خانواده پژوهی

خانواده پژوهی

خانواده پژوهی سال چهاردهم پاییز 1397 شماره 55

مقالات

۱.

همسرگزینی دختران جوان، کشاکش فردیت در برابر ارزش های سنتی

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
تغییر در مطلوبیت های فرهنگی و اجتماعی در ترکیب با تحول در تعریف نقش زنان در جامعه، شرایطی متفاوت و بعضا پیچیده برای فرایند همسرگزینی دختران جوان را رقم زده است. درک این پیچیدگی به عنوان هدف اصلی در این مطالعه مستلزم بهره گیری از روشی ژرفانگر بوده است. بدین منظور پانزده مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با زنان جوان انجام و یافته ها با روش نظریه زمینه ای تحلیل شد. بر اساس نتایج حاصل شاهد افزایش عاملیت دختران در گزینش همسر علی رغم حضور قدرتمند ارزش ها و باورهای سنتی هستیم. این واقعیت در قالب مقوله "همسرگزینی: کشاکش فردیت در برابر ارزش های سنتی" به عنوان پدیده مرکزی صورت بندی شد. همچنین دختران جوان با توجه به شرایط علی از قبیل استقلال مالی و باورداشت های فرهنگی، شرایط زمینه ای از جمله تحولات ناظر بر گذار نسل ها و تحول در الگوهای ارتباطی و نیز شرایط مداخله گری همچون تجارب تحصیلی خود و خانواده شان، راهبرد های مختلفی در گزینش همسر شامل سه سبک گزینش همسر به شیوه سنتی، دوستانه و ترکیبی را اتخاذ می کنند که چهار دسته پیامد شامل دریافت یا عدم دریافت پشتیبانی های خانوادگی، خوشبینی یا عدم خوشبینی نسبت به پایداری زندگی زناشویی، مسئولیت پذیری یا مسئولیت گریزی در انتخاب همسر و نهایتا تفاهم یا عدم تفاهم با همسر را در پی دارد.
۲.

بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامه ملاک های انتخاب همسر (MSCI) در نمونه ایرانی

تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
یکی از مهمترین تصمیم های افراد در طول زندگی، تصمیم گیری در مورد انتخاب همسر است.. هدف از این پژوهش بررسی روایی و پایایی و ساختارعاملی پرسشنامه ی معیارهای انتخاب همسر شوارتز و هاسیبروک (2012)، در نمونه ایرانی است. این پژوهش از نوع زمینه یابی برای سنجش ساختار عاملی ابزار است. نمونه ی پژوهش شامل 486 نفر بوده که به شیوه نمونه گیری نسبی از میان دانشجویان انتخاب شدند و پرسشنامه های ملاک های انتخاب همسر ( MSCI ) و پرسشنامه اولویت بخشی ملاکهای همسرگزینی را تکمیل نمودند. نتایج برازش مدل عاملی تاییدی نشان داد مدل 9 عاملی پرسشنامه ملاک های انتخاب همسر ( MSCI ) در نمونه ایرانی از برازش مناسب برخوردار است. میزان آلفای کرونباخ عامل ها بین 51/0 تا 91/0 و به روش بازآزمایی با فاصله 1 ماه بین 53/0 تا 72/0 به دست آمد. همبستگی عامل های پرسشنامه MSCI با عامل های پرسشنامه اولویت بخشی ملاکهای همسرگزینی، مثبت و معنی دار به دست آمد. یافته ها نشان می دهد که مهترین عامل ها برای انتخاب همسر در نمونه ایرانی به ترتیب عامل های قابل اعتمادبودن، خوش خلقی، مهربانی و درک همسر است.
۳.

پیش بینی قصه های عشق بر اساس سبک های دفاعی و خودپنداره

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۷
هدف مطالعه همبستگی حاضر، بررسی نقش سبک های دفاعی و خودپنداره بر قصه عشق زنان و مردان متاهل بود. 350 نفر از دانشجویان متاهل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1395 که بین سنین 20-45 سال بودند بر اساس نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش که عبارت بودند از پرسشنامه سبک های دفاعی اندروز و همکاران (1993)، پرسشنامه قصه عشق استرنبرگ (1998) و پرسشنامه 6 عاملی خودپنداره استک (1994) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که بین خرده مقیاس های خودپنداره و قصه های عشق افراد، ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بین سبک های دفاعی با قصه های عشق افراد، رابطه وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز بیان داشت که قصه های عشق افراد از طریق سبک های دفاعی و خودپنداره آنان قابل پیش بینی است. از این نتایج می توان در حوزه مشاوره زوجین استفاده نمود. کلید واژه ها : قصه عشق، خودپنداره، سبک های دفاعی
۴.

بررسی کیفیت زندگی زناشویی و عوامل اجتماعی اقتصادی اثرگذار بر آن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این مقاله بررسی وضعیت کیفیت زندگی زناشویی و بررسی ویژگی های اقتصادی اجتماعی اثرگذار بر آن می باشد. جامعه آماری پیمایش، متاهلین شهر تهران بوده و نمونه ها به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده و از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، تفاوت میانگین و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد: بعد مثبت کیفیت زندگی زناشویی در 5/67 درصد از پاسخگویان در سطح بالا و در 5/32 درصد از ایشان در سطح متوسط و پایین تر گزارش شده است. بعد منفی کیفیت زندگی زناشویی در 3/85 درصد از پاسخگویان در سطح پایین و در 7/14 درصد از ایشان در سطح متوسط و بالا تر گزارش شده است. در تاثیر عوامل اقتصادی اجتماعی بر ابعاد مثبت و منفی کیفیت زندگی زناشویی تفاوت هایی وجود دارد و تحلیل چند متغیره نشان داده، نسل و درآمد نسبت به دیگر متغیرهای اقتصادی اجتماعی از قدرت تبیین بالاتری برخوردار بوده است. از آنجا که بخش زیادی از واریانس کیفیت زندگی زناشویی تبیین نشده باقی مانده، بررسی دیگر عوامل ساختاری، ارتباطی و فردی ضرورت دارد. بر اساس نتایج تحقیق پیشنهادات اجرایی و مطالعاتی ارائه شد.
۵.

تحلیل روانشناختی رابطه والد-فرزندی در ضرب المثلهای ایرانی: یک پژوهش کیفی

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
با توجه به این که ضرب المثل ها در هر جامعه نمایانگر عقاید و آداب و رسوم و هنجارهای رایج می باشند، بررسی دقیق آنها می تواند درک بهتری از کیفیت روابط خانوادگی ایجاد نماید. هدف این پژوهش تحلیل کیفی ضرب المثل های ایرانی مرتبط با رابطه والد-فرزندی است. ضرب المثل های حاوی کلمه مادر، پدر، فرزند و مترادف های آنها مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. یازده مقوله اصلی بر اساس تحلیل ها استخراج گردید که عبارتند از: جایگاه ویژه و منحصر به فرد والدین برای فرزند، همجوشی والد-فرزند، تفاوت کیفی نقش مادر و پدر، سبک فرزندپروی، رقابت کننده های رابطه والد-فرزندی، امتیازات والدگری، هزینه های والدگری، فرزند سرمایه تحت تملک والدین، بی ملاحظگی فرزند نسبت به والدین، فرزند صاحب مال والدین، و تفاوت کیفی فرزند پسر و دختر هریک از مقوله های مذکور شامل مقوله های فرعی می باشند. بر اساس نتایج، رابطه والد-فرزندی رابطه ای مهم و بی رقیب داراست. والدگری علاوه بر منافعی که به همراه دارد دشواری های زیادی را نیز شامل می گردد که باعث می شود فرزندان همیشه نسبت به والدین احساس دین و حتی گناه داشته باشند. در ضرب المثل ها رابطه والد-فرزندی چنان درهم تنیده و نزدیک به تصویر کشیده شده است که تصور وجود مفاهیمی چون مرز و تمایزیافتگی در این رابطه را دشوار می سازد. همچنین جایگاه مادر برای فرزند برتر از جایگاه پدر توصیف شده است که در خانواده سنتی این امر کمک زیادی به ارتقاء جایگاه زنان در هرم قدرت خانواده می کرده است. بر اساس نتایج میل جنسی، منافع مالی و تهدید جانی مهمترین عوامل تهدید کننده رابطه والد-فرزندی هستند. بدین ترتیب رابطه والد-فرزندی که در جامعه سنتی ایران محوری ترین رابطه برای افراد محسوب می شده است نیز رابطه ای کاملا مورد اعتماد نیست و تحت تاثیر منفی فردگرایی و منفع طلبی طرفین قرار می گرفته است.
۶.

رابطه ابعاد دلبستگی و الگوهای ارتباطی زوجین با رفتارهای هنگام بازی کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۸۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی میان ابعاد دلبستگی و الگوهای ارتباطی والدین کودکان پیش دبستانی با رفتارهای هنگام بازی این کودکان بود. این پژوهش از نوع توصیفی (همبستگی) بود که 360 کودک (198 پسر و 162 دختر) 6-4 سال مشغول در مراکز پیش دبستانی شهر یزد در سال تحصیلی 96-1395 در آن شرکت داشتند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس رفتار بازی کودکان پیش دبستانی (PPBS)، پرسشنامه ی روابط میانی دلبستگی (KCAQ) و پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی زوجین - فرم کوتاه شده (CPQ-SF) استفاده شد. نتایج بیانگر آن بود که بیشترین میزان بازی در کودکان را بازی اجتماعی و کمترین میزان را رفتارهای کم گویی تشکیل می دهند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد، ابعاد دلبستگی و الگوهای ارتباطی زوجین در مواردی قادر به پیش بینی رفتارهای بازی کودکان هستند. رفتارهای تکاملی انطباقی مثبت، بازی اجتماعی را به طور مثبت و رفتارهای کم گویی را به طور منفی پیش بینی می کنند. رفتارهای منفی نیز قادر به پیش بینی بازی خشن و رفتارهای گوشه گیری منفعل در جهت مثبت در کودکان بودند. همچنین بعد دوری گزینی از حمایت نگاره ی دلبستگی/ فرد مراقب، رفتارهای کم گویی را در جهت مثبت پیش بینی می کند. الگوی ارتباطی مرد متوقع/ زن کناره گیر به صورت مثبت رفتار گوشه گیری منفعل را پیش بینی نمود. برای رفتارهای گوشه گیری فعال ارتباط معناداری با سایر متغیرها یافت نشد.
۷.

تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران کودکان با ناتوان هوشی

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۱
ناتوانی هوشی یک اختلال عصبی رشدی محسوب می شود که تاثیر بسیار زیادی بر خانواده به خصوص مادران می گذارد. لذا هدف از این پژوهش تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی برتجارب زیسته مادران کودکان ناتوان هوشی بود. برای تدوین برنامه به شیوه کیفی به کاوش تجارب زیسته مادران با استفاده از مصاحبه ژرف نگر با 12مادر، که دارای کودک ناتوانی هوشی بودند پرداخته شد و مضامین اصلی تجربه ها از طریق روش Colaizzi کشف شد. سپس بر اساس مضامین اصلی کشف شده به مطالعه مروری کلیه روشهای فرزندپروری و برنامه های مربوطه( که در کتابها و مقالات مختلف مطرح شده بودند) پرداخته شد تا جلسات فرزندپروری طراحی شود. و در نهایت برنامه فرزندپروری طراحی شده با استفاده از روش گروه های کانونی بین مشاوران تخصصی مدارس استثنایی استان یزد مورد بررسی قرار گرفت و ضریب CVR مربوط به هرجلسه محاسبه و در مورد برنامه به اجماع رسیده شد و روایی محتوایی و صوری آن مورد تایید قرار گرفت. یافته های حاصل از تجربیات مادران در زندگی با کودک مبتلا به ناتوانی هوشی در 7 مضمون اصلی ( تجربه سرزنش، نگرانی از آینده، مشکلات رفتاری کودک ، اختلال در تعامل، داغ و انزوای اجتماعی، افکار و احساسات منفی و دستاوردهای مثبت ) و 16 مضمون فرعی که به صورت زیرگروه های مضامین اصلی کدبندی شده اند، خلاصه گردید. سپس برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای کودک ناتوان هوشی با استفاده از مولفه های اساسی درمان مبتنی بر شفقت و روش فرزندپروری مثبت در 9جلسه آموزشی تدوین شد. از آنجایی که برای طراحی این برنامه از تجارب مادران به عنوان مخاطبان اصلی و همچنین مطالعه ی مروری گسترده منبع علمی برای پاسخگویی به نیازهای آنان استفاده شده است و کلیه جلسات آموزشی مورد بررسی و تایید متخصصان مربوطه قرار گرفته است، به این نتیجه می رسیم که برنامه طراحی شده از روایی محتوایی و صوری قابل قبولی برخوردار می باشد و می تواند در جهت پیشرفت کودکان ناتوان هوشی و خانواده های آنها موثر و مفید باشد.
۸.

بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی مادرانِ کودکان دارای مشکلات رفتاری برونی شده

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی در مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده بود. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعة آماری پژوهش شامل مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده در سنین پیش از دبستان در اصفهان بود. نمونه گیری به شیوة دردسترس انجام شد. بدین ترتیب 30 نفر از مادران داوطلب پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل( هر گروه 15 نفر) گمارش شدند. آموزش فرزندپروری متنی بر پذیرش و تعهد طی 10 جلسة 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. ابزار پژوهش پرسشنامة خودکارآمدی والدینی دومکا بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد میزان خودکارآمدی والدینی مادران در گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش داده است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مداخلات مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود احساس کفایت و رضایت والدین از عملکرد خود در رابطه با کودک مؤثر است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۲