سوگند قاسم زاده

سوگند قاسم زاده

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۰ مورد.
۱.

تأثیر آموزش توانش های روانی - اجتماعی بر پرخاشگری و انعطاف پذیری شناختی رانندگان اتوبوس

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه: در سال های اخیر افزایش خشم و پرخاشگری رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی منجر به افزایش نرخ خشونت جاده ای شده است. گرچه مطالعات مختلفی در این حیطه انجام شده است، اما تاکنون پژوهشی که به بررسی تأثیر انعطاف پذیری شناختی نیز پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش توانش های روانی - اجتماعی بر پرخاشگری و انعطاف پذیری شناختی رانندگان اتوبوس انجام شد. روش: . این پروژه از سال 1390 آغاز شده و در فازهای مخلتف بر روی رانندگانی که متقاضی استخدام در شرکت واحد بودند اجرا گردیده است. این تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون تک گروهی بود و یک گروه 70 نفری از رانندگان اتوبوس شهر تهران در سال 1398 به روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند . برنامه آموزشی توانش های روانی - اجتماعی شکوهی یکتا (1394)، طی 9 جلسه آموزشی 90 دقیقه ای اجرا گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندر وال (2010) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون t وابسته تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که این برنامه آموزشی به طور معناداری منجر به کاهش پرخاشگری رانندگان و افزایش انعطاف پذیری شناختی آنها گردید (0/000 > P ). نتیجه گیری: برای کاهش پرخاشگری و بهبود انعطاف پذیری شناختی رانندگان اتوبوس می توان از بسته آموزشی توانش های روانی - اجتماعی به صورت گسترده استفاده نمود .
۲.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تنظیم رفتاری هیجان

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تنظیم رفتاری هیجان در نوجوانان و بزرگسالان برای اولین بار در ایران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را متخصصان و نوجوانان و بزرگسالان در سال 1398 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 9 متخصص و 461 شرکت کننده می شد که با روش نمونه گیری تصادفی از شهر تهران و اصفهان انتخاب شدند. فرآیند ترجمه و ترجمه معکوس برای تهیه نسخه فارسی پرسشنامه تنظیم رفتاری هیجان انجام شد. برای تعیین روایی صوری و محتوایی از نظر 9 متخصص استفاده شد. شاخص روایی محتوایی به روش لاواشه و روش والتز و باسل به دست آمد و شاخص روایی سازه به روش تحلیل عاملی محاسبه شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی به دست آمد. پرسشنامه در پنج خرده مقیاس شامل 20 سوال پنج گزینه ای طراحی شد. روایی صوری و محتوایی (شاخص روایی محتوایی کل= 84/0) تائید شد. شاخص روایی محتوایی برای هر یک از خرده مقیاس های اقدام به کارهای دیگر، کناره گیری، رویارویی فعال، جستجوی حمایت اجتماعی و نادیده گرفتن به ترتیب 82/0، 87/0، 86/0، 87/0 و 83/0 بود. پایایی هر یک از خرده مقیاس های پرسشنامه تنظیم رفتاری هیجان با استفاده از روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 90/0، 91/0، 89/0 و 87/0 و همچنین با روش بازآزمایی در دامنه 59/0 تا 66/0 به دست آمد. پرسشنامه تنظیم رفتاری هیجان برای نوجوانان و بزرگسالان، ابزاری روا و پایا است.
۳.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر مؤلفه های تاب آوری برمیزان تاب آوری مادران و مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مؤلفه های تاب آوری بر میزان تاب آوری مادران و بهبود مهارت های ارتباطی فرزندان اتیسم آنان انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اتیسم بود که در سال 1397 به یکی از مراکز مشاوره واقع در شهر تهران مراجعه کرده بودند که 30 نفر از آنها با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و با انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله آموزش مؤلفه های تاب آوری را طی 3 ماه در 12 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که گروه کنترل در طول انجام پژوهش آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس نمره گذاری اتیسم گیلیام (گارز) بود. تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس چند متغیره از نوع اندازه گیری های مکرر بود. نتایج نشان داد که آموزش مؤلفه های تاب آوری بر میزان تاب آوری مادران و مهارت های ارتباطی فرزندان اتیسم آن ها تأثیر معناداری داشته است. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش مؤلفه های تاب آوری می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت افزایش تاب آوری مادران و بهبود مهارت های ارتباطی فرزندان اتیسم آن ها مورد استفاده قرار گیرد.
۴.

تأثیر آموزش نقاشی انگیزشی بر رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: رفتارهای پرخاشگرانه، مشکلی متداول در میان کودکان دارای کم توان ذهنی است. یکی از روش های پیشنهاد شده، جهت درمان آن، هنر درمانی است. هدف این پژوهش بررسی مداخلات نقاشی انگیزشی بر رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی بود. روش: 26 نفر از دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان کم توان ذهنی ( B. D. GH ) فرم معلم استفاده گردید. پرسشنامه پرخاشگری در توسط معلمان تکمیل گردید. دانش آموزان به تصادف به دو گروه آزمایش (13نفر) وکنترل (13نفر) تقسیم شدند. سپس گروه آزمایش در 12 جلسه متوالی، آموزش نقاشی انگیزشی را دریافت کردند. داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 p< ). نتیجه گیری: نقاشی انگیزشی درکاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی مؤثر است. این گروه از دانش آموزان فرصت می یابند تا عواطف، احساسات و هیجانات متراکم شده و فشارهای روانی حاصل از این احساسات را از طریق نقاشی و به صورتی جامعه پسند نشان دهند، بنابراین کمتر پرخاشگری نشان می دهند. از این رو، نقاشی انگیزشی می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی مؤثر در کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی مورد استفاده قرار گیرد.
۵.

بررسی تأثیر مداخله حافظه فعال دیداری– فضایی بر عملکرد حافظه فعال هیجانی دانش آموزان با مشکلات ریاضی

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۷
مقدمه: از جمله اختلالات یادگیری می توان به اختلال در ریاضیات اشاره کرد. اختلال در ریاضی توانایی یادگیری و به کارگیری مفاهیم و مهارت های ریاضی را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله حافظه فعال دیداری–فضایی بر عملکرد حافظه فعال هیجانی دانش آموزان با مشکلات ریاضی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ابتدایی در معرض خطر مشکلات یادگیری ریاضی در سال ۹۷-۱۳۹۶ در دبستان های استان البرز بودند که از میان آنان ۲۰ دانش آموز پسر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در یکی از دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامه حافظه فعال دیداری-فضایی را در ۲۴ جلسه دریافت کردند. همچنین به منظور بررسی مشکلات ریاضی از آزمون ریاضیات ایران کی مت (۱۹۸۸) و برای سنجش حافظه فعال هیجانی از پرسشنامه محقق ساخته (ارجمند نیا، ۱۳۹۷) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مداخله حافظه فعال دیداری-فضایی موجب بهبود حافظه فعال هیجانی دانش آموزان گردید (۰/۰۵>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که مداخله حافظه فعال دیداری-فضایی موجب بهبود عملکرد حافظه فعال هیجانی و عملکرد محاسبات ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) در دانش آموزان می شود.
۶.

تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی بر اساس الگوی ویلیام رومی

تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
تحلیل محتوا ازجمله روش های ضروری، برای برنامه ریزان درسی جهت شناخت پاره ای از مشکلات تحصیلی و یادگیری دانش آموزان، رفع نواقص و کاستی ها و گنجاندن اصولی مفاهیم برنامه درسی است.هدف از انجام پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی بود. از جامعه فوق 50% از متن، تصاویر و پرسش های هر کتاب، به عنوان نمونه، به ترتیب برای تحلیل محتوای متن، تصاویر و پرسش ها، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و برای تعیین میزان درگیری دانش آموز با محتوا از الگوی ویلیام رومی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که میزان درگیری دانش آموز با متن، در پایه چهارم، پنجم و ششم به ترتیب (0، 0 و 005/0)؛ میزان درگیری دانش آموز با تصویر به ترتیب (45/1، 17/0 و 5/0)؛ و میزان درگیری دانش آموز با پرسش ها به ترتیب (49/0، 58/0و 1/1) بود. درمجموع می توان نتیجه گرفت که کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی دانش آموزان کم توان ذهنی از لحاظ متن جزء کتاب های غیرفعال و از لحاظ پرسش ها جزء کتاب های فعال محسوب می شوند. از لحاظ تصاویر کتاب های پایه چهارم و پنجم غیرفعال و کتاب پایه ششم فعال است.
۷.

اثربخشی آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند بر حل مسئله و خودکارآمد پنداری والدگری

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
زمینه: آموزش توانش حل مسأله و خودکارآمد پنداری به والدین، قابلیت برخورد منطقی و مؤثر با رفتارهای مشکل آفرین کودک را در موقعیت های مختلف فرزندپروری فراهم می کند. اما مسئله اصلی اینست، آیا آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند بر حل مسئله و خودکارآمد پنداری والدگری تأثیر دارد؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه تربیت کودک اندیشمند بر حل مسئله و خودکارآمد پنداری والدگری انجام شد. روش: پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بدون گروه گواه بود. نمونه این پژوهش را والدین کودکان 4 تا 7 سال مدارس غیرانتفاعی شهر تهران در سال تحصیلی 98-97 که به شیوه دردسترس انتخاب شدند و برای شرکت در کارگاه کودک اندیشمند اعلام آمادگی نمودند، تشکیل داد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه حل مسئله هپنر و پترسن (1982) و پرسشنامه خودکارآمد پنداری والدگری دومکا، استورزینگر، جکسون و روزا (1996) بود. برنامه تربیت کودک اندیشمند در 9 جلسه به صورت یک جلسه دو ساعته در هفته برگزار شد . یافته ها: یافته های مطالعه حاضر، نشان داد که پس از اجرای برنامه تربیت کودک اندیشمند میانگین نمرات حل مسئله (در مؤلفه های حل مسئله؛ اعتماد به حل مسئله، سبک گرایش – اجتناب و مؤلفه های شخصی) در مادران، حاکی از افزایش نمرات آنها در پس آزمون است (0/0001 P= ). همچنین میانگین نمرات خودکارآمد پنداری والدگری در پیش آزمون و پس آزمون مادران حاکی از افزایش نمرات در پس آزمون است (0/01 P= ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد کارگاه آموزشی تربیت کودک اندیشمند توانسته است حل مسئله و خودکارآمد پنداری مادران را در سطح معناداری پس از اجرای برنامه تغییر دهد. با استناد به افزایش نمرات می توان گفت که آموزش مادران بر انتخاب رفتار و راه حل مناسب تأثیر مثبت داشته است.
۸.

تأثیر آموزش برنامه تعاملات درون خانوادگی مادران بر رضامندی زوجیت و مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه و هدف: اوتیسم اختلالی است که با مشکلاتی در تعامل اجتماعی، برقراری ارتباط، و الگوهای رفتار تکراری و محدود همراه است. بر اساس نتایج مطالعات مختلف، بعضی از مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم نسبت به مادران دارای کودک بهنجار، سطوح بالاتری از نشانه های افسردگی و تنیدگی را نشان می دهند و حتی رضایت کمتری از رابطه زناشویی دارند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تأثیر آموزش تعاملات درون خانوادگی مادران بر رضامندی زوجیت و مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون- پیگیری و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ساکن تهران در سال 1396 بود. نمونه پژوهش شامل 24 مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 12 نفر) جای دهی شدند. برنامه مداخله ای به مدت 12 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه گواه این آموزش را دریافت نکرده است. در پایان هر دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش، مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (1994) و پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (1391) بود که در سه مرحله توسط افراد نمونه تکمیل شدند. داده های به دست آمده نیز با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که برنامه مداخله ای باعث افزایش میانگین خرده مقیاس های رضامندی زوجیت، تعاملات درون خانواده، و مهارت های ارتباطی کودکان اوتیسم درگروه آزمایش شده است (0/05> P )؛ درحالی که افراد گروه گواه در تمام خرده مقیاس ها ی پس آزمون، تغییر قابل توجهی نداشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه درون خانوادگی به کار گرفته شده در این مطالعه با افزایش سطح خودآگاهی والد و بهبود تعامل مناسب با کودک و همسر توانسته است سطح مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اوتیسم را ارتقا داده و همچنین به بهبود رضامندی زوجیت منجر شود.
۹.

انگیزه شغلی معلم، شادکامی معلم و جو سازمانی: کاربرد مدل یابی دو سطحی معلم و مدرسه

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف: انگیزش شغلی، توانایی معلم را بالا می برد و نتیجه آن بهبود عملکرد دانش آموزان در سازمانی در قالب مدرسه خواهد بود. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین شادکامی و جو سازمانی با انگیزش شغلی معلمان می باشد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 200 معلم (146 معلم زن و 54 معلم مرد) است که به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای انتخاب شدند و سپس معلم ها به مقیاس های انگیزه شغلی معلم و شادکامی معلم پاسخ دادند. حجم نمونه در سطح دوم یا سطح مدرسه 20 می باشد به این ترتیب که پاسخ معلم ها به مقیاس جو سازمانی برای هر مدرسه تجمیع و متغیر سطح مدرسه ساخته شد. برای بررسی داده ها یک تحلیل غیر شرطی HLM(مدل آنوا یک راهه با اثرات تصادفی) اجرا شده است. یافته ها : یافته ها نشان داد که انگیزه شغلی معلم در بین مدارس مختلف معنی دار بوده، و 62 درصد از تغییرات انگیزه شغلی معلم ناشی از تفاوت بین مدارس بوده و 38 درصد برای عوامل سطح معلمان تبیین شده است. بدین معنی که فضای مدرسه و جو سازمانی حاکم بر مدارس مختلف بر میزان انگیزه معلمان تاثیرگذار می باشد. نتیجه گیری : اگر عواملی که منجر به جو سازمانی مطلوب و شادکامی معلمان می شوند، در مدرسه فراهم شوند، می توان انگیزه معلمان را افزایش داده و عملکرد آنها را در فرایند یاددهی- یادگیری بهبود بخشید.
۱۰.

اثربخشی برنامه تعامل مادر با کودک بر تنیدگی فرزندپروری و رابطه والدین با کودک دارای آسیب شنوایی

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۷۰
آسیب شنوایی یکی از پیچیده ترین آسیب های حسی است که بر تنیدگی فرزندپروری و تعامل والد-کودک تأثیر دارد. برنامه تعامل والد-کودک برگرفته از نظریه درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک است که شیلا آیبرگ براساس نظریه ی رفتار کنشگر، روان درمانی سنتی کودک و رشد نخستین کودک تدوین کرده است. این برنامه هم از نظریه ی دلبستگی و هم از نظریه ی یادگیری اجتماعی به منظور دستیابی به شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه بهره جسته است. از این رو به نظر می رسد تعامل والد-کودک برای آموزش نحوه تعامل صحیح با کودک و کاهش تنیدگی فرزندپروری؛ بالاخص برای گروه آسیب دیده شنوایی که دارای والدینی شنوا هستند، مؤثر است. والدینی که دارای فرزندی با آسیب شنوایی هستند، ارزیابی شناختی منفی از توانمندی های خود به عنوان والد دارند از این رو باعث کاهش سلامت روانی و بهزیستی والدین می شوند. مطالعه حاضر، با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش تعامل مادر-کودک برای مادران دارای کودک با آسیب شنوایی بر کاهش تنیدگی فرزندپروری و رابطه والدین با کودک انجام شده است. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون و مرحله پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. نمونه شامل 30 کودک دارای آسیب شنوایی پیش دبستانی و والدین شان بودند که به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برنامه تعامل والد-کودک توسط پژوهشگر تدوین و طراحی گردید. این برنامه شامل تهیه نیازسنجی و تدوین یک سری مؤلفه های برنامه آموزش والدین (مهارت های تعامل کودک مدار و مهارت های والدگری) بود. مهارت های تعامل کودک مدار شامل جایزه دادن، تقلید، بازتاب، توصیف، اشتیاق و جلب توجه و تمرکز مدنظر قرار گرفت، و سپس مهارت های والدگری شامل صدور فرامین خوب، تشویق فرمان برداری، محروم سازی با روی صندلی قرار گرفتن به خاطر نافرمانی و ایجاد قوانین معتبر در خانه تنظیم گردید. سپس آزمودنی های گروه آزمایش برنامه تعامل والد-کودک را در قالب 12 جلسه دو ساعته در طی یک ماه دریافت کردند. برای بررسی تعامل والد-کودک و تنیدگی فرزندپروری از مقیاس رابطه ی والد-کودک و مقیاس تنیدگی والدگری استفاده شد. یافته ها نشان داد که میانگین نمرات در تعامل والد-کودک و تنیدگی فرزندپروری در پدران اثرگذار بوده؛ ولی در مادران، در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون افزایش بیشتری یافته است. نتایج این پژوهش اهمیت مشارکت والدین در برنامه آموزشی تعامل والد-کودک به عنوان والد-درمانگر را نشان می دهد. یافته ها همچنین اثربخشی برنامه تعامل والد-کودک بر بهبود رابطه بین والدین با کودک دارای آسیب شنوایی را نیز نشان می دهد.
۱۱.

اثر بخشی آموزش نظریه ذهن بر اساس الگوی هال و تاگر-فلاسبرگ و ایفای نقش بر بهبود سطوح نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم نه تنها قادر به درک ذهن دیگران نیستند، بلکه در درک این که دیگران ممکن ذهن متفاوتی داشته باشند نیز دارای مشکلات اساسی هستند. هدف از این مطالعه تعیین اثر بخشی آموزش نظریه ذهن بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با یک گروه گواه بود. 12 نفر از کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با دامنه سنی 7 تا 10 سال با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی جایدهی شدند. برنامه مداخله ای نظریه ذهن به مدت 25 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه گواه این آموزش را دریافت نکرده است. در پایان هر دو گروه در مرحله پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل آزمون نظریه ذهن استیرنمن (1999) – فرم 38 سوالی با هنجار ایرانی بود. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد که برنامه مداخله ای توانسته است باعث افزایش میانگین خرده مقیاس های نظریه ذهن در گرو ه آزمایش شود (0/001 > p )، در حالی که گروه گواه در تمام خرده مقیاس های پس آزمون، تغییر قابل توجهی نداشتند. نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش نظریه ذهن، توانایی بازشناسی عواطف و وانمودسازی (سطح یک نظریه ذهن)، درک باور غلط اولیه (سطح دوم نظریه ذهن)، و درک باور غلط ثانویه (سطح سوم نظریه ذهن) کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم را افزایش می دهد. استلزام های نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۳.

تأثیر بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۸۶
زمینه و هدف: . بیشتر کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، مهارت های اجتماعی مناسبی ندارند و در سازش با محیط های مختلف و دوست یابی، دارای مشکلات اساسی هستند . برخی متخصصان معتقدند که بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری می تواند به کودکان مبتلا به این اختلال در یادگیری مهارت های اجتماعی کمک کند و برخی مشکلات رفتاری آنها را کاهش دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی پسران پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. در این پژوهش 30 پسر با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند که به روش نمونه گیری در دسترس از از مراکز پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی 1397-1396 انتخاب شده اند و در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه، جایدهی شدند. گروه آزمایش، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری را در 12 جلسه 40 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه گواه این آموزش ارائه نشد. ابزار استفاده شده در این پژوهش، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بود. داده های به دست آمده از پرسشنامه در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات مهارت های اجتماعی گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود ( 0/001 P < و 57/77 = F ). همچنین میانگین نمرات همه خرده مقیاس های مشارکت ( 0/0001 < P و 64/30 F = ) ، ابراز وجود ( 0/0001 < P و 54/48 F = ) ، و مهار خود ( 0/0001 P < و 39/09 F = ) در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه گواه بود. نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه، بازی درمانی مبتنی بر مدل شناختی رفتاری باعث بهبود مهارت های اجتماعی، مشارکت، ابراز وجود، و مهار خود در کودکان پیش دبستانی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شد. با توجه به این که در این شیوه مداخله، از فعالیت های هیجانی، عملی، و غیرکلامی استفاده می شود و از لحاظ نظری، تأکید بر تعامل فرد و محیط است، بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی موثر واقع شده است.
۱۴.

اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر مشکلات رفتاری درونی سازی و برونی سازی شده کودکان با آسیب فلج مغزی

تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۷
اهداف پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر مشکلات رفتاری درونی سازی و برونی سازی شده کودکان با آسیب فلج مغزی، صورت گرفته است. مواد و روش ها پژوهش از نوع شبه آزمایشی طرح پیش آزمون و پس آزمون و پی گیری بود و از طرح پیش آزمون پس آزمون و پی گیری استفاده شد. جامعه آماری، تمامی کودکان ۸-۶ سال با آسیب فلج مغزی مرکز توان بخشی رفیده واقع در شهر تهران بود. برای انتخاب نمونه تعداد ۳۰ کودک با آسیب فلج مغزی به صورت دردسترس و تصادفی در دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مشکلات رفتاری با آزمون سیاهه رفتار کودک در پیش آزمون و پس آزمون و پی گیری سنجیده شد. بازی درمانی کودک محور به مدت ۱۶ جلسه، دو بار در هفته بر روی گروه آزمایش انجام شد. با گذشت سه ماه از مداخله بازی درمانی کودک محور، آزمون پی گیری برای بررسی تداوم، تثبیت و تعمیم نتایج حاصل از مداخله اجرا شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها در مرحله پس آزمون، بازی درمانی کودک محور بر کاهش اضطراب، افسردگی، قانون شکنی و پرخاشگری کودکان با آسیب فلج مغزی، به صورت معنادار و اثربخش و در مقایسه با یافته های مرحله پیش آزمون باثبات بود. نتیجه گیری با توجه به تفاوت معنادار بازی درمانی کودک محور در کاهش مشکلات رفتاری درونی سازی و برونی سازی شده کودکان با آسیب فلج مغزی مؤثر است و نتایج این تحقیق را در مراکز نگهداری، درمانی و خدماتی مختص کودکان با آسیب فلج مغزی می توان به کار برد.
۱۵.

پیش بینی گرایش به طلاق و احساس تنهایی بر اساس سبکهای دلبستگی با توجه به نقش میانجیگری خودمتمایزسازی

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است. بحث و نتیجه گیری: داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است. بحث و نتیجه گیری: داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند.
۱۶.

اختلال طیف اوتیسم: رفتارهای تکراری و کلیشه ای

تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۶۴۹
اوتیسم اختلال عصبی رشدی است که با نقص ارتباطی اجتماعی و رفتارهای تکراری و کلیشه ای مشخص می شود. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رفتارهای تکراری و کلیشه ای در اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. رفتارهای تکراری و کلیشه ای رفتارهای بی هدف و تکرارشونده می باشند که به انواع مختلف تقسیم می شوندبر اساس نوع فعالیت به رفتار تکراری، رفتار خودآزاری، رفتار وسواسی، رفتار تشریفاتی، رفتار یکنواخت و رفتار محدودشده؛ و بر اساس نوع علایق به دو دسته علاقه های حسی غیرمعمول ودل مشغولی های غیرمعمول و بر اساس شکل بروز به ابعاد رفتاری، ارتباطی و شناختی و در DSM-5 به حرکات جسمی تکراری، رفتارهای تشریفاتی، علایق غیرعادی قوی به اشیای غیرعادی، و افزایش حساسیت به محرک های حسی طبقه بندی می شوند. در زمینه سبب شناسی نظریه رشدی عدم رشد رفتارهای خود تحریکی دوران شیرخوارگی، نظریه نقص در عملکرد اجرایی ناتوانی در برنامه ریزی اعمال و نظریه فیزیولوژی و نوروبیولوژی نقص در مخچه و حجم قطعه پیشانی را علل بروز اوتیسم می دانند. بین نوع معین رفتارهای فوق با سطوح عملکرد ذهنی رابطه وجود دارد. و با وجود بهبود در طول زمان در این رفتارها، باز هم نشانه های فوق در بزرگسالی مشاهده می شود. به عبارتی اوتیسم اختلال مادام العمر است بنابراین این افراد نیازمند به دریافت خدمات حمایتی در طول عمر می باشند.
۱۷.

بررسی اثربخشی برنامه مداخله روان شناختی خانواده محور بر نشانگان بالینی اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۳۰۱
زمینه: براساس تحقیقات، تغییرات دوران نوجوانی می تواند مستعد اختلالات عاطفی و اضطراب و تنیدگی باشد.. مسئله این است، آیا روابط والدین با یکدیگر و با فرزند نوجوان، در کاهش نشانه های اختلالات عاطفی نوجوانان تأثیرگذار است؟ هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه مداخله خانواده محور بر نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل بود. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی، از نوع طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون و پس آزمون، با گروه گواه بود و پس از غربالگری اولیه اختلالات عاطفی فرزندان آنان، تعداد30 نفر از والدین شاغل مرتبط با هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه مساوی آزمایشی و گواه، تقسیم و گروه آزمایش طی برنامه مداخله روان شناختی(12جلسه آموزش گروهی، هفته ای یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی خودساخته (1396)، نیازسنجی و فهرست نشانگان رفتاری کودک آخنباخ( CBCL ) (1991) بود. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از نوع اندازه گیری های مکرر انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه وجود دارد(0/05> P ) . نتیجه گیری: به این معنا که؛ برنامه مداخله روان شناختی خانواده محور، موجب کاهش نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل گردید و این نتایج در پیگیری سه ماهه نیز پایدار بود.
۱۸.

پیش بینی رفتارهای انحرافی معطوف به سازمان و همکاران براساس منبع کنترل و ادراک استرس شغلی

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
3] این پژوهش با هدف پیش بینی رفتارهای انحرافی معطوف به سازمان و همکاران براساس منبع کنترل و ادراک استرس شغلی به مرحله اجرا درآمد. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان مناطق نوزده گانه آموزش و پرورش تهران در تابستان 1395 تشکیل دادند، که از میان آن ها 273 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه منبع کنترل (راتر، 1966)، استرس شغلی (اسپکتور و جکس، 1998) و پرسشنامه رفتارهای انحرافی (بنت و رابینسون، 2000) معطوف به سازمانی و معطوف به همکاران بود. داده ها از طریق روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرا گرفتند و یافته ها نشان دادند که، منبع کنترل با رفتار انحرافی (همکاران و سازمان) (01/0≥P)، و ادراک استرس شغلی با رفتارهای انحرافی (سازمان و همکاران) (01/0≥P) دارای رابطه مثبت و معنادار هستند. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد که طی دو گام ادراک استرس شغلی و منبع کنترل توانسته اند تا 6/7 درصد از واریانس رفتارهای انحرافی (سازمان و همکاران) (01/0≥P و 956/11F=) را پیش بینی کند. براساس نتایج پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری نمود که استخدام افراد با منبع کنترل درونی باعث کاهش رفتارهای انحرافی (معطوف به سازمان و همکاران) خواهد شد. واژه های کلیدی : ادراک استرس شغلی- رفتارهای انحرافی (سازمان و همکاران) - منبع کنترل. The purpose of this research was to predict deviant behaviors directed to organization and colleagues based on locus of control and perception of job stress. The design of the study was descriptive-correlational and the sample was all the employees of Education Organization of Tehran in summer 2016. The instruments were as follow: Locus of Control Questionnaire (Rotter, 1966), Job Stress (Spector and Jex, 1998) and Deviant Behavior Questionnaire directed to organization and colleagues (Bennett and Robinson, 2000). Data were analyzed step by step using Pearson correlation coefficient and stepwise multiple regression analysis. The findings revealed that there was a significant positive relationship between locus of control and deviant behaviors (organization and colleagues) (p ≤0.01) and perception of job stress and deviant behaviors (organization and colleagues) (p ≤0.01). Moreover, the results of stepwise multiple regression revealed that perception of job stress and locus of control could predict variance of deviant behaviors (organization and colleagues) up to 6.7% (p ≤0.01 & f=11.956). Based on the obtained results it can be concluded that employing people with internal locus of control will decrease deviant behaviors (directed to organization and colleagues). Key Words: locus of control- perception of job stress- deviant behaviors (organization and colleagues).
۱۹.

تأثیر برنامه پویانمایی اجتماعی بر بهبود تعامل والد-کودک در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۳
زمینه و هدف: والدین کودکان مبتلا به اوتیسم به طور معمول سطوح بالایی از اضطراب و افسردگی را تجربه می کنند و تعامل والد- کودک در آنها رو به وخامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ساخت برنامه پویانمایی اجتماعی برای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم و بررسی تأثیر آن بر ارتقای تعامل والدین با این کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و در چهارچوب طرح های پیش آزمون- پس آزمون بود. نمونه مورد مطالعه شامل 16 پسر از کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در بازه سنی 5 تا 10 ساله شهر تهران در سال 1396 بودند که به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس کودکان گروه آزمایش در 30 جلسه یک ساعته، برنامه پویانمایی اجتماعی را دریافت کردند. والدین در هر دو گروه، قبل و پس از مداخله به مقیاس والد- کودک پیانتا (1994) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد بین دو گروه در تمام خرده مقیاس های آزمون (تعارض، نزدیکی، و وابستگی) تفاوت معنی دار وجود دارد (0/001 > p ). این یافته ها نشان دهنده افزایش میانگین خرده مقیاس های تعامل والد- کودک در گرو ه آزمایشی، پس از مداخله است. نتیجه گیری : به طور کلی نتایج نشان داد برنامه پویانمایی اجتماعی باعث بهبود و ارتقای تعامل والد- کودک شده و می تواند با لذت بخش کردن فرایند آموزش و یادگیری، امکان استفاده از مهارت های آموخته شده را در زندگی واقعی فراهم آورد.
۲۰.

مقایسه کارکردهای اجرایی سالمندان با نشانگان داون با و بدون اختلال آلزایمر

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
مقدمه و هدف: مطالعات نشان میدهند پیشروی اختلال آلزایمر در افراد مبتلا به نشانگان داون همراه با اختلال سریعتر در برخی از کارکردهای اجرایی همراه است. هدف پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای اجرایی بزرگسالان با نشانگان داون با و بدون اختلال آلزایمر میباشد. روش: طرح مطالعه حاضر از نوع علیمقایسهای است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام افراد با نشانگان داون بالای 40 سال و نمونه آن شامل 10 فرد یا نشانگان داون با اختلال آلزایمر و 10 فرد با نشانگان داون بدون اختلال آلزایمر(در مجموع 30 نفر) بود که به صورت در دسترس انتخاب و سپس با ابزار کارتهای ویسکانسین و آزمون استروپ ارزیابی شدند. به منظ ور مقایس ه گروههای مورد مطالعه از آزم ون تحلیل واریانس چند متغی ره (مانوا) اس تفاده کردیم. یافتهها: نتایج تحلیل دادههای بهدست آمده نشان داد که بین افراد با نشانگان داون با آلزایمر با افراد با نشانگان داون بدون آلزایمر در هر دو آزمون ویسکانسین و استروپ تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد افراد با نشانگان داون با آلزایمر عملکرد ضعیف تری نسبت به گروه دیگر داشته اند. در واقع کاهش اندازه مخزن شناختی در لوب فرونتال منجر به اختلال زودهنگام سپس پیدایش نشانه هایی از اختلال در کارکردهای اجرایی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان