امروزه با توجه به رشد روزافزون طلاق و پیامدهای آن در جامعه، بررسی آن در ابعاد مختلف حائز اهمیت است. روش تحقیق ما توصیفی، از نوع علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل و مطلقه بین گروه سنی 20 تا 35 ساله بود. برای تامین اعتبار بیرونی تحقیق، حجم زیرگروه ها 50 نفر زن مطلقه و 50 نفر زن متأهل در نظر گرفته شد و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد: سلامت عمومی گلدبرگ، مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی و پرسشنامه سازگاری بل استفاده گردید. برای آزمون فرضیات تحقیق از روش t مستقل استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که زنان مطلقه در سه بعد سلامت روان، تنظیم هیجان شناختی و سازگاری با زنان متأهل تفاوت معنی دار دارند. نتایج مبنی بر پایین بودن سطوح سلامت روان، تنظیم هیجان شناختی و سازگاری در بین زنان مطلقه، توصیه می گردد با آموزش زنان در آستانه طلاق، سلامت روان، تنظیم هیجان شناختی و سازگاری آنها را ارتقاء داده تا با کاهش طلاق، این گونه زنان کمتر دچار آسیب های فردی و اجتماعی گردند.
طاهره صفارزاده از شاعران متعهد و انقلابی دوران معاصراست که با توجه به اهمیت و جایگاهی که در ادبیات معاصر ما بویژه ادبیات متعهد و انقلابی دارد ، هرگونه تحقیق در باره او و شعرش می تواند ضروری و مفید باشد. صفارزاده در برهه ی اولیه ی زندگی اش تحت تأثیر ""رمانتیسم احساس گرا"" قرار گرفت . در دوره های بعد اگرچه از این نوع رمانتیسم فاصله گرفت، ولی جلوه ها و مضامین آن به گونه هایی دیگر در اشعارش نمود یافت هرچند که اشعارش کاملاً رنگ و بوی آن را ندارند. به نظر می رسد آشنایی او با شعر اروپایی، در شناخت بیشتر مکتب های ادبی و در نتیجه تأثر از این مکتب مؤثر بوده است. هدف این جستار، بررسی فضاهای رمانتیستی اشعار صفارزاده و نشان دادن مؤلفه های این مکتب در شعراوست که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است . نتایج این تحقیق نشان می دهد اکثر مؤلفه های رمانتیسم در شعر صفارزاده دیده می شود ولی با رویکردی خاص به گونه ای که می توان گفت رمانتیسم شعراو، رمانتیسمی ایرانی است که مؤلفه ی رمانتیسم اجتماعی و انقلابی، مهم ترین و بارزترین جلوه های رمانتیستی به کار برده شده در اشعار او هستند .
بخارا مهم ترین شهر ماوراءالنهر در دوره اسلامی است که در سال های پایانی دهه سوم قرن چهاردهم هجری شاهد یک درگیری مذهبی گسترده بین شیعیان و اهل سنت بود. این درگیری که به بهانه بدعت خوانده شدن مراسم عزاداری شیعیان در سال 1328ه .ق و به رهبری «آستانه قول قوش بیگی» به عنوان نماینده اقلیت شیعه و «برهان الدین» به عنوان نماینده اکثریت سنی و محتسب شهر آغاز شد، ریشه در زمینه های سیاسی و اجتماعی و قومی پیشین داشت که مهم ترین آن ها را می توان این گونه برشمرد: دامن زدن به تعصب دینی از سوی برخی حاکمان، ضعف قدرت مسلمانان در ماوراءالنهر و سوء استفاده غیرمسلمانان برای دست اندازی به سرزمین های مسلمان نشین، افراط گرایی مذهبی از سوی شیعیان و اهل سنت ماوراءالنهر، اختلاف های قومی و رقابت های سیاسی در شهر بخارا. پیش از سلطه اتحاد جماهیر شوروی، این نزاع مهار شد و شیعیان و اهل سنت بخارا دوباره به زندگی مسالمت آمیز خود روی آوردند. این نوشتار، ضمن بررسی تاریخی چگونگی و چرایی این واپسین نزاع سنی شیعی در بخارا پیش از گسترش موج ملی گرایی و سلطه روس ها، به این نتیجه رسیده است که مسلمانان ماوراءالنهر باید با دوراندیشی و افزایش آگاهی دینی خود، مصالح امت اسلامی را حفظ کنند و به تقویت همگرایی بپردازند.
هدف: هدف این مقاله یافتن تکنیک یک نمونه عکس پایه کاغذی بسیار بزرگ از احمدشاه قاجار، با ابعاد 50×140 سانتی متر، مربوط به اواخر دوره قاجار است.
روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع آمیخته و ترکیبی از روش های کمی و کیفی شامل روش آزمایشی، تجربی و توصیفی است. انجام مطالعات کتابخانه ای و استفاده از روش های آزمایشگاهی FTIR، XRF و SEM-EDS همین طور شیمی تر و مشاهدات میکروسکوپی، از روش های مورد استفاده در این پژوهش است.
یافته ها و نتایج پژوهش: نتایج به دست آمده از بررسی و آنالیز عکس، به وسیله دستگاه های FTIR، XRF و SEM-EDS در کنار آزمایشات شیمی تر و بررسی های میکروسکوپی نشان می دهد، تکنیک عکس مورد بررسی، کلدیون تر است که با توجه به تصاویر میکروسکوپ الکترونی و حضور لایه نازک باریتا زیر امولسیون، عکس از نوع کلدیون مات با طیف دهی طلا است. نتایج آنالیز XRF نشان می دهد از رنگدانه سفید سرب در رتوش پر کلاه و مداد برای بهبود کیفیت صورت، کلاه و یقه لباس استفاده شده است. در این پژوهش برای نخستین بار تکنیک یک عکس بسیار بزرگ از دوره قاجار با روش دستگاهی، مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است.
کودکان کم شنوای دچار کم کاری دستگاه دهلیزی نسبت به همتایان سالم خود در کنترل تعادل دچار مشکل هستند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین ریتمیک بر کنترل تعادل این کودکان بود. 24 کودک کم شنوای حسی عصبی که با آزمایشهای اکولوموتور و کالریک، کم کاری دستگاه دهلیزی آنان مسجل شده بود به طور تصادفی در دو گروه مداخله (12 نفر) و شاهد (12 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله در یک دوره 6 هفته ای تمرینات ریتمیک شرکت کرد، در حالیکه گروه شاهد به فعالیتهای روزمره خود در خانه و مدرسه ادامه داد. کنترل تعادل آنان از طریق خرده مقیاس تعادل آزمون برونینکس – اوزرتسکی2 در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون سنجیده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس بین گروهی با اندازه های تکراری نشان داد که نمره کل خرده مقیاس تعادلی برونینکس اوزرتسکی2 (P=0.003)، موارد با چشمان باز (P=0.000)، بسته(P=0.000) ، بر روی زمین (P=0.000) و بر روی تخته تعادل (P=0.000) در گروه تمرینی به طور معناداری بهتر از گروه شاهد بود. یک دوره فعالیت بدنی سازمان یافته با تاکید بر تحریکات حسی توانست وابستگی به دروندادهای بینایی را در کودکان کم شنوای دچار کم کاری دستگاه دهلیزی کاهش داده و حساسیت دستگاه دهلیزی را افزایش دهد.
هدف از این تحقیق، تعیین اثر مقادیر مختلف مصرف نیکوتین بر عملکرد روانی حرکتی ورزشکاران و غیرورزشکاران بود. دو گروه مساوی ورزشکار و غیرورزشکار )36= n1= (n2 با استفاده از یک پرسشنامه اطلاعات عمومی که میزان مشارکت و سابقه فعالیت ورزشیآ نها را مشخص می کرد از بین دانشجویان پسر دانشگاه خوارزمی با دامنه سنی (24-18) به صورت در دسترس انتخاب شدند. هر گروه 36 نفری به صورت تصادفی در سه زیر گروه 12 نفری (مصرف 4 میلی گرم آدامس نیکوتین، مصرف 2 میلی گرم آدامس نیکوتین و مصرف صفر میلی گرم آدامس نیکوتین) جای گرفتند. از فرم غربالگری سلامت عمومی به منظور اطمینان از سلامت آزمودنی ها و عدم سابقه مصرف دارو به ویژه سیگار استفاده شد. طرح این تحقیق، نیمه تجربی و از نوع کاربردی بود. داده ها با استفاده از ابزار زمان واکنش انتخابی و هماهنگی دودستی وینا جمع آوری گردید. علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون تحلیل واریانس بین گروهی با اندازه گیری مکرر استفاده شد (α=0.05). نتایج نشان داد که در رابطه با زمان واکنش انتخابی، تفاوت های میانگین چه در رابطه با گروه (0.353=P) و چه در رابطه با مداخله (0.464=P) معنادار نبود. همچنین، به طور کلی اثر مقادیر مختلف نیکوتین بر زمان واکنش انتخابی در دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار معنادار نبود (0.0501=P). در آزمون هماهنگی دو دستی، تفاوت بین میانگین های دشواری هماهنگی دودستی در رابطه با گروه (0.001=P) معنادار بود، اما به طور کلی اثر مقادیر مختلف نیکوتین تفاوت معنی داری در دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار نشان نداد (0.544=P).
هدف: بررسی اسناد کمک های مالی آستان قدس رضوی به زائران ایرانی در سال های 1264ق. یعنی آغاز دورة حکومت ناصرالدین شاه تا پایان 1300ق. است.
روش تحقیق: روش تحقیق بر اساس انواع تحقیقات علمی و ماهیت آن از نوع تحقیقات تاریخی است که با سازمان دادن اطلاعات و مدارک، امکان برقراری ارتباط بین اسناد و مدارک، تصویری از وضعیت و خصوصیات زمان حادثه را ارائه و به تجزیه وتحلیل آن می پردازد. روش تحقیق در این مرحله از نوع تحلیل محتوای اسناد است. جامعة آماری عبارت است از اسناد این دوره، به تعداد 517 برگ سند، که با روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته و اطلاعات موردنظر این پژوهش، به شکل طبقه بندی شده استنتاج شده است.
یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد پرداختی های نقدی بیشترین فراوانی و بیشتر از موقوفات مطلقة آستان قدس است. درمجموع، پرداختی ها از منحنی بهنجار برخوردار است. بررسی محتوای اسناد فرضیة همبستگی مثبت بین نوع درخواست با طبقه اجتماعی زائران را تأیید و عدم رابطه منفی و یا معکوس را رد می کند.
هدف از پژوهش بررسی تأثیر آموزش مثبت نگری بر کیفیت زندگی و کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت زاهدان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه شامل 29 پسر (گروه آزمایش 17 نفر و کنترل 12) بود. نمونه گیری به شیوه سرشماری انجام شد؛ یعنی همه افراد جامعه آماری به عنوان گروه نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند. آموزش مثبت نگری به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای در طی دو ماه روی گروه آزمایش اجرا شد و پس از اتمام جلسات پس آزمون و یک ماه بعد از اتمام جلسات آزمون پیگیری اجرا شد. از پرسشنامه کیفیت زندگی پارکرسون، بروهاد و تس و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مثبت نگری بر کاهش میانگین نمرات افسردگی، اضطراب و استرس و ارتقای سطح کیفیت زندگی نوجوانان مؤثر بوده است. بنابراین با توجه به موثر بودن آموزش مثبت نگری برکاهش افسردگی، اضطراب و استرس و ارتقای کیفیت زندگی به دست اندرکاران امور نوجوانان و بزهکاران توصیه می شود برنامه های مبتنی بر آموزش مثبت نگری را برای کاهش افسردگی و اضطراب و افزایش کیفیت زندگی این نوجوانان به کار ببرند.
در برنامه ریزی های توسعه در سطح منطقه ای، شناخت و درک تفاوت های موجود میان مناطق از حیث برخورداری آنها از امکانات و زیرساخت های اجتماعی و اقتصادی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. یکی از روش های ارزیابی، مدل های تصمیم گیری چند شاخصه است که برای سنجش، ارزیابی و اولویت گذاری چند گزینه به کار گرفته می شود. هدف اصلی این پژوهش، سنجش شاخص های توسعه انسانی در سطح شهرستان های استان ایلام است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی است. شاخص های منتخب در دو مرحله: مطالعه سوابق (طرح های تحقیقاتی، آمارنامه ها و کتب) و بهره گیری از آرای خبرگان (بهره گیری از تکنیک دلفی و استخراج نظر نظریه پردازان دانشگاهی و مدیران سازمان های مرتبط)، گردآوری و با استفاده از روش دلفی ادغام شدند. شاخص ها پس از استخراج، با استفاده از چهار مدل تاپسیس، ویکور، وزن دهی ساده، تاکسونومی و AHP - FUZZY، وزن بخشی شدند؛ سپس با استفاده از استراتژی های اولویت بندی، ادغام گردیدند؛ در انتها به وسیله نرم افزارGIS و استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شهرستان ایلام، نسبت به سایر شهرستان ها از امتیاز بیشتری برخوردار است و شهرستان های دهلران، چرداول و ... در رده های بعدی قرار دارند.
احیای مجدد بافت های فرسوده به منظور ارتقای کیفیت آن ها امری حیاتی است، اما در گام نخست، ارزیابی میزان پایداری این محله ها به منظور سنجش فاصله آن ها از الگوی توسعه پایدار محله ای ضروری به نظر می رسد. بر همین مبنا پژوهش حاضر باهدف ارزیابی میزان فاصله محله های بافت فرسوده پیرانشهر از سطح پایداری به نگارش درآمده است. پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی می باشد. روش جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه بوده و بدین ترتیب داده ها از جامعه آماری تحقیق (378 خانوار) به روش نمونه گیری تصادفی گردآوری گردید و با استفاده از مدل الکتره، وضعیت پایداری محله ها مشخص شد که نتایج بدین صورت می باشد: محله «سید قطب» به عنوان «محله بافاصله نسبتاً کم از سطح پایداری»، محله های ملارضا و زرگتن بافاصله متوسط، قپان بافاصله زیاد، دولی گراو، قیزقپان، کهنه خانه بافاصله نسبتاً زیاد و کانی کهنه خانه نیز در فاصله بسیار زیاد از سطح پایداری قرار دارند. از دلایل قرارگیری محله سید قطب در فاصله نسبتاً کم از سطح پایداری، می توان به موقعیت مناسب محله در جوار مرکز شهر، سهولت دسترسی به خدمات عمومی، روند مناسب نوسازی و توجه مدیریت شهری اشاره کرد که شاخص های دیگرِ پایداری را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. از ویژگی های محله های بافاصله زیاد نیز وجود جمعیت غیربومی، درصد اشتغال بالای جمعیت در مشاغل غیررسمی، روند نامناسب نوسازی، ارزش نسبتاً پایین زمین، دسترسی نامناسب به کاربری های خدماتی و کم توجهی مدیریت شهری می باشد. همچنین ازلحاظ برخورداریِ محله ها از شاخص های پایداری، «بیش ترین نابرابری» متعلق به شاخص «دسترسی» و کم ترین نابرابری مربوط به شاخص «تعلق» بوده است.
کیفیت زندگی، مفهومی برای نشان دادن میزان رضایت فرد از زندگی و به عبارتی معیاری برای تعیین رضایت و نارضایتی افراد و گروه ها از ابعاد مختلف زندگی است. این ابعاد، زمینه های تغذیه ای، آموزشی، بهداشت، امنیت و اوقات فراغت را شامل می شود. از سوی دیگر، امروزه در ادبیات برنامه ریزی توسعه، مباحث کیفیت زندگی به عنوان یک اصل اساسی، پیوسته مورد نظر برنامه ریزان و مدیران توسعه است. با این توصیف، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام شده در شهر یزد و بررسی ارتباط میان شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام شده در شهر یزد، درصدد پاسخگویی به این پرسش هاست که میزان کیفیت زندگی، از نظر جامعة نمونه در دو محلة خیرآباد و عیش آباد چگونه است و آیا بین شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در دو محلة مورد مطالعه رابطه وجود دارد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه و فرم برداشت میدانی، از دو روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون T، آزمون U مان ویتنی و آزمون خی دو) در نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعة آماری این پژوهش، دو روستای ادغام شده در شهر یزد (خیرآباد و عیش آباد) با جمعیت 11054 نفر است که در این بین، 370 نفر به عنوان نمونه درنظر گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که براساس دیدگاه جامعة نمونه، به طور کلی، میزان رضایت در همة ابعاد مورد بررسی، کیفیت زندگی (اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی) پایین تر از حد متوسط ارزیابی شده است و تنها در تعدادی از گویه ها، از جمله امنیت اماکن عمومی، میزان وقت آزاد، تسهیلات مناسب منزل و وضعیت زیرساخت ها، میزان رضایت ساکنان تا حدودی بالاتر از متوسط ارزیابی شده است. همچنین براساس نتایج آزمون کای اسکویر، بین شاخص های ذهنی و عینی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام شده در شهر یزد رابطه ای وجود ندارد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه سبک دلبستگی و کمال گرایی با کیفیت دوستی دانشجویان در سن ورود به بزرگسالی انجام شد. روش این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی بود و نمونه ای 260 نفری از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های تهران به روش تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های دوستی،- کمال گرایی و مقیاس دلبستگی بزرگسال مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش های تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین کیفیت دوستی با سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی رابطه مثبت معنادار و با سبک دلبستگی دوسوگرا رابطه منفی معنادار وجود دارد. از سوی دیگر، بین کیفیت دوستی با کمال گرایی کل وکمال گرایی منفی رابطه منفی معنادار و با کمال گرایی مثبت رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین بین کمال گرایی کل با سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی رابطه منفی معنادار و با سبک دلبستگی دوسوگرا رابطه مثبت معنادار وجود دارد. به ترتیب متغیرهای سبک دلبستگی دوسوگرا، کمال گرایی منفی به شکل معکوس و سبک دلبستگی اجتنابی و کمال گرایی مثبت به شکل مستقیم نقش مهم و معناداری در پیش بینی کیفیت دوستی دارند. با توجه به این به نظر می رسد که کمال گرایی و سبک دلبستگی مولفه های تأثیرگذاری در پیش بینی کیفیت دوستی فرد باشند.
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) مقیاس نیاز به شناخت در میان دانش آموزان پایه سوم دبیرستان انجام شد. روش: برای این منظور 392 نفر (168 پسر و 224 دختر) از دانش آموزان پایه سوم دبیرستان های شهر شیراز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه خود گزارشی نیاز به شناخت (NCS) کاچیوپو و همکاران پاسخ دادند. برای بررسی روایی سازه این مقیاس از روش تحلیل عاملی تأییدی و همسانی درونی و برای بررسی پایایی مقیاس ضریب آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: به طور کلی مشخصه های برازندگی مدل تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش مناسب داده های پژوهش با ساختار عاملی مقیاس نیاز به شناخت می باشد. همچنین روش همسانی درونی نیز بیانگر روایی سازه این مقیاس است. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده نیز بیانگر ثبات اندازه گیری مقیاس نیاز به شناخت می باشد. نتیجه گیری: بر مبنای این نتایج می توان مقیاس نیاز به شناخت کاچیوپو و همکاران را به عنوان یک ابزار اندازه گیری مناسب در پژوهش های مربوط به دانش آموزان دبیرستانی مورد استفاده قرار داد.
یکی از فرایندهای عمده در واژه سازی، اختصارسازی است که در آن یک حرف یا مجموعه ای از حروف جایگزین یک کلمه یا عبارتی طولانی می شود. انگیزة اصلی اختصارسازی را می توان اصل کم کوشی معرفی کرد که بر اساس آن انسان می کوشد با صرف کمترین انرژی بیشترین حجم اطلاعات را انتقال دهد. در این پژوهش، ساختمان و بسامد کلمات اختصاری در چهار زبان فارسی، انگلیسی، عربی و ترکی بررسی شده است. ابتدا وبگاه های اینترنتی چهار کشور جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحدة آمریکا، مصر و ترکیه در شش حوزة خبر، سیاست، ورزش، تجارت، علوم و فرهنگ در نظر گرفته شده و برخی متون آنها به طور تصادفی انتخاب شده است. علت انتخاب وبگاه های اینترنتی این است که متون درج شده در این رسانه به طور معمول در صفحة نمایشگر به نمایش درمی آید و استفاده از کلمات اختصاری باعث صرفه جویی در فضای مجازی می شود. متون انتخاب شده برای هر زبان شامل 60000 واژه می باشد و کل پیکره 240000 واژه را دربرمی گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که زبان انگلیسی از نظر تعداد کلمه (نوع) و نیز بسامد تکرار کلمات اختصاری در جایگاه نخست است و ترکی، فارسی و عربی در رتبه های بعدی قرار می گیرند. بررسی ساختار درونی کلمات اختصاری نیز نشان می دهد که بیش از نیمی از کلمات اختصاری پیکره سه حرفی هستند. تأمل در دو عامل الفبا و ملاحظات رده شناختی چهار زبان مورد بررسی نیز نشان می دهد که عامل الفبا و خط نقش مهم تری در گرایش اهل زبان به ساخت و کاربرد کلمات اختصاری ایفا می کند.
بحران اجتماعى مفهومى امروزین است که در ادبیات علوم اجتماعى معاصر تولید گردیده و نمى توان معادل عینى براى این مفهوم در قرآن کریم یافت؛ ازاین رو، به منظور دستیابى به تعریف قرآنى از آن، مفاهیم قرآنى معادل بحران را یافته و در یک پویش تحلیلى، واژگان مرتبط را تحلیل نموده ایم. روش انتخاب واژگان قرآنى بر اساس دو ملاک است: حوزه معنایى مشابه و مصادیق خارجى مشترک. این روش نوعى نگاه معناشناسانه ایزوتسویى به منظور فهم مفاهیم قرآن کریم است. دوازده واژه استخراج گردید و سپس در تحلیلى مفهومى با مفهوم متعارف بحران اجتماعى مقایسه و در قالب نسبت هاى منطقى چهارگانه بیان شد. بررسى تحلیلى نشان مى دهد: وقوع بحران اجتماعى امرى مطلوب نبوده و مواجهه منفعلانه با آن پذیرفته نیست؛ در دیدگاهى فعال و پویا، بحران اجتماعى طبیعت خلقت جامعه انسانى و سنت الهى است؛ بحران امتحانى حتمى محسوب و غیرمنتظره نیست و مؤمن رویارویى با آن را فرصتى براى رشد مى داند؛ بحران مفهومى دو وجهى است از فرصت و تهدید، مدیریت قرآنى بحران هاى اجتماعى رویکردى فعال است.
تحقیقات صورت گرفته بر تاریخ گذارى قرآن از سوى بلاشر نشان مى دهد که وى نیز همانند سایر خاورشناسان به روایات ترتیب نزول توجهى نداشته و براساس شاخص هاى سبک شناسى نظیر شاخص طول آیات و سور به طبقه بندى چهار دوره اى از سور قرآن براساس سه دوره مکى و یک دوره مدنى اقدام نموده است. پیش فرض او این است که با گذر رسالت، طول آیات و سور افزوده مى شده است. به طور طبیعى، این سؤال مهم جلب نظر مى کند که بلاشر با چه دلیل و توجیهى از این شاخص در تاریخ گذارى بهره برده و اصولاً اعتبار و کارایى علمى این روش تا چه اندازه است؟ این پژوهش با روش توصیفى به نقد و بررسى معیار طول در تاریخ گذارى قرآن با تأکید بر تحقیقات بلاشر پرداخته است؛ در نهایت، استثنائاتى در این بین شناسایى گردید که از میزان اعتبار شاخص طول در تاریخ گذارى کاست.
سالانه حجم عظیمی از ماسه های بادی، مناطق مسکونی و روستاها را مورد هجوم قرار می دهند. در برخی از روستاها که در مسیر حرکت ماسه ها قرار دارند، مقدار حجم رسوبات به گونه ای است که سبب دفن واحدهای مسکونی شده و روستاییان به ناچار مجبور به ترک روستاها و خانه های خود شده اند. هدف از این پژوهش حاضر با دیدگاهی جدید و کاملاً متفاوت از بقیه پژوهش ها، درواقع به دنبال آشکارسازی تغییرات فضایی - زمانی تپه های ماسه ای در منطقه ساحلی غرب زرآباد (کنارک) بوده است. پژوهش حاضر برای رسیدن به هدف ذکرشده ازلحاظ هدف کاربردی و ماهیت روش شناسی بر مبنای روش، توصیفی – تحلیلی و از طریق شیوه مطالعه کتابخانه ای- اسنادی و پیمایشی برای تحقیق در منطقه روستایی غرب زرآباد پرداخته شد. در این تحقیق برای بررسی تغییرات فضایی- زمانی تپه ماسه ای منطقه غرب زرآباد، در دوره زمانی ۲۳ ساله (۲۰۱۴-1991) از نقشه های زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای ،GPS، استفاده گردید و به وسیله روش های سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS)، و نرم افزار (ENVI) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از گسترش تپه های ماسه ای نشان می دهد که در سال 1991 تا 2014 مساحت کاربری که به نفع تپه های ماسه ای تغییر کاربری یافته اند، عبارت اند از پوشش گیاهی حدود 108/0 کیلومترمربع، رسوبات رودخانه ای 60/10 کیلومترمربع و زمین های بایر 35/264 کیلومترمربع بوده اند. همچنین بیشترین تغییر مساحت مربوط به تپه های ماسه ای بوده که در سال 1991 (25/561) کیلومترمربع بوده و در سال 2014(45/578) کیلومترمربع رسیده و رشدی معادل (198/ 17) کیلومترمربع را داشته است
وصفت بعض الأحادیث النساء بکونهن «نواقص العقول»، وقد أثارت هذه الأحادیث جدلاً محتدماً فی الأوساط العلمیة، حتی إنه کتبت حولها رسائل ماجستیر. واختلف الباحثون فی التعاطی معها؛ بین رادّ لها ومنکر لصدورها، وبین موافق لها ومذعن لنقص عقول النساء، وبین موافق لها مؤوّل لمعناها. علماً أن هذه النصوص قد وردت فی أهم المصادر الحدیثیة للفریقین، فاستقصیناها أولاً، ودرسناها من جوانب عدیدة ثانیاً، وانتهینا الی أنه لا یمکن الطعن فی صدورها، کما لا یمکن الطعن فی المقطع المشار الیه منها؛ لاستخدامه فیها بوفرة وکثرة، فلا یبقی مجال إلا البحث فی دلالتها.
وبعد دراسة معانی «العقل» فی اللغة والحدیث، وتسلیط الأضواء علی بعض جوانب الروایات المذکورة، مضافاً لملاحظة القرائن المتوفرة، انتهینا الی أن المراد بالعقل لیس هو القوة الإدراکیة، وأن المراد الجدی من هذه الروایات هو ذم غلبة النساء للرجال، لا الطعن فی قواهن الإدراکیة کما هو المفهوم منها فی الغالب. واعتمدنا فی بحثنا أسلوبی التتبع فی الکتب والتحلیل.