حسن اسدزاده

حسن اسدزاده

مدرک تحصیلی: دانشیار روان شناسی تربیتی ، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۶ مورد.
۱.

اثربخشی برنامه آموزشی توانمندسازی روانی بر افزایش سرمایه روانشناختی و بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل معلمان

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه: نتایج مطالعات اخیر بر روند فزآینده تمایل معلمان به کناره گیری زود هنگام از حرفه خود و یا توجه کمتر به حفظ سبک زندگی شغلی سالم اشاره دارد، این امر ضرورت توسعه مداخلات روانی - آموزشی با هدف تقویت سرمایه روانشناختی در معلمان را پررنگ می سازد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی توانمندسازی روانی بر افزایش سرمایه روانشناختی و بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل گروهی از معلمان زن انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه غیرمعادل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان زن مقطع متوسطه اول و دومِ منطقه 4 آموزش و پرورش شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 99-98 بودند. از این میان،60 معلم زن در 2 گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه سرمایه روانشناختی (لوتانز، آولیو، آوی و نورمن، 2007) و مقیاس بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل (وتکاتویک، فاکس، اسپکتور وکیلووای، 2000) پاسخ دادند. بسته آموزش توانمندسازی روانی معلمان (بوام و همکاران، 2018) در 10 جلسه و هر جلسه 2 ساعت، به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد و برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس مختلط ساده استفاده گردید.. یافته ها: نتایج نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت، بسته آموزشی توانمندسازی روانی معلم در افزایش سرمایه روانشناختی، بُعد مثبت بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل و در مقابل کاهش هیجانات منفی معلم، وجه منفی بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل به طور تجربی، اثرگذار بود (0/001 P< ). نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحقق دغدغه توانمندسازی روانی معلمان و تأمین پیشنیاز های لازم جهت تحول و بالندگی حرفه ای در آنها بر ارتقای سرمایه روانی معلمان، تقویت منابع مقابله ای و بهبود پرطاقتی روانی در آنها مبتنی است.
۲.

مدل یابی باورهای انگیزشی بر اساس سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک در دانشجویان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
زمینه : باورهای انگیزشی، دسته ای از معیارهای شخصی و اجتماعی است که افراد برای انجام دادن یا پرهیز از کاری به آن مراجعه می کنند. از دید روانشناسان و دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، باورهای انگیزشی یک مفهوم کلیدی است و برای توضیح مفهوم سطوح مختلف عملکرد به کار می رود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی باورهای انگیزشی بر اساس سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک صورت گرفت. روش: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان رشته علوم انسانی مقطع دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 1621 نفر بود که از بین آن ها تعداد 770 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991)، سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری کارور و وایت (1994) و شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری در سطح معناداری 05/0 و از طریق نرم افزارهای Spss 22 و Pls 3 تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد سیستم بازداری رفتاری با نقش میانجی شخصیت تاریک دارای اثر منفی و معنی داری بر باورهای انگیزشی داشت (754/6 = P ،100/0-= β ). همچنین سیستم فعال سازی رفتاری با نقش میانجی شخصیت تاریک دارای اثر مثبت و معنی داری بر باورهای انگیزشی داشت (060/6 = P ،122/0= β ). نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت برای مدل یابی باورهای انگیزشی می توان سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک در دانشجویان را مورد مطالعه قرار داد.
۳.

غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزه های اسلامی: یک تحلیل محتوای کیفی

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: برنامه غنی سازی زندگی زناشویی یک برنامه پیشگیرانه است و پیشگیری بسیار موثرتر از درمان است. این برنامه یک برنامه کلی جهت تقویت سلامت رابطه زوجهای متاهل است. این برنامه زمانی از اعتبار لازم برخوردار است که مبتنی بر داده های فرهنگی آن جامعه باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی بخشهای مؤثر در غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزههای اسلامی انجام شد. روش: مطالعه حاضر یک تحلیل محتوای کیفیِ قراردادی است. محتوای مورد پژوهش از طریق جستجوی الکترونیکی در پایگاه های منتخب و تائید کارگروه تحقیق انتخاب شدند. مرور متون، انتخاب واحدها، استخراج کدهای ، زیرطبقات، طبقات و رسیدن به درون مایه های اصلی و نامگذاری آنها از گامهای متداول این روش است. جهت ارتقاء دقت علمی مطالعه نیز از روشهای مختلفی مانند استفاده از تجارب پنل 15 نفره متخصصان استفاده شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری نشان داد که مولفه های مؤثر در غنی سازی زندگی زناشویی بر مبنای آموزه های اسلامی را می توان در چهار بخش اصلی ارائه کرد که عبارتند از غنی سازی: 1-غنی سازی زیرساختها، 2-غنی سازی ابزارها و قوا، 3-غنی سازی قالبها و 4-غنی سازی عملکردها. توافق بین اعضای پانل برای چهار بخش اصلی ذکر شده نشان داد که ضریب نسبی روایی محتوا(CVR) و شاخص روایی محتوا(CVI) به ترتیب برابر با 81/0 و 92/. بوده و تمامی بخشها حداقل مقدار قابل قبول را دارا هستند. نتیجه گیری: بخشهای اصلی حاصل از تحقیق حاضر می تواند در سطوح مختلف پیشگیری، آموزش و درمان مورد توجه برنامه ریزان حوزه ازدواج و خانواده قرار گیرد.
۴.

اثر تدریس الگومدار بر عملکرد انتظاری و عینی دانشجویان و ارزیابی آنان از استاد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تأثیر تدریس الگومدار بر عملکرد انتظاری و عملکرد عینی دانشجویان و ارزیابی آنان از استاد درس انجام شد. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی در نیمسال اول سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 995 نفر بود. ابتدا از بین جامعه آماری، تعداد 4 چهار کلاس به صورت تصادفی انتخاب و سپس تعداد 40 نفر داوطلب واجد شرایط که کمترین نمره را در عملکرد عینی کسب کرده بودند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه (گروه آزمایش 20 نفر و گروه کنترل 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت مداخله تدریس الگومدار لومن قرار گرفتند درحالی که در طول این مدت گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزارSPSS تجزیه و تحلیل شد. سطح معنی داری برای همه آزمون ها 05/0 لحاظ گردید. یافته ها: نتایج نشان داد روش تدریس الگومدار لومن موجب افزایش نمره عملکرد عینی (005/0P˂ ،03/11 F=) و چک لیست ارزیابی از استاد در دانشجویان گروه آزمایش شد (010/0P˂ ،73/8 F=)؛ ولی، در افزایش نمره عملکرد انتظاری دانشجویان تأثیر نداشت (605/0P> ،61/2 F=). نتیجه گیری: تدریس الگومدار می تواند عملکرد درسی دانشجویان را بهبود ببخشد و بر کیفیت ارزیابی آنان از استاد تأثیر مثبت داشته باشد.
۵.

مدل یابی روابط ساختاری اشتیاق تحصیلی دانشجویان بر اساس کمک طلبی تحصیلی، تدریس تحول آفرین، حمایت اجتماعی با میانجیگری نقش سرزندگی تحصیلی

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
مقدمه: اشتیاق تحصیلی یکی از شاخص های مهم کیفیت دانشگاهی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری اشتیاق تحصیلی دانشجویان بر اساس کمک طلبی، تدریس تحول آفرین، حمایت اجتماعی با میانجیگری نقش سرزندگی تحصیلی انجام شد. روش:  جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دوره کارشناسی مجتمع آموزش عالی اسفراین در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 304 دانشجو (253 پسر، 51 دختر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریکز و همکاران، 2004)، سرزندگی تحصیلی (حسین چاری و دهقانی زاده، 1391)، کمک طلبی (ریان و پنتریچ، 1997)، حمایت اجتماعی ادراک شده(زیمت وهمکاران، 1988) و تدریس تحول آفرین (بوچامپ و همکاران، 2010) استفاده شد. یافته ها: حمایت اجتماعی ادراک شده، کمک طلبی و تدریس تحول آفرین مستقیماً بر اشتیاق تحصیلی اثر داشتند. همچنین حمایت اجتماعی، کمک طلبی و تدریس تحول آفرین به شکل غیرمستقیم و از طریق سرزندگی تحصیلی با اشتیاق تحصیلی ارتباط داشتند. سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری  بین کمک طلبی تحصیلی، تدریس تحول آفرین، حمایت اجتماعی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان داشت. در مجموع متغیرهای پژوهش توانستند، حدود 31 درصد از واریانس اشتیاق تحصیلی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با تقویت کمک طلبی تحصیلی دانشجویان، حمایت اجتماعی و استفاده استادان از روش تدریس تحول آفرین می توان به دانشجویان کمک کرد تا بر مسائل و مشکلات تحصیلی خود غلبه کنند و  سرزندگی تحصیلی خود را افزایش دهند. این عوامل می تواند در تعامل با یکدیگر، اشتیاق تحصیلی دانشجویان را ارتقاء بخشند.
۶.

مدل یابی روابط ساختاری اعتیاد به اینترنت براساس کارکردهای اجرایی و مشکلات بین فردی: نقش واسطه ای ناگویی هیجانی

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه:اعتیاد به اینترنت نوعی اختلال کنترل تکانه است که به استفاده بیش از حد از اینترنت اطلاق می شود و می تواند سایر فعالیت های اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری کارکردهای اجرایی، مشکلات بین فردی با اعتیاد به اینترنت با میانجی گری ناگویی هیجانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری رگرسیونی بود. به منظور دستیابی به این هدف از بین تمامی دانش آموزان دختر پایه هفتم مناطق ۱، ۷ و ۸ شهر تهران در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷، تعداد ۲۶۰ نفر به صورت تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه کارکردهای اجرایی نجاتی (۱۳۹۲)، مشکلات بین فردی بارخام، هاردی و استارتاپ (۱۹۸۸)، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو بگبی، پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و مقیاس اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ (۱۹۹۶) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری معادلات ساختاری استفاده شد. همچنین تمامی تحلیل ها با استفاده از نرم افزارهای ۲۴ spss و ۲۳ amos انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین مشکلات بین فردی با اعتیاد به اینترنت اثر مستقیم و منفی معنادار و بین کارکردهای اجرایی با اعتیاد به اینترنت اثر مستقیم و مثبت معناداری وجود داشت (P<۰/۰۰۱). ناگویی هیجانی بر اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان اثر مستقیم و مثبت معناداری داشت (P<۰/۰۰۱) و همچنین ناگویی هیجانی در رابطه بین کارکردهای اجرایی و مشکلات بین فردی با اعتیاد به اینترنت نقش میانجی داشت (P<۰/۰۰۱). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که مدل پژوهش حاضر از نظر آماری شاخص های برازش قابل قبولی داشت.
۷.

اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر کاهش اضطراب دانشجویان دختر دانشگاه آزاداسلامی واحد سبزوار

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
اهداف: هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر  کاهش اضطراب دانشجویان دختر دانشگاه آزاداسلامی واحد سبزاوربود. روش: این پژوهش از نظر هدف بنیادی واز لحاظ روش نیمه ازمایشی باطرح پیش ازمون وپس ازمون با گروه کنترل نابرابر ودوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه مورد مطالعه کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد واحد سبزوار در سال تحصیلی 97-96 با امارتقریبی 1800 نفر بود ند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس30 نفربرای نمونه انتخاب شدند و با روش همتاسازی در دوگروه آزمایش(15 نفر) وکنترل(15 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه  اضطراب بک و برای بررسی اثربخشی نیز از بسته آموزش مهارت های مثبت اندیشی که در 9 جلسه یک و نیم ساعته تنظیم شده بود استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری با استفاده از تحلیل کواریانس صورت گرفت ونشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی با اندازه اثر 0/331 درصد میزان اضطراب دانشجویان دختر را کاهش می دهد. بنابراین وجود تاثیرآموزش مهارت های مثبت اندیشی برکاهش میزان اضطراب در گروه ازمایش در سطح معناداری (p0/05 <) تایید گردید. نتیجه گیری: در پایان جلسات درمان، دانشجویان در هر دو گروه یاد گرفتند برای دستیابی به خواسته های خود، هر یک از آن ها باید رفتارهای مسئولانه ای را انتخاب کنند که ضمن حفظ اصول اخلاقی و با به کارگیری اقدامات خوش بینانه ، صحیح و مسئولانه به خواسته های خود نیز برسند. آموزش مهارت های مثبت اندیشی باعث بوجود آمدن جو حمایتی و ایمن می شود که دانشجویان احساس پذیرفته شدن و امنیت روانی-عاطفی را می توانند تجربه نمایند که این امر سازگاری بیشتر و تعارض های کمتر را به ارمغان می آورد.
۸.

The Effectiveness of Teaching Learning Strategies on the Professional Competence of Adult Education Educators of the Literacy Movement Organization

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
Purpose : The purpose of this study was to explain the effectiveness of teaching learning strategies on the professional competence of adult education educators of the Literacy Movement Organization. Methods : The method of this research was quasi-experimental pre-test post-test with control group and had a follow-up stage. The statistical population of this study was all educators of the literacy movement in the cities of Tehran province in the academic year of 1998-99. In this study, 60 people were selected by purposive sampling method and two equal groups were divided into one group (30 people) as the experimental group and the other group (30 people) as the control group. Teachers' Professional Qualifications Questionnaire Sharifi and Islamieh (2013) were used to collect data. The independent variable (teaching learning strategies) was performed on the experimental group in 10 sessions of 90 minutes. In the follow-up step, the dependent variable was performed only on the experimental group. The obtained information and results were analyzed using descriptive and inferential statistics.. Finding : The results showed that the professional competencies of adult education educators of the Literacy Movement Organization who received training in learning strategies are significantly higher than the professional competencies of educators who did not receive this training and training strategies for learning professional skills. Adult educators are effective and have good stability over time (p <0.05). Conclusion : The results showed that teaching learning strategies is effective on the professional competence of adult education educators of the Literacy Movement Organization
۹.

مدل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۲۲۵
این پژوهش با هدف بررسی مد ل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت در دانش آموزان انجام شده و از نوع پژوهشهای همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دختر پایه دهم متوسطه شهر ارومیه (1472 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بوده اند. در این پژوهش با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص دادن ضریب 15 برای هر متغیر و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص، 250 نفر به عنوان حجم نمونه با روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس هوش معنوی کینگ (2008)، مقیاس مهارتهای اجتماعی ایندربیتزن و فاستر (1992) و آزمون خلاقیت عابدی (1372) بود. یافته ها نشان دادند که مدل پژوهش تایید شده و به طور کلی 0/26 از پیشرفت تحصیلی با سن ورود به مدرسه، هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت قابل تبیین است. همچنین سن ورود به مدرسه اثر مستقیم معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد و سن ورود به مدرسه با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت اثری غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی می گذارد. با توجه به نتایج به دست آمده، در فرایند آموزشی، سن ورود به مدرسه علاوه بر تأثیر بر هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت، می تواند به صورت غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار باشد.
۱۰.

نقش واسطه هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت در رابطه بین ترتیب تولّد با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
ﺍﻣﺘیﺎﺯﺍﺕ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺷﺪه ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻌﺪی ﺩﺭ ﺻﻔﺎﺕ ﺷﺨﺼیﺘی، ﻫﻮﺵ ﻭ ﭘیﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼیﻠی، ﺑﺨﺸی ﺍﺯ ﭘﺪیﺪﻩای است کﻪ ﺑﻪ «اثر ﺗﺮﺗیﺐ ﺗﻮﻟﺪ» ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ. ﻧﻈﺮیﻪ ﻫﺎی ﺗﺮﺗیﺐ ﺗﻮﻟﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﺒییﻦ ﺍﺛﺮ ﺗﺮﺗیﺐ ﺗﻮﻟﺪ، یﻌﻨی تفاوت های ﻫﻮﺷی ﻭ عملکردی ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺍﺭﺍی ﺗﺮﺗیﺐﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﻟﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻓﺮﺿیه کﺎﻫﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ خانواده ﻭ ﺍﻟﮕﻮی ﻫﻢ ﺁﻣیﺰی ﺩﻭ ﻧﻈﺮیه ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺩﺭ ﺍیﻦ ﺯﻣیﻨﻪ اند کﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺮﺗﺮی ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻌﺪی ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻮﺵ ﻭ ﭘیﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼیﻠی ﺗﻮﺿیﺢ ﻣیﺩﻫﻨﺪ. بنابراین توضیحات، این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت در رابطه بین ترتیب تولد با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان انجام شده است. روش ازنوع پژوهش های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی    دانش آموزان دختر پایه دهم متوسطه شهر ارومیه در سال تحصیلی 96-97 به تعداد 1472 نفر تشکیل می دهد. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه باتوجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 15 برای هر متغیر و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص، 250 نفر برای حجم نمونه انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس هوش معنوی کینگ (2008)، مقیاس مهارت های اجتماعی ایندربیتزن، فوستر (1992) و مقیاس خلاقیت تورنس (1372) بودند و همچنین سنجش پیشرفت تحصیلی باتوجه به معدل به دست آمد. یافته ها نشان داد که بین ترتیب تولد، هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان رابطه مثبتی وجود دارد؛ همچنین مدل پژوهش تأیید شد و به طورکلّی 38 درصد از پیشرفت تحصیلی با ترتیب تولد، هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت تبیین می شود. همچنین ترتیب تولد اثر مستقیم معنادار بر پیشرفت تحصیلی داشته و ترتیب تولد با میانجی گری هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت اثر غیرمستقیمی بر پیشرفت تحصیلی نشان داده است. باتوجه به تأثیر ترتیب تولد بر پیشرفت تحصیلی در محتوای آموزشی به افراد، توجه به این عامل می تواند پیرو متغیرهای واسط همانند هوش معنوی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت، تأثیرات بسزایی بر پیشرفت تحصیلی بگذارد.
۱۱.

تدوین مدل احساسات شرم و گناه بر اساس شیوههای فرزندپروری: نقش واسطهای اِسناد علی منفی

تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف پژوهش تدوین مدل احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه های فرزندپروری با نقش واسطه ای اِسناد علی منفی بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 124083 نفر بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای یکی از مناطق جغرافیایی (16،1،2،6،4) انتخاب و از هر منطقه یک دبیرستان دخترانه و پسرانه و از هر دبیرستان دو کلاس انتخاب شدند. نمونه شامل 394 نفر به همراه پدر یا مادر آنها بودند. داده ها از طریق پرسشنامه های احساسات شرم و گناه کوهن و همکاران 2011، سبک های فرزندپروری بامریند 1991 و اسنادهای علّی کودکان و نوجوانان پترسون و سلیگمن 1984 جمع آوری شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده داده ها است. مسیر مستقیم سبک فرزندپروری مقتدرانه بر احساس گناه مثبت و معنادار  و مسیر مستقیم سبک فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس گناه منفی و معنادار بود. مسیرهای غیرمستقیم فرزندپروری مقتدرانه بر احساس گناه از طریق سبک اسناد در موقعیت منفی و فرزندپروری مقتدرانه بر احساس شرم از طریق سبک اسناد در موقعیت منفی، منفی و معنادار بودند. مسیرهای غیر مستقیم فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس گناه از طریق اسناد در موقعیت منفی، فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس شرم از طریق اسناد در موقعیت منفی، فرزندپروری مستبدانه بر احساس شرم از طریق اسناد در موقعیت منفی و فرزندپروری مستبدانه بر احساس گناه از طریق اسناد در موقعیت منفی، مثبت و معنادار بودند.
۱۲.

ساخت و رواسازی آزمون عصب - روان شناختی تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی برای کودکان دبستانی

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
مقدمه : نقص ودشواری درکارکردهای عصب-روان شناختی ، مهمترین مولفه درنشانگان اختلال های یادگیری غیرکلامی است.هدف پژوهش حاضر،ساخت،اعتباریابی و رواسازی آزمون عصب-روان شناختی تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی بود. روش:روش پژوهش توصیفی – پیمایشی است.جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره ابتدایی شهرستان های استان البرزاست که درسال تحصیلی 97-1396مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه شامل 480 دانش آموز پایه اول تا ششم ابتدایی استان البرز بودکه با روش      نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدندوبا آزمون محقق ساخته ،خرده آزمون استدلال ادراکی وخرده آزمون درک مطلب کلامی ازمقیاس هوشی وکسلر کودکان چهار مورد آزمون قرار گرفتند.روایی صوری ومحتوایی مقیاس مورد تایید دونفر متخصص دراین زمینه قرار گرفت .همچنین برای بررسی روایی صوری ، ازنمرات تأثیرآیتم استفاده شد.روایی محتوایی با دوروش شاخص نسبت روایی محتواوشاخص روایی محتوابررسی شد.روایی همزمان آزمون با استفاده ازخرده آزمون استدلال ادراکی از مقیاس هوشی وکسلر کودکان چهار وروایی تفکیکی(تشخیصی) آزمون با استفاده ازخرده آزمون درک مطلب کلامی از مقیاس هوشی وکسلرکودکان چهاربررسی شد. برای بررسی روایی سازه ، ازروش تحلیل عاملی به شیوه مولفه های اصلی و ازچرخش عوامل از نوع واریماکس استفاده شد. یافته ها :نتایج ، تایید کننده روایی صوری ومحتوایی ،روایی همزمان، روایی تفکیکی و روایی سازه بود. پایایی آزمون محقق ساخته از طریق محاسبه آلفای کرونباخ ، 81/0 و با روش دونیمه کردن 78/0 بود. بهترین نقطه برش بالینی آزمون 5/18 بدست آمد. نتیجه گیری :براساس یافته های پژوهش حاضر   می توان نتیجه گرفت که آزمون تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی ازروایی وپایایی کافی برخورداراست ومی تواند به عنوان ابزاری معتبر برای تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی دردوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳.

روابط ادراک از محیط کلاس درس و معلم-تنظیمی تحصیلی با عملکرد تحصیلی از طریق خودتنظیمی یادگیری

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
مقدمه: موفقیت در یادگیری و تحصیل تحت تأثیر محیط یادگیری است. این پژوهش با هدف بررسی روابط بین ادراک از محیط کلاس و معلم - تنظیمی تحصیلی با عملکرد تحصیلی از طریق یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان ششم ابتدایی انجام شد. روش: طرح این پژوهش از نوع طرح های همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر میاندوآب و حجم نمونه 365 دانش آموز در سال تحصیلی 97-96 تشکیل می داد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ادراک از محیط کلاس، معلم- تنظیمی تحصیلی، خودتنظیمی در یادگیری و از معدل نوبت اول برای عملکرد تحصیلی استفاده شد. یافته ها: تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که عملکرد تحصیلی به طور مستقیم از ادراک از محیط کلاس و معلم - تنظیمی تحصیلی و به طور غیرمستقیم از طریق میانجی گری یادگیری خودتنظیمی تأثیر می پذیرد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی با داده ها برازش مناسبی دارد و شاخص های برازش مدل در تمامی مسیرهای مدل در دامنه معنی داری قرار گرفتند. نتیجه گیری: فراهم کردن محیط مناسب آموزشی و به کارگیری مهارت معلم- تنظیمی تحصیلی برای حمایت از خودتنظیمی یادگیری می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک نماید.
۱۴.

مدل یابی پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی: نقش میانجی تحول مثبت نوجوانی

تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف ﭘﮋوﻫﺶ حاضر ﻣﺪليﺎﺑي پیشرفت تحصیلی بر اساس هیجانهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی با نقش میانجی تحول مثبت اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ عبارت بود از کلیه داﻧﺶآﻣﻮزان دوره دوم متوسطه شهر تهران که ﺗﻌﺪاد 400 ﻧﻔﺮ از داﻧﺶآﻣﻮزان ﭘﺴﺮ و دﺧﺘﺮ ﺑﻪ روش نمونهﮔيﺮی ﺗﺼﺎدﻓي ﻃﺒﻘﻪای اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﻋﺒﺎرت بودند از پرسشنامههای: هیجانهای تحصیلی (ﭘﮑﺮان، ﮔﻮﺋﺘﺰ و فرﯾﻨﺰل، 2005)، اشتیاق تحصیلی (آرشامبالت و همکاران، 2009) و تحول مثبت (آرنولد و همکاران، 2014). دادهﻫﺎی جمعآوری شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش مدل یابی معادلات ساختاری ﻣﻮرد تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. یافته ها حاکی از آن است که؛ هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم داشت، ولی هیجانهای منفی روی پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم نداشت. اشتیاق تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی اثرمستقیم داشت. تحول مثبت تأثیر مستقیم و معنیداری بر پیشرفت تحصیلی داشت. هم چنین اشتیاق تحصیلی و هیجانهای تحصیلی مثبت از طریق میانجی گری تحول مثبت بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشت. توجه به هیجانهای تحصیلی مثبت و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان برای پیشرفت تحصیلی آنان ضروری است.
۱۵.

ساخت وهنجاریابی آزمون هوش بین فردی برای دانش آموزان ابتدایی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت وهنجاریابی آزمون هوش بین فردی گاردنر برای دانش آموزان ابتداییانجام شد. روش شناسی: روش تحقیق حاضر از لحاظ نحوه گرداوری داده ها در زمره تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی بود و از لحاظ روش از نوع تحقیقات آمیخته - بود بود و به لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی بود . جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی سال پنجم و ششم مدارس ابتدایی منطقه 5 شهر در سال تحصیلی 98-97 تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش های حاضر که محقق ساخته بودند عبارت بودند از پرسشنامه هوش بین فردی که دارای 23 سوال و چهار خرده متغیر (فهم از رابطه، سازگاری ، یاری رسانی و کارگروهی) بود که روایی و پایایی ابزارهای فوق با استفاده از روش تحلیل عامل تاییدی و اکتشافی انجام شد و مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های برازش مدل برای 4 بعد پرسشنامه هوش بین فردی حائز برازش مناسب بود. نتیجه گیری: افرادی که دارای هوش بین فردی قوی تری هستنددرک بالایی از رابطه دارند و قواعد و هنجار های یک رابطه را بیشتر حفظ می کنند و بیشتر تمایل به مشارکت و کار گروهی وجود دارد و انگیزه ای برای رقابت های فردی و تحقیر و تمسخر دیگران وجود ندارد.
۱۶.

اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و آموزش کمک خواهی بر پایستگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار مدارس غیرانتفاعی

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۶
      این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و آموزش کمک خواهی بر پایستگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار مدارس غیرانتفاعی انجام شده است. روش پژوهش ازنوع نیمه آزمایشی با اجرای پیش آزمون-پس آزمون و با گروه آزمایش و کنترل بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان اهمال کار مدارس غیرانتفاعی پسرانه شاخه نظری پایه یازدهم ناحیه یک شهر رشت در سال تحصیلی 97-98 بوده که از بین آنها تعداد 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی به 3 گروه (2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل) تقسیم شدند. در این پژوهش دانش آموزانی اهمال کار شناخته شدند که در پرسشنامه سولومون و راث بلوم (2013) نمره بیشتر از خط برش (81) کسب کرده بودند. پرسشنامه پایستگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) را همه آزمودنی های سه گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. سپس یکی از گروه های آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله آموزشی راهبرد یادگیری کمک خواهی و گروه آزمایش دیگر نیز به مدت 15 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله آموزشی راهبرد یادگیری خودگردان قرار گرفتند؛ در حالی که در طول این مدت گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آمار استنباطی تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی ال.اس.دی تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و کمک خواهی، سبب افزایش پایستگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار شده است. از طرفی، نتایج مقایسه زوجی نشان داد بین میانگین های پایستگی تحصیلی دو گروه آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و آموزش کمک خواهی تفاوت معناداری وجود ندارد. بین میانگین های پایستگی تحصیلی دوگروه آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و گروه کنترل و همچنین بین میانگین های پایستگی تحصیلی دوگروه آموزش راهبردهای یادگیری کمک خواهی و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت برای کاهش و از بین بردن اهمال کاری دانش آموزان، استفاده از آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان و کمک خواهی مفید و مؤثر است.
۱۷.

مقایسه اثربخشی آموزش واقعیت درمانگری و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر بلوغ عاطفی نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۴۲
زمینه: تحقیقات زیادی به اثر بخشی درمانگری های مختلف پرداخته است. ولی کدامیک از این دو درمان اثر بخشی بیشتری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش واقعیت درمانگری و شناخت درمانگری (مبتنی بر ذهن آگاهی) بر بلوغ عاطفی نوجوانان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم در مدارس منطقه یک آموزش و پرورش استان تهران بود که در این پژوهش 45 نفر از دانش آموزان که نمره آنان در آزمون کی مت 1/5 انحراف معیار کمتر از گروه هنجاری بود، انتخاب و به تصادف در سه گروه واقعیت درمانگری، شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی و گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایشی به صورت مجزا در 8 جلسه 90 دقیقه ای واقعیت درمانگری برگرفته از کتاب واقعیت درمانی ویلیام گلسر (2013) و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر گرفته از کتاب شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ربکا کرین (2009) شرکت کردند. ابزار این پژوهش بلوغ عاطفی یاشویر سینگ و ماهیش بهارگاوا (1974) بود و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: آموزش واقعیت درمانگری بر بلوغ عاطفی نوجوانان با اندازه اثر (0/809) معنی دار بود (0/05 p< ، 114/417 f= ). همچنین شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر بلوغ عاطفی نوجوانان با اندازه اثر (0/705) معنی دار بود (0/05 p< ، 64/409 f= ). ولی آزمون t همتا نشان داد، بین میزان اثربخشی آموزش واقعیت درمانگری و شناخت درمانگری بر بلوغ عاطفی نوجوانان تفاوت معنی دار وجود نداشت (0/05 p> ، 1/959 f= ). نتیجه گیری: نوجوانان که در این دو گروه درمانگری شرکت کردند سطح بلوغ عاطفی بهتری را نشان داده اند و در این زمینه هر دو گروه به صورت یکسانی اثر پذیری داشته اند.
۱۸.

تأثیر برنامه آموزشی توانبخشی شناختی بر هوش غیرکلامی، توجه و تمرکز، و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۸
زمینه و هدف: میزان شیوع نسبتاً زیاد اختلال یادگیری ریاضی و وجود پیامدهای ناشی از آن که مبتلایان را نه تنها در دوران کودکی با دشواری های ویژه ای روبرو می سازد، که در اغلب موارد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری را برای کودک، خانواده، و جامعه به دنبال دارد. برنامه توانبخشی شناختی مشتمل بر آموزش، ذخیره سازی، و پردازش مؤلفه های حافظه فعال افراد است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی توانبخشی شناختی بر افزایش میزان مهارت های هوش غیرکلامی، توجه و تمرکز، و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی است. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 40 دانش آموز دختر و پسر دارای اختلال ریاضی مقطع ابتدایی در دامنه سنی 11-9 شهرستان میانه در سال تحصیلی 97-96 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل آزمون توجه و تمرکز بریکن کمپ (2002) ،آزمون هوش غیر کلامی وکسلرکودکان (ویرایش چهارم)، و آزمون ریاضی ایران کی مت ( هومن، 1376) بوده است. بعد از اجرای پیش آزمون، مداخلات توانبخشی برای گروه آزمایش در 16 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای 2 بار و به صورت انفرادی انجام گرفت. در نهایت از هردو گروه آزمایش و گواه، پس آزمون گرفته شد. یافته ها: نتایج به دست آمد با روش تحلیل کوواریانس نشان داد که استفاده از روش توانبخشی شناختی در شرکت کنندگان گروه آزمایش بر میزان مهارت های هوش غیرکلامی (0/05> P ، 4/859 F (1,37) = ) ، میزان توجه و تمرکز (0/05> P ، 95/956 F (1,37) = )، و عملکرد تحصیلی (0/05> P ، 66/227 F (1,37) = ) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی، تأثیر معناداری را به دنبال داشته است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، برنامه آموزشی توانبخشی شناختی با استفاده از برنامه های تمرینی جذاب که به صورت بازی و سلسله مراتبی طراحی شده بود، توانسته است بخش های مورد نظر مغزی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری را در زمینه های توجه و تمرکز، عملکرد تحصیلی و هوش غیر کلامی، تحریک و تقویت کرده و موجب ارتقاء عملکرد ذهنی و کارایی تحصیلی آنها شود.
۱۹.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبرد های یادگیری خودگردان و کمک خواهی بر افزایش سرزندگی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان اهمال کار

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش راهبرد های یادگیری خودگردان و کمک خواهی بر افزایش سرزندگی و وجدان تحصیلی دانش آموزان اهمال کار انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با اجرای پیش آزمون - پس آزمون و با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی پسرانه شاخه نظری پایه دوم (یازدهم) دوره متوسطه دوم نواحی یک و دو رشت در سال تحصیلی 98-97 بود که از بین آنها تعداد 60 نفر به روش خوش های چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به 3 گروه (2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل) تقسیم شدند. ابتدا، همه آزمودنی های سه گروه، پرسش نامه های سرزندگی تحصیلیدهقانی زاده و حسین چاری (1391) و مک ایلروی و بانتینگ (2002) را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند؛ سپس یکی از گروه های آزمایش طی 12 جلسه ی 90 دقیق های تحت مداخله آموزشی راهبرد یادگیری کمک خواهیو گروه آزمایش دیگر نیز طی 15 جلسه ی 90 دقیق های تحت مداخله آموزشی راهبرد یادگیری خودگردانقرار گرفتند؛ در حالی که در طول این مدت، گروه کنترل هیچ گونه مداخله آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آمار استنباطی تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل شد. نتایج نشان داد کهآموزش راهبرد های یادگیری خودگردان و کمک خواهی سبب افزایش سرزندگی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار می شود؛ همچنین، آموزش راهبرد های یادگیری خودگردان و کمک خواهی سبب افزایش وجدان تحصیلی دانش آموزان اهمال کار می شود؛ به علاوه، نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش از نظر اثربخشی بر سرزندگی تحصیلی و وجدان تحصیلی تفاوت معناداری وجود ندارد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که برای کاهش و یا از بین بردن اهمال کاری دانش آموزان، استفاده از آموزش راهبرد های یادگیری خودگردان و کمک خواهی مفید و مؤثر است.
۲۰.

تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی پیشرفت تحصیلی از طریق سبکهای فرزندپروری و باورهای معرفت شناختی در دانش آموزان متوسطه دوره دوم شهر تهران

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف از پژوهش حاضر  تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی پیشرفت تحصیلی از طریق سبک های فرزندپروری و باورهای معرفت شناختی در دانش آموزان متوسطه دوره دوم بود. (تعداد 400 نفر از دانش آموزان مناطق آموزش و پرورش شهر تهران برای شرکت در این تحقیق انتخاب شدند). نمونه پژوهش به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید که از این تعداد، 220 نفر دانش آموز دختر و 180 نفر دانش آموز پسر به پرسشنامه های سبک های فرزند پروری بامریند (BPSQ) و پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (EQ) پاسخ دادند. نتایج این پژوهش نشان داد، سبک های فرزندپروری اقتداری تاثیر مستقیم مثبت و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. سبک های فرزندپروری استبدادی تاثیر مستقیم منفی و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. در حالیکه سبک های فرزندپروری سهل انگاری تانیر مستقیم منفی و غیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون بین ابعاد پرسشنامه باورهای معرفت شناختی با پیشرفت تحصیلی نشان داده شده اند، که ساده بودن، قطعیت و منبع دانش همبستگی مثبت و رابطه معناداری با پیشرفت تحصیلی دارند، ولی یادگیری ذاتی و یادگیری سریع، همبستگی منفی با پیشرفت تحصیلی دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان