مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۴٬۳۰۱ تا ۱۲۴٬۳۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، بررسی و مطالعه میزان چاقی و اضافه وزن و ارتباط آن با آمادگی قلبی تنفسی دختران نوجوان شهر علی آباد کتول بود. روش تحقیق این پژوهش توصیفی و استنباطی می باشد که به صورت میدانی اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 1816 نفر دانش آموز دختر 12 تا 14 سال می باشد که از این تعداد ۳۱۶ نفر بر اساس جدول اودینسکی بعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای برآورد حداکثر اکسیژن مصرفی از آزمون 20 متر دوی رفت و برگشت و برای محاسبه میزان چاقی و اضافه وزن از شاخص توده بدنی و برای محاسبه درصد چربی بدن از اندازه گیری ضخامت چربی زیر پوستی استفاده شد. ضخامت چربی زیرپوستی در سه نقطه سه سربازو، ساق پا و تحت کتفی توسط کالیپر هارپندن اندازه گیری شد. برای بررسی ارتباط بین چاقی و اضافه وزن با آمادگی قلبی تنفسی از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد درصد چربی بدن دانش آموزان همراه افزایش سن، افزایش یافته است. همچنین یافته های پژوهش روند کاهش آمادگی قلبی تنفسی دانش آموزان دختر را با افزایش سن نشان داد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود که خانواده ها، معلمان تربیت بدنی و مسوولین آموزش و پرورش در مدارس فعالیت های منظمی را جهت بهبود آمادگی تنفسی و کاهش اضافه وزن دانش آموزان در برنامه خود قرار دهند. به علاوه با برنامه هایی جهت افزایش سطح آگاهی والدین نسبت به شرایط جسمانی فرزندانشان، مشکلات اضافه وزن و چاقی را برطرف نموده و آمادگی قلبی تنفسی دانش آموزان را بهبود بخشند.
تبیین اصول و معیارهای طراحی فضای شهری با رویکرد ارتقاء پیاده مداری مورد پژوهی: شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری بافت یک شهر ارتباط مستقیم با شبکه معابر آن دارد بطوری که نوع هر یک از این بافت ها متاثر از شکل گیری خیابان ها در داخل شهر است. یکی از راه حل های معضلات آلودگی ترافیکی و بصری امروزه شهرهائی چون سنندج پیاده راه می باشد که در دو بعد روانی و جسمانی، شهروندان را مورد تهاجم قرار داده است. هدف این پژوهش ارائه اصولی است که در مقوله تعمیم پذیری آن به عنوان راهکاری جهت احیای محیط شهری انسان مدار ایفای نقش کند. دو مسئله که در این گونه پژوهش ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است یکی انتخاب اصولی خیابان مناسب پیاده مداری طبق علم معماری و شهرسازی است؛ و دیگری ارائه الگوئی است که در میان پراکندگی مولفه های پیاده مداری به عنوان معیار در این گونه شهرها مورد توجه قرار گیرد. این مقاله از نوع کاربردی است که به معرفی شاخصه های پیاده مداری پرداخته است. داده ها از روش MADM و فرمول آنتروپی شانون و طیف لیکرت 9نقطه ای با بهره گیری از تکنیک تاپسیس مورد پردازش قرار گرقت، نتایج پژوهش نشان داد خیابان امام خمینی(ره) با رتبه 0.6589 دارای اولویت است. سپس این خیابان با تمامی مولفه های پیاده مداری مورد تحلیل قرار گرفت که با گراف بندی از 1تا4 با نمره 2.885 به عنوان خیابان نسبتا مطلوب معرفی شد. با استفاده از قابلیت ها، فرصت ها و تهدیدهای منطقه، الگوئی با سه مولفه زیرساخت، عملکردی، تزئیناتی(تکمیلی) جهت ارتقای خیابان معرفی شد. تکمیل فرایند ریزمولفه های تحلیل شده به عنوان پیشنهاد ارتقای پیاده مداری در این پژوهش مد نظر قرار گرفت.
راهکارهای توسعۀ ارتباط دانشگاه و صنعت در کشور بر اساس روش داده بنیاد
حوزههای تخصصی:
امروزه، توجه به تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی، کارآفرینی دانشگاهی و ارتباط دانشگاه و صنعت، به طور چشمگیری، افزایش یافته است . همکاری صنعت و دانشگاه به انجام آموزش، پژوهش، توسعه و دیگر فعالیت های مشترک در یک نظام آموزشی اشاره دارد و اجازه می دهد تمام احزاب و اقشار جامعه از فرصت های موجود در دانشگاه بهرهمند شوند. هدف این تحقیق بررسی راهکارهای توسعه ارتباط دانشگاه و صنعت در کشور می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر روش از نوع آمیخته کیفی و کمی است. در مرحله اول از نظریه داده بنیاد برای ساخت مدل مفهومی به منظور تبیین راهکارهای توسعه دانشگاه و صنعت در کشور بهره گرفته شد. در بخش کیفی، خبرگان آشنا به موضوع ارتباط دانشگاه و صنعت نمونه آماری پژوهش را تشکیل می دادند. با توجه به کفایت نمونه گیری و اشباع نظری 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله-برفی انتخاب شدند، سپس جهت تجزیه و تحلیل داده های فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی از نرم افزار ATLAS.ti.8 استفاده گردید. در بخش کمی پژوهش نیز جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران و کارشناسان شرکت های دانش بنیان و مدیران صنایع و اساتید دانشگاه یزد بودند که نمونه آماری تحقیق براساس توصیه های استفاده از مدل های تأییدی 220 نفر تعیین شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه براساس مقوله های فرعی و مفاهیم بدست آمده از مرحله کیفی پژوهش و بر اساس مدل پارادایم استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار PLS استفاده گردید. نتایج بخش کمی پژوهش نشان می دهد که همه مدل های تأییدی به شکل مناسبی تدوین شده است.
یکپارچه سازی استراتژی های مدیریت دانش اسلامی و فرآیندهای ارتقا خلاقیت و عملکرد سازمانی بین کارکنان و مدیران مطالعه موردی: شعب بانک ملی استان گلستان
منبع:
مطالعات زیست بوم اقتصاد نوآوری دوره ۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
101 - 120
حوزههای تخصصی:
دردنیای پیچیده امروز، دانش سازمانی به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابتی اصلی سازمان ها است. توجه به مدیریت دانش و حمایت از آن، شرایط مطلوبی را برای هر سازمانی به وجود می آورد:تا علاوه بر این که در محیط پیچیده رقابتی، حمایت مستمر داشته باشد، بتواند گوی سبقت را از سایرین ربوده و پیشتاز عرصه های مختلف فعالیت باشد.دانش سازمانی، در دنیای پر شتاب معاصر، فرصت مناسبی برای سازمان هاییی که به خویی ان را می شناسسند و مدیریت می کنند و در عین حال تهدیدی جدی برای سازمان هایی اسست که به تحولات محییطی کم توجه ببوده و ان را نمی شناسند .هدف از پژوهش حاضر یکپارچه سازی استراتژی های مدیریت دانش اسلامی و فرآیند های ارتقا خلاقیت و عملکرد سازمانی بین کارکنان و مدیران در شعب بانک ملی استان گلستان بود. روش تحقیق مورد استفاده از نوع توصیفی، پیمایشی همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان شعب بانک ملی است به تعداد800 نفر درنظر گرفته شده است. نمونه آماری متناسب با تعداد افراد جامعه با استفاده از جدول مورگان 267 نفر بود و روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسش نامه های استاندارد می باشد. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از روش کرونباخ و روایی ابزار با روش محتوایی مورد تأیید قرار گرفته اند. هم چنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار smart pls استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین یکپارچه سازی استراتژی های مدیریت دانش اسلامی و فرآیند های ارتقا خلاقیت و عملکرد سازمانی بین کارکنان و مدیران در شعب بانک ملی استان گلستان اثر معناداری وجود دارد.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر سلامت سازمانی در بخش عمومی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر سلامت سازمانی در سازمان های بخش عمومی می باشد. به دلیل اهمیت سلامت سازمان های بخش عمومی، به دلیل گستردگی و شمول آن برای آحاد جامعه، این بررسی از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش، پیمایش اجتماعی می باشد. لذا ابتدا از طریق مرور ادبیات و اخذ نظر خبرگان از طریق روش دلفی، اقدام به ساخت پرسشنامه گردید و از طریق آزمون آلفای کرونباخ عدد 0.76 برای پایایی آن محاسبه شد. سپس در هر یک از دسته بندی های قانون مدیریت خدمات کشوری که اقدام به تعریف بخش عمومی نموده است، یک سازمان انتخاب و پرسشنامه مورد نظر توزیع گردید. این تحقیق نشان داد عوامل فرهنگی با ضریب 0.78 بر روی سلامت سازمانی در سازمان های بخش عمومی تأثیرگذار می باشند. این مقاله پیشنهاد می کند اولین قدم در مسیر سلامت سازمان ها، توجه به فرهنگ سازمانی و تقویت و یا تغییر آن می باشد.
کاربرد نظریه اهداف کیفر در قانون مجازات اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ویژه نامه
401 - 422
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش نظریه مندسازی اهداف کیفر در قانون مجازات اسلامی ایران است. سئوال اصلی پژوهش این است که آثار نظریه مندسازی حقوق جزا در سیاست گذاری جنایی در حقوق ایران چیست؟ فرضیه مقاله این است که بر اساس نظریه مندسازی، جرم زدایی و کیفرزدایی صورت گرفته و مداخلات دادگاه های کیفری به نفع راه های دیگر کاهش می باید. نتایج نشان می دهد که نظریه مندسازی کیفر میزان آسیب وارده به قربانی و میزان قابلیت سرزنش آن، ماهیت شدت جرم را تشکیل داده و بر همان مبناء میتوان هم در مرحله تقنین اقدام به تعیین مجازات نموده و هم در مرحله صدور رای در دادگاه ها، متناسب نمودن جرم و مجازات را محقق ساخت. قانونگذار باید از پاسخ های غیر کیفری، ترمیمی، سازوکارهای ارفاقی بهره گیرد که در این خصوص اثربخش تر به نظر می رسد. روش تحقیق، کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است.
دولت مدرن و نظام سیاسی تقسیمات کشوری جدید: عامل مهم در توسعه ناموزون و ناپایدار مناطق لرنشین در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۹
217 - 238
حوزههای تخصصی:
دولت رضاشاه، اولین دولت بود که تمرکز در منابع پراکنده قدرت را با از میان برداشتن پراکندگی قدرت های محلی ایجادنمود.به واقع با ایجاد نظام اقتدارگرا مهمترین مشکل دولت-ملت سازی با کم اعتنایی به همزیستی قومیت ها در قالب استان های جدید شکل گرفت. برجای ماندن شکاف های قومیتی به خاطر ندرت منابع، محرومیت نسبی، بی توجهی به قابلیت های بومی، پراکندگی ودور شدن افراداقوام یک دیگر باعث شده تا قوم لرهمچنان محروم بماند. سوال اصلی تحقیق آن است که درنظم جدید قوم لر چه جایگاهی از حیث توسعه یافتگی پیدا کرده است؟با این فرضیه که از ابتدای نظام نوین تقسیمات کشوری نادیده گرفتن لرستانات به عنوان استان های متشخص در ایران به وجود آمده و به سنتی تبدیل شد که حتی پس از انقلاب اسلامی به رغم متشخص گردیدن تنها استان لرستان مسائلی چون پراکندگی وعدم تمرکز لرها در یک منطقه جغرافیایی مشخص منجر به ضعف در شکل گیری کاربست ظرفیت های جمعیتی و به تبع آن پتانسیل های منابع طبیعی یا فقدان آن برای رشد مناطق سکونتی این قوم شده است.
دگردیسی در نگرش جریان اصلاح طلب به لیبرالیسم فرهنگی- اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بعد از انقلاب اسلامی جریان های مختلف فکری- سیاسی شکل گرفتند. این جریان ها در چهار دهه گذشته با توجه به مقتضیات داخلی و خارجی با دگردیسی در همه ابعاد از جمله نگرش به موضوعات روز همچون دموکراسی، حقوق بشر و.... مواجه بوده اند. سوال اصلی این است که چه دلایلی باعث دگردیسی و گسست فکری جریان اصلاح طلب به لیبرالیسم فرهنگی و اجتماعی شده است. جریان اصلاح طلب که تداوم جریان چپ اسلامی دهه های گذشته جمهوری اسلامی است با این سیر تحول معنایی مواجه بوده است. جریان اصلاح طلب به خصوص در دو دهه گذشته با توجه به تحولات داخلی همچون قشربندی جمعیتی، افق معنایی روشنفکران دینی، توسعه اقتصادی و حضور زنان در سپهر عمومی و همچنین تحولات جهانی همچون امواج جدید دموکراسی، دموکراسی اجتماعی، گسترش لیبرالی دموکراسی و سبک زندگی نوین نگرش خود نسبت به همه عرصه ها از جمله لیبرالیسم فرهنگی و دموکراسی اجتماعی تغییر داده است.
بیماری کووید-19 ، پیامدهای آن بر عرضه و تقاضای انرژی در سطح جهانی، و توصیه هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انرژی ایران دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
39 - 68
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کرونا در اواخر سال 2019 که تا کنون ادامه پیدا کرده است، آثار زیان باری در ابعاد مختلف در سرتاسر دنیا به بار آورده است که برخی از این آثار جبران ناپذیر و برخی دیگر با روند آرامی جبران پذیر است. از طرف دیگر این رویداد جهانی که از آن به عنوان بحران کرونا یاد می شود، تصویری از جهان آینده در زمینه انرژی را به تصویر کشید که بررسی و تحلیل شرایط پیش آمده و تجربه اندوزی از این بحران، منجر به امادگی سریع تر و هوشیار تر در برابر تغییرات آینده در صنعت انرژی جهان، توسعه پایدار و اقتصاد پیش روی می شود. لذا در این گزارش به بررسی تغییر و تحولات پیش آمده در حوزه انرژی در سرتاسر جهان پرداخته شده است و در انتها به بررسی وضعیت انرژی کشور در دوران بحران کرونا و به ارائه توصیه هایی برای رویارویی با تصویر نه چندان دور آینده انرژی جهان پرداخته شده است که از مهم ترین آنها می توان به انجام توافقات و معاهدات بین المللی جهت افزایش فروش بیشتر نفت و گاز طبیعی که منجر به افزایش درآمد دولت و در نهایت به دست آوردن سرمایه لازم جهت سرمایه گذاری در زمینه انرژی ها تجدید پذیر می شود. از طرف دیگر با کاهش یارانه پنهان انرژی نیز می توان موجب کاهش وابستگی برخی صنایع داخلی به نفت و گاز شد و این یارانه ها در بخش های کم کربن، تحقیق و نوآوری برای حمایت از افزایش سهم تجدیدپذیرها به ویژه در بخش حمل و نقل، گرمایش و سرمایش هدایت شود.
پدیدارشناسی تجارب بی عدالتی آموزشی و پژوهشی دانشجویان مبتنی بر رویکرد قابلیت (مطالعه موردی: یک دانشگاه جامع دولتی در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی بی عدالتی های آموزشی و پژوهشی موجود نسبت به دانشجویان در حین تحصیل بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی بود. به این منظور، از رویکر کیفی پدیدارشناسی بهره گرفته شد. جامعه این پژوهش، دانشجویان یکی از دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند. تعداد 20 دانشجو طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری معیار انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. روایی محتوایی ابزار مصاحبه توسط متخصصان موضوع و پایایی آن نیز با روش پایایی بین دوکدگذار با ضریب %78 مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها نیز، روش تحلیل مضمون فان کام به کار گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بی عدالتی آموزشی هشت مضمون اصلی و 45 مضمون فرعی و بی عدالتی پژوهشی پنج مضمون اصلی و 21 مضمون فرعی داشت. مضمون های اصلی بی عدالتی در زمینه آموزشی، شامل ضعف اساتید در یاددهی، جدی نگرفتن درس و آموزش، انتقادپذیری پایین اساتید، بی ضابطه بودن ارزیابی دانشجویان، تخریب انگیزه دانشجو، تحقیر دانشجو، به رسمیت نشناختن تنوع دانشجویان، و محدود بودن امکان دسترسی به استاد بودند. در زمینه پژوهشی نیز، مضمون های اصلی بی عدالتی شامل تبعیض در پذیری دکتری، ایجاد محدودیت در همکاری با اساتید، ضعف و تبعیض در ارائه راهنمایی علمی، نگاه ابزاری به دانشجو، و مشکلات تأمین منابع مورد نیاز پژوهش ها می شدند. این بی عدالتی ها به عنوان عواملی هستند که تأثیرات منفی بر ایجاد و تقویت قابلیت های اساسی دانشجویان، یعنی احترام و کرامت، دانش و تخیل، انسجام عاطفی، آمادگی یادگیری، صدا، داشتن آرزو، استدلال عملی، و روابط و شبکه های اجتماعی می گذارند.بحث و نتیجه گیری: برگزاری کارگاه های آموزشی برای اساتید با موضوع عدالت آموزشی و پژوهشی، افزایش تنوع اساتید و محتوای آموزشی ارائه شده متناسب با تفاوت های دانشجویان، توجه به نظرات دانشجویان در مسائل مختلف دانشگاه و رسیدگی به اعتراض های آنان، راهکارهایی هستند که برای رفع بی عدالتی های موجود توصیه می شوند.
طراحی مدل مسئولیت اجتماعی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
406 - 430
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی مدل مسئولیت اجتماعی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف نظر هدف کاربردی- توسعه ای و در گروه تحقیقات آمیخته قرار می گیرد. جامعه آماری در این تحقیق دو قسمتداشت؛ در قسمت کیفی جامعه آماری مدیران و کارشناسان مسئولیت اجتماعیسازمان تامین اجتماعی بودند. در مرحله کیفی، از 11 نفر از خبرگان دانشگاهیو همچنین 14 نفر از مدیران دولتی مصاحبه به عمل آمد در بخش کمی از شیوهنمونه گیری تصادفی ساده تعداد 124 نفر از مدیران و متخصصان کانون پرورشفکری کودکان و نوجوانان کشور به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق درقسمت کیفی مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با خبرگان استفاده شد. حین انجاممصاحبه، کلیه شرح نظرات مصاحبه شوندگان ضبط و نگهداری شده و نظراتآنان به همراه مشاهدات پژوهشگر و برداشت آن، به متن تبدیل شد. بعد از رسیدنبه نقطه اشباع در نظرات ارائه شده توسط مصاحبه شوندگان، داده های اولیه به نرم افزار MAXQDA ورژن 10 داده شده و با کمک این نرم افزار، کدهای اولیهایجاد گردید و سپس براساس قاعده کدگذاری ثانویه اقدام گردید. یافته ها: با تحلیل مصاحبه ها در مرحله اول، 340 کد اولیه بدست آمد و در کدگذاری انتخابی 21 کد محوری استخراج شد. .با توجه به مدل در تحقیقحاضر به نظر می رسد مولفه های مشارکت و تعامل و شناسایی فرصت ها وامکانات به عنوان عوامل علی بر اساس نظریه داده بنیاد بر شفافیت و عدالتسازمانی، همچنین کیفیت زندگی و کمک به حفظ منابع اثر گذار است و از اینطریق بر رفاه عمومی و امنیت شغلی تاثیر می گذارد. نتایج مدل همچنان نشانمی دهد، مولفه های رفاه عمومی و امنیت شغلی سبب مسئولیت پذیری اجتماعیمی گردد.بر اساس شاخص های به دست آمده در این پژوهش و با توجه به وزن بهدست آمده در مراحل کدگذاری، شاخص های توجه به نیازهای کارکنان و جامعه،ارتقا بهزیستی، رعایت مسایل اخلاقی، آموزش های حرفه ای در جهت رفاه، حفظحقوق و منافع، حفظ محیط زیست، برابری در دسترسی به آموزش شغلی، مبارزهبا تبعیض های جنسیتی و قومیتی، ایجاد عدالت کاری بر اساس قوانین موجود،احقاق حقوق و مزایای مناسب برای کارکنان، مشورت و همکاری در بین اعضاخانواده، روابط اجتماعی مطلوب، شکاف موجود، ارتقا روابط بین کارفرما وکارکنان، توانستند بیشترین وزن رابه خود اختصاص دهند
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، مفاهیم جذب نیرویانسانی، عدالت سازمانی و پیامدهای اجتماعی مسئولیت اجتماعی کارفرما دارای بیشترین میزان فراوانی بوده و مقدار ضریب تعیین کد محوری قانون مداری از سایر کدهای محوری بیشتر می باشند.
شناسایی عوامل مؤثر بر فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس شهر بوشهر: مطالعه ای کیفی
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین و جدیدترین دیدگاه های مربوط به یادگیری و نحوه شکل گیری دانش، ساختارگرایی اجتماعی است. هم ساخت دهی سازوکار اصلی ساختن دانش در رویکردهای ساختارگرایی اجتماعی است . این رویکردها نقش مهمی در تحولات آموزشی و روان شناختی داشته و منشأ پیدایش روش های آموزشی و یادگیری همچون یادگیری مشارکتی شده است . هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس شهر بوشهر بود . روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی از نوع داده بنیاد استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با تکنیک شبکه متخصصان انجام شد که 16 نفر در مصاحبه شرکت کردند. ابزار مورد استفاده مصاحبه ی نیمه ساختارمند بود . برای بررسی روایی مصاحبه ها، از روش روایی محتوایی و روایی صوری توسط 12 نفر از متخصصین استفاده شد؛ تحلیل داده ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود . یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقوله های عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی به عنوان شرایط علی؛ مقوله های عوامل محیط غنی با نشاط و پویا و حمایت به عنوان شرایط زمینه ای؛ مقوله های هماهنگی و انسجام در فرایند آموزشی؛ عاملیت و استقلال افراد به عنوان شرایط مداخله گر؛ مقوله های چگونگی طراحی مناسب برنامه های آموزشی، کیفی گرایی و دوری از چهارچوب های رسمی غیر قابل انعطاف آموزشی و بهبود فعالیت های گروهی و ارتقای مشارکت دانش آموزان در برنامه های آموزشی به عنوان راهبردها؛ و مقوله های اثربخشی آموزشی، تربیت شهروند فرهیخته و تسهیل انطباق پذیری با محیط و دنیای واقعی به عنوان پیامدهای فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری: بر اساس مدل پارادایمی مشخص شد که مسئله فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس با پنج دسته عوامل در ارتباط است .
ارائه مدلی برای یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور
زمینه و هدف: امروزه در سراسر دنیا، در سازمان های آموزشی به ویژه در مدارس از رویکرد یادگیری پژوهش محور استفاده می شود. با توجه به پیامدهای مثبت آن، هدف این پژوهش شناسایی شیوه یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور است. به بیان دیگر، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور انجام شده است. روش پژوهش: روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در بخش اول مطالعه، 7 نفر از مدیران عالی آموزش و پرورش، 8 نفر از اساتید هیئت علمی و 5 نفر از معلمان برتر از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گروه دوم از جامعه آماری این پژوهش در بخش کمی کلیه معلمان مقاطع متوسطه دوره دوم شهر تهران بودند که تعداد 585 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گیری در بخش کمی، روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای بود. از ابزار مصاحبه و پرسشنامه در این پژوهش استفاده شده است و روایی و پایایی ان مورد بررسی و تایید قرار گرفته است. یافته ها: در شناسایی ابعاد و مولفه های یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور، 144 شاخص (گویه)، 13 مولفه ی اصلی و 5 سازه اصلی تعیین شدند. سازه ها شامل عوامل تشکیل دهنده، عوامل تاثیرگذار، عوامل اثرپذیر، سازوکارها و زیرساخت ها بود. مولفه های تدریس پژوهش محور، ارتباطات پژوهش محور، تشویق پژوهش محور، به عنوان عوامل تشکیل دهنده، برنامه درسی، معلم، مدیریت، به عنوان عوامل اثرگذار، مهارت حل مساله، تفکر انتقادی، یادگیری مشارکتی، به عنوان عوامل اثرپذیر، تنوع در برنامه درسی و آموزش و خط مشی گذاری آموزشی و پژوهشی، به عنوان سازو کار و زیرساخت های وابسته به مدرسه، زیرساخت های مربوط به اجتماع به عنوان زیرساخت های اجرای مدل شناسایی شدند. نتیجه گیری: تنوع در استفاده از روش های تدریس، استفاده از درس پژوهش به عنوان یک رویکرد ترغیبی، ارائه دانش متنوع و اطلاعات چند بعدی، ایجاد شرایط یادگیری اثربخش و گروهی، توجه به سبک های مختلف یادگیری، موضوعات محیطی و منطقه ای در ارائه موضوع برای پژوهش، به عنوان شاخص های تنوع در برنامه درسی هستند. در مورد زیرساخت های اجرای چنین مدلی نیاز به یکسری عملکردها مانند تجهیز کردن مدارس به امکانات پژوهشی، حمایت مسئولین از پژوهش های دانش آموزی، حمایت معلمان از پژوهش محوربودن کلاس درس، تجهیز فناوری اطلاعات در مدرسه، اختصاص فضاهایی در مدارس به منظور پژوهش های گروهی، است .
اعتباریابی الگوی پیشنهادی مدیریت کلاسی اثربخش برای نوجوانان دچار اختلال یادگیری و دیرآموز
زمینه و هدف: پژوهش ها حاکی از آنند که اختلالات یادگیری شیوع بالایی دارد و از طرف دیگر استفاده از رویکرد مدیریت کلاسی معیوب در کلاس تمامی گروه های سنی، همبودی جدی با اختلالات دیگر دارد؛ هدف این پژوهش اعتباریابی الگوی بهینه برنامه مدیریت کلاسی اثر بخش برای نوجوانان دچار اختلال یادگیری و دیرآموز بود. روش پژوهش: این پژوهش دارای دو روش بود؛ ابتدا با استفاده از روش پیمایشی به اعتباریابی الگوی مدیریت کلاسی و سپس با استفاده از روش شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به تعیین اثربخشی الگوی مدیریت کلاسی پرداخته شد. جامعه آماری شامل معلمان (40 معلم با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند) و دانش آموزان (58 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس) نوجوان منطقه یک شهر ارومیه بود. روش تحلیل مرحله اول آزمون تی تک نمونه و مرحله دوم کواریانس بود که با نرم افزار استفاده شد . یافته ها: یافته های مرحله اول نشان داد که الگوی پیشنهادی مدیریت کلاسی برای نوجوانان دچار اختلال یادگیری و دیرآموز از نظر متخصصان دارای اعتبار است و یافته های مرحله دوم نیز نشان داد که استفاده از الگوی پیشنهادی به طور معنی داری عملکرد تحصیلی گروه آزمایش را افزایش داد (005/0 ≥ p ). نتیجه گیری: با توجه به اعتبار الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان و همچنین اثربخشی استفاده از این الگو در مدیریت کلاسی، پیشنهاد می شود الگوی پیشنهادی در مدیریت کلاسی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری مورد استفاده قرار بگیرد.
بررسی کیفیت ادراک شده از خدمات بانکداری الکترونیک و ارتباط آن با رضایت مشتریان بانک تجارت استان مازندران
مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت ادراک شده از خدمات بانکداری الکترونیک و ارتباط آن با رضایت مشتریان بانک تجارت استان مازندران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها ماهیت توصیفی– همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه مشتریان بانک تجارت در استان مازندران تشکیل دادند. با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش حاضر نامحدود است، حجم نمونه آماری پژوهش بر اساس جدول مورگان 384 نفر به دست آمد. در این پژوهش پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس بین مشتریان توزیع شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری و لیزرل استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از این است که کیفیت خدمات الکترونیک ادراک شده از بانکداری الکترونیک با ضریب تأثیر 67/0 با رضایت مشتریان رابطه داشته اند. در نهایت می توان گفت که ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک ادراک شده از بانکداری الکترونیک به ترتیب قدرت میزان ارتباط با رضایت مشتریان عبارتند از: فیزیکی، قابلیت اعتماد، پاسخگویی، تضمین و همدلی.
تدوین راهبرد های اصلی شرکت هلدینگ صدرتامین برمبنای جهت گیری های راهبردی مبتنی بر رویکرد SWOT و QSPM
منبع:
مدیریت نوآفرینی سال اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
46 - 62
یکی از دغدغه های مدیران و مسئولان سازمانی مانند شرکت های سرمایه گذاری و هلدینگ ها، نحوه مدیریت و برنامه ریزی به جهت توسعه و مدیریت شرکت های زیرمجموعه در راستای دست یابی به اهداف کلان و بلند مدت مانند کسب جایگاه برتر اداری و نام تجاری، اجرای مسئولیت های اجتماعی و سودآوری در سطح جامعه می باشد. هدف اصلی پژوهش کنونی تدوین استراتژی هلدینگ صدرتامین بر اساس تحلیل SWOT است. تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری آن 20 نفراز کارشناسان ارشد و مدیران خبره هلدینگ صدرتامین و شرکت های تابعه می باشند. برای رسیدن به نتایج مد نظر تحقیق، ابتدا بررسی و مطالعات بصورت کتابخانه ای و میدانی در حوزه های برنامه ریزی استراتژیک، فرآیند مدیریت استراتژیک و روش های تدوین استراتژی ها صورت پذیرفت. با استفاده از اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه و مشاهده و با توجه به روش های تحلیل آماری بکار گرفته شد.نتایج تجزیه و تحلیل داده ها برمبنای جهت گیری های راهبردی مبتنی بر رویکرد های SWOT و QSPM نشان داد باید راهکارهای مؤثری در جهت تقویت و تعدیل استراتژی ها توسط مدیران ارشد شرکت بکار گرفته شود. در انتها راهبردهای اصلی بدست آمده پژوهش حاضر 1- توسعه سرمایه گذاری و تکمیل زنجیره ارزش در حوزه کسب و کارهای نوین معدن و صنایع معدنی 2- توسعه همکاری و مشارکت با شرکت های معتبر و صاحبان سرمایه و دانش فنی 3- بهینه سازی سبد سرمایه گذاری با تاکید برتوان خلق ارزش 4- حضور موثر در نهادهای تصمیم گیر مرتبط با صنعت و 5- مدیریت اثربخش هزینه با تاکید بر حذف فعالیت های غیر ارزش افزوده می باشد.
تأثیر تمرینات مقاومتی با و بدون انسداد عروقی بر سطوح سرمی برخی هورمون های آنابولیکی و کاتابولیکی در دختران فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف : اثر تمرینات انسدادی در فواصل زمانی مختلف بر عوامل رشد عضلانی در دختران به عنوان موضوعی جدید، مطرح می باشد. از این رو مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی با و بدون انسداد عروقی، بر سطوح سرمی برخی هورمون های آنابولیکی و کاتابولیکی در دختران فعال به اجرا درآمد. روش تحقیق : بدین منظور 36 دانشجوی دختر تربیت بدنی با میانگین شاخص توده بدنی 79/2 ± 32/23 کیلوگرم بر متر مربع به سه گروه (هر گروه 12 نفر) شامل گروه تمرین مقاومتی بدون انسداد عروق، تمرین مقاومتی با انسداد عروق، و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه و هر جلسه به مدت 30 دقیقه تمرینات مقاومتی را اجرا کردند و انسداد عروقی به صورت بستن تورنیکت به دور ناحیه پروگزیمال بازو با فشار 100 میلی لیتر جیوه اعمال گردید. نمونه های خونی قبل از شروع تمرین و 24 ساعت بعد، پس از جلسه ششم و جلسه هجدهم پروتکل تمرینی؛ در حالت ناشتا جمع آوری شد. سطوح هورمون های رشد شبه انسولینی-1، رشد، کورتیزول، تستوسترون و انسولین سرمی به روش الایزا اندازه گیری شدند. برای استخراج نتایج از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0>p بهره برداری شد. یافته ها : نتایج نشان داد که پس از 6 هفته مداخله، تمرین مقاومتی با و بدون انسداد عروقی، موجب کاهش معنی دار هر دو شاخص کورتیزول (10/0=p) و انسولین (10/0=p) شد؛ در حالی که هورمون تستوسترون (95/p=0) و هورمون رشد شبه انسولینی-1 (28/0=p) تغییر معنی داری نکردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرینات مقاومتی انسدادی با شدت کم، می تواند تغییراتی مشابه با تمرینات مقاومتی بدون انسداد با شدت زیاد؛ در هورمون های انسولین و کورتیزول ایجاد نماید.
بررسی وضعیت آمادگی جسمانی و تدوین نورم استاندارد زنان و مردان سنین 18 تا 60 سال شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف : نورم های استاندارد و به روز، برای بررسی مداوم وضعیت آمادگی جسمانی اقشار مختلف مردم و پایش وضعیت سلامتی آنان ضرروی هستند. هدف تحقیق حاضر بررسی وضعیت آمادگی جسمانی و تدوین نورم استاندارد زنان و مردان 60-18 سال شهر بیرجند بود. روش تحقیق : در این مطالعه توصیفی، جامعه آماری را افراد 18 تا 60 سال ساکن شهر بیرجند تشکیل دادند. از معادله کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده شد و نمونه گیری طی چند مرحله به صورت خوشه ای صورت گرفت. تعداد 400 نفر مرد و زن (از هر جنس 200 نفر) در گروه های سنی 29-18، 39-30، 49-40 و 60-50 سال به عنوان نمونه آماری شرکت کردند. از آزمون های شنا سوئدی، نشستن و رساندن، دراز و نشست، دویدن یک مایل راکپورت، و قدرت پنجه دست استفاده گردید. درصد چربی بدن با معادله جکسون و پولاک بدست آمد. به منظور تهیه نورم از روش نمرات استاندارد و برای مقایسه متغیرها بین زنان و مردان و گروه های سنی، از آزمون های t مستقل و یومن ویتنی در سطح معنی داری 05/0>p بهره برداری گردید. یافته ها : ضمن تدوین نورم آمادگی جسمانی، مشخص گردید که در تمام گروه های سنی، مردان دارای قد بلندتر، دور کمر بزرگتر و درصد چربی کمتری نسبت به زنان همسن خود هستند و روند تغییرات دور کمر و درصد چربی در طول عمر افزایشی بود. زنان دارای VO2max کمتری نسبت به مردان همسن خود در همه گروه ها، بجز گروه سنی 60-50 سال بودند. در تمام گروه ها، مردان دارای میانگین قدرت دست و استقامت عضلانی شکم و شانه بهتری نسبت به زنان همسن خود بودند. شاخص های آمادگی جسمانی تحت بررسی، روند کاهشی را در طول عمر نشان دادند؛ اما شیوع چاقی در شهر بیرجند با بالارفتن سن، روند افزایشی داشت و بیشترین مقدار آن در زنان و مردان 60-50 سال بدست آمد. نتیجه گیری : وضعیت آمادگی جسمانی در مردان بهتر از زنان بود و با افزایش دامنه سنی، غالبا افت محسوسی در آمادگی جسمانی هر دو جنس مشاهده شد. در مقایسه با سایر نقاط، در اغلب موارد مردمان استان خراسان جنوبی وضعیت آمادگی جسمانی ضعیف تری داشتند و رفع این کمبودها به برنامه ریزی حرکتی مطلوب نیاز دارد.
نسبت دیالکتیک وجودی و ادراک زیبایی در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هستی و شناخت جلد هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
227 - 246
زیبایی در فلسفه افلاطون به مثابه یک مفهوم بنیادین از جهت خاستگاه، ماهیت، ظهور و نحوه ادراک آن مورد توجه واقع شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با ابتنا بر مهم ترین رسالات افلاطون در باب زیبایی، همچون فایدروس و مهمانی ؛ و نیز با بررسی شیوه دیالکتیک وجودی-عقلانی مطرح شده در رساله جمهوری ، در صدد است امکان تلقی مساوقت ایده وجود و زیبایی، و سنخیت دیالکتیک وجودی-عقلانی و ادراک زیبایی را در فلسفه افلاطون بررسی کند. از جمله یافته های پژوهش این است که در فلسفه افلاطون ادراک زیبایی محسوس نقطه آغاز دیالکتیک وجودی- عقلانی نفس؛ سبب استحاله وجودی- معرفتی و زمینه عروج و فرا رفتن نفس از مرتبه وجودی معین به مرتبه وجودی بالاتر است که در نهایت به دیدار و تحقق معرفت مثال خیر منجر می شود. در فلسفه افلاطون ادراک زیبایی در مراتب فرارونده از محسوس به معقول، به مثابه یک کنش وجودی با ارتقای وجودی- معرفتی نفس مساوق است.
ارزیابی اثر فقر و نابرابری اقتصادی بر همه گیری کرونا در ایران و جهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۴
۳۲-۲۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناسایی عوامل مؤثر بر شیوع کووید-۱۹ به منظور سیاست گذاری در کنترل همه گیری این بیماری ضروری است. فقر و نابرابری اقتصادی از مهم ترین متغیرهای توضیح دهنده شیوع کرونا هستند. این پژوهش به سنجش اثر فقر و نابرابری اقتصادی بر شیوع کرونا در کشورهای جهان پرداخته است. روش ها: مطالعه حاضر کاربردی با روش توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی بود که با استفاده از رگرسیون باثبات، به ارزیابی اثر فقر و نابرابری اقتصادی بر شیوع کرونا در ۱۴۵ کشور جهان پرداخته شد. جامعه آماری، شامل داده های تجمعی کووید-۱۹ بود که بر اساس آمارهای برنامه تحقیقاتی آکسفورد-مارتین و بانک جهانی در سال ۲۰۲۱-۲۰۲۰ استخراج شد. کشورهای منتخب بر اساس طبقه بندی بانک جهانی در چهار گروه درآمدی دسته بندی و توضیح دهندگی شاخص های فقر و نابرابری بر شیوع کرونا در آن ها ارزیابی شد. اقتصادسنجی و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MATLAB انجام شد. یافته ها: اثر افزایشی سوءتغذیه و سالخوردگی جمعیت، بر نرخ ابتلا به کرونا برای تمام گروه های درآمدی کشورهای جهان تأییدشده است. درحالی که افزایش سخت گیری دولت ها سبب کاهش ابتلا به کرونا شده است. متغیرهای معنادار در شیوع کرونا برای ایران و کشورهای گروه درآمدی بالاتر از متوسط نیز اثر سالخوردگی و مقررات سخت گیرانه دولت ها را تائید کرده است. یافته ها نشان داد که ضریب جینی، سالخوردگی و سوءتغذیه جزو متغیرهای توضیح دهنده افزایش نرخ مرگ ومیر ناشی از کرونا در ایران و گروه درآمدی بالاتر از متوسط بوده است. نتیجه گیری: برخورداری از تغذیه مناسب به موازات مخارج نظام سلامت و مقررات سخت گیرانه دولت ها می تواند نقش مؤثری در کاهش ابتلا و مرگ ومیر ناشی از کرونا داشته باشد. همچنین، انتخاب سیاست های مناسب در جهت افزایش برابری اقتصادی نقش مؤثری در کاهش مرگ ومیر این بیماری خواهد داشت.









