مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱۰٬۳۲۱ تا ۲۱۰٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف کلی از پژوهش حاضر، شناسایی رابطه ویژگی های خانواده اولیه و کیفیت تعامل با همسالان با تاب آوری و آسیب پذیری در کودکان و نوجوانان مقیم در مراکز شبه خانواده بود. شرکت کنندگان در پژوهش شامل 100 نفر از کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده استان اصفهان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کودکان و نوجوانان (RSCA)، پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و رگرسیون، آزمون t-مستقل و تحلیل واریانس یکراهه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد متغیر های اعتماد و ارتباط پیش بینی کننده های مثبت و مدت زندگی قبلی با مادر پیش بینی کننده منفی تاب آوری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده؛ متغیر مدت زندگی قبلی با مادر پیش بینی کننده مثبت و دلبستگی به همسالان پیش بینی کننده منفی آسیب پذیری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده بودند. یافته های پژوهش حاضر، علاوه بر کمک به غنای مباحث نظری حوزه تاب آوری، با شناسایی عوامل پیش بینی کننده تاب آوری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده در حوزه خانواده و همسالان می تواند برای مراکز و سازمان های حمایتی و درمانی- خدماتی پذیرای کودکان و نوجوانان بی/ بد سرپرست تلویحات کاربردی قابل توجهی داشته باشد.
بررسی اثرات فعالیت های کارخانه ذوب مس خاتون آباد بر توسعه مناطق پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثرات فعالیت های کارخانه ذوب مس خاتون آباد بر توسعه مناطق پیرامون، انجام شد. در این پژوهش از روش علی- مقایسه ای بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل 2900 نفر از ساکنین دو منطقه در شهرستان شهربابک بودند که بر اساس جدول بارتلت، اندازه نمونه 150 نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت تصادفی ساده با انتساب متناسب انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی صوری آن تایید و پایایی آن نیز با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (773/0 - 892/0) مورد تأیید قرار گرفت و داده پردازی نیز با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. بر اساس نتایج یافته های تحقیق و با توجه به آزمون های آماری صورت گرفته در زمینه ی مقایسه وضعیت شاخص های توسعه در دو دوره قبل و بعد از تاسیس کارخانه (6 سال قبل و حال حاضر) بیانگر این مطلب است که فعالیت های کارخانه ذوب در منطقه خاتون آباد در حال حاضر بر شاخص زیست محیطی و شاخص اجتماعی-فرهنگی اثرات منفی را بر جای گذاشته است. افزون بر این، نتایج مقایسه میانگین بین دو منطقه در حال حاضر نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو منطقه مورد مطالعه از لحاظ شاخص اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی وجود داشته است، در حالی که از لحاظ شاخص اقتصادی تفاوت معنی داری بین دو منطقه نبوده است. بعلاوه، با توجه به تعیین اندازه اثر فعالیت های کارخانه ذوب مس خاتون آباد می توان بیان کرد که وجود کارخانه باعث تنزل4/6 درصدی شاخص اجتماعی- فرهنگی بهبود3/0 درصدی شاخص اقتصادی و تنزل8/13 درصدی شاخص زیست محیطی شده است.
بررسی رابطه بین جامعه پذیری اقتصادی و فرهنگ اقتصادی در بین شهروندان یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۵
196 - 228
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین جامعه پذیری اقتصادی و فرهنگ اقتصادی در بین شهروندان یزدی بالای 18 سال به روش پیمایش انجام گرفت. تعداد 383 نفر بر اساس فرمول کوکران به شیوه نمونه گیری خوشه ای گزینش شدند. از پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. از اعتبار صوری برای ارزیابی اعتبار ابزار پژوهش و از ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی آن استفاده شد که برای متغیرهای نگرش اقتصادی و رفتار اقتصادی به ترتیب برابر با 628/0 و 713/0 بود. داده های گردآوری شده از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که 70 درصد از شهروندان یزدی دارای فرهنگ اقتصادی مولد و تنها 30 درصد از آنها دارای فرهنگ اقتصادی غیرمولد بودند. همچنین رفتارهای اقتصادی با همه انواع جامعه پذیری (جامعه پذیری از طریق خانواده، جامعه پذیری از طریق دوستان و آشنایان، جامعه پذیری از طریق نظام آموزشی و جامعه پذیری از طریق رسانه های جمعی) رابطه مثبت معناداری داشت. اما بین نگرش های اقتصادی و انواع مختلف جامعه پذیری رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین دانش اقتصادی تنها با جامعه پذیری از طریق رسانه های جمعی رابطه مثبت معنادار داشت و بین فرهنگ اقتصادی و انواع جامعه پذیری رابطه مثبت معنادار وجود داشت. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که به ترتیب متغیرهای جامعه پذیری از طریق خانواده و جامعه پذیری از طریق رسانه های جمعی قادر به تبیین 7/6 درصد از واریانس متغیر فرهنگ اقتصادی بودند. واژه های کلیدی: فرهنگ اقتصادی، رفتارهای اقتصادی، نگرش های اقتصادی، دانش اقتصادی، جامعه پذیری اقتصادی
کنشگران نهادی به مثابه متولیان منفعت بر؛ مطالعه کیفی تجربه زیسته عاملان بازار مسکن مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش که به واکاوی تجربه زیسته و شناخت ادراک عاملان بازار مسکن از کنش نهادهای فعال در حوزه مسکن می پردازد، اکتشافی، کیفی، کاربردی و مقطعی (1396-1395) است. بر این اساس تحلیل نظام مند مصاحبه های عمیق با 22 نفر از فعالان حوزه مسکن در مشهد به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفته است. درنهایت پدیده مرکزی تحت عنوان «کنشگران نهادی به مثابه متولیان منفعت بر» به دست آمد. ازجمله مقوله های اصلی به دست آمده به عنوان شرایط زمینه ای می توان به «رویدادهای کلان سیاسی اقتصادی فراملّی»، «تحولات اجتماعی اقتصادی و سیاسی ملّی» و «ساختارهای حقوقی قانونی کلان در ایران» اشاره داشت؛ شرایط مداخله ای متشکل از «شفافیت یا عدم شفافیت در برآوردگرهای اقتصادی» و «رونق یا رکود بازارهای رقیب» و شرایط علّی شامل «عدم هماهنگی نهادی»، «آشفتگی در تکالیف قانونی»، «الگوی مدیریتی ناکارآمد» و «عدم تخصیص بهینه منابع مالی» بوده است. اخذ راهبردهایی همچون «مسکن به مثابه ابزار تبلیغاتی»، «تصدی گری غیرحرفه ای»، «جانب داری از طرف های ذی نفع» و «جریان دهی سیل آسای سرمایه» منجر به پیامدهایی شامل «اتلاف منابع»، «تخریب رضایت مندی اجتماعی»، «سودبری نامتقارن»، «انگیزه زدایی از عرضه کنندگان» و «اختلال در روند بازار» شده است.
واکاوی تشابه و افتراق مؤلّفه های سوررئالیسم غربی و مؤلّفه های مشابه در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۲
277 - 305
حوزههای تخصصی:
سوررئالیسم مکتبی است که در قرن بیستم در فرانسه پدیدار شد. این مکتب دارای اصولی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: رؤیا و تخیّل، نگارش خودکار، تصادف عینی، جنون و دیوانگی، امر شگفت و جادو و ... . هر چند این مکتب در اروپا مطرح شد، امّا پیشتر در میان فرهنگ های دیگر نشانه هایی از آن دیده می شد. آثار عرفانی شرق از جمله عرفان ایران نمونه ای از آن است. می توان گفت نویسندگان متون صوفیه پیش از ظهور سوررئالیسم در اروپا آثار ارزشمندی با ویژگی های سوررئالیستی ارائه کرده اند. گاه بین این آثار و آثار سوررئالیستی غرب، تفاوت های عمیقی وجود دارد که از اصالت سوررئالیسم ایرانی حکایت می کند. مثنوی مولانا یکی از آثاری است که در کنار طرح اندیشه های سوررئالیستی، در مواردی تفاوت های بارزی با شاخصه ها و مفاهیم این مکتب دارد و این مقاله سعی دارد به بررسی وجوه تشابه و تمایز مفاهیم مثنوی و سوررئالیسم بپردازد. درواقع هرچند بین مثنوی و آثار سوررئالیستی شباهت هایی دیده می شود امّا تمایزاتی نیز وجود دارد که علاوه بر اثبات فرضیّه تقدّم و استقلال سوررئالیسم ایرانی، در برخی موارد، دلایلی بر برتری آن ارائه می دهد؛ تمایزاتی که در حوزه تخیّل، کرامت و جادو، حقیقت و واقعیّت و اصالت مستی بروز یافته اند.
بانوراما النقد النسوی فی روایتی "جزیره التسکع" و"الحادی الهائم" للروائیه سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۱
132 - 111
حوزههای تخصصی:
ما زال حضور المرأه فی مسار الحرکات الاجتماعیه یحظى باهتمام کبیر لدى الباحثین والمفکرین، ویعتبر نشاط المرأه الروائی فی مختلف المجتمعات الحدیثه وغیرها، من أهم مظاهر هذه الحرکات والفعالیات الاجتماعیه. ظهرت سیمین دانشور فی إیران رائده على الساحه الروائیه شأنها شأن سائر الروائیین الرواد فی تناول قضیه المرأه. یرمی الباحثون فی هذا المقال إلى الکشف عن الملامح النسویه التی ظهرت فی هاتین الروایتین بشکل ملموس أو غیر ملموس وأهم الدوافع والحوافز له. اعتمد البحث المنهج الوصفی التحلیلی فی تناوله للموضوع ومن أهم ما توصل إلیه؛ هو أن الکاتبه ومن خلال تناولها لقضیه المرأه فی ضوء النسویه، حاولت فی الواقع أن تطرح نظرتها المؤلمه للمجتمع الذکوری، متفقّده هویتها المفقوده لتصحح المعتقدات الخاطئه ازاء الجنس ذکرا کان أم أنثى، وتجد حلا للتشتت والاضطراب النفسی الذی کانت تعانی منه فی داخلها. وفی الواقع تتخذ الکاتبه من النسویه ذریعه لتکشف عن قدراتها وتثبت جدارتها فی مرحله ما بعد النسویه من خلال هاتین الروایتین والتی حسب ما توصل إلیه البحث تبدو أنها خاضت غمار الإبداع بشکل رائع وخیالی فیهما.
بررسی جایگاه نحوی بند متممی در زبان فارسی بر پایة نظریة دستور وابستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وابسته سازی متممی فرایندی است که در آن فعل به جای یکی از وابسته های اجباری خود، بند متممی می پذیرد و حذف آن بند، جمله را غیر دستوری می کند. فعل های متمم پذیر به لحاظ ساختاری، شامل فعل های ساده (مانند دانستن و گفتن)، پیشوندی (مانند واگذاشتن) و مرکب (مانند رقم زدن و آگاه کردن) هستند. پیکرة پژوهش حاضر مشتمل بر هزار جملة فارسی از کاربرد فعل های مورد پژوهش از متون داستانی فارسی معاصر است. دستور وابستگی یکی از نظریه های صورتگراست که به بررسی روابط میان هسته و وابسته و ساخت های نحوی زبان ها می پردازد. ساخت های نحوی زبان فارسی نشان می-دهد که برخی از افعال فارسی با یک جمله وارة متممی به کار می روند؛ یعنی شرط پذیرفتن بند متممی، از ویژگی های کاربردی خاص فعل جملة پایه است. پژوهش حاضر می کوشد توصیفی دقیق از بند متممی در زبان فارسی به دست دهد. در این مقاله، فرایند وابسته سازی در ساختمان جملة مرکب که در آن یک بند وابستة متممی به جملة پایه وابسته می شود، مورد بررسی قرار می گیرد . می توان گفت که این مقولة زبانی که با صورت های تصریف شدة فعل ساخته می شود، اغلب در جایگاه نحوی یکی از وابسته های اجباری فعل (نظیر: فاعل و مفعول و مفعول حرف اضافه ای) بند متممی قرار می گیرد.
پیشگیری اجتماعی از بزهکاری اطفال با تأکید بر نقش پلیس ویژه اطفال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
195 - 220
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پلیس ویژه اطفال در لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان مصوب هزار و سیصد و هشتاد و سه اشاره ولی منجر به تصویب نشد و همچنین قانون برنامه توسعه که به صورت ضمنی به موضوع پلیس ویژه اطفال پرداخته بود نیز اجرایی نشد؛ از این رو قانون آیین دادرسی کیفری مصوب هزارو سیصد و نود و دو در ماده سی و یک به ایجاد پلیس مخصوص اطفال و نوجوانان نموده و سازمان پلیس را مکلف به تشکیل آن شد؛ هدف از این پژوهش تبیین نقش پلیس ویژه اطفال در پیشگیری اجتماعی از بزهکاری آنان می باشد.
روش شناسی: این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی و به صورت کتابخانه ای از طریق فیش برداری به واکاوی پیشگیری اجتماعی از بزهکاری اطفال پرداخته است.
یافته ها و نتیجه گیری: اقدامات پلیس ویژه اطفال صرفاً جنبه پسینی و بعد از وقوع جرم ندارد، بلکه با ایجاد بستر روان شناسی – تربیتی؛ همکاری مناسب با والدین کودکان و مدیران مدارس و تعامل با مددکاران اجتماعی و سازمان های مردم نهاد منجر به اقدامات پیشگیرانه اجتماعی از بزهکاری اطفال نیز خواهد شد؛ در همین راستا شایسته است که پلیس ویژه اطفال در این زمینه سیاست جنایی افتراقی و کارآمدی را طراحی و سازماندهی نماید.
عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
53 - 84
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی دیدگاه شهروندان اراکی در رابطه با تأثیر عوامل اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی انجام شده است. در واقع هدف اصلی پژوهش حاضر «تبیین عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی» می باشد.<br /> روش: پژوهش حاضر در سطح تبیینی است که با روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان اراکی در سال 1396 بود. انتخاب نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای صورت گرفته است. تکنیک های جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که در حجم نمونه 384 نفر اجرا و برای سنجش احساس امنیت اجتماعی، از پرسشنامه استاندارد احساس امنیت، استفاده شده است.<br /> یافته ها: براساس یافته های پژوهش مؤلفه های اجتماعی تأثیرگذار بر احساس امنیت اجتماعی به ترتیب عبارت اند از: عملکرد ناجا، آگاهی اجتماعی، رضایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، پایگاه اجتماعی، مشارکت اجتماعی و منشأ اجتماعی.<br /> نتیجه گیری: پلیس ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﺑﺰار ﮐﻨﺘﺮل ﺑﯿﺮوﻧﯽ اﻓﺮاد؛ روابط و مناسبات اجتماعی نیز با افزایش آگاهی های اجتماعی؛ رفع تبعیض و بی عدالتی، فقر و فساد از جامعه که رضایت مندی اجتماعی را بهبود می بخشد؛ ﺗﺮاکﻢ ارﺗﺒﺎﻃی با بهبود اﻋﺘﻤﺎد اجتماعی؛ ایجاد شرایط به منظور جذب گرایش های مختلف به جذب در پایگاه های اجتماعی؛ ترویج و تبلیغ نقش های اجتماعی به منظور تقویت مشارکت اجتماعی؛ ﺗﻌﺪد ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎی ﻣﺸﺎرﮐﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و نیز جلوگیری از قطبی شدن هنجارها؛ تضاد هنجاری؛ ناپایداری هنجاری؛ ضعف هنجاری و بی هنجاری در جامعه در راستای منشاء اجتماعی؛ جملگی به بهبود ضریب احساس امنیت اجتماعی کمک خواهند نمود.
بررسی ساخت کلان (چارچوب فکری ) دیوان پروین اعتصامی بر اساس رویکرد زبان شناختی صورتگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
17 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مطالعه چارچوب فکری-صوری دیوان پروین اعتصامی با تکیه بر اصول یکی از شاخه های زبان شناسی است. زبان شناسی، مطالعه علمی و بررسی متنی و گفتمانی زبان است و همچون سایر علوم تقسیمات و انشعاباتی یافته که زبان شناسی کلان نیز یکی از این شاخه هاست. در این نوع بررسی ها، متن از لحاظ روابط فراجمله ای مطالعه می شود، و از این طریق، روابط میان بخش های تشکیل دهنده یک متن، و ساخت کلان (بافتار ) متن مشخص می گردد. در تحقیق حاضر، از الگوی وودبری (1987 ) – خان زاده امیری (1379 ) استفاده شده و روش تحقیق از نوع توصیفی و تحلیل محتوای کمی است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل حکایات در سطح ساخت کلان نشان داده است که در ساخت کلان دیوان پروین اعتصامی چارچوب ارائه شده در الگوی مذکور قابل تشخ یص است که الب ته برای تکمیل آن، تغی یرات و اصلاح اتی نیز صورت گرفته است. از نتایج به دست آمده در این بررسی مشخص شد که سازه پندواندرز در دیوان پروین اعتصامی محوریت دارد. از مجموع 6824 مصراع بررسی شده 2728 مصراع به سازه پندواندرز اختص اص دارد که 97/39 درصد از کل مصراع ها را شامل می شود. بنا براین سازه پندواندرز، سازه محوری و اصلی در ساخت کلان دیوان پروین اعتصامی تلقی می شود که این موضوع خود نشان دهنده ماهیت تعلیمی اثر مذکور است.<br /> <strong> </strong>
کارکرد تخیل در تقویم عینیت از منظر کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال بیستم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
143 - 164
حوزههای تخصصی:
کانت معتقد است که یکی از اساسی ترین کارکردهای تخیّل، فراهم آوردن عینیت است. نقش تخیّل در تقویم عینیت هم شامل احکام متعیّن شناختی مربوط به فاهمه است و هم شامل احکام تأملی زیبایی شناختی. او همواره تخیّل را در ارتباط با اموری همچون فاهمه و خودادراکی نفسانی و شهودهای محض، یا حسِّ مشترک و حکم تأملی قرار می دهد. تخیّل در ارتباط با دیگر قوای شناسایی همواره نقش محوری داشته است. این نقش را به سادگی می توان امکان تقویم عینیت دانست. این نوشتار در گام نخست، به مسئله چگونگی تأمین عینیت از سوی تخیّل در همکاری اش با فاهمه - در نقد عقل محض - خواهد پرداخت و سپس به این سؤال خواهد پرداخت که تخیّل چگونه در اتّحاد با حس مشترک و عمل تأمل مطرح شده در نقد قوه حکم فراهم آورنده مرجعی عینی برای آنهاست؛ به گونه ای که بدون آن امکان اعتبار همگانی برای احکام ذوقی۔ زیبایی شناختی از دست خواهد رفت.
تحلیل انتقادی استدلال «عدم تفاوت مربوط» در دفاع از حقوق هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال بیستم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
165 - 190
حوزههای تخصصی:
پرسش های فلسفی نوظهور درباره جایگاه اخلاقی و حقوق هویات دارای هوش مصنوعی فراوان است؛ پرسش هایی نظیر این که آیا می توان چنین هویاتی را دارای مسئولیت اخلاقی و همچنین حقوق ویژه دانست. اخیراً، اریک شویتسگبل، فیلسوف ذهن معاصر، با طرح استدلالی جدید کوشیده است از امکان حقوق یکسان هوش مصنوعی و انسان در یک آینده فرضی دفاع کند. من در این نوشتار، پس از توضیحاتی مقدماتی، اصل استدلال را تقریر و تحلیل می کنم. سپس به چهار نقد مختلف در برابر این استدلال که شویتسگبل طرح و رد کرده، می پردازم و در نهایت، دو نقد جدید را در برابر این استدلال طرح و ارائه خواهم کرد. به نظر من اگرچه استدلال مزبور، با توجه به دو نقد من و نقدهای احتمالی دیگران قانع کننده نیست، یا دست کم نیاز به اصلاحیه هایی دارد، اما از جذابیت و پرسش برانگیزی خوبی برخوردار است و می تواند دریچه ای جدید به روی پرسش ها و پژوهش های بعدی بگشاید.
Muslim Logicians on Quantification of Predicate vs. Hamilton’s View(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
According to Muslim logicians, the quantifier, in categorical logic, shows the quantity of the individuals of the subject in a statement; so its place is before the subject. Hence, if it comes before the predicate there arises some deviation in the main form of the statement, and such a statement is called a "deviant statement" (al-qaḍiyah al-munḥarifah). In modern logic, by contrast, the main characteristic of a predicate is being general or unsaturated and since a predicate has a propositional function, i.e. has free variables (or arguments), it can or should be quantified; hence, putting the quantifier before the predicate is consistent with the conditions and rules on constructing a well formed statement. Among contemporary logicians Hamilton is famous for his claim that predicates should also be quantified just like subjects. The viewpoints of Muslim and modern logicians, concerning the place of the quantifier in a statement, seems to be conflicted. Among Muslim logicians, Avicenna is the one who considers no problem in using such statements, although he calls them “deviant”, and gives an explanation and analysis for them. In this paper, I have examined these views and shown that the conflict may be superfluous if Muslim logicians’ approach to predicates is extensional, which, of course, can hardly be attributed to them<em>.</em>
چارچوب های معرفتی- روشی نواندیشی اسلامی در نگرش به حقوق سیاسی و اجتماعی زنان (مورد مطالعه محسن کدیور و محمد مجتهد شبستری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول بیش از هزار سال، برداشت سنّتی از اسلام با تکیه بر میراث کهن و سِتَبر دینی، سیما، هویت و حقوق زنان را در جوامع اسلامی حول مفاهیم نابرابری ذاتی بین زن و مرد، تأکید بر نقش طبیعی زنان و بدبینی نسبت به حضور آنان در عرصه اجتماع و سیاست تفسیر نموده است. تغییرات سریع در شرایط زیست جوامع اسلامینیازها و خواسته های جدیدی را طرح نموده که چارچوبه معرفتی- روشی و نیز سازوکارهای مورد استفاده این خوانش از اسلام، تکافوی پاسخگوئی به این نیازها را ندارد و نمی تواند گِرهی از مشکلات و نیازهای روزافزون زنان باز نماید و گشایشی در تلائم حقوق آنان با موازین حقوق بشر جدید ایجاد کند. در پی این ناکامی و به دنبال بحران هویتی که جوامع اسلامی در نتیجه رویاروئی با مدرنیته غربی به آن گرفتار شدند، گروهی از نواندیشان مسلمان با تمسّک به مبانی اسلامی و متأثر از جنبه های مثبت تجدّد غربی، دست اندرکار بازتفسیر اصول و احکام شرع شدند و خوانش جدیدی از اسلام را در قالب اصلاح و احیاء فکر دینی ارائه نمودند. این مقاله در پی آن است که دریابد سیما، هویت و جایگاه حقوقی زنان در مبانی فکری- معرفتی نواندیشی اسلامی چگونه بازتاب یافته، چارچوبه های معرفتی آن در نگرش به حقوق سیاسی و اجتماعی زنان چه می باشد و تفاوت آن با رقیب سنّتی ا ش چیست. فرض ما بر این است که رویکرد نواندیشی اسلامی با بهره گیری از دستاوردهای معرفتی جدید، نگاهی انسان مدارانه به زن دارد و با عبور از تقسیمات جنسیّتی، سعی دارد سیما و هویت زن را بر اساس نشانه هایی چون اخلاق، عدالت، عرف گرایی، تأویل گرایی نصوص دینی و تغییر بر اساس مقتضیات زمان ترسیم نماید و این امر به صورت بالقوه توانایی لازم جهت تحول بنیادی در حقوق زنان و در تلائم با موازین جدید حقوق بشری جدید را دارد. تأکید ما در این مقاله بر آراء دو نفر از نواندیشان مسلمان ایرانی معاصر، یعنی محمد مجتهدشبستری و محسن کدیور است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و اسنادی است و گردآوری داده ها به شیوه فیش برداری از اسناد، کتب، مقالات و سایت های اینترنتی صورت گرفته و سعی شده در تحلیل داده ها از روش هرمنوتیکی تلفیقی متن گرا و زمینه گرا استفاده شود.
الگویابی ساختار قدرت در بین کشورهای عضو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از عوامل اساسی در تعیین سطح قدرت ملی کشورها، محاسبه وزن ژئوپلیتیکی آن ها است. چنانچه کشورهای یک منطقه جغرافیایی، فعالیت های خود را در قالب سازمانی منطقه ای تعریف کنند؛ الگوی روابط آن ها تابع وزن ژئوپلیتیکی در سازمان منطقه ای تعریف می شود. اکو سازمانی منطقه ای است که با هدف های اقتصادی تشکیل شد. یکی از متغیرهای تأثیرگذار در روابط کشورهای عضو این سازمان، وزن ژئوپلیتیکی آن ها است که به عنوان مسئله این پژوهش بررسی می شود. ب ر ای ن اس اس، پ س از بررس ی متغیرها و شاخص های مختلف، 127 متغیر ب ر اس اس روش تحلی ل آماری انتخ اب و در قالب شش عامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی اجتماعی، س رزمینی، نظ امی و علمی دسته بندی شده اند. محاسبه مجموعه امتیازهای این عوامل، بیانگر میزان و سطح قدرت و تعیین جایگاه کشورهای عضو آن در سطوح مختلف محلی، منطقه ای و ساختاری است. با جمع امتی از عامل ه ای شش گانه، امتیاز نهایی این کشورها به دست آمد که نشان دهنده قدرت ملی آن ها است. سپس با توجه به می زان ق درت مل ی و وزن ژئوپلیتیکی کشورهای عضو سازمان اکو، ساختار قدرت منطقه ای ترس یم و جایگ اه و رتب ه ه ر ک شور در ای ن ساختار مشخص شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که قدرت های درجه اول در سطح منطقه ای ترکیه و ایران، قدرت های درجه دوم قدرت های فرعی منطقه ای قزاقستان و پاکستان، قدرت های درجه سوم ازبکستان، ترکمنستان، افغانستان و جمهوری آذربایجان، قدرت های سطح چهارم تاجیکستان و قرقیزستان، قدرت های ملی ضعیف شده اند که در سطح ملی با مسائلی رو به رو هستند.
گذری و نظری بر برخی ترجمه های متون دینی شیعۀ امامیه به زبان انگلیسی: ضرورت ها و مواردی از نقد ترجمه های منتشر شده
حوزههای تخصصی:
ترجمۀ متون اسلامی و به ویژه شیعی از زبان های شرقی به زبان انگلیسی ضرورتی انکارناپذیر برای نشر و تبیین معارف اسلامی در جهان است. گستراندن این معلومات دینی برای مسلمانان جهان از اولویت برخوردار بوده و پس از آن معرفی اسلام و آموزه های آن به دیگر مناطق جغرافیایی دینی مطرح می شود. از سوی دیگر، برخی از اشخاص و یا مؤسسات اقدام به ترجمه و نشر کتاب های اسلامی به زبان انگلیسی می کنند. اما همۀ این ترجمه ها از کیفیت بالای آکادمیک انگلیسی برخوردار نبوده و گاه بازخوردهای نامناسبی را در جامعۀ هدف ایجاد می کنند. این مقاله به ایرادات موجود در این حوزه پرداخته و راهکارهایی را پیشنهاد می کند که مهم ترین آن ایجاد کردن رشتۀ تربیت مترجم متون اسلامی و به خصوص شیعی در بعضی از دانشگاه هاست.
معرفی و نقد کتاب الگوهای ساخت واژه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی وفاداری به برند، از طریق عجین شدن مشتری در جوامع برند آنلاین (موردمطالعه: کاربران اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال پنجم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۳
13 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی وفاداری به برند از طریق عجین شدن مشتریان با برند در شبکه های اجتماعی آنلاین است. در این راستا ارتباط مشتری با برند و با شبکه اجتماعی را به عنوان پیش نیازهای عجین شدن با برند در فضای مجازی لحاظ کرده ایم؛ همچنین سه بعد عجین شدن شناختی، عاطفی و رفتاری مشتریان را موردبررسی قراردادیم. موردمطالعه این پژوهش، کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و جامعه آماری آن، کلیه دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس که در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال می باشند و برندی را دنبال کرده و از آن خرید کرده اند، هستند . نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده ها توصیف ی- پیمایشی است. پس از مطالعه ادبیات مرتبط با موضوع پژوهش، پرسشنامه استاندارد تهیه و به دو صورت الکترونیکی و چاپ شده در میان اعضای جامعه آماری توزیع گردید و درنهایت ۳۷۰ عدد از پاسخ های دریافت شده، به عنوان نمونه برای تجزیه وتحلیل استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شده است. نتایج فرضیه ارتباط مشتریان- برند بر عجین شدن مشتریان با برند نشان داد که هرچه مشتریان رضایت، اعتماد و احساس هویت بیشتری نسبت به برند داشته باشند، به طور فزاینده ای با برند در شبکه اجتماعی عجین خواهند شد. همچنین تأثیر مثبت ارتباط مشتریان با شبکه اجتماعی بر عجین شدن مشتریان با برند در شبکه های اجتماعی تأیید شد. درنهایت، نتایج نشان داد که عجین شدن مشتریان با برند در شبکه اجتماعی آنلاین بر وفاداری مشتریان به برند تأثیر مثبت و مستقیم دارد.
اصول و روش های تربیتی مسئولیت پذیری در آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت پذیری از آموزه های مهم ادیان الهی به ویژه دین اسلام است. دامنه مسئولیت پذیری در اسلام حوزه وسیعی را شامل می شود. یک انسان مسلمان، در قبال خدا، خود، جامعه و محیط زیست مسئول معرفی شده است. برهمین اساس، این پژوهش به بررسی حیطه ها، اصول و روش های ترویج مسئولیت پذیری در آموزه های اسلامی اختصاص یافته است. برای این کار، ابتدا مسئولیت پذیری به عنوان یک هدف میانی به چهار قلمرو: مسئولیت پذیری در برابر خداوند، خود، جامعه و محیط زیست بخش گردید و به کمک الگوی فرانکنا- روش قیاسی - اصول و روش های تربیتی برای هر قلمرو استنتاج شده است. در این تحقیق از روش تحلیلی و استنتاجی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل منابع دست اول چون قرآن و کتب احادیث بوده است و به فراخور نیاز از منابع دست دوم نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقق مسئولیت پذیری در شاگردان، نیازمند وضع اصول و روش های متناسب با آنهاست. در این تحقیق متاسب با 4 حیطه مسئولیت پذیری 10 اصل و متناظر با آن 10روش تربیتی، پیشنهاد شده است.
تأملی بر نظام چینش آیات در قصص قرآنی با تأکید بر آیاتِ روایت گر طوفان نوح(ع) در سوره هود(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
155 - 174
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم از قالب روایت گری داستان ها برای بیان معارف بهره برده است. علی رغم کوشش های تفسیری فراوان، در حوزه قصص قرآنی، بررسی شیوه روایت گری خداوند در این آیات، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. چینش آیاتِ روایت گرِ طوفان نوح(ع)، در سوره هود(ع) با فرض آنکه بر اساس سیر زمانی به توصیف حوادث واقع شده در طوفان می پردازد، با تعارض هایی روبرو است. این پژوهش با پیشنهاد الگوی «رگ برگی» برای این آیات، ضابطه ای برای عدم رعایت توالی زمانی، در چینش این آیات به دست می دهد. با تفکیک جملات مربوط به دو گروه مؤمنان و کافران از یکدیگر و قرار دادن آن ها در الگوی رگ برگی، طرحی از کل وقایع ماجرای طوفان، به ترتیب زمان وقوع شکل خواهدگرفت. این نظامِ چینش آیات، ضمن آنکه می تواند در تفسیر برخی دیگر از روایت های قرآن کریم مورد توجه قرار گیرد، نخست روشن می سازد که گفتگوی میان نوح(ع) و فرزندش در آستانه برپایی طوفان انجام گرفته است و نه بعد از به حرکت در آمدن کشتی و دوم آنکه دعای نوح(ع) برای نجات فرزندش نه بعد از پایان یافتن طوفان، آن چنان که ترتیب آیات سوره هود(ع) نشان می دهد، بلکه درست پس از ربوده شدن فرزند نوح(ع) توسط امواج صورت گرفته است. همچنین مطابق این نظام، جریان یافتن مقوله «سلام»، بعد از پایان یافتن صحنه پر خطر طوفان و ناآگاهی نوح(ع) از وضعیت اعتقادی فرزند خویش، به گونه ای نو تفسیر می یابند.









