ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۴۱ تا ۱۱٬۲۶۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۱۲۴۱.

سنجش پاره ای از ضبط های گلستان سعدی در نسخه مورّخ 713 سارایوو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۱
نسخه خطّی گلستان مورّخ 713 ه . ق. کتابخانه غازی خسروبیگ سارایوو، پس از نسخه کلیّات کتابخانه سلطنتی منسوب به خطّ یاقوت مستعصمی (668 ه. ق.) و نسخه کلیّات کتابخانه فرهنگستان علوم تاجیکستان (691 تا 726 ه. ق.)، سومین نسخه تاریخ دار گلستان در دنیاست. به دلیل تردیدهایی که در اصالت دو نسخه مقدّم بر این نسخه وجود دارد، تأیید اصالت محتوایی نسخه سارایوو می تواند آن را در جایگاه نخست نسخه های موجود قرار دهد. مقاله حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های محتوایی این نسخه، به بررسی برخی از ضبط های ویژه آن و مقایسه آن با آنچه در تصحیح ها و نسخه های دیگر گلستان آمده است، پرداخته است. بدین منظور ابتدا مقاله هایی که درباره نقد و بررسی تصحیح های موجود گلستان نوشته شده است، انتخاب و سپس ضبط های نسخه سارایوو با ضبط های مورد بحث در آن نوشته ها سنجیده شد. در گام بعدی ضبط های ویژه نسخه سارایوو که از نظر نویسندگان تفاوت هایی با ضبط های مشهور داشت، استخراج گردید. در ادامه، همه داده ها با ضبط نسخه ها و چاپ های گوناگون مطابقه داده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر ضبط های این نسخه، در سنجش با اصول تصحیح و نگاه منتقدان، ضبط های اصیل و قابل اعتنا به شمار می آیند و این نسخه را می توان چونان نسخه ای کهن و اصیل، اساس تصحیح های آتی کتاب گلستان قرار داد.
۱۱۲۴۲.

مدلسازی مدیریت برند باشگاه های فوتبال خصوصی استان اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف از این مطالعه، مدلسازی مدیریت برند باشگاه های فوتبال خصوصی استان اصفهان بود. روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردي و به لحاظ روش از نوع توصيفي بود که گردآوری داده ها به صورت پیمایشی انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و معاونین باشگاه های فوتبال خصوصی، کادر فنی، مربیان و بازیکنان باشگاه های فوتبال خصوصی، کارشناسان فوتبال و اساتید رشته مدیریت ورزشی آگاه به حیطه پژوهش بود. با توجه به مشخص نبودن تعداد دقیق اعضای جامعه آماری و با توجه به فرمول کوکران، حجم نمونه تحقیق 384 نفر در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه مدیریت برند سانتوس-ویجنده (2013) بود. برای سنجش روایی صوری و محتوایی، پرسشنامه طراحی شده توسط 10 نفر از اساتيد مدیریت ورزشي مورد تایید قرار گرفت و برای سنجش پایایی، پرسشنامه در اختیار 30 نفر از افراد نمونه قرار گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آن برابر 87/0 حاصل گردید. یافته ها: مدل نهایی پژوهش نشان داد که 16 شاخص پرسشنامه به عنوان متغیرهای آشکار از 6 متغیر مکنون عوامل «استراتژی های بازاریابی و تحلیل داده ها»، «مدیریت ارتباطات و ارتباط با هواداران»، «کیفیت عملکرد ورزشی»، «نوآوری و خلاقیت»، «مشارکت اجتماعی» و «همکاری با برندهای دیگر» که تشکیل دهنده مولفه مدیریت برند باشگاه های فوتبال خصوصی استان اصفهان می باشند، حمایت می کنند و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: مدیران و تصمیم گیرندگان باشگاه های فوتبال خصوصی باید با در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار بر مدیریت برند باشگاه ها، به تقویت و توسعه هر چه بیشتر آنها پرداخته و بدین ترتیب با بهبود جایگاه برند باشگاه، از مزایای ارزشمند، تاثیرگذار و مهم آن برخوردار شوند.
۱۱۲۴۳.

زبان تجلی و تجلی زبان: بازنمایی انواع ترکیبات مفهومی و استعاری تجلی در زبان روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
مفهوم "تجلی" در آثار روزبهان بقلی شیرازی یکی از بنیادی ترین مفاهیم عرفانی است که در ساحت های متنوعی حضور می یابد. این پژوهش با رویکردی بینارشته ای و بهره گیری از مبانی هرمنوتیک فلسفی (پل ریکور)، پدیدارشناسی اسطوره (الیاده)، و تأویل گرایی حکمی (هانری کربن) به تحلیل کارکردهای تجلی در آثار روزبهان می پردازد. بررسی نمونه های متعدد نشان داد که ترکیبات مرتبط با تجلی در دو دسته اصلی جای می گیرند: نخست، ترکیبات مفهومی که در پیوند با اصطلاحات و مقولات خاص عرفانی (مانند تجلی ذات، تجلی قدم، تجلی بقا، سبحات تجلی و غیره) شکل می گیرند؛ دوم، ترکیبات استعاری-تشبیهی که بیشتر در نسبت با عناصر طبیعی (خورشید، آب، دریا، پرندگان)، مکان ها و اشیاء (خانه، کاروانگاه، شمشیر، شمع) و نقش ها یا صورت های انسانی (دایه، صعلوک، خاقان چین، ترک، و عروس) پدیدار می شوند. در این میان فعل تجلی جایگاهی مستقل دارد که در آن تجلی نه صرفاً در سطح زبان و استعاره، بلکه به مثابه رخداد و عمل قدسی بازشناخته می شود. تحلیل انواع تجلی با تکیه بر اندیشه های کربن نشان داد که روزبهان با تأکید بر عالم مثال و جهان میانی، تجلی را امری زنده و جاری می فهمد. هم چنین، به مدد دیدگاه های الیاده روشن شد که لحظات تجلی در متن روزبهان کارکردی مشابه لحظات ظهور قدسی دارند و بدین سان، هستی انسان سالک در مواجهه با این رخداد دگرگون می شود. از نظر ریکور هر استعاره مناسبتی دقیق با خاستگاه معنوی خود دارد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر تصویری جامع از گونه های متنوع تجلی در متون روزبهان ارائه می دهد و نشان می دهد که چگونه زبان استعاری و مفهومی وی بستری برای پیوند میان تجربه عرفانی، تأمل فلسفی و ساختار اسطوره ای فراهم می آورد.
۱۱۲۴۴.

رئالیسم انتقادی لوکاچ و جایگاه هنر تحت لوای ایده های طبقه بورژوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۰
دستگاه فکری بورژوایی به شدت انسجام گریز و از هم گسیخته است و این عدم انسجام، تنها یکی از پیامدهای سرمایه داری و روابط مبتنی بر روابط کالایی و بت انگاری آن است. از همین رو از نظر لوکاچ علی رغم تسلط ایده های طبقه بورژوا، تنها پرولتاریا است که به جهت جایگاه ویژه اجتماعی اش، توانایی شناخت کلیت سیستم را دارد و می تواند به مثابه سوژه انقلاب عمل کند. در این دستگاه فکری هنر جایگاهی شناخت شناسانه دارد و رئالیسم انتقادی نیز به مثابه برجسته ترین نظریه هنری لوکاچ، صرفا در این فرایند خود آگاهی پرولتاریا و انکشاف لحظه انقلاب قابل معنا است. نویسنده رئالیست که بازتاب دهنده تمامیت و فرهنگ جوامع بورژوایی است، همان سوژه پرولتاریا است که روند به خودآگاهی رسیدن را طی می کند و با خلق آثار زیبا و بازتاب واقع گرایانه تمامیت، پرولتاریا را جهت انکشاف و فهم تضادهای جوامع سرمایه داری و همچنین درک جایگاه خود در مقام نیروی اجتماعی یاری می رساند. در این پژوهش با گردآوری اطلاعات و داده های کتابخانه ای و با روش توصیفی – تحلیلی، به این سوال پاسخ داده ایم اگر ایده های مسلط، ایده های طبقه بورژوا است، پرولتاریا چگونه می تواند به شناخت کلی برسد و دست به تغییر و تحول مناسبات بزند؟ همچنین نویسندگانی که متعلق به طبقه بورژوا هستند چگونه به درک و شناخت کلیت نایل شده اند؟ در حالی که از نظر لوکاچ شناخت کلیت برای این طبقه ناممکن است.
۱۱۲۴۵.

Hegel and the Modern World(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
In this essay I examine Hegel’s critique of England and France in his own day, and I argue that this critique sheds light on what he would say about constitutional states in the twenty-first century. Hegel’s critique is based on the normative “idea” of freedom he sets out in his Philosophy of Right (1820). This idea, which in Hegel’s view determines what rights and institutions are necessary for true freedom, gives a central role to what he calls “corporations” — business or trade associations, but also local communities and towns — in the free, rational state. The purpose of these corporations is twofold: first, to render economic activity cooperative and “ethical”, and so to prevent the emergence of systematic poverty, and second, to send delegates to the legislature who represent legitimate interests in civil society, rather than just numbers of people. Hegel argues, however, that corporations disappeared or were abolished in England and France and that this led to extreme poverty in England and to the “liberal” idea in France that political authority should derive from the individual will (an idea that in turn sets the “people” permanently against government). I argue that poverty and individualistic “liberalism” remain problems in the twenty-first century, and that a Hegelian solution to these problems would be to reintroduce corporations (or their equivalent) something that Hegel himself advocated in the 1820s. Hegel’s alternative to unrestrained capitalism and liberalism both of which he thinks undermine true freedom and right is thus not, as Marx recommends, to abolish the system of free production and exchange altogether, but to imbue citizens with an ethical concern for one another in their economic and political life an ethical concern that is grounded in corporations, associations and other communities.
۱۱۲۴۶.

نقش فرهنگی بیت المقدس عثمانی در تحولات غرب آسیا: تأثیر روابط بین ادیانی بر شکل گیری هویت سیاسی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری روابط بین ادیانی بر شکل گیری و تحول هویت سیاسی بیت المقدس در طول حاکمیت چهارصدساله عثمانی (۱۵۱۶-۱۹۱۷م) می پردازد. زمینه و هدف: بیت المقدس، به عنوان شهری با اهمیت راهبردی و دینی برای سه دین ابراهیمی، در دوره عثمانی از یک مرکز باثبات امپراتوری به کانون منازعات بین المللی تبدیل شد. مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه مناسبات میان جوامع مسلمان، مسیحی و یهودی، به عنوان متغیر اصلی، در این گذار سیاسی نقش ایفا کرد. هدف این مقاله، تبیین این تحول از طریق واکاوی سازوکارهای حقوقی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر این روابط است. روش شناسی: این تحقیق با اتخاذ رویکردی تاریخی-تحلیلی و با تمرکز بر اسناد دست اول، به ویژه سجلات محکمه شرعیه قدس و پرونده های آرشیو عثمانی، به بررسی ماهیت و پیامدهای تعاملات بین جماعی می پردازد. دستاوردهای پژوهش: یافته ها نشان می دهد که هویت سیاسی شهر در دو مرحله متمایز تکامل یافته است. در دوره کلاسیک (قرون ۱۶-۱۸م)، نظام ملّت و مرجعیت قضایی محکمه شرعیه، چارچوبی برای "همزیستی مدیریت شده" فراهم آورده و هژمونی سیاسی-فرهنگی عثمانی را تثبیت می کردند. اما در دوره متأخر (قرن ۱۹م)، تحت تأثیر عواملی چون اصلاحات تنظیمات، مداخله سیاسی قدرت های اروپایی به بهانه حمایت از اقلیت ها، و رقابت نهادهای آموزشی مدرن (میسیونری و دولتی)، روابط بین ادیانی به شدت سیاسی شد. این امر، پویایی های اجتماعی شهر را از تعاملات محلی به عرصه رقابت های هویتی و بین المللی سوق داد. نتیجه گیری: این پژوهش استدلال می کند که هویت سیاسی بیت المقدس یک امر ثابت نبود، بلکه برساختی متغیر بود که در جدال میان نظم داخلی امپراتوری و فشارهای خارجی شکل گرفت. سیاسی شدن روابط بین ادیانی، عامل کلیدی در تبدیل هویت این شهر از یک هویت محلی-امپراتوری به یک هویت منازعه آمیز و بین المللی بود.
۱۱۲۴۷.

فلسفه ریاضیات نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۶
فلسفه ریاضیات در سنت اسلامی بسیار غنی است. همچون سلف خود ابن سینا، که به بیشتر مسائل فلسفه ریاضیات پرداخته است، نصیرالدین طوسی با برخی از این مسائل درگیر بوده است و حتی مسائل نویی را پیش کشیده است. هدف من در این مقاله اثبات همین مدّعا است. با رویکرد تحلیلی نشان می دهم که نصیرالدین طوسی، به معنای واقعی کلمه، فلسفه ریاضیات دارد. مساهمت های عمده او در وجودشناسی ریاضیات دو چیز است. نخستین ردّ استدلا ل های بر تناهی گروی، یعنی دو برهان عمده مسامته و تطبیق، می باشد. و دومین سخن از ویژگی های بی نهایت است، از جمله اینکه اقلّ و اکثر در آن متصوّر می شود. و مساهمت های اصلی او در معرفت شناسی ریاضیات دو امر زیر است. نخست، او، برخلاف ابن سینا و به سان ابن هیثم، از تجربه گرایی در باب تصدیقات دفاع می کند درست همانگونه که از تجربه گرایی در باب مفاهیم پشتیبانی می کند، در اینجا البته همسو با ابن سینا. دوم، او پرسش از صدق را پیش می کشد و از این جویا می شود که گزاره های ریاضیاتی چگونه صادق اند درحالی که از معقولات ثانیه ساخته شده اند که در جهان خارج چیز دست پرکنی نیستند و درحالی که کلّی و حقیقیه اند و تمام افراد محقّق و مقدّر را دربرمی گیرند. در پاسخ به این پرسش او هم تعریف دیگری از صدق را پیش می نهد هم نظریه مبتکرانه نفس الأمر را مطرح می کند.
۱۱۲۴۸.

کاربرد صفتِ فاعلیِ نقلی به عنوانِ صفتِ فاعلیِ مضارع در متون قدیم و نقدی بر فرضیه ابدال صفتِ فاعلی به صفتِ مفعولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
در غالب دستورهای فارسی، «بن ماضی + ه» را صفت مفعولی می نامند، در حالی که هر گاه بن ماضی از مصدری لازم گرفته شده باشد، صورت «بن ماضی + ه» از آن، نوعی صفت فاعلی خواهد بود. این صفت فاعلی به عملی اشاره می کند که موصوفِ صفت در گذشته انجام داده، اما نتیجه آن تا کنون باقی مانده است؛ از این روی آن را «صفت فاعلیِ نقلی» می خوانیم. در زبان فارسی (چه امروز و چه در متون قدیم) بعضی صفت های فاعلی نقلی در جایگاهی به کار رفته اند که عادتاً صفت فاعلی مضارع (بن مضارع + ه) در آن به کار می رود. این کاربردها گاه در متن های تصحیح شده، به علّت ناآشنایی مصحّحان، از میان رفته اند و گاه موجب خطا در معنی کردن ابیات و عبارات شده اند. در این مقاله کوشیده ام تا چرایی و چگونگی کاربرد صفت های فاعلی نقلی به عنوان صفت فاعلی مضارع را روشن سازم و بعضی شواهد از کاربرد این نوع از صفت های فاعلی را از متون استخراج کنم و به دست دهم. همچنین این تحقیق فرضیه ابدال صفت فاعلی به صفت مفعولی را، در مواردی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است، زیر سؤال می برد و نشان می دهد که آنچه در اینجا اتّفاق افتاده است نوعی فرآیند صرفی است، نه فرآیندی آوایی.
۱۱۲۴۹.

بررسی تأثیر پنهان سازی دانش بر عملکرد: متغیر میانجی خلاقیت فردی (نمونه پژوهی: کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
مقدمه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر پنهان سازی دانش بر عملکرد با نقش میانجی خلاقیت فردی در بین کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور است.روش ها: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستان ها در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 215 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای سنجش پنهان سازی دانش از پرسشنامه سرنکو و بونتیس، داده های مورد نیاز پنهان سازی دانش از پرسشنامه ای حاوی 12 گویه، در سه بخش پنهان سازی طفره آمیز، گنگ بازی کردن، و پنهان سازی منطقی استفاده شد. همچنین جهت سنجش خلاقیت فردی از پرسشنامه کرنیاوانتی و همکاران و برای سنجش عملکرد از پرسشنامه باباکاس و همکاران استفاده شد که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و از روایی ابزار تحت عنوان روایی همگرا و روایی واگرا برای تأیید روایی ابزار اندازه گیری استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد.یافته ها: یافته ها نشان داد پنهان سازی دانش با عملکرد رابطه منفی دارد. همچنین پنهان سازی دانش تأثیر منفی و معنی دار بر خلاقیت فردی دارد. خلاقیت فردی ارتباط مثبت و معنی داری با عملکرد دارد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد خلاقیت فردی به عنوان یک میانجی در رابطه بین پنهان سازی دانش و عملکرد عمل می کند.اصالت: این پژوهش به طور قابل توجهی به ادبیات پنهان سازی دانش کمک خواهد کرد. یافته های این پژوهش، وجود شکاف های پژوهشی در درک رابطه بین پنهان سازی دانش و عملکرد را برجسته می کند.
۱۱۲۵۰.

تحلیل روایت مادران از سوگ فرزند مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف پژوهش حاضر تحلیل روایت تجربه سوگ مادرانی است که فرزندان خود را بر اثر ابتلای به سرطان، از دست داده اند. روش : این پژوهش با روش تحلیل روایت و با نمونه آماری 14 نفر از مادرانی که فرزندان خود را در طی سه سال اخیر بدلیل ابتلای به سرطان از دست داده اند در سال 1402 در خمینی شهر اصفهان انجام شده است.یافته :با استفاده از روش تحلیل روایت هفت طبقه و سه تم اصلی شامل احساسات معطوف به فرزند، احساسات معطوف به دیگران و ادراک متناقض از معنویت بدست آمد. تحلیل کدهای استخراج شده نشانی می دهد که مادران از زمان بیماری تا بعد از فوت کودک دچار احساسات فزاینده غم ، ناامیدی و گاهی ترس و خشم می شوند. حمایت و همدلی خوب همسر و خانواده شوهر و بستگان، امید بخشی پزشکان و ارتباط داشتن و ادای دین و کمکهای مالی به موسسات درمانی(محک و بیمارستان سرطان) به کاهش احساسات ناخوشایند سوگ کمک می کند. کدهای تحلیل تحقیق نشان می دهند که ناصبوری پرستاران و فرایند طولانی و دردناک شیمی درمانی بر غم و اندوه مادران می افزاید. در این دوران سخت، احساس معنویت به صورت احساسات متناقض از خشم و رضایتمندی درک می شود. درک و همدلی با تجربیات مادر سوگ دیده می تواند تاب آوری مادر سوگ دیده را در تحمل غم و رنج سوگ افزایش دهد
۱۱۲۵۱.

تحلیل قرائت دو گانه علامه طباطبایی در مسأله عینیت یا مثلیت بدن أخروی با بدن دنیوی بر اساس پیش فرضهای جهان شناسانه و انسان شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
حشر انسان در معاد و عینیت بدن دنیوی و اخروی و یا صور دیگر از چالشهای اساسی میان متفکران اسلامی است. مسئله اصلی این است که انسان در معاد آیا با همین بدن مادی محشور می شود ؟ یا بدن اخروی غیر از بدنی است که انسان در دنیا با آن بدن زیسته است ؟ هدف از این پژوهش تبیین نظریه علامه طباطبایی درباره عینیت بدن دنیوی با بدن اخروی، با توجه به اصول و پیش فرض های جهان شناسانه و انسان شناسانه ای است که ایشان در این تبیین به کاربرده است. در تشریح رابطه بدن دنیوی با أخروی با دو دیدگاه متفاوت از سوی او مواجه هستیم: 1: نظریه مثلیت، 2: نظریه عینیت. این نگاشته که از نوع توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای مبتنی بر تحلیل عقلی صورت گرفته، به این نتیجه دست یافته است که نه تنها میان این دو دیدگاه تنافی و تعارضی وجود ندارد، بلکه هرکدام مکمل هم دیگر بوده و درصدد بیان حدود و قیود ماهیت بدن أخروی و ارتباط آن با بدن دنیوی است. رابطه میان بدن دنیوی و بدن أخروی حدوسط و مرز میان دو نفی قرار دارد: 1. نفی عینیت همه جانبه میان آن دو بدن، 2. نفی بالعرض بودن این همانی دو بدن.
۱۱۲۵۲.

La Coexistence, L’interaction et L’intersubjectivité : La Narration Spatiale des Illustrations du Petit Prince(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
Le Petit Prince est illustré par Saint-Exupéry lui-même, ces illustrations sont indispensables pour la narration : elles ont été et placées précisément dans le texte par l’auteur en assumant effectivement des fonctions narratives que le texte seul ne pouvait couvrir. Les illustrations confèrent à la narration du Petit Prince une épaisseur spatiale. Une analyse approfondie de la fonction narrative spatiale de ces représentations graphiques permet de mettre en lumière le thème central de l'œuvre : La connaissance ne devrait pas être appréhendée de manière linéaire ni être contrainte par des paradigmes empiriques préétablis. Au contraire, elle devrait s'ancrer dans une connexion authentique, fondée sur l'intersubjectivité. L’article tentera de traiter les trois aspects principaux de la narration des illustrations, afin de démontrer la multiplicité spatiale qui caractérise Le Petit Prince : premièrement, la capacité de représentation intuitive des illustrations, deuxièmement, l'interaction du lecteur suscitée par la polysémie des illustrations, et troisièmement, les illustrations, en tant que « dessins enfantins » au sens de Merleau-Ponty, abandonnent le réalisme poursuivi par les paradigmes picturaux pour ne montrer que l’état authentique des choses dans l'espace et les efforts du narrateur pour se connecter aux autres , ce qui est étroitement lié au thème de l'œuvre.
۱۱۲۵۳.

نظر و عمل به مثابه مقوّم "حکمت" در جدال تاریخی ابن تیمیه و ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
متفکران اسلامی در مورد اشتمال مفهوم حکمت بر "علم" و "عمل" به جدال پرداخته اند. در این میان، ابن-تیمیه از دیدگاه عامری در این خصوص انتقاد نموده، عقیده دارد نسبت دانش معقول و دین، از قاعده ای تبعیت نمی کند و عقل گرایان و ازجمله عامری، سعی در انتساب اقوالشان به شرایع الهی دارند. همچنین وی، خاستگاه نظام مفهومی فلاسفه از جمله عامری را در خصوص "حکمت" غیر از اسلام می داند. در ارزیابی این انتقادات باید گفت اولاً ابن تیمیه تنگ بینانه و غیرمنصفانه با آراء متفکران روبرو می شود و ثانیاً نقش عامری، صرفاً انتقال مفاهیم فلسفی یونانی به فضای اسلامی نیست؛ بلکه وی مفاهیم فلسفی را به دین عرضه می کند. همین طور عامری در موارد متعددی، عمل را به عنوانِ اصلِ محوری در علم مطرح نموده، لازمه ی عملی را برای علم ضروری می داند. وی علم را مبدأ عمل، و عمل را مرحله پایانیِ علم می داند و یا عمل را تمام و کمال علم معرفی می کند. .
۱۱۲۵۴.

Analysis of the Quranic Themes of the Theology of Resistance: A Case Study of Verses Related to the Battle of Uḥud(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
Resistance, as a successful phenomenon in Islamic thought and practical theology, is focused on monotheism, faith in God, and belief in divine victory in all social strata. The present study examines the concept of the theology of resistance with an emphasis on its Quranic themes. The theology of resistance, in addition to its cognitive, political, and social aspects, has deep religious roots in the Quran, which are manifested in concepts such as faith, patience, strong will, unity, and the continuation of the path of resistance. The current study, using a descriptive-analytical method, considers selected verses, especially those related to the Battle of Uḥud , as an example of the Quranic literature of resistance. It aims to show how these Quranic themes play a role in strengthening the social and cultural spirit of Muslim communities. The results of the research make it possible to explain the systematic theology of resistance and its practical analysis in the Battle of Uḥud as a model of resistance for believers. This research proves that conscious resistance with faith is a combination of individual and collective steadfastness that is achieved by trusting in God and believing in divine victory. It also emphasizes that promoting the discourse of the theology of resistance based on the Quran can guide the individual and collective behaviors of Muslims in confronting challenges and the domination of falsehood, and can be a factor in the honor and progress of Islamic societies. Thus, in addition to being considered a religious concept, the theology of resistance is also raised as a social and cultural need today that illuminates the path of resistance in the contemporary world
۱۱۲۵۵.

دِرنگی درباره تبعیت احکام از مصالح و مفاسد (مطالعه موردی: گزارش محمد بن سنان از امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
اشاعره وجود اغراض و غایات را به کلی در افعال الهی منتفی می دانند، اما عدلیه بر این باورند که احکام شرعی، تابع مصالح و مفاسد واقعی است؛ بنابراین شارع مقدس، از پسِ جعلِ احکام، اغراض و مقاصدی را دنبال می کند. پرسش مهمی که در اینجا مطرح شده این است که آیا مصالح و مفاسد، الزاماً در متعلق تکالیف نهفته یا اینکه اصل تکلیف می بایست دارای مصلحت و مفسده باشد ولو اینکه متعلّق تکلیف، فاقد ملاک باشد؟ مشهور، بحث را به گونه ای ارائه کرده اند که وجه اول را تایید می کند. در مقابل، برخی معتقدند تکلیف باید مشتمل بر ملاک باشد. این ملاک می تواند در متعلق امر و نهی یا خود امر و نهی قرار داشته باشد. پرسش دیگر این است که آیا در این گزاره که عقل بشر، قادر به درک ملاکات احکام نیست تا بر پایه علل مستنبط و کشفیات ظنی، به تعمیم و تخصیص حکم بپردازد، هیچ تمایزی میان عبادات و معاملات وجود ندارد؟ در این پژوهش به روش تحلیلی کوشیده شده با تأمل در مقتضای خبر محمد بن سنان از امام رضا (ع) با مفروض انگاشتن اعتبار سندی و نیز فارغ از ادله عقلی و نقلی دیگر، پاسخی برای دو پرسش مذکور ارائه شود. مقتضای خبر مذکور، آن است که متعلّق حکم، نه صرفاً نفس تکلیف می بایست مشتمل بر مصلحت و مفسده باشد. ضمن آنکه ناتوانی عقل برای کشف مناطات احکام، مختص به احکام عبادی است.
۱۱۲۵۶.

موضوع شناسی تطبیقی علمی و فقهی وقت تعلق زکات خرما با رویکرد فقه پاسخگویی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
در منابع اجتهادی و فتوایی فقها، در خصوص زمان تعلق زکات غلات اربعه، به ویژه خرما، ابهاماتی وجود دارد که پاسخ گویی دقیق به پرسش های مربوط به این مبحث را با چالش مواجه ساخته است. ازاین رو، بررسی مبانی و معیارهای فقها در تعیین وقت تعلق زکات غلات، به ویژه معیار «بدوّ صلاح» در خرما، ضرورتی جدی دارد. پرسش نخست آن است که مراد فقها از «بدوّ صلاح» دقیقاً چیست و این عنوان در چه زمانی محقق می گردد؟ همچنین آیا «بدوّ صلاح» با صدق عنوان «تمر» بر خرما تفاوت دارد؟ در مواردی نیز فقها، «احمرار» یا «اصفرار» را به عنوان معیار تحقق زکات معرفی کرده اند. باید دید مراد از این عناوین چیست و آیا این معیارها مفهومی متفاوت از «بدوّ صلاح» یا «صدق عنوان تمر» دارند یا خیر. در این نوشتار، ابتدا عناوینی که از سوی فقها برای بیان زمان تعلق زکات مطرح شده مورد واکاوی قرار گرفته و در مرحله بعد، معنای دقیق این اصطلاحات فقهی روشن می شود. سپس اشتراکات و تفاوت های این معیارها تحلیل می گردد تا درنهایت، با ارائه جمع بندی به صورت روشن و دقیق، مسیر پاسخ گویی برای کارشناسان فقهی هموار می گردد؛ به گونه ای که در مواجهه با پرسش های مرتبط با این بحث، بتوانند با تکیه بر فهمی عمیق، پاسخی علمی، منقح و استوار ارائه دهند.
۱۱۲۵۷.

تأملی در نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی؛ ضرورت بازتعریف جایگاه حکمت در خلق فضاهای معنادار: مقایسه تطبیقی بافت سنتی و بافت جدید شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۰
هدف این پژوهش، واکاوی نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی و تبیین امکان احیای فضاهای معنادار در بستر طراحی معاصر است. در این راستا، مقاله با رویکردی میان رشته ای و بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و تفسیرگرایانه، به بررسی متون فلسفی، عرفانی، و نظریات معماری سنتی و معناگرای معاصر می پردازد. با تحلیل اسنادی و مقایسه تطبیقی نمونه هایی همچون بافت تاریخی یزد، تلاش شده است تا عناصر مؤلفه های فضایی حکمت محور شناسایی و قابلیت های بازتولید آن ها در معماری معاصر ارزیابی شود. چارچوب نظری پژوهش بر مبانی حکمت اسلامی، آرای متفکرانی چون ملاصدرا، سید حسین نصر، رنه گنون، هانری کربن و کریستوفر الکساندر استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فضا در سنت های حکمی، ساحتی وجودی برای تجلی معنا، اتصال با نظام کیهانی و تجربه تعالی تلقی می شود؛ درحالی که در طراحی های مدرن، این لایه معنایی به حاشیه رانده شده است. در پاسخ به این گسست، پنج راهبرد برای بازتعریف جایگاه حکمت در طراحی فضایی پیشنهاد می شود: ۱) طراحی از مسیر شهود و پالایش درونی معمار، ۲) تدوین زبان الگو و بانک دانش معماری سنتی، ۳) بازآفرینی شهری با منطق حکمت عملی، ۴) احیای انتقادی الگوهای بومی، و ۵) ارتقای رویکرد شهرسازی معناگرا در مقیاس کلان. این راهبردها مستلزم تحول در آموزش معماری، بازاندیشی در نقش معمار، و ادغام ابعاد عقلانی، شهودی و معنوی در فرایند طراحی هستند. در نهایت، پژوهش بر آن است که حکمت می تواند پیوندی احیاگر میان فرم، معنا و انسان در معماری معاصر برقرار سازد.
۱۱۲۵۸.

ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه حسن زاده آملی: رویکردی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
تجربه های عرفانی به عنوان پدیده هایی شخصی و درونی، همواره مورد توجه عارفان و پژوهشگران حوزه معنویت بوده اند. در این پژوهش، ویژگی های تجارب عرفانی از دیدگاه علامه حسن زاده آملی با رویکردی پدیدارشناسانه بررسی شده است. بدین منظور، با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی، روایت های دست اول علامه حسن زاده آملی از مکاشفات و مشاهدات عرفانی ایشان (به ویژه آنچه در آثار هزار و یک نکته و انسان در عرف عرفان نقل شده است) گردآوری و تحلیل گردید. گام های این روش شامل جمع آوری داده های متنی، افق گشایی (استخراج گزاره های معنادار)، کدگذاری باز، خوشه بندی معانی، استخراج مضامین مشترک و نهایتاً ترسیم ساختار جوهره تجربه های عرفانی بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجربه های عرفانی حسن زاده آملی دارای مضامین محوری مشترکی هستند؛ از جمله: شرایط و زمینه های ویژه (خلوت، مراقبه و اذکار خاص)، پدیده های حسی-ادراکی فوق العاده (مانند رؤیاهای صادقه، اصوات و انوار غیبی)، حالت های عاطفی عمیق (شوق و ابتهاج معنوی یا هیبت و حیرت قدسی)، دریافت های معرفتی و الهامات (فهم مضامین قرآنی، دریافت پیام های رمزآلود) و بیان ناپذیری (ناتوانی در توصیف کامل تجربه و استفاده از تمثیل و شعر برای انتقال آن). همچنین مقایسه تطبیقی با تجارب عرفانی برخی عرفای بزرگ مسلمان (از جمله مولوی، محی الدین ابن عربی، نجم الدین رازی و صدرالدین قونوی) حاکی از آن است که در عین اشتراک این تجارب در عناصر بنیادی یادشده, هر عارف بر جنبه هایی خاص تأکیدنموده که متأثر از مشرب فکری و سنت معنوی اوست. پس تجربه های عرفانی حسن زاده آملی در چهارچوب آموزه های عرفان اسلامی تفسیرشده است و عناصر مشترک با تجارب عرفای بزرگ دارد. کلیدواژه ها: تجربه عرفانی، پدیدارشناسی، حسن زاده آملی، عرفان اسلامی، مقایسه تطبیقی.
۱۱۲۵۹.

اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی بر خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن درسرای سالمندان کمال شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف از این پژوهش شناسایی اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی در خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن در سرای سالمندان کمال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با یک گروه کنترل بوده است. جامعه این پژوهش را تمامی سالمندان ساکن در سرای سالمندان، تشکیل دادند. نمونه این پژوهش سالخوردگان زن و مرد ساکن در سرای سالمندان کمال، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 30 سالمند در دو گروه 15 نفری آزمایش و 15 نفری گواه قرار داده شدند. ابزار این پژوهش از پرسشنامه خلق مثبت و منفی PANAS( 1988)و خودارزشمندی کروکر CSWS ( 2003 )استفاده گردید. مدل آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته است و یافتهها نشان داد که طراحی خانه سالمندان بر اساس عوامل فضایی معماری داخلی به ترتیب شدت اثرگذاری، در افزایش خلق مثبت، کاهش خلق منفی و احساس رضایتمندی موثر است.
۱۱۲۶۰.

تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا بزرگ ترین چالش و بحران جهان در سال2020 بود. این همه گیری باعث اختلالات شدید اجتماعی و اقتصادی در جهان و ایران شده که اثرات اقتصادی و اجتماعی زیادی نیز در پی داشته است. این اختلالات، خط مشی گذار را وادار کرد تا داستان های خط مشی متفاوتی را روایت کند. هدف پژوهش تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی است. روش: پژوهش از منظر روش شناسی تحلیل کیفی روایت و هدف تحلیلی- توصیفی و استراتژی آن تحلیل مضمون است. برای تحلیل داده ها، متن مجموعه مستندات روایت خط مشی های دولت استخراج و در نرم افزار اکسل ثبت و با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه سطح کدهای اولیه، مضمون اصلی و فرعی کدگذاری شدند و سپس اجزای روایت خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا مشخص شدند. یافته ها: با تحلیل مضمون داده ها و برچسب روایتی، روایت متمایز خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا شامل (1- خط مشی پیشگیرانه و ایمنی جمعی، تغییر خط مشی. 2- خط مشی قرنطینه، ضرورت کاهش فعالیت ها و تغییر خط مشی. 3- خط مشی فاصله گذاری اجتماعی، ضرورت تداوم فعالیت های محدود و اصلاح خط مشی. 4- خط مشی تعارض منافع کاسبان، بازنده و برنده بحران کرونا. 5- خط مشی ضد تحریمی، دیپلماسى سلامت و رسانه اى. 6- خط مشی تولید و اقتصاد دانش بنیان) شناسایی و مؤلفه های روایت خط مشی ها متمایز و هر روایتی به پیشنهاد ها و استفاده متفاوتی منتج شده است. نتیجه گیری: خط مشی های دولت در موقعیت بحران ویروس کرونا را می توان به خوبی در چارچوب روایت خط مشی تبیین کرد و مؤلفه های روایتی را از آن ها استخراج نمود. این پژوهش با تعیین ابعاد ساختاری و محتوایی روایت خط مشی ها، چارچوب مفهومی جدیدی را ارائه کرده که می تواند روایت خط مشی ها را به شکل جامع تری توصیف و تحلیل کند. نتایج پژوهش تأثیر روایت ها در فرایند سیاست گذاری را به خوبی مشخص کرده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان