محمد سعیدی مهر

محمد سعیدی مهر

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه تربیت مدرس
پست الکترونیکی: saeedimehr@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۵۴ مورد.
۱.

نقش نظریه اعتباریات علامه طباطبایی (ره) در تبیین صفت مالکیت خداوند

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۱
یکی از نوآوری های علامه طباطبایی نظریه اعتباریات است. این نظریه به دلیل کلیدی بودنش بر آرای ایشان در زمینه های مختلف تأثیر گذاشته است، و یکی از این موارد تبیین صفت مالکیت خداوند است. مقاله حاضر با روش جستجوی کتابخانه ای و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی (توصیفی-تحلیلی)، نظریه علامه طباطبایی در تبیین صفت مالکیت خداوند را تبیین کرده و میزان تأثیرگذاری نظریه اعتباریات ایشان را در این تبیین و نیز تفاوت آن با نظر برخی دیگر از اندیشمندان را نشان داده و به این نتیجه رسیده است که مالکیت خداوند بر خلاف دیگر موجودات مالکیت مطلق، مالکیت ذات و آثار، مالکیت حقیقی، مالکیت تکوینی، و مالکیت زوال ناپذیر است، حال آن که مالکیت دیگر موجودات مالکیت غیرمطلق، مالکیت آثار، مالکیت مجازی، مالکیت تشریعی و مالکیت زوال پذیر است. اهمیت نظریه اعتباریات در اندیشه ایشان هنگامی معلوم می شود که بدانیم اگر در تبیین صفت مالکیت خداوند در اندیشه ایشان نظریه اعتباریات کنار نهاده شود، نظریه ایشان تفاوت چندانی با نظریات دیگر اندیشمندان نخواهد داشت.
۲.

بررسی استنادات قرآنی ملاصدرا در مراتب علم خداوند

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۰
ملاصدرا در اسفار، مراتب چهارگانه ای را برای علم خداوند در نظر می گیرد. مسئله این مقاله بررسی استنادات قرآنی ملاصدرا و هماهنگی برداشتهای وی با ظواهر آیات و دیدگاه های غالب در تفاسیر شیعی است. از آنجا که مراتب علم الهی در حکمت متعالیه با مراتب وجود پیوند خورده و حقیقت علم عین حقیقتِ وجود، بسیط و دارای مراتب حقیقی است؛ بر این اساس با روشی تحلیلی و استنادی مروری بر اقسام علم الهی، چگونگی علم الهی به ماسوا و مراتب و عوالم وجود در نظام آفرینش از نظر ملاصدرا خواهیم داشت. یافته های تحقیق نشان می دهد که ملاصدرا کوشیده تا حد امکان آیات قرآن را با استفاده از ضوابط عقلی و نوآوری های حکمی خود تفسیر کند.
۳.

بازسازی استدلال خطای ادراکی برای اثبات نظریه وجود ذهنی با نظر به ادله نظریه داده های حسی

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از نظریه های مطرح در وجودشناسی فلسفه اسلامی نظریه وجود ذهنی است. فیلسوفان مسلمان دلایل متعددی بر له این نظریه ارائه داده اند که عمدتاً بر پایه ادراک معدومات شکل گرفته است. در مباحث فلسفه ادراک حسی معاصر، نظریه های متفاوتی در تفسیر ادراک حسی عرضه شده که از این میان نظریه «داده های حسی» شباهتهای قابل توجهی با نظریه وجود ذهنی دارد. پاره ای ادله ارائه شده بر له نظریه داده های حسی بر مسأله خطای حسی استوار شده اند. در تقریر این ادله از اصولی همچون اصل پدیداری و اصل رابطه ای استفاده شده است. مسئله قابل طرح این است که چگونه می توان از این ادله، دلایل جدیدی را به نفع نظریه وجود ذهنی اقامه کرد؟ در مقاله حاضر پس از مروری فشرده بر این دو نظریه و بیان شباهتها و تفاوتهای آنها، ادله نظریه داده های حسی که بر مسأله خطای حسی استوارند تحلیل می شوند. در مرحله بعد دو استدلال جدید بر نظریه وجود ذهنی با بهره گیری از دو اصل «حضور» و «تضایف» ارائه خواهند شد. بر اساس اصل حضور، مدرَک برای مدرِک حاضر است (وجود دارد) و چون در موارد خطای حسی وجود خارجی مدرَک با ویژگیهای پدیدار شده منتفی است، وجود ذهنی آن ثابت می شود. مقتضای اصل تضایف نیز آن است که در موارد خطای حسی مدرَک با ویژگیهای پدیدار شده (به عنوان امر متضایف با مدرِک) از وجود بالفعل برخوردار است و چون در این موارد مدرَک با این ویژگیها در خارج نیست وجود ذهنی آن نتیجه خواهد شد.
۴.

بررسی انتقادی ادله عقلی ملارجبعلی تبریزی بر اشتراک لفظی وجود

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۶
ملا رجبعلی تبریزی فیلسوف عصر صفوی اصفهان از جمله فیلسوفانی است که در بسیاری از اصول و مبانی حکمت متعالیه با صدرا مخالفت نموده. یکی از این اصول مسئله اشتراک لفظی یا معنوی وجوداست. تبریزی به شدت با اشتراک معنوی وجود مخالفت کرده و به اشتراک لفظی آن، میان واجب و ممکن قائل است.تبریزی سه گونه دلیل بر مدعای خود می آورد؛َ"عقلی"،"استناد به کلام حکماوعرفا"و"دلیل روایی". نوشتار حاضر ضمن ارائه دیدگاه وی در این زمینه، سعی کرده تا با بیان ادله ی غیر روایی (ادله عقلی) او، ضعف و کاستی آنها را در حد بضاعت خویش بنمایاند. از جمله ادله ی تبریزی بر مدعای خود سخنان حکمای نام آوری چون معلم اول و ثانی است. اما با بررسی اندیشه های آن بزرگان نشان داده ایم که چگونه تبریزی عملاً دچار جزء نگری گشته و صدر و ذیل آن سخنان و یا دیگر سخنان آن بزرگان را نادیده گرفته است .
۵.

بنیاد علم حضوری به اشیای محسوس در نگاه علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
از نظر علامه طباطبائی بنیاد علم حضوری به جهان محسوس بر پایه دو نظریه حرکت و عالم مثال قرار دارد. در تبیین نظام معرفت، این دو نظریه نه تنها هماهنگ، بلکه دو جنبه حقیقت واحد هستند. جهان محسوس، جهان حرکت است و حرکت، چیزی غیر از وجود سیال نیست. وجود مساوق فعلیت، وحدت و ثبات است. بر این پایه وجود سیال هم در ظرف واقعیت و به لحاظ وجودش، در عین تدریجی بودن، وجودی بالفعل، واحد و دارای نوعی ثبات است. نشان خواهیم داد که ظهور وجود سیال در ظرف زمان، حرکت قطعی و در ظرف آنْ، حرکت توسطی است. وجود سیال (حرکت) از وجهه وحدت و ثبات به موجودات مجرد و ثابت متصل می شود و بنیاد علم حضوری به جهان محسوس را فراهم می آورد. با اثبات جهان مثال و در نظر آوردن نسبت علّی و معلولی آن با جهان محسوس و مطابقت وجودی این دو جهان موازی، طیف وجودی واحد و پیوسته ای از این دو جهان پدید می آید. در این طیف وجودی، جهان مثال باطن و حقیقت و جهان محسوس، ظاهر و رقیقت است. تفسیر نظام علّی بر پایه وحدت حقیقت و رقیقت این امکان را فراهم می آورد که علم حضوری به جهان محسوس، از طریق علم حضوری به جهان مثال به عنوان علت، باطن و حقیقت جهان محسوس فراهم آید. وجود سیال (جهان محسوس)، ظهور جهان ثابت (جهان مثال) در زمان است.
۶.

سازگاری خودآیینی با آتوریته دینی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲۳
خودآیینی از کانت به بعد فضیلتی عقلانی به شمار می آید که فرد را مستقل از دیگری دارای توانایی انتخاب و تصمیم گیری در حوزه هایی مانند اخلاق، سیاست و معرفت فرض می کند. شخص خودآیین با این تعریف در مقابل هر آتوریته شامل آتوریته دینی مقاومت نشان می دهد. به همین دلیل همواره خودآیینی مانع از پذیرش آموزه های دینی بدون شاهد مستقل قلمداد می شود. در این تصویر، دوراهی بین باور دینی و عقلانیت انتخاب سختی را پیش روی انسان مدرن دیندار قرار داده است. انسان مدرن ناگزیر است عقلانیت را به کنار نهاده و متعبدانه به دین باور داشته باشد یا باورهای دینی خود را محدود به گزارهای اندکی کند که برای آن شاهدی داشته باشد. فیلسوفانی مانند زاگزبسکی، کُدی و رابرت و وود در تلاشند با تحلیل دوباره مفهوم خودآیینی تفسیری از آن ارائه کنند که با پذیرش آتوریته معرفتی از جمله آتوریته دینی ناسازگاری نداشته باشد. در این مقاله پس از مرور تعریف خودآیینی و تاریخچه آن بر چرایی تنافی این مفهوم با آتوریته تمرکز می شود. سپس به رابطه این مفهوم با مفاهیمی مانند استقلال و آتوریته پرداخته می شود. در ادامه با ارائه تفسیری سازگار از این مفهوم با آتوریته رابطه این مفهوم جدید با آتوریته دینی تحلیل می گردد و صورت هایی از سازگاری خودآیینی و آتوریته دینی ارائه می گردد.
۷.

گذر از سیاق بیناشخصی دلیل به درونی گرایی: نکاتی انتقادی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۲
کیت مانه در مقاله «درونی گرایی درباره دلیل: غم انگیز اما صادق؟» (2014) طرحی برای دفاع از درونی گرایی درباره دلیلِ هنجاریِ عمل پیش می نهد. به نظر او، باید به سرشت بیناشخصی دلیل نظر کنیم تا در یابیم دلایل محدود به وضع روانشناختی فاعل هستند. با این وصف، دلایل آن ملاحظاتی هستند که فاعلِ آرمانی در فرایند دلیل آوریِ آرمانی با فاعل به آنها اشاره کند. ایده مانه این است که اگر این شرط برقرار باشد، چالشی برای بیرونی گرایی و زمینه ای برای دفاع از درونی گرایی فراهم است. در مقابل، در این مقاله به یکی از ابهام های فرایند دلیل آوریِ آرمانی اشاره می کنیم، یعنی آرمانی بودن یا نبودن زمان ِ این فرایند. استدلال می کنیم که آرمانی در نظر گرفتن زمان ترجیح دارد و این مانعی برای استدلال مانه است.
۸.

بازشناسی نسبت فرد و جامعه به مثابه مبنایی هستی شناسانه در آرای اجتماعی علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۶
فلسفه اجتماع دانشی است که با روش عقلی و برهانی، مسائل کلی اجتماع را مورد بررسی و کاوش قرار داده و ضمن بحث از هستی، چیستی، چرایی و چگونگی اجتماع، به دنبال کشف حقیقت آن، برای استخراج قوانین کلی است تا به سبب آنها، دستیابی جامعه و افراد آن به سعادت را ممکن و سهل کند. پژوهش حاضر سعی دارد با روش تحلیل محتوا و با تمرکز بر آثار علامه طباطبایی، به مسأله اصالت فرد و جامعه و کشف نسبت و رابطه میان آنها پرداخته و تأثیرات نگاه ایشان به مسائل یادشده را به عنوان مبانی هستی شناختی جامعه مورد مطالعه قرار دهد. یافته ها نشان می دهد، علامه طباطبایی در دوگانه اصالت فرد و جامعه، اصالت را در مرتبه اول به فرد داده، جامعه را امری اعتباری می داند و جامعه اعتباری، در مرتبه دوم و بالتبع، بهره ای از اصالت خواهد یافت؛ بر این اساس می توان تأثیر و تأثرات طرفینی را برای فرد و جامعه قائل شد. بهره گیری از این مختصات جامعه، مبنایی مهم در مطالعات جامعه شناختی بوده و نقش به سزایی در شکل گیری آرای اجتماعی علامه طباطبایی داشته اند.
۹.

باز تعریف معقول اول براساس مفهوم وجود

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
مسئله اصلی این مقاله، بررسی تقسیم بندی مطرح از معقولات به اول و ثانی منطقی و فلسفی و قرار گرفتن مفهوم وجود تحت عنوان معقول ثانی فلسفی است و ذیلاً نقد آن و ارائه دلیل بر لزوم ارائه تقسیم بندی جدید است و هدف از این پژوهش بیان بازتعریف دقیق تر از معقولات اول و ثانی منطقی و فلسفی و تبیین قرار دادن مفهوم وجود تحت عنوان معقولات اول است. در این مقاله با اشاره به سابقه موضوع معقولات در اندیشه فلسفه اسلامی، استدلال معقول ثانی فلسفی بودن مفهوم وجود مورد مداقه قرار می گیرد و با فرض اصالت وجود استدلال می گردد که مفهوم وجود می تواند از سنخ معقولات اولی باشد. این مقاله در عین روش بنیادی، مقاله توصیفی نیست، بلکه نقد و ارائه نظر است. در این مقاله اثبات می شود که اعتباری بودن مفهوم وجود، دلیل بر معقول ثانی فلسفی بودن آن نیست. با توجه به مرادهای مختلف وجود و جداسازی آنها از یکدیگر، نظر مختار مقاله تبیین می گردد و در پایان با توجه به اشکالات و پاسخ های مطرح در متن مقاله، بازتعریفی از معقول اول، معقول ثانی فلسفی و معقول ثانی منطقی ارائه می گردد.
۱۰.

نظریه حمل سید صدرالدین دشتکی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
دشتکی در ارائه نظریه حمل خود، از دو نظریه بدیل یاد می کند؛ «ثبوت امر لامر» و «تغایر مفهومی موضوع و محمول و اتحاد در ذات». دشتکی با نقد این دو دیدگاه، «تغایر اعتباری و اتحاد در وجود» را به عنوان نظریه حمل استاندارد معرفی می نماید. تحلیل ویژه دشتکی از مشتقات نقش مهمی در این نظریه دارد. انکار نسبت از دیگر عناصر تشکیل دهنده نظریه دشتکی است و با کمک آن می تواند حمل را به هوهویت و عینیت موضوع و محمول تحلیل کند. دشتکی در می یابد که هر یک از بساطت یا ترکب مشتق با نظریه حملی که او به دنبال آن می باشد، در تنافی اند و لذا تحلیل ویژه ای از مشتقات عرضه می کند. تحلیل او از مشتقات، راه را برای تفکیک دوگانه «ثبوت مبدا برای موضوع» و «اتحاد محمول و موضوع» هموار می سازد و او را در تحلیل قاعده فرعیه و جهت در عقدالوضع یاری می کند. همه این عناصر به یاری دشتکی می آیند تا بتواند قضایای لابتیه، هلیه بسیطه و معدوله را تحلیل کند و نظریه حمل منتخب خود را در مورد آن ها به کار گیرد.
۱۱.

Muslim Philosophers on the Relation between Metaphysics and Theology

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۸
In different parts of Metaphysics , Aristotle presents different (and apparently, conflicting) views on the nature and subject matter of the discipline in question. These different characterizations led to wide-ranging interpretations of the relation between metaphysics and philosophical theology. Muslim Philosophers adopted two different views. Al-Kindi and al-Farabi (in some of his works) endorsed the view that metaphysics is the same as theology as far as its subject matter is the First Cause (God) and it deals essentially with incorporeal entities. After Avicenna, however, a second view became dominant according to which metaphysics has a broader realm that embraces theology as its most noble part. The rationale behind this view is that the subject matter of metaphysics is “being qua being”, or unconditioned existent, in its broad sense so that philosophical theology can be taken as discussing some of the proper accidents of the unconditioned existent. This view requires that metaphysics cannot be a secular discipline and should be totally consistent with theology. It also provides us with a certain interpretation of what is usually called “Islamic philosophy.”
۱۲.

نقش مسئله بساطت یا ترکب مشتق در شکل گیری استدلال شیخ اشراق بر اعتباریت وجود و پاسخ های آن

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۵۰
شیخ اشراق از مدافعان اعتباریت وجود به حساب می آید. سه استدلالی که او برای اثبات این نکته به کار می گیرد، بر پایه دوگانه بساطت یا ترکب مشتق استوار است. صدرالمتألهین با ارائه تحلیلی نو از ترکب مشتق و جداسازی مرز خصوصیات مفهومی از ویژگی های مصداقی، خود را از همه اشکالات سهروردی می رهاند. مظفر سعی دارد با مبنی قرار دادن بساطت مشتق به استدلال سهروردی اشکال کند؛ اما جدا از اشکالات عدیده ای که بر نظریه بساطت مشتق وارد است، سهروردی در فرض بساطت مشتق نیز اشکالاتی را بر تحقق خارجی وجود وارد نموده که باید به آن ها پاسخ گفت. علامه طباطبایی اصل استدلال سهروردی را غلط می شمرد و در نتیجه هر گونه تلاش برای پاسخ گویی به آن را تأیید نوعی استدلال اشتباه در سنت فلسفی می انگارد. استدلال مزبور و هر گونه استدلال زبان بنیاد ما را به ورطه خلط حقیقت و اعتبار خواهد انداخت و به کلی نمی توان از مباحث اعتباری، تعهدات متافیزیکی انتظار داشت.
۱۳.

بررسی دیدگاه ملاصدرا درباره استمرار اشیاءِ درزمان در پرتو اکنون گرایی اولویّتی

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
در متافیزیک تحلیلی معاصر دو نظریّه رقیب در مسأله چگونگیِ استمرار اشیاء در زمان موجود است، دوام گرایی (endurantism) و امتدادگرایی (Perdurantism). براساس دوام گرایی اشیاء سه بعدی اند و از طریق حضور تام در هر لحظه از زمان موجودند و براساس امتدادگرایی اشیاء چهاربعدی اند و علاوه بر اجزاء مکانی، دارای اجزاء زمانی نیز هستند. اوّلی اکنون گرایی و دوّمی سرمدی گرایی درباب زمان را پیش فرض می گیرند. اکنون گرایی این ایده است که تنها «اکنون» و محتویات آن موجودند و گذشته/آینده واقعیت ندارند. براساسِ سرمدی گرایی تمامیِ مواضعِ زمان یعنی گذشته/اکنون/آینده به نحو مساوی موجود و واقعی هستند. از ترکیب نظریات زمان و استمرار چهار ترکیب بوجود می آیند: 1. امتدادگرایی/سرمدی گرایی، 2. دوام گرایی/سرمدی گرایی، 3. دوام گرایی/اکنون گرایی و، 4. امتدادگرایی/اکنون گرایی. دیدگاه صدرا درباره استمرارِ در زمان، با (1) و (4) شباهت دارد امّا، بدلیل ناسازگاریِ درونی(4) و ناسازگاری اش با (1)، دیدگاه صدرا این دو هم نیست و بلکه، ایده پنجمی می تواند باشد که می توان آن را امتدادگرایی/اکنون گرایی اولویّتی نام نهاد که بر اساس آن هویّات اکنون به صورت بنیادینِ درزمانی موجودند و گذشته/آینده موجودند امّا، بر اکنون مُبتَنی هستند.
۱۴.

نظریه عدمی شر؛ چالش ها و پاسخ ها

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
نظریه عدمی شر نظریه عامی در باب ماهیت شرور است که بر طبق آن همه شرور سرشتی عدمی (یا به تعبیر دیگر، سلبی) دارند. در سده های میانه فیلسوف الهیدانان مسیحی برجسته ای همچون سنت آگوستین و توماس آکوئینی طرف دار این نظریه بوده اند. این نظریه پس از قرن ها کم توجهی اخیراً در میان فیلسوفان دین معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله پس از مروری کوتاه بر پیشینه تاریخی این نظریه در دیدگاه آگوستین و آکوئینی، تفسیری از نظریه عدمی در فلسفه دین معاصر ارائه خواهیم داد. سپس برخی ادله له این نظریه را مطرح می کنیم و نشان خواهیم داد که این ادله چندان قابل قبول نیستند. در ادامه، ادله مخالفان نظریه عدمی را طرح و بررسی می کنیم. تکیه این ادله بر طرح دو نمونه نقض برای نظریه عدمی است: درد و شرور اخلاقی. در هر دو مورد، ابتدا مهم ترین دیدگاه های طرفین نزاع طرح و بررسی می شوند و در ادامه استدلال می شود که ضعف اساسی در ادبیات معاصر این بحث کم توجهی به دیدگاه های مرتبط در شاخه های دیگر فلسفه معاصر به خصوص دو حوزه فلسفه ذهن و فلسفه اخلاق است. به نظر می رسد تعیین تکلیف درباره نظریه عدمی شر به عنوان یک نظریه مطرح در حوزه فلسفه دین بدون روشن کردن مبانی این بحث در دو حوزه فلسفه ذهن و فلسفه اخلاق ممکن نیست.
۱۵.

ذات در فلسفه ابن سینا

تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۹۵
با تأمل در آثار ابن سینا مشخص می شود ابن سینا ذات را در حوزه ذات نوعی در دو معنای ماهیت و طبیعت و در حوزه ذات فردی به ویژه، درباره واجب تعالی در معنای وجود به کار گرفته است. در این میان، معنای دوم (طبیعت) که حاصل پژوهش او در شناخت اشیاء است، بر معنای اول (ماهیت) ابتناء دارد. بر اساس همین معنای از ذات، وی در فرآیند آزمایش فکری و با استفاده از توان ذهنی انسان اعتبارات گوناگونی برای ذات مطرح ساخته، از لوازم و مقتضیات شکل گیری هر یک از این اعتبارت در علوم متفاوت سخن می گوید. تفکیک معانی در میان دو حوزه ذات نوعی و ذات فردی و تفکیک اعتبارت مذکور نزد ابن سینا منجر به آشکارسازی ایده ذات باوری وی شده، این نتیجه را به دست می دهد که ذات باوری ابن سینا با موجودباوری وی منافاتی ندارد و انواع و حدود تام به دلالت مطابقه نشان دهنده ذات اشیاء هستند.
۱۶.

مبانی الاهیاتی صلح و جنگ در سنت علوی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۹
از میان رویکردهای گوناگون در بررسی مسئله صلح و جنگ در سنت علوی، رویکرد الاهیاتی اهمیت خاصی دارد. در این مقاله ضمن استناد به مدارک و منابع تاریخی می کوشیم با نگاهی تحلیلی، مبانی و ریشه های الاهیاتی این مسئله را در سنت امام علی (ع) بکاویم. بنا بر نتایج این تحقیق، مهم ترین مبانی الاهیاتی صلح و جنگ در سنت علوی عبارت اند از: رحمت الاهی، شناساندن توحید، تقابل حق و باطل، تقابل هدایت و ضلالت، دفاع از آموزه های اسلام و سنت نبوی و فرمان الاهی مبنی بر مقابله با پیمان شکنان. نتیجه کلی این اصول، نوعی صلح گرایی (تقدم صلح بر جنگ) و اختصاص تجویز جنگ به مواقع اضطرار در سنت علوی است.
۱۷.

نظریه چهاربعدگرایی لوئیس و مسئله تغییر

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۸۷
چهاربعدگرایی (در مقابل سه بعدگرایی)، دیدگاهی در متافیزیک معاصر است که به موجب آن، اشیای عادی، هویاتی چهاربعدیند که به واسطه داشتن اجزای زمانی متمایز در زمان های مختلف بقا دارند. یکی از اشکال عمده این نظریه، مشهور به نظریه کرم های مکانی- زمانی که توسط دیوید لوئیس پیشنهاد شده است، مدلول اشیا را مجموع چهاربعدی اجزای زمانی می داند. لوئیس بر این عقیده است که چهاربعدگرایی، تنها راه حل قابل دفاع مسئله به اصطلاح اوصاف نفسی موقتی است و به نیکی در برابر اشکالات ممکن مختلف قابل دفاع است. نوشتار حاضر ضمن تأکید عمده بر این مسئله، قصد دارد نسخه چهاربعدگرایی لوئیس را مورد ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، پس از معرفی این مسئله، راه حل مبتنی بر اجزای زمانیِ لوئیس مورد تبیین و بررسی قرار می گیرد. استنتاج ما این است که چهاربعدگرایی پیشنهادی لوئیس، افزون بر مشکلات آن در فراهم نمودن راه حلی مقبول برای مسئله تغییر نفسی و مسئله تغییر به طور عام، تبیینی غیرشهودی از بقا و مفاهیمی غیراستاندارد و ناآشنا از تغییر و اتصاف ارائه می کند و در حفظ معنایی از وحدت که در مفهوم شیء بودن ضرورت دارد، ناموفق است.
۱۸.

چالش تبیین های کلامی در مشکله توحید افعالی خداوند و فعل اختیاری انسان

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۸۸
یکی از مسائل دشوار مبحث جبر و اختیار، چگونگی تفسیر نظریه «امرٌبینَ الامرین» و جمع فاعلیت مطلقه الهی در صحنه نظام عالم با فاعلیت مختارانه انسان در افعال خویش است. ادله عقلی و وجدانی و نیز آیات قرآنی بر تاثیر هر دو یعنی خداوند و انسان در فعل اختیاری انسان گواهی می دهند. اما چگونگی تأثیر دو فاعل مختار در فعل واحد، و پیچیدگی های فراوان مسئله، بسیاری از تقریرها و تمثیل های بسیط کلامی أمربین الأمرین را با مشکل ناکارآمدی و نارسایی در تبیین مواجه ساخته است؛ به طوری که این قرائت ها در مواجهه با این مسئله، غالباً به سوی تفویض کشیده می شوند و از عهده تعیین و تبیین نقش حق تعالی در فعل اختیاری انسان برنمی آیند. در مقاله حاضر، بعد از تحلیل آیات مربوط به مسئله و شواهد نقلی نظریه امربین الامرین، تفسیرهای متکلمان از این نظریه در هفت دسته کلی مورد تحلیل و نقد قرار گرفته و میزان کارآیی آنها در پاسخ به مسئله فوق، ضعیف ارزیابی شده است.
۱۹.

اصالت وجود؛ مسئله ای بدیهی یا نظری؟

تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
مسئله اصالت وجود به گونه ای که چند قرن اخیر مطرح است، از زمان ملاصدرا آغاز شده است و از همان زمان نیز بداهت این مسئله مطرح بوده است. ما در این نوشتار به روشی تحلیلی تاریخی به بررسی این مسئله پرداخته و نشان داده ایم که چون اصالت وجودی ها ویژگی هایی چون بساطت برای وجود برمی شمرند، بدیهی دانستن این مسئله، طفره ناموجهی از اشیاء پیرامونی به وجودی با آن ویژگی هاست. پذیرفتن دیدگاهی نیز که قائل به اصالت وجود و عینیت ماهیت است، در اشیاء پیرامونی ما، امری خلاف مشهود ماست. همچنین از مواردی نام برده ایم که می توانسته است دستاویز فیلسوفان اصالت وجودی برای روی آوری به نظریه بداهت اصالت وجود باشد.
۲۰.

معناشناسی علم الهی از دیدگاه علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۲۶
دیدگاهِ غالبِ علامه طباطبایی در معناشناسی صفات الهی و از جمله علم الهی، دیدگاه " اصلِ معنا"ست. اما این نظریه به عنوان مبنایِ معناشناختی در فلسفه ی علامه، با مبنای معناشناختی دیگری در فلسفه ی ایشان یعنی قاعده ی سیاق، در تعارض است؛ این مقاله سعی دارد که با تبیین سیاقِ کلام و ارائه ی آن به دیدگاهِ اصل معنا، نواقص این دیدگاه را بیان کند و دیدگاهی را معرفی نماید که در عین توجه به هسته ی معنایی (معنای اولیه و شرح اللفظی)، به توسعه ی این معنا در سیاق های مختلف بپردازد. این روش در صفت علم الهی از دیدگاه علامه طباطبایی بررسی می شود تا معنایِ این علم از تشبیه مبرا گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان