روح الله نصیری

روح الله نصیری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۶ مورد از کل ۱۶ مورد.
۱.

رهیافت قرآنی و روایی بر حقیقت ادراکی نفس با تبیین های صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۱
شناخت وجود ادراکی نفس و مراتب آن و نیز نحوه استحضار اعمال برای نفس، در حیات اخروی، از منظر آیات و روایات با بهره مندی از تبیین های صدرایی، مسئله اصلی این نوشتار است. ضرورت جستار بر این مسئله با ملاحظه سفارش های مؤکد معصومین بر معرفت نفس، پرواضح است. بر اساس این نوشتار که با شیوه اسنادی تحلیلی سامان پذیرفته است؛ مشخص می شود که حقیقت نفس انسان از سنخ ادراک است و ازدیاد مدرَکات، منجر به اتساع نفس و صعود آن تا مرتبه عالی عقل می شود. در این میان توجه به کارکرد قوه خیال که از منظر صدرا امری مجرد است؛ چگونگی ظهور صور روحانی، متناسب با ملکات راسخه نفسانی هم در دنیا و هم بعد از مرگ را در پرتو قیام صدوری اعمال به نفس آشکار می سازد و در نهایت مراد تعبیر قرآن کریم: «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها» که نعم بهشتی منوط به اراده بهشتیان شده است، به وضوح روشن می شود.
۲.

بازسازی معناهای عاطفی در فرایند ارزشی گفتمانی داستان ابراهیم؛ بارویکرد نشانه معناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۸۵
در معناشناسی گفتمانیِ شوش، فرایند تولید معنا با زیبا شناختی یا حضور پدیدار شناختی پیوند می خورد. حضرت ابراهیم(ع) در شوشی ممتاز طی فرایندهای حسی ادراکی به همراه ابعاد دیگر گفتمان در برخورد با ابژه های ارزشی دچار وضعیتی جدید می شود که آن را می توان در جریان شهود ملکوت، حرکت به سوی وصال و معرفت معشوق نامید. هدف اصلی مقاله این است که با استفاده از روش تحلیل نشانه معناشناختیِ گفتمان، تبیین کند که چگونه «گفتمان دیداری» در داستان ابراهیم(ع)، بُعد پدیدارشناختی یا حضور می گیرد و با ایجاد تکانه ای در شخصیت اصلی داستان بعد زیبا شناسی عاطفی آن شکل می گیرد و در نهایت، شوش به تولید معنا و به کنش منجر می شود. در ابتدای داستان نظام شوشی جریان دارد و در ادامه، نظام های گفتمانی کنشی و تجویزی در نظام ارزشی شکل می گیرد الگوی کنشی داستان حول کنش های ابراهیم(ع) و نمرود و همچنین، قوم او شکل می گیرد. نتیجه مقاله این است که در داستان ابراهیم(ع) نه تنها معنا در رابطه با نظام گفتمانی شوش و کنش بازتولید می شود؛ بلکه تداوم نیز دارد. ابراهیم(ع) به منزله شوشگر در جریان معنا سازی سیال و پویا به کنشگری فعال تبدیل می شود و حقیقت معبود را در نظام گفتمانی کنشی، ارزش سازی و معناسازی می کند.
۳.

بازخوانی معنای «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
برخی دو واژه «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» را مترادف دانسته و به یک معنا ترجمه نموده اند. واژه «تَحَسُّس» در قرآن کریم به صورت امر «یَا بَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا» (یوسف/87) و کلمه «تَجَسُّس» به صورت نهی «وَلَا تجَسَّسُوا» (حجرات/11) به کار رفته است. وجود ترادف در قرآن کریم موضوعی است که بر سر آن اختلاف نظر هست و همین مسئله پژوهش پیرامون این دو واژه را موجه می نماید. بررسی معناشناختی این دو کلمه، کارکرد «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» را ترسیم می نماید و همین کارکرد علت بیان فعل «تَحَسُّس» به صیغه امر و فعل «تَجَسُّس» به صیغه نهی در قرآن کریم است. در «تَحَسُّس»، انسان از خبری که قصد پیگیری آن را دارد، اطلاعاتی کلی دارد؛ اما او به جستجوی خود ادامه می دهد تا از طریق حسی نیز نسبت به اطلاعات خویش اطمینان حاصل کرده و شادمان گردد؛ اما در «تَجَسُّس» چیزی از خبر نمی داند و از راه غیر حسی که همان ظن و گمان است جستجو می کند تا اخباری کسب و از این راه زمینه برخی مفاسد اخلاقی را فراهم نماید.
۴.

تحلیل نشانه شناختی گفتمان در سوره "نبأ" بر اساس الگوی تنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۸۷
ساختار الگوی تنشی از دو محور عمودی ( فشردگی) و افقی ( گستردگی) تشکیل شده است. هر محور نیز یک سطح برونه ای و یک سطح درونه ای دارد. دو فرا ارزش کیفی (فشرده) و کمی (گسترده) سطح برونه ای محور ها را تشکیل می دهند و ارزش ها در درون این محورها شکل می گیرند. همبستگی بین محورها نیز سبب تولید معنا می شود. از آنجا که بر گفتمان نوسانی سوره «نبأ» نیز رابطه ی گستره ای و فشاره ای حاکم است، این سوره قابلیت دارد به روش الگوی نشانه شناختی تنشی مورد بررسی قرار گیرد. در این سوره با گفتمانی زنده مواجه هستیم که از نگاه گفته یاب معانی سیّال و تأویل پذیر دارد. در این مقاله طرحواره های رابطه تنشی در گفتمان سوره نبأ بررسی می شود تا هدف ارزشی گفتمان در این سوره مشخص شود. از آنجا که جهت گستره و فشاره در فرآیند گفتمانی سوره نبأ متغیر بود در این سوره با سه نوع الگویِ تنشیِ افزایشی، صعودی و نزولی از انواع چهارگانه هم پیوندی فشاره و گستره مواجه شدیم. در مقاله به تفصیل این سه نوع هم پیوندی در فضای تنشی سوره نبأ تبیین شده است
۵.

تحلیل نشانه شناختی الگوی تنش در داستان بعثت موسی(ع) در سوره طه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۱۵
میدان عملیات گفتمان، شاکله گفتمانی داستان را در قالب گسست- پیوست بازنمایی می کند. یکی از شاخصه های گفته پردازی ضمایر شخصی و شناسه های مکانی و زمانی، یعنی تک واژه های دستوری هستند (من- اینجا- اکنون) (او- آن ها- آنجا – غیر اکنون) که در گفتمان داستانی بعثت موسی (ع) به شکل های مختلف به کار رفته اند و مدام در حال تغییر هستند. تغییرات تک واژه های دستوری در گفته پردازی موجب پیوست و گسست گفتمانی در ماجرای بعثت موسی (ع) شده است که تولید و دریافت معنا را به دنبال دارد. انفصال گفتمانی با گسترش عوامل فرازمانی و فرامکانی سبب بسط، کثرت و تعدد در سخن می شود و راه را بر گشایش معناهای غیرمنتظره در این گفتمان داستانی می گشاید. بر این مبنا، دنیای جدیدی از کنشگران و زمان ها و مکان های نامحدود باز می شود که خود موجب بسط و ایجاد معانی مختلف می شود. این پژوهش در صدد است ویژگی های گفته پردازی آیات بعثت حضرت موسی (ع) در سوره طه را با رویکرد نشانه شناختی تنشی مورد تحلیل و تبیین قرار دهد. پس از تحلیل نشانه شناختی تنشی گفتمان در آیات سوره طه مشخص شد که رابطه تنشی بین کنشگر اصلی یعنی خداوند و موسی (ع) بر اساس رابطه گسست و پیوست، نوسانی از معانی را برای وی به دنبال دارد که در این مقاله به تفصیل درباره آن بحث شده است.
۶.

تحلیل زبان شناختی اختلاف قرائت در ماده «فَتَحَ» و «فتَّح»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۳
نویسندگان منابع دانش لغت معنای «فتح» به تخفیف و «فتَّح» به تشدید را دو گونه بیان کرده اند: برخی «فتح» و «فتَّح» را مترادف دانسته اند؛ اما عده ای از لغت پژوهان در معاجم لغوی «فَتح» و «ف تَّح» را از نظر معنا متفاوت دانسته اند. بازتاب این اختلاف در بیان معنای «فتح» به تخفیف و تشدید در قرائت قرآن مشاهده می شود. برخی قاریان در قرائت خود ماده «فتح» و «فتَّح» را به یک معنا دانسته اند؛ بنابراین در بیشتر آیات قرآن فعل «فتح» را بدون تشدید قرائت کرده اند. برخلاف بیشتر قراء، ابن عامر از قاریان هفتگانه یکی از مبانی قرائی خود را تفاوت معنایی این دو واژه دانسته و معتقد است فعل «فتَّح» به تشدید برخلاف «فَتح» به تخفیف بر تکثیر و تکرار دلالت دارد. به همین سبب در تمام نمونه ها که کلمه پس از فعل «فتح» جمع است، فعل را به تشدید خوانده است. در این نوشتار کوشش شده است بازتاب آرا لغت پژوهان بر قرائت قرآن کریم یا بالعکس و اثبات وحیانی نبودن قرائت های هفتگانه ماده «فتح» در لغت با روش توصیفی تحلیلی و زبان شناختی بررسی شود. نتیجه حاصل از پژوهش نشان می دهد تحلیل اختلاف قرائت در آیات مشابه این نظریه را تقویت و تأیید می کند که قراء در اختیار قرائت خود تنها به نقل متکی نبوده اند و در برخی نمونه ها اجتهاداتی داشته اند و گاهی اختلاف قرائت بر آرا لغت پژوهان اثر داشته است. همچنین تحلیل قرائت قاری در آیات مشابه نادرستی برخی از اظهارات و توجیهات قرائی صاحبان منابع احتجاج قرائات را تأیید می کند؛ همان گونه که بر نادرستی برخی استنادات صاحبان معاجم لغوی صحه می گذارد که به دلیل توجه نکردن به اختلاف قرائت به وجود آمده است.
۷.

بلاغة الصمت فی کتاب "الأیام"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: الأیام الاتصال الصامت دلالات الصمت طه حسین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب علوم بلاغه معانی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۳۵۱
الصمت - من حیث هو بیان – یُعبِّر عن المعانی المکتومة فی الضمیر ویُفصح عن فکرة ما أو عاطفة ما. وبلاغة الصمت منوطة بقوة من یصمت وفهم مخاطبه ومقتضی الکلام أیضاً. وقد کتَبَ طه حسین سیرته الذاتیة فی کتابٍ سمّاه "الأیام". وبما أنَّه کان مکفوف البصر نجد تأثیراً هاماً لهذا الفقدان علی انطواء طه حسین وصمته. فإنَّ الصمت بدلالاته العدیدة، والمتناقضة أحیانًا، یحضر فی نسیج حوادث کتاب "الأیام" بأشکال شتی. دلالات الصمت ومعانیه فی تلک المواقف تساعدنا فی التعرُّف إلی شخصیة طه حسین أکثر فأکثر ونستنبط منها أفکاره ومشاعره الذاتیة. ومن هذا المنطلق تناولت هذه المقالة من خلال المنهج الوصفی – التحلیلی مواقف الصمت فی "الأیام" لنستجلی دور الصمت فی حمل المعانی وإیجاد التفاهم، لافتین الانتباه إلی، بلاغة الصمت. توصَّلنا قی هذه المقالة إلی أنَّ صمت طه حسین لایأتی بالموقف  المؤخر من الکلام فی إکمال التعبیر،، بل هو أصل المعنی بصفته المباشرة أو المتأولة، وکثیرًا ما کان علامة علی ترفُّعِهِ عن الدنایا. وقد استخدم طه حسین لغة الجسد للتعبیر عن آماله وهکذا تحلَّی بشیمة الصمت أحیاناً حتی لا یفوه بالشکایة من آلامه. ویمکن التعرُّف إلی شخصیة الإنسان علی أساس صمته؛ إذ الإنسان مسؤول عن صمته کما هو مسؤولٌ عن کلامه.
۸.

تحلیل رمان ""الشحاذ"" (گدا) بر مبنای کهن الگوهای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آنیما یونگ کهن الگو سایه نقاب الشحاذ

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۲۷۶۹
یونگ معتقد است: انگاره هایی که در رسیدن به فردیت وجود دارند، از زمان های باستان تاکنون در درون تمامی انسان ها وجود داشته است که وی آنها را به عنوان کهن الگو معرفی می کند. از منظر یونگ، تکامل فرآیند فردیت در نیمه دوم زندگی و به تدریج رخ می دهد. نجیب محفوظ در رمان ""الشحاذ"" و در خلال یک سفر رمزی، ما را نه به گذشته قهرمان رمان – عمر الحمزاوی - بلکه به گذشته بشر و به ناخودآگاه جمعی می برد. ""عمر الحمزاوی"" در این رمان در یک فرآیند فردیت روانی قرار گرفته که محتویات ناخودآگاه جمعی به صورت رؤیا و حالت هایی از خلسه برای او متجلی می شود و در جامه کهن الگوهای مختلف راه فردیت و کمال روانی را به وی نشان می دهد؛ از این رو رمان ""الشحاذ"" قابلیت دارد بر مبنای کهن الگوهای ""یونگ"" بررسی شود. کهن الگوهای یونگ مانند ""سایه""،""آنیما""، ""نقاب"" و ""تولد مجدد"" دقیقاً در مورد ""عمر الحمزاوی"" مصداق داشته و قابل پیجویی است. هدف در این پژوهش این است که با مطالعه رمان ""الشحاذ""، تجلی و کارکرد کهن الگوهای یونگ در فرآیند تفرد روانی عمر الحمزاوی به شیوة تحلیل محتوا و با رویکرد نقد روانشناختی بررسی شود. نتیجه مقاله حاضر این است که از منظر نقد روانشناختی یونگ، گاهی آشفتگی روانی نشانه بیماری نیست، بلکه تلنگری است برای سیر در مسیر تفرد و نوزایی و نیل به خودآگاهی و تعادل روانی.
۹.

بررسی زبانشناختی قرائت واژه ی «غرفه» در آیه ی «إلا من اغترف غرفه بیده»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قرآن قرائت تحلیل زبان شناختی غرفه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۳۲۴
درباره ی نحوه ی قرائت کلمه ی «غرفه» در آیه ی «فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنیّ ِ وَ مَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنیّ ِ إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَهَ بِیَدِهِ» (بقره:249) اختلاف وجود دارد. برخی آن را «غُرفه» خوانده اند و برخی «غَرفه». ابوعمرو معتقد است مقدار آبی که در دست است «غَرفه» و آب درون ظرف «غُرفه» نامیده می شود به همین سبب وی قرائت «غَرفه» را اختیار می نماید و کسایی به اسلوب زبانشناختی آیه اشاره می کند و می گوید: اگر به جای فعل «اغترف» فعل «غَرَف» بود من «غَرفه» می خواندم. این موضوع نشان می دهد معانی واژگان و مباحث زبانشناختی در نحوه ی قرائت قراء اثر داشته است. پژوهش حاضر با واکاوی منابع لغوی، قرائی، تفسیری و روایی به روش توصیفی، تحلیلی به بررسی معنای «غَرفه» و «غُرفه» پرداخته است. تحلیل منابع مذکور در بیان معنای این دو واژه، چگونگی ارتباط و تعامل لغت پژوهان و قاریان قرآن را نشان می دهد. لغت پژوهان ضمن بیان معنای این دو واژه اختلاف معنایی را که برای «غَرفه» و «غُرفه» ذکر شده است به یونس و فراء نسبت می دهند که یکی شاگرد ابوعمرو بصری و دیگری شاگرد کسایی است. بنابراین، این فرضیه تقویت می گردد که گاهی آراء لغت پژوهان متأثر از بیانات قاریان قرآن کریم است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد دلیل علمی و مستدل برای تأیید یکی از وجوه قرائی وجود ندارد و دلایلی که مستند وجوه قرائی دانسته شده، قابل نقد است. روایات و سیاق آیه تنها معنای «غرفه» را روشن می نماید که به معنای مقداری آب است که در کف یک دست قرار می گیرد و در آیه ی شریفه با توجه به این که «اغتراف» در برابر «شرب» قرار گرفته است، دلالت بر یک بار نوشیدن نیز دارد
۱۰.

دراسه بنیویه لمسرحیه ""شهرزاد"" لتوفیق حکیم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: شهرزاد البنیویة الفواعل المغازی محور الأحداث

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد ساختارگرا
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۶۰۰
إنَّ المنهج البنیوی أقرب المناهج إلی النص الأدبی؛ لأنَّ النص هو المصدر، ولا وجود للمصدر إلا من خلال النص، و لأنَّ اللغه هی التی تشکل النص و تحدد وجوده و کینونته، و بالتالی، فاللسانیات هی المنهجیه الوحیده الصالحه لدراسه اللغه فی کل تمظهراتها الوصفیه. للتوصل إلی بنیه الأثر الأدبی ینبغی تخلیص النص من الموضوع و المعانی و الأفکار و البعدین الذاتی والموضوعی، لیبدأ بعد ذلک تحلیل النص فی دراسه المستویات البنیویه. نحن نرید فی هذه المقاله من خلال المنهج الوصفی – التحلیلی أن ندرس البنیویه فی مسرحیه شهرزاد و بما أنَّ ضیق مساحه البحث لایتیح لنا الإلمام بکافه جوانب الدراسات البنیویه علینا أن نختار منها ما وجدنا أنه رکیزه أساسیه فی تحدید مظاهر البنیویه فی شهرزاد وهذه المحاور هی: الفواعل التی تمثل الشخوص فی النص، ویوازیها فی الخط نفسه المفعول به وهو الهدف أو المغزی من النص، وفی المحور العمودی هناک المساندون والمعارضون و فی الوسط هناک محور الأحداث ( الحبکه الدرامیه ) للمسرحیه. شخصیات مسرحیه شهرزاد ما هی إلا رموز لنوازع الإنسان وملکاته؛ فالعبد عبد أسود حقیقی ذو مزاج شهوانی، و الوزیر شخصیه عاطفیه عفیفه و الملک شخصیه زهدت فی کل الحیاه ی الرمزی لیصبحوا رمزاً لسعی الإنسان الحثیث نحو المجهول. و یری توفیق الحکیم أن حکمه الإنسان فی عصورنا الدنیا ولکن تلک العلاقه الخفیه التی تربط بینهم فی إنجذابهم نحو شهرزاد هی التی ترفعهم عن المستوی الواقعی إلی المستوی الدلالالحدیثه لیست هی التی توجه مصیره بل الذی یوجه مصیره هو قدرته ذلک العفریت المنطلق مِن قَمقَم الحکمه هو العله المباشره لأزمه الإنسانیه فی العصر الحدیث.
۱۱.

کاربرد کنایه در پرتو آیاتی از قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: کنایه کاربردهای کنایه کنایه در قرآن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴
بیان صریح بعضی از معانی خوشایند نیست، ولی به وسیلة کنایه، همان معانی را می توان با اسلوبی مؤثّر و بلیغ بیان نمود. کنایه از تصریح بلیغ تر است، چراکه کنایه مانند ادّعای مفهومی است با ارائة دلیل. کنایه ذکر ملازم معنایی است تا ذهن مخاطب را از آنچه در کلام آمده، به آنچه نیامده منتقل کند. استفاده از کنایه در کلام علل گوناگونی دارد که از جملة آنها می توان به رعایت ادب، تصویرگری، استدلال، تزیین سخن و یا جذابیّت بخشیدن به کلام اشاره کرد. قرآن به تمام قواعدی که به سخن، زیبایی و عمق می بخشد، توجّه نموده است. یکی از صنایع لفظی و معیارهای زیبایی سخن، «کنایه» است که قرآن از آن بهرة فراوان برده است و در موارد گوناگون و به انگیزه های متفاوت، تعابیر کنایی دارد. در مقالة حاضر، به روش توصیفی تحلیلی و با بررسی موردی 16 آیه از آیات قرآن کریم، کاربردهای مختلف این شیوة بیانی بررسی شده است. verses have been referred to. Books, publications and the internet have been the instruments of this research نای لغوی آرزو و امید، به ذکر آیات و احادیثی که انواع آرزو را بیان فرموده، نیز افرادی که آرزوی آنها در قرآن آمده، پرداخته شده است. ضمن پرداختن به آثار و نتایج آرزوهای مذموم و بیان آرزوهای برتر، انواع متعلّقِ آرزو و آیات مربوط به هر یک ذکر شده است. در این تحقیق، ابزار مورد استفادة نشریّات، کُتُب و اینترنت می باشد.
۱۲.

کارکردها و ویژگی های صنعت بلاغی تشبیه تمثیلی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: تشبیه تمثیل قرآن کریم بلاغت تمثی لهای قرآن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن، ادبیات و هنر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر فرهنگ اصلاحات و واژه ها در قرآن
تعداد بازدید : ۱۸۶۸ تعداد دانلود : ۴۸۰۷
قرآن کریم دربرگیرنده نثری موزون، مسجع و مملو از مؤثرترین امثال و محکم ترین تشبیهات است. بهترین زبانی که می تواند معارف عقلی و مفاهیم معنوی را برای توده مردم تبیین کند، است. تمثیل از لحاظ ابراز مکنونات و پرده برداری از حقایق، متخیل را در شکل حقیقت، « تمثیل » و پنداشته شده را بسان یقین عرضه می کند. تمثیل در دل ها چنان اثری دارد که وصف شیء به تنهایی آن اثر را ندارد، از همین رو یکی از شیوه های بیانی قرآن کریم، تمثیل است . پیام های اعتقادی و اخلاقی که در ورای تمثیل های قرآنی، گنجانده شده می تواند آدمی را به سوی زندگی سعادتمند رهنمون سازد. بیشتر تمثیل های قرآنی از نوع معقول به محسوس هستند، چراکه این نوع تشبیه با ایجاد مشابهت میان معنایی معقول با امری محسوس به خوبی واقعیات دور از ذهن را برای انسان مجسم کرده و به تصویر می کشد، و با این روش، راه ادراک بسیاری از مفاهیم دینی و عقلی را برای انسان آسان می کند و بیشترین میزان تأثیر را در نهاد او به جای می گذارد. در این مقاله تلاش شده تا پس از تعریف تشبیه و تمثیل و بیان کارکردهای آن، به مطالعه موردی برخی تمثیلات قرآنی پرداخته شده و ویژگی های تشبیهی آنها که عموماً نسبت بدان غفلت ورزیده می شود، با هدف فهم و درک بخشی از اعجاز بیانی قرآن کریم، مورد بررسی قرار دهیم.
۱۳.

بررسی طرح نمایشی و معیارهای دراماتیزه شدن در مقامات حریری (بر مبنای سه مقامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: شخصیت پردازی مقامات حریری مقامه موقعیت دراماتیک دراماتیزه کردن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر اقتباس سینمایی از آثار ادبی
تعداد بازدید : ۱۵۲۷ تعداد دانلود : ۸۱۵
آثار ادبی، به ویژه ادبیات داستانی، از جمله منابع گوناگونی است که در هنر تئاتر به منظور نگارش نمایشنامه مورداستفاده قرار می گیرد.. این آثار، در اغلب موارد، تمام خصوصیاتِ یک داستان تئاتری خوب را دارند. «طرح» یک نمایشنامه می تواند با یکی از این سه منبع آغاز شود: 1- «درون مایه» ای که بتوان به تصویر کشید؛ 2- «دست مایه» ای که بتوان بسط داد؛ 3- «شخصیت» هایی که به صورت دراماتیک درگیر شوند. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی درصدد بررسی طرح نمایشی و معیارهای دراماتیزه شدن در سه مقامه از مقامات حریری هستیم. دراماتیزه کردن یک قصه به معنی استفاده از ویژگی های بالقوه نمایشی آن، ازبین بردن کاستی های اثر و بازنویسی داستان به صورت مناسب با موقعیت جدید است. مقامات حریری (495-504هـ . ق.) مشتمل بر پنجاه حکایت درام گونه است، حکایت هایی کوتاه با درون مایه و موضوع واحد که با استمداد از واقعیت های جامعه و با ترسیم شخصیت های خیالی و با استفاده از گفت وگوهای شبه نمایشی به رشته تحریر درآمده است. با بررسی سه مقامه از مقامات حریری، مشخص می شود که آن ها دارای درون مایه، دست مایه، موقعیت و شخصیت دراماتیک هستند و بین شخصیت های این مقامه ها مجادله و کشمکشی دراماتیک درجریان است. طرح های نمایشی این مقامه ها می توانند برای نمایشنامه نویسی یا ساخت نمایش مورد استفاده درام نویسان قرار گیرند. برای دراماتیزه کردن مقامه ها باید درون مایه ای مطابق با سلیقه مخاطبان امروزی از آن-ها اقتباس کرد و در طرح و موقعیتی جدید آن ها را به گونه ای نمایشی بازنویسی نمود، زیرا هدفْ افزودن چیزی به گذشته است، نه تکرار آن.
۱۴.

کارایی در بازارهای در حال توسعه: شواهد تجربی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کارایی گشت تصادفی مدل ARIMA شکل ضعیف کارایی بازار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۰ تعداد دانلود : ۷۵۱
پژوهش حاضر به بررسی وجود استقلال در سریهای بازده (شکل ضعیف کارایی) سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و تبعیت آن از مدل گشت تصادفی میپردازد. فرضیه اول این که تغییرات متوالی قیمت سهام از مدل گشت تصادفی تبعیت کرده و مستقل از همدیگر است. فرضیه دوم این که سریهای قیمتی شرکت های سرمایه گذاری، سریهای تصادفی است. نمونه پژوهش، شامل اطلاعات قیمتی روزانه 50 شرکت برتر بورس و شرکت های سرمایه گذاری بورس تهران بین سال های 1377 تا 1387 بود. نتایج آزمون های ناپارامتریک (کولموگوروف- اسمیرنوف و آزمون گردش) و آزمون های پارامتریک (مدل اتورگرسیو، مدل ARIMA) با مردود دانستن هر دو فرضیه نشان داد که قیمت های اوراق بهادار از مدل گشت تصادفی تبعیت نکرده و سریهای قیمتی شرکت های سرمایه گذاری، سریهای تصادفی نیست. در واقع شکل کارایی ضعیف در بورس اوراق بهادار تهران رد میشود. به بیان دقیق تر سرمایه گذاران با استفاده از اطلاعات مربوط به قیمت ها و بازده های گذشته میتوانند بازدهی بیشتری به دست آورند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان