مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۶۱.
۱۶۲.
۱۶۳.
۱۶۴.
۱۶۵.
۱۶۶.
۱۶۷.
۱۶۸.
۱۶۹.
۱۷۰.
۱۷۱.
۱۷۲.
۱۷۳.
۱۷۴.
۱۷۵.
۱۷۶.
۱۷۷.
۱۷۸.
۱۷۹.
۱۸۰.
نوسازی
منبع:
آمایش محیط سال سیزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۸
153 - 172
حوزههای تخصصی:
مشکلات بافت های فرسوده قدیمی درکلان شهرها همواره به عنوان یکی موانع توسعه شهرها تلقی شده است. این عامل در کنار سایر معضلات بافت های فرسوده شهری و نیز روند رو به رشد آنها، سبب شده که امروزه بخشی از ذهن شهروندان، برنامه ریزان و مدیران شهری، معطوف به این مسأله اساسی گردد. بر اساس آمار و اطلاعات موجود؛ بیش از 70 هزار هکتار بافت فرسوده در بیش از 470 شهر کشور شناسایی شده اند. که بالغ بر 15 درصد جمعیت شهری کشور در این بافت ها سکونت دارند که یکی از آنها محدوده بافت قدیم شهر کرمانشاه است. این محدوده حدود 3 درصد از مساحت شهر را در برمی گیرد. این بافت در طول سالیان گذشته، معضلات عدیده ای از جمله مشکلات بهداشتی، زیست محیطی، گره های ترافیکی سنگین، جرایم اجتماعی و... را بر شهر تحمیل نموده، و کندی در امر توسعه شهر را به همراه داشته است. در این میان موضوع مشارکت مردم در بهسازی و نوسازی چنین بافت هایی می تواند روند توسعه را تسریع بخشیده و بار اضافی دولت ها را کاهش داده و امر توسعه را مردمی نماید. در همین راستا مقاله حاضر به سنجش میزان مشارکت های مردمی در نوسازی بافت های فرسوده شهری(نمونه موردی: بافت قدیم شهرکرمانشاه) می پردازد و تلاش می کند به این پرسش ها پاسخ دهد: که آیا نگرش ساکنین بافت های فرسوده نسبت به نوسازی این بافت ها در قیاس با رویکرد مورد انتظار درباره مشارکت به صورت تصادفی است یا رابطه معنی داری بین آنها وجود دارد؟ روش شناسی پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی و بر حسب ماهیت توصیفی می باشد. روش تجزیه و تحلیل در این پژوهش با توجه به ناپارامتریک بودن داده ها آزمون خی دو است. در این پژوهش به دلیل استفاده از یک متغیر (میزان مشارکت) که در سه طبقه بالا، متوسط و پایین از روش نیکویی برازش استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین فراوانی های مشاهده شده و مورد انتظار میزان مشارکت مردم در نوسازی بافت های فرسوده شهر کرمانشاه تفاوت معناداری وجود دارد.
تبیین الگوی نوسازی بافت فرسوده در انتظام رویکرد شهر سالم (نمونه موردی: محلات فرسوده شهر قائمشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۴
195 - 214
حوزههای تخصصی:
تا به امروز در خصوص نوسازی بافت فرسوده شه ری، نظریه ه ایی در عرصه های موضوعی مختلف ارایه شده است. در جامعیت انتظام یافته این آشوب غالباً فرسودگی یکی از مهمترین مسائلی است که بافت های شهری بدان مبتلا می شوند و باعث بی سامانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی قوارگی بافت های شهری می شود و مسأله اصلی فقدان یک رویکرد علمی از حیث دستیابی به شهری سالم است. این پژوهش با هدف شناسایی شاخصهای نوسازی بافت فرسوده با تأکید بر رویکرد شهر سالم، به روش پژوهشی مطالعات متون تخصصی شهرسازی، و مطالعات میدانی به منظور تبیین مفهوم و تدوین الگوی نوسازی بافت فرسوده مبتنی بر تحلیل توصیفی تطبیقی شاخص های شهر سالم صورت پذیرفته است. محدوده مورد مطالعه پژوهش بافت های فرسوده شهر قائمشهر برمبنای شاخص های سه گانه فرسودگی کالبدی مصوب شورای عالی معماری و شهرسازی به مساحت 347 هکتار در سال 1386 به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی رسیده است و در سال1395نزدیک به 33000 هزار نفر جمعیت داشته است.
جامعه آماری این پژوهش از طریق فرمول کوکران، 385نفر محاسبه گردید. اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند و با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنف نرمال بودن داده ها مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق آزمونLinear Regression تحلیل گردیدند. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که، همبستگی در زیرشاخص کوتاهی سفر و پس از آن کیفیت فیزیکی مناسب شبکه و حوزه خدماتی (شعاع عملکردی) کاربری های خدماتی می باشد که این امر نشان دهنده کیفیت بسیار پایین شبکه ارتباطی منتج از نفوذناپذیری در خصوص دسترسی به خدمات در این سکونتگاه ها می باشد.
درآمدی انتقادی به طرح تمدنی حسن حنفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
63 - 83
حوزههای تخصصی:
حسن حنفی، از جمله اندیشمندانی است که مسئله انحطاط و برون رفت از آن، دغدغه ذهنی وی بوده و دارای طرح تمدنی مشخصی در این زمینه بود. در این نوشتار تلاش شده است با روش توصیفی، تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که عامل اصلی عقب ماندگی جهان اسلام از دیدگاه حنفی و طرح او برای برون رفت از این وضعیت چیست؟ بر اساس یافته های تحقیق، حنفی مشکل اصلی را در عدم نوسازی میراث تمدنی مسلمانان و ناکارآمدی آن در پاسخگویی به نیازهای زمان دانسته، بر این اساس طرح تمدنی خود را بر نوسازی میراث متمرکز نموده است. این طرح از سه بخش اصلی تشکیل شده است:1. موضع ما نسبت به میراث قدیم؛2. موضع ما نسبت به غرب و 3. موضع ما نسبت به واقعیت کنونی. وی درصدد است با بازخوانی میراث، بویژه میراث علمی مسلمانان و نوسازی آن بر اساس واقیعت های زمان حاضر، با بهره گیری از روشهای علمی نوین غرب، زمینه احیاء و نوسازی تمدن اسلامی را فراهم سازد. این طرح، به رغم نقاط قوتی که دارد، از جنبه هایی نیز قابل نقد است که مهمترین آن تأثیرپذیری از برخی مکاتب فکری غربی، التقاط فکری در نوع نگرش به دین و میراث و روش نوسازی آن، و آسیب های نگرش اومانیستی و کاربردی به دین و میراث دینی است.
نوسازی، بازسازی وبهسازی بافتهای فرسوده شهری سمنان با رویکرد توسعه پایدار شهری
منبع:
دانش انتظامی سمنان سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۱
119 - 137
حوزههای تخصصی:
بافتهای فرسوده وناکارآمد شهری ، بخش اعظمی از سطح شهرهای کشور را تشکیل می دهند گرچه این بافتها به دلیل داشتن مشکلات متعدداقتصادی ،اجتماعی ،کالبدی ،عملکردی ،ترافیکی وزیست محیطی از عمده چالش های مدیریت شهری ونظام شهرسازی میباشند وبرای کل گستره شهری یک تهدید جدی به شمار می آیند با این حال مهمترین پتانسیل شهرها برای استفاده از زمین جهت اسکان جمعیت ،تأمین فضاهای خدماتی ونیز بهبود محیط زیست میباشند . بافتهای فرسوده با توجه به طبقه بندی کالبدی آنها درسه طبقه ناپایداری ،نفوذ ناپذیری وریزدانگی نحوه مداخله در آنها(بهسازی ،نوسازی وبازسازی ) متفاوت ودر الویتهایی قرار میگیرند .که جهت مداخله در این بافتها باید به مواردی چون بافتهای ارزشمند تاریخی ،ملاحظات زیست محیطی،اجتماعی،اقتصادی ، تأمین زیرساختها وسازگاری کاربری ها توجه خاص گردد. بنابراین علاوه بر توجهات کالبدی – فیزیکی صرف به این گونه بافتهای حساس بایستی رویکردهای اجتماعی واقتصادی ،مشارکت بازیگران محلی ،نوسازی فرهنگی واجتماعی ، تأکید برشخصیت محلی وویژگی های فرهنگی وبومی نیز لحاظ گردد.بنابرلزوم توجه به بافتهای فرسوده رویکرد جدید توسعه پایدار شهری با توجه به ابعاد وشاخص های آن دراین مناطق احساس می گردد. دراین زمینه استفاده از شاخص ها به عنوان یکی از ضروری ترین ابزارها برای ارزیابی میزان پیشرفت به سوی توسعه پایدار مد نظر بوده اند وهر جامعه متناسب با شرایط خود از چارچوب های خاصی استفاده می کند که این چارچوب ها مبتنی بر اهداف پایداری،ابعاد پایداری،فرآیندهای توسعه پایدار و... می باشد .دراین پژوهش ازروش توصیفی – تحلیلی استفاده و اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است
تحولات هویت قومی در جامعه شهری اهواز (از دوره دوم پهلوی تا دوران جمهوری اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۴
45 - 87
حوزههای تخصصی:
بر مبنای نظریات هویت قومی احساس تعلق به قومیت با توجه به سیاست های قومی، شرایط اقتصادی، باز یا بسته بودن نظام اجتماعی و ... پدیده ای متغیر است که ممکن است در دوره ای نقش و اهمیت خود را ازدست داده و در برهه ای دیگر به هویت مسلط تبدیل شود. بر همین اساس مقاله پیش رو در پی بررسی تحولات هویت قومی در شهر اهواز از دوره پهلوی دوم تا دوران جمهوری اسلامی می باشد. داده های پژوهش بر مبنای تکنیک تاریخچه زندگی و از طریق مصاحبه کیفی نیمه ساختار یافته جهت شناسایی و درک ذهنیت افرادی که تجربه زیسته آن ها در شهر اهواز شکل گرفته، به دست آمده اند. برای تجزیه وتحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده که از این طریق ده مضمون اولیه و سه مضمون محوری شناسایی شده است. مضامین محوری در دوره پهلوی دوم «هویت قومی در مسیر ادغام» در دوره انقلاب تا پایان جنگ «هویت قومی در مسیر همبستگی اجتماعی» و دوران بعد از جنگ «هویت قومی در مسیر تمایزیابی» می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در قیاس با دوره های گذشته دو قوم بختیاری و عرب در شهر اهواز تمایل بیش تری به هویت یابی بر پایه قومیت دارند و هویت قومی به یک هویت پررنگ و اثرگذار در جامعه شهری اهواز تبدیل شده است.
تحلیل محتوای روزنامه صور اسرافیل به منظور مطالعه نقش سیاسی - اجتماعی آن در فرایند نوسازی و تحولات دوره مشروطیت
مطبوعات در رهبری افکار عمومی، در تمام جوامع بشری نقش مهمی را بر عهده داشته اند به همین جهت آن ها را رکن چهارم دموکراسی می دانند. اگرچه سابقه مطبوعات در ایران به اواسط قرن نوزدهم میلادی برمی گردد، لیکن ایرانیان به طور عمده در جریان انقلاب مشروطیت بود که به نقش مطبوعات آشنا شدند. این نقش با کارکرد آن ها در جوامع غربی متفاوت بود. یکی از مطبوعات معروف و پرطرفدار این دوره روزنامه صوراسرافیل بود که به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و با همکاری میرزا قاسم خان تبریزی و میرزا علی اکبر خان قزوینی مشهور به دهخدا منتشر می شد. انتشار روزنامه صوراسرافیل در جریان انقلاب مشروطیت شروع شد و تا کودتای محمدعلی شاه قاجار به طول انجامید. در این مدت تعداد 32 شماره از این روزنامه منتشر شد. پژوهش حاضر با نگاه به نقش مطبوعات در انقلاب مشروطیت، درصدد بررسی و بیان نقش این روزنامه و تأثیرگذاری آن بر حیات عنصر ایرانی در این دوره است. روش این پژوهش تحلیل محتوا است که با استفاده از مقاله ها و سرمقاله های آن انجام می شود. یافته های پژوهش نشان داد که نشریه مذکور در جریان انقلاب مشروطه، از سه طریق، تلاش برای استقرار مشروطیت و حکومت قانون، مبارزه با استبداد حکومتی و مبارزه با جهل و خرافات بر حوادث این اثر تأثیر گذاشت.
نوسازی و خشونت سیاسی: بررسی تطبیقی کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال شانزدهم تابستان ۱۳۸۸ شماره ۴۵
159 - 178
یکی از موضوعات مورد توجه در جامعه شناسی سیاسی تطبیقی، پژوهش تجربی درباره خشونت سیاسی و تبیین رابطه بین متغیرهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با وقایعی است که تحت این عنوان مطرح هستند. این پژوهش در چارچوب رهیافت نوسازی، با اتخاذ رویکرد تطبیقی و کاربرد تحلیل همبستگی کنونیکال به بررسی رابطه میان نوسازی و خشونت سیاسی در کشورهای اسلامی می پردازد. برای سنجش نوسازی، از شاخص کیفیت زندگی و برای سنجش خشونت سیاسی، ار داده های ثانویه مربوط به خشونت سیاسی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی کنونیکال دو مجموعه متغیر خشونت سیاسی و نوسازی نشان می دهد که اولاً، بین نوسازی و خشونت سیاسی در کشورهای اسلامی، رابطه معناداری وجود دارد و ثانیا، متغیرهای فرهنگی و اقتصادی، بیشترین همبستگی را با خشونت سیاسی در این کشورها دارند.
تحلیل قانونگذاری توسعه در ایران با استفاد از دستور زبان نهادی (1341- 1356)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
179 - 199
حوزههای تخصصی:
قوانین برنامه های عمرانی سوم، چهارم و پنجم را می توان مقدمه و مبنای اثرگذارترین پروژه های نوسازی در دولت پهلوی به حساب آورد. این قوانین در حقیقت سنگ بنایِ راهکارهایی بودند که دولت پهلوی تحت عنوان برنامه های عمرانی برای پیشبرد پروژه نوسازی تدوین کرد و به همین دلیل بررسی آنها می تواند به شناخت ماهیت برنامه های عمرانی و نوع نگاه دولت پهلوی به پروژه نوسازی کمک کند. این مقاله با استفاده از «دستور زبان نهادی» درصدد استخراج گزاره های نهادی و تحلیل قوانین برنامه های مزبور است تا نشان دهد ماهیت این برنامه ها از حیث اجزای مختلف گزاره های نهادی چون جزء اسنادی، شدت التزام، عمل، شرط و تنبیه چگونه بوده و اصولاً عامل و کنشگر اصلی در این قوانین که بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در تدوین قوانین برنامه های عمرانی، دولت به عنوان عامل اصلی در مرکز برنامه ها قرار داد. در هیچ یک از 111 گزاره نهادی موجود از سازمان های مردم نهاد یا غیردولتی به عنوان جزء اسنادی نام نرفته است. همچنین در 108 گزاره از شدت التزام بهره گرفته شده است. نکته قابل تأمل اینکه 81 مرتبه از اجبار به عنوان جزءِ شدت التزام استفاده شده است که این امر نشان از ماهیت دستوری برنامه ها دارد. به علاوه، عدم قید هر گونه شرط زمانی و مکانی در جزء شرط دلالت بر «عام بودگی» برنامه های عمرانی بدون توجه به تنوع زیستی، فرهنگی و اجتماعی دارد و آنی ترین نتیجه چنین نگاهی درگیر کردن دولت در امور مختلف، کنار گذاشتن نیروهای بالقوه مردمی و طرد مشارکت عمومی است.
مطالعه عوامل مؤثر گرایش به خرافات در بین شهروندان: فراتحلیل پژوهش های بازه زمانی 1388 الی 1397(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۰
359 - 393
حوزههای تخصصی:
خرافه به باورهای مبتنی بر تقدیر، شانس، سنت می گویند که فرد برای تحلیل اتفاقات پیرامون خود استفاده می کند و معمولاً مبنای علمی ندرند. متفکران نوسازی علت آن را محلی گرایی، انزوای محیطی، فقر فرهنگی، تله محرومیت، خرده فرهنگ گروهی، عدم نوسازی اجتماعی، ترس از تحول، جامعه کندویی و قطاعی و وجود تصور خیرمحدود می داند. در ایران مطابق آمارها، میزان گرایش به خرافه زیاد شده و شهروندان هزینه مالی و اجتماعی برای این مسأله می پردازند. هدف اصلی تحقیق، مطالعه عوامل مؤثر گرایش به خرافات در بین شهروندان است. روش تحقیق از نوع فرا تحلیل کمّی، جامعه آماری آن 23 سند که 18 پژوهش به دلیل پیمایش و مرتبط بودن با مسأله پژوهش، رعایت کیفیت و روایی انتخاب شده است؛ روش نمونه گیری از نوع غیراحتمالی از پایگاه علمی نورمگز، جهاد دانشگاهی، مگ ایران و ایران داک بوده است. نتایج نشان می دهد که بین عوامل اجتماعی (0.135)، فرهنگی (0.204)، روانی (0.365) و اقتصادی (0.478) با گرایش به خرافات رابطه وجود داشته و اثر کل آن ها برابر با 19 بوده است. هم چنین آزمون Q و نمودار قیفی وجود ناهمگنی (واریانس) بین مطالعات را تأیید کردند. برای بررسی آن، متغیرهای زمینه ای به عنوان متغیر تعدیل گر درنظر گرفته شدند. نتایج بررسی تعدیل گر نشان می دهد که هویت قومی بر گرایش به خرافه تأثیر داشته و میزان اثر کلی آن برابر با 0.13% است. این میزان در بین گروهی قومی لُر و ترک ها نسبت به سایر اقوام بیشتر بوده است. از بُعد جنسیت، زنان بیشتر از مردان به سمت خرافه می روند و علت این امر به تفاوت روانی، جسمی و تفاوت اجتماعی بین مردان و زنان در جامعه برمی گردد؛ هم چنین بازیکنان فوتبال کمتر و شهروندان عمومی بیشتر از همه به خرافات گرایش دارند. از نگاه محل زندگی (زیست مکانی-جغرافیایی)، ساکنان محیط روستا بیشتر علاقه و تمایل به تبیین امور با خرافات دارند. علت این امر به انزوای جغرافیایی، سرمایه فرهنگی پایین، محلی گرایی و سازگاری و هم نوایی مردم با هنجارهای سنتی و تاریخی خود در باب امور اجتماعی دارد.
سنجش عوامل مؤثر بر شکاف رفتار و نگرش زنان به سن مناسب ازدواج در شهر کوهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
101 - 118
حوزههای تخصصی:
با نفوذ مدرنیته در ایران، نظام هنجاری در جوامع دچار دگرگونی شده و الگوهای سنتی، ب هویژه الگوی خانواده، هم زمان دچار تحولات مختلفی گردید؛ به طوری که در طول دهه های اخیر میانگین سن ازدواج دختران افزایش یافته است. این نوشتار، با عنایت به این تحولات، درصدد اندازه گیری میزان شکاف در رفتار و نگرش زنان به سن مناسب ازدواج و تعیین کننده های آن در شهر کوهدشت است. ساکنان این منطقه از نظر ترکیب قومی و فرهنگی لُر و لَک اند. فقر مطالعات در زمینه الگوهای ازدواج در میان زنان این گروه قومی ضرورت این مطالعه را اجتناب ناپذیر م یسازد. داده ها حاصل پیمایشی است که در فروردین 1392 بر نمونه ای بالغ بر 395 زنِ حداقل یک بار ازدواج کرده ساکن در خانوارهای معمولی شهر کوهدشت صورت گرفته است. روش نمونه گیری ترکیبی از روش های خوشه ای چندمرحله ای، تصادفی، و تصادفی سیستماتیک است. نتایج از بروز شکاف در رفتار و نگرش زنان به سنّ مناسب ازدواج برای دختران حکایت دارد. میانگین سنّ ازدواج ترجیحی زنان برای دختران در میان 63 درصد از افراد نمونه، متفاوت از سنّ آن ها به هنگام ازدواج است. شکاف ها عمدتاً در جهت منفی است. بیش از 80 درصد زنان میانگین سنّ ازدواج ترجیح یشان برای دختران بیشتر از سنّ آن ها به هنگام ازدواج است. بر پایه این بررسی، پایگاه اقتصادی اجتماعی زنان، نگرش فرامادی به ازدواج، استقلال زنان، و سنّ پاسخگویان بیشترین تأثیر را در میزان شکاف بین رفتار و نگرش زنان به سنّ مناسب ازدواج دارند. نتایج بیانگر این واقعیت است که ترکیبی از مشخصه های اقتصادی اجتماعی، جمعیتی، و عوامل و زمینه های قومی فرهنگی، تبیین بهتری از شکاف در رفتار و نگرش زنان نسبت به سنّ مناسب ازدواج به دست می دهد.
سیری بر هویت طبقه متوسط جدید طی سه دهه بعد از انقلاب در ایران
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۰
85 - 121
حوزههای تخصصی:
عموم نظریه پردازان و متفکران علم سیاست بر این باورند که یکی از دلایل عدم رشد دموکراسی در کشورهای در حال توسعه، روند شکل گیری ناقص طبقه متوسط جدید است. همچنین از سویی، بسیاری از کارشناسان علوم سیاسی و جامعه شناسان ایرانی بر این اعتقادند که اساساً در جامعه ی ایرانی طبقه ی متوسط جدید، آن روند تاریخی و تحولات اقتصادی را که اروپا سپری کرده و از دل طبقه بورژوازی چنین طبقه ای شکل گرفته را سپری نکرده است؛ پس اساساً ما طبقه ای به نام طبقه ی متوسط نداریم. از سویی این پرسش مطرح می گردد که قشرهایی که طی مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک به سوی شهرهای بزرگ و کار در سیستم های دیوان سالاری و اداری از زمان رضا پهلوی تا کنون گسیل داشته شده اند و طی آن، نحوه ی مصرف و شیوه و سبک زندگی شان و دغدغه های اجتماعی و سیاسی با قشرهای دیگر متفاوت است، چه هویتی می توان برای آنها قائل شد؟ آیا بایستی این قشر را طبقه متوسطی نامید که فرم و شکل ظاهری آنها به دلیل آمرانه بودن نوسازی در ایران از دوره پهلوی ها، شباهت به طبقه متوسط جدید دارد، ولی عملکرد و کارکرد آن بعنوان طبقه ای منتقد تحولات جامعه و پویا در امر توسعه سیاسی شباهت کمتری به طبقه متوسط جدید دارد؟ از سویی دیگر این سوال مطرح می گردد که آیا شکل گیری چنین طبقه ای حتی در ظاهر، شأنیت و مطالباتی را به همراه نمی آورد و این مطالبات تاثیراتی را بر تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه بر جای نمی گذارد؟در این مقاله تلاش شده با بررسی هویت طبقه متوسط جدید در سه دهه ی پس از انقلاب به بررسی نقش این طبقه در توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی ایران در این دوره پرداخته شود.
توسعه از نظر علمای شیعه در تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۱
۱۴۸-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
با توجّه به اتهام هایی که همواره به روحانیت شیعه زده شده و به آن ها نسبت ارتجاع و مخالفت با پیشرفت داده شدند. هدف این نوشتار پاسخ به این سؤال است که در یکصد سال گذشته موضع روحانیت شیعه نسبت به ترقی و پیشرفت همه جانبه جامعه چه بوده برای نیل به این مقصود با استخراج نظریه علما این نتیجه گرفته شد که علما همزمان باروشنفکران عوامل پیشرفت، و عقب ماندگی را مطرح کرده بودند و از قضا در مدلی که از نظرات آن ها برای توسعه استخراج شد هم عدالت وهم رفاه توأمان دیده شده بود ولی از آنجایی که جناح رقیب از هر وسیله ای برای بیرون کردن علما استفاده می کرد تلاش کرد تا علما را مرتجع و عقب گرا نشان دهد و چون رسانه ها وقدرت در دست آن ها بود تا حدّی در این کار موفّق شدند، وبا این حربه توانستند علما را برای یک قرن بیرون از صحنه سیاست نگهدارند.
نقش وام مسکن در مقاوم سازی مساکن سکونتگاه های روستایی استان گیلان
مسکن روستایی به عنوان کانون متمرکز و تبلور کالبدی ارزش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر زندگی روستاییان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع یکی از مهم ترین نیازهای توسعه روستایی، مسکن روستایی است. احداث مسکن مقاوم روستایی و تأمین مسکن متناسب با نیاز روستاییان اغلب از عناصر مهم برنامه های مختلف توسعه بوده است. در سال های اخیر سیاست وام مسکن روستایی اجرا شده است و دولت از طریق وام مسکن اقدام به حمایت از نوسازی و مقاوم سازی مسکن روستایی نموده است. هدف اساسی در تحقیق حاضر بررسی نقش وام مسکن در مقاوم سازی مساکن روستایی است. این مطالعه در سطح شهرستان های استان گیلان انجام شده است. با توجه به اطلاعات گردآوری شده از استان 26 درصد از خانوارهای روستایی (77710 خانوار) توانستند از وام مسکن برای مقاوم سازی مساکن استفاده کنند. از این میان شهرستان تالش با 12.75 درصد بیشترین سهم از وام مسکن را دارا بوده است در حالی که سهم این شهرستان از درصد مسکن کم دوام 7.7درصد بوده است. شهرستان رشت با 35درصد از مسکن کم دوام کمتر از یک درصد از وام مسکن را بهره مند شده است. همچنین شهرستان صومعه سرا با 6درصد مسکن کم دوام استان، 13درصد از سهم وام را به خود اختصاص داده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دهه گذشته وام مسکن نقش مؤثری در مقاوم سازی مسکن در نواحی روستایی استان داشته است اما توزیع وام مسکن متناسب با نیاز به مقاوم سازی مسکن در نواحی روستایی نبوده و اعتبارات به صورت مناسب تخصیص داده نشده است.
بررسی و اولویت بندی معابر پیاده شهر زابل جهت بهسازی و نوسازی در راستای ارتقای شهری انسان مدار و پایدار (مطالعه موردی: خیابان های بافت مرکزی شهر زابل)
وضعیت نامطلوب زندگی پیاده در شهرها، عدم توجه کافی به مسیرهای عابرین پیاده در طرح های شهری و وضعیت نابسامان شبکه معابر و پیاده روها از جمله مسایلی هستند که دامن گیر شهرهای امروزی شده اند. این پژوهش برآنست تا با تبیین معیارهای یک محیط پیاده مدار، بر اهمیت آن به عنوان الگویی مناسب برای جایجایی در محیط شهری، تاکید کرده و هر کدام از معابر پیاده را برای امر بهسازی و نوسازی که نقش مهمی در تجدید حیات دوباره شهرهای از پا افتاده دارند، ایجاد نماید. یکی از معضلات شهر زابل نداشتن پیاده روهای مناسب درسطح شهر می باشد که تنها 30 درصد از پیاده روهای سطح شهر برای تردد مناسب می باشد. این امر ضرورت پرداختن به این مسأله را امری بدیهی می نماید. در واقع هدف اصلی که در این پژوهش به دنبال آن هستیم، این است که پیاده راه ها را به عنوان یک فضای عمومی برای امر بهسازی و نوسازی از طریق چندین شاخص که نقش موثری در خلق یک پیاده رو در شأن شهروندی دارد، بررسی و اولویت بندی نماید، تا به یک شهر انسان مدار و پایدار که در جهت حقوق شهروندی خود فعال است تبدیل شود. روش شناسی تحقیق حاضر، توصیفی و تحلیلی بوده و با استفاده از مدل وایکور 320 نفر از جمعیت شهر زابل به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته که در فرایند انجام آن، پس از محاسبه و زن ها با استفاده از تحلیل فرآیند سلسله مراتبی AHP، اولویت بندی پیاده روهای شهر زابل جهت بهسازی و نوسازی با استفاده از مدل وایکور مشخص می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که وضعیت پیاده روهای شهر زابل از لحاظ شاخص های مطرح شده در این پژوهش از صد درصد وضعیت خوب و ایده آل عدد 37 درصد را به خود اختصاص داده اند که از این لحاظ در شرایط نامساعدی قرار دارند. و جوابگوی یک شهر انسان مدار و پایدار شهری نیستند. بنابراین این پژوهش، با شناسایی و اولویت بندی کردن معابر پیاده شهر جهت بهسازی و نوسازی دوباره آن ها، در واقع کمک شایانی به شهرداری به عنوان نهاد مسئول، جهت ارتقای شهری انسان مدار، پایدار و مناسب شهروندان خود نموده است.
تحلیل عوامل موثر بر افزایش سرمایه اجتماعی و رابطه آن با نوسازی بافت های فرسوده (مطالعه موردی: منطقه 10 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
مقدمه: امروزه یکی از چالش های پیش روی مدیریت شهری ، بافت فرسوده شهری است. استفاده از ظرفیت های مردم و سرمایه اجتماعی دستیابی به هدف نوسازی و سازماندهی این ساختارها برای مدیریت شهری را تسهیل می کند. هدف پژوهش: هدف تحقیق: هدف از این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر افزایش سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با نوسازی بافتهای فرسوده است. روش شناسی: روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای و آماری است. اطلاعات اولیه با روش اسنادی و پیمایشی و پرسشنامه جمع آوری شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS پردازش شده اند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه جغرافیایی تحقیق حاضر منطقه 10 شهرداری تهران است که با 327115 نفر جمعیت، بخش قابل توجهی از بافت های فرسوده شهر تهران را در خود جای داده است. نتایج و بحث: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی و نوسازی بر اساس آزمون همبستگی پیرسون از سطح ضعیف تا متوسط همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین ، مدل سازی مسیر PLS و آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهند که به ترتیب مؤلفه های اعتماد نهادی، تعاملات اجتماعی و اعتماد بین فردی دارای تأثیر بیشتر و مشارکت مذهبی تأثیر کمتری در نوسازی بافت های فرسوده شهری دارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد بین سرمایه اجتماعی و نوسازی بافته ای فرسوده رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. همچنین نشان می دهد که مؤلفه های سرمایه اجتماعی تأثیرات متفاوتی بر نوسازی بافت های فرسوده دارند که می توان با برنامه ریزی برای ارتقاء این مؤلفه ها، ساماندهی و نوسازی بافت های فرسوده منطقه مطالعه را تسریع می کند.
گفتمان مسلط بر نظام آموزشی زنان در کتاب های درسی دبیرستانی (1320- 1345)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
259 - 281
حوزههای تخصصی:
با تشکیل سلسله پهلوی، آموزش نوین زنان ایران از ضرورت های پروژه ی نوسازی ایران تعریف شده بود. در نتیجه، آموزش زنان در فضای گفتمانی نوسازی و نوگرایی که حکومت پهلوی خود را منادی آن می دانست، قرار گرفت. با از میان رفتن انسداد سیاسی پس از خروج رضاشاه از ایران، آموزش نوین زنان دچار آشفتگی رویکردی و گفتمانی شد. با قدرت گیری گفتمان های رقیب حکومت و امکان کنش گری آن ها در عرصه قدرت، فضای گفتمانی مسلط بر نظام آموزشی زنان، یکپارچگی و انسجام خود را از دست داد و دال مرکزی نوگرایی که پیش تر در عصر رضاشاه، طرح ها و برنامه های آموزشی زنان را حول خود شکل داده بود، از میان رفت؛ این مسئله منجر به شکل گیری، الگوی «زن مسلمان» در کنار «زن مدرن» شد. از طرفی، این برهه ی تاریخی، از حیث مسئله ی آموزش زنان، دوره ی تکوین اولیه ی سیاست ها و برنامه های آموزشی است که نهایتاً منجر به انقلاب آموزشی در 1345 ش شد. این پژوهش با استفاده از مفهوم سنتی پیوستگاری در تاریخ و روش توصیفی تحلیلی در پی بررسی رویکردها ، طرح ها و آهنگ تغییرات برنامه های آموزشی دختران در کتاب های درسی دبیرستان، برای تشریح چگونگی هویت یابی زنان، نقش و جایگاه آنان در فرایند مدرنیزاسیون ایران است.
بررسی روند نوسازی در عربستان سعودی و تأثیر آن بر ثبات سیاسی این کشور (از 2000 تا 2022)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
17 - 40
حوزههای تخصصی:
نوسازی دارای ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. نوسازی روندی است که همه کشورها آن را تجربه کردند و یا در حال تجربه کردن هستند. عربستان سعودی یکی از کنشگرانی است که از زمان کشف نفت وارد این روند شد، اما با گسترش ارتباطات، در دو دهه اخیر این روند شتاب بیشتری به خود گرفته است. برنامه نوسازی در عربستان مشتمل بر همه ابعاد مذکور است (هرچند با اولویت قتصادی)، بازتاب های این تغییرات در جامعه و تأثیر آن بر ثبات سیاسی حکومت موضوعی مهم قلمداد می شود. اما آنچه در این مقاله مورد بحث اصلی است این است که روند نوسازی در کشور سعودی بر اساس فاکتورهای مشخص شده، چه تأثیری بر ثبات سیاسی جکومت سعودی دارند؟ با توجه به تعریفی که از ثبات/ بی ثباتی سیاسی ارائه شده یافته های پژوهش نشان می دهد در برخی موارد نوسازی ظرفیت بی ثباتی برای حکومت با خود همراه دارد و در مواردی نیز نوسازی پاسخی درخور به مطالبات اجتماعی نداده و پتانسیل ایجاد چالش و بی ثباتی می باشد. در مجموع در طیف پیوسته ثبات/ بی ثباتی، حکومت سعودی در جهت ثبات گام برداشته و اصلاحات اجتماعی انجام شده، با وجود نمادین بودن در برخی ابعاد، احتمال کمتری برای بی ثباتی دارد.
واکاوی مفهوم «خشونت» در نظریه های نوسازی و توسعه بر پایه روش شالوده شکنی ژاک دریدا
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۰
97 - 119
حوزههای تخصصی:
خشونت از اموری است که همواره در عالم واقع رخ می دهد و اشکال و گونه های متعددی دارد. این پدیده صرفا به خشونت آشکار یا خشونت فیزیکی و بدنی محدود نمی شود بلکه گونه های پنهانی نیز دارد که اساسا در زبان وکلام نهفته است. برای نمونه، تفکر و ذهنیت نوسازی و توسعه در نظر نخست حقیقتی مطلوب را بازمی نماید، با این حال در عالم اندیشه و تفکیک های حاصل از آن می توان رگه هایی از خشونت زبانی یا انتزاعی را در آن کشف کرد. از این منظر نوشتار پیش رو با بهره گیری از روش شالوده شکنی ژاک دریدا درپی واکاوی و فهم بنیان و منشاء خشونت در نظریات نوسازی و توسعه غربی است. دریدا با روش واسازی یا شالوده شکنی در پی بررسی دوگانگی ها و تقابل های نهفته در زبان است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به دترمینیسم هستی شناختی، معرفت شناسی و روش شناختی نظریات نوسازی و توسعه و همچنین تمایزها و تقابل های معنایی نهفته در مفاهیم ابداعی آنها مانند عقلانی/غیرعقلانی، سنت/مدرنیته، توسعه یافته/عقب مانده، وحشی/متمدن، بافرهنگ/بی فرهنگ، شهری/روستایی، فقیر/ متمول و ... این نظریات حامل خشونت انتزاعی و بنیادی یا همان خشونت اولیه دریدایی هستند که ظرفیت و قابلیت آن را دارند که در عمل به خشونت ثانوی یا همان خشونت عینی بدل گردند.
آموزش و نوسازی ایران در دولت پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
59 - 97
حوزههای تخصصی:
هرچند تماس ایران با تحولات جهان غرب را می توان در سفرنامه های اروپایی ایرانیان در دوره صفویه و قاجار جستجو کرد اما آشنایی بُن فکنانه ایرانیان با غرب به دوران جنگ ایران و روس بازمی گردد. پس از جنگ ایران و روسیه در قرن نوزدهم میلادی، زمینه آشنایی ایرانیان با غرب در ابعاد مختلف فراهم شد. اصلاح گران ایرانی به منظور آشنایی ایرانیان با رویه های تمدن غربی و نو سازی ایران تلاش های مستمری را از اعزام محصلان به اروپا تا ترجمه متون غربی و تأسیس نهادهای آموزشی نوین انجام دادند تا عقب ماندگی ایران از اروپا را کاهش دهند. تأسیس نظام آموزشی جدید مهم ترین علاقه ای بود که نخبگان ایرانی در دوره های مختلف از قاجار تا پهلوی به دنبال آن بودند و پس از انقلاب مشروطه و سپس روی کار آمدن دولت پهلوی اول، امکان تحقق نظام آموزشی نوین در ایران فراهم شد. پرسش پژوهش حاضر این است که عملکرد دولت رضاشاه در زمینه نوسازی نظام آموزشی چه تغییراتی در ایران پدید آورد؟ این پژوهش با تمرکز بر نظریه نخبه گرایی، عملکرد دولت رضاشاه را در زمینه نو سازی ایران و ایجاد نظام آموزشی جدید موردبررسی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد اقدامات دولت رضاشاه در نوسازی نظام آموزشی، به گسترش دیوان سالاری مدرن، سکولاریسم، ملی گرایی و غرب گرایی انجامید. این پژوهش به شیوه توصیفی و تاریخی موردبررسی قرارگرفته است.
نقش سیاسی اجتماعی مطبوعات در فرایند نوسازی و تحولات دوره مشروطیت با رویکرد تحلیل محتوای گزارش های روزنامه صوراسرافیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۲
120 - 136
حوزههای تخصصی:
روزنامه صوراسرافیل در تعیین و تبیین جهت گیری سیاسی و اجتماعی نظام تازه تأسیس مشروطه، خوانشی ویژه و متأثر از ایدئولوژی نوسازی و تحولات داشته است. فهم نویسندگان این روزنامه از ایدئولوژی نوسازی و تحولات چه بود و چگونه آن را با دین اسلام و سنت های ایرانی تلفیق کردند؟ بنابر نگاشته های روزنامه صوراسرافیل می توان گفت که فرایند نوسازی و تحولات در شکل حکومت ملی، بر بینشی سیاسی و اجتماعی استوار است. روزنامه صوراسرافیل بر مؤلفه هایی، نظیر حاکمیت و حکومت مردم، استقلال، آزادی و تساوی حقوقی افراد تأکید دارد و تحقق این امور را شرط لازم برای گذار به فرایند نوسازی و تحولات فرض می کند. افزون بر این، از سوسیالیسم به عنوان هدف و افق نهایی این نظام سیاسی یاد شده است که کم کم و با اصلاح وضع موجود محقق خواهد شد. این روزنامه با تأسی به امر خاتمیت و دریافت تازه از دین در شکل جهان بینی توحیدی، سوسیالیسم را با بینش توحیدی ترکیب کرده و آن را مبنای نظری و فلسفی خوانش خود قرار داده است. اگرچه شواهد نشان می دهد این تلفیق نتوانسته است ارتباط طبیعی بین این وجوه برقرار سازد و گفتمان تازه ای را بنا کند، اما می توان از این تلاش برای نقطه آغاز اندیشه ایجاد گفتمان در فرایند نوسازی و تحولات در ایران یاد کرد.