تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
141 - 169
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: طی سال های گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آن جایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را به کار می گیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران می پردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشران های اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم می کند. پس از تعیین پیشران های کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشران ها با استفاده از نرم افزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرم افزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم می سازد. در نهایت، بر اساس تحلیل های انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند. یافته ها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شده اند، عبارتند از: بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تاب آوری در برابر تحریم ها، بهینه سازی مصرف، همکاری های منطقه ای گسترده و سرمایه گذاری در زیرساخت های مدرن که منجر به رشد پایدار می شود. سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانی های نهادی، محدودیت در همکاری های منطقه ای و کمبود سرمایه گذاری که به نتایج ناپایدار منجر می شود. باتلاق انرژی: وضعیت فاجعه بار ناشی از ضعف ساختاری، تحریم های فلج کننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنش های منطقه ای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر می شود. زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعف های ساختاری، تحریم های جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاری های منطقه ای و بحران زیرساخت ها به دلیل کمبود سرمایه گذاری که نیازمند بازنگری اساسی است. این سناریوها بر اساس تحلیل پیشران های کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاست گذاری انرژی»، «تحریم های بین المللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاری های منطقه ای» و «سرمایه گذاری و زیرساخت های انرژی» تدوین شده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساخت های مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاست گذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصت های ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم می کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیت ها و پیامدهای محتمل، استراتژی های مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.







