آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۳

چکیده

در معناشناسی گفتمانیِ شوش، فرایند تولید معنا با زیبا شناختی یا حضور پدیدار شناختی پیوند می خورد. حضرت ابراهیم(ع) در شوشی ممتاز طی فرایندهای حسی ادراکی به همراه ابعاد دیگر گفتمان در برخورد با ابژه های ارزشی دچار وضعیتی جدید می شود که آن را می توان در جریان شهود ملکوت، حرکت به سوی وصال و معرفت معشوق نامید. هدف اصلی مقاله این است که با استفاده از روش تحلیل نشانه معناشناختیِ گفتمان، تبیین کند که چگونه «گفتمان دیداری» در داستان ابراهیم(ع)، بُعد پدیدارشناختی یا حضور می گیرد و با ایجاد تکانه ای در شخصیت اصلی داستان بعد زیبا شناسی عاطفی آن شکل می گیرد و در نهایت، شوش به تولید معنا و به کنش منجر می شود. در ابتدای داستان نظام شوشی جریان دارد و در ادامه، نظام های گفتمانی کنشی و تجویزی در نظام ارزشی شکل می گیرد الگوی کنشی داستان حول کنش های ابراهیم(ع) و نمرود و همچنین، قوم او شکل می گیرد. نتیجه مقاله این است که در داستان ابراهیم(ع) نه تنها معنا در رابطه با نظام گفتمانی شوش و کنش بازتولید می شود؛ بلکه تداوم نیز دارد. ابراهیم(ع) به منزله شوشگر در جریان معنا سازی سیال و پویا به کنشگری فعال تبدیل می شود و حقیقت معبود را در نظام گفتمانی کنشی، ارزش سازی و معناسازی می کند.