فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۲۱ تا ۲٬۷۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به سنخ شناسی دین داری در میان گروهی از جوانان 21 تا 36 ساله ی شهر رشت می پردازد. رویکرد پژوهش ،کیفی و با روشِ تحلیلِ روایت و با ابزار مصاحبه نامه از نوع روایی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از آرای جامعه شناسان دین در خصوص وضعیت دین داری در جهان مدرن و حجم به دست آمده از نمونه های پژوهش، 16 تن بوده است. مهم ترین نتایج پژوهش عبارتند از: 1) تمام مصاحبه شونده ها از فرهنگ دینی خانوادگی فاصله گرفته بودند و از دین داری خانواده ی خاستگاهی به نحو قابل توجهی دور شده اند؛ 2) آنان از الگوی دین داری رسمی که شریعت مدارانه و همچنین الگوی دین داری حوزوی که فقه مدارانه است، نه تنها به نحو اساسی فاصله دارند؛ بلکه منتقد آن نیز هستند؛ 3) الگوی مسلط دین داری، دین داری عاطفی است؛ 4) تأثیرگذاری تجربه هایِ زیسته و نظام های شناختیِ در دسترس آنان، در شکل گیری مسیر حرکت دین داری شان مشهود و مشخص است، که با دیدگاه نظریه پردازان در چارچوب نظری نیز سازگار است.
بازنمایی تطبیقی چشم انداز و سیاست های نهاد آموزش عالی در هفت کشور جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی تجارب هفت کشور جهان در زمینه ی چشم انداز و سیاست های نهاد آموزش عالی این کشورها بود. این مطالعه، از نوع کیفی بوده و با روش مطالعه ی تطبیقی جورج بردی انجام شده است. نمونه های مورد مطالعه، به شکل هدفمند و با نظر خبرگان این قلمرو با در نظر گرفتن پراکندگی جغرافیایی و متفاوت بودن سیستم آموزش عالی، هفت کشو؛ آمریکا، ایران، آلمان، انگلستان، روسیه، ژاپن و چین هستند. ابزار پژوهش برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز، فیش برداری از اسناد و گزارش های بین المللی، مقالات و کلیه ی مدارک موجود بود. مراحل این پژوهش به دو مرحله؛ توصیف و تفسیر، همجواری و مقایسه تقسیم بندی می شود..این مطالعه نشان داد جریانهای قوی چون ؛ بین المللی شدن، تضمین کیفیت، ارتباط با صنعت، استقلال فزاینده ی دانشگاهها وتحول درشیوه های سنتی حکمرانی دانشگاهی؛ اکنون فقط مخصوص کشورهای توسعه یافته نیست. این جریانات غالب درنظام های شرقی چون؛ چین و ژاپن و کشورهای درحال گذاری چون ایران و روسیه نیز مشهودند. تمایزهایی نیز که به چشم می خورد؛ علاوه براینکه از بافتار تاریخی وفرهنگی اثر می گیرد، به فاز و مرحله ی توسعه و توان علم و فناوری کشورها مرتبط است.
آزمون بین کشوری نظریه بازار دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
3 - 31
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برای آزمون تجربی نظریه بازار دین سازمان داده شده است. در فرمول بندی اصلی نظریه بازار دین، کاهش تنظیمات دینی حکومت در یک جامعه، تکثر مذهبی را پرورش می دهد، تکثر مذهبی موجب رقابت می گردد و رقابت بنگاه ها یا مؤسسات مذهبی با یکدیگر موجب عرضه بیشتر و کارآمدتر محصولات مذهبی می شود که برآیند همه این ها به عنوان نتیجه نهایی، افزایش دین داری و سرزندگی مذهبی در کلِ جامعه خواهد بود. این استدلال نظریه بازار دین به صورت فرضیه ای مبنی بر ارتباط منفی تنظیم حکومتی دین با التزام مذهبی فرموله گردید. جهت وارسی اعتبار تجربی این تئوری، فرضیه مذکور با داده های ثانویه از 179 کشور مقابله شد تا میزان انطباق و تناظر پیش بینی تئوری بازار دین با شواهد تجربی مورد ارزیابی قرار گیرد. در مجموع، یافته های این تحقیقِ بین کشوری نتوانست حمایت جدی و قابل اعتمادی برای تئوری بازار دین در تبیین واریانس سطوح التزام مذهبی فراهم آورد.
دقتمندی در تحقیقات کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
67 - 95
حوزههای تخصصی:
انجام مطالعات اجتماعی تجربی به روش کیفی و فضای تکوینی و درحال جافتادن این روش ها بحث ارزیابی این تحقیقات و اعتبار و دقتمندی یافته های این پژوهش ها را مطرح کرده است. به خصوص این مسئله در کشور ما با حجم پایین مقالات چاپ شده در این زمینه، بسیار نمایان بوده و جست وجوی منابع و مقالات مرتبط با بررسی استاندارهای ارزیابی تحقیق کیفی و انگشت شمار بودن آن ها گواهی بر مسئله مند بودن این موضوع است. کنکاش در این موضوع، دغدغه نویسندگان این نوشتار است. در این کار پژوهشی سه بخش مولفه های تحقیق، معیار تحقیق و استراتژی های تحقیق از هم تفکیک گردیده اند. با بررسی مولفه هایی همچون ویژگی های محقق، چهارچوب مفهومی، عوامل زمینه ای، اهداف و سئوالات تحقیق، رویه های جمع آوری داده، مدیریت و تحلیل داده ها، بر اهمیت رعایت معیارهای دقتمندی در هر یک از این مولفه ها تاکید می شود. این مقاله به تفکیک معیارهای دقتمندی از استراتژی های دقتمندی و البته ارتباط بین این دو اصرار دارد. برای حصول دقتمندی، معیارهای متنوعی توسط اندیشمندان ارائه شده است که برخی از آن ها عبارتند از: قابل قبول بودن، قابلیت انتقال، قابلیت اتکاء، قابلیت تاییدپذیری، انسجام، کفایت نمونه گیری، اعتبار کاربرپذیری و اعتبار اخلاقی. این معیارهای با شدت و ضعف هر یک با استراتژی هایی همچون تفحص همتا، بازتاب پذیری، توصیف فربه، کنترل عضوها، مشاهده کننده بیرونی، پیچیدگی تحلیل و کفایت مرجع در ارتباطند.
نظام راهبردهای حمایت از مراقبان خانوادگی سالمندان تهران در افق 1430(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۳
33 - 87
حوزههای تخصصی:
تغییرات جمعیتی، خانوادگی، اقتصادی، شغلی و فرهنگی به موضوع حمایت از سالمندان در آینده ابعاد پیچیده ای بخشیده است. یکی از ارکان این حمایت، مراقبان خانوادگی هستند که ما در این تحقیق در صدد ارائه راهبردهای برای حمایت از آنها هستیم. روش شامل چهار بخش می باشد: بخش اول؛ دو پیشران اصلی (که از16 عامل کلیدی تشکیل شده اند) موثر بر حمایت از سالمندان با توجه به نتایج مطالعات پیشین و مصاحبه با نخبگان استخراج گردید بخش دوم: برای هر پیشران دو وضعیت مطلوب و نامطلوب متصور است که از تقاطع آنها چهار سناریو استخراج گردید. بخش سوم: راهبردهای حمایت از مراقبان غیررسمی سالمندان از طریق مصاحبه با متخصصان استخراج گردید. نمونه شامل 20 متخصص حوزه سالمندی می باشد. مرحله چهارم: راهبردها و سیاست های استخراج شده برای هر سناریو با تکنیک پرسشنامه توسط پانل نخبگان مشخص شد و با روش HAP و با نرم افزار AHP-SOLVER اولویت بندی شدند. پیشران های موثر بر حمایت از مراقبان غیر رسمی سالمندان شامل ؛ "وضعیت فرهنگی- اجتماعی" و "منابع در اختیار" می باشد. راهبردهای مطرح شده جهت حمایت از مراقبان شامل؛ خدمات مالی به مراقب، خدمات بیمه های درمانی و حوادث، ارائه بسته های حمایتی ، ارائه خدمات آموزشی مورد نیاز مراقب، ارائه فرجه مراقبتی و کمک مراقب به مراقب می باشد.
سید فخرالدین شادمان، ایستاده بر زمینِ زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
3 - 21
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در صدد است به خوانشِ اندیشه "سید فخرالدین شادمان" از تجدد و مسائل برآمده از آن در چارچوب نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه بپردازد، اینکه چه رویکردِ سلبی یا ایجابی نسبت به تجدد، و خاستگاه آن غرب، در گفتمان شادمان شکل بندی شده است و چه نظامی از معانی و مفاهیم را در مواجهه با تجدد و شکاف های هویتی ناشی از آن برساخته است. او پرسش و پاسخِ خود از چگونگیِ این مواجهه و جذب یا طردِ ملزومات و وقته های تمدن غرب را در کتابِ تسخیر تمدن فرنگی در دهه 1320 شمسی صورت بندی می کند، و با باور به تجددی هدایت شده و برنامه ریزی شده در زنجیره گفتمان های بومی گرا معتقد است جانمایه تجدد و پیشرفت غرب فقط در علم آن محدود می و این علم را باید اخذ کرد پیش از آن که سایر عناصرِ فرهنگِ مهاجمِ غربی، سوژه های مستقر در وضعیتِ فرهنگی-اجتماعی سنتی را مسخر خود سازند و از محتوای هویتی شان تهی کنند. شادمان پروژه تسخیرِ تمدن غرب را امکان پذیر نمی داند مگر با خودآگاهی و وحدت ملی که او این هر دو را با مفصلبندی حولِ دال مرکزی زبان فارسی به عنوان بازنمایِ هویت و خِرد ملی ممکن دانسته و تلاش می کند با ایجادِ خصلت تعیّن کنندگی در زبان فارسی، مواضعِ سوژگی پراکنده را از مقامِ خودِ حقیرِ تجدد زده یا سنت زده به موضعِ منسجم و یک پارچه خودِ آگاه و اصیل، ارتقا دهد تا سوژه به واسطه این خودآگاهی به بومی سازی تجدد پرداخته و ایران را از وضعیتِ سلطه و تسخیر غرب برهاند.
مطالعه نقش میانجی قابلیت عاطفی سازمان در تأثیرگذاری تفکر استراتژیک بر گرایش به کارآفرینی (مورد مطالعه: وزارت صنعت، معدن و تجارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی سازمانی یکی از سازوکارهای مطلوب برای پاسخگویی به تحولات محیطی در فضای کسب وکار است. سازمان های کارآفرین با نهادینه سازی کارآفرینی، موجب پویایی در درون سازمان می شوند. این سازه، مرتبط با عوامل عدیده ای است که از بین این عوامل، در پژوهش حاضر، عامل سطح برخورداری مدیران از تفکر استراتژیک در بین کارکنان وزارت صنعت، معدن و تجارت با تأکید بر قابلیت عاطفی سازمان به عنوان متغیر میانجی مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان ستادی وزارت صنعت، معدن و تجارت است که تعداد آنها بر اساس آمار معاونت توسعه منابع انسانی در پائیز سال 2017 ، 1873 نفر بوده که از بین آنها با استفاده از فرمول کوکران، 320 نفر به روش نمونه گیری سیستماتیک به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. اعتبار وسیله اندازه گیری مورد استفاده، اعتبار محتوایی بوده و برای برآورد پایایی از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است. هم چنین برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزارهای SPSS و Amos استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که از یک سو، تفکر استراتژیک تاثیر مستقیم و معنی داری بر قابلیت عاطفی سازمانی کارکنان وزارت صنعت، معدن و تجارت دارد و از سوی دیگر، تفکر استراتژیک به واسطه قابلیت عاطفی سازمانی نیز، تاثیر غیر مستقیمی بر کارآفرینی دارد.
پدیدارشناسی سرمایه جنسی: بررسی کیفی در تجربه زیسته زنان جوان قشر متوسط در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه جنسی همچون دیگر انواع سرمایه، ابزاری برای مبادله یا هدفی برای انباشت دارایی های مطلوب انگاشته شده است. به طور خاص انتظار می رود سرمایه جنسی برای زنان که تبعیض ها و محدودیت هایی برای دست یابی به انواع دیگر سرمایه دارند، قدرت چانه زنی در زندگی اجتماعی شان را فراهم آورد. بر این اساس پژوهش حاضر بر آن است تا مبتنی بر رویکردی پدیدارشناسی، برساخت سرمایه جنسی در تجربه زیسته زنان جوان را واکاوی کند. بدین منظور با 15 نفر از زنان جوان در شهر مشهد که تجربه های متنوعی از انواع مختلف رسیدگی و مداخله در مدیریت بدنشان داشته اند و به صورت هدفمند انتخاب شده اند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند سرمایه جنسی در فضای بین الاذهانی عاملان اجتماعی مدنظر، مشتمل بر مجموعه ای از ویژگی ها ازجمله جذابیت جنسی به منزله بنیان ارزش گذاری، جریان یابی بر محمل بدن، قابلیت تبدیل شوندگی به صور دیگر سرمایه، مبادله پذیری، استهلاک و فرسایش، پیروی از پدیده عرضه و تقاضا، خردشوندگی، تجمیع پذیری و استانداردیابی نسبی و بازآفرینی (مجدد و مضاعف) ازطریق سرمایه گذاری است. افتراق در تجربه عاملان اجتماعی از شکل گیری، انباشت و مبادله سرمایه جنسی، محصول ترکیب بندی ها با شدت و حدت متفاوت از ویژگی های ذکرشده است.
آیا خوشبختی همان شادی است؟ نقش هیجان های دلخواه و هیجان های خوشایند در احساس خوشبختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۳
151 - 174
حوزههای تخصصی:
بیشترِ روان شناسان، خوشبختی را زیاد بودن هیجان های خوشایند و کم بودن هیجان های ناخوشایند می دانند، امّا به باور ارسطو، انسان ها زمانی خوشبخت هستند که هیجان هایی را داشته باشند که می خواهند داشته باشند، حتّی اگر آن هیجان ها ناخوشایند باشند. پژوهش کنونی با هدف بررسی این نظریه ارسطو، به آزمون این فرضیه پرداخت که ناهمخوانی هیجان هایی که فرد دارد و هیجان هایی که می خواهد داشته باشد، با افسردگی رابطه مثبت و با بهزیستی رابطه منفی دارد. در یک طرح همبستگی، فراخوان شرکت در پژوهش به سی هزار مشترک همراه اوّل و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و 1410 نفر (564 مرد) با میانگین سنّی 26 سال در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش، یک پرسشنامه ساخته پژوهشگر برای اندازه گیری هیجان های خواسته و داشته، مقیاس افسردگی مرکز پژوهش های همه گیر شناختی، و مقیاس رضایت از زندگی بود. تحلیل های همبستگی و رگرسیون نشان داد که ناهمخوانی مطلق هیجان های خواسته و داشته (که نشان می داد هر آزمودنی تا چه اندازه هیجان های دلخواه خود را تجربه کرده است)، حتّی در آزمودنی هایی که هیجان های خوشایند را بیشتر و هیجان های ناخوشایند را کمتر از آنچه می خواستند تجربه کردند، و حتّی پس از کنترل آماری هیجان های تجربه شده، توانست افسردگی بیشتر و بهزیستی کمتر را پیش بینی کند. پس خوشبختی فقط هیجان های خوشایند نیست، بلکه هر هیجانی، اگر دلخواه ما باشد می تواند به خوشبختی ما کمک کند.
طرح های عمرانی به مثابه پروژه های هِژمونیک؛ تحلیل کارکردهای صنعت خیال پردازی (Imagineering) در مناطق مرزی (مورد مطالعه شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت خیال پردازی شامل استراتژی ها و عملکردهایی از سوی مدیران و برنامه ریزان شهری است که از این طریق تصور و خیال زندگی در یک شهر رو به توسعه را، که دارای استانداردهای جهانی است، برای شهروندان خلق می کند و از طریق این وهم سازی و خیال پردازی ها، شهروندان را از کاستی ها و نارسایی های شهری و مدنی غافل می سازد. هدف مقاله ی حاضر بررسی ماهیت صنعت خیال پردازی و کارکردهای آشکار و پنهان آن در جامعه و شکل دهی الگوهای ارزشی و رفتاری در مناطق مرزی، به ویژه، شهروندان شهر سقز است. به این منظور براساس پارادایم رئالیسم انتقادی و با استفاده از روش پژوهش اسنادی و با نمونه گیری هدفمند منابع لازم برای تبیین موضوع گردآوری شد. نتایج بررسی داده ها نشان داد این صنعت دو کارکرد مهم دارد که عبارت اند از «سرپوش گذاردن بر کاستی های شهر» و «مصرف گرایی». پدیده ی مصرف گرایی از طریق فرایندهای «اغوا» و «بمباران نشانه» منجر به «توده ای سازی جامعه»، «تضعیف اندیشه ورزی انتقادی» و در نهایت «بازتولید سلطه ی هژمونیک» سیاست های صنعت خیال پردازی شده است. این سلطه ی هژمونیک نیز به نوبه ی خود مدیریت شهری ضعیف و ناکارآمد را بازتولید و تثبیت می کند. از نظر اجتماعی این تلاش ها برای سرپوش گذاری بر چالش ها و نواقص شهر، از طریق بر برپا کردن بناها و مراکز تفریحی و تجاری که فقط رنگ و لعاب بیرونی جذابی دارند و از درون تهی هستند، چیزی جز افزایش بی اعتمادی اجتماعی، بی تفاوتی مدنی و تضعیف هویت ملی در میان مرزنشینان ندارد.
بررسی رابطه ادراکات فعالیت های مدرسه ای و راهبردهای یادگیری خود تنظیمی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراکات ادراکات فعالیت های کلاسی و راهبردهای یادگیری خود تنظیمی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود.روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نوع پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه اماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 1397-98 بود که با استفاده از فرمول کوکران و با روش خوشه ای، تعداد اد 322 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی( MSLQ ) پینتریچ و دی گروت (1990)، پرسشنامه سنجش ادراکات فعالیت های کلاسی جنتری و همکاران (2002) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی مک اینرنی (ISM) (1992) بود. تجزیه و تحلیل داده ها بااستفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و مدل یابی معادله ی ساختاری برای بررسی برازش الگوی معادله ی ساختاری با داده های جمع آوری شده، وبا استفاده از نرم افزار Spss نسخه 21 و AMOS نسخه 18 در سظح معناداری 0.05 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که ادراکات فعالیت های مدرسه ای و راهبردهای یادگیری خود تنظیمی بر عملکرد تحصیلی در بین دانش آموزان دبیرستان شهر سبزوار رابطه مثبت و معنی داری داشتند (P < /span><0.005).نتیجه گیری: براساس یافته ها آموزش خودتنظیمی در افزایش راهبردهای یادگیری و عملکرد تأثیر داشته است و میزان استفاده از راهبردهای شناختی، راهبرد فراشناختی و راهبردهای مدیریت منابع را بیشتر گزارش کرده بودند و همچنین عملکرد تحصیلی بالایی داشتند.
تحرک اجتماعی میان نسلی در بین شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
201 - 232
آمارهای تنبلی اجتماعی و نشانگرهای آن و میزان پایین تحرک اجتماعی صعودی و روند رو به رشد عوامل خطرآفرین آن از مسائل مهم جامعه امروز ایران است. هدف این تحقیق مطالعه میزان و شناسایی عوامل تحرک اجتماعی میان نسلی به عنوان مسئلیه اجتماعی در بین شهروندان بالای 25 سال کلان شهر تهران است. از درون نظریه های مختلف، قدرت اجتماعی، قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی، قدرت اقتصادی و قدرت نمادین استخراج و به عنوان عوامل مؤثر بر تحرک اجتماعی سنجش شده است. تحرک اجتماعی میان نسلی به عنوان متغیر وابسته با تفاضل اولین شغل و شغل فعلی پاسخگویان، با اولین شغل و آخرین شغل پدرانشان عملیاتی شده است. روش اصلی پژوهش پیمایش، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه، حجم نمونه 1054 نفر و شیویه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فقط 30 درصد مردم تهران تحرک اجتماعی میان نسلی صعودی داشته اند که میانگین آن در دامنه ای از صفر تا 100، برابر با 20 است. قدرت اجتماعی درحد زیاد، قدرت نمادین در حد متوسط، قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی در حد خیلی کم و قدرت فرهنگی خانواده نیز در حد اندک بدست آمده است. قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی با تحرک اجتماعی میان نسلی دارای همبستگی معنادار بودند. رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهایی مانند محل تولد، وضعیت تأهل و شبکه فامیلی بر تحرک اجتماعی میان نسلی تأثیر مستقیم داشته اند. 042/0= R2 نشان می دهد رابطیه علی بین تحرک میان نسلی و متغیرهای زمینه ای بسیار ضعیف است و تحرک میان نسلی چندان از عوامل درون مدل نظری پژوهش تبعیت نمی کند. تحقیق نشان می دهد بسیاری از عوامل مورد توجه نظریه پردازان اجتماعی تاثیری در تحرک اجتماعی میان نسلی شهروندان تهرانی در این مقطع زمانی نداشته اند و شرایط تحرک اجتماعی میان نسلی در جامعه تهران از مدل ها و عوامل دیگری پیروی می کند که مستلزم پژوهش های وسیع تری است.
زنان در جامعه ی مصرفی: مطالعه ی موردی شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۶
235 - 259
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تلاش شده تا به چگونگی سوژه شدن زنان ایلام در جامعه مصرفی و نحوه ی تولید سوبژکتیویته های زنانه در این جامعه پرداخته شود. چارچوب نظری اتخاذ شده برای پاسخ به این پرسش ها ریشه در آرای ژان بودریار و زیگمونت باومن دارد. روش انجام پژوهش از نوع کیفی و به شیوه ی موردپژوهی ابزاری است، به نحوی که چارچوب نظری مشخص کننده و تعیین کننده موارد تحقیق است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و با 20 نفر از زنان در دو طیف همنوا و ناهمنوا در جامعه مصرفی شهر ایلام مصاحبه به عمل آمده است. براساس یافته های این پژوهش می توان گفت جامعه ی مصرفی، با فشار به زنان شهر ایلام برای همنوایی با جامعه ی مذکور، تنهایی و در حاشیه ماندن را برای زنان رقم زده است. به نظر می رسد چنین نظامی با سرکوب زنان ناهمنوا و اغوای زنان همنوا، سوژه هایی مصرف گرا و همنوا تولید و خلق می کند و همزمان آن ها را در یک نظام رؤیت پذیری ادغام می کند.
اثربخشی طرحواره درمانی بر نشانگان بالینی نوجوانان دارای اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۶ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
245 - 255
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی طرحواره درمانی با سه روش فنون شناختی ، تجربی و رفتاری بر کاهش نشانگان بالینی نوجوانان دختر دارای اختلال شخصیت مرزی بود.روش: پژوهش از نوع طرح عاملی آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران نوجوان دختر در بازه سنی 15 تا 17 سال و مبتلا به اختلال نشانگان مرزی کلینیک درمانی پیوند بخش عمومی شهر بجنورد در سال 1400-1399 بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 40 نفر از آنان انتخاب و در 3 گروه آزمایش(هر گروه 10 نفر) و یک گروه کنترل(10 نفر) جایگزین شدند. گروه های آزمایش تحت 20 جلسه ۹۰ دقیقه ای طرحواره درمانی با فنون شناختی، تجربی و رفتاری قرار گرفتند؛ گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس ویژگی های شخصیت مرزی برای کودکان(BPFS-C) کریگ و همکاران(2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت.یافته ها: نتایج نشان داد طرحواره درمانی با فنون سه گانه ی شناختی ، تجربی و رفتاری در کاهش بی ثباتی عاطفی (F=30/635;P=0/001) ، مشکلات هویتی0/001) (F=35/302 ; P=، روابط منفی (F=19/359 ; P=0.001) و خود جرحی (F=9/723 ; P=0.001) موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود (P<0.05).نتیجه گیری : بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی می تواند به عنوان یک شیوه ی درمانی برای کاهش نشانگان بالینی شخصیت مرزی دختران نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مراکز درمانی به کار برده شود.
The Relationship between Organizational Knowledge and Alavi Meritocracy with the Mediating Role of Human Resource Management: Universities of the Eastern of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to investigate the mediating role of human resource management in the relationship Alavi meritocracy and organizational knowledge. Methodoloy: This descriptive-correlational study was applied in terms of purpose. The statistical population consisted of 1050 employees of public, Payam-e-Noor and Islamic Azad universities in eastern Iran in academic year 2018-2019, of whom 275 were selected as a sample size by a multi-stage (cluster) sampling according to Krejcie and Morgan's table. Research instruments included Naghipurfar's (2013) Meritocracy Questionnaire and Knowledge Management Questionnaire, and Martin's (2011) Human Resource Management Questionnaire. The validity of the questionnaire was assessed by formal validity and its reliability was measured by Cronbach's alpha as 0.81. Also, Data were analyzed by correlation tests and structural equations using the SPSS 22 and Amos 20. Findings: Data analysis showed that there was a significant relationship between organizational knowledge and human resource management with the Alavi meritocracy of the staff (r = 0.61 and r = 0.5, respectively; P <0.01). The results of structural equations also revealed that the effect of organizational knowledge of the staff on Alavi meritocracy was indirectly significant. On the other hand, there was a positive and significant relationship between organizational knowledge and the mediating variable (human resource management) (r = 0.58, P <0.01). Moreover, human resource management directly affected Alavi meritocracy (r = 0.57, P <0.01). Conclusion: Organizational knowledge and human resource management of the staff affect Alavi meritocracy and Alavi meritocracy can be improved by promoting organizational knowledge and human resource management.
رابطه بین فقر قابلیتی و سلامت روان د ر سکونتگاه غیررسمی ارد بیل و مقایسه آن با انواع بافتهای شهری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۷۸
۲۹۲-۲۵۷
حوزههای تخصصی:
مقد مه: فقر قابلیتی و سلامت روان از جمله موضوعاتی هستند که به نظر می رسد از مسائل مهم شهرها و به ویژه سکونتگاههای غیررسمی هستند . از همین رو، هد ف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت مؤلفه های فقر قابلیتی و سلامت روانی و رابطه بین آنها د ر سکونتگاههای غیررسمی شهر ارد بیل و مقایسه وضعیت این سکونتگاه با سایر سکونتگاهها یا بافتهای شهری موجود د ر شهر ارد بیل است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هد ف، کاربرد ی و از حیث ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این تحقیق شهروند ان شهر ارد بیل بود ند که با کمک فرمول ریاضی کوکران، تعد اد 384 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین حجم شد ه و به روش تصاد فی طبقه بند ی شد ه از شهروند ان ساکن د ر انواع بافتهای شهری ارد بیل نمونه گیری شد ه و با استفاد ه از ابزار تحقیق (پرسشنامه طیف لیکرت) از آنها د اد ه جمع آوری شد ه است. د ر همین خصوص جهت بررسی وضعیت مؤلفه های فقر قابلیتی و سلامت روان و رابطه بین آنها از آزمونهای آماری t تک نمونه ای و ضریب همبستگی پیرسون د ر قالب نرم افزار SPSS و جهت مقایسه سکونتگاههای غیررسمی با سایر سکونتگاههای موجود د ر شهری از مد ل رتبه بند ی KOPRAS و برای سطح بند ی آنها از روش تحلیل خوشه ای استفاد ه شد ه است. یافته ها: سکونتگاههای غیررسمی شهر ارد بیل ازنظر فقر قابلیتی و سلامت روان د ر وضعیت نامناسبی قرار د ارند . همچنین رابطه معناد ار و معکوسی بین فقر قابلیتی و سلامت روان وجود د ارد و اینکه سکونتگاههای غیررسمی شهر ارد بیل ازنظر فقر قابلیتی و سلامت روان نسبت به سایر بافتهای شهری د ر رتبه آخر و د ر سطح بسیار نامناسب قرار د ارد . بحث: نتایج تحقیق بیانگر این امر است که پایگاه اجتماعی و اقتصاد ی بافتهای شهری نقش مهمی د ر فقر قابلیتی و سلامت روان آنها د ارد و باید توجه خاصی به مسئله ی فقر قابلیتی د ر سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای فرود ست شهری شود . د ر این خصوص لازم است تا محرومیتهای مربوط به قابلیتهای اساسی فرد ی و اجتماعی از میان برد اشته شود تا میزان سلامت روان شهروند ان بهبود یابد .
مطالعه جامعه شناختی نقش فرایند اجتماعی در تبیین رفتارهای پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، بروز رفتارهای پرخطر در بین قشر جوان از مسائل و آسیب های اجتماعی است که به یکی از مهم ترین و گسترده ترین دل نگرانی های جوامع بشری تبدیل شده است. با وجود کوشش های بسیاری که در دهه های اخیر برای افزایش آگاهی کنشگران درباره پیامدها و کاهش این رفتارها انجام شده، همچنان بروز رفتارهای پرخطر، سیر صعودی داشته است. بر این اساس، پژوهش حاضر نیز با هدف مطالعه جامعه شناختی نقش فرایند اجتماعی (نظریه های یادگیری اجتماعی و کنترل اجتماعی) در تبیین رفتارهای پرخطر در بین جوانان کلان شهر تبریز انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است و جامعه آماری، شامل کلیّه افراد 15-34 سال شهر تبریز به تعداد 579694 نفر است که از این تعداد، 630 نفر با استفاده از فرمول آماری کوکران و به شیوه خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسش نامه محقق ساخت است. همچنین برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهایSPSS و Smart-PLS استفاده شده است. یافته ها نشان داد همبستگی بین متغیرهای کنترل اجتماعی، جامعه پذیری، شکاف نسلی و همنشینی افتراقی با رفتارهای مخاطره آمیز به لحاظ آماری معنادار بوده است. همچنین، نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری پژوهش نشان داد متغیرهای حاضر در مدل مسیر، 9/29 درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتارهای پرخطر را تبیین کرده اند.
ازدواج و طلاق در ایران عصر قاجار از منظر سفرنامه های خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران عصر قاجار شاهد حضور اروپاییان با مقاصد گوناگون تجاری، سیاسی، مذهبی، نظامی و گردشگری بود. سفرنامه نویسان اروپایی به دلایل مختلف از جمله نگاه بیرونی به جامعه ایرانی، حس کنجکاوانه غربی و غیره، مطالب ارزشمندی درباره فرهنگ عامه ایرانیان، اعم از باورهای فکری و اعتقادی و همچنین آداب و رسوم مردم ایران عصر قاجار، در اختیار محققان تاریخ فرهنگی و اجتماعی دوره قاجار قرار داده اند. برای نمونه می توان به نگاه ایرانیان به ازدواج و طلاق اشاره کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ، تحلیلی پاسخی است به این پرسش که سفرنامه نویسان اروپایی عصر قاجاری یکی از مهمترین آداب و رسوم ایرانیان و وجوه بارز هویتی ایرانیان یعنی ازدواج و طلاق را چگونه ترسیم کرده اند؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که مشاهدات اجتماعی سیاحان اروپایی در راستای اطلاع رسانی و شناخت عینی آنها در مسیر مأموریت های سیاسی شان بوده وبیشتر به توصیف آداب و رسوم ایرانیان در امر ازدواج و طلاق پرداخته و بدون توجه به ریشه های فرهنگی جامعه به قضاوت و داروی این امر نشسته اند.
تجربیات زیسته ی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان از برنامه ی درسی رشته ی علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی تجربیات زیسته ی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان از برنامه ی درسی رشته ی علوم تربیتی است. روش پژوهش، کیفی با رویکرد توصیفی-تفسیری و جامعه ی پژوهش شامل دانشجومعلمان رشته ی علوم تربیتی است. پانزده نفر از دانشجومعلمان با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع شدگی و حداکثر تنوع به عنوان نمونه ی پژوهشی انتخاب شدند. پژوهش گر به منظور جمع آوری داده ها، از روش مصاحبه ی عمیق و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل استقرایی مبتنی بر نظام کدگذاری بهره برده است. در این پژوهش به منظور پایایی و اعتبایابی سؤالات مصاحبه و یافته های پژوهش از روش دلفی، ضریب توافق نمره گذاران و ارجاع نتایج به مشارکت کنندگان و روش مسیر ممیزی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، شش مقوله ی آسیب های حوزه ی برنامه ریزی، محتوایی، کاربرد، روان شناختی، آموزشی و زیرساختی، ایجادکننده ی آسیب های برنامه ی درسی علوم تربیتی هستند. ناهمسانی هایی بین برنامه ی قصدشده و عملیاتی به چشم می آید. برنامه ی پنهان، حاکم بر آموزش های دانشگاه هست. از متخصصان حوزه ی برنامه ریزی در تدوین برنامه ی درسی به نحو احسن استفاده نشده است؛ واحدهای درسی مرتبط با حوزه روابط انسانی در سازمان های آموزشی در برنامه ی درسی دیده نمی شود؛ انعطاف برنامه، کم و تمرکزگرایی حاکم است؛ چهار مقوله ی کلیدی شامل کاربردی کردن محتوا و جریان آموزش، کیفیت بخشی به جریان یاددهی یادگیری، ارزشیابی میزان تحقق همه جانبه ی اهداف برنامه ی درسی و بازسازی برنامه ی درسی، راهکارهای بهبود برنامه ی درسی رشته ی علوم تربیتی هستند. لازم هست، واحدهای بدون کاربرد حذف شده، روش های آموزشی درجهت پوشش دادن نیازها و اهداف برنامه افزوده شود و بین دروس تئوری و عملی تناسب ایجاد گردد. کیفی و تخصصی سازی برنامه ی درسی در حوزه های مختلف در دستور کار قرار گیرد.
چگونگی دگردیسی ارزش های خانواده در بین زوجین دو نسل شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
141 - 165
تحلیل جوامع امروزی بدون لحاظ کردن مدرنیته ناممکن است. زیست جهان های انسانی در عرصه های گوناگون هنوز کمابیش در حال تجربیه مدرنیته هستند. یکی از نهادهایی که از مدرنیته متأثر شده خانواده است. هدف این پژوهش مطالعیه چگونگی تکوین ارزش های خانواده در شهر ایلام است. رویکرد مطالعیه حاضر کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای است. برای نیل به این هدف با 32 نفر از زوجین دو دهه (1365-1375 و 1385-1395) ساکن شهر ایلام بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نظری، مصاحبیه نیمه ساخت یافته به عمل آمد، داده های موردِ نظر جمع آوری و سپس با استفاده از فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و گزینشی)، 110 مفهوم، 23 مقوله جزء و 27 مقولیه عمده و در نهایت دو مقولیه هسته ای استخراج شد. یافته های پژوهش نشان داد تفاوت در ارزش های خانواده میان دو نسل در شیویه همسرگزینی، سبک زندگی، تغییر در سنت های خانوادگی، فرزندمحوری و ... است. خانواده، به سمت خانوادیه مدرن و شکننده در حرکت است. درنتیجه تغییر ارزش ها در خانواده وجود دارد که در چند دهیه اخیر در ایلام تحت تأثیر فرایند مدرنیته و پیامدهای آن قرار گرفته است. در این فرایند دگردیسی ارزش ها با محوریت کمرنگ شدن سنت ها اتفاق افتاده است. ارزش های سنتی (نسل گذشته) به حاشیه رفته و به جای آن ها ارزش های مدرن در خانواده ها جایگزین شده است.