مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۴۱ تا ۳٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
459 - 485
حوزههای تخصصی:
هدف: خستگی ذهنی به عنوان یکی از عوامل شناختی تأثیرگذار، می تواند به طور شایان توجهی توانایی حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده که از مواجهه طولانی مدت با فشارهای شناختی نشئت می گیرد، ممکن است باعث کاهش تمرکز، اختلال در ارزیابی دقیق ریسک ها و ضعف در تصمیم گیری شود. در مقابل، کنترل افکار به عنوان یک توانایی شناختی، امکان مدیریت و هدایت فرایندهای ذهنی را در شرایط استرس زا فراهم می کند و می تواند در حفظ دقت و کارآمدی حسابرسان نقش مؤثری ایفا کند. از آنجا که شناسایی تقلب، یکی از مهارت های کلیدی حسابرسان در ارتقای شفافیت مالی و جلوگیری از سوءمدیریت منابع محسوب می شود، انتظار می رود که کنترل افکار توانایی حسابرسان را در محیط های کاری پُرچالش ارتقا دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی ذهنی و کنترل افکار بر توانایی حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب انجام شده است و تلاش دارد تا نقش این عوامل شناختی را در بهبود عملکرد حسابرسان در مواجهه با چالش های حرفه ای ارزیابی کند. روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا مقطعی و از نظر روش تحلیل، مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه های استاندارد گردآوری و پس از آن، تجزیه وتحلیل شدند. متغیرهای مورد مطالعه با استفاده از ابزارهای معتبر سنجش شده اند تا از روایی و پایایی داده ها اطمینان حاصل شود. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی وابسته به جامعه حسابداران رسمی در سال ۱۴۰۲ بوده است. ۱۶۶ نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند تا امکان بررسی تأثیر متغیرهای شناختی بر عملکرد حسابرسان فراهم شود. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که خستگی ذهنی، بر دقت حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب، تأثیر منفی و معناداری دارد. به بیان دیگر، افزایش خستگی ذهنی، به کاهش توانایی حسابرسان در تشخیص دقیق موارد تقلب منجر می شود. در مقابل، کنترل افکار، به عنوان یک متغیر دو سویه عمل می کند. برخی از ابعاد کنترل افکار توانسته اند به دقت حسابرسان در تشخیص تقلب کمک کنند. با این حال، برخی دیگر از ابعاد کنترل افکار، باعث کاهش عملکرد حسابرسان شده اند. این یافته ها نشان دهنده پیچیدگی های موجود در سازوکارهای شناختی مؤثر بر عملکرد حرفه ای حسابرسان و نقش چندبُعدی کنترل افکار در شناسایی نشانه های تقلب است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر بر اهمیت استراتژی های تقویت کننده کنترل افکار در حسابرسان تأکید دارد تا این افراد بتوانند اثرهای منفی خستگی ذهنی را کاهش دهند و عملکرد خود را در شناسایی تقلب بهبود بخشند. در چارچوب نظری، این یافته ها با مبانی بار شناختی هم خوانی دارد و نشان می دهد که مدیریت شناختی مناسب، می تواند دقت تصمیم گیری را افزایش دهد. از نظر عملی، با توجه به فشارهای کاری و شرایط پُرتنش حرفه حسابرسی، توسعه و اجرای برنامه های آموزشی و تمرین های شناختی، مانند راهبردهای تنظیم هیجانی و تکنیک های کاهش استرس، می تواند به افزایش توانایی کنترل افکار و حفظ کارایی حسابرسان در شرایط خستگی کمک کند. این پژوهش با شفاف سازی عوامل روان شناختی مؤثر بر قضاوت حرفه ای، برای ارتقای توانمندی های حسابرسان در حفظ یکپارچگی مالی و افزایش شفافیت سازمانی دیدگاه های کاربردی ارائه می دهد. افزون براین، نتایج مطالعه می تواند مبنایی برای پژوهش های آتی در زمینه بهبود شرایط کاری، کاهش فشارهای شناختی و تدوین سیاست های حمایتی برای بهینه سازی عملکرد حسابرسان باشد.
The Effectiveness of ACT on Negative Affect, Emotional Processing, and Psychological Hardiness in Women Experiencing Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) in reducing negative affect, improving emotional processing, and enhancing psychological hardiness in women experiencing domestic violence. Methods and Materials: A randomized controlled trial was conducted with 30 participants, divided equally into intervention and control groups. The intervention group underwent eight 90-minute ACT sessions over eight weeks, while the control group received no treatment. Outcomes were assessed at pre-intervention, post-intervention, and five-month follow-up stages using validated tools for Negative Affect, Emotional Processing, and Psychological Hardiness. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS-27. Findings: Significant improvements were observed in the intervention group across all variables. For Negative Affect, mean scores decreased from 3.52 (SD = 0.45) at pre-intervention to 2.89 (SD = 0.39) post-intervention and 2.45 (SD = 0.33) at follow-up (F(1,28) = 30.19, p = 0.001, η² = 0.52). Emotional Processing scores increased from 3.20 (SD = 0.40) to 3.80 (SD = 0.37) post-intervention and 4.25 (SD = 0.31) at follow-up (F(1,28) = 34.38, p = 0.001, η² = 0.55). Psychological Hardiness improved from 3.15 (SD = 0.38) to 3.95 (SD = 0.35) post-intervention and 4.10 (SD = 0.32) at follow-up (F(1,28) = 36.57, p = 0.001, η² = 0.58). The control group showed minimal changes across all measures. Conclusion: ACT was highly effective in reducing negative affect, improving emotional processing, and enhancing psychological hardiness in women experiencing domestic violence. The results suggest that ACT is a valuable therapeutic approach for this population, with sustained benefits over time.
رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۱۲)
133 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام این پژوهش، دو فرضیه تدوین و 138 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 8 ساله بین 1396 تا 1401 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد بین تشدید سیاست پولی (نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز و رشد اقتصادی) با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد رابطه مستقیم معناداری وجود دارد.
عوامل تأثیرگذار بر انتخاب عاملین نظارت مالی (مورد مطالعه: ذیحسابی شهرداری تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کشف برخی از مسائل مربوط به فرآیند انتخاب عاملین نظارت مالی حوزه ذیحسابی شهرداری تهران می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی با رویکرد تحلیل محتوا، پارادایم تحقیق تفسیری و روش پژوهش از منظر هدف اکتشافی می باشد. روش جمع آوری داده ها، مصاحبه بوده که با 12 نفر از قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران که در مناطق، معاونتها، مراکز، ادارات کل و واحدهای ستادی، شرکتها و سازمانهای وابسته به شهرداری تهران شاغل هستند در سال های 1402و 1403 انجام شد. مصاحبه های پژوهش طی سه مرحله رمزگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش به شکل گیری یک شبکه ارتباط مقوله ها انجامید که در این شبکه، 12مقوله اصلی در قالب پنج طبقه در ارتباط با انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران شناسایی و تبیین شد. یافته ها نشان می دهد که انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران به عواملی از قبیل: عوامل ساختاری، عوامل سازمانی، عوامل توسعه ای، تاییدیه نهادها، مراجع و سازمان های نظارتی و شایستگی و صلاحیت فردی بستگی دارد و مولفه رابطه سالاری بیشترین تاثیر را بر انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو دارد. به طور کلی لازم است در انتخاب، ارزیابی عملکرد، جابجایی و برکناری قائم مقامان ذیحساب دو به عواملی از قبیل عدالت سازمانی، رعایت بی طرفی، سیستم محوری، استقلال حرفه ای، حاکمیت شایسته سالاری و شایسته گزینی، ارزیابی روانی و روانشناختی، حمایت در برابر جابجایی و برکناری ناعادلانه، جلوگیری از رابطه سالاری، حمایت از عملکرد قانون محور، حفظ کرامت انسانی توجه شود.
الگوی گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات رضوی کودک و نوجوان به عنوان یکی از شاخه های ادبیات، نقش مهمی در تربیت و جامعه پذیری کودکان دارد که به نظر می رسد در کتب درسی و مدارس کمتر به آن پرداخته شده است و لذا آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار گسترش آن، یاری گر رسیدن به ساحت های مختلف تربیتی و کمال مطلوب در فرآیند مذکور باشد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پارادایمی گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. اطلاعات مورد نیاز از طریق نمونه گیری نظری و هدفمند با مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته با استادان دانشگاه و معلمان استان کرمانشاه گردآوری و طی سه فرآیند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش شامل 285 مفهوم اولیه، 104 مضمون فرعی و 17 مضمون اصلی است که مقوله هسته، «گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس» برساخت گردید و الگوی پارادایمی بدست آمده، شرایط و علل، عوامل و ضرورت های لازم را بازنمایی کرده و برای رسیدن به نتایج مطلوب لازم است توجه بیشتری به مؤلفه های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و استراتژی های لازم جهت بهبود این فرآیند صورت پذیرد.
راهکارهای مؤثر در کاهش چالش های رفتاری نوجوانان و ارتقای کیفیت آموزش: راهنمایی کاربردی برای معلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نوجوانی مرحله ای حساس از رشد است که با چالش های متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای کاهش این چالش ها و بهبود روابط معلم و دانش آموز انجام شده است. روش ها: این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند، منابع علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ (لاتین) و ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (فارسی) را بررسی و یافته ها را تحلیل و دسته بندی نموده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که تقویت ارتباط معلم و دانش آموز، بهره گیری از فنّاوری های نوین و تنوع در روش های تدریس از راهکارهای مؤثّر در کاهش مشکلات رفتاری و بهبود عملکرد تحصیلی نوجوانان هستند. علاوه بر این، ایجاد محیطی حمایتگر و انگیزشی در کلاس درس می تواند نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش مشارکت دانش آموزان ایفا کند. پایبندی به اخلاق حرفه ای معلمی و ایجاد تعادل میان آموزش دانش آموز محور و معلم محور از راهبردهای تقویت ارتباط معلم و دانش آموز بوده و استفاده از روش های تدریس مسئله محور، تجربی و مدل E5 نیز نقش بسزایی در بهبود تعاملات آموزشی دارند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بر اهمیت استفاده از روش های تدریس نوین، ایجاد تعامل مؤثّر میان معلم و دانش آموز و بهره گیری از فناوری های آموزشی تأکید دارد.
The Effect of Digital Story Telling on Intermediate EFL Learners’ English Reading Comprehension and Motivation
حوزههای تخصصی:
Although a wealth of research has been conducted in the field of English language teaching, the studies related to the effects of digital story telling (DST) instruction as an innovative technique for language learning have been fairly insufficient. The present research made an effort to examine the effect of using DST on Iranian EFL learners’ reading comprehension and their motivation. To address the study objectives, 40 female learners from Marefat Language Institute were recruited based on the results of an OPT as a standard test to homogenize. The participants (20 in each group) were randomly assigned into an experimental group and a control one. To measure learners’ motivation, the Motivation Questionnaire by Dörnyei and Németh (2006) and Taguchi et al. (2009) was applied. The experimental group received DST instruction based on Robin’s model (2008) and the control group received the conventional method designed by the institute. The analysis of the groups’ performance in the pre-test and post-test through an independent samples t-tests revealed that the DST group significantly outperformed the control group in both reading comprehension and motivation. This study has several implications for language teachers and syllabus designers in the classroom context.
بدفهمی های رایج از مفاهیم فیزیک عمومی؛ مطالعه موردی دانشجو-معلمان رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
207 - 234
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله شناسایی بدفهمی های دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از مفاهیم فیزیک عمومی است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است؛ ابتدا با تحلیل محتوای سرفصل های آموزش علوم، بدفهمی ها در حوزه فیزیک عمومی شناسایی شد. سپس، برای تأیید بدفهمی ها، از روش کیفی گروه کانونی (6 نفره) استفاده شد. در بخش کمی پژوهش، میزان رواج این بدفهمی ها در بین دانشجومعلمان با استفاده از یک آزمون محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری بخش کمی، دانشجومعلمان مقطع کارشناسی ورودی سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بود. نمونه ای به حجم ۳۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجومعلمان پردیس های تهران، مشهد، اصفهان، اراک، یاسوج و همدان انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که تمامی ۲۰ بدفهمی شناسایی شده، در بین دانشجومعلمان وجود دارد که برخی از آن ها رواج بالاتری دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که تعداد و شدت بدفهمی های موجود در میان دانشجومعلمان قابل توجه است و این امر ضرورت بازنگری و اصلاح برنامه های درسی تربیت معلم را برجسته می سازد.
برنامه ریزی موجودی و زمانبندی فعالیت ها در زنجیره تامین پروژه های بازسازی (مطالعه موردی: دکل حفاری سینا 1)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
9 - 38
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: بازسازی دکل حفاری نفت یکی از بهترین گزینه های جایگزین برای اجاره این تجهیز سرمایه ای است، زیرا هزینه اجاره آن، ده ها هزار دلار در روز است. این پژوهش، به زمانبندی فعالیت ها و برنامه ریزی موجودی زنجیره تامین پروژه بازسازی دکل حفاری سینا 1 می پردازد. از آنجا که سابقه انجام چنین کاری در کشور وجود ندارد، زمانبندی پروژه در شرایط عدم قطعیت فعالیت ها انجام می شود. علاوه بر این، عدم قطعیت در زمان اجرای فعالیت ها باعث ارتقای شناخت صاحبان پروژه از زمانبندی شان شده و دید گسترده تری نسبت به پروژه و فعالیت های آینده ایجاد می کند. در این مدل، هزینه های پیمانکار و تأمین کنندگان به صورت همزمان مورد توجه قرار گرفته و زمانبندی نامطمئن فعالیت ها و برنامه ریزی سفارشات به شکلی انجام می شود که هزینه کلی زنجیره به حداقل برسد.
روش: با توجه به تعداد زیاد متغیرها و محدودیت های موجود در مدل ریاضی زمان بندی فعالیت های زنجیره تأمین، مسأله مورد بررسی در دسته مسائل پیچیده NP-hard قرار می گیرد. به همین دلیل برای حل چنین مسائلی از روش های فراابتکاری استفاده می شود که در مقایسه با روش های دقیق، در زمان کمتری پاسخ های نزدیک به بهینه ارائه می دهند. در این پژوهش، از الگوریتم الکترومغناطیس به منظور حل این مسأله استفاده شده است. این الگوریتم بر روی یک پروژه واقعی (بخش پایه های دکل حفاری سینا 1) به کار گرفته شده است.
یافته ها: مدل ریاضی ارائه شده در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس در محیط نرم افزار متلب کدنویسی شده است که پارامترهای ورودی مسئله، شامل پارامترهای عمومی و پارامترهای کنترلی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس می باشد. پارامترهای عمومی مربوط به مشخصات پیمانکار، تأمین کننده، فعالیت ها، منابع و مواد مصرفی می باشند. به منظور اثبات کارایی و کارآمدی الگوریتم الکترومغناطیس طراحی شده، سه مسئله انتخاب گردید. مسئله اول شامل پنج فعالیت است، مسئله دوم در واقع همان پنج فعالیت مسئله اول اما با دو تأمین کننده می باشد، و مسئله سوم با ابعاد بزرگ تر انتخاب شد. ابتدا با استفاده از نرم افزار ایمز جواب دقیق برای مسئله به دست آمده، سپس جواب ها و زمان حل به دست آمده از الگوریتم الکترومغناطیس با آن مقایسه شد. باید به این نکته توجه کرد که با افزایش ابعاد مسئله، زمان رسیدن به جواب در نرم افزار AIMMS به صورت قابل توجهی (به صورت نمایی) افزایش می یابد. الگوریتم الکترومغناطیس ارائه شده با توجه به زمان حل، عملکرد قابل قبولی را نشان می دهد. زمان جواب الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس برای حل مسئله نمونه 115 ثانیه است ولی زمان رسیدن به جواب توسط نرم افزار دقیق ایمز حدود 747 ثانیه است. همچنین اختلاف نسبی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس نسبت به نرم افزار دقیق ایمز تقریبا یک درصد می باشد. در آخر نیز برای تحلیل حساسیت از تاثیر روش های مختلف پرداخت بر هزینه زنجیره تامین پروژه، استفاده شده است.
نتیجه گیری: در این پژوهش، مدل سازی و حل مسئله زنجیره تامین پروژه دو سطحی شامل پیمانکار و تامین کنندگان ارائه شده است که هزینه های مربوط به پروژه و موجودی برای هر دو عضو زنجیره کمینه سازی شده است. با مقایسه نتایج حاصل از روش دقیق و الگوریتم الکترومغناطیس، مشخص شد که زمان حل با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس به طور قابل توجهی کمتر از زمان حل در روش دقیق است. علاوه بر این، اختلاف نسبی کیفیت نتایج تقریباً به یک درصد محدود می شود. این موارد به خوبی نشان دهنده اثربخشی و کارآمدی الگوریتم پیشنهادی هستند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که الگوریتم الکترومغناطیس پیشنهادی برای این مساله، الگوریتمی موثر و دارای همگرایی به جواب بهینه می باشد.
قابلیت شبکه سازی و عملکرد راهبردی سازمان با انعطاف پذیری راهبردی و دوسوتوانی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
25 - 45
حوزههای تخصصی:
در محیط رقابتی متلاطم امروزی، دستیابی به عملکرد استراتژیک برای بقا و رشد شرکت های دانش بنیان در بازارهای هدف خود بسیار حائز اهمیت است. یکی از راه های دستیابی به این هدف دشوار، جذب منابع از طریق شبکه سازی با شرکا و سایر شرکت هاست. لذا هدف این پژوهش بررسی رابطه قابلیت شبکه سازی و عملکرد استراتژیک سازمان با تأکید بر نقش میانجی گری انعطاف پذیری استراتژیک و تعدیل گری دوسوتوانی سازمانی در شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و رویکرد کمی دارد و از نظر ماهیت روش و گردآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه هدف این پژوهش شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک مستقر در پارک علم وفناوری پردیس، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه شهید بهشتی می باشد که تعداد آن ها 50 شرکت بوده که 44 شرکت بصورت تصادفی انتخاب شدند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قابلیت شبکه سازی بر عملکرد استراتژیک و انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین انعطاف پذیری استراتژیک بر عملکرد استراتژیک تأثیر مثبت و معنادار دارد و نقش میانجی گر در رابطه قابلیت شبکه سازی و عملکرد استراتژیک دارد. اما دوسوتوانی سازمانی نمی تواند نقش تعدیل گر بر رابطه این دو متغیر داشته باشد. در نهایت به مدیران این شرکت ها پیشنهاد شد تا به جای تمرکز بر اهداف مالی، بر اهداف استراتژیک برای ارزیابی عملکرد خود تمرکز کنند و با منعطف کردن استراتژی های خود، موجب خلق هم افزایی و ایجاد هماهنگی با ذی نفعان کلیدی خود شوند تا از این طریق بتوانند منابع کلیدی را جذب شرکت های خود کنند.
نقد و بررسی روضه المریدین و حاشیه هایی بر چاپ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
روضه المریدین اثری ست عرفانی به نثر که ابوجعفر بن یزدانیار همدانی(380 – 472) آن را به زبان عربی نوشته است.امروزه نسخه هایی خطی از این اثر در جهان وجود دارد و سوری و پورجوادی برای نخستین بار، این اثر را تصحیح و چاپ کرده اند. کتاب.روضه المریدین اثری ست مختصر و جامع که 44 باب دارد و به زبان ساده و روان نوشته شده است.سوال اصلی این است که روضه المریدین چه جایگاهی در منابع عرفانی دارد و ارج و اهمیت این منبع درچیست؟ این اثر قرابت و همسنخی با دیگر آثار عرفانی آن دوره دارد و مبانی عرفانی را ساده تبیین می کند.تقسیم مباحث به اقسام و انواع را از شگردهای بیانی آن می توان دانست. مصححان، کتاب را درسه بخش مقدمه،متن و یادداشت ها به همراه نمایه هایی عرضه کرده اند.ایشان در تصحیح متن، یازده نسخه در دست داشته که از هفت نسخه بهره برده اند. برخی پرسش ها و حتی تردیدها علی الخصوص در باره نویسنده وجود دارد. با این حال، اکنون که روضه المریدین به چاپ رسیده است،یقینا برخی سوال ها و پاسخ ها درباره اثر و صاحب آن را پژوهندگان طرح ، و با شناخت میراث دیگری از عرفان، این جریان را عمیق و غنی خواهند کرد.و مسلما در آینده درباره منزلت ابن یزدانیار و ارج روضه المریدین بیشتر بحث خواهد شد.
ارائه مدل پیشنهادی تامین مالی شهرداری ها به پشتوانه دارایی ها (مطالعه موردی: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
91 - 106
حوزههای تخصصی:
تامین مالی شهرداری ها در شرایط کنونی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد و با عنایت به ساختاردارایی های آن ها بهره برداری از این دارایی ها در تامین مالی به پشتوانه دارایی ها دارای اهمیت است. هدف از این تحقیق ارائه مدلی جهت تامین مالی به پشتوانه دارایی های شهرداری ها می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ روش استنتاج، توصیفی- پیمایشی و به لحاظ ماهیت داده ها، کیفی است. در بخش کیفی، به منظور انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته 23 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور و همچنین کارشناسان مالی شهرداری های کلان شهرهای کشور با حداقل 10 سال سابقه مدیریت در حوزه های اداری، مدیریتی و گزارشگری مالی، به روش نمونه گیری نظری که یکی از روش های نمونه گیری هدفمند متوالی یا متواتر است، انتخاب شدند. سپس، با استفاده از رویکرد تئوری داده بنیاد تحلیل مصاحبه ها پرداخته و در ادامه در بخش کمی تحقیق، پس از کسب نظر خبرگان (23 نفر) به وسیله پرسشنامه و جمع بندی نظرات آن ها، الگوی کمی تامین مالی شهرداری ها تدوین گردید و در ادامه با استفاده از روش خود رگرسیونی (VAR) و آزمون های مورد نیاز اقتصاد سنجی نسبت به بررسی تاثیر فاکتورهای کلان اقتصادی بر وضعیت مالی شهرداری و با در نظر گرفتن خروجی بخش کفی اقدام گردید. براساس نتایج این پژوهش الگوی تامین مالی براساس چهار طبقه درآمدهای ناشی از عوارض عمومی، اخذ عوارض به روش نوین، درآمدهای حاصل از وجوه و اموال و همچنین بهای خدمات و درآمدهای موسسات انتفاعی شهرداری قابل طبقه بندی می باشد.
معماری مبتنی بر نور؛ واکاوی هستی شناسانۀ خانۀ ایرانی براساس دیالکتیک درون و بیرون با تکیه بر نمونه هایی از شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
6 - 17
حوزههای تخصصی:
خانه بستر تحقق مفهوم سکونت و معماری خانه، بازتابی از عمیق ترین نیازهای وجودی انسان است. الگوی منحصربه فرد حیاط مرکزی خانه ایرانی، یک سند هویتی مهم در درک نحوه زیست و سکونت ایرانیان است. حیاط مرکزی فراتر فضایی تهی در برابر توده های ساختمانی، عنصری محوری در سازمان دهی و هستی یافتن خانه ایرانی در فلات مرکزی ایران است و بررسی گونه شناسی این الگو ممکن است بازگوکننده مؤلفه های هویتی تمدن کهن ایرانی باشد. علی رغم اهمیت این موضوع، تاکنون اغلب مطالعات به بررسی ابعاد چیستی شناسانه خانه ایرانی اعم از پیکربندی فضایی، تکنولوژی، پایداری، اقلیم و شاخصه های فرهنگی چون محرمیت محدود مانده اند و کهن الگوی حیاط مرکزی، در نگاهی هستی شناسانه و هم زمان تاریخی بررسی نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی ابعاد هستی شناسانه حیاط مرکزی در سیر تاریخی شکل گیری و تکامل آن است. به گونه ای که مفاهیم جهانی «سکونت» و «بودن در جهان» در بستر جغرافیای فرهنگی فلات مرکزی ایران بررسی شود. برای این منظور از روش تحلیلی- اکتشافی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات برای بررسی نظریات مرتبط با هستی شناسی الگوی حیاط مرکزی به روش مطالعه کتابخانه ای انجام شده و در انطباق با یافته های مطالعه میدانی خانه های تاریخی یزد، به طور خاص خانه چهارصفه چم و خانه لاری ها، شرح و بسط یافته است.خانه، بستر تجربه هم زمان «سکونت یافتن» و «بودن در جهان» است. در خانه ایرانی این مسئله با دو رویکرد فرمی متفاوت «درون گرایی» در پاسخ به سکونت و «برون گرایی» در پاسخ به نیاز بودن در جهان تجلی می یابد. در تکوین الگوی حیاط مرکزی، دوگانه مزبور به وحدت رسیده و دیالکتیک درون و بیرون را به واسطه گری «نور» شکل می دهند. معماری مبتنی بر نور به عنوان پاسخی به سودای ارتباط درون و بیرون در کالبد معماری ایرانی، عمری چندهزارساله دارد. نقش آفرینی نور در پردازش مکان با قرارگیری آتش در قلب آتشکده های باستانی آغاز شد و با گشودگی اندک سقف چهارطاقی ها به سوی آسمان ادامه یافت. در ادامه مؤلفه نور با گشودگی کامل حیاط در معماری خالص خانه های چهارصفه، نقش محوری تری یافته و در دوران اسلام با گره خوردن در اندیشه های باستانی و اسلامی، تقدیس نور در قالب الگوی حیاط مرکزی به اوج خود رسید. ازاین رو در تجلی و نقش آفرینی نور در ساخت مکان در سیر و سلوک ایرانیان، آتشکده، مسجد و خانه یکی است.
تحلیل پیچیدگی نقوش معقلی در ازاره های مسجد حکیم اصفهان باروش فرکتال
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 282
حوزههای تخصصی:
معماری ادوار گذشته ایران، همواره ملهم از به کارگیری هندسه و قواعد ریاضی در ترسیم بوده است. یکی از دیدگاه های مؤثر در معماری، نظریه سیستم های پیچیده بوده که مربوط به هندسه فرکتال است. تا به امروز تحلیل فرکتال به عنوان ابزار تحلیل کاربردی در رشته معماری و شهرسازی، در مقیاس های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از نظم هندسی در طرح، همراه با بهره گیری از هندسه پنهان، الگوهای تکرارپذیر و تنوع نقوش خودمتشابه همواره در تزیینات معماری مورد توجه بوده است. آنچه در این پژوهش مورد نظر است ارائه یک روش تحلیل با استفاده از مبانی هندسه فرکتال و اندازه گیری بٌعد به عنوان روش کمّی برای انداز ه گیری و تحلیل پیچیدگی بصری نقوش کاشی که معیاری برای زیبایی شناختی بوده و در طراحی های شهری مؤثر است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چگونه گسترش یک نقش مایه مبنا می تواند سبب افزایش پیچیدگی شود؟ این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. روش داده اندوزی میدانی، کتابخانه ای و تحلیل ابعاد گره ها با استفاده از نرم افزار فرکتالیز انجام شده است. با تجزیه و تحلیل نقوش معقلی چند نمونه از ازاره های مسجد حکیم از دیدگاه فرکتال (خودمتشابهی و بُعدکسری) وجوه خودمتشابه و تکرار شوندگی در هندسه پنهان و پیدای نقوش معقلی ازاره ها متجلی شد. همچنین نقوش دارای بُعد کسری بودند و با ابعاد فرکتالی انطباق داشتند. با مقایسه ازاره های دارای یک نقش مایه مبنا و پیچیدگی متفاوت این نتیجه حاصل شد که این نقوش با افزایش تدریجی پیچیدگی، هماهنگی بصری با محیط طبیعی را حفظ کرده و با وجود پیچیدگی ظاهری از نظم زیر بنایی به دلیل استفاده از یک نقش مایه مبنا و داشتن ویژگی خود متشابهی بر خوردارند این مورد نشان دهنده ترکیب هم زمان نظم و پیچیدگی در طراحی است که در هنر اسلامی از آن به عنوان معیاری برای سنجش تعادل میان سادگی و پیچیدگی استفاده می شود.
بررسی حجیت مثبتات امارات و کاربرد آن در فقه و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و حقوق خصوصی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
49 - 77
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث بنیادی در علم اصول، بحث اعتبار مثبتات امارات است. امارات (ادله اجتهادی) ازجمله ادله استنباط احکام شرعی اند که مؤدای آنها، علاوه بر مدلول مطابقی، گاه دارای مثبتاتی نیز هستند. منظور از مثبتات در اصطلاح علم اصول، آثار شرعی مترتب بر لوازم، ملزومات و ملازمات عقلی، عادی و اتفاقی مؤدای امارات و اصول عملیه می باشد. در مورد حجیت مثبتات امارات و علت آن، سه نظریه قابل ذکر است: برخی، ماهیت و ذات اماره را در عالم ثبوت مقتضی حجیت مثبتات آن دانسته و قائل به حجیت مثبتات مطلق امارات شده اند. برخی دیگر اگرچه قائل به حجیت مثبتات مطلق امارات شده اند؛ اما دلیل این امر را مربوط به عالم اثبات و اطلاق دلیل حجیت اماره دانسته اند. برخی نیز در این زمینه قائل به تفصیل شده و بین انواع امارات و انواع مثبتات آ نها تفکیک نموده اند. به نظر می رسد برای بررسی حجیت مثبتات امارات، باید دلیل حجیت اماره موردتوجه قرار گیرد، پس اگر دلیل حجیت اماره، تعبدی باشد مثبتات آن حجت نخواهد بود؛ اما اگر دلیل حجیت آن، بنای عقلا باشد(که غالباً اینگونه است) باید به محدوده بنای عقلا و مفاد دلیل امضای آن توجه نمود و چه بسا عقلا امری را اماره محسوب کنند، اما مثبتات آن را حجت ندانند، همانند اماره صحت، ید، فراش و اقرار.
واکاوی نشانه شناسی لایه ای و ادراک معانی در معماری خانه های سنتی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مطالعات معماری روی خانه های سنتی شهر یزد نشان می دهد که این ساختمان ها از لایه های مختلف معنایی تشکیل شده اند که شامل لایه دسترسی، لایه ساخت و لایه زیباشناختی می شوند. این لایه ها از طریق استفاده از عناصر فرهنگی و مفهومی، ساختارهای مختلفی را در خود جای داده اند. اما مسئله اصلی این است که چگونه این لایه ها، با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی، مفهوم بخشی به فضاهای مسکونی ایجاد و در تداوم و ارتباط با فرهنگ محیطی خود موفق عمل کرده اند؟ این مسئله نقش به سزایی در طراحی معماری مسکونی امروزی با تأکید بر ارتباط فضا و فرهنگ را بررسی می کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل مفهوم بخشی فضاهای مسکونی در خانه های سنتی شهر یزد با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ایجاد مفهوم بخشی در لایه های مختلف معماری خانه ها، ارتباط آن با فرهنگ محلی و تأثیر این مفاهیم در طراحی فضاهای مسکونی امروزی می پردازد. همچنین، این پژوهش به منظور ارائه راهبردهایی برای افزایش اثربخشی طراحی فضاهای مسکونی معاصر، با تأکید بر استفاده از الگوها و معانی نهفته در خانه های سنتی، انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی با استفاده از مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی استفاده شده است. داده ها به صورت توصیفی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، جمع آوری و در مراحل تعبیر، تفسیر و ارزیابی از رویکرد تفسیری استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، با استفاده از رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی، معماری خانه های سنتی در شهر یزد بررسی شده است. نتایج حاکی از توانایی خاص این خانه ها در بهره گیری از عناصر معماری و رمزگان برای ارتقای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی درون و برون خانه است. این تداخل معانی و کارکردها، هماهنگی داخلی و ارتباط با فرهنگ محلی را تقویت می کند. از نظر نشانه شناسی، خانه های سنتی یزد به عنوان الگوهایی ارزشمند می توانند در طراحی های معاصر و بهبود فضاهای مسکونی بهره مند شوند.
مرور نظام مند پژوهش ها در زمینه امنیت کریمه به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امنیت کریمه به عنوان مفهومی چندبعدی و مبتنی بر کرامت انسانی، فراتر از امنیت نظامی، به ابعاد اجتماعی، انسانی و اخلاقی توجه دارد. این مفهوم با تأکید بر عدالت اجتماعی و معنویت، چارچوبی برای تحقق امنیت پایدار در جوامع اسلامی ارائه می دهد. با وجود اهمیت این حوزه، تاکنون مطالعه ای جامع برای تحلیل پژوهش های پیشین و شناسایی ابعاد نظری و عملی امنیت کریمه انجام نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند مطالعات پیشین، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارائه چارچوبی نظری برای توسعه دانش در این حوزه است. روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس چارچوب استاندارد سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاه های معتبر علمی شناسایی، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای ورود و خروج مشخص برای انتخاب مطالعات اعمال و کیفیت پژوهش ها با ابزارهای استاندارد، ارزیابی شد. مراحل تحلیل داده ها شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دسته بندی مولفه ها و ترکیب یافته ها، در قالب یک الگوی مفهومی بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که امنیت کریمه بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است و ابعاد معنوی و انسانی آن نیازمند توجه ویژه است. این مفهوم شامل امنیت جانی، روانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی است که به طور هم زمان، حفظ شأن انسانی و ایجاد عدالت اجتماعی را هدف گذاری می کند. چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر امنیت نظامی و کمبود پژوهش های بومی سازی شده، شناسایی شد. همچنین، پیشرفت هایی مانند تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای امنیتی و ارتقای رویکردهای کرامت محور در تعاملات قضایی مشاهده شد. نتیجه گیری: مرور نظام مند انجام شده نشان می دهد که امنیت کریمه یک چارچوب نظری جامع و چندبعدی است که با توازن میان ابعاد مادی و معنوی، مشارکت فعال شهروندان و تأکید بر کرامت انسانی و عدالت اجتماعی، زمینه ساز تحقق امنیت پایدار در جامعه اسلامی است. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های اجتماعی و امنیتی مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت باشد و به توسعه نظریه و کاربرد امنیت کریمه کمک کند.
بررسی شاخص های روانسنجی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در دانشجویان علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
105 - 116
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استفاده مفرط و اعتیادگونه از شبکه اینستاگرام می تواند تاثیرات منفی قابل توجهی بر سلامت روانی و جسمانی افراد داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در بین جامعه دانشجویی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و به طور دقیق تر اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دزفول در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل دادند. با در نظر گرفتن تعداد متغیرها 260 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل آزمون اعتیاد به اینستاگرام (دی سوزا و همکاران، 2018؛ TIA-26)؛ آزمون اعتیاد به فیس بوک (اندریسن و همکاران، 2012؛ FAS-6) و فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف و سینگر، 2012؛ (RPWA-18 بودند. جهت ارزیابی ساختار عاملی آزمون از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پایایی آزمون با روش همسانی درونی و روایی همگرا و واگرا نیز مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: شاخص های برازش در تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده انطباق مناسب مدل پنج عاملی آزمون اعتیاد به اینستاگرام با داده ها بودند. ضرایب آلفای کرونباخ نیز از مقادیر قابل قبولی برخوردار بودند. نتایج نشان داد آزمون حاضر با مقیاس FAS-6 رابطه مثبت و معنی دار (روایی همگرا) و با پرسشنامه RPWS-18 رابطه منفی و معنی دار (روایی واگرا) دارد (05/0>p). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که فرم فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) ابزاری روا و پایا برای ارزیابی خطر اعتیاد به اینستاگرام در بین دانشجویان ایرانی است. از این رو، می توان از آن در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
نگرشی نو بر اصول و قواعد فقه نظامات از منظر فقه عمومی امامیه
منبع:
قضانامه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹
41 - 66
حوزههای تخصصی:
فقه عمومی شاخه ای از علم فقه است که به کشف و بیان احکام شرعی مربوط به امور عمومی می پردازد. این دانش به دلیل ارتباط مستقیم با همه ابعاد زندگی مسلمانان، عملی ترین بخش علوم اسلامی دانسته می شود. موضوع آن شامل روابط شهروندان با یکدیگر، نحوه تعامل آنان با دولت و همچنین مناسبات دولت اسلامی با سایر دولت ها است. در روزگار معاصر، با رشد جریان های اسلام گرایی و طرح مسئله نسبت دین و تجدد، اهمیت فقه عمومی دوچندان شده است. وظیفه اصلی این دانش، ایجاد هماهنگی روشمند میان واقعیت های متغیر اجتماعی و نصوص ثابت دینی است. نوشتار حاضر با توجه به کمبود پژوهش های مرتبط در حوزه قواعد فقه عمومی و کارکرد آن در عرصه های اجتماعی و حکومتی، می کوشد با تبیین این قواعد و روشن ساختن کاربرد آن ها در سیاست، مانع از اداره سلیقه ای امور و سوءاستفاده از ابهام مسائل عمومی در اسلام شود. در فصل نخست پس از مقدمه، به بیان مسئله و مفهوم شناسی فقه عمومی پرداخته و تاریخچه ای کوتاه ارائه شده است. سپس در فصل دوم و سوم به توصیف و تحلیل داده های گردآوری شده و بررسی تفصیلی قواعد فقه عمومی پرداخته ایم. در پایان نیز با جمع بندی مباحث، نتایج نهایی تحقیق ارائه شده است.
بررسی انتقادی دیدگاه دکتر داوری اردکانی در باب علم دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
47 - 68
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، یکی از مسائل پرمناقشه پیرامون امکان علم دینی را استاد داوری اردکانی مطرح کرده اند. نویسندگان در این پژوهش، امکان علم دینی از نظرگاه ایشان را نقد و ارزیابی می نماید. بررسی این مسئله به روش تحقیق توصیفی تحلیلی است، یافته های تحقیق نشان می دهد که: از نظر داوری کار فلسفه جستجوی شرایط امکان و ظهور اشیاء است. از آنجا که تاریخ، امکان ظهور اشیاء را به ما می نمایاند، علم را نیز باید در بستر تاریخی رصد نمود. علم بر اساس اراده های تاریخی شکل می گیرد، نه اراده های شخصی؛ پس به جای بحث درباره کیفیت علم دینی باید تمام توجه را معطوف به کیفیت شکل گیری عالَمِ دینی نمود. با توجه به چنین رویکردی در بحث علم دینی، استاد داوری هم از سویی معتقد به امکان علم دینی اند و هم دیدگاه های شایع در باب علم دینی را انکار می کنند. این درحالیست که نظر ایشان با اشکالاتی مبنایی و بنایی مواجه است.









