نقد کتاب، به ویژه در حوزه مطالعات تاریخی، به قدری اهمیت دارد که خود، یک جریان فرهنگی محسوب می شود و می تواند در پالایش و بالندگی فرهنگی، سهم چشمگیری داشته باشد. اگر بر اثر پاره ای کوتاهی های ما، هم اینک حجم بالایی از تاریخ نگاشته های ما از آن سوی مرزها آمده اند، لااقل نباید انفعال را به آنجا برسانیم که از خیر نقادی آنها نیز بگذریم. در ماهنامه زمانه، هرازگاهی شاهد درج نمونه هایی از نقد کتاب توسط صاحب نظران بوده اید، در این شماره نیز نقدی بر کتاب «آخرین روزها ــ پایان سلطنت و درگذشت شاه» نوشته هوشنگ نهاوندی (یکی از وابستگان مهم خاندان پهلوی در خارج از کشور) تقدیم شما خواهد شد که توسط یکی از محققان تاریخ معاصر، صورت گرفته است.
"مقدمه:
مدیران بیمارستانها با کمبود شدید منابع مالی مواجه هستند، بنابراین استفاده ی کارآمد از منابع محدود انرژی منجر به ارائه خدمات اثر بخش به بیماران و کمک در تثبیت نرخ خدمات بهداشتی و درمانی خواهد شد.هدف از انجام این پژوهش نیز تعیین میزان مصرف انرژی ( آب، برق و گاز) در تعدادی از بیمارستانهای شهر اصفهان بین سالهای 1378 تا 1382 و مقایسه آن با استانداردهای موجود جهانی بوده است.
روش بررسی:
پژوهش حاضر کاربردی و از دسته مطالعات توصیفی ـ مقطعی در یک مقطع پنج ساله ( 1382-1378) بوده است. جامعه آماری شامل بیمارستانهای: الزهرا«س» و امین (دولتی)، امیرالمومنین«ع» (تحت پوشش بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی)، سعدی و مهرگان (خصوصی) بوده، که هدف چنین گزینشی مقایسه ضمنی میزان مصرف انرژی بیمارستانهای دولتی با خصوصی بوده است. اطلاعات مربوط به میزان مصرف انرژی از روی قبوض آب، برق وگاز، اطلاعات پرسنلی از طریق واحد کارگزینی واطلاعات تخت فعال وتعداد بیماران از طریق واحد آمار هر یک از بیمارستانهای مذکور در هر یک از سالهای مورد مطالعه مشخص گردید و تحلیل یافته ها به کمک نرم افزار SPSS صورت گرفت.
یافته ها:
در دیدگاه کلان میزان مصرف انرژی بیمارستان ها در دوره پنج ساله مذکور بیش از استاندارد جهانی و در نگرش خرد مصرف انرژی در بیمارستانهای دولتی بیش از بیمارستانهای خصوصی بود
نتیجه گیری:
با توجه به نتایج حاصل از پژوهش، بکارگیری روشهایی جهت صرفه جویی در مصرف انرژی در کلیه بیمارستانها ضروری به نظر می رسد و بنابراین استفاده از سیستمهای مدیریت انرژی ساختمان (BEMS) توصیه می شود."
چکیده
مسئلة خلافت (جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله) بعد از ارتحال رسول الله مورد اختلاف صحابه قرار گرفت. جمعی از آنان، یعنی اهل سنّت، امامت را تابع انتخاب دانسته و آن را امری فقهی می دانند که به خود مسلمانان واگذار شده است و جمعی دیگر، یعنی شیعیان ، قائل به نص و انتصاب امامت شده و آن را از مسائل کلامی دانسته اند. مؤلف در این مقاله سعی کرده با دلایل عقلی و نقلی، کلامی بودن آن را اثبات کند و این بحث را به گونهای بررسی کند که حافظ وحدت و دور از دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی باشد. نگارنده به پیروی از بزرگان امامیه بر آن است که امام باید معصوم و در عقاید و اخلاق حسنه، به ویژه علم و عدالت افضل امت خود باشد و چون تشخیص و احراز قطعی عصمت و افضل بودن از دیگران برای مردم عادی میسر نیست، تعیین امام واجد شرایط منحصر به تعیین خدا و ابلاغ از طرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. بنابراین، با انتخابات و آرای ملت نمی توان شخصی را به عنوان جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله) معین کرد. نقش ملت بعد از نصب وی در تحصیل قدرت و اتمام حجت مؤثراست.
نگارنده برای اثبات این مدعا این مقاله را در 3 فصل و یک خاتمه به پایان می برد و آن چه را در این چکیده ادعا شده با دلایل عقلی و نقلی به اثبات می رساند