بررسی بینامتنی نقاشی هایی با مضمون گنبد از کامران یوسف زاده، با تکیه بر نظریه لوران ژنی
حوزههای تخصصی:
کامران یوسف زاده ملقب به (وای. زد. کامی) از نقاشان معاصر اهل ایران است که در آمریکا و سپس در اروپا به تحصیل در فلسفه و فیلمسازی پرداخته است. نقاشی های وی در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده که از آن جمله می توان به نمایشگاه انفرادی آثارش در گالری آب/انبار، تهران در خرداد ماه 1397 اشاره نمود. این نمایشگاه شامل آثار متنوعی از جمله پرتره ها، گنبد ها و دست ها بوده است. در پژوهش حاضر از میان این آثار، به بررسی گنبدها پرداخته شده و به نظر می رسد خلق گنبدها حاکی از نگاهی خاص و عارفانه ی هنرمند است. دوایری موهوم که در مرکز تابلوها به نور و سفیدی مطلق ختم می شوند. درپی گیری نگرش هنرمند در خلق این آثار، مواضعی گوناگون دریافت می گردد که ظاهراً کارآیی بینامتنیت در ارتباط بینابینی و وابستگی متقابل میان متون کهن، نظرات فلاسفه اسلامی و نقاشی ها مشاهده می شود چنانچه اساس نظریات لوران ژنی نیز به کاربست نظریه بینامتنیتی به متون ادبی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که 1- ارتباط نقاشی گنبدها با پیش متن ادبیات کهن فارسی چگونه بوده است؟ 2- رابطه بینامتنی میان دایره، (حرکت دوار) و اسطوره ها و نمادها در فلسفه اسلامی به چه صورت می باشد؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و از کتب و مقالات متعددِ مرتبط با موضوع از طریق فیش برداری بوده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، بینامتنیت قوی میان نقاشی ها و فلسفه اشراقی وجود دارد. رابطه ضعیف و قوی میان تابلوهای گنبدها و اسطوره اسلامی، حکمت مشایی و تصوف درویشان برقرار است.