فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳٬۰۲۴ مورد.
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی مفهوم «دراماتورژی به مثابه پژوهش عمل بنیاد» در نظام دانشگاهی می پردازد و از رهگذر مطالعه ای تطبیقی میان پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته ی ادبیات نمایشی در ایران و رساله های دراماتورژی در بریتانیا، ظرفیت های این رویکرد را آشکار می سازد. در حالی که پژوهش عمل بنیاد در نظام آموزش عالی انگلستان به روشی تثبیت شده تبدیل شده است، در مطالعات تئاتری ایران هنوز جایگاه مشخص و نهادینه ای ندارد. پرسش اصلی پژوهش آن است که پروژه های نهایی دانشجویان ایرانی چه محدودیت هایی دارند و چگونه می توان با اصلاح آن ها، کارآمدی بیشتری در عرصه ی دانشگاهی و تولید هنری ایجاد کرد. فرض مقاله بر این است که بهره گیری از الگوی دراماتورژی عمل بنیاد می تواند پاسخی مؤثر به این کاستی ها باشد. یافته ها: برای تبیین چگونگی تلفیق نظریه و عمل در قالب پایان نامه، سه رساله عمل بنیاد در بریتانیا مورد بررسی قرار گرفته است: 1- رساله امیلی لِکِسن در حوزه ی دراماتورژی تئاتر عروسکی که با خلق دو نمایشنامه و ارائه ی یک الگو، نوشتار خلاق را به بدنه ی پژوهش بدل کرده است؛ 2-پروژه مایکل پینچ بک که سه گانه اجرایی او هم زمان به عنوان تولید هنری و دستاورد پژوهشی عمل می کند؛ 3-پژوهش زلدا فرانزکا هِنی با عنوان مابین پرده ها که ترکیبی نظری-عملی برای مطالعه ی دراماتورژی معاصر ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که در بریتانیا دانشجو به مثابه ی «هنرمند-پژوهشگر» تعریف می شود؛ فردی که میان چارچوب های نظری و تجربه ی عملی پل می زند و بدین وسیله پژوهش دانشگاهی را به فرآیندی خلاق و تولیدمحور تبدیل می کند. نتیجه گیری: بازشناسی و نهادینه سازی پژوهش عمل بنیاد در ایران می تواند آموزش تئاتر را غنی تر سازد، شکاف میان دانشگاه و اجرا را پر کند و الگویی فراهم آورد که در آن پایان نامه نه فقط درباره ی تئاتر، بلکه خود به صحنه ی خلق تئاتر بدل شود. به این ترتیب، دانشگاه می تواند از جایگاه صرفاً نظری فراتر رفته و به بستر زایش هنری و تفکر خلاق بدل گردد.
رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
110 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تناسب فرد-سازمان و سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی با نقش های میانجی تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری انجام گرفت.
روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مبتنی بر مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 02-1401 بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسشنامه های تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، 2008)، تناسب فرد-شغل (مولکی، 2006)، تعلق خاطر کاری (کانونگو، 1982) و سلامت روحی-روانی (بارتلز و همکاران، 2019) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شد.
یافته ها: بین تناسب فرد-سازمان، سلامت روحی-روانی، تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. تناسب فرد-سازمان هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم با میانجی گری های تناسب فرد-شغل و تعلق خاطر کاری بر سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی اثر مثبت و معناداری داشت.
نتیجه گیری: برگزاری آزمون های شخصیت شناسی در بدو استخدام افراد و تطبیق آن با ویژگی های سازمان و شغل می تواند گامی مهم در ایجاد تعلق خاطر کاری و ارتقای سلامت روحی-روانی اعضای هیئت علمی باشد.
فراتحلیل موانع و پیشران های اثرگذاری سازمان های غیردولتی حوزه انرژی بر توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان های غیردولتی (NGO) در عرصه انرژی به عنوان کنشگرانی پویا، می توانند نقش بسزایی در پیشبرد توسعه پایدار داشته باشند. این نهادها، در راستای بهبود دسترسی به منابع انرژی نوین، ارتقای کارایی مصرف و تقویت آگاهی عمومی، طیف گسترده ای از ابتکارات را ارائه داده و به اجرا درمی آورند. بااین حال، میزان اثرگذاری آنان در جهت تحقق اهداف توسعه پایدار وابسته به رفع چالش هایی است که در ابعاد مالی، نهادی، اجتماعی و فنی ظهور می کنند. در این پژوهش، با رویکرد فراتحلیل به بررسی یافته های متعدد پرداخته شد که طی سال های اخیر جنبه های مختلف نقش سازمان های غیردولتی را در حوزه انرژی واکاوی کرده اند. داده های گردآوری شده بیانگر آن اند که کمبود منابع مالی، پیچیدگی و ناکارآمدی چارچوب های قانونی، همچنین موانع اجتماعی همچون عدم پذیرش عمومی یا ضعف آموزش و اطلاع رسانی، مهم ترین عوامل محدودکننده اند. ازسوی دیگر، بهره گیری از سیاست های تشویقی، مشارکت های چندذی نفعی میان دولت، بخش خصوصی و جامعه محلی، به همراه ظرفیت سازی هدفمند در زمینه مهارت ها و دانش تخصصی، از پیشران های کلیدی در تسهیل دستیابی به اهدافی نظیر دسترسی گسترده به منابع انرژی، کاهش فقر انرژی و حمایت از فرایندهای پایدارسازی است. یافته ها همچنین نشان می دهند که موفقیت راهبردهای مرتبط با بهبود زیرساخت های انرژی و توسعه فناوری های نوین، تا حد چشمگیری به آموزش فراگیر و افزایش آگاهی های عمومی بستگی دارد. در واقع، هرچه جامعه درک بالاتری از مزایای انرژی پایدار داشته باشد، پذیرش ابتکارات و انگیزه مشارکت در برنامه های مرتبط بالاتر خواهد رفت. افزون بر این، یکپارچگی فعالیت های این نهادها با اهداف راهبردی توسعه، ظرفیت هم افزایی را ارتقا داده و بر تاب آوری اقتصادی و اجتماعی جوامع تأثیر بسزایی خواهد داشت. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که سازمان های غیردولتی حوزه انرژی ظرفیت بالقوه قابل توجهی برای تسهیل توسعه پایدار دارند. بااین حال، تحقق این پتانسیل مستلزم برطرف ساختن مشکلات ساختاری، تقویت انگیزش ها و حمایت نهادی از طریق بهبود قوانین، ساختارهای حمایتی مالی و ارتقای دانش و مهارت در سطوح اجرایی است.
دکترین سلامت در معنویت مطابق جهان بینی الهی با تکیه بر آثار امام خمینی و نصوص قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی دکترین سلامت در معنویت، مطابق با جهان بینی الهی و با تکیه بر آثار امام خمینی و نصوص قرآنی انجام شد. روش: روش انجام این تحقیق، کتابخانه ای بود که با روش تحلیل داده ها از آثار امام خمینی و آیات قرآن کریم انجام شد. در این پژوهش ضمن تعریف سلامت معنوی و مقایسه بین جهان بینی سکولار و الهی در باب معنویت، مهم ترین مبانی نظری سلامت معنوی، ارائه و با روش توصیفی، روال تحقق دکترین معنویت در جهان بینی الهی ترسیم شد. یافته ها: معنویت حقیقی، در مقابل معنویت سکولار مبتنی بر جهان بینی الهی در شناخت و ارتباط فکری و قلبی با مبانی هستی شناختی و انسان شناسی و هدف شناسی است و ثمره این ارتباط آن شد که معناداری زندگی و به تبعِ آن، احراز سلامت معنویت، در ضمنِ اطاعت و تبعیت از نبی مکرّم اسلام تحقق پذیر است. نتیجه گیری: معیار تحقق سلامت معنوی در «میزان فهم از شریعت دین خاتم و کیفیت تمایل به آن و مقدار تطبیق رفتار متناسب با آن فهم و آن گرایش» را می توان به مثابه یک نقشه راهنما در تهیه پرسشنامه ها و ارزیابی های سلامت معنوی استفاده کرد و از انفعال در مقابل روشهای سکولاری غربی خارج شد.
روایت تحول دانشگاه شیراز از سال 1370 تا 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
107 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر روایت الگوی تحول دانشگاه شیراز به منظور تبیین و ترسیم تجربه تحول نسلی یا انقلابی این دانشگاه و فراهم سازی امکان تحقق عینی، بازسازی و اصلاح آن است. روش پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد روایت پژوهی انجام گرفت. داده های پژوهش شامل مصاحبه های روایتی، اسناد و مدارک و یادآورنویسی بود که در طی مراحلی نظیر تعیین مضامین قالب، شناسایی مضامین، ساخت شبکه های مضمونی و یکپارچه سازی اکتشاف ها، به روایت تحول دانشگاه شیراز منجر شد. یافته ها: روایت تحول دانشگاه در پنج دوره توصیف شد: (۱) آموزش محوری و امپراتوری سازی (۱۳۷۰–۱۳۹۷)، (۲) پژوهش محوری و برنامه جهت دار پژوهشی (۱۳۹۷–۱۳۹۸)، (۳) دانشگاه کارآفرین و تغییرات پوسته ای (۱۳۹۸–۱۳۹۹)، (۴) حکمت بنیانی و سیاست گذاری فرا و میان رشته ای (۱۳۹۹–۱۴۰۱)، و (۵) سرگردانی تحول؛ استمرار یا تقلیل (۱۴۰۱–۱۴۰۳). نتیجه گیری: تاریخیت تحول دانشگاه شیراز نشان دهنده تنیدگی و رقابت میان دو نظام است: نظام بروکراتیک با رویکرد سازمانی و قدرت محور و نظام علم و فناوری با رویکرد اجتماعی و تمدنی. بر اساس تجربه انباشته حاصل از مراحل پیشین، سه محور اصلی در حرکت تحولی دانشگاه عبارت اند از: «تثبیت نظام های تحولی در بافتار»، «توسعه ظرفیت تصمیم های تحولی» و «توسعه حکمرانی علم و فناوری» که جهت دهنده دالان تحول خواهند بود.
علم سنجی و ترسیم نقشه دانش تولیدات علمی سیاستهای علم، فناوری و نوآوری در صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم سنجی در سیاست های علم، فناوری و نوآوری، ابزار مهمی برای ارزیابی و تحلیل تاثیرات این سیاست ها در بخش های مختلف صنعتی، از جمله صنعت پتروشیمی محسوب می شود. این حوزه به بررسی کیفیت و کمیت تولیدات علمی، میزان همکاری های بین المللی و تأثیرگذاری مقالات و اختراعات به ثبت رسیده در توسعه فناوری های جدید می پردازد. پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی با استفاده از ترسیم نقشه های دانش انجام شد. در ابتدا، تعداد 37,987 پژوهش مرتبط با صنعت پتروشیمی با موضوعات مختلف، در پایگاه گوگل اسکولار طی سال های 2000 تا 2024 میلادی شناسایی شد. این داده ها از طریق نرم افزار Publish or Perish استخراج شدند. پس از انجام فرآیند استخراج، داده ها را وارد نرم افزار VOSviewer نموده و نقشه دانش بوسیله نرم افزار ترسیم گردید. کلید واژگان مورد استفاده در پژوهش عبارت است از: توسعه فناوری و نوآوری، سیاست گذاری، اقتصاد و بازار، محیط زیست و پایداری، فناوریهای اساسی در صنعت پتروشیمی، سایر مفاهیم در صنعت پتروشیمی بوده است. یافته ها نشان می دهد که شبکه دانش سیاست های علم و فناوری در صنعت پتروشیمی، دارای 6 خوشه اصلی می باشد. نتایج تحلیل نشان می دهد که واژه های «جهانی سازی» و «اقتصاد» در خوشه اول، «هندبوک» و «تولید» در خوشه دوم، «شیمی سبز» و «فرصت» در خوشه سوم، «بیومس» و «سوخت» در خوشه چهارم، «مدلسازی» و «پالایشگاه» در خوشه پنجم و «هوش مصنوعی» و «وضعیت» در خوشه ششم بیشترین امتیاز و وزن را به خود اختصاص داده که تحلیل ارتباطات بین واژگان هر خوشه ارائه گردید. همچنین تحلیل روندها نشان می دهد که تعداد پژوهشها در حوزه سیاست های علم، فناوری و نوآوری در ابعاد مختلف در صنعت پتروشیمی، طی سالهای اخیر روندی نزولی داشته است.
مروری بر مدل های لایه بندی فضای سایبری و پیشنهاد یک مدل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فضای سایبری به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی بشر تبدیل شده است و بسیاری از نیازمندی های زندگی بشر در قالب امکانات مختلفی که این فناوری فراهم می آورد، تامین می گردد. این تحول فناورانه در عین محاسن و مزایایی نظیر سرعت، سادگی و دقت در ارائه ی خدمات مختلف به کاربران، مسایلی را نیز متوجه حاکمیت ها نموده است. از مهم ترین لوازم مدیریت موثر فضای سایبری، درک اجزای مختلف فضای سایبری و چگونگی ترکیب آنها در کنار یکدیگر است که این مهم جز با ساده سازی و محدود نمودن فضای سایبری در قالب یک مدل قابل حصول نیست. یک مدل لایه بندی، اجزای تشکیل دهنده را عموما در ساختاری عمودی و به صورت لایه هایی وابسته به یکدیگر نشان می دهد. هدف این مقاله، مروری روایی بر مدل های لایه بندی ارائه شده برای فضای سایبری به منظور شناسایی مدلی جامع و ساده فهم برای مدیریت و حاکمیت فضای سایبری است. بدین منظور با جستجو در پایگاه های معتبر برخط، 57 مقاله یا کتاب یافت شده و مورد مطالعه قرار گرفته است و 19 مدل لایه بندی منحصربه فرد شناسایی گردیده است. مدل های لایه بندی شناسایی شده و در 4 دسته، دسته بندی گردیده اند و مقایسه ی مدل ها براساس میزان پوشش مولفه های فضای سایبری و نیز سطح هم پوشانی لایه های مدل های مختلف با یکدیگر صورت پذیرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مدل های لایه بندی موجود از جامعیت کافی برای مدیریت موثر فضای سایبری برخوردار نیستند و مدل جدید پیشنهادی می تواند این خلا را مرتفع نماید.
برنامه های اثربخش نهادهای ترویج صادرات در سیاستگذاری توسعه صادرات شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقق اقتصاد دانش بنیان و افزایش پیچیدگی اقتصاد، بدون تمرکز بر ارتقای حجم و تنوع صادراتی محصولات دانشی امکان پذیر نیست. یکی از نوآوری های نهادی دولت ها که اخیراً برای تحقق این هدف، بسیار موردتوجه قرار گرفته، نهادهای ترویج صادرات هستند که برای غلبه بر شکست های بازار و توانمندسازی شرکت های صادراتی ایجاد شده اند. با توجه به محدودیت های کشورهای در حال توسعه، شناسایی و تمرکز بر مهمترین و اثربخش ترین برنامه های این نهادها از الزامات سیاستگذاری است. در این مقاله با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم Moving Backward، برنامه های اصلی این نهادها بر مبنای اثربخشی آنها اولویت بندی شده است. در این راستا، هشت برنامه اصلی این نهادها از ادبیات استخراج شد و با استفاده از داده های 150 شرکت دانش بنیان صادراتی، بر اساس میزان تأثیرگذاری آنها بر میزان صادرات، دستیابی به بازارهای جدید و نوآوری اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که سه برنامه ارائه اطلاعات بازار، شبکه سازی و شناسایی شرکا و تسهیل همکاری تحقیق و توسعه/نوآوری مهمترین برنامه هایی هستند که نهاد ترویج صادرات در ایران باید بر آن متمرکز باشند. در نهایت سیاست های نوآوری که این نهادها باید طراحی و اجرا نمایند نیز پیشنهاد شده است.
مناظرات یهودیان و مسیحیان در قرون وسطی با نگاهی بر مناظره بارسلونا: از ریشه ها و علل تا فشارهای سیاسی و اجتماعی در این دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش مناظرات دینی در قرون وسطی به عنوان ابزاری برای کنترل جامعه یهودی و توجیه سیاست های ضدیهودی می پردازد. هدف اصلی، تحلیل نحوه بهره گیری کلیسا از این مناظرات برای محدودکردن نفوذ یهودیان و مشروعیت بخشی به اقداماتی مانند محاکمه و اخراج آنان است. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی، به بررسی ارتباط میان اتهامات واردشده به یهودیان (ازجمله قتل های آیینی، رباخواری، توهین به مقدسات مسیحی و جادوگری) و نقش مناظرات دینی در تشدید این اتهامات می پردازد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که اتهامات علیه یهودیان، زمینه ساز اقدامات تنبیهی مانند محاکمه و اخراج آنان بوده و مناظرات دینی به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای توجیه این سیاست ها استفاده می شد. همچنین، متون باقی مانده از این مناظرات که توسط یهودیان نگاشته شده اند، به دلیل دستکاری های تاریخی و اهداف تبلیغی، بازتاب دقیقی از واقعیت های آن دوره ارائه نمی دهند و بیشتر جنبه ای جدلی و کلامی دارند . نتیجه گیری: کلیسا در قرون وسطی با استفاده از مناظرات دینی، هم در عرصه ی دینی و هم در حوزه های سیاسی-اجتماعی، به محدودکردن یهودیان پرداخت. این مناظرات نه تنها به عنوان ابزاری برای تقابل فکری، بلکه به عنوان مقدمه ای برای اقدامات عملی ضدیهودی عمل می کردند. همچنین، تحلیل محتوای این متون نشان می دهد که باید با احتیاط و در چارچوب اهداف تبلیغاتیِ آن دوره مورد بررسی قرار گیرند.
شناسایی چالش های اشتغال فارغ التحصیلان رشته های علوم تربیتی دانشگاه های دولتی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
7 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های اشتغال و کارآفرینی فارغ التحصیلان رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی استان آذربایجان شرقی در سال ۱۴۰۲ اجرا شد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش، کیفی است. جامعه پژوهش، فارغ التحصیلان رشته های علوم تربیتی دانشگاه های شهید مدنی آذربایجان و دانشگاه تبریز بوده است که به روش هدفمند ملاک مدار به صورت گلوله برفی تا اشباع نظری داده صورت گرفت. ابزار گرد آوری داده های این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق است؛ و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل محتوای عرفی به روش اکتشافی استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از کدگذاری داده ها، به شناسایی ۲۰۶ مفهوم اولیه ۱۷ مضمون فرعی و ۷ مضمون اصلی (تم) به عنوان چالش های اشتغال و کارآفرینی رشته های علوم تربیتی دانشگاه های استان آذربایجان شرقی منجر شد. مضامین اصلی، شامل کمبود ظرفیت آزمون های استخدامی و نبود ثبات شغلی (مشکلات استخدامی، مشکلات ظرفیت پذیرش، مشکلات نبود ثبات در جذب)، ضعف در آموزش مهارت های عملی و محتوای نامناسب و اثربخش نبودن آموزش ها (مشکلات ضعف آموزش مهارت، مشکلات اثربخشی آموزشی، مشکلات محتوای آموزش)، کمبود حمایت مالی و قانونی دولت از رشته (مشکلات مالی، مشکلات کمبود حمایت قانونی دولت)، مشکل شناخته نشدن ظرفیت ها و اهمیت رشته (مشکلات جایگاه رشته، مشکل نگرش، مشکل فرهنگی)، ضعیف بودن نیازسنجی در بازار کار و نبود زمینه شغلی (مشکلات نیازسنجی، مشکلات نبود زمینه شغلی)، مشکلات سوء مدیریت سازمان ها و مؤسسات در زمینه استخدام (مشکلات مدیریتی سازمان ها، مشکلات مؤسسات کاریابی)، مشکلات کمبود ارتباط عوامل یاددهنده و یادگیرنده (مشکلات کمبود ارتباط استاد با دانشجو).نتیجه گیری: باتوجه به چالش های مطرح شده در زمینه اشتغال و کارآفرینی در رشته علوم تربیتی پیشنهاد می شود در دانشگاه ها دوره های آموزشی مخصوص کارآفرینی در این رشته برگزار شود. همچنین ترکیبی از آموزش، تحقیق، حمایت مالی، توسعه نگرش و تعامل با بازار کار می تواند به حل چالش های اشتغال و کارآفرینی در رشته های علوم تربیتی کمک کند.
الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
7 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر نحوه گرداوری داده ها، کیفی می باشد. برای تعیین الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی از روش داده بنیاد ظاهر شونده استفاده شده است به این منظور با 14 نفر صاحب نظران و متخصصین در حوزه کانون ارزیابی و توسعه و همچنین توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت و برای تحلیل داده ها از فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پس از رسیدن به اشباع نظری، ابعاد و مولفه ها استخراج و الگو طراحی شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش مهم ترین ابعاد الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی شامل آمادگی مدیریت مبتنی بر شواهد، آمادگی ساختاری – فرآیندی، آمادگی قانونی، آمادگی فرهنگی - نگرشی، آمادگی فنی، آمادگی منابع انسانی، و آمادگی زیرساختی می باشد. نتیجه گیری: برای استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی در دانشگاه حتماً می بایست به لحاظ شناختی، آمادگی کافی در هیات علمی ایجاد شود تا مقاومت ها به ویژه برای استفاده از این کانون در تبدیل وضعیت ها و ارتقاها کاسته شود که تعریف و انجام اقدامات مناسب در راستای افزایش آمادگی فرهنگی – نگرشی در این مسیر نقش ویژه ای دارد. به موازات این مهم اعمال مدیریت مبتنی بر شواهد به جهت پیاده سازی علمی و استاندارد کانون ارزیابی در دانشگاه نقش کلیدی دارد که آماده کردن محیط برای این موضوع و حرکت به سمت تصمیم گیری های عینی و فاصله گرفتن از شهود و خبرگی محض، توجه ویژه ای می طلبد. به لحاظ فنی نیز کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی از نوع ترکیبی(بعد محور و وظیفه محور) تشخیص داده شد بنابراین نیاز است آمادگی های لازم برای چنین طراحی از قبل اندیشیده شود.
نقش حکمرانی مطلوب در افزایش اثر بخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی در مدیریت بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: بررسی نقش حکمرانی مطلوب (با مؤلفه هایی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت ذی نفعان، عدالت و کارایی) در افزایش اثربخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مدیریت همه گیری کووید-۱۹ و ارائه راهکارهایی برای تقویت ساختارهای حکمرانی این سازمان جهت بهبود عملکرد در بحران های آینده. روش پژوهش: این پژوهش با روش تحلیلی و از طریق بررسی داده های مرتبط با عملکرد WHO در دوران همه گیری کووید-۱۹ انجام شده است. این روش شامل تحلیل فرآیندهای تصمیم گیری، اجرایی و هماهنگی های بین المللی سازمان با تمرکز بر اصول حکمرانی مطلوب بوده است. یافته ها: اجرای اصول حکمرانی مطلوب (مانند شفافیت و عدالت) در فرآیندهای WHO، تأثیر قابل توجهی در بهبود هماهنگی بین المللی، توزیع عادلانه ی منابع (مانند واکسن و تجهیزات پزشکی) و ارائه راهکارهای مبتنی بر شواهد داشته است. مهم ترین چالش هایی که اثربخشی اقدامات WHO را کاهش داده اند، عبارت اند از: ناهماهنگی سیاسی بین کشورهای عضو، محدودیت های مالی و اختلافات بین کشورها. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که تقویت ساختارهای حکمرانی مطلوب در WHO از طریق افزایش مشارکت کشورهای عضو و ایجاد مکانیزم های نظارتی قوی تر، کلید بهبود عملکرد این سازمان در بحران های بهداشتی آینده است. تلفیق این اصول در سیاست گذاری های بهداشت جهانی نه تنها اثربخشی سازمان را افزایش می دهد، بلکه به تقویت اعتماد عمومی و همکاری بین المللی نیز منجر می شود. این یافته ها برای سیاست گذاران و نهادهای بین المللی جهت بهبود پاسخ به بحران های آینده بسیار حائز اهمیت است
وظیفه مندی حکومت دینی در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ابعاد گوناگون حقوق و وظایف متقابل مردم و حکومت در اندیشه اسلامی، از دغدغه های اندیشمندان اسلامی است. وظیفه دولت در عرصه اخلاق و وظیفه مندی جامعه، از مسائل موردتوجه ادوار اندیشه بوده است. اسلام، تربیت اخلاقی جامعه را از وظایف حاکمان دانسته، به فرهنگ با رویکرد اخلاق محوری اهمیت درجه اول داده است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی دلایل درون دینی مسئولیت حکومت دینی در اخلاق بود. روش: پژوهش با روش کتابخانه ای، ضمن تحلیل مبانی منکران به شیوه عقلی استدلالی، به بیان مبانی موافقان باتکیه بر روش نقلی و استنباط از آیات و روایات پرداخت. یافته ها و نتیجه گیری: مهم ترین مبانی به دست آمده از تحلیل دیدگاه مخالفان، طرفداری از جامعه مدنی به معنای نوین، سکولاریسم، فردگرایی، استقلال در قانون گذاری و... بود. در مقابل، موافقان بر مسئولیت اخلاقی حکومت دینی به عنوان ابزار رسیدن جامعه به سعادت و نیز مؤلفه های امر به معروف و نهی از منکر، اقامه عدل، تزکیه اخلاقی جامعه و... تأکید کرده اند.
بررسی مقایسه ای بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و سایر استان ها مبتنی بر مدل های CCR وBCC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
123 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: بهره وری، یکی از مؤلفه های بنیادین عملکرد سازمانی در محیط رقابتی امروز است و نقش حیاتی در تداوم و بقای سازمان ها ایفا می کند. دانشگاه ها به عنوان نهادهای پیشروی علمی، جایگاهی کلیدی در توسعه کشور داشته و ارتقای بهره وری در آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و دیگر استان های کشور است. روش: برای دستیابی به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) در دو مدل CCR و BCC با استفاده از ۱۹ شاخص ورودی و ۶۳ شاخص خروجی، بهره وری دانشگاه ها ارزیابی شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند میانگین کارایی فنی دانشگاه های شهر تهران، هم در مدل (0.73) CCR و هم در مدل (0.71) BCC، به مراتب بالاتر از دانشگاه های سایر استان ها است (به ترتیب 0.44 و 0.52). همچنین نتایج آمار توصیفی نیز این تفاوت معنادار میان دو گروه را مورد تأیید قرار می دهد. این تفاوت نشان می دهد که دانشگاه های تهران، به دلیل بهره گیری مؤثرتر از منابع و دسترسی به زیرساخت های پژوهشی، در تولید خروجی های آموزشی، پژوهشی و فناورانه عملکرد بهتری دارند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دانشگاه های بزرگ تر (با بیش از ۱۵ هزار دانشجو) از بهره وری بالاتری برخوردارند، اما اندازه به تنهایی تضمین کننده کارایی نیست و مدیریت بهینه منابع نیز نقش تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین، در تحلیل بهره وری دانشگاه ها، باید به شکاف منطقه ای و راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر توجه جدی شود. واژه های کلیدی: بهره وری، آموزش عالی، مدل BCC و CCR، تحلیل پوششی داده ها (DEA)
عشق و دلهره اگزیستانسیالیستی انسان درفلسفه گابریل مارسل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل سه مفهوم محوری عشق، دلهره و حضور در فلسفه ی اگزیستانسیال گابریل مارسل است. این مقاله در پی آن است تا نشان دهد این سه عنصر چگونه هسته ی اصلی شکل دهنده ی تجربه ی انسانی را تشکیل می دهند و از طریق ترکیب آن ها، چگونه می توان به درکی عمیق تر از معنای زندگی، رهایی از انزوا و دستیابی به اصالت و تحقق وجودی دست یافت. روش پژوهش: روش این پژوهش، تحلیل فلسفی و روش توصیفی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعه ی کتاب خانه ای و بررسی آثار اصلی گابریل مارسل (مانند «وجود و بودن»، «اسرار هستی» و دیگر نوشته هایش) و نیز منابع ثانویه مرتبط گردآوری شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در فلسفه ی مارسل، این سه مفهوم به طور عمیقی در هم تنیده شده اند: عشق: نه یک احساس گذرا، بلکه یک نیروی وجودی نجات بخش است دلهره: برخلاف اضطرابِ ویرانگر، یک مواجهه ی مثبت و سازنده با مرزها و ناشناخته های هستی است حضور: به معنای بودنِ تمام عیار در لحظه، نقطه ی اتصال انسان و جهان است.. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که فلسفه ی گابریل مارسل، با محور قرار دادن این سه مفهوم، راهکاری انضمامی برای غلبه بر بحران های معنوی انسان مدرن ارائه می دهد. این پژوهش به این جمع بندی می رسد که عشق، دلهره و حضور، سه ضلع مثلثی هستند که هستی انسان را قوام می بخشند. از نگاه مارسل، زندگی زمانی به تحقق وجودی می رسد که فرد بتواند با پذیرش دلهره های هستی، به شکلی تمام وقت در جهان حاضر شود و از طریق عشق، پلی به سوی دیگران بزند. بنابراین، این سه مفهوم صرفاً مقوله هایی انتزاعی نیستند، بلکه راهنمایی عملی برای نحوه ی زیستن یک زندگی اصیل و پرمعنا هستند.
خوانشی انتقادی از واقع گرایی و ناواقع گرایی در حوزه ایمان دینی با تأکید بر دیدگاه دان کیوپیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: بررسی و نقد مبانی فکری و تناقض های موجود در خوانش دان کیوپیت از دین، با تمرکز بر آرای او در کتاب «دریای ایمان» است. این نقد عمدتاً بر مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و الهیاتی وی از جمله تقدم ایمان بر عقل، تحویل گرایی دین به معنویت و عمل گرایی، نسبی گرایی و تأثیرپذیری از اندیشه های پست مدرن و پوزیتیویستی متمرکز است. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد نقادانه انجام شده است. داده ها با مطالعه کتاب «دریای ایمان» به عنوان منبع اصلی آرای کیوپیت استخراج و سپس مبانی و نتایج فکری او در چارچوبی نظام مند بازخوانی و تحلیل شده اند. یافته ها: بررسی آرای کیوپیت نشان می دهد که نظام فکری او با تناقض های مهمی روبروست؛ از جمله: تقدم ذهن بر عین: که به نسبی گرایی معرفتی می انجامد. تحویل خدا و ایمان به زبان و عمل دینی: که امر متعالی را به پدیده ای صرفاً انسانی و اجتماعی تقلیل می دهد. تبیین طبیعت گرایانه و بشری از دین: که قداست و منشأ وحیانی دین را نادیده می گیرد. طرح «معنویت اخلاقی» به جای دین: این طرح فاقد پشتوانه های متافیزیکی محکم و در نتیجه ناکافی به نظر می رسد . نتیجه گیری: نویسنده این مقاله به این نتیجه می رسد که خوانش کیوپیت از دین، به رغم ادعای ارائه تبیینی سازگار با دنیای معاصر، به دلیل تناقض های درونی و تقلیل امر دینی به اموری صرفاً زبانی، عملی و اخلاقی، نادرست و ناکافی است. این رویکرد در نهایت به نسبی گرایی می انجامد و قادر به تبیین حقیقت و قداست دین نیست.
تأملی بر روش شناسی پرتره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
105 - 126
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در دنیای پیچیده و در حال تغییر امروز، نیاز به بازنگری در روش های تحقیق و تولید دانش بیش از هر زمان دیگری احساس می شود (شای، 2017). محدود کردن محققان به روش های کیفی، تحقیقات جدید را به شکل تحقیقات انجام شده می برد و از بینش های پیشرفته جلوگیری می کند (مازی، 2021). بنابراین، نیازمند بازنگری و نوآوری در رویکردهای تحقیقاتی کیفی برای پاسخ به چالش های جدید و تولید دانش جدید است که به نتایج متفاوتی منجر می شود. روش پرتره به عنوان رویکرد تحقیقاتی به کشف عمیق و دانستن بالاتر منجر می شود. این روش با عبور از مرزهای سفت و سخت و مرزهای تحمیل و تعریف شده، تجربه درک بالاتر را فراهم می آورد و امور را با دانش خلاقانه جایگزین دانش تکراری و تولیدشده می کند تا از این طریق با آرمان های بشریت و جامعه هماهنگ شود و زمینه، صدا، روابط، موضوعات نوظهور و وحدت بیان شده از طریق کل زیبایی شناختی برای محققان، شرکت کنندگان و بینندگان تبدیل می شود. درک ما از پرتره در حال تکامل است (هالت، 2023). باوجود تحولات و دیدگاه های بسیاری که ایجاد شده است، هنوز شکاف بزرگی در درک تأثیر این تغییرات بر درک عمومی و پذیرش پرتره وجود دارد (سیلوا، 2021). به عنوان مثال، شکاف هایی در تحلیل هنر پرتره (کیچر، 2023) و جنبه های روانی و اجتماعی (یوسیماکی، 2021) وجود دارد. تحقیقاتی که تاکنون در این زمینه انجام شده است، در کشف هویت و احساسات ایرادهای زیادی دارد (پفول، 2021). همان طورکه به نظر می رسد، شکاف ها در زمینه مطالعه پرتره معاصر بسیار زیاد است و نیاز به فرصت های تحقیقاتی عمیق تری دارد (رابتسوا، 2021). بنابراین گام گذاشتن در این روش مستلزم حساسیت، همدلی و تحمل ابهام در فرآیند و نتایج تحقیق است (جانگوارد، 2015). بر اساس این، مقاله حاضر به دنبال آشنایی با مفهوم پرتره، مزایا و ویژگی های آن، اصول کاربرد آن (جامعه، نمونه گیری، جمع آوری، تحلیل و اعتبارسنجی) در پژوهش های علوم انسانی و اجتماعی به ویژه مدیریت آموزشی است.
روش تحقیق: پژوهش حاضر با هدف آشنایی با روش شناسی پژوهش پرتره انجام و برای بررسی و تبیین تحقیق از روش های توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شده است و به بررسی و مطالعه مقالات، اسناد علمی و کتاب های دست اول موجود در زمینه پرتره استفاده شده است. این پژوهش در چند مرحله طراحی شده که هدف آن ارائه درک عمیق تر از این رویکرد جدید به تحقیق است. در مرحله نخست، مفهوم پرتره توصیف و تبیین شد. در این قسمت مفاهیم و تعاریف کلیدی مرتبط با این روش به طور جامع بررسی شد. در ادامه به بررسی دقیق اصول کلیدی روش پرتره پرداخته شد. این بخش شامل انعکاس صدای شرکت کنندگان، فرآیند شکل گیری پرتره در پژوهش، تحلیل پرتره، اعتبار در روش پرتره و استفاده از پرتره در محیط های آموزشی می باشد. در نهایت، خلاصه مطالب در بخش نتیجه گیری بحث شد. این تحقیق روش شناسی پرتره را به شیوه ای جامع و منسجم تحلیل می کند و بینش جدیدی در این زمینه ارائه می دهد. با این رویکرد، پژوهش حاضر می تواند به عنوان منبعی معتبر برای محققان و دانشجویان علاقه مند به استفاده از روش های نوآورانه و تغییر ساختارهای موجود استفاده شود.
یافته ها: برخی از یافته های مربوط به تحقیقات پرتره عبارت اند از:
الف) انعکاس صدای شرکت کنندگان: در روش پرتره، شرکت کنندگان به عنوان افراد فعالی در نظر گرفته می شوند که در ایجاد دانش و پژوهش مؤثر بوده و پاسخگوی نیازهای جامعه هستند. در این روش، دانش از طریق مشارکت شرکت کنندگان به شیوه ای هنرمندانه و خلاقانه جمع آوری می شود تا مشارکت فعال شرکت کنندگان را تحریک کند. در روش پرتره، محققان اجازه می دهند که چگونه تجربیات توصیف شوند و تحت تأثیر ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرار گیرند و برای ایجاد تغییر در این ساختارها حرکت کنند. پتانسیل استعمارزدایی از تولید دانش به یادگیری تحول آفرین منجر می شود.
ب) فرآیند شکل گیری پرتره در تحقیق: پرتره در پاسخ به سؤالاتی مانند مفاهیم مرتبط با زمینه و رابطه و ثبت دقیق فرآیندها مفید است و به پژوهشگران اجازه می دهد تا با روایت های شخصی در جنبه های مهم تحقیق شرکت کنند. استراتژی تحلیلی پیشنهادشده در تحقیق پرتره دو کارکرد دارد: توضیح جزئیات داستان، نشان دادن فرآیند و زمینه و نشان دادن دلایل و تأثیرات اساسی. مراحل تحلیلی پیشنهادی شامل کدگذاری شخصیت ها، زمان، مکان و شرایط، رویدادهای کلیدی و نقطه مشترک پدیده های مورد علاقه است (رودریگز - دورانز و جاکوبز، 2020).
ج) تحلیل پرتره: تجزیه وتحلیل داده ها به روش پرتره پس از گوش دادن مکرر به صدای شرکت کنندگان در تحقیق شامل چهار مرحله است: گام اول دریافت داستان، گام دوم ساختن شعر، گام سوم گوش دادن به صداهای مخالف و گام چهارم نوشتن گزارش است (مک کارتی، 2017). این تفسیر از روایت های شرکت کنندگان و روایت های شنیداری و شخصی محقق سعی در حفظ تعادل دارد؛ زیرا مصاحبه شوندگان در زندگی خود متخصص هستند (اندرسون، 2012). این تلاش روش شناختی برای متعادل کردن قدرت بین نقش محقق در تفسیر داده ها و تخصص شرکت کنندگان در تجربه زندگی شان همان چیزی است که پرتره های روایی نامیده می شود (رودریگز -دورانز و جاکوبز، 2020).
د) اعتبار در روش پرتره: داشتن یکپارچگی در روش تحقیق پرتره برعهده محقق است. برخلاف پژوهش کمّی که محقق از راه دور، بی طرف و عینی است، تحقیق کیفی به طورکلی و روش پرتره به طورخاص، مذاکره بر سر تقابل، نزدیکی و رابطه است. براساس دیدگاه لایت فوت (2005)، فرآیند خلق پرتره های روایی، واضح و قابل تشخیص، مشورتی و بسیار خلاقانه است و به دیدگاهی عمیق و انعطاف پذیر نیاز دارد. پویایی های حیاتی بین مستندسازی و خلق روایت، بین دریافت و شکل دادن، بازتاب و تحمیل و بداهه سازی وجود دارد. تلاش برای دستیابی به انسجام باید هم به صورت ارگانیک و هم به صورت تفسیری جریان داشته باشد (لایت فوت، 2005).
ه ) استفاده از پرتره در محیط های آموزشی: روش های جدید و متفاوتی را بررسی می کند که از طریق انواع تحقیقات دیگر مانند تحقیقات تجربی قابل دسترسی نیست. در پرتره، صدا در بسیاری از موارد با درجه های مختلف محدودیت یا حضور کشف شده است و شاهد، تفسیر، نگرانی، خودنوشت، تشخیص صداهای دیگر و گفتگو با دیگران همه شکل صدا در روند پرتره از طریق روابط بین ذهنی بین محقق و شرکت کنندگان در محیط های آموزشی است (رودریگویز - دورانز و جاکوبز، 2020).
بحث و نتیجه گیری: تغییرات قابل توجهی در طول تاریخ برای سازگاری با تحولات اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی ایجاد شده است (استین، 2023). در فضای تحقیقاتی قرن 21، ما گفتگوی خود را برای تفکر در مورد داده به صورت داستان باز کرده ایم و از فرآیندهای تحقیقاتی بین فرهنگ معاصر بهره می بریم که شامل مشارکت و ترویج همکاری در ساخت روایت های داستانی است (ووفن و پیکفورد، 2021). روش تحقیق پرتره، در درجه اول به تحقیق به عنوان ابزاری برای تغییر اجتماعی می نگرد و با به حداقل رساندن تأثیر بسترهای اجتماعی فرهنگی، تاریخی و سیاسی تأثیرگذار، بر نقاط قوت و آن چیزی تأکید می کند که می توان از آنها آموخت. همچنین، این رویکرد با انتقال داده ها به داخل یک روایت قانع کننده و قابل دسترس که می توان با آن به اشتراک گذاشت، توسط مخاطبان فراتر از جامعه علمی درک شد. هر نقاشی مطابق با معنای خاص خودش ظاهر می شود و از طریق تصاویری که خلق شده، یاد گرفته می شود. وقتی پرتره ها با شرکت کنندگانی که آنها نمایندگی می کردند به اشتراک گذاشته شد، تفسیر آنها از تجربه آنان نمایان می شود. محقق خودش را از طریق پاسخ افراد درک می کند و به شیوه های گوناگون و استعاری می بیند. تحقیق پرتره در تقابل با انواع قضاوت ها قرار دارد. این روش مبتنی بر هنر پرتره بیانی که براساس ساختاری از پدیدارشناسی ساخته شده است و تفسیری غنی از تجربیات زیسته شرکت کنندگان ارائه می دهد و یک موضع میانی بین دقت و کیفیت و استفاده از پرتره به عنوان یک همراه با ارزش، هرچند غیر متعارف، با کیفیت تحقیق می کند.
تعارض منافع: در این مقاله تعارض منافع وجود ندارد.
بررسی اثر دشواری محتوای درس بر نمرات ارزشیابی دانشجویان از کیفیت تدریس استادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
139 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی ارزشیابی کیفیت تدریس در آموزش عالی و تأثیر آن بر بهبود فرایندهای آموزشی و یادگیری دانشجویان می پردازد. با توجه به اهمیت کیفیت تدریس، مطالعه حاضر اثر دشواری محتوای درس ها بر نمرات ارزشیابی دانشجویان را بررسی کرده و در جهت افزایش دقت نظام ارزشیابی استادان تلاش می کند. روش پژوهش: این مطالعه همبستگی بوده و از مدل رگرسیون اثرات آمیخته استفاده کرده است. جامعه آماری شامل داده های ارزشیابی دانشجویان علوم پایه و فنی-مهندسی در هشت نیمسال بوده که بالغ بر 100 هزار ارزشیابی و 31,598 نمونه نمره ارزشیابی از درس ها را شامل می شود. دشواری درس ها با محاسبه میانگین و انحراف معیار نمرات دانشجویان هر دانشکده و تقسیم تفاوت معدل درس با میانگین دانشکده بر انحراف معیار نمرات سنجیده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات ارزشیابی استادان به طور معنی داری تحت تأثیر دشواری درس ها قرار دارند؛ اندازه اثر این رابطه بین ۰.۰۴ تا ۰.۰۷ برآورد شد. پس از کنترل معدل دانشجویان، مشخص شد در درس های دشوار، نمرات ارزشیابی در مؤلفه های «تسلط علمی»، «ایجاد انگیزش» و «تدریس اثربخش» پایین تر و در درس های آسان بالاتر است. نتیجه گیری: ارزشیابی کیفیت تدریس ابزار مهمی برای بهبود آموزش عالی است. دشواری درس عامل مؤثری بر نمرات ارزشیابی استادان است و نادیده گرفتن این مسئله می تواند به ارزیابی های غیرمنصفانه و نابرابر در نظام آموزش عالی منجر شود. بنابراین، نمرات ارزشیابی دانشجویان نباید تنها شاخص ارزیابی کیفیت تدریس تلقی شوند. برای داشتن یک نظام ارزشیابی معتبر و علمی، باید به طراحی جامع و چندبُعدی فرایند ارزشیابی توجه بیشتری شود.
چالش ها و راهکارهای اِعمال کیفر حبس در قبال محکومین گروه های انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: تبیین چالشهای ناشی از اعمال مجازات حبس برای زندانیانِ محکوم تحت عنوان مجرمانه «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مُغایر یا مُخلّ به شرع مقدس اسلام» (مصوب ۱۳۹۹) و ارائه راهکارهای تعدیلکننده برای این چالشها. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته ها: مطالعه نشان میدهد که مهمترین چالشهای مجازات حبس برای این دسته از زندانیان عبارتند از: جرم زایی محیط زندان. 2- تأثیر سوء بر فرآیند جامعه پذیری زندانی.3- تأثیر سوء بر اقتصاد خانواده و جامعه در پاسخ به این چالشها، راهکارهای زیر شناسایی شد: 1- برای چالش جرم زایی زندان: تدابیر اقناعی و راهکارهای مبتنی بر طبقه بندی تخصصی زندانیان. 2- برای چالش اختلال در جامعه پذیری: راهکارهای حمایتی با رویکرد روان شناختی. 3- برای چالش اقتصادی: راهکارهای حمایتی با رویکرد اقتصادی. نتیجه گیری: ارزیابی این راهکارها در مقایسه با «آئین نامه اجرایی سازمان زندان ها مصوب ۱۴۰۰» نشان میدهد که علیرغم وجود مؤلفه های مثبت، این آئین نامه دارای کاستی های مهمی در زمینه تعدیل چالشهای حبس برای زندانیان انحرافی است. مهمترین این کاستیها عبارتند از: 1- فقدان مقررات خاص برای راهکارهای اقناعی مربوط به این زندانیان. 2- عدم وجاهت تخصصی در تصمیمات شورای طبقه بندی زندان. 3- سکوت در مورد راهکارهای روان شناختی-مباحثهای.4- جواز ضمنی برای مداخله دادن عقیده زندانیان در برخورداری آنها از حقوق عادلانه.
ﺗﺤﻠﯿﻞ و ﺗﻄﺒﯿﻖ ادﺑﯿﺎت ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ در اﯾﻠﯿﺎد و ادﯾﺴﻪ و ﺑﺨﺶ اﺳﺎﻃﯿﺮی ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش به تحلیل تطبیقی بن مایه قربانی در دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر می پردازد. هدف اصلی، شناسایی وجوه اشتراک و افتراق در نمایش این مفهوم برای دستیابی به درکی بهتر از ساختارهای فکری، دینی و اساطیری دو تمدن کهن ایران و یونان است. روش پژوهش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی-تطبیقی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده ها با بررسی مستقیم متون شاهنامه، ایلیاد و ادیسه و نیز منابع مرتبط اسطوره شناختی گردآوری و سپس در چارچوبی مقایسه ای تحلیل شده اند . یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اگرچه قربانی در هر دو سنت یک آیین بنیادین است، اما در کارکرد و معنای نمادین تفاوت های بنیادینی دارند. در ایلیاد و ادیسه، قربانی عمدتاً رابطه ای «مبادله ای» و عملی آیینی با خدایان چندگانه و شخصی شده برای دستیابی به اهداف دنیوی (مانند پیروزی در جنگ) است. در مقابل، در بخش اساطیری شاهنامه، قربانی در بستری یکتاپرستانه، بیشتر نماد بندگی، سپاسگزاری و وسیله ای برای تحقق اراده الهی، برقراری «داد» و نظم کیهانی است. قربانی در شاهنامه ابعاد اخلاقی و کیهانی پررنگ تری دارد، در حالی در آثار هومر بر جنبه های مدنی و اجتماعی آن تأکید می شود. در نهایت، این تحقیق نتیجه می گیرد که تفاوت در بازنمایی مفهوم قربانی، بازتاب دهنده تفاوت در جهان بینی، ساختارهای دینی (چندخدایی در برابر یکتاپرستی) و ارزش های محوری دو تمدن است. قربانی در یونان باستان ابزاری برای تعامل با خدایان و حفظ انسجام جامعه مدنی (پولیس) است، حال آنکه در ایران باستان، نمادی از پیوند پادشاه آرمانی با امر متعالی برای استقرار عدالت و نظم در قلمرو پادشاهی به شمار می رود.