مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۴٬۳۶۱ تا ۱۲۴٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، بررسی ارتباط بین مومنتوم و ریسک سیستماتیک با بازده مازاد می باشد. داده های مورد استفاده، از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ استخراج شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر این است. نتایج آزمون فرضیه ها، فرضیه اول پژوهش را تأییدشده تلقی کرد این موضوع نشان دهنده این است که مومنتوم بر بازده مازاد تأثیر منفی و معناداری دارد. فرضیه دوم تحقیق که ریسک سیستماتیک بر بازده مازاد را پیش بینی می نماید، نتایج نشان می دهد که ضریب متغیر ریسک سیستماتیک دارای تأثیر مثبت بر ریسک سیستماتیک می باشد که با توجه به آماره t فرضیه دوم پژوهش را نمی توان تأیید شده تلقی کرد.
پژوهشی پیرامون کارکرد اجتماعی هنر در دوران پسا کرونا از منظر آدورنو (مطالعه موردی: بررسی تابلوی شام آخر بالستر)
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۴) جلد دوم
25-34
حوزههای تخصصی:
بیماری کرونا نه تنها بر نظام پزشکی که بر سایر حوزه های جامعه هم تأثیر گذاشته است؛ در حقیقت بیماری کرونا تأثیراتی فراتر از ساحت پزشکی از خود نشان داده است و زندگی، روابط اجتماعی و فعالیت های اقتصادی انسان ها را تحت تأثیر قرار داده است. لذا بحران فعلی کرونا می تواند فرصتی برای تبدیل تجربیات به دانش نظامند و تبدیل دانش شفاهی به دانش رسمی و مکتوب باشد. آنچه در این وضعیت خطیر، خلاء آن حس می شود کنش گری هنرمندان و همچنین میزان اندیشه ورزی در قبال این پدیده جدید اجتماعی و چگونگی مواجهه پژوهشگران هنر با آن است؛ بنابراین رسالت این پژوهش، توصیف مساله ها با توجه به شرایط و اقتضائات جدید، تحلیل مساله پسا کرونا، پیش بینی و آینده پژوهی و راهکار پژوهی است. لذا خلاء مطالعات هدفمند و دقیق و عدم کنش گری مطلوب جامعه هنری که در این پژوهش بیش از هر زمان دیگری نیاز به مساله شناسی کرونا از منظر مطالعات اجتماعی و جامعه شناسی و هنر ضرورت پیدا کرد، باعث شد که برخی گزاره های حاصل از پیامد سنجی پساکرونایی و نقد و نظر و آزاد اندیشی های که وارد صحنه عمومی جامعه شده است را منظر آدرنو مورد پژوهش قرار داد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است و جامعه تحلیلی منابع اطلاعاتی دسته اول و دوم مرتبط با موضوع پژوهش بوده که ابتدا شناسایی و سپس به صورت هدفمند و عمیق مطالعه و به طور مستمر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
تبیین نقش منابع رانتی در ساختار قدرت دولت بر اساس رویکرد دیالکتیکی شبکه های سیاسی (مطالعه موردی: دولت بحرین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های کلیدی دولت ها مربوط به ساختار قدرت آنها می باشد.دولت ها از نظر ساختار قدرت مانند یکدیگر نیستند و از گستره مختلفی برخوردارند. ازجمله عوامل تاثیرگذار بر ساختار قدرت دولت ها مربوط به بهره مندی از منابع رانتی می باشد.در این خصوص یکی از نظریاتی که دولت های برخوردار از منابع رانتی را تجزیه و تحلیل نموده است،نظریه دولت رانتیر است.تحقیقات موجود در این نظریه از کاستی هایی مانند ضعف متدولوژی جهت تبیین نقش منابع رانتی بر ساختارقدرت دولت برخوردار می باشد.لذا هدف اصلی این مقاله تقویت دانش موجود درنظریه دولت رانتیر ازطریق استفاده از یک رویکرد جدید یعنی رویکرد دیالکتیکی شبکه های سیاسی برای تبیین نقش منابع رانتی در ساختار قدرت دولت می باشد.مطالعه موردی دولت رانتیر بحرین می باشد.سوال اصلی این است که منابع رانتی چه نقشی درساختار قدرت دولت بحرین بر اساس رویکرد دیالکتیکی شبکه های سیاسی دارد؟رویکرد محقق تبیینی است. چارچوب نظری مبتنی بر رویکرد دیالکتیکی شبکه های سیاسی است که برای یافته های کیفی از ابزار اسنادی استفاده می گردد و برای یافته های کمی در تحلیل شبکه ای، از نرم افزار(SOCNETV) استفاده می گردد.نتایج این مقاله نشان می دهدکه منابع رانتی نقش زیادی درایجاد مدل حامی-مشتری درساختار قدرت دولت بحرین دارد.
تشدید تحریم های یکجانبه امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در زمان شیوع کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هفدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
87 - 108
حوزههای تخصصی:
تحریم در حالت طبیعی وقتی اتخاذ می شود که از قوانین بین المللی تجاوز و از معیارهای اخلاقی مقبول تخطی شده باشد. هدف از اعمال این تحریم ها آن است که نهاد یا کشور تحریم شونده مجبور به تغییر رفتار گردد. خروج دولت ترامپ از برجام و اعمال تحریم های یک جانبه علیه ایران، نقض منشور سازمان ملل متحد محسوب می گردد. افزون بر این شیوع بیماری کووید-19 در جهان و نیاز به همکاری جامعه جهانی برای مهار این بحران، باعث گردید تا دولت ایران و دیگر منتقدین تحریم های یک جانبه آمریکا درخواست لغو تحریم ها را نمایند. سؤال مطرح در این پژوهش این است که چرا در زمان بحران جهانی ناشی از کرونا، تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران نه تنها برچیده و یا تعلیق نگردیدند بلکه بر شدت آنها افزوده شد؟ در پاسخ به این سؤال فرضیه ای که مطرح می گردد این است: دولت ترامپ با افزایش تحریم ها به دنبال ایجاد نارضایتی بیشتر در بین توده مردم بود تا از این طریق تغییر نظام سیاسی ایران را رقم زند و یا حداقل رفتار ایران را در خاورمیانه تغییر دهد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه کارآمدی تحریم ها در مورد ایران مؤثر واقع نشده و روش پژوهش با توجه به ماهیت آن توصیفی تحلیلی می باشد.
رویداد پژوهی اثر رقابتی عرضه های عمومی اولیه در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۲
93 - 114
حوزههای تخصصی:
عرضه های عمومی اولیه به عنوان یک رویداد مهم و مستمر در بازارهای سرمایه در حال رخ دادن هستند و پژوهش های متعددی در خصوص چرایی، قیمت گذاری و بازده غیر نرمال عرضه های عمومی اولیه انجام گرفته است. در نگاه دیگر عرضه اولیه شرکت ها به همانند یک رویداد اقتصادی و یا یک خبر (منفی یا مثبت) تلقی می شود و تأثیر آن بر رفتار سرمایه گذاران موردبررسی قرار می گیرد. در این پژوهش رفتار سرمایه گذاران حول رویداد های عرضه اولیه و تأثیر آن بر بازده کوتاه مدت سهام موجود در بازار سرمایه ایران، موردبررسی قرارگرفته است. بدین منظور تعداد 235 عرضه اولیه در بازه زمانی 1383 تا 1397 بر اساس اندازه شرکت، نوع صنعت و نسبت های و درگروه های مختلف طبقه بندی و اثر رقابتی آن ها با استفاده از روش رویداد پژوهی موردبررسی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که سرمایه گذاران، رویداد عرضه اولیه را به عنوان یک عامل منفی بر سهام فعلی در نظر می گیرند. تأثیر رقابتی عرضه های عمومی اولیه بر کل بازار و سهام انفرادی تنها در صورتی تائید می شود که عرضه های عمومی اولیه بزرگ باشند یا نسبت پایین داشته باشند. عرضه های عمومی اولیه بزرگ در هر صنعت نیز تأثیر منفی بر بازده سهام موجود در همان صنعت دارد.
تحلیل انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی در اصفهان (با تکیه بر اسناد منتشرنشده مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
42 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با تکیه بر اسناد، انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی در حوزه انتخابیه اصفهان را بررسی می کند و با تبیین نقش گروه های ذی نفوذ سیاسی در مبارزات انتخاباتی، تحلیلی آماری از روند شمارش آرا و نتیجه نهایی انتخابات به دست می دهد. روش/ رویکرد پژوهش: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تلفیقی از دو روش کیفی و کمی مبتنی بر منابع اسنادی، مطبوعاتی و کتاب خانه ای انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی در حوزه انتخابیه اصفهان بسیار رقابتی و تنگاتنگ بود. حضور رضاخان سردارسپه به عنوان داوطلب نمایندگی در چندین حوزه انتخابیه ازجمله در اصفهان -که بیشتر با هدف نمایش قدرت انجام می شد تا رسیدن به کرسی نمایندگی مجلس- به تنش سیاسی بین هواداران رضاخان و عوامل لشکر جنوب از یک سو و حلقه علمای اصفهان در سوی دیگر منجرشد. یافته های این تحقیق هم چنین مؤید نوعی تضاد تعیین کننده بین رأی توده های روستایی با جمعیت شهری است. رأی شهر اصفهان به کاندیداهای موردحمایت آقانورالله نجفی تمایل داشت و رأی روستاها -که در دست ملاکان بود- عمدتاً به سبد نامزدهای دیگری ریخته شد. درپایان، اگرچه نتیجه تجمیعی رأی شهر و توابع به شکست ائتلاف علما انجامید، ولی تحلیل نتایج این انتخابات نشان می دهد که روحانیون در صندوق شهر، نه تنها از سایر کاندیداها بلکه حتی از خود رضاخان نیز بیشتر رأی کسب کرده اند.
نیازسنجی و تعیین اولویت های آموزشی ستادهای شخصی فرماندهان و مدیران عالی ناجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰شماره ۲
193 - 231
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دگرگونی های محیط و فناوری، سازمان ها را واداشته تا هر چه بیشتر بر «توانمندی کارکنان» به عنوان ارزشمندترین سرمایه خود تکیه کنند. در چنین وضعیتی، «آموزش کارکنان» به مثابه یک ضرورت انکارناپذیر در کانون توجه مدیران قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی ستادهای شخصی فرماندهان عالی پلیس انجام شده است.
روش : این پژوهش، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را فرماندهان و مدیران عالی پلیس مستقر در ستاد فرماندهی ناجا (جایگاه های 18 و بالاتر) و ستادهای شخصی آن ها تشکیل دادند. پژوهش در دو مرحله کیفی و کمّی سازماندهی شد؛ در مرحله کیفی، نیازسنجی آموزشی ستادهای شخصی فرماندهان، علاوه بر رجوع به شرح مشاغل و اَسناد سازمانی، از طریق مصاحبه با 13 نفر از خبرگان این حوزه انجام شد. انتخاب این خبرگان به طور هدفمند و براساس دو معیار مشخص به شیوه گلوله برفی انجام شد. داده های کمّی پژوهش از نمونه 100 نفری و با کمک پرسش نامه روا (اجماع خبرگان) و پایا (ضریب آلفای کرونباخ 92/0 و 93/0) جمع آوری و با آزمون های تی و فریدمن در نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نیازسنجی آموزشی با چهار مبنای علمی، بیست دسته نیاز آموزشی را برای ستادهای شخصی فرماندهان عالی آشکار کرد که پنج دسته آن ها «مهارت های پایه» نام گرفت. دو گروه فرماندهان و ستادهای شخصی آن ها، ضرورت آموزش را یکسان ارزیابی کردند، اما تفاوت هایی در اولویت های آموزشی بین دو گروه وجود داشت؛ درحالی که فرماندهان، تشریفات اداری و شبکه سازی را اولویت می دانستند، ستادهای شخصی، بر سخنوری و مدیریت زمان تأکید داشتند. مهارت های پایه، مهارت ارتباطی و نگرش سیستمی، برای هر دو گروه در اولویت بودند.
نتیجه گیری: با توجه به معناداری تفاوت اولویت نیازهای آموزشی شناسایی شده، می توان این اولویت ها را برای برنامه ریزی آموزشی هدفمند، مبنا قرار داد و از مزایای رفع نیازهای دارای اولویت بهره برد.
تحلیل الأخطاء اللغویه والکتابیه لدی متعلمی اللغه العربیه بالجامعات الإیرانیه رسائل خاصه بفرع تعلیم اللغه العربیه بجامعه تربیت مدرس نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
75 - 94
حوزههای تخصصی:
مهاره الکتابه من أهم المهارات اللغویه، ولها أهمیتها أیضا فی تعلیم اللغه العربیه بالجامعات الحکومیه فی إیران، یتعلمها الطلاب من خلال وحدات دراسیه، لکن لا یتقنونها جیدا، فیقعون فی أخطاء لغویه وکتابیه فی المراحل الدراسیه المختلفه. لهذا، تتناول هذه الدراسه أنواع الأخطاء اللغویه والکتابیه فی الرسائل الجامعیه وتشیر إلی أسباب هذه الأخطاء؛ لکی تسهم فی إعاده النظر فی المنهج الدراسی وتعدیل طرائق تعلیم اللغه العربیه، خاصه مهاره الکتابه، بهدف التقلیل من الأخطاء اللغویه لدی الطلاب فی المستقبل وتنمیه مهاره الکتابه عندهم. تعتمد الدراسه على المنهج الوصفی التحلیلی وتتبع مراحل منهج تحلیل الأخطاء لدراسه الأخطاء اللغویه فی عشرین رساله جامعیه فی مرحله الماجستیر لفرع تعلیم اللغه العربیه بجامعه تربیت مدرس. بلغ عدد الأخطاء اللغویه فی هذه الرسائل إلی 1005 أخطاء؛ والأخطاء النحویه من أکثر الأخطاء اللغویه شیوعا بخاصه فی حروف الجر، ثمّ تأتی الأخطاء الإملائیه، ثم الخطأ فی رسم همزه القطع، ثم تأتی الأخطاء الصرفیه، ولاسیما الخطأ فی تمییز المعرف من المنکر، ثمّ الأخطاء الدلالیه بخاصه فی استعمال الکلمات والعبارات غیر المألوفه فی العربیه. ومن خلال تفسیر الأخطاء، وصلنا إلی أن التداخل اللغوی، والطرائق التدریسیه، وبیئه التعلم، وصعوبات مرتبطه بقواعد اللغه العربیه، والطلاب أنفسهم، وجهلهم ببعض القواعد من أهم مصادر وقوع الطلاب فی هذه الأخطاء.
دراسه تقویمیه فی المصادر النظریه لماده "أسالیب تدریس الاستماع والمحادثه" فی مرحله ماجستیر تعلیم اللغه العربیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
129 - 144
حوزههای تخصصی:
تمّ إطلاق مبادرات مبارکه فی السنوات الأخیره فی تعلیم اللغه العربیه فی إیران؛ من أهمّها إنشاء فرع تعلیم اللغه العربیه فی مرحله الماجستیر، والذی یحاول سدّ فجوه عمیقه لتعلیم هذه اللغه فی المؤسسات التعلیمیه والمدارس والجامعات. لکن رغم مرور قرابه عقد من إنشاء هذا الفرع، لاتزال ثمه مشکله کبیره عرقلت سبیل تحقیق أهداف هذا الفرع الجدید؛ من أهمّها فقدان المصادر النظریه المناسبه لمواده الدراسیه. وتعد ماده أسالیب تدریس الاستماع والمحادثه من أهم المواد التعلیمیه فی هذا الفرع، والتی یجب أن تؤهل الطلبه لتعلیم هاتین المهارتین حسب المبادئ الحدیثه فی تعلیم اللغات الأجنبیه. وهناک بعض المصادر النظریه عن تعلیم مهارات اللغه العربیه فی البلدان العربیه قد یمکن استخدامها فی تدریس هذه الماده. لکن هل تتضمن هذه المصادر المواصفات اللازمه لتأهیل الطلبه لتعلیم هذه المهارات والتعرف على المسائل والتحدیات المهمه فی تعلیم اللغه العربیه؟ انطلاقا من هذه الضروره، تحاول هذه الدراسه إلقاء نظره تقویمیه على بعض هذه المصادر من خلال منهج تحلیل المحتوى الکمی وتحلیل المحتوى النوعی واستخدام قائمه مبنیه على الکتب النظریه لتعلیم اللغه الإنجلیزیه ومنهج تعلیم اللغه العربیه ومنهج تعلیم اللغه الإنجلیزیه فی مرحله الماجستیر. تکوّن مجتمع الدراسه من أحد عشر کتابا فی أسالیب تعلیم مهارات اللغه العربیه تم تألیفها فی البلدان العربیه. توصّلت الدراسه إلى أن بعض هذه المصادر تقدّم دروسا مفیده فی بعض المحاور، مثل: أهداف الاستماع والنطق وتعلیم القواعد، لکن تفتقد المبادئ النظریه المناسبه لتدریس بقیه المحاور. تتصف معظم هذه المصادر بالتعمیم وعرض المبادئ النظریه عرضا وصفیا، دون نظره ناقده إلى المسائل والتحدیات المهمه لتدریس المهارات، کما تحتاج إلى تعدیلات أساسیه فی الجانب التطبیقی بسبب عدم الاهتمام بتجارب المدرسین وحاجات الدارسین والدراسات النظریه الحدیثه.
دراسه أسلوبیه فی قصیده میدان الشهداء من دیوان انسکابات الربیع العربی للشاعر المصری المقاوم أحمد فرّاج العجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
145 - 162
حوزههای تخصصی:
الأسلوبیه منهج لغوی نقدی یحاول تفکیک بنیه النص اللغویه ووصف مکوّناته والکشف عن أبرز سماته. تعنی الأسلوبیه بالکشف عن المکوّنات اللغویه للنصوص الأدبیه واستکناه ما وراء الشکل له. هذه الدراسه عالجت، بالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی، أبرز المستویات الأسلوبیه، أی الصوتیه، والنحویه، والبلاغیه والدلالیه، فی قصیده میدان الشهداء لأحمد فرّاج العجمی؛ وهی قصیده أنشدها الشاعر إبّان ثوره الربیع العربی فی 25 ینایر عام 2011م بمصر، وفیها حرّض الشعب على الثوره والکفاح، کما نقد حسنی مبارک وسلطته نقداً لاذعاً. ومن أهمّ ما توصّلت إلیه الدراسه فی المستوى الصوتی أن أصوات القصیده المجهوره والشدیده غلبت على المهموسه والرخوه لطبیعتها الثوریه؛ کما لاحظنا فی المستوى النحوی تقدیم ما حقه التأخیر، وتأخیر ما حقه التقدیم تکثیفاً لدلاله ما قدّم خاصی فی لفظه "الآن". کشفت الدراسه على المستوى الصرفی تکثیف الأفعال المضارعه استحضاراً لواقع الحیاه فی المجتمع المصری، کما کشفت عن غلبه نوعین من الضمائر على صیاغه القصیده، وهما "نا ک"؛ والضمائر أیضاً کانت تدور فی ثنائیه جدلیه بین الشعب والسلطه، وأضفت کل منهما على القصیده ثراء دلالیاً وإیقاعیاً؛ وعلى المستوى البلاغی، لاحظنا کثره الجمل الإنشائیه خاصه الجمل الندائیه والاستفهام ب "کم"؛ والمنادى فی أغلبیه الجمل الندائیه إما الشعب للقیام بالثوره، وإمّا حسنی مبارک للتنحی عن السلطه، کما وظّف الشاعر لفظه "کم" للإخبار عن واقع حیاه الشعب المصری وعن تجربته الإنسانیه؛ وفی المستوى الدلالی، لقد صارت مفردات القصیده منسجمه مع مضمونها الذی یدعو إلى الثوره وتصویر مظالم السلطه، والأمل بالمستقبل وإسقاط النظام.
پرده های ابهام در لایه های معنایی مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۹
135 - 158
حوزههای تخصصی:
از آن جا که زبان عرفان تجربه های شهودی ودریافت های آن سری عارفان را درخود پیچیده واز ابزارها وشگردهای متنوع ومتلونی برای محسوس وملموس ساختن آن ها به کار می گیرد واز سویی نیز زبانی معناگراست،عمدتا لایه های معنایی چندگانه ای را دربر دارد واغلب با تاویل وتفسیرهای مختلفی همراه است.تلاش عارف برای استفاده بهینه از یک روساخت برای بیان چند ژرف ساخت، از علل دیگر تاویل پذیری ومهمتر از همه ایهام و ابهام معنایی متون عرفانی است و عارفان بر این عقیده اندکه زبان معمول آدمی توانایی انتقال تجربه های عرفانی را ندارد، این مساله موجب چندمعنایی و مبهم شدن هر چه بیشتر متون عرفانی شده است. در میان بزرگان ادب ایرانی، چهره شمس همواره در هاله ای از ابهام نهان گشته است و یکی از علل این را می توان زبان مبهم وی در مقالات شمس دانست. مقالات شمس سرشار از ابهام و هنجارگریزی های زبانی است که درک و فهم معنا را به پرده تعویق وتاخیر وگاه عدم دریافت درست می کشد. در این پژوهش به بررسی این عوامل -که کلید ورود به جهان شمس و بتبع آن راهی به جهان مولوی است- خواهیم پرداخت و به رفع ابهام وگشایش سطوح معنایی در برخی از گزاره های مقالات شمس در شش مفهوم بلند عرفانی می پردازیم و نشان خواهیم داد ابهام در مقالات شمس علاوه بر آن که از ویژگی های زبان عرفانی است، برآمده از تجربیات عرفانی خاص شمس و نگرش او به زبان نیز هست.
پست مدرنیسم در شعر شمس لنگرودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۴ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۴۳
47 - 67
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم پس از ظهور و ایجاد دگرگونی در ادبیات غرب، مورد توجه برخی نویسندگان و طیفی از شاعران معاصر فارسی قرار گرفت. شمس لنگرودی از شاعرانی است که پس از تجربه های زبانی مختلف که پیش و بعد از انقلاب از سرگذراند، به رویه ای ساختارشکنانه و زبانی هنجارگریز روی آورد. تحت تأثیر این رویکرد، برخی مختصات در شعر لنگرودی ظهور یافت که با مختصات و مولفه های پست مدرنیسم همانندی و قرابت دارد. در این گفتار، شاخصه هایی از شعر لنگرودی که با مولفه های پست مدرنیسم نزدیکی دارد و به نوعی نشانگر گرایش خودآگاه و ناخودآگاه این شاعر به پست مدرنیسم است، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یکی از این مولفه ها، «عدم قطعیت» و تأکید بر نسبی بودن اجزا و عناصر کلام است که به نظر می رسد لنگرودی در مواردی از آن در جهت ساختارشکنی، عدم تجانس و نیز گسستِ معنایی استفاده کرده است؛ دیگر، «تناقض» (پارادوکس) است که به عنوان شگردی برای تردیدزایی و تکثر معنا در شعر لنگرودی به کار رفته است؛ «عدم پیوستگی» مولفه دیگری از پست مدرنیسم است که در کلام لنگرودی در جهت ایجاد تردید و شگفتی در خواننده و به کنکاش و چالش ذهنی واداشتنِ او مورد استفاده قرار گرفته است؛ از مولفه های دیگر پست مدرنیسم که در شعر لنگرودی ظهوریافته، «تعلیق» است. تعلیق به صورت ترفندی برای ابهام آفرینی به کار گرفته شده تا به واسطه آن، انتقال پیام و کشف معنای قطعی کلام به تعویق افتد.
مورد پژوهی اجتناب از اطلاعات در دانشجویان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتار اطلاعاتی اصطلاحی است که برای توصیف بسیاری از روش های تعامل انسان با اطلاعات استفاده می شود. اجتناب از اطلاعات نیز یکی از وجوه رفتار اطلاعاتی و روش های تعامل انسان با اطلاعات است. اجتناب از اطلاعات مجموعه ای از رفتارها و اقدامات گزینشی به منظور متوقف کردن، محدود کردن، تأخیر جستجو، مواجهه، پردازش، و استفاده از اطلاعات است. هدف اصلی این پژوهش بررسی اجتناب از اطلاعات دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان در مطالعه مقاله های علمی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی پیمایشی است. جامعه پژوهش دانشجویان پزشکی در سال تحصیلی 98-99 دانشگاه علوم پزشکی همدان بودند. روش نمونه گیری تصادفی بود. دانشجویان پرسشنامه های الکترونیکی اجتناب اطلاعات و نیاز به شناخت را تکمیل کردند. از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه، رگرسیون خطی ساده، رگرسیون چند متغیره برای تحلیل آماری استفاده شد. یافته ها: میانگین اجتناب از اطلاعات دانشجویان 21/2 و میانگین نیاز به شناخت آنها 55/3 بود. یافته ها حاکی از تفاوت معنادار میزان اجتناب از اطلاعات دانشجویان برحسب پایه تحصیلی آنان بود. بین اجتناب از اطلاعات و نیاز به شناخت رابطه معنادار مشاهده شد. متغیر پایه تحصیلی در رابطه بین اجتناب از اطلاعات و نیاز به شناخت نقش کاهشی داشت. نتیجه : میزان نیاز به شناخت دانشجویان با اجتناب از اطلاعات آنان رابطه عکس دارد، همچنین با افزایش پایه تحصیلی آن ها نیاز به شناخت آنها افزوده می شود. می توان برای دانشجویان پایه های پایین تر این روند را تسریع نمود. پیشنهاد می شود که برای آن ها دوره های آموزش سواد اطلاعاتی، تور کتابخانه، و معرفی پایگاه های اطلاعاتی تخصصی برگزار شود.
خود ارزیابی اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های دانشگاهیشان(مقاله علمی وزارت علوم)
مقاله حاضر قصد دارد به بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های شان بپردازد. این پژوهش با رویکرد کمّی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز بودند که 20درصد از آنها با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبق های نسبتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به این ترتیب، تعداد 153 نفر از کل اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز در تکمیل پرسشنامه شرکت داشتند. نتایج نشان داد میانگین خودارزیابی اعضای هیئت علمی مشارکت کننده در پژوهش نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های شان برابر با 72/8 بوده و میانگین جامعه پژوهش با اطمینان 95درصد در حد فاصل 29/8 و 15/9 قرار دارد که با توجه به دامنهٔ نمرات قابل حصول در حد متوسط قرار دارد. بین خودارزیابی گروه های مختلف آموزشی نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های شان تفاوت معناداری وجود دارد. اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز حوزه های بالقو های که می توانند از پژوهش های آ نها بهره مند شوند را به ترتیب «صنعت»، «محیط زیست»، «آموزش»، «خط مشی و سیاست گذاری» و «کشاورزی» بیان کرده اند. همچنین، نتایج نشان داد هرچه «تعداد طرح های برون دانشگاهی» و «ارتباط کاری اعضای هیئت علمی با سازمان های خارج از دانشگاه تبریز» بیشتر باشد، میزان خودارزیابی آنها نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های شان نیز بیشتر است. برمبنای نتایج حاصل شده، تشویق اعضای هیئت علمی به انجام طرح های برون دانشگاهی و داشتن ارتباط کاری با سازمان های خارج از دانشگاه می تواند ارزیابی اعضای هیئت علمی نسبت به اثرگذاری اجتماعی پژوهش های شان را بیشتر کرده، و با درگیر ساختن آنها با مسائل و موضوعات واقعی جامعه به افزایش اثرگذاری اجتماعی پژوهش های دانشگاهی منجر شود.
مسئولیت پذیری اجتماعی در آموزش عالی کشاورزی؛ رویکرد آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)
در آینده، عرصهٔ مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه، به حوزه های متنوعی از اجتماعات محلی، ملی و بین المللی گسترش خواهد یافت. حضور توأم با مسئولیت پذیری اجتماعی آموزش عالی در روند تحولات آینده، نیازمند رویکردی آینده نگارانه است تا امکان کنشگری در رخدادهای آینده را فراهم سازد. بنابراین، هدف این مقاله، آینده نگاری مسئولیت پذیری اجتماعی آموزش عالی کشاورزی است. مطالعهٔ حاضر در سه گام اصلی انجام شد. ابتدا بر مبنای روش گروه کانونی، به شناسایی پیشران های مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه در آموزش عالی کشاورزی پرداخته شد. سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل و با بهره گیری از نرم افزار MicMac، از میان 14پیشران شناسایی شدهٔ مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه، 5 پیشران کلیدی انتخاب شد. برای این عوامل کلیدی بر اساس ایدهٔ سناریونویسی21 وضعیت ممکن و محتمل در آیندهٔ مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه با نظر خبرگان تعریف گردید و با تشکیل ماتریس21*21 و بهره گیری از دانش خبرگان در ارزیابی میزان تأثیرات وقوع هر یک از وضعیت ها بر وقوع یا عدم وقوع وضعیت های دیگر در آیندهٔ مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه با استفاده از قابلیت های نرم افزار Scenario Wizard 4.31، دو سناریو متضاد (ققنوس و طاووس) به عنوان سناریوهای قوی و 104 سناریو با احتمال وقوع پایین و ضعیف استخراج شد. سناریو ققنوس نمایان گر تحقق مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه در راستای توسعهٔ پایدار محلی و منطقه ای بوده و سناریو طاووس مبین آن است که دانشگاه به عنوان تافته ای جدابافته، فاقد مسئولیت پذیری اجتماعی است. این سناریوها چشم انداز آیندهٔ مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه را نشان می دهند.
خوانش آموزه های اندیشه ساز و تجربه های زیست شده حافظ در راه خودیافتگی انسانِ معمار(مقاله علمی وزارت علوم)
آموخته های معماری امروز تحت تأثیر استیلای هژمونی های مرکزگرا، هجوم اطلاعات و تکنولوژی موجب تسخیر روح انسان شده است که منجر به تبلور اشکال جدیدِ خلقیات فردی به جای خلاقیت شده است. تغییر یادگیری فرایند انسانِ معمار به معنای رهایی ذهن از انباشتگی های اطلاعات و خوانش آموزه های مؤثر به واسطهٔ تجربه های زیست شدهٔ انسانیِ حاویِ روح و احساس هدف پژوهش است. مطالعهٔ حاضر به روش اسنادی، و به منظور شناخت روابط انسان با محیط به خوانش آثار پدیدارشناسان حوزهٔ انسان، ذهن و خیال، و ریشه های درون مرزیِ مؤثر بر برقراری پیوند انسان با پدیده های محلی، همچون ادبیات، پرداخته است. با خوانش نظریه های شناختِ جهان هستی و دیدگاه های محورگرایی، به وجوه گم گشتهٔ «چگونه انسان شدن» پی برده شد. در ابتدای قرن بیستم جریان فکری فلسفی پدیدارشناسی شکل گرفت که اساس هستی شناسی را تجربیات زیست شدهٔ انسانی دانست. سپس از فلسفهٔ محض به جریان حوزهٔ «اندیشه» و «یادگیری خودیافته» تغییر مسیر داد و با برقراری پیوندی چندوجهی میان رشته ها و تجربه های زیست شدهٔ انسانی، در مدارس معماری مطرح شد. شناخت فرایند خودیافتهٔ «انسانِ معمار» جهت کسب تجربه های فردی با کیفیت و خلق پدیده های معماری انسانی از یافته های این مقاله است که در دو وجه مورد مطالعه قرار گرفت: 1) خواندن منابع و ریشه های غنیِ درون مرزی؛ و 2) آموختن چگونه اندیشدن به منزلهٔ نگاه جهان شمول. خوانش شعر حافظ و تجربهٔ زیسته اش در فرایند یادگیری معماری موجب خودیافتگی و پالایش ذهن می شود. در این راه انسان فراگیرنده به بیداری دست می یابد که در قالب مدلی ترسیم شده است.
واکنش بازار سرمایه به رفتار سود فصلی شرکت های دارای فناوری سطح بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
از دیدگاه بازار سرمایه انتظارات سودآوری شرکت می تواند تأثیرات متفاوتی بر پیش بینی سرمایه گذاران موجود در بازار نسبت به سود و بازده آتی شرکت متناسب با سطح انتظارات آنان داشته باشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی واکنش بازار سهام به رفتار سودهای فصلی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور داده های مالی مربوط به 240 شرکت برای دوره زمانی بین سال های 1386 تا 1396 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به فرضیه اول که بیان می کند، می توان با بررسی مسیر انتظاراتی ایجاد شده در خصوص سود شرکت ها محتوای اطلاعاتی سودهای فصلی را مدل سازی نمود، وجود رابطه معکوس و معنی دار تأیید شده است. بنابراین سود غیر منتظره می تواند به صورت منفی بر اولین پیش بینی سود تأثیرگذار باشد. فرضیه دوم پژوهش حاضر مبنی بر این که می توان با بررسی مسیر انتظاراتی ایجاد شده در خصوص سود شرکت ها رفتار سرمایه گذاران را در بازار مدل سازی نمود. بنابراین یک رابطه ی مستقیم و معنی دار بین آنها برقرار است. نتایج حاصل از آزمون این فرضیه نشان می دهد که انتظارات سود با ثبات مثبت (منفی) در سیگنال های سود منجر به افزایش (کاهش) خطای پیش بینی سود های آتی و بازده سهام می گردد. نتایج کلی تحقیق بیانگر این موضوع بوده و بیان می دارند که مسیر انتظاراتی سود ترسیم شده در این تحقیق بر تعدیل سود پیش بینی شده و رفتار سرمایه گذاران تأثیر گذار است.
بررسی تأثیر عرفان یهودی- مسیحی بر تفاسیر عرفانی اسلامی
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
52-67
حوزههای تخصصی:
خاستگاه و منشأ تفاسیر عرفانی که به نحوی با مکتب عرفان اسلامی پیوند خورده است، یکی از مباحث مهم در شناخت سبک و شیوه تفسیر عرفانی و عناصر بنیادین آن و به ویژه تأثیر و تأثر های این مکتب و شیوه تفسیر قرآنی از آموزه ها و منابع غیراسلامی است. این نوشتار با روش تحلیلی و توصیفی، ضمن تحلیل و بازخوانی اندیشه های عرفانی در یهود و مسیحیت، در پی پاسخ به پرسشِ «رابطه تفاسیر عرفانی با مکاتب عرفانی یهودی مسیحی» می باشد. مهم-ترین حاصل بررسی این تحقیق آن است که اثرگذاری آموزه های مکاتب عرفانی از جمله عرفان مسیحی و یهودی بر عرفان اسلامی و تفاسیر عرفانی، تنها در جهت تکمیل یا غنی تر ساختن آموزه های این مکتب و شیوه تفسیری بوده است. همین طور، فرض این مسئله که عرفان و تفسیر عرفانی ناگزیر باید یک منشأ و سرچشمه غیراسلامی داشته باشد، سخنی غیرموجّه و نامقبول است، اگرچه در طول سالیان، اندیشه های فلسفی و دینی گوناگونی در این جریان وارد گردیده است.
تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر اصل حق محوری
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
89-119
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های ساخت جامعه، تربیت سیاسی مردم است که لازمه آن تغیر در بینش، رفتار و انگیزش است. در حقیقت حاکمیتی پیروز است که بتواند مردم را در این سه سطح به رشد برساند. حال اگر بخواهد به هدف خود برسد باید برنامه اول تربیتی خود را بر چه محوری قرار دهد و چه برنامه ای برای تربیت افراد در این زمینه داشته باشد.در این مقاله بر اساس روش کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی-توصیفی به این نتیجه حاصل شده است که برای داشتن جامعه عادل در داخل و مقاوم در مقابل جریانات خارجی لازم است ضمن توجه به تربیت سیاسی که از جهت بینشی سطح درک و عقلانیت مردم پرورش داده می شود، از جهت رفتاری افراد خود را مسئول می دانند و در مقابل کوتاهی ها و انحراف سکوت نمی کنند و وضع موجود را به سمت کمال تغییر می دهند و در جهت انگیزشی نیز خود را برای تمدن بزرگ اسلامی در سرتاسر عالم آماده می کنند، حاکمیت همت خود را بر تربیت حق محور قرار دهد و در این راستا دعوت و شهادت به حق، اجتناب از سخن باطل و کذب، عدم سکوت در مقابل ظالم، جهاد و هجرت باید شاخصه های تربیت سیاسی قرار گیرد.
تاثیر انتظارات و شرایط تسهیل کننده بر رفتار مشارکت کاربران فضای مجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۶
105 - 122
حوزههای تخصصی:
رفتار کاربران در هنگام مشارکت در فضای مجازی تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. طی سال های گذشته محققان رفتار کاربران را بررسی کرده و ضمن شناسایی عوامل موثر بر آن، مدل های مختلفی برای تبیین نحوه مشارکت آنان پیشنهاد نموده اند. هدف این مقاله، شناسایی تاثیر عوامل انتظارات و شرایط تسهیل کننده بر رفتار مشارکت کاربران فضای مجازی است. منظور از رفتار مشارکتی، استفاده از امکانات فراهم شده در فضای مجازی شامل برقراری ارتباط، تبادل نظر و اطلاعات، به اشتراک گذاری متن و تصویر و تعامل با سایر افراد حاضر در فضای مجازی است. پژوهش حاضر از نظر روش شناسی در گروه پژوهش های ترکیبی بوده و در ابتدا از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای قیاسی برای طراحی مدل و سپس از رویکرد کمی و روش مدل معادلات ساختاری برای آزمون و اعتبار سنجی مدل استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشانگر اثر پذیری رفتار مشارکتی کاربران از متغیر های انتظارات و شرایط تسهیل کننده از طریق متغیرهای میانجی نیت، تمایل و نگرش می باشد که در تحقیقات پیشین هم تبیین شده بود.









