مهدی کرمانی

مهدی کرمانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد .
پست الکترونیکی: m-kermani@um.ac.ir

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۹ مورد از کل ۱۹ مورد.
۱.

رفتار باروری زنان ایران همگام با فرایند تحولات خانواده در سه دهه ی گذشته

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
در این مقاله تحولات مربوط به باروری زنان در خانواده از سال 1360 تا 1390 با استفاده از روش تحلیل ثانویه ی آمار، اسناد و مدارک جمعیتی تحلیل شده است.نرخ رشد سالانه جمعیت کشور ایران در سال 1365 حدود 3.9% بوده که در سال 1390 به 1.3 درصد کاهش یافته؛ در چنین وضعیتی انتظار می رفت میزان رشد تعداد خانوارها متناسب با کاهش رشد جمعیت رو به افول بگذارد؛ درحالی که نرخ رشد سالانه ی تعداد خانوارها در سال های 1365 تا 75 حدود 2.51 درصد است که در مقایسه با سال 1390 حدود 3.89 درصد افزایش داشته است. هم چنین آمار مربوط به بعد خانوار نیز طی این سه دهه به ترتیب از 5.11 به 4.05 و 3.54 کاهش یافته است. بر اساس نظریه ی گذار جمعیتی دوم نشان از ورود ارزش های مدرنیسم و مظاهر آن (فردگرایی، صنعتی شدن و شهرنشینی) نظیر خانواده ی تک والد، تک فرزند، زوج زیستی و همباشی در کنار رشد پدیده ی طلاق دارد. در حال حاضر خانوارهای دارای جمعیت 7 نفر به بالا با سهم 2 درصدی از کل جمعیت در حال محو شدن هستند، نرخ رشد خانوارهای 3 تا 4 نفره که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دادند نیز رو به کاهش است و در مقابل خانوارهای تک نفره با سهم 7 درصدی در حال افزایش می باشند. می توان نتیجه گرفت که طی سه دهه ی اخیر کاهش ترجیح باروری، میل به زندگی مجردی و تشکیل خانوارهای مستقل پیش از ازدواج در کنار عامل دیگری به نام طلاق باعث کاهش بُعد خانوار و افزایش تعداد خانوارها شده که نشان دهنده ی ورود ارزش های مدرنیسم به عرصه ی خانواده ی ایرانی است.
۲.

سرمایه گذاران واسطه ای و سوداگری حرفه ای در بازار مسکن مشهد تحلیل جامعه شناختی پدیده ای اقتصادی

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۷
شکل گیری چرخه های رونق یا رکود و نوسانات قیمتی در بازار مسکن، بر اقتصاد کشور و خانوارها تأثیرگذار است. روندهای بازار مسکن، از تقاضای سوداگرانه و تجربیات، نگرش ها و انتظارات کنشگران از جمله سرمایه گذاران واسطه ای تأثیر می پذیرد. از این رو، پژوهش حاضر به واکاوی تجربه زیسته و ادراک عاملان بازار مسکن از رفتار سرمایه گذاران واسطه ای مسکن می پردازد. این پژوهش به لحاظ ماهیت اکتشافی، از لحاظ رویکرد اجرا کیفی و از نظر هدف کاربردی است. همچنین این تحقیق به لحاظ معیار زمان، مقطعی (1395-1396) و توصیفی-تبیینی است. برای این مطالعه، مصاحبه های عمیق با 20 نفر از فعالان حوزه مسکن در مشهد انجام شد و تحلیل داده ها به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفت. ماحصل کدگذاری باز داده ها 228 کد اولیه بود که پس از چند مرحله کدگذاری، در قالب 17 مقوله محوری قرار گرفت و درنهایت، پدیده مرکزی با عنوان «سرمایه گذاران واسطه ای به مثابه سوداگران حرفه ای» به دست آمد. از جمله مقوله های اصلی به دست آمده به عنوان شرایط زمینه ای می توان به رونق یابی واسطه گری ها در حیات کلان شهری، تنوع الگوهای مالکیت زمین و مسکن در کلان شهر مشهد، الگوی سیاست گذاری رفاهی در ایران و تحولات تاریخی سرمایه گذاری در ایران اشاره کرد. شرایط مداخله ای متشکل از سرمایه گذار واسطه ای به مثابه کنشگر آگاه، آگاهی از بازارهای رقیب و سوابق شغلی و شرایط سنی، و شرایط علی شامل تراکم و تعدد تجربه، داشتن سرمایه کافی و ویژگی های شخصیتی مساعد است. اخذ راهبردهایی مانند تبانی با بنگاه دار، جایگزینی موقت نقش، تعلیق حضور و حضور مضاعف، به پیامدهایی از جمله وابستگی به جریان های بازار، موقعیت منعطف در بازار، درگیری با چالش منزلتی و سودبری حداکثری منجر شده است.
۳.

فراتحلیل کیّفی مقالات پژوهشی حوزه توانمندسازی زنان روستایی و شهری در ایران

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر در صدد بررسی و فراتحلیل کیّفی مطالعات حوزه توانمندسازی زنان روستایی و شهری بود. بر این اساس در گام نخست تمامی مقاله های علمی- پژوهشی با کلیدواژه های توانمندی و توانمندسازی در بازه زمانی 1375 تا 1395 از پایگاه اطلاعاتی علمی جهاد دانشگاهی و پایگاه استنادی نورمگز استخراج شد که شصت مقاله را در بر می گرفت. در ادامه چهل و دو مقاله ای که شامل واژه های زنان روستایی یا زنان شهری در عنوان، چکیده یا کلمات کلیدی بودند، برای استخراج داده ها و بررسی بیشتر گزینش شدند. طبق یافته های تحقیق حاضر، مطالعات این حوزه دو جهت گیری کلی دارند، گروهی از آن ها به دنبال تحلیل نظری و ارائه مدل های مداخله ای برای توانمندسازی گروه های مورد نظر بوده اند. گروهی دیگر به بررسی فرایند توانمندسازی زنان، به لحاظ تجربی با در نظر گرفتن نمونه های متفاوت از زنان روستایی و شهری توجه کرده اند. در مجموع عواملی همچون تحصیلات، اشتغال، داشتن مهارت های اجتماعی، اعتماد به نفس، خودارزشمندی و بهره مندی از آموزش های عمومی از عوامل مؤثر بر توانمند شدن زنان روستایی و شهری بوده است. این یافته ها با نتایج مورد تأکید در بسیاری از تحقیقات غیر ایرانی در حوزه توانمندسازی زنان نیز مطابقت دارد. 
۴.

سازندگان فن سالار و خلق ارزش: کشاکش منفعت جویی و اعتباریابی؛ مطالعه موردی عاملان اجتماعی بازار مسکن در مشهد

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش که به واکاوی کنش سازندگان مسکن، شرایط حاکم بر کردار آنان، عوامل مؤثر و راهبردهای اتخاذی از سوی آنان می پردازد. بر اساس تحلیل نظام مند مصاحبه های عمیق با 25 نفر از فعالان حوزه مسکن در مشهد به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفته است. ماحصل کدگذاری باز داده ها 256 کد اولیه بود که در قالب 20 مقوله محوری قرار گرفت و درنهایت پدیده مرکزی تحت عنوان «سازندگان فن سالار در کشاکش منفعت جویی و اعتبار یابی» به دست آمد. ازجمله مقوله های اصلی به دست آمده به عنوان شرایط زمینه ای می توان به «وضعیت اقتصادی کلان شهر مشهد»، «تحولات اجتماعی و فرهنگی در زمینه الگوی سکونت شهری» اشاره داشت؛ شرایط مداخله ای متشکل از «تحولات فناورانه در صنعت ساختمان»، «تخصص زدایی از ساخت مسکن»، «هزینه های تأمین و تضمین نهاده های ساخت»، «آشفتگی در اجرای قوانین و مقررات» و «تحول سهم ارزش زمین در قیمت مسکن» و شرایط علّی شامل «توانایی مدیریت فعالیت های متعدد»، «برخورداری از سرمایه لازم یا امکان جذب آن» و «ویژگی های شخصیتی مساعد» بوده است. اخذ راهبردهایی همچون «جابجایی نقش»، «سازندگی مشارکتی» و «تغییر در الگوی ساخت وساز» منجر به پیامدهایی شامل «فرازوفرود تناوبی سطح عملکرد سازنده» و «اعتبار یابی وابسته به عملکرد در بازار» شده است.
۵.

همسرگزینی دختران جوان، کشاکش فردیت در برابر ارزش های سنتی

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
تغییر در مطلوبیت های فرهنگی و اجتماعی در ترکیب با تحول در تعریف نقش زنان در جامعه، شرایطی متفاوت و بعضا پیچیده برای فرایند همسرگزینی دختران جوان را رقم زده است. درک این پیچیدگی به عنوان هدف اصلی در این مطالعه مستلزم بهره گیری از روشی ژرفانگر بوده است. بدین منظور پانزده مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با زنان جوان انجام و یافته ها با روش نظریه زمینه ای تحلیل شد. بر اساس نتایج حاصل شاهد افزایش عاملیت دختران در گزینش همسر علی رغم حضور قدرتمند ارزش ها و باورهای سنتی هستیم. این واقعیت در قالب مقوله "همسرگزینی: کشاکش فردیت در برابر ارزش های سنتی" به عنوان پدیده مرکزی صورت بندی شد. همچنین دختران جوان با توجه به شرایط علی از قبیل استقلال مالی و باورداشت های فرهنگی، شرایط زمینه ای از جمله تحولات ناظر بر گذار نسل ها و تحول در الگوهای ارتباطی و نیز شرایط مداخله گری همچون تجارب تحصیلی خود و خانواده شان، راهبرد های مختلفی در گزینش همسر شامل سه سبک گزینش همسر به شیوه سنتی، دوستانه و ترکیبی را اتخاذ می کنند که چهار دسته پیامد شامل دریافت یا عدم دریافت پشتیبانی های خانوادگی، خوشبینی یا عدم خوشبینی نسبت به پایداری زندگی زناشویی، مسئولیت پذیری یا مسئولیت گریزی در انتخاب همسر و نهایتا تفاهم یا عدم تفاهم با همسر را در پی دارد.
۶.

میدان آموزش به مثابه وابسته کارکردی غیرقابل اعتنا: مورد مطالعه، تحلیل جایگاه میدان آموزش ایران در میدان قدرت

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
مقاله حاضر درصدد تبیین این مسئله است که میدان آموزش در میدان قدرت از چه جایگاهی برخوردار است؟ چارچوب مفهومی مقاله براساس نظریات بوردیو تدوین گردید. به منظور گردآوری و تحلیل داده ها از روش تحلیل اسنادی و تحلیل موضوعی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در روش اسنادی عبارت بود از اسناد فرادستی که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، اسناد توسعه و بودجه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در روش تحلیل موضوعی، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری با 31نفر از معلمان مصاحبه شد؛ سپس داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزاز Maxqda و تکنیک های کدگذاری باز و محوری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که به رغم وابستگی مالی میدان آموزش به میدان قدرت، به لحاظ اهداف میدانی تحت سیطره آن قرار دارد. البته به لحاظ مالی در سال های اخیر از سوی میدان قدرت تا حدی نیز مورد طرد و بی اعتنایی واقع شده است. این امر بدان معناست که میدان آموزش نزد میدان قدرت «وابسته کارکردی غیرقابل اعتنا» است. این امر موجب شده است که میدان آموزش از کارکرد تخصصی خود فاصله گرفته و با چالش های متعددی مواجه شود. به طورکلی، نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میدان آموزش نزد این میدان قدرت از جایگاه والایی برخوردار نیست.
۷.

تحلیل کیفی واسطه گری در بازار مسکن شهر مشهد: رویکردی جامعه شناختی به پدیده ای اقتصادی

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش به واکاوی تجربه ی زیسته و شناخت ادراک عاملان بازار مسکن از واسطه گری بنگاه داران در این بازار می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش اکتشافی، از لحاظ فرایند اجرای پژوهش کیفی و از نظر نتایج پژوهش، کاربردی و از جهت معیار زمان، مطالعه ای مقطعی (1396-1395) است. از تحلیل نظام مند مصاحبه ی عمیق با 19 نفر از فعالان حوزه ی بازار مسکن در مشهد به روش نظریه ی زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین، ابتدا 167 مقوله ی فرعی، پس از چند مرحله کدگذاری، 19 مقوله ی محوری و درنهایت براساس کدگذاری گزینشی پدیده ی مرکزی «مشاور املاک به مثابه ی واسطه ی اقناع گر» به دست آمد. نتایج تحقیق نشان داد پدیده ی مرکزی شناسایی شده تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط زمینه ای شامل «تخصص زدایی از حرفه ی بنگاه داری» و «رونق یابی واسطه گری ها در حیات کلان شهری»، شرایط مداخله ای متشکل از «فقدان نظارت کافی توسط متولیان»، «تجربه ی زیسته ی بنگاه دار» و «فقدان شفافیت در اطلاعات بازار مسکن» و شرایط علّی شامل «فقدان سرمایه در نزد بنگاه دار»، «وابستگی اطلاعاتی کنشگران بازار مسکن به بنگاه دار»، «جایگاه تثبیت شده قانونی» و «دلال مسلکی» بوده است. بر پایه ی بخش دیگری از نتایج، عاملان اجتماعی مورد نظر (بنگاه داران)، راهبردهایی همچون «اشباع اطلاعاتی»، «انتقال نقش»، «جانبداری منفعت طلبانه»، «پنهان کاری هدفمند» و «به کارگیری روش های خلاقانه» اخذ می کنند که منجر به پیامدهایی شامل «بازاندیشی معطوف به منفعت» و «تأثیرگذاری اغواگرایانه بر بازار مسکن» می شود.
۸.

کنشگران نهادی به مثابه متولیان منفعت بر؛ مطالعه کیفی تجربه زیسته عاملان بازار مسکن مشهد

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش که به واکاوی تجربه زیسته و شناخت ادراک عاملان بازار مسکن از کنش نهادهای فعال در حوزه مسکن می پردازد، اکتشافی، کیفی، کاربردی و مقطعی (1396-1395) است. بر این اساس تحلیل نظام مند مصاحبه های عمیق با 22 نفر از فعالان حوزه مسکن در مشهد به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفته است. درنهایت پدیده مرکزی تحت عنوان «کنشگران نهادی به مثابه متولیان منفعت بر» به دست آمد. ازجمله مقوله های اصلی به دست آمده به عنوان شرایط زمینه ای می توان به «رویدادهای کلان سیاسی اقتصادی فراملّی»، «تحولات اجتماعی اقتصادی و سیاسی ملّی» و «ساختارهای حقوقی قانونی کلان در ایران» اشاره داشت؛ شرایط مداخله ای متشکل از «شفافیت یا عدم شفافیت در برآوردگرهای اقتصادی» و «رونق یا رکود بازارهای رقیب» و شرایط علّی شامل «عدم هماهنگی نهادی»، «آشفتگی در تکالیف قانونی»، «الگوی مدیریتی ناکارآمد» و «عدم  تخصیص بهینه منابع مالی» بوده است. اخذ راهبردهایی همچون «مسکن به مثابه ابزار تبلیغاتی»، «تصدی گری غیرحرفه ای»، «جانب داری از طرف های ذی نفع» و «جریان دهی سیل آسای سرمایه» منجر به پیامدهایی شامل «اتلاف منابع»، «تخریب رضایت مندی اجتماعی»، «سودبری نامتقارن»، «انگیزه زدایی از عرضه کنندگان» و «اختلال در روند بازار» شده است.
۹.

تبیین کنش های ناسازگارانه مردان در خانواده های ایران

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۷
نهاد خانواده یکی از قدیمی ترین نهادهای جوامع بشری است. اعضای جدید جامعه در خانواده به دنیا می آیند و اجتماعی می شوند. خانواده به عنوان یک نظام اجتماعی، انجام کارکردها و تعادل خود را متأثر از عناصر سازندة خود به دست می آورد. یکی از نشانه های عدم تعادل و عدم موفقیت خانواده وقوع طلاق؛ یعنی فروپاشی آن است. در جامعة ایران چون قیود فرهنگی هنوز به راحتی طلاق را نمی پذیرد، برای بررسی عدم تعادل در خانواده به بررسی کنش های ناسازگارانة مردان پرداخته ایم. برای تبیین ناسازگاری ها عواملی مانند عدم تحقق آرزوهای اعضای خانواده دربارة دیگر اعضا، عدم توافق ارزشی اعضای خانواده، ابهام نقش اعضای خانواده، احساس ناهماهنگی نقش و پایگاه و تفسیر ناسازگار نقش بررسی شده اند. این عوامل همه معطوف به ویژگی های خانواده به عنوان یک کلیت هستند. داده های این پژوهش حاصل مصاحبه با پدر، مادر، فرزند پسر و فرزند دختر در ۹۴۴ خانواده در هشت شهر بزرگ ایران است. تحلیل ساختاری مشکلات مؤثبر رفتار ناسازگارانة مرد (دارندة نقش های پدری و شوهری) نشان داد که بیشترین اثر بر ناسازگاری از آن متغیر عدم توافق ارزشی است که تأثیرات خود را از طریق متغیر تفسیر ناسازگار نقش اعمال می کند.
۱۰.

روسپی گری: تحمیل اجتماعی یا انتخاب شخصی؛ ارائه یک تحلیل کیفی

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش به واکاوی تجربه زیسته و شناخت ادراک عاملان اجتماعی پیرامون پدیده روسپی گری می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش اکتشافی، از لحاظ فرایند اجرای پژوهش کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری، از لحاظ نتایج پژوهش کاربردی و به لحاظ معیار زمان مطالعه مقطعی (1396-1397) است. از تحلیل نظام مند مصاحبه عمیق با 16 نفر از عوامل بازار روسپی گری (روسپی، واسطه و مشتری) به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین، 80 مقوله فرعی، 20 مقوله محوری و در نهایت بر اساس کدگذاری گزینشی پدیده مرکزی در قالب «روسپی گری، برون داد درگیری در چرخه فقر، بی پناهی و بهره کشی» صورت بندی شد. نتایج تحقیق نشان داد پدیده مرکزی شناسایی شده تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط زمینه ای شامل «نقصان در قوانین مرتبط با خانواده و زنان» و «بی ثباتی در شرایط اقتصادی - اجتماعی جامعه» و شرایط مداخله ای شامل «محدودیت ها و محرومیت های ناشی از فرهنگ سنتی»، «ازدواج نامناسب»، «اعتیاد و تسریع در گرایش به روسپی گری»، «خشونت خانگی»، «ضعف مهارت های اجتماعی»، «خانواده متزلزل» و «سوابق تحصیلی» و شرایط علّی شامل «بی پناهی اجتماعی»، «رونق بازار بهره کشی جنسی» و «فقر تشدید شونده خانوار» بوده است. همچنین روسپیان راهبردهایی همچون «انطباق فعال با وضع موجود» و «مقاومت مقطعی/ غیر پیوسته» را به کار می برند که منجر به پیامدهایی شامل: «تشدید آسیب پذیری در برابر عوامل مخاطره آمیز»، «قرارگیری مداوم در معرض خشونت» و «خانواده زدایی از زندگی روزمره» می شود.
۱۱.

بررسی رابطه دینداری با سلامت عمومی (مطالعه موردی: ساکنان شهر مشهد)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۷
امروزه تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی در کنار عوامل بهداشتی و اقتصادی مؤثر بر سلامتی مورد توجه محققان و نظریه پردازان این حوزه قرار گرفته است. بررسی حاضر نیز با هدف دستیابی به رابطة دینداری با سطح سلامت شهروندان ۳۰ سال و بالاتر شهر مشهد صورت گرفته و چهارچوب نظری آن متکی بر نظریات اجتماعی سلامت؛ ازجمله نظریات دورکیم، یینگر، اُدی وگوردون آلپورت بوده است. جامعة آماری این تحقیق ۳۰۰ نفر از شهروندان ۳۰ سال و بالاتر شهر مشهد در سال ۱۳۹۶ بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها، از طریق روش پیمایش و به کمک پرسش نامة استاندار سلامت SF۳۶ و پرسش نامة دینداری گلاک واستارک صورت گرفته است. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان همبستگی بین دینداری و سلامت شهروندان برابر با 0/434 است. این نتیجه بیانگر وجود همبستگی مثبت (مستقیم) بین دینداری و سلامت است. همچنین، به وسیله متغیرهای مستقلی که وارد معادله رگرسیون شده اند، ۳۸ درصد تغییرات حاصل در متغیر وابسته (سلامت) توسط متغیرهای مستقل تحقیق قابل تبیین است. در بین متغیرهایی که وارد مدل شده اند، براساس بتای های استانداردشده، متغیر مستقل دینداری بُعد دانشی دارای بیشترین تأثیر بر سلامت شهروندان و مقدار استاندارد تأثیرگذاری آن بر متغیّر وابسته (سلامت) برابر با 0/479 بوده است.
۱۲.

بررسی تناقض یا تطابق میان اهداف و قوانین نظام آموزش و پرورش در دوره آموزش متوسطه

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۲
بررسی تناقض یا تطابق میان اهداف و قوانین نظام آموزش و پرورش در دوره آموزش متوسطه فردین محمدی* دکتر محسن نوغانی دخت بهمنی** دکتر مهدی کرمانی*** دکتر کمال خالق پناه**** چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا میان محتوای قوانین و اهداف میدان آموزش (زیر میدان مدرسه) مطابقت وجود دارد یا تناقض. چارچوب مفهومی پژوهش براساس نظریات بوردیو و مرتن تدوین شده است. برای گردآوری و تحلیل داده ها روش تحلیل اسنادی و تکنیک تحلیل موضوعی به کار رفته است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل اسناد آموزشی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش بوده است. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند از میان آنها، آیین نامه های آموزشی، اجرایی و اهداف میدان مدرسه در دوره متوسطه به عنوان نمونه انتخاب شده اند. اسناد مورد نظر در دو مرحله مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا اهداف و قوانین میدان هر کدام به طور مجزا کدگذاری شدند، سپس با تعیین مقوله های اهداف و قوانین میدان آموزش، تطابق یا تناقض آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از اسناد مورد مطالعه بیانگر آن است که میان اهداف و قوانین میدان آموزش در زمینه های گوناگون تناقض وجود دارد، به طوری که میان مقوله های افزایش سطح اخلاقیات و افزایش سطح دانش در اهداف میدان آموزش با مقوله های حذف پیش نیازهای پایه های بالاتر، کاهش سطح معیار نمره قبولی در آیین نامه آموزشی و نبود ابزار کنترل مناسب در آیین نامه های اجرایی تناقض وجود دارد و این تناقض سبب بروز مشکلات آموزشی شده است. بنابراین تناقض میان اهداف و قوانین آموزشی، میدان آموزش مدارس را در دستیابی به اهداف مورد نظر با چالش مواجه ساخته است. کلید واژگان: میدان آموزش، قوانین میدان، اهداف میدان، تناقض آموزشی تاریخ دریافت: 95/11/1 تاریخ پذیرش: 96/5/31 *دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران fardin.mohammadi@mail.um.ac.ir **دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسنده مسئول) Noghani@um.ac.ir ***استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران M-Kermani@ um.ac.ir ****استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران K.khaleghpanah@uok.ac.ir
۱۳.

رابطه سرمایه اجتماعی و توان مندی روانی در زنان سرپرست خانوار شاغل در مراکز کوثر شهرداری تهران

کلید واژه ها: سرمایه اجتماعی توانمندی روان سلامت روان زنان سرپرست خانوار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن و اقتصاد توانمندسازی زنان
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، تفریحات و سلامت روانشناسی زنان
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۹۱
زنان سرپرست خانوار فقیر یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه هستند. این زنان علاوه بر نقش های متداول برای زنان در خانواده، متولی نقش های مربوط به سرپرستی خانوار نیز هستند. از این رو، تلاش برای توان مندسازی آن ها از اولویت ویژه ای برخوردار است. در این بین، برخورداری از آمادگی ذهنی و روانی پیش شرطی اساسی برای شکوفایی قابلیت های فردی در دیگر عرصه های زندگی است. بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و توان مندی روانی در زنان سرپرست خانوار در قالب پژوهشی پیمایشی متشکل از ۳۲۴ زن شاغل در مراکز کارآفرینی و مهارت آموزی کوثر شهرداری تهران، صورت پذیرفته است. برای اخذ نمونه، ابتدا مراکزی به صورت تصادفی از لیست مراکز موجود انتخاب و سپس کارکنان هر مرکز تمام شماری شده اند. این روند تا تحقق حجم نمونه تعیین شده ادامه یافته است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسش نامه محقق ساخته بوده است. داده های حاصل با روش های آماری تحلیل هم بستگی و تحلیل هم بستگی کانونی تجزیه وتحلیل شده اند. یافته های تحقیق در مجموع مؤید هم بستگی متوسط بین مؤلفه های مختلف سرمایه اجتماعی و توان مندی روانی بوده است. در عین حال، هم بستگی بین «توانایی تصمیم گیری» و «اعتماد به نفس» با مؤلفه های مختلف سرمایه اجتماعی قوی تر از سایر مؤلفه های توان مندی روانی بوده است. در بین متغیرهای زمینه ای نیز در اغلب موارد سن اثر منفی و مدت سرپرستی، درآمد و تحصیلات دارای اثر مثبت بر مؤلفه های توان مندی روانی بوده اند. همچنین، تحلیل هم بستگی کانونی، نشان دهنده نقش تبیین کنندگی سرمایه اجتماعی بر توان مندی روانی است.
۱۴.

توان مندسازی مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی: ارائه یک نظریه زمینه ای (مطالعه موردی ستاد توان مندسازی زنان سرپرست خانوار شهرداری تهران)

کلید واژه ها: توا ن مندسازی، کارآفرینی اجتماعی، زنان سرپرست خانوار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن و اقتصاد توانمندسازی زنان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی مددکاری اجتماعی
تعداد بازدید : ۷۵۵ تعداد دانلود : ۴۰۱
توان مندسازی زنان سرپرست خانوار فقیر با توجه به رشد فزاینده آمار آن ها در سال های اخیر تبدیل به چالشی مهم در ایران شده است. در بین تجربه های متعددی که در این راستا صورت گرفته است، توجه به کارآفرینی به طور عام و کارآفرینی اجتماعی به طور خاص در حال افزایش است. این پژوهش پیرامون بررسی یکی از این تجارب و با هدف تبیین شرایط لازم برای موفقیت چنین تجاربی انجام شده است. روش انجام پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای بوده است. داده های مورد نیاز نیز عمدتاً از طریق بحث های گروهی متمرکز و مصاحبه های انفرادی نیمه ساختار یافته با نیروهای ذی نفع در سازمان شامل مدیران، کارشناسان و کارآفرینان گردآوری شده است. پس از پیمودن مراحل سه گانه کدگذاری مطابق الگوی پیشنهادی اشتروس و کوربین، پدیده مرکزی تحقیق با عنوان «توان مندسازی مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی به مثابه یک رویکرد سازمانی» شناسایی و مدل پارادایمی متناظر با آن تدوین شد. پدیده مذکور در زمینه ای مشتمل بر ویژگی های نظام مدیریتی کشور، به ویژه سازوکارهای رایج برای حمایت از اقشار آسیب پذیر و نیز خصوصیات فضای کسب و کار در کلان شهر تهران رخ داده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد مدیریت تحوّل خواه، نیروی انسانی توان مند، ساختار سازمانی انعطاف پذیر، حاکمیت اخلاق حرفه ای و روحیه کارآفرینی مهم ترین شرایط علّی مؤثر بر پدیده مذکور هستند. همچنین، سه پیامد اصلی رخداد پدیده مورد اشاره توان مندسازی مقتصدانه، توان مندسازی باثبات و توان مندسازی متقابل بوده است.
۱۵.

عوامل مؤثر بر توانمندی زنان سرپرست خانوار (مورد مطالعه: زنان شاغل در مراکز کوثر شهرداری تهران در سال 1391)

کلید واژه ها: فقر تحلیل عاملی توانمندسازی زنان سرپرست خانوار رگرسیون ترتیبی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، اجتماع و خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن و اقتصاد اشتغال
تعداد بازدید : ۱۱۳۵ تعداد دانلود : ۵۲۳
زنان سرپرست خانوار فقیر یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه هستند. این زنان علاوه بر نقش های متداول زنان در خانواده، متولی نقش های مربوط به ""سرپرستی خانوار"" شامل دو رکن کلیدی ""تأمین معیشت"" و ""اداره و مدیریت"" خانوار نیز هستند. تحقیق حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با در نظر داشتن دو رکن مذکور پیش برده شده است. در این راستا پژوهشی پیمایشی در جامعه هدفی متشکل از 824 زن شاغل در مراکز کارآفرینی و مهارت آموزی کوثر وابسته به شهرداری تهران صورت پذیرفته است. داده های حاصل با روش های آماری چند متغیره همچون تحلیل همبستگی، تحلیل عاملی، تحلیل خوشه و رگرسیون ترتیبی تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق بیانگر تأثیرگذاری قوی توانمندی اقتصادی بر متغیر وابسته تحقیق بوده است. در بین متغیرهای زمینه ای نیز سن، اثر منفی و مدت سرپرستی اثر مثبت بر متغیر وابسته داشته است. همچنین در مجموع زنان مطلقه نسبت به سایر زنان از سطح توانمندی بالاتری برخوردار بوده اند.
۱۶.

رابطه باورهای زیباشناختی با تصویر ذهنی از بدن و نحوه مدیریت ظاهر در جوانان: مورد مطالعه: جوانان 18 تا 30 ساله ساکن شهر مشهد

تعداد بازدید : ۱۵۶۰ تعداد دانلود : ۷۰۶
این تحقیق به منظور دستیابی به درکی از باورهای زیباشناختی جوانان و تاثیر آن بر ماهیت تصویر ذهنی ایشان از بدنشان و نحوه مدیریت ظاهر در آن ها صورت گرفت. منابع نظری موجود و تحقیقات پیشین مدعی تاثیرپذیری تصویر بدن و نحوه مدیریت ظاهر از متغیرهایی با ماهیتی عمدتاً اجتماعی و فرهنگی بود. بر این اساس نوع مواجهه با بدن می تواند شاخصی عمومی در جهت بازنمایی وضع اجتماعی و فرهنگی جامعه به حساب آید. جامعه آماری تحقیق جوانان 18 تا 30 ساله ساکن مشهد و حجم نمونه 800 نفر بوده است. در این تحقیق برای شناسایی عوامل پنهان در ورای باورهای زیباشناختی و جلوه های مدیریت بدن، از تحلیل عاملی اکتشافی و برای دسته بندی پاسخگویان از حیث متغیرهای اصلی، از تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج موید آن است که باورهای زیباشناختی جوانان به دو دسته سنتی و نو تقسیم پذیر است و با تحول در باورهای زیباشناختی جوانان از صورت سنتی به وضع جدید، نارضایتی جوانان از تصویر موجود بدن افزایش می یابد و ایشان تمایل بیشتری به دستکاری در بدن، به منظور تحقق تصویر آرمانی از آن، نشان می دهند.
۱۸.

بررسی تغییرات اقتصادی و اجتماعی در شیوه زندگی روستاییان

کلید واژه ها: صنایع روستایی فعالیت‏های غیرزراعی توسعه پایدار (روستایی) تغییرات اقتصادی و اجتماعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
تعداد بازدید : ۱۴۰۹ تعداد دانلود : ۷۰۸
در این مقاله به بررسی مقوله‏ استقرار صنعت در مناطق روستایی به عنوان یکی از شیوه‏های رایج بسط اقتصاد غیرزراعی در روستاها و تغییرات اقتصادی و اجتماعی در شیوه زندگی روستاییان به واسطه این امر پرداخته‏شده‏است. کمبود در برخی ازعوامل اصلی تولید کشاورزی همچون منابع آب و خاک در عین فراوانی عامل نیروی کار در این مناطق علاوه بر ایجاد فشار روز افزون بر زمین‏های زراعی، موجب مهاجرت گسترده روستاییان و به تبع آن درگیر ساختن دیگر مناطق با مشکلات ناشی از این مهاجرت‏ها می‏شود. در چنین وضعیتی استقرار صنعت به ویژه در مناطقی که از قابلیت کافی در زمینه تولید کشاورزی برخوردار نیستند می‏تواند ابزاری مناسب برای تثبیت مکانی جمعیت روستایی و ارتقاء سطح شاخص‏های مختلف اقتصادی و اجتماعی همچون اشتغال، درآمد و برخورداری از امکانات بهداشتی، درمانی و آموزشی در عین صیانت از منابع طبیعی تجدید ناشونده همچون منابع آب و خاک باشد. نتایج این تحقیق نیز در بیشتر موارد مؤید این اثرات است. در عین حال برخی اثرات سوء زیست‏محیطی و در مواردی مهاجرتِ ناشی از توانمندی اقتصادی را نیز به عنوان وجه دیگر فرآیند مورد اشاره، نباید از نظر دور داشت.
۱۹.

کیفیت زندگی شهروندان و رابطه آن با سرمایه اجتماعی در شهر مشهد

کلید واژه ها: سرمایه اجتماعی شهروندان کیفیت زندگی ذهنی کیفیت زندگی عینی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
تعداد بازدید : ۱۹۹۸ تعداد دانلود : ۹۲۷
کیفیت زندگی دارای دو بعد اساسی عینی و ذهنی است. در این پژوهش رابطه سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی و دو بعد اصلی آن مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل داده های حاصل از پیمایش انجام شده در شهر مشهد نشان داد که سرمایه اجتماعی در تبیین متغیر کیفیت زندگی بیش از درآمد و تحصیلات دارای اهمیت است. همچنین در بررسی رابطه متغیرهای مستقل با دو نوع کیفیت زندگی عینی و ذهنی روشن شد که سرمایه مادی (درآمد) بیش از دیگر متغیرها بر کیفیت زندگی عینی افراد مؤثر است. در حالی که سرمایه اجتماعی بیش از دیگر متغیرها می تواند کیفیت زندگی ذهنی افراد را بهبود دهد. البته میزان تاثیرگذاری درآمد بر کیفیت زندگی ذهنی و میزان تاثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی عینی هم قابل توجه است. علاوه بر دو متغیر فوق، سرمایه انسانی (تحصیلات) نیز تاثیر مثبتی بر دو نوع کیفیت زندگی داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان