سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک دوره پنجم زمستان 1397 شماره 4 (پیاپی 17)

یادداشت ها

مقالات

۱.

پیش بینی تاب آوری کودکان کار بر اساس راهبرد های کنار آمدن با تنیدگی و سبک های دلبستگی

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: کودکان کار در معرض مخاطرات متعددی قرار دارند و تاب آوری در شرایط پرخطر از اهمیت بسیاری برخوردار است . این پژوهش با هدف پیش بینی تاب آوری کودکان کار براساس راهبرد های کنارآمدن با تنیدگی و سبک های دلبستگی انجام شد. روش: در یک طرح همبستگی،100 نفر ازکودکان کار مراجعه کننده به مؤسسات حامی کودکان کار تهران، اداره امور اجتماعی رفاهی منطقه 15، مرکز کودکان کار مولوی، و بازار بزرگ تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های راهبردهای کنارآمدن با تنیدگی اندلر و پارکر ( 1990 )، سبک های دلبستگی بازنگری شده بزرگسال کولینز و رید (1996) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی پس از حذف اثر مخدوش کننده جنسیت، تحلیل شدند. یافته ها: ضرایب همبستگی نشان داد که تاب آوری با سبک دلبستگی ایمن، دوسوگرا، راهبردهای کنارآمدن مسئله مدار و اجتنابی همبستگی مثبت معنادار دارد (01/0 P< ) . سطوح تاب آوری با سن، سطح تحصیلات، و مدت زمان اشتغال به کار کودکان، همبسته نبود ( 05/0 P> ). تحلیل رگرسیون نیز نشان داد پس از حذف اثر جنسیت، زیرمقیاس های دلبستگی نقش تعیین کننده خود را از دست داده و تنها راهبرد کنارآمدن مسئله مدار ( 001/0 P= ، 331/0= β ) به طورمعنی داری 27% از واریانس مشترک تاب آوری را پیش بینی می کند ( 0001/0 P= ، 134/6= F ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک کنارآمدن مسئله مدار با تمرکز بر حل مسئله، به ایجاد انسجام فکری در فرد کمک می کند و باعث می شود فرد منبع تنیدگی را شناسایی و قابل مهار، ارزیابی کند که این پیامد به پیش بینی و افزایش تاب آوری فرد منجر می شود.
۲.

تاثیر آموزش ایمن سازی روانی بر واکنش های هیجانی و قابلیت اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: بیشتر دانش آموزان کم توان ذهنی، قابلیت اجتماعی مطلوبی ندارند و قابلیت اجتماعی نامناسب این افراد منجر به مشکلات روان شناختی در زندگی آنها می شود، در حالی که آموزش ایمن سازی روانی با نتایج مطلوبی همراه است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش ایمن سازی روانی بر واکنش های هیجانی و قابلیت اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 15 تا 18 ساله شهرستان های تهران در سال تحصیلی 1396-1395 تشکیل دادند. شرکت کنندگان شامل 32 دانش آموز کم توان ذهنی بود که از مدارس نوراسلام ورامین و طاهر شهر ری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (16 نفر در هر گروه). گروه آزمایش، برنامه ایمن سازی روانی را در 10 جلسه 50 دقیقه ای دریافت کردند در حالی که گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. ابزارهای استفاده شده، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی ( لاویباند ، 1995) و پرسشنامه قابلیت اجتماعی (فلنر، لیس و فیلیپس، 1990) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در پس از مداخله، میانگین نمرات افسردگی، اضطراب، و تنیدگی گروه آزمایش به طور معناداری کمتر از گروه گواه بود (0/001 P< ). همچنین میانگین نمرات قابلیت اجتماعی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود (0/001 P< ). نتیجه گیری: برنامه ایمن سازی روانی به بهزیستی فردی و تجربه های عاطفی شخصی وابسته است و بر فرایندهای شناختی و همچنین روابط اجتماعی تاثیر می گذارد؛ بنابراین به نظر می رسد که آموزش این برنامه نقش مهمی در بهبود واکنش های هیجانی و قابلیت اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی داشته باشد .
۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ذهن آگاهی، و ترکیبی(ذهن آگاهی، تعهد و پذیرش) بر افسردگی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: تا سال 2020 افسردگی دومین بیماری پس از بیماری های قلبی عروقی خواهد بود که سلامتی و حیات انسا ن را در سراسر جهان تهدید خواهدکرد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی، تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به افسردگی با دامنه سنی 14سال بود که در سال 96-1395 به مراکز مشاوره شهر یاسوج مراجعه کردند. از میان مراجعه کنندگان به این مراکز، 60 بیمار مبتلا به افسردگی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه جای دهی شدند. گروه های آزمایش در هشت جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرده است. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی بک (1997) استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد بین چهار گروه در نمرات پس آزمون افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد (3= df ، 43/26= F ، 0/05> P ). یافته های این مطالعه نشان داد که مداخله مبتنی بر درمان ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی اثر معنی دار داشته است، اما درمان ترکیبی به طور معناداری مؤثرتر از ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش ( 3= df ، 0/05> P ) بوده است. نتایج همچنین نشان داد که تفاوت بین دو گروه تعهد و پذیرش و ذهن آگاهی، غیرمعنادار است (3= df ، 0/05< P )، بنابراین تأثیر این روش ها بر آزمودنی ها، یکسان بوده است . نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ترکیب دو شیوه ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، مؤثرتر از به کارگیری هر یک از این شیوه ها به تنهایی است.
۴.

تأثیر آموزش راهبرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویداد محور در بهبود عملکرد حافظه آینده نگر کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی دارای نارسایی معنادار در برنامه ریزی، مهار کردن تکلیف در حال انجام، و تکمیل تکالیف مربوط به زمان آینده، هستند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش راهبرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویداد محور در بهبود عملکرد حافظه آینده نگرکودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود. روش: پژوهش حاضر با روش آزمایشی از طریق طرح ت ک آزمودنی با مدل ABAB انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 3 نفر از کودکان پسر 7 تا 10 ساله مبتلا به نارسایی توجه/فزون کنشی در مقطع ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هر 3 کودک، 12 جلسه انفرادی آموزش راهبرد حافظه آینده نگر دریافت کردند. ابزار مورد استفاده، شامل تکلیف حافظه آینده نگر (کرنز،2000) ، مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری کودکان -فرم معلم (کانرز، 1998)، ویراست چهارم آزمون هوشی وکسلر (وکسلر، 2003) بود. برای آموزش راهبردها، برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم، دفالت و مک دنیل ( 2014) متناسب سازی و مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل بصری و اندازه اثر کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در تکلیف زمان محور، تعداد چک کردن سوخت و در تکلیف رویدادمحور، تشخیص درست نشانه ها در جلسات درمان، و پیگیری افزایش پیدا کرد. اندازه اثر آموزش راهبرد در بهبود عملکرد حافظه آینده نگر زمان محور و رویدادمحور بین 15/1 تا 7/2 به دست آمد که اندازه اثر بالایی است. نتیجه گیری: آموزش راهبردهای حافظه آینده نگر موجب بهبود رفتارهای نظارت کردن و تشخیص به موقع نشانه های تکالیف آینده نگر می شود، در نتیجه عملکرد حافظه آینده نگر و انجام تکالیف روزانه در این کودکان بهبود می یابد.
۵.

تجارب زیسته مادران از والدگری موفق در تحصیل: مطالعه پدیدارشناختی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف : موضوع ارتباط والدین و فرزندان، سال ها نظر صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود می آورد. این پژوهش با هدف استنباط درک مادران از والدگری موفق در تحصیل انجام شده است تا زوایا و ابعاد آن را مشخص کند. اگرچه پژوهش های کمّی زیادی به بررسی رابطه سبک های والدگری با موفقیت تحصیلی پرداخته اند اما تنها شیوه ای که می تواند برداشت ذهنی مادران از موفقیت تحصیلی را ترسیم کند تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناختی است. روش: از بین مادران دارای فرزند موفق در تحصیل در شهرستان رشت استان گیلان، تا رسیدن به حد اشباع اطلاعات، 31 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. گفتگوها با کسب اجازه از افراد، ضبط و بر روی کاغذ یادداشت شد و با استفاده از روش کلاییزی، جملات و عبارات آم مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: با تلحلیل داده های به دست آمده، 12 مفهوم اصلی از والدگری موفق در تحصیل استخراج شد که عبارت اند از: انضباط، تحریک کنجکاوی، خودِ تحصیلی، مشاوره، نقش معلم، ویژگی های فردی، اطلاعات، مطالعه، هدف گزینی، انتظارات، محیط، و استقلال. نتیجه گیری: در این پژوهش نقش سه عامل، اساسی و محوری به نظر می رسد: تعامل ویژگی های فردی با مادر، تعامل دانش آموز - معلم، خودِ تحصیلی. بر اساس نتایج به دست آمده می توان استنباط کرد که خودِ تحصیلی به منزله خزانه ای است که جمع کننده تمامی اقدامات مادران، معلمان، و ویژگی های فردی دانش آموزان است .
۶.

اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر خودمهارگری و بهبود رفتارهای تکانشی در کودکان تک والد

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: محرومیت از پدر یا مادر یکی از شرایط خاص خانوادگی است که به عنوان یک متغیر مهم محیطی به طور مستقیم و غیرمستقیم می تواند اثرات ویژه ای بر تحول و ابعاد مختلف رفتار کودک به خصوص در زمینه سلامت روانی، جسمانی، و عملکرد تحصیلی داشته باشد . هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر خودمهارگری و بهبود رفتارهای تکانشی در کودکان تک والد است. روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک بررسی استفاده شده است . جامعه آماری این پژوهش را کودکان پسر تک والد ۱۲ – ۶ ساله خانه ایرانی مولوی مربوط به جمعیت مردمی امداد دانشجویی امام علی (ع) شهر تهران در سال 1395 تشکیل داده بود. نمونه مورد مطالعه شامل 3 کودک پسر تک والد بود که از جامعه مذکور به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودمهارگری کندال و ویلکاکس(1979) استفاده شد. مداخله آموزشی بازی درمانی در 12 جلسه 45 دقیقه ای با فاصله 1 هفته بین جلسات انجام شد. روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل نگاره ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بازی درمانی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد هرچند که بازی درمانی کودک محور بر خودمهارگری و بهبود رفتارهای تکانشی کودکان تک والد مؤثر بوده اما تأثیر آن معنادار نبوده است. نتیجه گیری: بازی درمانی به عنوان ارتباط بین فردی پویا بین کودک و درمانگر است که به واسطه ایجاد فضای ارتباطی امن در اتاق بازی به کودک کمک می کند تا مهارت های خودمهارگری خود را افزایش دهند.
۷.

اثربخشی بازآموزی اسنادی بر استیصال اکتسابی و سبک های اسنادی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف: در دنیای امروزی، استیصال و سبک های اسنادی به سبب اثرشان بر بهزیستی روان شناختی و سلامت جسمانی از اهمیت زیادی برخوردار هستند. زمانی که به دنبال بهترین روش تدریس برای دانش آموزان هستیم، مدنظر قرار دادن نقشی که عامل فکری در فرایند یادگیری ایفا می کند، مهم است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه بازآموزی اسنادی بر استیصال اکتسابی و سبک های اسنادی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین صورت گرفت. روش: برای انجام این پژوهش طرح شبه آزمایشی از نوع پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. 32 دانش آموز دارای پیشرفت تحصیلی پایین پسر متوسطه دوره اول شهر کرج با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برنامه بازآموزی اسنادی برای گروه آزمایشی در 9 جلسه 60 دقیقه ای به مدت پنج هفته و هفته ای دو بار آموزش داده شد. پس از اجرا، هر دو گروه به مقیاس های استیصال اکتسابی (کوینلس و نلسون، 1988) و سبک های اسنادی (پترسون و همکاران، 1982) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش برنامه بازآموزی اسنادی باعث کاهش معنا دار استیصال اکتسابی و سبک اسنادی بدبینانه و افزایش معنا دار سبک اسنادی خوش بینانه در دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه را به همراه داشت ( 0.0005 > p ). نتیجه گیری: به نظر می رسد برنامه بازآموزی اسنادی باعث به حداکثر رساندن منافع تدریس مؤثر از طریق بهبود استیصال اکتسابی و سبک های اسنادی برای دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی پایین در آزمون های کلاسی و امتحانات نهایی می شود.
۸.

تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: مشکل در تنظیم هیجان از جمله مسائلی است که دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با آن روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون بر تنظیم هیجانات دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام شد. روش: این مطالعه به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه انجام شد. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان دختر نارسا خوان مقطع ابتدایی با دامنه سنی12-9 سال از مدارس آموزش عمومی شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و بر حسب تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر)، جایدهی شده اند. مداخله شامل 12جلسه 45 دقیقه ای بود که در گروه آزمایش اجرا شد. در این مطالعه از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2002)، آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، و آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هیجانات مثبت بر تنظیم هیجان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تأثیر معنادار دارد (0/0001> P ). نتیجه گیری : برنامه آموزش هیجانات مثبت فردریکسون می تواند بر تنظیم و مهار هیجانات دانش آموزان نارساخوان تأثیر گذارد و درمان گران می توانند از آن در کنار سایر روش های آموزشی-درمانی استفاده کنند.
۹.

ارزیابی مدل ساختاری انگیزش پیشرفت بر اساس جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل با واسطه گری فراهیجان در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: انگیزش ، انرژی و جهت رفتار را تعیین می کند و هدف تمام نظام های تعلّیم و تربیت، افزایش انگیزش پیشرفت در دانش آموزان است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر ارزیابی مدل ساختاری انگیزش پیشرفت بر اساس جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل با واسطه گری فراهیجان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی و نمونه مورد مطالعه 380 نفر (190 دختر و 190 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه اول در دامنه سنی 15-13 ساله شهر شیراز در سال تحصیلی 1396-1395 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های جو مدرسه ( زولیگ و همکاران، 2009 )، پرسشنامه محقق ساخته ارزش های وابسته به تحصیل (1396)، دیدگاه فراهیجانی (میتمنسگربر و همکاران، 2009)، و انگیزش پیشرفت (هرمنس، 1970) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیونی در قالب تحلیل مسیر، تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که جو مدرسه، ارزش های وابسته به تحصیل، و فراهیجان بر انگیزش تأثیر مستقیم دارد. همچنین مشخص شد که جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل از طریق فراهیجان بر انگیزش، تأثیر غیرمستقیم دارد (0/01 P= ) . نتیجه گیری: مثبت بودن ارزش های وابسته به تحصیل، داشتن جوی مدرس ه ای حمایت کننده و تشویق گر، و دیدگاه فراهیجانی مناسب که شامل پذیرش هیجان های منفی و مثبت است، می تواند باعث بهبود انگیزش پیشرفت در دانش آموزان شود.
۱۰.

تأثیر برنامه آموزش توجه مشترک بر کنش های اجرایی و تعامل اجتماعی کودکان مبتلا به اوتیسم با کنش وری بالا

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: اوتیسم نوعی اختلال عصب شناختی تحولی است که جبنه های مختلف تحول کودک را تحت تأثیر قرار می دهد. نارسایی در توجه مشترک یکی از نخستین نشانه های تشخیص اختلال اوتیسم به حساب می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش توجه مشترک بر کنش های اجرایی و تعامل اجتماعی در کودکان با اختلال اوتیسم با کنشوری بالا انجام گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از کودکان مبتلا به اوتیسم در دامنه سنی پیش دبستانی شهر تهران در سال 1396 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 13 جلسه یک ساعته، تحت مداخله برنامه آموزش توجه مشترک قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس نمره گذاری اختلال اوتیسم گیلیام (گارس، 1994) ، پرسشنامه عصب شناختی کولیج (کولیج، 2002)، ونیمرخ مهارت های اجتماعی اسکات بلینی (2007) بودند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که بین گروه ها در کنش های اجرایی تفاوت معنی دار وجود دارد ولی در تعامل اجتماعی تفاوت معنا دار نیست. نتایج همچنین نشان داد که میانگین گروه آزمایش در کنش های اجرایی (06/41) بیشتر از میانگین گروه گواه (93/48) است و در سطح 001/0 معنی دار است. تفاوت بین میانگین گروه آزمایش در تعامل اجتماعی (89/100) با گروه گواه (97/100)، معنادار نبود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که نارسایی در توجه مشترک یکی از ویژگی های اصلی کودکان مبتلا به اوتیسم است و بهبود این مهارت، سبب تسهیل تحول کوردک در سایر کنش ها می شود.
۱۱.

اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر سرمایه روان شناختی و شادزیستی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف : ازآن جایی که یکی از عوامل مؤثر در تأمین آرامش و امنیت روانی، داشتن افکاری مثبت است ؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر سرمایه روان شناختی و شادزیستی دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. روش: روش پ ژوهش، آزمایش ی ب ا ط رح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره ششم ابتدایی ش هر خوی در سال تحصیلی 1396- 1395 بود. نمونه آماری، تعداد 40 نفر از جامعه مذکور بودند که به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب، و در دو گروه آزمایش و گواه (20 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه سرمایه روان شناختی ( لوتاتز، یوسف و اولیوا، 2007) و پرسشنامه شادزیستی آکسفورد ( آرجیل و لو، 1989) استفاده شد. برنامه مداخله ای مثبت اندیشی به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش، آموزش داده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس، بررسی شد. یافته ها : نتایج تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که آموزش مثبت اندیشی توانسته است سرمایه روان شناختی و شادزیستی کودکان را افزایش دهد و افراد موردمطالعه در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به طور معناداری، سرمایه روان شناختی و شاد زیستی بیشتری داشتند (0/005 P < ). نتیجه گیری: درمجموع، نتایج به دست آمده از این پژوهش، سودمندی و تأثیر آموزش مثبت اندیشی در افزایش سرمایه روان شناختی و شادزیستی کودکان را تأیید می کند.
۱۲.

تأثیر آموزش مثبت اندیشی بر اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی مادران کودکان با ناتوانی های یادگیری خاص

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: حضور یک کودک دارای ناتوانی یا بیماری، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش آور است زیرا که آنها تنیدگی، احساس گناه، و خستگی بیشتری را تجربه می کنند. هدف از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت مثبت اندیشی بر اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی مادران کودکان با ناتوانی های یادگیری خاص بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح تک گروهی با پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان با ناتوانی یادگیری خاص شهر طارم در سال 1396 بود که از بین آنها 20 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2004) بود. مثبت اندیشی به صورت 7 جلسه 120 دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب d کوهن و ضریب g هدگس بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از ضریب کوهن و ضریب g نشان داد نمرات گروه آزمایش در مقایسه با نمرات گروه گواه، در متغیر اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی به طور معناداری کاهش یافته است (0/01 < p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر مهارت مثبت اندیشی با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است اضطراب اجتماعی و اجتناب شناختی مادران کودکان با ناتوانی یادگیری خاص را بهبود بخشد.
۱۳.

اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم بر مهار خشم دانش آموزان پسر

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: خشم در کودکان و نوجوانان یکی از هیجانات شایع و مخرب است که باعث بروز مشکلات شناختی و رفتاری گوناگونی در آنان می شود و تهدیدی برای سلامت روان کودکان و نوجوانان است. هدف پژوهش حاضر تأثیر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم بر مهار خشم دانش آموزان پسر بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه انجام شد. نم ونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان پسر10 تا 14 ساله شهر چابهار در سال تحصیلی 96-97 بود که در پرسشنامه بیان حالت – صفت خشم اسپیلبرگر (1999)، نمرات بالاتری کسب کرده بودند. این افراد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم قرار گرفتند و گروه گواه در این فاصله، هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی با محوریت مدیریت خشم بر مؤلفه های مهار خشم، اثربخشی معناداری دارد؛ بدین معنا که میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون نسبت به گروه گواه به طور معناداری کاهش پیدا کرده است (0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به خاطر تأکید ویژه ای که بر تجربه و برون ریزی مستقیم هیجان ها دارد، می تواند باعث مهار و کاهش مؤلفه های خشم شود.
۱۴.

مقایسه مؤلفه های آمادگی جسمانی، مهارت های حرکتی و آمادگی ادراک شده در کودکان چاق و غیرچاق

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: چاقی و اضافه وزن نه تنها به عنوان عامل اصلی بیماری های غیرواگیر فشارخون، چربی خون، دیابت، و بیماری های سکته قلبی و مغزی شناخته شده است، که سبب تأثیرگذاری بر سایر جنبه های زندگی انسان نیز شده است؛ بدین ترتیب هدف از انجام این پژوهش، مقایسه مؤلفه های آمادگی جسمانی، آمادگی ادارک شده، و مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان چاق و غیرچاق بود. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود. بدین منظور 160 دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی شهر کرج در سال 1396 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و بر اساس شاخص توده بدنی در دو گروه چاق و غیر چاق، جایدهی شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه آمادگی ادراک شده (آبادی، 1988)، آزمون مهارت های حرکتی درشت نسخه دوم (اولریخ، 2000) و آزمون مؤلفه های آمادگی جسمانی استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دوراهه و چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل واریانس دوراهه نشان داد که در مؤلفه های آمادگی جسمانی و مهارت های حرکتی بنیادی بین دختران و پسران، تفاوت معنی داری وجود دارد ( 0/05 > p ) . در این متغیرها، پسران نسبت به دختران و کودکان غیرچاق نسبت به چاق، عملکرد بهتری داشتند. همچنین تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین خرده مقیاس چابکی، سرعت، انعطاف پذیری، و قدرت در دو گروه چاق و غیر چاق، تفاوت ها معنی دار بود ( 0/05> p ) . نتیجه گیری: بر طبق نتایج پژوهش حاضر، چاقی سبب کاهش آمادگی جسمانی و سطح مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان می شود.
۱۵.

تأثیر آموزش خنده درمانی کاتاریا (یوگای خنده) بر احساس ناامیدی و تنهایی کودکان مبتلا به سرطان خون

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: فرد مبتلا به سرطان خون حالاتی از یاس ، ناامیدی به آینده، و احساس ناراحتی از ابتلا به این بیماری را تجربه می کند. یکی از روی آوردهای درمانی موثر، خنده درمانی کاتاریا است که مستلزم تحریک از طریق خنده و آرام بخشی از طریق یوگا است. بدین ترتیب هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش یوگای خنده کاتاریا بر کاهش احساس ناامیدی و تنهایی کودکان مبتلا به سرطان خون بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و دوره پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی کودکان مبتلا به سرطان خون مراجعه کننده به مرکز پژوهشی - درمانی بیمارستان امید اصفهان در سال 96- 1395تشکیل دادند که به این مرکز مراجعه کرده بودند. نمونه ای به حجم 28 نفر با روش نمونه گیری در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (13 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (کازدین، روگرز و و کالبوس، 1986) و مقیاس احساس تنهایی کودکان (آشر، هیمل و رنشاو، 1984) بود. داده های به دست آمده با روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات یوگای خنده موجب کاهش معنادار نمرات احساس ناامیدی و احساس تنهایی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است (0/05>p ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که استفاده از تمرینات یوگای خنده بر کاهش احساس ناامیدی و تنهایی موثر است، در نتیجه این درمان می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار درمان های اصلی سرطان خون به کار رود.
۱۶.

تأثیر برنامه پویانمایی اجتماعی بر بهبود تعامل والد-کودک در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: والدین کودکان مبتلا به اوتیسم به طور معمول سطوح بالایی از اضطراب و افسردگی را تجربه می کنند و تعامل والد- کودک در آنها رو به وخامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ساخت برنامه پویانمایی اجتماعی برای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم و بررسی تأثیر آن بر ارتقای تعامل والدین با این کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و در چهارچوب طرح های پیش آزمون- پس آزمون بود. نمونه مورد مطالعه شامل 16 پسر از کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در بازه سنی 5 تا 10 ساله شهر تهران در سال 1396 بودند که به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس کودکان گروه آزمایش در 30 جلسه یک ساعته، برنامه پویانمایی اجتماعی را دریافت کردند. والدین در هر دو گروه، قبل و پس از مداخله به مقیاس والد- کودک پیانتا (1994) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد بین دو گروه در تمام خرده مقیاس های آزمون (تعارض، نزدیکی، و وابستگی) تفاوت معنی دار وجود دارد (0/001 > p ). این یافته ها نشان دهنده افزایش میانگین خرده مقیاس های تعامل والد- کودک در گرو ه آزمایشی، پس از مداخله است. نتیجه گیری : به طور کلی نتایج نشان داد برنامه پویانمایی اجتماعی باعث بهبود و ارتقای تعامل والد- کودک شده و می تواند با لذت بخش کردن فرایند آموزش و یادگیری، امکان استفاده از مهارت های آموخته شده را در زندگی واقعی فراهم آورد.
۱۷.

مقایسه توجه گزینشی و حل مسئله بین دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی و اختلال نافرمانی مقابله ای

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: اختلال های نارسایی توجه- فزون کنشی و نافرمانی مقابله ای، وجوه تشابه و تمایز زیادی دارند که شناخت آنها در تشخیص و مداخلات درمانی، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه دو کنش اجرایی توجه گزینشی و حل مسئله بین دانش آموزان پسر واجد مبتلا به این دو اختلال انجام شد. روش: طرح پژوهش از دسته پژوهش های مقایسه ای بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی واجد تشخیص اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی و نافرمانی مقابله ای شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی96-1395 تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه شامل، 32 دانش آموز واجد اختلال نافرمانی مقابله ای و 47 دانش آموز واجد اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون استروپ ساده (استروپ،1935) و آزمون برج لندن (شایس،1982) بود که به صورت انفرادی اجرا شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون یومن ویتنی تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی در آزمون توجه گزینشی استروپ به طور معناداری نمرات بیشتری در شاخص های خطای ناهمخوان، بدون پاسخ همخوان، تعداد صحیح همخوان، و تعداد صحیح ناهمخوان در مقایسه با دانش آموزان اختلال نافرمانی مقابله ای دارند (0/05>p )، اما در شاخص های حل مسئله، تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری : نمرات پایین تر توجه گزینشی دانش آموزان واجد تشخیص اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی در مقایسه با دانش آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ای، می تواند یک ویژگی مهم تشخیصی بین این دو اختلال و ناشی از نارسایی عصب شناختی این کودکان باشد.
۱۸.

اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر روی آورد شناختی-رفتاری در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: اختلالات هیجانی- رفتاری در کودکان مبتلا به نشانگان داون منجر به بروز مشکلات اجتماعی و کاهش توانایی در کنش های اجرایی و شناختی کودک می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 6 الی 16 ساله مبتلا به نشانگان داون شهر رشت در سال 96-1395 بود که 20 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش به صورت تصادفی جایدهی شدند (هر گروه 10 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر بود. برای گروه آزمایش، آموزش بازی درمانی در 10 جلسه30 الی 45 دقیقه ای برگزار شد، در حالی که گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد آموزش بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون مؤثر بوده است (0/01 > P ). نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش حاضر علاوه بر معناداری آماری، می توان بر اهمیت بازی درمانی با شیوه مناسب برای کودکان مبتلا به نشانگان داون در کاهش اختلالات رفتاری تأکید کرد و از آن به عنوان یک روش مؤثر، بهره گرفت.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹