش های سنتی حفاری باشد.
۴۴۳.

بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۱
هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسش نامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه می باشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرم افزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنی داری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمی سازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (67/ 8 t=). رسمی سازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (25/ 7 t=). به طورکلی می توان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورت بندی مناسب مولفه های ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوری های حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه می یابد.
۴۴۴.

طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
گردشگری یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی و فرهنگی برای هر جامعه پیشرو محسوب می شود. از آنجا که گردشگری به یک نیروی اقتصادی تبدیل شده است، فن آوری های اطلاعات و ارتباطات مرتبط با آن توسعه یافته اند و در حال حاضر در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از این صنعت هستند. گردشگری هوشمند یک مفهوم جدید گردشگری است که در آن از فن آوری اطلاعات و ارتباطات برای برآورده کردن کامل نیازهای گردشگران و در نتیجه ایجاد ارزش اساسی برای آن ها استفاده می شود. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فراترکیب است. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب، 128 مقاله و منبع را در حوزه گردشگری هوشمند مورد ارزیابی قرار داده است. طی مراحل 34 منبع و مقاله با معیارهای مورد پذیرش، منطبق بود. در نتیجه ی ترکیب یافته ها، 8 مقوله فرعی که در برگیرنده ی بهبود مدیریت هزینه در گردشگری، ارائه سرویس های هوشمند گردشگری، خدمات هوشمند ابری ، سیستم خدمات اینترنتی به گردشگران، کیفیت خدمات و تسهیلات ، اینترنت اشیا، تشخیص نیاز مشتری به روش هوشمندو قیمت گذاری پویا استخراج گردید. در نهایت برای توسعه گردشگری هوشمند در ایران، اتخاذ یک چشم انداز جامع با توجه به هر دو سطح خرد و کلان پیشنهاد می شود. در سطح کلان، باید به بالا بردن اولویت توسعه گردشگری هوشمند در دراز مدت، سیاست های توسعه ملی، توجه بیشتر به برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت و بهبود زیرساخت های مورد نیاز برای توسعه گردشگری هوشمند توجه بیشتری شود
۴۴۵.

تحلیل تطبیقی نقش دین در همبستگی اجتماعی حکومت هخامنشی با تکیه بر نظریه اجتماعی امیل دورکیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
با تطبیق نظریه های افرادی مانند دورکیم در زمینه های متفاوت مثل همبستگی اجتماعی به کمک میراث ملموس و ناملموس و مشخصا در این نوشته به کمک ابزار دین، می توان فهمید که چگونه نظریه های جامعه شناختی مدرن می توانند به تحلیل و تفسیر پدیده های تاریخی و باستانی کمک کنند و بالعکس. هدف این مقاله این است تا به درک عمیق تری از تأثیر دین بر ساختار اجتماعی و از پیوندهای بین دین، قدرت و همبستگی اجتماعی در حکومت های باستانی کمک کند همچنین تطبیق و ارزیابی کاربردپذیری نظریه دورکیم در زمینه دینی و اجتماعی دوران هخامنشی را آشکار کند. در اولین نگاه چنین سؤالی مطرح می شود که دین چگونه در ایجاد و تقویت همبستگی اجتماعی در دوره حکومت هخامنشی نقش داشته است؟ این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی انجام شده است. نتیجه این پژوهش این است که دورکیم با توجه به شواهدی که در اطراف خود می دیده است نظریه ای ارائه داده که هرچند از جهاتی قابل نقد است ولی برای نظریه ای که ارائه کرده همواره مصادیقی در اطراف ما وجود داشته است که گاهی متوجه این مصادیق نیستیم یکی از این مصادیق نقش وجود ادیان مختلف بر ایجاد همبستگی اجتماعی در حکومت های مختلف است.
۴۴۶.

بررسی تاثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمان به واسطه ی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
اهداف: در دنیای کسب وکار پرشتاب و همواره در حال تغییر امروز، تنوع نیازها و انتظارات مشتریان، بسیاری از رویکردهای سنتی بازاریابی کارایی خود را از دست داده اند و و رویکردهای نوینی در این حوزه شکل گرفته اند. در میان این رویکردها، بازاریابی پدرخوانده به عنوان یک رویکرد نوآورانه در حوزه بازاریابی داخلی معرفی شده است که بر اساس اصول اعتماد، وفاداری و روابط اخلاقی متقابل بنا شده است. سازمان های مترقی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که حفظ اعضا و افزایش اعتبار سازمانی از جمله ارزشمندترین دارایی های استراتژیک برای دستیابی به پایداری بلندمدت هستند. با به کارگیری اصول بازاریابی پدرخوانده - از جمله مراقبت شخصی، حمایت همه جانبه و پرورش حس مشترک سرنوشت - سازمان ها می توانند نوعی وفاداری عاطفی را پرورش دهند که فراتر از روابط صرفاً معاملاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی با تأکید بر نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضاست - مفهومی که نشان دهنده پیوند عاطفی و تعهد اخلاقی اعضا – است. روش پژوهش:  جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲۰ از اعضای آکادمی فرهنگی–ورزشی هندبال «سپهر آیسک» در استان خراسان جنوبی، ایران بود. بر اساس جدول نمونه گیری مورگان،۹۷ نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی_تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته گرد آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و با استفاده از اندازه گیری و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون روابط فرضی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:  نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بازاریابی پدرخوانده تأثیر معناداری بر افزایش وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا دارد. همچنین رابطه ی مثبت و معناداری میان وفاداری تزلزل ناپذیر و اعتبار سازمانی تأیید شد.  با این حال، تأثیر مستقیم بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی چندان قوی نبود، که نشان می دهد تأثیر اصلی آن در درجه اول از طریق وفاداری اعضا عمل می کند. این یافته را می توان با توجه به نوع سازمان مورد مطالعه- آکادمی های فرهنگی_ورزشی- تفسیر کرد که در آن اهداف مالی و برندسازی اغلب اهمیت ثانویه دارند، در حالی که نقش های غیرمادی مانند آموزش، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی برجسته تر هستند. این نتیجه نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر را برجسته می کند، که بُعد عاطفی روابط داخلی را به شهرت و اعتبار خارجی سازمان پیوند می دهد. به عبارت دیگر، وقتی اعضا حمایت اخلاقی، انصاف و حس تعلق را درک می کنند، ارزش های سازمان را درونی می کنند و در نتیجه اعتبار و یکپارچگی کلی آن را تقویت می کنند. نتیجه گیری: این پژوهش، بازاریابی پدرخوانده را به عنوان یک رویکرد نوآورانه در بازاریابی داخلی معرفی می کند که با تقویت وفاداری تزلزل ناپذیر مشخص می شود - وفاداری ای که از تعلق عاطفی و تعهد اخلاقی ناشی می شود تا مکانیسم های معامله ای یا پاداش محور. یافته ها نشان می دهد که مدیران و سرمایه گذاران می توانند با اتخاذ اصول بازاریابی پدرخوانده، همزمان هزینه های سازمانی را کنترل کرده و تعهد بلندمدت مبتنی بر احساسات را در بین اعضا پرورش دهند. از این رو، بازاریابی پدرخوانده یک چارچوب نظری و عملی جدید ارائه می دهد که وفاداری عاطفی را با اعتبار سازمانی مرتبط می کند.
۴۴۷.

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.
۴۴۸.

طراحی مدل تعالی بازاریابی با رویکرد شایستگی دانش بازار مقصد در شرکت های صادرکننده خشکبار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
در سالیان اخیر بسیاری از صادرکنندگان با مشکل جدی کمبود دانش به روز و عمیق درباره بازار هدف صادراتی خود مواجه اند. این ضعف اطلاعاتی که به ویژه در حوزه شناخت نیازها، ترجیحات مصرف کنندگان و روندهای بازار مقصد نمود دارد، به تصمیم گیری های نادرست، کاهش قدرت رقابت و در نهایت از دست دادن فرصت های صادراتی منجر شده و توسعه پایدار صادرات را با مانع روبه رو می سازد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی و ارائه مدلی مبتنی بر «شایستگی دانش بازار مقصد» برای دستیابی به تعالی بازاریابی و افزایش رقابت پذیری در شرکت های صادرکننده خشکبار ایران است. ضرورت انجام این مطالعه، کمک به رفع مسئله کمبود دانش و ناتوانی صادرکنندگان ایرانی در تبدیل این دانش به مزیت رقابتی پایدار است .این پژوهش با به کارگیری روش شناسی ترکیبی از نوع اکتشافی-تأییدی (QUAL → QUAN) انجام شد. در مرحله کیفی، با تشکیل سه جلسه، شامل گروه های متمرکز با حضور ۱۸ کارشناس صادراتی و با استفاده از مدل ساختاری تفسیری (ISM)، مدل پژوهش تدوین و پایه های علّی مؤثر بر شایستگی دانش بازار مقصد شناسایی شد. در مرحله کمی، پرسش نامه ای ۵۴ گویه ای ازطریق نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس، میان مدیران و مسئولان صادرات توزیع و ۲۸۳ پاسخ معتبر جمع آوری و داده های کمی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) تحلیل و پایایی و روایی ابزار پژوهش تأیید شد. یافته ها نشان می دهد که «شایستگی دانش بازار» به عنوان یک میانجی کلیدی، نقش واسطه ای معناداری در ارتباط بین دانش بازار مقصد با هر دو متغیر تعالی بازاریابی و رقابت پذیری ایفا می کند؛ در نتیجه، این پژوهش بر ضرورت سرمایه گذاری در توسعه شبکه های بازاریابی بین المللی، استقرار سامانه های تحلیل داده های بازار و تربیت سرمایه انسانی برای تقویت شایستگی دانش بازار تأکید دارد. در پایان نیز پیشنهاد هایی برای پژوهش های آینده ارائه شده است.
۴۴۹.

شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت نئوبانک ها از طریق روش BWM ، مورد مطالعه صنعت بانکداری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۶
هدف هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت نئوبانک ها در صنعت بانکداری ایران است تا با ارائه یک چارچوب اولویت بندی شده، مسیر تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاران تسهیل شود. روش از روش تصمیم گیری چندمعیاره بهترین–بدترین (BWM) استفاده گردید. ابتدا با مرور نظام مند منابع علمی بین المللی، ۱۲ عامل کلیدی موفقیت استخراج شد. سپس داده ها از طریق نظرات ۱۸ نفر از خبرگان ارشد صنعت مالی کشور گردآوری و با استفاده از مدل ریاضی BWM وزن دهی گردید. تحلیل داده ها در نرم افزار اکسل انجام شد و نرخ ناسازگاری پاسخ ها نیز برای تضمین اعتبار محاسبات بررسی شد. یافته ها نتایج نشان داد که سه عامل «تجربه کاربری برتر در وبسایت و اپلیکیشن» با وزن 191/0، «امنیت سایبری پیشرفته و حفاظت از داده ها» با وزن 168/0، و «ایجاد برند قابل اعتماد و امن» با وزن 144/0، مهم ترین عوامل موفقیت نئوبانک ها در ایران هستند. در سطح ابعاد اصلی، بعد «مشتری و بازاریابی» بیشترین اهمیت را داشت. یافته ها بیانگر آن است که محور اعتماد دیجیتال، زیربنای تمام عوامل موفقیت نئوبانک های ایرانی محسوب می شود. نتیجه گیری نتایج این پژوهش با ادبیات جهانی هم راستا بوده و اهمیت تجربه کاربری و امنیت دیجیتال را تأیید می کند، هرچند در ایران وزن عوامل فناورانه و چابکی سازمانی کمتر است که ناشی از محدودیت های مقرراتی و بلوغ پایین بازار دیجیتال است. این تحقیق با ارائه یک چارچوب تحلیلی بومی، می تواند راهنمایی علمی و کاربردی برای مدیران بانکی، کارآفرینان فین تک و تصمیم گیران حوزه بانکداری دیجیتال در مسیر توسعه نئوبانک های ایرانی فراهم آورد.
۴۵۰.

تأثیر عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجی گری ارزش ادراک شده خدمات؛ مورد مطالعه: کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف این پژوهش تأثیر عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجیگری ارزش ادراک شده خدمات. در بین کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران بوده است. روش اجرای پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش نامه است. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران هستند. در پژوهش حاضر حجم جامعه آماری محدود است. باتوجه به اینکه تعداد پرسنل طبق گزارش واحد منابع انسانی 1900 می باشند حجم نمونه طبق جدول مورگان تعداد 320 نفر تعیین شد. باتوجه به اینکه احتمال عدم بازگشت برخی از پرسش نامه توزیع شده وجود دارد، حدود 20 درصد بیشتر پرسش نامه میان جامعه آماری توزیع شده است. یافته های تحقیق نشان داد که عوامل سازمانی بر بهبود ارزش ویژه برند با میانجیگری ارزش ادراک شده خدمات دارای تأثیر معنادار می باشد.
۴۵۱.

تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آن ها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیر از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Smrat PLS و نیز نرم افزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آماره ای به نام VAF استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفه ها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.
۴۵۲.

ارزیابی و تحلیل مولفه های شاخص تاب آوری اقتصادی در کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی (2021-1970)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
تاب آوری اقتصادی به عنوان توانایی سیاست گذاری یک اقتصاد برای مقاومت در برابر شوک ها و بازیابی از اثرات شوک ها تعریف می شود. این مطالعه به بررسی روندهای سالانه شاخص تاب آوری اقتصادی در کشورهای در حال توسعه با تأکید بر تفاوت های میان کشورهای نفتی و غیرنفتی در دوره زمانی 1970-2022 پرداخته است. روند سالانه شاخص تاب آوری اقتصادی مؤلفه های (اقتصادی، اجتماعی، حکمرانی، زیست محیطی و پیرامونی) در کل کشورهای در حال توسعه صعودی بوده که بیانگر بهبود تاب آوری اقتصادی است. در مقابل مؤلفه حکمرانی روند نزولی داشته که نشان دهنده آن است که هر چه ثبات سیاسی، حاکمیت قانون، کنترل فساد کمتر باشد نظام تدبیر از شایستگی کمتری برخوردار بوده و در مقابل بحران ها تاب آوری اقتصادی کمتری خواهد داشت. همچنین، نتایج نشان می دهند کشورهای غیرنفتی در مقایسه با کشورهای متکی به منابع نفتی به طور کلی از تاب آوری بالاتری در مؤلفه های اقتصادی، حکمرانی، اجتماعی و پیرامونی برخوردارند. در مقابل، کشورهای نفتی به دلیل وابستگی به منابع نفتی، نوسانات بیشتری را تجربه کرده و تاب آوری اقتصادی کمتری داشته اند.  
۴۵۳.

مدل پاردایمیک توسعه گردشگری با رویکرد آمایش سرزمین مورد مطالعه: شهرستان چابهار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل پاردایمیک توسعه گردشگری با رویکرد آمایش سرزمین در چابهار انجام شده است، از این رو، از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش  تئوری زمینه ای استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز به دو صورت مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و مصاحبه است. نتایج نشان داد، 10 مفهوم در 3 مقوله (مدیریت یکپارچه، رویکرد نامتمرکز در برنامه های توسعه گردشگری، قوانین و مقررات) به عنوان عوامل علی؛ 9 مفهوم در قالب 4 مقوله (بودجه و اعتبارات در بخش گردشگری، سازوکارهای مناسب در توسعه شرکت ها، برندسازی و سرمایه گذاری، پایش و ارزشیابی طرح های گردشگری و تقویت مشارکت اجتماعی) به عنوان عوامل زمینه ای استخراج شدند. سپس مقولات (کاهش فساد اداری در بین سازمان های ذی ربط و توجه به ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چابهار در سندهای فرادست)، به عنوان عوامل مداخله گر موثر در توسعه گردشگری چابهار با رویکرد آمایش سرزمین تعیین شدند. در ادامه نیز راهبردهای: (گفتمان سازی بین سازمان های ذی ربط، توسعه پژوهش ها در زمینه گردشگری با رویکرد آمایش و توسعه آموزش و آگاهی در زمینه گردشگری در سازمان های ذی ربط)، شناسایی شدند و در نهایت پیامدهای حاصل از توسعه گردشگری در منطقه شامل: توسعه زیرساخت ها، امکانات، جاذبه های گردشگری، توسعه پایدار، کاهش بیکاری و توسعه اقتصادی بودند. 
۴۵۴.

تبیین ویژگی های دانشگاه دیجیتال: مرور نظام مند مبانی نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۹
ظهور فن آوری های پیشرفته همگام با انقلاب صنعتی 4.0 در آموزش عالی، به تدریج مفاهیم جدیدی ازجمله تحول دیجیتال، آموزش دیجیتال و نهایتاً دانشگاه دیجیتال را پدیده آورده است. دانشگاه دیجیتال مفهومی نوظهور و نیازمند تعریف است که می توان از طریق شناسایی ویژگی های آن به شفاف سازی این مفهوم دست یافت؛ بنابراین پژوهش حاضر، باهدف مطالعه و بررسی جامع مبانی نظری دانشگاه دیجیتال از طریق تبیین ویژگی های آن انجام گرفته تا بتوان به فهم و ادراک به مراتب دقیق تری دست یافت و به توسعه مطالعات هم از منظر تئوریک و هم کاربردی پرداخت. به منظور تجزیه وتحلیل جامع مبانی نظری ویژگی های دانشگاه دیجیتال، از روش مرور نظام مند بهره گرفته شد و پس از تعیین سؤال پژوهش و استراتژی جست وجو و غربالگری موارد شناسایی شده، 43 مقاله علمی این حوزه در فاصله سال های 2000 تا 2022 در مبانی نظری مرتبط شناسایی شدند و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. با مرور نظام مند مبانی نظری و از طریق به کارگیری روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و مقوله بندی آن ها، هشت ویژگی اکوسیستم و جامعیت، برنامه درسی دیجیتالی، جامعه پذیری، استراتژی های دیجیتالی، تجربه دیجیتالی، پلتفرم محوری، داده محوری، نوآوری و چابکی شناسایی شد که هر بعد شامل مؤلفه های مختلف می باشد که نمایان گر تشابهات و تفاوت های دانشگاه سنتی و دیجیتال است که مورد تأیید خبرگان قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی برای مؤسسات آموزش عالی باشد تا با ارزیابی و مطابقت ویژگی ها، جایگاه خود را درحرکت به سوی دیجیتالی شدن تعیین کنند و این ویژگی ها را در استراتژی ها و رویکرد کلی مدیریت دانشگاه مدنظر قرار دهند تا امکان رقابت پذیری در شرایط تغییر خواسته های جامعه مدرن فراهم گردد.
۴۵۵.

بررسی عملکرد صادرات و شناسایی عوامل کلیدی تعیین عملکرد صادراتی بخش تجهیزات پزشکی در حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: این مقاله با هدف بررسی عملکرد صادرات تجهیزات پزشکی به کشورهای حوزه خلیج فارس و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت این صادرات انجام شده است. صنعت تجهیزات پزشکی با توجه به نقش آن در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی و رشد سریع بازار جهانی آن، به ویژه در کشورهای خلیج فارس، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. روش: تحقیق حاضر از روش های ترکیبی کمی-کیفی بهره گرفته و داده ها از طریق پرسشنامه ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و منابع ثانویه جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل صادرکنندگان و واردکنندگان تجهیزات پزشکی، مقامات دولتی، و متخصصان صنعت در کشورهای خلیج فارس است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که صادرات تجهیزات پزشکی به منطقه خلیج فارس، به ویژه به عربستان سعودی و امارات متحده عربی، روند رو به رشدی دارد. عوامل اقتصادی همچون نرخ ارز و هزینه های تولید، و عوامل غیر اقتصادی نظیر قوانین و مقررات بهداشتی و حساسیت های فرهنگی، نقش تعیین کننده ای در موفقیت صادرات دارند. نقاط قوت شامل زیرساخت های بهداشتی توسعه یافته و افزایش تقاضا برای تجهیزات پزشکی پیشرفته است، در حالی که تهدیدها عمدتاً به رقابت شدید و تغییرات در مقررات مربوط می شود.نتیجه گیری: این مقاله با ارائه یک دیدگاه جامع از چالش ها و فرصت های موجود در بازار خلیج فارس، به تولیدکنندگان و صادرکنندگان کمک می کند تا استراتژی های بهینه تری برای توسعه و بهبود عملکرد صادراتی خود اتخاذ کنند. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان می دهد که مدیریت بهینه هزینه ها، نرخ ارز، قوانین تجاری و بهبود کیفیت محصولات می تواند عملکرد صادراتی را در این منطقه بهبود بخشد.
۴۵۶.

ارائه مدل توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در بستر رسانه های اجتماعی براى افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: در دنیای امروز، رسانه های اجتماعی در ارتباط بین شرکت ها و مشتریان خود نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. با توجه به رشد روزافزون استفاده از این رسانه ها در جوامع مختلف، شرکت های مخابراتی نیز بایستی از این فرصت برای توسعه فعالیت های بازاریابی خود بهره برداری کنند. توسعه بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، به شرکت های مخابراتی عراق امکان می دهد تا به طور مستقیم و هدفمند با مشتریان در سراسر کشور تعامل کنند. این امر از طریق دسترسی گسترده، ایجاد تعامل دوطرفه، تولید محتوای مرتبط و کم هزینه صورت می گیرد. برندهای شرکت های مخابراتی می توانند از طریق حضور فعال در رسانه های اجتماعی، با مشتریان خود ارتباط مستقیم برقرار کنند و اطلاعاتی مرتبط با محصولات و خدمات خود را به آن ها ارائه دهند. علاوه براین، استفاده از رسانه های اجتماعی، به شرکت های مخابراتی امکان می دهد تا ارتباطات دوطرفه با مشتریان خود برقرار کنند و نظرها و بازخوردهای آن ها را دریافت کنند. این امر به شرکت های مخابراتی این امکان را می دهد تا به بهبود خدمات خود بپردازند و مشتریان خود را راضی نگه دارند. بر اساس آنچه بیان شد، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در بستر رسانه های اجتماعی، برای افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی عراقی انجام شد. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری و از نوع کیفی بوده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان اجرایی شرکت های مخابراتی عراقی بود. ۲۵ مصاحبه با افراد مختلف انجام شد و با تکرار مصاحبه ها تا حد اشباع نظری، داده های لازم جمع آوری شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد انتخاب شد. این رویکرد بر تحلیل داده ها و کشف الگوها و مفهوم ها متمرکز است. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله کدگذاری باز، داده ها به واحدهای کوچک تر تقسیم و مفهوم های کلیدی تک به تک کدگذاری شدند. در مرحله کدگذاری محوری، کدهای مشابه و مرتبط با یکدیگر در محوری مشترک قرار گرفتند تا الگوها و مفهوم های بیشتری شناسایی شوند. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، کدها و مفهوم های مهم تر و مرتبط تر انتخاب شدند و تجزیه وتحلیل نهایی بر اساس آن ها انجام گرفت. این روش پژوهش، امکان می دهد تا به نتایجی عمیق تر و جزئی تر از تجربه ها و دیدگاه های خبرگان دست یابیم و درک بهتری از موضوع توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، برای افزایش ارزش ویژه برند شرکت های مخابراتی عراقی ارائه دهیم. یافته ها: طابق یافته ها، الگوی پارادایمی پژوهش مشتمل است بر: شرایط علّی (مدیریت هزینه، عوامل اجتماعی، ویژگی های رسانه اجتماعی، عوامل فناوری، خلاقیت و نوآوری، عوامل ساختاری)؛ شرایط زمینه ای (فناوری ارتباطات و اطلاعات؛ عوامل مرتبط با دولت و سیاست؛ جهانی شدن؛ شرایط اقتصادی؛ محدودیت های قانونی و اجرایی)، پدیده محوری (سرگرمی، تبلیغات شفاهی، به روز بودن، سفارشی سازی، تعامل پذیری)؛ شرایط مداخله گر (محدودیت های فنی؛ محدودیت های فرهنگی؛ هزینه های برندینگ) و راهبردها (اقدام های بازاریابی، اقدام های اقتصادی، اقدام های فناوری، اقدام های امنیتی، اقدام های قانونی، اقدام های مدیریتی). نتیجه گیری: اجرای راهبردهای توسعه فعالیت های بازاریابی الکترونیکی در رسانه های اجتماعی، می تواند پیامدهایی نظیر آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده، تصویر برند، وفاداری به برند و توسعه بازار را به همراه داشته باشد.
۴۵۷.

Bridging Expert Frameworks and Local Perceptions: Evaluation of Pro-Poor Tourism in Ahwaz, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
Pro-Poor Tourism (PPT) shifts the focus of tourism development by centering poverty alleviation within inclusive growth, empowerment, and sustainability, aiming to generate economic opportunities, enhancing skills, and uplifting marginalized communities, particularly in rural and underserved areas. This study evaluates PPT's effectiveness using a mixed-methods approach, combining a literature review with empirical data collected from Ameri neighborhood in Ahwaz city, Iran. Drawing on global PPT frameworks, the research identifies and assesses four key criteria: Economic Benefits, Social/Governance, Social/ Cultural, and Environmental Sustainability. Using the Analytic Hierarchy Process (AHP), Technical experts prioritized Economic Benefits as the most critical criterion, emphasizing on Income Generation and Employment Opportunities. This aligns with literature highlighting economic empowerment’s role in poverty alleviation. However, local community responses indicated only moderate alignment with expert priorities, suggesting a potential gap between expert models and community needs. In contrast, local residents prioritized Governance Structures and Stakeholder Engagement, indicating the importance of participatory governance. They also rated Sustainable Resource Use and Eco-Friendly Practices highly, although receiving less emphasis from experts. Notable discrepancies emerged in perceptions regarding Community Well-Being, Social Equity, and Cultural Preservation, with significant variation among local responses, indicating uncertainty or dissatisfaction in these aspects. The findings supports a multidimensional PPT approach that balances economic gains with inclusive governance, cultural values, and environmental stewardship. By aligning expert insights with local realities, this study provides practical guidance for achieving equitable and sustainable tourism development, especially in ecologically and culturally sensitive regions like Ameri.
۴۵۸.

بررسی ارتباط بین عدم قطعیت و انواع برنامه ریزی استراتژیک با میانجیگری گرایش استراتژیک (مورد مطالعه: شرکت های مستقر در پارک فناوری پردیس تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: امروزه در جهانی که به طور شگرفی در حال تغییر و رویدادهای آینده با عدم قطعیت همراه است، دستیابی مدیران به راهبردهایی که بتوانند با برقراری توازن لازم بین تعهد و تغییر، سازمان را به مزیت رقابتی برسانند، دشوارتر می شود. یکی از مسیرهای تحقق چنین توازنی، برنامه ریزی انعطاف پذیر است. در این بین، مدیریت سازمان ها در نحوه ارتباط اجزای درونی با جهان بیرونی و در کل، عملکرد کلی سازمان متبوعش فوق العاده تأثیرگذار است. این نکته به ویژه در خصوص بنگاه های کوچک و متوسط که وزن عامل مدیریت بر عملکرد کلی بنگاه، به مراتب بیشتر است، بیش از پیش نمود می یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عدم قطعیت با انواع برنامه ریزی استراتژیک با نقش میانجی گرایش استراتژیک انجام گرفت. روش: جامعه آماری این پژوهش، مدیران عالی شرکت های مستقر در پارک فناوری پردیس تهران است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی پیمایشی است. روایی پرسش نامه از طریق مبانی نظری و نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. به منظور بررسی روابط و تجزیه وتحلیل داده، از روش معادلات ساختاری و هم بستگی استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین عدم قطعیت با گرایش استراتژیک، رابطه معنادار و مثبت و بین میزان عدم قطعیت با برنامه ریزی استراتژیک رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین گرایش استراتژیک با انتخاب برنامه ریزی استراتژیک، رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد و در نهایت، نقش گرایش استراتژیک به عنوان میانجی تأیید شد. نتیجه گیری: برنامه هایی که بیشترین هم بستگی را باعدم قطعیت دارند، به ترتیب عبارت اند از: استراتژی یادگیرنده و پدیدارشونده، استراتژی پابرجا، استراتژی موضوعات استراتژیک، برنامه ریزی شکل دهنده و رویکرد برنامه ریزی استراتژیک. در این میان، پنجمین نوع از برنامه ریزی، یعنی رویکرد برنامه ریزی استراتژیک، بیشترین میانگین را به دست آورد. دومین نتیجه گیری این است که چون گرایش استراتژیک، دید و ذهنیت مدیران را به استراتژی ها و آینده مشخص می کند، در ارتباط باعدم قطعیت و رویکردهای برنامه ریزی استراتژیک، نقش فوق العاده تأثیرگذاری دارد.
۴۵۹.

ساختاردهی نرم به نقش فناوری هوش مصنوعی در بازاریابی و فروش محصولات دارویی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش هوش مصنوعی در بهبود فرآیند بازاریابی و فروش محصولات دارویی در استان بوشهر است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی و کارشناسان شرکت داروپخش استان بوشهر بود. در بخش کیفی، با تحلیل پیشینه و مصاحبه با خبرگان، ۷ معیار اصلی و ۴۵ زیرمعیار مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در بازاریابی و فروش دارو شناسایی شد. در بخش کمی، با استفاده از روش دیمتل و پرسشنامه های مقایسه زوجی میان ۱۲ متخصص، روابط میان شاخص ها تحلیل گردید. یافته ها: هوش مصنوعی نقش های مؤثر در بازاریابی و فروش دارو شامل: بهبود ارتباط با مشتریان، کنترل فروش، افزایش دقت در تحلیل رفتار مشتری، مدیریت داده های بازار و فروش، بهبود کارایی تحقیق و توسعه، تأثیر بر منابع انسانی و افزایش بهره وری فرآیندهای کسب وکار دارد. تحلیل دیمتل حاکی از آن بود که بهبود ارتباط با مشتریان، افزایش دقت در تحلیل رفتار مشتری و تأثیر بر منابع انسانی نقش های علی و اثرگذار هستند و بیشترین نفوذ را دارند؛ به ویژه تأثیر بر منابع انسانی بیشترین اثرگذاری را داراست. سایر عوامل همچون کنترل فروش و افزایش بهره وری فرآیندهای کسب وکار تحت تأثیر این عوامل قرار می گیرند. نتیجه گیری: هوش مصنوعی با بهبود ارتباط با مشتری، تحلیل دقیق تر رفتار آنان و افزایش بهره وری منابع انسانی، بازاریابی و فروش دارو را بهینه می کند. برای موفقیت، توجه ویژه به فرآیندهای تحقیق و توسعه و کسب وکار ضروری است تا از تأثیرپذیری منفی جلوگیری شود.
۴۶۰.

واکاوی عوامل تعیین کننده انتخاب مقاصد گردشگری ورزشی: شواهدی از جزیره کیش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه و هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یکی از محرک های کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش فزاینده ای در جذب گردشگر و تضمین پایداری مقاصد گردشگری ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب مقاصد گردشگری ورزشی جزیره کیش بود. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل متخصصان مدیریت ورزشی و گردشگری، مدیران و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مدیران اداره ورزش و جوانان، مدیران آژانس های گردشگری، مدیران و معاونان بخش گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش و راهنمایان تورهای گردشگری و گردشگران سفرکننده به مقصد کیش بودند که به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند جمع آوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند تا عوامل کلیدی مؤثر بر انتخاب مقاصد گردشگری ورزشی به صورت نظام مند شناسایی و دسته بندی شوند. یافته ها: پس از انجام ۱۶ مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. داده ها به صورت نظام مند و با روش تحلیل تماتیک در نرم افزار Nvivo 12 Plus تحلیل گردید. در نهایت، ۶۶ مؤلفه شناسایی شد که براساس اهمیت و فراوانی در ۹ تم اصلی دسته بندی شدند: دلایل و انگیزه های شخصی، فعالیت ها و رویدادهای مقصد، تبلیغات و اطلاع رسانی، عوامل جغرافیایی و جاذبه های طبیعی و تاریخی، عوامل اقتصادی و مالی، زیرساخت ها و امکانات فیزیکی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، کیفیت خدمات و محصولات و مدیریت مقصد و سیاست های دولتی و حاکمیتی. نتیجه گیری و پیشنهادات : با توجه به نتایج به دست آمده، مدیریت مقصد گردشگری جزیره کیش و سایر نهادها و مسؤولان ذی ربط می توانند با بهره گیری از عوامل شناسایی شده، سیاست گذاری و برنامه ریزی مؤثرتری جهت افزایش جذابیت مقصد برای گردشگران ورزشی انجام دهند. استفاده هدفمند از این عوامل می تواند زمینه ساز بهبود تجربه گردشگران، ارتقاء تصویر مقصد و درنهایت افزایش تمایل به انتخاب کیش به عنوان یک مقصد گردشگری ورزشی شود. نوآوری و اصالت: این پژوهش ازجمله نخستین مطالعاتی است که به شناسایی جامع عوامل مؤثر بر انتخاب مقاصد گردشگری ورزشی با تمرکز بر جزیره می پردازد. یافته های تحقیق علاوه بر پرکردن خلأ پژوهشی موجود، ابزاری کاربردی برای سیاست گذاران جهت بهینه سازی استراتژی های جذب گردشگران ورزشی محسوب می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان