مطالعات آموزشی و آموزشگاهی

مطالعات آموزشی و آموزشگاهی

مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره هفتم پاییز و زمستان 1397 شماره 2 (پیاپی 19)

مقالات

۱.

بررسی نقش توسعه حرفه ای و توانمندسازی مدرسان دانشگاه فرهنگیان بر ادراک دانشجویان از کیفیت تدریس؛ مطالعه موردی دانشگاه های فرهنگیان یزد

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش توسعه حرفه ای و توانمندسازی مدرسان دانشگاه  فرهنگیان بر ادراک دانشجویان از کیفیت تدریس است. روش تحقیق توصیفی و همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان یزد به تعداد 718 نفر است که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 250 نفر تعیین شد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفیِ ساده، پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شده است. ابزار گردآوری اطلاعات سه پرسشنامه شاملِ پرسشنامه محقق ساخته توسعه حرفه ای، پرسشنامه توانمندسازی حرفه ای اسپریتزر (1995) و پرسشنامه ادراک از کیفیت تدریس سراج (2003) است. برای تجزیه و تحیل از مدل، معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل استفاده شد. نتایج نشان می دهد توسعه حرفه ای تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی و ادراک از کیفیت تدریس دارد. توانمندسازی تأثیر مثبت و معناداری بر ادراک از کیفیت تدریس دارد. توسعه حرفه ای به صورت غیرمستقیم از طریق توانمندسازی تأثیر غیرمستقیم مثبت و معنادار بر ادراک دانشجویان از کیفیت تدریس دارد. در مجموع، یافته های پژوهش بر نقش توسعه حرفه ای و توانمندسازی مدرسان دانشگاه فرهنگیان بر ادراک دانشجویان از کیفیت تدریس تأکید می کنند.
۲.

اثربخشی رویکرد حل مسئله در آموزش درس کارورزی بر ارتقای صلاحیت های حرفه ای دانشجومعلمان

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رویکرد حل مسئله در درس کارورزی بر ارتقای صلاحیت های حرفه ای دانشجومعلمان است. روش پژوهش شبه آزمایشی با استفاده از طرح گروه کنترل-آزمایش بوده است. جامعه آماری پژوهش 107 نفر از دانشجومعلمان ورودی سال 1391 دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی شهرستان ارومیه است که 42 نفر از آنان به صورت تصادفی ساده در دو گروه به شکل ِ21 نفر گروه آزمایش-رویکرد نوین آموزش کارورزی- و 21 نفر گروه کنترل –رویکرد سنتی آموزش کارورزی- تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه صلاحیت های حرفه ای دانیلسون و استرانگ است که بعد از برگزاری کارورزی توزیع شد. در گروه آزمایش، برای آموزش کارورزی از بسته آموزشی منطبق بر سرفصل نوین دوره های کارورزی سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان استفاده شده و در گروه کنترل از برنامه آموزش سنتی کارورزی استفاده شده است. نتایج آزمون T گروه های مستقل، دلالت بر وجود تفاوت معنی دار صلاحیت حرفه ای معلمان دو گروه است. همچنین در مؤلفه های مهارت های پیش نیاز معلمی، نظارت بر پیشرفت دانش آموزان، مسئولیت های حرفه ای، برنامه ریزی و آمادگی، سازمان دهی کلاس درس، ویژگی های شخصیتی و ارتقای آموزش و تدریس نیز بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد. نتیجه تحقیق این است که استفاده از رویکرد نوین آموزش کارورزی بر ارتقای صلاحیت های حرفه ای دانشجومعلمان مؤثرتر است و استفاده از آن برای مدرسان درس کارورزی پیشنهاد می شود.
۳.

طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش مبتنی بر ساختن گرایی شناختی برای دانش آموزان پایه ششم ابتدایی

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش مبتنی بر ساختن گرایی شناختی برای دانش آموزان ابتدایی است. برای رسیدن به هدف پژوهش، از روش تحقیق ترکیبی استفاده شده است. در بخش کیفی برای به دست آوردن الگوی طراحی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمّی برای اعتباریابی درونی از نظر متخصصان به روش پیمایشی پرسش نامه ای استفاده شده است. به منظور انتخاب مقالات برای تحلیل محتوای کیفی، نخست کلیدواژه هایی برای جست وجوی مقالات مشخص شد و سپس در بخش کیفی، جامعه آماری کلیه مقالاتی را شامل می شد که از بانک های اطلاعاتی مرتبط با موضوع مانند: Sage، Ebsco، Wiley و Sciencedirect، Proquest، Eric، Sprinhger فایل متن آنها در بازه زمانی 1990 تا 2016 در دسترس بود و در بخش کمّی به منظور اعتباریابی الگوی به دست آمده از بخش کیفی، 15 نفر از متخصّصان برنامه ریزی درسی بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است؛ حجم نمونه 25 مقاله و واحد تحلیل محتوا در این پژوهش، مضمون است. بر اساس تحلیل محتوای انجام شده روی مقالات، سه طبقه به این شرح به دست آمد: نقش معلم، نقش یادگیرنده، نقش دانش. درنهایت نتیجه تمامی تحلیل محتواهای انجام شده روی مقاله ها در قالب الگو ارائه شده است. نتایج به دست آمده از اعتباریابی درونی براساس نظر متخصصان نشان می دهد الگوی آموزشی ارائه شده بر مبنای ساختن گرایی شناختی از اعتبار مناسبی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش دانش آموزان دارد.
۴.

تحلیل هوشمند سازی مدارس براساس الگوی سوات

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقاط قوّت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای فراروی هوشمندسازی مدارس و ارائه راهبرد مناسب در این زمینه انجام شده است. این پژوهش، تحقیقی کاربردی و از لحاظ نوع جمع آوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. از بین جامعه آماری (2625 معلم مدارس ابتدایی شهر کرمان)، با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و خوشه ای نمونه ای با حجم 217 معلم انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته 47 سؤالی بوده است. پس از تعیین روایی سؤال های پرسشنامه به کمک متخصصان، ضریب پایایی پرسشنامه محاسبه شد که نمره 95صدم به دست آمد. با استفاده از آمار توصیفی و با استفاده از الگوی سوات به تحلیل داده ها و ارائه راهبردهای مهم در هوشمندسازی مدارس پرداخته شد. نتایج نشان می دهد راهبردهای هوشمندسازی مدارس براساس دیدگاه معلمان به راهبردهای محافظه کارانه نزدیک است؛ یعنی مسئولان مربوطه می توانند با عملی کردن راهبردهای محافظه کارانه ارائه شده در این تحقیق، تا حد زیادی نقاط قوّتِ هوشمندسازی مدارس را به حداکثر و تهدیدهای آن را به حداقل برسانند.
۵.

طراحی و تبیین الگوی شایستگی مدیران مدارس بر مبنای سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و دیگراسناد بالادستی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف این پژوهش، طراحی الگوی شایستگی[1] مدیران مدارس و پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس اسناد فرادستی و ازجمله سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، الگوی شایستگی مدیران مدارس شامل چه ابعاد و مؤلفه هایی است؟ این پژوهش ازنظر ماهیت تحلیلی توصیفی است و با راهبرد نظریه داده بنیاد و با استفاده از روش تحلیل محتوا، الگوی شایستگی مدیران مدارس را طراحی کرده است. اسناد مطالعه شده این پژوهش مهم ترین اسناد فرادستی آموزش وپرورش، مصوّب شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش وپرورش از سال 1389 به بعد هستند. به دلیل اهمیت هر یک از اسناد و به منظور جامعیت الگو، نمونه مطالعه شده معادل جامعه در نظر گرفته شد. برای تفسیر و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. بر مبنای تحلیل محتوای اسناد مذکور و با استفاده از مطالعات تطبیقی الگوی شایستگی مدیران مدارس طراحی شد. در مرحله نهایی به منظور اعتبارسنجی الگو، از فن دلف ی استفاده ش د. <br clear="all" />  
۶.

ارائه الگوی شایستگی برای مدیران دوره ابتدایی آموزش وپرورش شهر تهران

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۱
 هدف کلّی این پژوهش، طراحی الگوی شایستگی مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر تهران است. برای دستیابی به این هدف، اهداف فرعی شناساییِ ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگو، اولویت بندی و ارزیابی آن  تدوین شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر داده ها آمیخته اکتشافی است. از نظر ماهیت و نوع مطالعه، پژوهش حاضر بر مبنای نظریه داده بنیاد و به روش پیمایشی مقطعی انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش، 30 نفر از متخصّصان دانشگاهی و خبرگان آموزشیِ با سابقه مدیریت مدارس به ویژه دوره ابتدایی انتخاب شده و از طریق مصاحبه و فن دلفی شاخص های الگوی شایستگی مدیران شناسایی شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نظریه داده بنیاد، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، انتخاب شدند و نتایج در سه مرحله اجرای فن دلفی به تأیید رسید. در نهایت، 124 مفهوم کلیدی در قالب 13 مؤلفه و 6 بعد شناسایی شده است. جامعه آماری پژوهش در مرحله کمّی، شامل 175 نفر از مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر تهران است. نمونه آماری 120 نفر  (40 مدیر زن و 80 مدیر مرد) است که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از نظریه داده بنیاد و در مرحله کمّی از آزمون تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی تأییدی، 124 گویه تأییدشده این پژوهش، در قالب 6 بعد شامل شایستگی های ذهنی -بینشی (با 2 مؤلفه و 15 گویه)، شایستگی های درون فردی (با 2 مؤلفه و 20 گویه)، شایستگی های بین فردی (با 2 مؤلفه و 17 گویه)، شایستگی های اخلاقی (با 2 مؤلفه و 11 گویه) شایستگی های عملکردی (با 3 مؤلفه و 40 گویه) شایستگی های رهبری (با 2 مؤلفه و 21 گویه) طبقه بندی شده است.
۷.

رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با پیشرفت گرایی شغلی معلمان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۹
 هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با پیشرفت گرایی شغلی معلمان است. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس دولتی متوسطه دوره اول شهر تهران در سال تحصیلی 1396-97 به تعداد 8156 نفر بوده است. با روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای مناطق جغرافیایی 1، 2، 4، 6، 11،   16 و 18 و از هر منطقه دو دبیرستان دخترانه و پسرانه و از هر دبیرستان تمامی معلمان آن دبیرستان ها انتخاب شدند. بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه برابر با 400 نفر در نظر گرفته شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه های هوش هیجانی شرینگ (1995) و پیشرفت گرایی شغلی کویین دام (2005) جمع آوری شد. نتایج نشان می دهد اثر مستقیم هوش هیجانی بر پیشرفت گرایی شغلی مثبت و معنادار است. اثرات مستقیم مؤلفه های هوش هیجانی شامل خودآگاهی، همدلی، خودمدیریتی و مهارت های اجتماعی بر پیشرفت گرایی شغلی نیز مثبت و معنادار بوده است. همچنین در تبیین این نتایج می توان به اهمیت هوش هیجانی در محیط کار اشاره کرد. با توجه به این یافته ها     می توان با اجرای مداخلاتی چون آموزش هوش هیجانی در معلمان، میزان پیشرفت گرایی شغلی آنها را افزایش داد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵