مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۳٬۹۸۱ تا ۹۴٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
انسان پژوهی دینی سال نوزدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۷
49 - 70
حوزههای تخصصی:
نظریه ی معاد جسمانی ملاصدرا، علاوه بر هماهنگی با مبانی دینی، بر اصول و مبانی فلسفی و عقلی ابتنا دارد. ملاصدرا چون ناظر به اشکالات متکلمین خصوصاً فخررازی بود، بر آن شد تا برای اجتناب از اشکالات ایشان، برای نخستین بار به اثبات عقلی معاد جسمانی بپردازد. لذا در صورت بندی این نظریه از اصول فلسفی نوین مکتب خود بهره برد. او با ردّ معاد جسمانی عنصری و نیز اعتقاد به معاد جسمانی اخروی، در مقابل دیدگاه اکثر متکلمین - یعنی بازگشت اجزای متفرق مادی عنصری در آخرت که دار تجرد است - ایستاد. همچنین او به عینیت فرد مُعاد با فردی که در دنیا بوده معتقد شد تا راه را بر منتقدینی که مدعی تعارض نظریه او با شریعت بودند، مسدود سازد. در مقابل انتقادات و ابهامات متنوعی بر این نظریه مطرح شد. برخی منتقدین آن را نظریه ای فلسفی و متعارض با شریعت دانسته، برخی با ابعادی از آن همراه شده و آن را تحسین نمودند. اما مفسرینی هم متعرض ناسازگاری این نظریه با شریعت نشده و با آن موافقت نمودند. در مجموع عدم بررسی همه جانبه ی این نظریه توسط منتقدین، موجب ایجاد این تردیدها گردید. ملاصدرا با طرح نشئات سه گانه (طبیعی، عالم مثال و عالم عقلی) و نیز سه گونه انسان (حسی، نفسی و عقلی)، معاد هایی فراتر از معاد مثالی و همچنین معاد برای سایر موجودات را اثبات نمود. نهایتاً ملاصدرا با ارائه دیدگاه ابتکاری، شناخت مسئله معاد را در گرو طریق معرفت نفس و معرفت قوا می داند.
فراتحلیل اثر شبکه های مجازی و توسعه حرفه ایی (مطالعه موردی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
113 - 133
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فراتحلیل پژوهش های انجام شده در زمینه اثر شبکه های اجتماعی برتوسعه حرفه ای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان همدان می باشد. روش این پژوهش فراتحلیل می باشد. جامعه آماری را، کلیه مقالات مندرج در پایگاه های علمی، سیویلیکا؛ نورمگز، اس.آی، دی، علوم انسانی و مقالات نمایه شده در مجلات، بین سالهای 1400-1392 تشکیل داده که از بین آثار انجام شده 34 مورد انتخاب و بعد از بررسی های انجام شده 21 پژوهش بدلیل دارا بودن اطلاعات لازم انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های موردنیاز، عدم سوگیری انتشار، ناهمگنی، اندازه ی اثر، بررسی شد. حساسیت و ضریب اندازه ی اثر با به کارگیری نرم افزار CMA بررسی شد. یافته ها نشان دادند اندازه اثر شبکه مجازی در سه سطح بالا، متوسط و پایین قرار دارند. که بالاترین اندازه اثر(0.597 و 0.562) اندازه اثر متوسط (0.329،0.393،0.422) و پایین ترین اندازه اثر(0.195،0.148)میباشد. بر این اساس بین شبکه های مجازی با توسعه حرفه ای دانشجو معلمان رابطه معناداری وجود دارد. و این مطلب موید تاثیر شبکه های مجازی بر توسعه حرفه ای دانشجو معلمان در دانشگاه ها می باشد.
رابطه ی بین یادگیری الکترونیکی و پریشانی روانشناختی با میانجی گری ترس از دست دادن سال تحصیلی دانشجویان پرستاری آباده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه ی بین یادگیری الکترونیکی و پریشانی روانشناختی با میانجی گری ترس از دست دادن سال تحصیلی دانشجویان پرستاری آباده بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی آباده به تعداد 188 نفر بودند که از این تعداد 120 نفر با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. در این پژوهش برای اندازه گیری متغیر های یادگیری الکترونیکی، پریشانی روانشناحتی و ترس از دست دادن سال تحصیلی از پرسشنامه حسن و باو (2020) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روایی سازه و محتوایی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های آماری از روش معادلات ساختاری و از نرم افزارSmart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد یادگیری الکترونیکی با پریشانی روانشناختی و ترس از دست دادن سال تحصیلی رابطه معناداری دارد. همچنین ترس از دست دادن سال تحصیلی در رابطه یادگیری الکترونیکی با پریشانی روانشناختی دانشجویان نقش میانجی ایفا می کند.
تحلیل نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
27 - 48
حوزههای تخصصی:
آیا تربیت اخلاقی امری عقلانی عاری از تلقین است یا این که لزوما با تلقین اخلاقی همراه می باشد؟ در پاسخ به این پرسش و نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد. دیدگاه مخالف تلقین، منکر هرگونه نسبتی میان تربیت اخلاقی اصیل با تلقین است. در این نگرش تلقین بر اساس چهار معیار قصد، روش، محتوا و پیامد صورت می گیرد. در دیدگاه موافق تلقین، نقش تلقین برای تربیت اخلاقی، حیاتی و اجتناب ناپذیر است. در این رویکرد از آن جایی که تصدیق معیار غایی اخلاقی غیرممکن است تلاش در تربیت اخلاقی مسلما رنگ و بوی تلقین دارد. فصل مشترک دو دیدگاه فوق، نادیده گرفتن شرایط سنی یادگیرنده در امر تربیت اخلاقی است. پژوهش حاضر برخلاف دیدگاه مخالف تلقین، تربیت اخلاقی بدون تلقین را امری غیرممکن می داند. اما از سوی دیگر با محصور کردن کارکرد مثبت و لازم تلقین به دوران اولیه رشد بچه از دیدگاه تربیت اخلاقی تلقینی نیز فاصله خواهد گرفت. مطابق این ادعا، از آن جایی که بچه در مراحل اولیه رشد خود فاقد قوای انتقادی و استدلالی لازم برای فهم و پذیرش و تبعیت از یک معیار اخلاقی است، تربیت اخلاقی در این دوره با تلقین درآمیخته است. این نوع تلقین، تاثیر گذاری بر تمایلات، عادات و انتظارات بچه است که منجر به شکل گیری تعهد اخلاقی نزد او خواهد شد. لذا تلقین اصول اخلاقی در دوران بچگی ناقض تفکر و سنجش نقادانه قضاوت های اخلاقی در دوره رشد و بلوغ فکری او نخواهد بود.
دلالت های بیانگرانه رنگ ها در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
رنگ در فیزیک نور، محصول جذب طول موج های رنگ های دیگر و بازتاب طول موج نوری خاص است، اما همین بازتاب، در ذهن بشر، معناها و مفاهیمی متنوع تولید می نماید. در هنرهای تجسمی، نظریه بیانگری رنگ به کارکردهای رنگ در بیان ارزش های ذهنی و احساسی انسان، می پردازد. قرآن کریم، به اشکالی گوناگون رنگ ها را به کار گرفته و معناهایی متفاوت را به وسیله آن ها انتقال داده است. این پژوهش با جمع آوری، دسته بندی و تحلیل و تطبیق معانی رنگ ها در جستجوی جنبه های بیانگرانه رنگ در قرآن کریم است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بیانگری رنگ سفید در آیه 106 سوره آل عمران بر استقامت و پایداری، زرد روشن در آیه 69 سوره بقره، فرح بخشی و القای حس شادی، کبود (آبی پررنگ) در آیه 102 سوره طه، حس گناهکاری و سیاه در آیه 106 سوره آل عمران و آیه 187 سوره زمر، به القای احساسی که کفرگویی و دروغگویی در چهره انسان تولید می کند و نیز در آیه 17 سوره زخرف به خشم و هم چنین آیه 41 سوره عبس، به جنبه های بیانگرانه رنگ سیاه دال بر غم و اندوه اشاره دارد.
اعتبار محدود فقه سیاسی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۹۴)
105 - 144
حوزههای تخصصی:
برخی اندیشمندان به اعتبار فقه سیاسی، و برخی دیگر به بی اعتباری آن نظر دارند. حداکثری ها در گروه نخست و حداقلی ها در گروه اخیر جای می گیرند. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی اعتبار محدود دارد؛ به این معنا که راه مراجعه به آن برای دریافت احکام هنجاری (در دو حوزه احکام وضعیه و تکلیفیه خمسه) باز است، و در مسائلی همچون جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر، علمیات استشهادی انشاء حکم دارد. از این دیدگاه، استدلال کسانی اعتبار فقه سیاسی را زیر سؤال می برند، با مشکل روبرو است؛ همان گونه که رویکرد حداکثری به فقه (و دین) نیز خالی از مشکل نیست. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی نمی تواند نظام سازی کند یا نظریه دولت داشته باشد. یکی از ارکان نه گانه نظریه همروی، اعتبار محدود فقه سیاسی است.
بررسی نظریه نبوت الهی و نبوت طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
مسأله الهی یا طبیعی انگاری نبوت از گذشته مورد توجه الهی دانان بوده، با عناوین مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. اما به نظر می رسد همچنان ابهاماتی در تحریر مسأله مشهود است و این نظریه تاب تقریرهای مختلفی را دارد. از رهگذر جستار حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تحریر و ارزیابی این مسأله ارائه شده، آشکار می شود که نظریه «الهی انگاری نبوت» دو تقریر متفاوت دارد که تقریر اول در مقابل «مشروط انگاری» و تقریر دوم در مقابل «طبیعی انگاری» قرار دارد. تقریر اول میان اهل حدیث و عدلیه، تقریر دوم میان عدلیه و فلاسفه مورد گفتگوست. به باور اهل حدیث و برخی اشاعره، دریافت مقام نبوت وابسته به هیچ شرطی نیست و تنها تابع مشیت خداست. در مقابل، عدلیه دریافت نبوت را مشروط به یک سلسله شروط می دانند که شخص را شایسته دریافت این مقام می نماید برخی فیلسوفان با پذیرش «طبیعی انگاری نبوت»، رسیدن به مقام نبوت را بر پایه یک سلسله قوانین طبیعی جهان و ناظر به استعدادهای ویژه انسانی تصویر می کنند بدون اینکه نیازمند مؤلفه ای بنام «اصطفاء الهی» باشد.درمقاله حاضر همه این مواردمورد بحث وبررسی قرار می گیرد.
بررسی تحلیلی اسناد و دلالتِ روایات تفسیری آیه 31 سوره بقره بر وجود پیشینی اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان انتصاب خلیفه الهی، قرآن کریم از تعلیم اسماء به حضرت آدم خبر می دهد؛ اسمائی که بر ملائکه عرضه می شود و آن ها اظهار بی اطلاعی می کنند: ﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ...﴾ (البقره:31). چیستی و مصادیق این اسماء همواره مورد بحث و اختلاف مفسران بوده که در دو رأی، قابل ساماندهی است: 1. تعلیم همه حقایق عالم 2. شناساندن ارواح اهل بیت علیهم السلام که مستند به سه روایت تفسیری است. پژوهش حاضر، با تحلیل سندی و محتوایی، سه روایت یادشده را به شهادت مؤیدات قرآنی و روایی، قابل اعتماد ارزیابی می کند. آنگاه در مواجهه این روایات با دسته دیگری از روایات، از میان سه رویکرد مفسران، دیدگاه جمع بین دو دسته روایت را برمی گزیند؛ اما برای رفع اشکال های برخی مفسران، به این تحلیل می رسد که حقایق همه موجودات عالم به حضرت آدم، تعلیم داده شد که والاترین مصادیق آن، ارواح اهل بیت(ع) بوده؛ اما اسمائی که بر ملائکه عرضه شده و آن ها به دلیل مرتبه ناز ل تر از آن مطلع نبودند، تنها حقیقت اهل بیت بوده است. شواهد درون متنی آیه نظیر تفاوت ضمائر آیه، تفاوت کاربرد واژگان تعلیم در مورد آدم و انباء در مورد ملائک، نیز دقت در کاربست الفاظ روایاتِ سه گانه این رأی را تقویت می کند. بنابراین، آیه تعلیم اسماء با استناد به این سه روایت بر وجود نوری اهل بیت و تقدم خلقت نوری آنان بر آفرینش حضرت آدم، دلالت دارد.
اثربخشی آموزش خودمتمایز سازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: طلاق افزون بر ازهم پاشیدگی بنیان خانواده، فرزندان را نیز با مشکلات روانی، هیجانی و رفتاری فراوانی مواجه می سازد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان طلاق دارای اختلال رفتار برونی سازی شده بود که در دوره اول و دوم متوسطه در سال تحصیلی 99-1398 در شهر شهرکرد مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 40 نوجوان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (20 نوجوان در گروه آزمایش و 20 نوجوان در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله آموزش خودمتمایزسازی (کاظمیان و اسمعیلی، 1391) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پس از شروع مداخله 4 نوجوان در گروه آزمایش و 3 نوجوان در گروه گواه، از ادامه دریافت مداخله انصراف دادند. پرسش نامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل سیاهه رفتاری کودکان و نوجوانان (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، پرسش نامه کیفیت دلبستگی (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) و پرسش نامه ناگویی هیجانی (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش خودمتمایزسازی بر کیفیت دلبستگی و ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده تأثیر معنادار دارد (p<0/001). بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بیانگر آن بودند که آموزش خودمتمایزسازی با بهره گیری از فنونی همانند متمایز ساختن باورهای منطقی و غیرمنطقی، مجهز ساختن اعضا به مهارت های خاص ارتباطی و پذیرفتن مسئولیت می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کیفیت دلبستگی و کاهش ناگویی هیجانی نوجوانان طلاق با اختلال رفتار برونی سازی شده مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر آموزش مبتنی بر چشم انداز زمان بر بهزیستی روانشناختی، احساس معنا در زندگی و سرزندگی همسران شهدا و جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز (آبان) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۶
۱۶۷۸-۱۶۶۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد پژوهشی نشان می دهد که تجارب منفی در خانواده های شهدا و ایثارگر، ممکن است منجر به پایین آمدن وضعیت سلامت روان گردد. بنابراین، مداخلاتی که بتواند بحران معنا و بهزیستی روانی را برای مقابله با چالش ها و رهایی از پوچی و بیهودگی در این جامعه افزایش دهد از اهمیت بالایی برخودار هستند. اما در زمینه کاربرد این درمان ها در این جامعه شکاف مطالعاتی وجود دارد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر چشم انداز زمان بر بهزیستی روانشناختی، احساس معنا در زندگی و سرزندگی همسران شهدا و جانبازان انجام شد. روش: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بیست و هشت نفر از همسران شهید و جانباز شهر شیراز، به صورت در دسترس در این مطالعه شرکت کردند و به صورت تصادفی در گروه کنترل (14 نفر) و آزمایش (14 نفر) قرار گرفتند. از پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف (1995)، پرسشنامه معنای زندگی استگر (2005) و پرسشنامه سرزندگی رایان و فردریاک (1997) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. مداخله مبتنی بر چشم انداز زمان در 6 جلسه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر رویکرد چشم انداز زمان بر احساس معنای زندگی تأثیر دارد (0/05 ˂p) اما بر سرزندگی و شاخص های پرسشنامه بهزیستی روانشناختی اثر معنی داری نداشت (0/05 ˃p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت، مداخله مبتنی بر چشم انداز زمان می تواند به عنوان روشی برای بهبود احساس معنای زندگی در همسران شهید و جانباز مطرح باشد و لذا آگاهی و استفاده از این روش جهت بهبود احساس معنای زندگی می تواند کمک کننده باشد.
مقایسه مدل کیفیت خدمات آموزشی هوشمند از دیدگاه دریافت کنندگان و ارائه دهندگان خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز (آذر) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۷
۱۷۲۸-۱۷۱۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه کیفیت خدمات از اصلی ترین عوامل بقا و رشد هر نوع سازمان، ازجمله سازمان های آموزشی است. کیفیت خدمات آموزشی تنها توسط سازمان آموزش ی تعریف نمی شود، بلکه نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتریان در این بین تأثیر ویژه ای دارند. هم ارائه دهندگان خدمت و هم گیرندگان خدمت هر دو نقش اساسی در تعیین کیفیت خدمات دارند. هدف: هدف این تحقیق مقایسه مدل کیفیت خدمات آموزشی هوشمند از دید دریافت کنندگان و ارائه دهندگان خدمت بر اساس مدل هدپرف بود. روش: تحقیق حاضر از منظر جهت گیری اکتشافی - کاربردی و از منظر هدف توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری مدارس هوشمند منطقه 2 شهر تهران که دارای 4 مدرسه هوشمند می باشد، جمعاً دارای 240 دانش آموز و 83 معلم و کادر آموزشی می باشند. تعداد نمونه بدست آمده برای دریافت کنندگان خدمت (دانش آموزان) 148 نفر و 64 نفر به عنوان نمونه آماری ارائه کنندگان خدمت (معلمان و کادر آموزشی) می باشد. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. برای مقایسه کیفیت خدمات آموزشی هوشمند بین دو گروه از آزمون تی مستقل استفاده شد. یافته ها: برای هر 6 مؤلفه کیفیت خدمات آموزشی شامل جنبه تحصیلی، عملکرد آموزشی، برنامه، جنبه غیر تحصیلی، دسترسی و شهرت بین دریافت کنندگان و ارائه دهندگان خدمت در سطح اطمینان 99 درصد تفاوت معناداری وجود دارد، به عبارت دیگر در هر شش مؤلفه مذکور، ارائه دهندگان خدمات وضعیت جاری را بهتر از دریافت کنندگان خدمات ارزیابی کردند. نتیجه گیری: از دید دریافت کنندگان خدمت، میانگین کیفیت خدمات ارائه شده به نسبت ارائه دهندگان خدمت پایین تر بود. یعنی بین دیدگاه ارائه دهندگان و دریافت کنندگان خدمت شکاف وجود دارد. چنین نتیجه ای تا حدودی قابل پیش بینی بود، زیرا اغلب خدمات دهندگان کیفیت خدمات خود را مطلوب تر از دریافت کنندگان خدمات ارزیابی می کنند و دریافت کنندگان خدمت معمولاً نظرات انتقادی تری به ابعاد مختلف خدمات ارائه شده دارند.
Analyzing Dimensions, Consequences, and Inequalities of Organizational Citizenship Behaviour in Non-governmental Organizations of Crisis Management (Experimental Evidence: Red Crescent Society of the Islamic Republic of Iran)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: This research aimed to provide a dynamic model of organizational citizenship behavior (OCB) in crisis management non-governmental organizations with a social approach (experimental evidence: Red Crescent Society of the Islamic Republic of Iran). METHODS: This applied research was conducted using a mixed (quantitative-qualitative) method to analyze the data. The statistical population consisted of university professors as well as the managers and experts of the Iranian Red Crescent Society, who were selected by the snowball sampling method. The total number of experts in the Iranian Red Crescent Society and in the academic community accounted for 10 individuals (n=5 each), and the sampling continued until reaching theoretical saturation. The required information was collected through observation, in-depth and semi-in-depth interviews, review of documents, and experts' opinions; finally, by using the exploratory factor analytical statistical method, appropriate measurement tools were prepared. In this research, the Delphi technique and the Decision-Making Trial and Evaluation Laboratory-based Analytic Network Process were employed to determine and prioritize criteria and sub-criteria. For this purpose, the pairwise comparison matrix was used to determine the weight of the criteria. FINDINGS: In this study, helping behaviors, individual initiatives, organizational obedience, organizational loyalty, chivalry, civic virtue, and personal development were among the dimensions of OCB in descending order. CONCLUSION: The results of this research showed that the consequences of OCB included an increase in performance productivity and effectiveness, the promotion of positive relations between employees, more efficiency in allocating resources, reduction in maintenance costs, the provision of necessary flexibility for innovation, improvement of customer service, and effective use of scarce resources.
Provision of an Organizational Trust Model Based on the Assumptions of Human Resources in Service-Oriented Organizations(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: The Red Crescent Society of the Islamic Republic of Iran is one of the most effective service-oriented organizations in the country which has a high potential for trust building and role modelling. Using human resources with a humanitarian approach and identification of causal, contextual, and intervening factors that lead to building trust contribute to the excellence of this popular institution. Therefore, this study aimed to present a model of organizational trust based on the assumptions of human resources in service-oriented organizations, particularly The Red Crescent Society of the Islamic Republic of Iran, using the meta-synthesis approach. METHODS: This is a qualitative cross-sectional study, in which 1,269 relevant articles published between 2010 and 2022 were collected from the Web of Science database. A total of 85 articles were selected and used, as the basis for the data extraction, to determine trust building based on the assumptions of human resources theories in the interpretive paradigm. FINDINGS: Trust building in the Red Crescent Society is one of its essential elements due to the impact of environmental and human variables. Therefore, this study identified causal conditions (organizational factors, job, employees), background conditions (culture, ethics, religion, individual, organization, intervening conditions (managerial, occupational, and psychological), strategies (new leadership, transparency, Quantum management, talent management), and the outcomes (including organizational citizenship behaviour, social responsibility, organizational spirituality), which included a total of 28 common features and 152 components. CONCLUSION: Based on the obtained results, trust-building management methods in the Red Crescent Society include open communication, brainstorming, collaborative management, a supportive atmosphere, and effective strategies in the functional dimensions of the Red Crescent Society, including new leadership, behavioural assumptions of managers, as well as decision-making in terms of content, time, model, cognition, and approaches of transformative leadership, ethical and pure leadership, positive and servant leadership, and distributed and intellectual leadership.
طراحی و تبیین الگوی آوای کارکنان با تأکید بر فرهنگ سازمانی، مورد مطالعه: ستاد مرکزی بانک کشاورزی و شعب آن بانک در تهران بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این پژوهش «طراحی و تبیین الگوی آوای کارکنان با تأکید بر فرهنگ سازمانی در بانک های دولتی ایران (مورد مطالعه: ستاد مرکزی بانک کشاورزی و شعب آن در تهران بزرگ)» است. این پژوهش ازجمله پژوهش های آمیخته بوده که از نظر هدف در رده پژوهش های کاربردی و از نظر روش انجام در مقوله پژوهش های توصیفی و از نظر گردآوری داده ها و جمع بندی، در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس. و اس.پی.اس است. برای این اقدام، در گام اول متون تخصصی متغیرهای فرهنگ سازمانی و آوای کارکنان ازجمله مقالات داخلی، خارجی، کتاب ها و نشریات معتبر مورد مطالعه قرار گرفت و در گام بعدی با انجام مصاحبه با خِبرگان بانک کشاورزی ابعاد آنان شناسایی شد. در این پژوهش 16 خِبره جامعه هدف حضور داشته که با روش گلوله برفی هدفمند شناسایی و مصاحبه با آن ها به روش عمیق نیمه ساختاری انجام شد. نتیجه اینکه، تعداد 4 بُعد برای فرهنگ سازمانی شامل: مشتری مداری، نظم اندیشی، تخصص گرایی و اخلاق مندی و 4 بُعد برای آوای کارکنان شامل: سودمند، بهره مند، انذار و سازگار شناسایی شد. براساس نتایج حاصل، فرهنگ سازمانی بر آوای کارکنان تأثیر داشته و ارتباط آنان مثبت و معنی دار است. هم چنین نتایج نشان داد با ارتقای فرهنگ سازمانی آوای بهره مند، سودمند و انذار افزایش یافته ولیکن باعث کاهش آوای سازگار می شود.
مناسبات کار و زندگی از منظر کارکنان توان یاب: نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد تحلیل موقعیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم افزایش کمّی و غنای کیفی پژوهش های حوزه مناسبات کار و زندگی در سال های اخیر، کارکنان توان یابِ جسمی که در مواردی مشاغلی مشابه با کارکنان به لحاظ جسمی سالم را برعهده دارند، نادیده انگاشته شده اند. بنابراین، هدف مقاله حاضر، فهم سازه مناسبات کار و زندگی از منظر کارکنان توان یاب بود. این پژوهش مبتنی بر پارادایم تفسیری و رویکرد استقرایی است؛ بر اساس هدف بنیادی و از نظر نوع داده، کیفی محسوب می شود. مصاحبه های چندروایتیِ عمیق با 14 نفر از کارکنان توان یاب شاغل در سازمان های دولتی یا شرکت های خصوصی شهر تهران انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل موقعیتی کلارک به عنوان یکی از رویکردهای نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد. روش نمونه گیری نظری بود و تعداد نمونه بر اساس کفایت نظری مقوله ها مشخص شد. برای تأیید قابلیت اطمینانِ تحلیل ها از سه روش همدستی، سه سویگی فضا و بازتاب پذیری استفاده شد. تحلیل ها داده ها در پنج گام و با ترسیم چهار نقشه موقعیتی ساخت نیافته، موقعیتی منظم، نقشه جهان ها و عرصه های اجتماعی و در نهایت نگاشت وضعیتی انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد، مناسبات کار و زندگی از منظر کارکنان توان یاب شامل 25 مقوله در قالب شش مولفه کنش های فردی، کنش های جمعی، مولفه های ادراکی، ساخت های گفتمانی، مولفه های اجتماعی- فرهنگی و مولفه های ساختاری- سازمانی است. محدودیت های جسمانی، تشابه و هم زمانی تجارب جمعی، الگوپذیری و الگوسازی، القا کردن تصور آسیب پذیری، تحریف مفهوم معلولیت و ساختار غیرمنعطف سازمانی، نمونه هایی از مقوله های هریک از این مولفه ها بودند. در عین حال، این مقوله ها در پیوستاری از تضاد، تا غنی سازی مناسبات کار و زندگی جای گرفتند. با توجه به ارائه یک نظریه میان دامنه در این پژوهش، به پژوهشگران آتی پیشنهاد می شود مقوله های مکمل نظریه مذکور را واکاوی نمایند.
آموزش و پرورش ناب – ملزومات و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
119 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ملزومات و پیامدهای اجرای مدیریت ناب در آموزش و پرورش ایران با استفاده از رویکرد کیفی انجام گرفته است. میدان پژوهش شامل اساتید دانشگاه های ایران در گرایش های مدیریت و همچنین رشته مدیریت آموزشی در سال 1400 بود. ابزار اندازه گیری، مصاحبه در خصوص ملزومات و پیامدهای اجرای مدیریت ناب بود. مصاحبه ها با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی تا حصول اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای اطمینان از روایی ابزار در جریان پژوهش از مرور خبرگان مشارکت کننده و همچنین نظارت سه نفر از اساتید غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. برای اطمینان از پایایی داده ها از روش بازبینی مکرّر مشارکت کنندگان استفاده شد. به کمک نرم افزار Maxqda، 417 گزاره مفهومی اولیه در بخش ملزومات و 346 گزاره مفهومی اولیه در بخش پیامدها شناسایی شدند و با ادغام و ترکیب آنها 18کد محوری برای ملزومات و 19 کد محوری برای پیامدها بدست آمد و در کد گذاری انتخابی، 8مقوله ی معرفی و ترویج روشهای ناب، استفاده از متخصصان، اقدامات هشیارانه و گام به گام، شرایط ذیتفعان، ارزشیابی اثربخش، شناسایی اتلاف ها، نقش سمن ها و باز تعریف ارزش، زیر عنوان ملزومات و 7مقوله ی تعالی آموزش و پرورش، برقراری عدالت آموزشی، مزایای فناورانه، افزایش رضایتمندی ذینفعان، افزایش بهره وری آموزشی، مسئولیت پذیری و ارزش آفرینی راهبران اجتماعی و حضور علمی در عرصه جهانی زیر عنوان پیامدهای اجرای ناب در آموزش و پرروش قرار گرفتند.
Designing a Pattern the Innovative Brand in order to Improve the Competitiveness of Iran's Petrochemical Industries Using Modeling ISM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۸, Issue ۲, Spring ۲۰۲۲
89 - 104
حوزههای تخصصی:
The main purpose of this study is structural-interpretive modeling of industrial brand competitiveness in the petrochemical industry. This research is a qualitative-quantitative mixed exploratory research. The statistical population in the qualitative part of the research includes faculty members and experts in the field of industrial management, marketing and industrial brand, professors familiar with the subject of research and managers and deputies with experience in petrochemical companies in the country using 16 snowball sampling method were chosen. In a small part, the statistical community includes personnel (managers, deputies and experts) of the marketing and sales department of petrochemical companies in the country. For sampling, due to the small size of the statistical population and the irreversibility of the questionnaires has been used the whole number and the whole population has been considered as a sample in a small part (N = 255). The research tool in the qualitative part of the interview is semi-structured and in the quantitative part the researcher has made a questionnaire. For data analysis in the qualitative part, fuzzy Delphi theme and technique analysis has been used and in the quantitative part, ISM technique has been used for data analysis. In the qualitative part of the research, a total of 14 variables were identified as factors affecting the competitiveness of the industrial brand.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های مثبت گرایی در مدل معماری منابع انسانی مثبت گرا در دانشگاه علوم پزشکی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۶
29 - 57
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شاخص های رفتار سازمانی مثبت گرا بر پایه مدل معماری منابع انسانی مثبت گرا در دانشگاه علوم پزشکی استان قزوین انجام گرفت. در مدل معماری منابع انسانی مثبت گرا، سازمان با استفاده از سه بعد اصلی ارزش استراتژیک، ارزش یکتایی و ارزش مثبت گرایی، کارکنان را دسته بندی نموده و استراتژی متناسب با هرگروه را برمی گزیند. معمارى منابع انسانى مثبت گرا فرآیند تعیین و ترکیب مناسبى از عناصر مدیریت منابع انسانى و رفتار سازمانی مثبت گرا به منظور ایجاد و ارائه تصویری از منابع انسانى سازمان است، که در آن هماهنگى میان رفتار کارکنان، سیستم منابع انسانى، فعالیت هاى منابع انسانى، مأموریت ها و اهداف سازمان مشهود و محسوس باشد. روش این پژوهش از نظر ماهیت داده ها، کمی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد و میانی ستاد دانشگاه علوم پزشکی قزوین است، که از دیدگاه 15 نفر از آن ها که با شیوه نمونه گیری قضاوتی انتخاب شدند؛ برای اولویت بندی شاخص های مثبت گرایی بهره گرفته شد. گردآوری داده ها از طریق بررسی مبانی نظری، پیشینه پژوهش و توزیع پرسش نامه خبرگان صورت گرفت. در این پژوهش جهت سنجش پایایی از شاخص آلفای کرونباخ و جهت سنجش روایی از شاخص ICC و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تئوری خاکستری استفاده شد. با انجام این پژوهش اولویت شاخص های مثبت گرایی در گروه های چهارگانه نیروی انسانی در مدل معماری منابع انسانی مثبت گرا تعیین شد. اولویت ها در کارکنان پیمان کار، شاخص خودکارآمدی؛ در دانش گران، شاخص خوش بینی؛ در شریکان، شاخص تاب آوری و در فن سالاران، شاخص امیدواری می باشد.
موشکافی نقش ابعاد کیفیت مدیریت منابع انسانی در تعهد سازمانی، هویت سازمانی و گرایش به ترک شغل کارکنان سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۶
59 - 73
حوزههای تخصصی:
دولت ها مایل اند به منظور جلب اعتماد مردم، خدماتی ارائه کنند که رضایت شهروندان را افزایش دهند و این امر مستلزم آن است که کیفیت خدمات ارائه شده توسط دستگاه های دولتی افزایش یابند. در عصر امروز تنها سازمان هایی موفق هستند که توان جذب نیروی کارآمد و هدایت انگیزشی آنان را داشته باشند؛ بر این اساس کیفیت مدیریت منابع انسانى امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است. پژوهش حاضر با هدف نقش کیفیت مدیریت منابع انسانی در تعهد سازمانی، هویت سازمانی و گرایش به ترک شغل سازمان های دولتی ایران صورت گرفته است. جهت طراحی سنجه اندازه گیری کیفیت مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران از پژوهش ترکیبی استفاده شده است. این سنجه بر اساس مصاحبه اکتشافی با 30 نفر از کارکنان سازمان های دولتی و چارچوب حکمرانی خوب و نظام اداری کلان جمهوری اسلامی ایران تدوین و با روش تحلیل عاملی تاییدی اعتبارسنجی شد. در مرحله بعد، بر اساس فرمول جامعه آماری کوکران، ارتباط میان پرسشنامه کیفیت مدیریت منابع انسانی و تعهدسازمانی- هویت سازمانی و گرایش به ترک شغل بر روی 384 نمونه آماری کارکنان سازمان های دولتی مورد سنجش قرار گرفت. بر اساس تحلیل نتایج میان کیفیت مدیریت منابع انسانی با تعهد سازمانی و هویت سازمانی دارای ارتباط معنادار و مثبت و با گرایش به ترک شغل ارتباط منفی و معنادار دارد.
Identify, Explain and Prioritize Human Resource Planning Factors in Order to Show Organizational Citizenship Behavior by Employees(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the importance of human resource planning for organizational citizenship behavior, the purpose of this study was identify, explain and prioritize human resource planning factors in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees. Methodology: The present research was descriptive from type of qualitative-quantitative. The research population in the qualitative part was documents and texts related to the research and experts were familiar with the subject who tried to identify and explain the factors of human resource planning in order to occurrence organizational citizenship behavior and in the quantitative part were the experts who prioritized these factors. The research sample consisted of 20 research-related documents and 15 experts who were selected by purposive non-random sampling method. Data collection tools included taking notes of documents and texts and surveying about new effective factors and expressing the rate of importance of existing factors in Delphi. Data were analyzed by coding and factor analysis methods. Findings: Findings showed that for the human resource planning pattern in order to occurrence organizational citizenship behavior by employees in the human resource planning part were identified 67 indicators in 19 components and in the organizational citizenship behavior part were identified 28 indicators in 6 components. In human resource planning the 19 components respectively were include performance management, labor adjustment, organizational culture, strategic goals, organizational structure, human resource planning, recruitment, training and development, maintenance, external environment, supply, demand, human resource strategy, strategic planning, management style, flexibility, reward system, job analysis and individual factors and in organizational citizenship behavior the 6 components respectively were include altruism, work conscience, personal development, organizational loyalty, organizational obedience and citizenship virtue. Conclusion: According to the reported results, to develop the occurrence of organizational citizenship behavior by employees can be action through its effective human resource planning factors that was identified in the present research.









