زمینه: برای تحقیق درخصوص روش مناسب برای پرورش مهارت تفکر انتقادی در نظام یادگیری بر خط ضروریست در ابتدا فرایند مفهوم سازی تفکر انتقادی ، درقالب بحث های همزمان و غیر همزمان مورد بررسی قرارگیرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و ارائه گزارشی از روایی سنجی و اعتباریابی مراحل منتهی به پرورش مهارت تفکر انتقادی به واسطه تبیین ساخت دهی زنجیره یادگیری مفاهیم تا بالاترین سطح و فرایند رشد مهارتهای شناختی در نظام یادگیری برخط با استفاده از مدل بحث سقراطی صورت پذیرفت.روش: برمبنای روش تحقیق طولی در طول دو ترم تحصیلی- دانشگاهی به بررسی روایی و پایایی مراحل پرورش مهارت تفکر انتقادی(بر اساس مقیاس آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا) از طریق روش بحث سقراطی وبررسی تاثیرات آن بر 42 دانشجو در محیط برخط پرداختیم.یافته ها: روایی سازه یا ارتباط بین اجزاء سازنده این مهارت و روایی عاملی در مرحله روایی سنجی و سنجش پایایی مهارت در پایان اجرای آزمون تائید شد. نتیجه گیری: بازسازی مفاهیم و پرورش مهارت تفکر انتقادی از طریق روش بحث سقراطی و با به کارگیری مشوق های مدل بحث سقراطی در فرایند پرورش این مهارت ودر محیط برخط امکانپذیر است#,
کاربست تئوری نظام ارزش گذاری خود در قالب نظریه موقعیت پذیری حقیقی/داستانی مؤلّف می تواند تأثیر چشمگیری در ارائه رویکردی نوین به تحلیل رابطه هنرمند رمان نویس و قهرمان داستانی اش داشته باشد. در این نوشتار به تحلیل سیستم ارزش های شخصیت اول رمان مردی در تاریکی اثر پل استر (۲٠٠٨) می پردازیم. بر اساس مدل سیستم ارزشی هرمنز، واحدهای معنایی و دلالت های احساسی مرتبط با آنها در روایت مؤلّف، که یک رمان نویس است، از خود در جریان داستان واقعی زندگی اش و در تقابل با قهرمانش در جهان داستانی مورد بررسی قرار می گیرند. علاوه بر این، تحقیق حاضر به انگیزه های بنیادین تحقّق نفس و برقراری ارتباط و پیوند با دیگری و در نهایت پروفایل احساسی مرتبط با آنها در روایت شخصیت اول رمان، مورد می پردازد. یافته های این مطالعه نشان داد که هنر داستان سرایی و فرآیند طرح داستان به مؤلّف کمک می کند تا به ابداع طرحی نو در خود و ترمیم ویرانه های زندگی گذشته اش بپردازد. این بررسی به درستی تأیید کرد که موقعیت منِ داستان سرا توانست به طرز مؤثّری با چالش هایی که توسط موقعیت منِ همسر و منِ پدیدآورنده جنگ به وجود آمده بود مقابله کند و چشم انداز مثبتی را برای آینده ایجاد کند.
رخدادهای گرد و غبار و تولید ذرات معلق در ارتباط مستقیم با فرآیندهای آب و هوایی و فرآیندهای زمینی هستند، از این رو در این تحقیق، به بررسی ارتباط بین داده های هواشناختی محلی و منطقه ای با غلظت ذرات معلق در ایستگاه سنندج پرداخته شده است. همچنین با استفاده از شاخص ذرات معلق استخراج شده از مدلDREAM و گزارش های ایستگاه هواشناسی سنندج و نیز داده های هواشناختی منطقه ای (داده های هواشناسی در خاورمیانه) از طریق بررسی نقشه های سینوپتیک ترازهای مختلف جوی و تصاویر ماهواره ای مودیس، سیستم های انتقال گرد و غبار به داخل استان کردستان مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحلیل همبستگی میانگین دمای ماهیانه با شاخص ذرات معلق نشان داد که همبستگی مستقیمی بین این دو پارامتر وجود دارد، به طوری که در دوره مطالعه، بیشترین میزان ذرات معلق، مربوط به ماه های می تا جولای بوده است. همچنین یک همبستگی معکوس بین میانگین رطوبت نسبی ماهیانه و شاخص ذرات معلق دیده می شود. نتایج کلی در این تحقیق، حاکی از ورود منطقه به یک روند خشکی زیست محیطی در سال های اخیر است. در واقع می توان گفت کمبود بارندگی و رطوبت هوا همراه با الگوهای فصلی باد در منطقه ی خاورمیانه، شرایط آلودگی ذرات معلق را در سنندج، به ویژه در فصل های گرم سال، ایجاد کرده اند.
یکی از مباحثی که اخیراً در حوزه فقه و حقوق کیفری مورد نزاع و اختلاف قرار گرفته است مشروعیت یا عدم مشروعیت اجرای مجدّد حکم اعدام تعزیری می باشد. اعدام تعزیری یکی از اقسام مجازات های سالب حیات است که از ناحیه حاکم تعیین می شود. اعدام تعزیری مجدّد در جایی مطرح است که وقتی مجرمی به اعدام تعزیری محکوم گشته و تمامی مقدمات و تشریفات اعدام هم نسبت به آن اعمال، و حکم قانون یعنی اعدام هم در باره او بدون هیچ گونه شک و شبهه ای اجرا شده باشد و پزشک قانونی هم سلب حیات محکوم را تأیید کرده و واقعاً اطمینان پیدا کند که هیچ گونه علایم حیاتی ندارد؛ آنگاه بزهکار بعد از اجرای حکم به طور نادر و خاص به حیات برگشته باشد؛ بدون این که تعمد یا تخلف یا قصوری در اجرا و تأیید آن صورت گرفته باشد در این حال آیا باید اجرای اعدام تکرار گردد یا خیر؟ دو نظریه: ضرورت تکرار اجرای اعدام، و عدم تکرار اجرای اعدام ابراز شده است. تلاش نگارنده، بررسی موضوع با نگرش فقهی و اصولی بوده و دستاورد پژوهشی نویسنده این است که: اولاً- با فرض پذیرش اعدام تعزیری در مبانی فقهی، اجرای مجدّد حکم اعدام، از مستند معتبر شرعی و قانونی برخوردار نیست، ثانیاً- ادله شرعی همچون قاعده درء الحد، اصل رعایت کرامت انسانی و قاعده حفظ دماء و نفوس، نافی مشروعیت آن است.
این تحقیق پیرامون بررسی ارتباط ابعاد مختلف اعتماد سازمانی با رضایت شغلی کارکنان صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق کارکنان یکی از سازمان های دولتی در استان مازندران می باشد و نمونه آماری از 218 کارمند ارشد و جزء این سازمان تشکیل می شود. جهت بررسی اعتماد سازمانی از مدل الونن و همکاران و برای بررسی رضایت شغلی از مدل اسمیت و همکاران استفاده شده است. برای تجزیه تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از آزمون رتبه بندی فریدمن و همبستگی اسپیرمن بهره گرفته شده است. پژوهش حاضر از یک فریضه اصلی و سه فریضه فرعی تشکیل شده است. با توجه به نتایج حاصل از فرضیه اصلی تحقیق مشخص شده در این سازمان میان اعتماد سازمانی و رضایت شغلی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. به علاوه نتایج حاصل از فرضیات فرعی تحقیق نشان دهنده این بود که در این سازمان میان ابعاد مختلف اعتماد سازمانی (اعتماد افقی، عمودی و نهادی) و رضایت شغلی رابطه مثبت و معناداری بر قرار است. همچنین نتایج نشان میدهد که همه ابعاد اعتماد سازمانی با یکدیگر و با همه وجوه رضایت شغلی ارتباطی مثبت و معنادار دارند.
در نهاد کیفری اسلام، برای هر جرمی کیفری نهاده شده که بر اصل برقراری تناسب میان کیفر و جرم مبتنی شده است. قتل به عنوان یکی از جرائم مستوجب قصاص، گاه توسط یک نفر و گاهی نیز به صورت گروهی انجام می شود. صرفنظر از حکم قصاص یا اخذ به دیه و یا عفو، در ازای جرم قتلی که توسط یک نفر انجام می شود،کیفر جرم قتلی هم که مرتکبین آن دو یا چند نفر باشند – مطابق متون فقهی شیعه- قصاص است؛ اما اگر ولیّ دم خواهان قصاص همه قاتلین باشد، دیه مازاد بر جنایت هر شخص را باید بپردازد. فقیهان شیعه برای این حکم از هر چهار منبع اجتهاد کتاب، سنت، عقل و اجماع سود جسته اند. برآیند مقاله حاضر ضمن نارساخواندن ادله قرآنی و روایی حکم مذکور، آن است که اولیای دم نمی توانند همه کسانی را که در ارتکاب قتل مشارکت داشته اند قصاص کنند، زیرا چنین کاری، مصداق بارز «اسراف در قتل» بوده که خداوند از آن نهی فرموده است، بلکه باید یکی از شریکان را برای قصاص برگزیده، و سایر شریکان، دیه مازاد بر جنایتشان را به شخص قصاص شونده بپردازند. همچنین قاعده احتیاط در دماء، پشتیبان این دیدگاه است.
نظم نمادین ساحت مرگ ابژه هاست. دال و نماد با مرگ گره خورده اند. با طلوع دال ها، مدلول ها غروب می کنند و خرسندی های پیشانمادین از زندگی بشر رخت برمی بندند و نگاه سنگین و خیره ای بر زندگی حاکم می گردد که سوژه را از ذاتی ترین بخش وجودی خود محروم می کند. اما نظم نمادین خود پیرامون یک هسته تروماتیک برساخته شده است؛ پیرامون چیزی که از نمادینه شدن می گریزد. رانه مرگ در روان کاوی نوفرویدی لاکان عنصری است انقلابی که نظم نمادین را مختل می کند. بوف کور رانه مرگ است؛ نظم نمادین در بوف کور به دیده تردید می نگرد. راوی بوف کور مازادی است که تن به دام دال های نظم نمادین نمی سپارد. بوگام داسی، دختر اثیری و لکاته استعاره و تجسمی از خوشی هایی هستند که در نظم نمادین از راوی دریغ شده اند. این فقدان و محرومیت راوی را به جستجو و تکرار خوشی ها و ابژه های از دست رفته برمی انگیزد. این مقاله تلاش می کند با استفاده از تلقی ژاک لاکان از رانه مرگ، اصرار راوی بوف کور را در شکستن ممنوعیت های نظم نمادین مورد بررسی قرار دهد تا نشان دهد که بوف کور برخلاف نظر بعضی از منتقدان اثری منفعل نیست.
مطالعات صورت گرفته در سال های اخیر نشان داده اند روابط قیمت های مکانی به دلیل وجود هزینه های مبادلاتی ممکن است غیرخطی باشد لذا مطالعه حاضر با هدف آزمون قانون قیمت واحد (LOP) در بازار تخم مرغ بین استان های شمالغرب کشور شامل آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و تهران تحت روابط غیرخطی و با استفاده از داده های روزانه قیمت خرده فروشی تخم مرغ طی سال های 92-1385 صورت گرفته است. در ابتدا جهت اطمینان از غیرخطی بودن رابطه بین سری قیمت ها از آزمون های لوکنن وهمکارن (20) و BDS بهره گرفته شد. نتیجه هر دو آزمون وجود رابطه غیرخطی بین سری های مذکور را تایید کردند. در نتیجه از رهیافت پیشنهادی امنوئیلیدس و فوسکیس (8) که یک رگرسیون کمکی برای مدل ESTAR می باشد، برای آزمون قانون قیمت واحد (LOP) تحت روابط غیرغطی قیمت ها در بازار تخم مرغ در استان های مذکور استفاده شد. نتایج بدست آمده بیان می کنند که بازارهای مذکور برای محصول تخم مرغ بخوبی پیوسته هستند و LOP در تمامی جفت های بازار برقرار است و بجز دو استان تهران-اردبیل که رابطه LOP ضعیف بین آنها برقرار بوده در بقیه استان ها رابطه LOP قوی برقرار می باشد. در نتیجه می توان بازارهای این استان ها را به عنوان یک بازار تلقی نمود. بنابراین دولت هرگونه سیاستی را در هریک از این استان ها اجرا کند آثار این سیاست به طور کامل به استان های دیگر نیز منتقل شده و رفاه تولیدکنندگان و مصرف کنندگان این استان ها را تحت تاثیر قرار می دهد. لذا توصیه می گردد سیاستگذاران و برنامه ریزان یک نگاه کلی به قضیه داشته باشند و با توجه به پیوستگی بازارها و انتقالات قیمتی بین این بازارها برنامه خود را به صورت منطقه ای اتخاذ نمایند.
اغلب تصور می شد که کشورهای برخوردار از منابع طبیعی فراوان فرآیند رشد و توسعه را در مقایسه با دیگر کشورها با شتاب بیشتری طی کنند. اما نتایج تجربی نشان دهنده ی موفقیت کشورهایی بود که از نظر منابع طبیعی فقیر محسوب می شدند. بنابراین، تأثیرات متناقض منابع طبیعی در کشورهای مختلف دانشمندان را بر آن داشت که به مطالعه درباره ی رابطه ی میان فراوانی منابع طبیعی و ابعاد مختلف توسعه بپردازند. بدین منظور با استفاده از رهیافت داده های تابلویی ، تأثیر فراوانی منابع نفتی و توسعه ی انسانی در 20 کشور منتخب صادرکننده ی نفت طی سال های 2002 تا 2012 مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که شاخص های درآمد ناشی از صادرات نفت و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، برخلاف متغیر بحران مالی جهانی ، رابطه ی مثبت و معنی داری با شاخص توسعه ی انسانی دارد. هم چنین متغیر مربوط به کیفیت حکمرانی هیچ گونه تأثیر معنی داری بر شاخص مذکور ندارد.
پژوهش با هدف بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران با رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان سازمان های ورزشی و ارائه مدل انجام شد. پژوهش همبستگی بود که به صورت میدانی انجام گردید. از میان200 نفر از مدیران ورزشی استان اصفهان نمونه ای با حجم 132 نفر با روش تصادفی طبقه ای بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مهارت های ارتباطی بارثون(1990)، رضایت شغلی شکرکن (1383) و تعهد سازمانی آلن و می یر (1991)با پایایی به ترتیب (81/0، 89/0 و 85/0) استفاده شد. از آزمون های پیرسون برای همبستگی بین متغیرها و تحلیل مسیر برای روابط علی بین متغیرها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده شد. بر اساس نتایج آزمون t بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب متغییرهای اصلی تحقیق در بین نمونه آماری تفاوت وجود داشت. بین مهارت های ارتباطی با رضایت شغلی (448/0=r) وتعهد سازمانی (371/0=r) و نیز بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی (469/0=r) ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. در نهایت نتایج آزمون مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که ارائه مدل رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران با رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان سازمان های ورزشی از نیکویی برازش مناسبی برخوردار است. به طور کلی می توان گفت مهارت های ارتباطی به عنوان یکی از مهارت های اساسی مدیران می تواند بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی از متغیرهای سازمانی تاثیرگذار باشد، لذا در سازمانهای ورزشی در فرایند بکارگیری افراد در پستهای مختلف مهارتهای بنیادی ارتباطی افراد به عنوان عاملی اثر گذار بر فرایندهای سازمانی مد نظر متولیان قرار گیرد.
This paper argues that we will never get rid of the extremist mentality unless the dualist view prevails and is taught as part of the educational system. The dualist view takes account of both sides of an argument whereas the extremist view promotes one side unequivocally without considering the merits of the opposing view. The merits of the dualist view can be taught in schools so that everyone learns to recognise that mentality when it is evident not only in other people’s behaviour but also in their own thinking about things. The dualist view is a flexible one involving trial-and-error processes as we work our way through life. That view is contrasted with the monist view that focuses on one point of view to the exclusion of all others. The extremist’s view is usually monistic and is intolerable of views that contradict or dispute their dogmatic view of things. This paper therefore examines these two contrasting views. It outlines the spectrum between monist and dualist ways of thinking, and it concludes that systematic form of dualism is possible that takes the middle way between the extremes of dogmatic and sceptical thinking. Only through dualist studies will the dualist view be more thoroughly developed, as is outlined here.
In Descartes theological writing, he promotes two jointly puzzling theses: T1) God freely creates the eternal truths (i.e. the Creation Doctrine) and T2) The eternal truths are necessarily true. According to T1 God freely chooses which propositions to make necessary, contingent and possible. However the Creation Doctrine makes the acceptance of T2 tenuous for the Creation Doctrine implies that God could have acted otherwise--instantiating an entirely different set of necessary truths. Jonathan Bennett seeks to reconcile T1 and T2 by relativizing modality to human understanding. I argue that Bennett’s approach to Cartesian modality is misplaced: One does not have to resort to conceptualism about modality in order to explain the subjective language found in Descartes or to reconcile Descartes’ Creation Doctrine with the necessity of the eternal truths. After showing that Bennett’s argument implies that Descartes held the non-eternality of the eternal truths and the independence of the eternal truths from God, I show that if one understands Descartes’ use modal terms as indexed to God’s willing, then apparent contradictions vanish. In addition, I show that if one evaluates the truth value of modal propositions ‘non-bivalently’, then one can also unravel the apparent contradiction. One can reconcile Descartes’ Creation Doctrine (T1) and the necessity of the eternal truths (T2) without Bennett’s conceptualism.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هوازی در هوای آلوده به ذرات کربن سیاه بر بیان ژن TLR4 و TNF-α در موش های صحرایی نر است. به این منظور 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین توده بدنی 97/26±29/279 گرم به طور تصادفی در چهار گروه الف) کنترل، ب) تمرین هوازی، ج) آلودگی و د) آلودگی+ تمرین قرار گرفتند. از دستگاه تزریق ذرات و اتاقک (فالونک) به منظور قرارگیری حیوانات در معرض ذرات کربن سیاه با قطر کمتر از 10 میکروناستفاده شد. پروتکل تمرین هوازی با 50 درصد بیشینه سرعت هر گروه به مدت 4 هفته انجام گرفت و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و قرارگیری در معرض ذرات کربن سیاه حیوانات قربانی شدند. با استفاده از تکنیک Real time-Pcr بیان ژن TLR4 و TNF-α در بافت ریه موش ها ارزیابی شد. به منظور تعیین معنادار بودن تفاوت بین گروه ها از تحلیل واریانس چندسویه و آزمون تعقیبی LSD و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. تمرین هوازی، به کاهش بیان ژن TLR4 و TNF-α در موش های در معرض ذرات کربن سیاه منجر شد. همچنین، تمرین با کاهش معنا دار توده بدن در گروه های در معرض ذرات کربن سیاه همراه شد. چهار هفته تمرین هوازی در هوای آلوده به ذرات کربن سیاه به تعدیل عوامل التهابی TLR4 و TNF-α و توده بدن منجر می شود. به نظر می رسد این تغییرات در بخشی با کاهش خطر ابتلا به بیماری های ریوی همراه باشد.
معرفت از مهم ترین دستاوردهای بشر در مواجهه با پدیده ها و حقایق هستی است که با توانایی شناختی خویش به آن دست می یابد. در طول تاریخ فلسفه همواره این دغدغه وجود داشته است که آیا باورهای انسان از ساحت های غیرمعرفتی وی و نیز عوامل بیرونی تأثیر می پذیرد یا خیر و اگر چنین است، آیا به لحاظ معرفتی امری مقبول است یا باید عامل را از این تأثیرات آگاه کرد و او را از این تأثیر برحذر داشت. زگزبسکی، از معرفت شناسان جدید است که بیشتر با نظریه معرفت شناسی فضیلت محور شناخته می شود، وی در فرایند نظریه پردازی خود از تأثیر برخی عوامل غیرمعرفتی سخن می گوید که به مثابه بنیان معرفت به شمار می روند. عواطف و احساسات، فضایل و رذایل، اراده انسان و زمینه های اجتماعی از جمله مهم ترین این عوامل هستند که وی از آنها نام می برد و نظریه خویش را نیز بر همین موارد بنا می نهد. در مقاله به بررسی این عوامل و فرایند تأثیر آنها بر سامان یافتن معرفت می پردازیم.
هدف: تحلیل محتوای روزنامه های کثیرالانتشار اطلاعات، ایران، و جمهوری اسلامی در دوره های هشتم و نهم ریاست جمهوری اسلامی ایران از نظر انتشار مطالب مرتبط با کتاب و کتاب خوانی است.
روش: پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعة آماری، گزارش، معرفی، و نقدهای مرتبط با کتاب و کتاب خوانی در روزنامه های مورد نظر از خرداد 1380 تا مرداد 1388 (جمعاً 297 ماه و 8782 شماره) بود. ابزار مورد استفاده، کاربرگ و سیاهة وارسی بود و داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل و SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: کل مطالب منتشرشده در روزنامه های مورد بررسی در دورة هشتم ریاست جمهوری کشور 70 مقاله، 2138 گزارش، 2553 معرفی کتاب، و 475 نقد بود. تعداد کل مطالب در دورة نهم 37 مقاله، 2164 گزارش، 2220 معرفی کتاب، و 253 نقد بود. فعالیت های فرهنگی مربوط به مقاله، گزارش، معرفی، و نقدهای مرتبط با کتاب و کتاب خوانی در دورة هشتم نسبت به دورة نهم افزایش بیشتری را نشان می دهد. روزنامة ایران با فعالیت فرهنگی 67/47 درصد در دورة هشتم نسبت به سایر روزنامه ها و نسبت به دورة نهم پیشی گرفته است.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت کتاب و کتاب خوانی در جامعه و رسالت روزنامه ها به عنوان یک رسانة عمومی و ملی، نتایج به دست آمده رضایت مند نیست، زیرا روزنامه های کثیرالانتشار باید نقش فعال و پررنگ تری نسبت به انتشار مطالب مرتبط با کتاب و کتاب خوانی داشته باشند.
هدف: شناسایی نگرش کتابداران شاغل در کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی در مورد نقش و آیندة حرفه ای خود و عوامل کلیدی مؤثر بر آن.
روش/ رویکرد پژوهش: پیمایشی- توصیفی از نوع کاربردی است. جامعة پژوهش کلیة کتابداران شاغل در بخش های مختلف کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی (80 نفر) بودند. از پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها در سه بخش عوامل درونی، بیرونی، و نگرشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و شاخص های پراکندگی همبستگی و آزمون دوجمله ای صورت گرفت.
یافته ها: از 80 نفر کتابدار شاغل در کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی تعداد 64 نفر دانش آموختة رشتة کتابداری و اطلاع رسانی بودند. میانگین اهمیت به عوامل درونی، بیرونی، و نگرشی به ترتیب 09/4، 17/3، و 07/4 در مقیاس 5 محاسبه شد. آزمون دوجمله ای با اطمینان بالا (95%) تأییدکنندة اهمیت بالای عوامل درونی، بیرونی، و نگرشی است. ضریب همبستگی، ارتباط معناداری در نقش مؤثر عوامل درونی بر نگرش مثبت کتابداران نشان داد. نکتة قابل اهمیت این است که کتابداران به خوبی از شرایط حاکم بر این رشته و ارتباط تنگاتنگ آن با فناوری های نوین اطلاع داشتند و برای انطباق با آن تلاش می کنند.
نتیجه گیری: برای پاسخگویی به نیازهای آتی کتابداران، بازنگری در ساختار تشکیلات اداری و آموزشی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی در اولویت است. این اولویت زمینه را برای ترمیم تأثیر عوامل بیرونی بر نگرش حرفه ای کتابداران نسبت به جایگاهی که در آیندة حرفه خواهند داشت فراهم می کند.
هدف: ارزیابی وضعیت اخلاق حرفه ای کتابداران کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و تأثیر آن بر عملکرد شغلی آنهاست.
روش/رویکرد پژوهش: با استفاده از پرسشنامه نظر 92 نفر از کتابداران کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی که به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند پیمایش شده است.
یافته ها: میانگین همه مؤلفه ها و عامل کلی اخلاق حرفه ای کتابداران تفاوت معناداری با میانگین نظری مؤلفه ها دارد و بالاتر از آن است؛ به جز ""ارتقای معلومات و مهارت های شغلی""، میانگین های به دست آمده برای همه مؤلفه های عملکرد کتابداران بالاتر از میانگین نظری است.
نتیجه گیری: برای ارائه هر چه بهتر خدمات، لازم است کتابداران با آموزش و تشویق، از اصول اخلاقی حرفه آگاه شوند.