مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۷٬۰۴۱ تا ۶۷٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدیریت منابع آبی در سطح جهانی یکی از چالش های اساسی عصر حاضر است، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک که با کمبود منابع آبی روبه رو هستند. حقوق حاکم بر آبراهه های بین المللی، به عنوان یک حوزه مهم در حقوق بین الملل، نقش برجسته ای در تعیین اصول استفاده عادلانه و معقول از منابع آبی مشترک ایفا می کند. این مقاله به بررسی توسعه حقوق بین الملل در زمینه آبراهه های بین المللی، با تمرکز بر تحولات جدید در زمینه مقررات کنفرانس هلسینکی (1966) و کنوانسیون 1997 سازمان ملل، و تحلیل تأثیر این مقررات بر مدیریت پایدار منابع آبی و حل منازعات می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل چالش ها و فرصت های مدیریت آب های مشترک و نحوه تطبیق این مقررات با تحولات زیست محیطی و اجتماعی امروز است. مواد و روش ها: روش مطالعه و گردآوری اطلاعات و یافته های پژوهش اصلی، تحلیلی توصیفی بوده است. ملاحظات اخلاقی: کلیه اصول اخلاقی حاکم در پژوهش، در ترجمه این مقاله رعایت شده است. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان می دهند که مقررات کنفرانس هلسینکی و کنوانسیون 1997 به ویژه در زمینه استفاده معقول و برابر از منابع آبی و حقوق کشورهای ساحلی تأثیرات قابل توجهی بر توسعه حقوق بین الملل آبراهه های بین المللی داشته اند. این مقررات بر اساس اصولی مانند جلوگیری از آلودگی، حفظ محیط زیست، و توسعه همکاری های بین المللی در مدیریت منابع آبی مشترک تنظیم شده اند. با این حال، چالش هایی همچنان وجود دارد که از جمله آن ها می توان به تضاد منافع میان کشورهای ساحلی، مشکلات در اجرای توافقات و نیاز به بازنگری در قوانین با توجه به تغییرات اقلیمی اشاره کرد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهند که برای مدیریت مؤثر و پایدار منابع آبی بین المللی، همکاری نزدیک میان کشورهای ساحلی و ایجاد نهادهای مشترک در مدیریت آبراهه ها ضروری است. در این راستا، قوانین جدید و به روز شده می بایست به طور مؤثری نیازهای زیست محیطی و اجتماعی را تأمین کنند. پیشنهادات این تحقیق به بررسی راهکارهایی برای بهبود همکاری های بین المللی، تدوین موافقت نامه های جدید و شفاف سازی قوانین و تعهدات میان کشورها می پردازد. همچنین، تأکید بر توسعه حقوق آبراهه های بین المللی با نگاه به مسائل زیست محیطی و انسانی به عنوان اولویت های کلیدی این مقاله مطرح می شود.
بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
65 - 94
حوزههای تخصصی:
خودکشی، واقعیتی اجتماعی و مسئله مهم ایران و به ویژه استان ایلام در دهه اخیر است. استان ایلام، جامعه ای در حال گذار (از سنت به مدرنیته)، همراه با بی سازمانی اجتماعی است که آنومی چندگانه از شواهد تجربی آن است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی در استان ایلام است. روش پژوهش از نوع کمی- پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد (ترکیبی) است. جامعه آماری را شهروندان زن و مرد پانزده سال به بالای استان ایلام در سال ۱۴۰۰ تشکیل داده اند. حجم نمونه بر مبنای فرمول کوکران، ۵۱۵ نفر انتخاب شد و روش نمونه گیری نیز به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی است. نتایج این پژهش نشان می دهد که بین آنومی اجتماعی (400/۰)، آنومی فرهنگی (۳۲۰/0)، آنومی اقتصادی (290/۰) و اقدام به خودکشی، رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که آنومی اقتصادی با بتای 187/۰، آنومی فرهنگی با بتای 112/۰ و آنومی اجتماعی با بتای 102/۰ درصد از تغییرات، اقدام به خودکشی را تبیین کرده است و این سه شاخص در مجموع توانسته است 116/۰ درصد از وضعیت اقدام به خودکشی را پیش بینی کند.
دشمن شناسی در تربیت سیاسی از منظر فقه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
7 - 26
حوزههای تخصصی:
در سپهر سیاست و در مطالعات سیاسی بحث از دشمن و دشمنی و نفی و اثبات آن مباحث دنباله داری را درپی دارد. در برخی دیدگاه ها از تطهیر دشمن و تئوریزه کردن تسلیم و نفی مقاومت در مقابل دشمن سخن گفته می شود و تلاش می شود برنامه درسی در تربیت سیاسی حاوی معرفی دشمن و دشمنی وی نباشد. نوشتار حاضر از افق فلسفه برنامه درسی و براساس روش تحقیق اجتهادی درصدد است به این سؤال پاسخ دهد که «حکم دشمن شناسی در تربیت (آموزش دشمن) و میزان مطلوبیت درج دشمن شناسی در برنامه درسی از منظر فقه تربیتی چیست؟» برای این منظور، هشت دلیل قرآنی و حدیثی اقامه شد و به صورت اجتهادی مورد بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که دشمن شناسی در تربیت (آموزش دشمن) از باب وقایه، امربه معروف، دعوت و نیز از باب وظایف حکومت اسلامی و نیز از باب إعداد قوا و آمادگی برای جهاد و دفاع و تحریض بر آن واجب است.
ارزیابی انتقادی مبنای تساوی در تربیت دوجنسیتی بر اساس آموزه های اخلاقی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
27 - 46
حوزههای تخصصی:
رویکرد جدید تربیت دوجنسیتی شکل جدیدی از نقش جنسیتی را تعریف می کند که خصوصیات و ویژگی های زنانه و مردانه را برای هر دوجنس به صورت یکسان و برابر می خواهد. یکی از مهم ترین مبانی که در این رویکرد بر آن تأکید می شود تساوی است. مبنای اخلاق اسلامی در مواجهه با جنسیت زنانه و مردانه توجه به تفاوت ها و نقش ها متناسب با ویژگی های تکوینی زنانه و مردانه است. این پژوهش که از نوع تحقیقات کتابخانه ای است با روش توصیفی−تحلیلی، با رویکرداخلاق اسلامی مبتنی برمنابع اسلامی همچنین منابع مرتبط با مسئله از جمله متون روانشناسی، جامعه شناسی و مطالعات زنان مبنای تساوی درتربیت دوجنسیتی را مورد ارزیابی و نقد قرار می دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اخلاق اسلامی زن و مرد را با توجه به اشتراکات از نظر ازرشی برابر می داند ولی با توجه به تفاوت ها و استعدادها و توانایی هایی تکوینی هرکدام −به عنوان حق طبیعی− دارای وظایف خاصی می داند که توجه و رعایت آن باعث دستیابی به سعادت فرد و جامعه می شود. اخلاق اسلامی چنین تشابه مبتنی بر همسانی تکوینی زن ومرد درخلقت را نمی پذیرد.
ضعف جامعه و غیبت قومیت در نظام آموزش رسمیِ ایران قبل از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسترهای متفاوت زمان-فضا اغلب الگویی از آموزش در خدمت فرد، در خدمت جامعه، یا در خدمت حکومت ظاهر می گردد. در این مقاله با مروری بر تبارِ نظام آموزش رسمی ایران در رخدادهای تاریخی و عقلانیت مسلط، نشان خواهیم داد ضعف جامعه در نظام آموزش رسمی ایران قبل از انقلاب اسلامی ممکناتِ ظهور هویت جمعی یکپارچه را مانع بوده است. یافته ها حاکی است، محتوای دروس و عقلانیتِ حاکم بر برنامه های آموزشی در راستای همسان سازی هویتی از طریق حذف سرمایه تکثرات هویتی عمل کرده است. خواهیم دید جغرافیا تخیلی خاص را تولید می کند که مولد نوعی ناسیونالیسم قوم گرا است. درس تاریخ با ارائه روایتی آرمان گرایانه و اسطوره ای از تاریخ باستان و رویکرد گزینشی از دوره ها و شخصیت های تاریخی سعی در برساختنِ هویت جمعی بر محوریت نژادی دارد. بعلاوه، متحدالشکل کردن با فرارفتن از جغرافیا و تاریخ، با سرایت کردن به تمامی ساحتِ عینی و ذهنی دانش آموز، دامنگیر زبان و فرهنگ بوده است.
مؤلفه ها و اهداف آموزشی بازی های بومی - محلی در راستای یادگیری و توسعه مهارت های دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
123 - 156
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی مؤلفه ها و اهداف آموزشی بازی های بومی- محلی، با روش کیفی بر پایه نتایج تحقیقات مرتبط انجام شده است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و روش آن سنتز پژوهی است که در آن پژوهش های مرتبط به صورت نظام مند انتخاب، واکاوی محتوایی و دسته بندی شده اند. جامعه مورد مطالعه مقالات مرتبط به بازی های بومی- محلی از سال 2006 تاکنون بوده است و از 120 مقاله به دست آمده به روش هدفمند، بر اساس اشباع داده ای 39 تحقیق غربالگری و انتخاب شده اند. ابتدا پایه های نظری و مضامین اصلی استخراج، کدگذاری و طبقه بندی شدند. نتایج نشانگر مدل مفهومی است که دارای سه منطق حاکم بر اهداف بازی های بومی – محلی شامل توجه به همه ابعاد و تحول انسان، انسجام بین وحدت ملی و آموزش چند فرهنگی، فردی و اجتماعی است.
اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری بر تحمل پریشانی و پرخاشگری در زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
157 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری بر تحمل پریشانی و پرخاشگری در زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی انجام شده است. روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل انجام گرفت. تعداد 30نفر از زنان 25 تا 40 ساله دارای تشخیص اختلال ملال پیش از قاعدگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی شهر ساری در سال 1399 بودند انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش (هیپنوتراپی شناختی-رفتاری n=15 ) و (کنترلn=15) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه های دموگرافیک، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و پرخاشگری باس و پری (1992)، را در سه مرحله تکمیل کردند. جلسات مداخلات با رعایت پروتکل های بهداشتی به صورت حضوری انجام شد. فرضیه های مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی لامتریکس و با استفاده از نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر تحمل پریشانی و پرخاشگری در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله بر متغیرهای ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است. نتیجه گیری: با توجه به اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری این درمان در اولویت درمانی قرار داده شود.
کارآیی آموزش فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی بر سلامت عمومی والدین دارای کودک بیش فعال– کمبود توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۹
247 - 255
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی بر سلامت عمومی و مؤلفه های آن (نشانه های جسمانی، بی خوابی و اضطراب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی) در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه بود. بدین منظور از طرح شبه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. نمونه شامل 30 نفر از والدین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه بود که با نمونه گیری هدفمند به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. هر دو گروه در پیش آزمون با پرسش نامه کانرز به همراه مصاحبه بالینی و پرسشنامه سلامت عمومی ارزیابی شدند. سپس برنامه آموزش فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی، به مدت 8 جلسه 2 ساعته بر روی گروه آزمایش اعمال گردید. هر دو گروه مجدد در پس آزمون ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی) میانگین و انحراف معیار)، آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نشان دادند که آموزش فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به تفاوت معنادار آماری(01/0>p) بین مراحل پیش و پس از آزمون در نمره کلی سلامت عمومی و تمام مولفه های آن از جمله نشانه های جسمانی، بی خوابی و اضطراب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی شد. با توجه به اثربخش بودن استفاده از برنامه فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش سلامت عمومی والدین دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه، آموزش این برنامه در راستای کاهش فشار روانی این گروه از افراد جامعه پیشنهاد می شود.
بررسی رابطه بین آموزش های نوین(الکترونیک و ترکیبی)، درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی با عملکرد تحصیلی در محیط نظام آموزش از دور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی مثبت سال ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
87 - 106
حوزههای تخصصی:
آموزش الکترونیک و ترکیبی به عنوان رویکرد های نوین آموزشی به دلیل استفاده از فناوری های نوین و کاربرد تعامل در فرایند آموزش و دو سازه درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی به عنوان عوامل انگیزش بخشی به یادگیری دارای اهمیت هستند. بنابراین هدف مطالعه حاضر، بررسی روابط مستقل، تعاملی و تعدیلی دو رویکرد الکترونیکی و ترکیبی، درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانشجویان نظام آموزش از دور بود. در این پژوهش آزمایشی مبتنی بر سه موج آموزشی در قالب آموزش نظری، عملی و نظری- عملی، از بین220 نفر جامعه آماری، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول مورگان و کرجسی140 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای انجام پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته رویکرد الکترونیک- ترکیبی و پرسشنامه استاندارد شده درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی، به همراه عملکرد تحصیلی در قالب نمرات سه آزمون استفاده شد. برای وجود ارتباط از آزمون همبستگی و برای تبیین از رگرسیون گام به گام استفاده شد .بین رویکرد الکترونیکی – ترکیبی، درگیری تحصیلی(به جزء رفتاری) و بهزیستی تحصیلی با عملکرد تحصیلی در موج اول رابطه وجود داشت. در موج دوم و سوم و در قالب روابط تعاملی، رویکرد ترکیبی در مقایسه با رویکرد الکترونیکی با درگیری تحصیلی، بهزیستی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دارای رابطه مثبت بود،؛ اما در قالب تعدیلی، منفی بود. بنابراین، رویکرد ترکیبی از منظر مستقل و تعاملی در مقایسه با رویکرد الکترونیکی به دلیل تاکید بر چندرسانه ای ها و فرامتن ها بر درگیری تحصیلی، بهزیستی تحصیلی و عملکرد تحصیلی تاثیر بیشتری داشت.
بررسی و تحلیل آیین های سنتی سیستان و چند مضمون اساطیری آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال نوزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۲
121 - 147
حوزههای تخصصی:
آیین ها بخش جدایی ناپذیر از فرهنگ و گذشته اقوام مختلف ایرانی به ویژه اهالی سرزمین سیستان به شمار می آیند که با توجه به مذهب، باورها و عقاید قومی و قبیله ای، به شکلی خاص، نمودار گردیده است. درواقع، مردمان سیستان، با توجه به ویژگی های اسطوره شناختی، مردم شناختی، تاریخی و روان شناختی که دارند، دارای آیین هایی هستند که آن ها را نسبت به سایر اقوام دیگر ایرانی متمایز می کند.آیین هایی که با توجه به صبغه کهنی که این مردمان دارند، در داستان های این سرزمین نیز نمایان گردیده و زمینه را برای بررسی و تحلیل های گوناگون ادبی فراهم کرده است. بر همین اساس، در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با توجه به امکاناتی که نقد اسطوره ای در اختیار ما قرار می دهد، به بررسی و پژوهش در آیین های موجود در داستان های حوزه فرهنگی سیستان و تحلیل مضامین آن ها بپردازد. بررسی ها نشان می دهد که داستان های سیستانی، حاوی آیین های مختلفی است که از مهم ترین آن ها آیین خون خوردن، اوشیدر، ازدواج با خویشان، جادوگری و سوگواری است که بسیاری از آن ها تحت تأثیر فرهنگ باستانی ایرانی و زرتشتی و همچنین آداب و مناسک اقوام کهنی همچون سکاها در داستان ها ایجاد شده و در میان مردمان ناحیه سیستان رواج یافته است.
طرحواره های روانشناختی رابط نحو به نما در شعر «هدیه» فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه فکر کردن که حاصل تأثیر فرآیندهای مغزی است می تواند انواع قواعد نحوی را تولید نماید؛ بنابراین انواع عوامل شامل انگیزه، ترس، تأکید و ... باعث جابه جایی جایگاه کلمات و تولید انواع آرایه بیانی و کلامی می شود که این نیز به نوبه خود منطق های تصویری مختلفی را به وجود می آورد. طرحواره ها مرز مشترک میان مولف، متن و مخاطب هستند که بر اساس منطق خاص تصویری می توان آن ها را بازنمایی کرد. بر اساس همین رویکرد و با توجه به هم پوشانی تفسیر متن و مولف و تاییدهای روانشناختی شعر «هدیه» فروغ فرخزاد از تصویر سینمایی بهره می گیرد، چرا که این شعر بر مبنای تصاویر عمق بر پایه تصاویر اثباتی از طریق قابلیت حسّی (بینایی) و تجسّم عمل (نور و تاریکی) به کار گرفته شده است. به لحاظ ساختار تصویرپردازی، شب و تاریکی به عنوان تصویر مرکزی، در کانون قرار دارد که با استفاده از مجاز و همچنین با بهره از نمادپردازی، با هدف اختصار که نمای بسته را توجیه می کند، تصاویر شعری خلق شده اند. لحن این تصویر بر اساس موسیقی شعر که بر وزن بحر مجتث است، لحنی غمگین دارد و در نتیجه ریتمی آهسته در ارائه را می طلبد. این شعر دارای دو بند است که با توجه به محتوا باعث می شود مرحله آغازین و پایانی در تصویر متضاد باشند. همچنین این شعر به لحاظ کارکردی، اجتماعی است و همچون بیانیه ای انتقادی، هم به نقد جامعه و هم به راه برون رفت از بن بست اجتماعی و فرهنگی می پردازد.
دو پهلوگویی و تداعی اندیشه های اجتماعی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور جاودانه حافظ نه تنها در تاریخ و تاریخ ادبی ایران، بلکه در ذهن و ضمیر فارسی زبانان سراسر جهان، او را به یک «خاطره ازلی» تبدیل کرده و به همین دلیل درباره او و شعرش، از جهات مختلف و به فراوانی، سخن گفته شده است. اما باب بحث و گفتگو درباره پوشیده گویی و بیان غیر مستقیم و پرابهام و ایهام روی دادها و طنزهای گزنده و کنایه های رسوا کننده و شگردهای زبانی دیگری که به دو پهلوگویی هایش باز می گردد، همچنان باز است. در نوشته حاضر ساختار و محتوای دو پهلوگویی های حافظ که از ویژگی های بارز سبک اوست، بررسی و تحلیل شده است. این ویژگی شعر او در اثر تسلسل خواطر و تداعی معانی ذهن را درگیر می کند و در عین حال هرگز هم به قطعیت نمی رسد. این فضیلت بی همتای شعر حافظ که کلام او را از سخن دیگران متمایز می سازد و سبب اعتلا و جاودانگی آن می گردد، قاب و قالبی برای بیان اندیشه هایی است که بیانشان به صورت صریح خالی از خطر نبوده است. حافظ با همین شگرد است که در برابر قدرت حاکم می ایستد و به یاری آن، گفتمان مسلط حکومت را وارونه می کند و به رهایی مردم از جمود و خشک اندیشی و وابستگی هایشان کمک می کند. داد ه های این تحقیق از رهگذر مطالعات کتابخانه فراهم آمده و با استفاده از روش تحلیلی توصیف شده است. مهم ترین دستاورد این پژوهش این است که ابزارهای پوشیده گویی و ایهام های حافظ، در همان حال که جزیی از اندیشه ساختارمند او به شمار می آیند، در پیوند با خود هم نوعی از ساختار سیاسی و ضد قدرت را نشان می دهد.
بررسی شخصیت های نمادین داستان نبرد بزرگ کیخسرو با رویکرد روان شناختی کارل گوستاو یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیت مجموعه ای از صفات روانشناسی است و صفات روانشناسی ویژگی هایی هستند که تفاوت ها و شباهت های روان افراد با یکدیگر را بیان می کند. شاهنامه فردوسی از آثاری است که در آن به شخصّیت توجه فراوان شده است. آن چه فردوسی را از دیگر داستان نویسان متمایز می کند توجه به ویژ گی های روانی و کنشی شخصّیت ها متناسب با موضوع حماسه است. بهره گیری خودآگاهانه از نمادها نشان دهنده یک کنش مربوط به روانشناسی بسیار مهم است و افزون بر آن انسان نمادهای ناخودآگاه و خودانگیخته را نیز می آفریند که اگر بخواهیم کارکرد ذهن بشر را بهتر بفهمیم ناگزیر باید به آن دست یابیم. این پژوهش به روش(توصیفی _تحلیلی_ تطبیقی) و استفاده از داده های کتابخانه ای تدوین یافته است. در این پژوهش برآنیم که با بهره گیری از نظریه روان شناسی یونگ به تحلیل شخصیت های نمادین داستان نبرد بزرگ کیخسرو بپردازیم و از آن جا که شاهنامه فردوسی حماسه ملی ایرانیان است و ریشه در ناخودآگاه قومی و ملی آن ها دارد این ویژگی قابلیت مناسبی به آن می دهد که از دیدگاه یونگ تحلیل شود. می توان مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر را چنین برشمرد: سایه، بخش شیطانی، ناسازگار و فرومایه روان انسان است. گرفتار شدن در تیرگی های درون، به منزله تحقق بخشیدن به سایه است و برای رهایی از سایه باید با تامل بر درون خویش، از ابعاد تیره شخصیت خود باخبر شد که در فرآیند فردیت یافتگی (خودشکوفایی فرد) با آگاهی از خود واقعی تیرگی های سایه کنار رود و فرد به «خود واقعی» برسد.
سیاست کیفری افتراقی تشدید و تخفیف مجازات ها در قانون نیروهای مسلح (مطالعه تطبیقی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا)
منبع:
تمدن حقوقی سال ششم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
319 - 350
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اهمیت و ضرورت واکاوی سیاست کیفری افتراقی در قبال جرائم نیروهای مسلح تأثیر انکارناپذیری در جلوگیری از وقوع جرائم دارد. نمی توان از اتخاذ سیاست کیفری افتراقی و کارا درخصوص پاره ای از جرائم ازجمله جرائم نظامی که دارای ماهیتی حساس می باشد و کوچک ترین تسامح در مقابل آن منجر به به هم خوردن نظم و امنیت جامعه می شود تغافل کرد. ضرورت بازنگری به طور اعم هم مربوط به خود سیاست های اتخاذی است و هم مربوط به نحوه اجرای آن است. لذا ضروری به نظر می رسد تا با بررسی سیاست کیفری حاکم بر دو کشور پیرامون جرائم ماهوی نیروهای مسلح، تصمیمات اتخاذ شده در این حوزه را دریافته و درصورت امکان در جهت اصلاح قوانین نیروهای مسلح ایران مورد بررسی قرار گیرد.روش : پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است.یافته ها: در هر دو نظام کیفری جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا قانونگذار به موضوع تشدید مجازات و تخفیف مجازات در نیروهای مسلح اشاره نموده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در نظام کیفری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تخفیف مجازات مطابق نظر دادگاه صادرکننده حکم می باشد ولی در قانون نیروهای مسلح ایالات متحده امریکا علاوه بر دادگاه صادرکننده حکم، مطابق نظر فرماندهان نظامی نیز امکان پذیر می باشد. در نظام کیفری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در موارد سکوت قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح مصوب 1382 کیفیات مشدده مقرر در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نسبت به افراد نظامی مجری می باشد، ولی در نظام کیفری نیروهای مسلح ایالات متحده امریکا تشدید مجازات طبق قانون نیروهای مسلح ایالات متحده امریکا صورت می پذیرد.
مسئله جاودانگی نفس در اندیشه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
121 - 136
حوزههای تخصصی:
دیدگاه علامه طباطبایی در باب جاودانگی نفس، مبتنی بر جهانبینی توحیدی اوست. او تلاش کرده به چالش برانگیزترین مباحث و اشکالات مربوط به جاودانگی نفس در مسئله سعادت و شقاوت ذاتی، احباط، تکفیر و خلود در عذاب پاسخ دهد. علامه با اتکا به مبانی عقلی و بر مبنای حکمت متعالیه صدرالمتألهین و بهره گیری از اصولی مانند اصالت وجود، حرکت جوهری اشتدادی، وحدت حقیقت نفس و تشکیک در مراتب وجود، تقریری نو از معاد و جاودانگی نفس ارائه نموده است. این نوشتار میکوشد با طرح موضوع جاودانگی، نسبت آن را با اهداف و غایات انسانی که همان تحقق تمامیت حقیقی انسان با معاد و جاودانگی نفس است، تبیین نماید. در این راستا، نظر علامه طباطبایی درباره وجود جوهری نفس و اثبات جاودانگی آن، و همچنین وجوه نوآورانه اندیشه وی در بحث جاودانگی و نتایج و پیامدهای معرفتی آن را مورد بحث و بررسی قرار داده ایم و به اشکالات مطرح شده علیه جاودانگی نفس، با توجه به مبانی علامه، پاسخ داده ایم.
ادغام هویتی مهاجران افغانستانی در ایران: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۹
۲۰۶-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایران در چهار دهه گذشته میزبان مهاجران خارجی، عمدتا افغانستانی و عراقی بوده است. یکی از ابعاد کلیدی زندگی مهاجران که در بستر زندگی و اقامت در جامعه میزبان دچار تغییر می شود، هویت است. هویت، عنصر مهم در فرایند سازگاری مهاجران است. هدف این مقاله، کندوکاو ادغام هویتی در بین مهاجران افغانستانی نسل اول و دوم در ایران است. روش: پژوهش در چارچوب رویکرد برساخت گرا و روش تحقیق کیفی داده بنیاد اجرا شده است. شیوه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی بوده و با 45 نفر مشارکت کننده مصاحبه نیمه ساختاریافته بعمل آمده است. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از روش کدگذاری نظری استفاده شده است. یافته ها: یافته ها بیانگر هشت مقوله اصلی شامل؛ ترس از ابراز هویت، هویت یابی ایرانی، پنهان سازی هویت، بحران هویتی، قیاس با همسالان ایرانی، احساس تعلق به هویت قومی، و قیاس با همسالان افغانستانی استخراج شد. با جمع بندی مقوله های اصلی «برزخ هویتی» به عنوان مقوله نهایی تعیین شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، فرایند ادغام هویتی یک فرایند بین نسلی نبوده و بستگی به شکل گیری تعاملات بین فردی در سطوح خرد، میانی و کلان دارد. همچنین مهاجرین با این چالش روبرو هستند که نمی توانند هویت های اجتماعی متفاوت خود را به گونه ای توسعه دهند که به آن ها امکان دهد هم هویت قومی و هم هویت ملی (مقصد) را تایید کنند.
بررسی بُعد تعلیمی مثنوی مولانا بر اساس نظریه تداعی گرایی (مطابق با آرای زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حیطه این مقاله، ادبیات، عرفان و روانشناسی با محوریت مثنوی مولوی است. با پیدایش نظریه های ادبی و غیرادبی از جمله نظریه های روانشناختی، ارتباط چند سویه بین علوم مختلف پدید آمده؛ از جمله، ارتباط بینارشته ای ادبیات، روانشناسی و عرفان. این اتفاق باعث گردید تا ادبیات، به خوانشی کاربرد محور مبدل گردد. ادبیات به یاری نظریه های روانشناسی، بر جذابیت علمی و عملی خود در متون ادبی و عرفانی افزوده است؛ ازجمله موضوعات مطرح در این مقاله، مقوله تداعی است. تداعی، یکی از توانمندی های ذهنی و به عنوان یک سبک تعلیمی، جایگاه ویژه ای در متون ادبی، به خصوص در ژانر عرفانی بر عهده دارد. در سبک آموزشی تداعی، آموزش از پیش تعیین شده نیست. این سبک، روند آموزش را در جریان تعلیم، مشخص می سازد و غیرمنتظره روی می دهد. ویژگیهای دیگر آن، پویایی ساختار متن، پروردگی سخن، تنوع اندیشگانی، چندلایگی، کارکرد روان درمانی و... است. موضوع دیگر مقاله، بررسی کارکرد تعلیمی برون و درون قصه ای مثنوی و نیز شناخت ناخودآگاه فردی و جمعی بر اساس نظریه تداعی است. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای انجام شده و نشان می دهد که چگونه می توان از تداعی به شناخت ناخودآگاه فردی و جمعی بر اساس نظریه فروید و یونگ دست یافت. موضوع دیگر مقاله، تحلیل ساختار شخصیت و ابعاد ذهن فروید و فرایند تفرد یونگ با تکیه بر بعد تعلیمی و روانشناختی رؤیا با محوریت حکایت های مثنوی معنوی بوده است. این پژوهش نشان می دهد که رؤیا، شاهراه دستیابی به ضمیر ناخودآگاه است. مولوی در این حکایت ها، به مخاطب می آموزد که لازمه رسیدن به توازن شخصیت و فرایند تفرد، تعامل یکپارچه ابعاد شخصیت روانی است.
راهکارهای اقناع رسانه ای مخاطبان به منظور مدیریت مصرف آب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آب به عنوان مهم ترین عنصر حیات از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد. این مهم با توجه به بحران های زیست محیطی ایجاد شده در جهان اهمیتی مضاعف پیدا کرده است. همچنین شناخت دقیق رسانه و بهره گیری از ظرفیت های آن برای کمک به بحران های آبی مفید فایده است. این پژوهش با هدف معرفی راهکارهای رسانه ای اقناع مخاطبان در پی تسهیل تاثیرگذاری رسانه بر فرهنگ مصرف آب است. در فاز اول ضمن بهره گیری از اسناد و پژوهش های پیشین با استفاده از روش پیمایش در استان البرز (هشتگرد، اشتهارد، کرج، نظرآباد) 605 پرسشنامه تکمیل شد که نشانگر نگرش مردم استان به وضعیت آب استان و راه های مصرف آب است. در فاز دوم پژوهش با بهره گیری از نتایج حاصل شده از پیمایش فاز اول، 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و تولیدکنندگان حوزه رسانه، مدیران حوزه آب و مدیران رسانه صورت گرفت. پس از تحلیل محتوای کیفی این مصاحبه ها 42 راهکار به منظور اقناع رسانه ای استخراج شد که می توان آن ها را در دو نگاه انتقادی و مطالبه گری و نگاه ترویجی در سه محور 1. پیش بینی: تدابیر سازمانی 2. جهت گیری: رویکرد تولید پیام 3: پسینی: روش ها و قالب های تولید و توزیع پیام دسته بندی نمود.
مطالعه ظرفیت های ادبیات کهن برای ترویج هویت اجتماعی در برنامه های رادیویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رادیو بعنوان رسانه ای جمعی که خصوصیات منحصربفردی نسبت به دیگر رسانهها دارد، می تواند همانند یک مرکز قدرتمند فرهنگی-اجتماعی؛ عمل کند. دراین میان زبان و ادبیات کهن فارسی گسترده ترین افق فرهنگی-اجتماعی است که در خلال گزارش های آن می توان مؤلفه های اصلی هویت را بازشناخت. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که کاربرد ظرفیت های هویتی ادبیات کهن در برنامه های رادیویی به چه صورت است؟ برای رسیدن به این مقصود از روش داده بنیاد استفاده شده است. باتوجه به یافته های پژوهش، پنج مرحله برای کاربرد بهینه از عناصر هویتی ادبیات کهن در برنامه های رادیویی شناسایی شد که عبارتنداز: شناخت ظرفیت های ادبیات کهن، شناسایی ظرفیت های رسانه رادیو جهت بهره گیری از ادبیات کهن، شیوه های بهره گیری از ادبیات کهن در برنامه های رادیویی، آماده سازی عوامل انسانی و ارائه راهکارهای مدیریتی. نتایج حاکی از آن است که برای بهبود عملکرد رسانه رادیو جهت ترویج هویت اجتماعی اسلامی-ایرانی، توجه هرچه بیشتر به ادبیات کهن سرزمینمان ضروری است و سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران باید رویکرد جدی تری نسبت به استفاده از ادبیات کهن ایرانی در برنامه ها اتخاد کرده و ضمن آموزش و ایجاد انگیزه در عوامل انسانی، از ابزارهای رسانه رادیو جهت ترویج هویت اجتماعی با استفاده از ظرفیت های ادبیات کهن استفاده کند.
واکاوی نقش دینی و تاریخی دارالتقریب در اتحاد مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقریب مذاهب اسلامی اندیشه ای است که در پی نزدیک کردن پیروان مذاهب اسلامی به همدیگر است. در طول تاریخ اسلام تلاشهای بسیاری با هدف ایجاد فضای گفتگو و مناظره علمی جهت کاهش تنش بین ادیان و مذاهب و رفع شبهات صورت گرفته است، ولیکن به دلیل تعصب، جهالت و توطئه دشمنان اسلام، جریان تقریب مذاهب همواره با کارشکنی هایی روبرو شده و در مواردی از مسیر خود منحرف گشته است. با توجه به اهمیت دارالتقریب در ایجاد وفاق مسلمانان عصر حاضر، در این پژوهش کوشش شده با روش مروری توصیفی، سیر تحولات فکری و ساختاری ایجاد دارالتقریب در مجامع اسلامی را گزارش نموده و برخی از مهمترین اقدامات صورت گرفته در این زمینه بیان شود. چگونگی تأسیس دارالتقریب در دانشگاه الازهر مصر، معرفی افراد شاخص در زمینه تقریب مذاهب اسلامی، زمینه های برگزاری مجمع جهانی تقریب و برپایی کنفرانس وحدت اسلامی، معرفی آثار نگاشته شده در این زمینه و صدور فتواهای حرمت اهانت به مقدسات دیگر مذاهب از جمله مباحث این پژوهش است.






