ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۳۰۸۱.

واکاوی عوامل موثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاهای شهرستان تنکابن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۰
پایداری یا ناپایداری مناطق روستایی، یکی از مباحث اساسی در دستیابی به توسعه پایدار کشور به شمار می رود. در این فرایند، توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، فضایی و اکولوژیکی روستاها ضروری است. ازاین رو، مطالعه حاضر قصد دارد عوامل مؤثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاها را در شهرستان تنکابن واکاوی کند. این تحقیق از نوع پیمایشی با رویکرد کمی بود و جامعه آماری آن را خانوارهای روستایی ساکن در روستاهای شهرستان تنکابن (بخش مرکزی) تشکیل دادند که 250 خانوار با استفاده از فرمول دانیل و به روش نمونه گیری چندمرحله ای با انتساب متناسب  انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی صوری آن توسط گروهی از متخصصان و صاحب نظران تأیید شد و برای تعیین پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن مناسب بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Win26 SPSS و  SmartPLS V4 بهره گرفته شد. یافته های بخش انعکاسی مدل ارزیابی نشان داد که روایی همگرا و تشخیصی سازه ها در حد مناسب برآورد شدند. نتایج حاصل از مدل مؤلفه های سلسله مراتبی بر روی 55 متغیر تغییرات ساختاری-کارکردی پنج عامل را شناسایی کرد. باتوجه به مقدار ضرایب مسیر به ترتیب سازه های عوامل سیاسی- نهادی (452/0)، عوامل فیزیکی- کالبدی (409/0) و سپس عوامل اجتماعی- فرهنگی (289/0) از مهم ترین سازه های مؤثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاها بودند. این نتایج بر اهمیت برنامه ریزی جامع و مشارکت محور برای بهبود وضعیت روستاها و جلوگیری از بروز تغییرات ساختاری-کارکردی منفی در روستاهای موردمطالعه تأکید می کند.
۳۰۸۲.

اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مؤلفه های اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله های تاریخی، مورد مطالعه: محله فیض آباد شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۸
سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر کلیدی در بازآفرینی شهری شناخته می شود. ازآنجایی که این گونه از سرمایه تسهیلگر بازآفرینی جامعه محلی بوده و موفقیت پروژه های بازآفرینی بدان وابسته است، ضعف در مؤلفه های آن می تواند اثرات منفی بر پروژه های بازآفرینی داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله تاریخی فیض آباد کرمانشاه پرداخته است. در این مطالعه، 180 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. هفت مؤلفه شامل احساس تعلق، حمایت نهادهای اجتماعی، مقبولیت ارزش ها، درک مشترک، شبکه ها، قابلیت اعتماد و مشارکت مدنی به عنوان مؤلفه های سرمایه اجتماعی شناسایی شدند. همچنین سه عامل اقتصادی محرک بازآفرینی شامل باور به افزایش ارزش املاک، تمایل به استفاده از وام ها و انگیزه اختصاص درآمد شخصی به پروژه ها بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که تنها دو مؤلفه «احساس تعلق» و «درک مشترک و همیاری» بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما این تأثیرگذاری در سایر عوامل به صورت مستقیم دیده نمی شود. عواملی چون «مقبولیت ارزش ها»، «مشارکت مدنی» و «شبکه ها، روابط و ارتباطات» به صورت غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. ارتباط ساکنین با یکدیگر (سرمایه درون گروهی) از وضعیت مطلوبی برخوردار است اما ارتباط ضعیف آنان با نهادهای حاکمیتی و عدم اعتماد به شهرداری و دولت، سبب ضعف در سرمایه اجتماعی میان گروهی و برون گروهی شده است. بنابراین ناکارآمدی های شهرداری و دولت، پتانسیل های سرمایه اجتماعی محله تاریخی فیض آباد را برای بازآفرینی پایدار محدود ساخته است.
۳۰۸۳.

ارزیابی و تحلیل مکانی فقر شهری، مطالعه موردی: شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
مطالعات و ارزیابی فقر شهری با هدف شناسایی علل و عوامل مؤثر بر شکل گیری و تداوم محرومیت در مناطق شهری، ارائه راهکارهای علمی و عملی برای کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، و بهبود شرایط زندگی ساکنین مناطق کم برخوردار انجام می شود. این مطالعات به برنامه ریزان و مدیران شهری کمک می کند تا با درک دقیق تری از وضعیت موجود، اقدامات هدفمند و مؤثری را برای توسعه پایدار شهری طراحی و اجرا کنند. هدف تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فقر با استفاده از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و دسترسی به خدمات عمومی و تعیین تأثیر هر یک از آن ها بر وضعیت فقر شهری و تبیین الگوی فضایی فقر شهری در شهر مهاباد می باشد. در این راستا، ابتدا ۲۰ معیار مؤثر در فقر شهری در ۴ بعد اصلی دسته بندی شدند. سپس، این معیارها با استفاده از فرایند تحلیل شبکه وزن دهی شدند. در مرحله بعد، برای مدل سازی مکانی فقر شهری، معیارهای انتخاب شده با به کارگیری مدل فازی گاما ترکیب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که محلات شمال غربی و مرکزی از فقر شهری کمتری برخوردار هستند، اما با فاصله گرفتن از این نواحی و حرکت به سمت حاشیه ها، فقر شهری به تدریج افزایش می یابد. به طورکلی 30.97 درصد از مساحت محدوده موردمطالعه دارای وضعیت مطلوب و نسبتاً مطلوب، 21.08 درصد دارای وضعیت متوسط و 47.95 درصد دارای وضعیت نامطلوب و نسبتاً نامطلوب است. بررسی شاخص خودهمبستگی فضایی موران (۰.۲۴) نشان دهنده عدم توزیع تصادفی ویژگی های فقر شهری و وجود الگوی خوشه ای در محدوده موردمطالعه است.
۳۰۸۴.

سرمایه اجتماعی سیال در حفاظت فضاهای میراثی؛ مورد پژوهی: بازار تاریخی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
حفاظت از فضاهای میراثی شهری، به ویژه بازارهای تاریخی، در گرو درک سازوکارهای اجتماعی ای است که انسجام، هویت فرهنگی و تداوم تعاملات جمعی را شکل می دهند. بازارهای تاریخی در معرض دگرگونی های اقتصادی و فرهنگی اند و این تغییرات، هماهنگی میان ذی نفعان و اصالت فضا را با چالش مواجه می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رویکرد «سرمایه اجتماعی سیال»، نقش روابط موقت، شبکه های انعطاف پذیر و بازتولید فرهنگی را در حفاظت بازار تاریخی تبریز مورد بررسی قرار داد. بدینسان در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش: «سرمایه اجتماعی سیال تا چه میزان می تواند در حفاظت و بازسازی بازارهای تاریخی، به ویژه بازار تاریخی تبریز، مؤثر باشد؟»، پژوهش با روش کمی و بر پایه مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا شد تا سازوکارهای پویای سرمایه اجتماعی سیال در قالبی سنجش پذیر تحلیل شود. داده ها از طریق پرسشنامه ای با طیف پنج گزینه ای لیکرت در جامعه آماری ۱۵۰ نفر از کسبه، بهره برداران و استفاده کنندگان مکرر بازار تاریخی تبریز گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با CVI و CVR تأیید شد و مقدار آلفای کرونباخ 87/0 پایایی مطلوب ابزار را نشان داد. نتایج مدل سازی بیان می کند که سه مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی سیال تأثیر معناداری بر تقویت هماهنگی میان ذی نفعان، ارتقای انسجام اجتماعی و افزایش تاب آوری فرهنگی بازار دارند. مؤلفه انعطاف پذیری شبکه ها بیشترین اثر مستقیم را بر شاخص های حفاظت فضایی نشان داد و تعاملات موقت نیز مسیرهای غیرمستقیم مؤثری را در پیوند میان گروه های فعال ایجاد کرد. این یافته ها چارچوبی عملی برای مدیران شهری و سیاست گذاران ارائه می کند تا با بهره گیری از ظرفیت های سرمایه اجتماعی سیال، فرآیندهای حفاظت و توسعه پایدار بازارهای تاریخی را اثربخش تر هدایت کنند.
۳۰۸۵.

تحلیل عدم قطعیت دسترسی مکانی به بیمارستان های عمومی شهر اصفهان بر اساس روش حوزه نفوذ شناور سه مرحله ای (3SFCA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۶۳
روش حوزه نفوذ شناور سه مرحله ای ( 3 SFCA) یکی از روش های پیشرفته در سنجش دسترسی مکانی به خدمات است. این روش دارای دو ورودی شعاع حوزه نفوذ و تابع افت فاصله است که تنوع در مقادیر و تفاوت در انواع این ورودی ها می تواند از عوامل عدم قطعیت در مقادیر دسترسی به دست آمده باشد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل عدم قطعیت دسترسی مکانی به بیمارستان های عمومی شهر اصفهان به روش 3SFCA است. عدم قطعیت، بر پایه میانگین و انحراف معیار مقادیر دسترسی و با استفاده از شاخص ضریب تغییرات و با اعمال تغییرات تصادفی در شعاع حوزه نفوذ و انتخاب نوع توابع افت فاصله به دست آمده آمد. مقادیر شعاع حوزه نفوذ بین حداقل 5 دقیقه تا حداکثر فاصله زمانی بین هر بلوک جمعیتی و دورترین بیمارستان نسبت به همان بلوک تعیین و عدم قطعیت برای هر بلوک، با انجام ۱۰۰ مرتبه شبیه سازی مونت کارلو و به کارگیری توابع افت فاصله کرنل، تجمعی، نمایی و گوسی اندازه گیری شد. به منظور تحلیل فضایی خوشه های معنی دار دارای عدم قطعیت بالا و پایین دسترسی نیز از تحلیل Hot Spot استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد تابع کرنل کمترین عدم قطعیت دسترسی را داشته و خوشه های با عدم قطعیت بالا عمدتاً در شرق و جنوب شرق و خوشه های با عدم قطعیت پایین در مرکز و جنوب غربی شهر اصفهان دیده می شوند. همچنین، مناطق با دسترسی پایین به بیمارستان های عمومی، عدم قطعیت بیشتری دارند.
۳۰۸۶.

ارزیابی کیفیت محیط کالبدی و عملکردی سکونتگاه های غیررسمی با رویکرد تحقیق تجربی ساکنان (مورد مطالعه: محله سایان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
امروزه اهمیت مطالعه کیفیت محیط مسکونی بیشتر گردیده و تفکر حاکم بر مطالعه کیفیت زندگی شهری بر تعامل رابطه فرد با محیط استوار می باشد. این مهم در رابطه با سکونت گاه های غیررسمی صورت جدی تری به خود گرفته است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت محیط کالبدی و عملکردی محله غیررسمی سایان شهر زنجان با رویکرد تحقیق تجربی ساکنان می باشد. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی بوده و از نظر کاربست نتایج کاربردی می باشد. گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش های میدانی انجام یافته است. نمونه آماری مورد مطالعه جهت ارزیابی شاخص های اثرمحور، شامل 134 پلاک مسکونی بوده که به صورت سیستماتیک و با مراجعه به درب منازل مورد پرسش گری قرار یافته اند. نمونه آماری جهت ارزیابی شاخص های مشاهده کارشناسی نیز شامل 15 نفر از متخصصان امور شهری بوده اند. برای تجزیه و تحلیل داده های شاخص های اثرمحور از مدل سازی معادلات ساختاری و از نرم افزار Smart PLS سوده برده شده و برای تحلیل داده های مشاهده کارشناسی روش تحلیل بهترین-بدترین [1] و نرم افزار Excell مورد استفاده بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی و عملکردی محله سایان شهر زنجان دارای وضعیتی پایین تر از سطح متوسط بوده و مهم ترین عوامل موثر در آن برای محیط کالبدی شامل مؤلفه های خوانایی و معابر و برای محیط عملکردی شامل مؤلفه های دسترسی و کاربری زمین می گردند.   [1]. BWM (Best-Worst Method)
۳۰۸۷.

ارزیابی کیفیت محیطی روستاها پس از اجرای طرح هادی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان درگز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر طرح های توسعه ای بر کیفیت محیطی روستاهای بخش مرکزی شهرستان درگز، در قالب یک مطالعه توصیفی–تحلیلی طراحی و اجرا شده است. داده های مورد نیاز از طریق مشاهده میدانی، مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 172 خانوار تعیین و انتخاب پاسخ دهندگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام گرفت. تحلیل داده ها با به کارگیری روش های آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و ArcGIS صورت پذیرفت. یافته ها نشان داد که 123 نفر از پاسخ دهندگان بهبود و 49 نفر کاهش کیفیت محیطی را پس از اجرای طرح ها گزارش کرده اند. آزمون آماری تفاوت معناداری بین وضعیت کیفیت محیطی قبل و بعد از اجرای طرح ها را تأیید کرد (z = -1.114، p = 0.111). از میان روستاهای مورد مطالعه، روستای اوتان لو با کیفیت محیطی «بسیار عالی»، نمونه ای موفق از هم افزایی مدیریت دولتی و طراحی مهندسی است؛ به طوری که بافت کالبدی–فضایی منسجم، شبکه چهارراهی منظم، هماهنگی در ساخت وساز و به کارگیری مصالح باکیفیت در معابر، به طور چشمگیری به ارتقای کیفیت محیطی این روستا کمک کرده است. در مقابل، روستای سعدآباد با وجود اجرای طرح، به دلیل عدم رعایت ضوابط فنی، استفاده از مصالح نامناسب و ساختار فضایی نامنظم، شاهد کاهش کیفیت محیطی بوده است. این یافته ها برجستگی نقش برنامه ریزی دقیق، نظارت کیفی و طراحی فضایی هوشمند در موفقیت طرح های روستایی را آشکار می سازد.
۳۰۸۸.

ارزیابی تغییرات کیفیت زیستگاه و شناسایی تهدیدات کلیدی محیطی با استفاده از داده های گوگل ارث انجین (GEE)، مدل InVEST و تحلیل لکه های حرارتی (مطالعه موردی؛ خورخوران استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۶۴
جنگل های حرا به عنوان بوم سازگان های ساحلی حیاتی، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، تعدیل تغییرات اقلیمی و تأمین معیشت جوامع محلی دارند. در مطالعه حاضر هدف شناسایی تغییرات و جابجایی مرزهای کیفیت زیستگاه جنگل های حرای منطقه حفاظت شده خورخوران استان هرمزگان با استفاده از داده های محیطی گوگل ارث انجین به عنوان تهدیدات محیطی، استفاده از خروجی کیفیت زیستگاه مدل اینوست ( InVEST ) و تحلیل خوشه های سرد و گرم در سامانه اطلاعات جغرافیایی برای شناسایی تغییرات و جابجایی های کیفیت زیستگاه در سال های 2019 و 2024 بود. همچنین در این مطالعه از آزمون های t و ویلکاکسون برای شناسایی تهدیدات کلیدی بر روند تغییرات صورت گرفته استفاده شد. در این خصوص، کلیه متغیرهای محیطی از سامانه گوگل ارث انجین ( GEE ) اخذ شدند. بررسی نتایج، الگوی خوشه ای معنادار در تغییرات مکانی کیفیت زیستگاه جنگل های حرا را نشان داد. لذا کاهش یکپارچگی اکولوژیکی و افزایش پراکندگی تصادفی درختان از 16/93 در سال 2019 به 31/55 هکتار در سال 2024 مشاهده شد و در بازه زمانی 6 ساله مرز تبدیل مناطق پرتراکم به کم تراکم جنگل های حرا به طور متوسط 100 متر به سمت مناطق مرکزی این زیستگاه عقب نشینی کرده است و سطح نواحی دارای تراکم بسیار بالای جنگل های حرا 6/134 هکتار کاهش یافته است. همچنین 24/326 هکتار به سطح لکه های سرد (کیفیت پایین زیستگاه) جنگل های حرا اضافه شده است. در این راستا، بیشترین اثر بر کیفیت زیستگاه را متغیر کمبود آب شیرین در خاک با 0/6 و 0/8 به ترتیب برای سال های 2019 و 2024 سبب شده است. نتایج آزمون های t  و ویلکاکسون اگرچه تغییرات کلی در سطح تهدیدات محیط زیستی را معنی دار نشان نداد، ولی برخی متغیرهای کلیدی (به ویژه کمبود آب شیرین و آئروسل) تغییرات هشداردهنده ای داشته اند که نیازمند مداخله مدیریتی است.
۳۰۸۹.

شناسایی و ارزیابی شاخص های کلیدی محیط ساخته شده بر سلامت روان سالمندان در کلان شهرها، مطالعه موردی: شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۰
با شدت گرفتن مسائل مربوط به سالمندی، تأثیر محیط ساخته شده بر سلامت روان توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. مطالعات متعددی بر اهمیت ارتباطات بین محیط ساخته شده و سلامت روان سالمندان تأکید کرده اند. اما تاکنون، در زمینه شناسایی مهم ترین شاخص های کلیدی محیط های ساخته شده بر سلامت روان سالمندان شهر شیراز، مطالعه ای انجام نشده است. در این راستا پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی مهم ترین شاخص های کلیدی محیط ساخته شده بر سلامت روان سالمندان در شهر شیراز پرداخته است. لذا از روش نقشه شناختی فازی در نرم افزار Mental modeler برای بررسی ارتباط بین شاخص ها، استفاده شد. همچنین، برای بررسی رابطه بین محیط ساخته شده و سلامت روان در دو گروه جنسیتی (مردان و زنان) آزمون فی استفاده شد. سطح سلامت روان این دو گروه نیز با آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS مقایسه گردید. نتایج نشان داد که؛ شاخص های کیفیت مسکن، ایمنی و زیرساخت های فضای سبز، نقش کلیدی بر سلامت روان سالمندان شهر شیراز دارند. همچنین، بین محیط ساخته شده و سلامت روان ارتباط مستقیمی وجود داشته است. این ارتباط در زنان از شدت بیشتری برخوردار بود و میزان سلامت روان آن ها نیز نسبت به مردان بالاتر گزارش شد. این مطالعه با ارائه نتایج کاربردی به درک بهتر تأثیر محیط ساخته شده بر سلامت روان سالمندان کمک می کند. استفاده از دیدگاه های ذهنی همراه با ارزیابی های عینی می تواند تصویری جامع تر از وضعیت موجود ارائه دهد و زمینه ساز تصمیم گیری های بهینه در طراحی و بهبود شاخص های سلامت روان سالمندان باشد.
۳۰۹۰.

ابررویدادهای مذهبی: شناسایی چالش های تجربه زائران در مرحله حین سفر (مورد مطالعه: پیاده روی اربعین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۴
هدف از این پژوهش بررسی چالش های تجربی زائران در حین پیاده روی اربعین بوده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش فعالان و مسئولان برگزاری این مراسم ازجمله ستاد اربعین، شهرداری، فعالان، مسئولان کاروان ها و نیروهای داوطلب در نظر گرفته شد. به علت محدود بودن واحد تحلیل (خبرگان)، مطالعه درباره آن ها تا اشباع نظری اطلاعات گردآوری شده انجام شد و درنهایت هجده نفر برای نمونه انتخاب شدند. داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شده است. براساس نتایج پژوهش، چالش های پیش روی زائران ایرانی در تجربه پیاده روی اربعین چهار مقوله اصلی و ده مقوله فرعی به دست آمد. مقوله های اصلی عبارت اند از چالش های بهداشتی، چالش های اقامتی، چالش های حمل ونقل و چالش های فرهنگی اجتماعی. یافته های این پژوهش، علاوه بر آنکه برای پژوهشگران در زمینه ابررویدادها شایان توجه است، اهمیت توجه به تجربه چندبعدی زائر و گردشگر و شناسایی چالش های آسیب زننده به این تجربه را که درنهایت بر نیات رفتاری به ویژه بازدید دوباره اثرگذار است، حتی در بافتار گردشگری مذهبی که با انگیزه معنویت انجام می پذیرد، به مدیران مقصدها و برگزارکنندگان رویدادها به ویژه رویدادهای مذهبی یادآور می شود.
۳۰۹۱.

بررسی تطبیقی تأثیرگذاری طراحی فضاهای شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات فیزیکی در محیط های شهری، تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل شهروندان در فضاهای عمومی و کیفیت ارتباطات اجتماعی گذاشته است. فضای شهری صرفاً بستر فعالیت های روزمره نیست، بلکه نقشی کلیدی در شکل گیری هویت جمعی، حس تعلق و انسجام اجتماعی ایفا می کند. طراحی نامناسب فضاهای عمومی می تواند به کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوای فردی و تضعیف سرمایه اجتماعی در شهرها منجر شود. ازاین رو، بررسی تأثیر عناصر طراحی شهری بر تعاملات اجتماعی، گامی ضروری در جهت تحقق برنامه ریزی شهری پایدار به شمار می آید. مطالعات متعدد در سطح ملی و بین المللی، ابعاد فیزیکی، اجتماعی و ادراکی فضاهای شهری را موردبررسی قرار داده اند. بررسی پژوهش ها نشان داده اند که ساختارهای فضایی متراکم و قابل فهم، زمینه ساز تعاملات اجتماعی پویا هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگی های طراحی فضایی بر میزان و نوع تعاملات اجتماعی در شهر تبریز است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی سه گانه شامل مطالعات میدانی، تحلیل تصاویر ماهواره ای و مدل سازی داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگی های فیزیکی و فضایی، تعاملات اجتماعی را در انواع مختلف فضاهای شهری تسهیل یا محدود می کنند. این مطالعه از شاخص های طیفی نظیر NDVI شاخص نرمال شده پوشش گیاهی و NDBI شاخص نرمال شده ساخت وساز برای بررسی نقش پوشش گیاهی و تراکم ساخت وساز در ارتقای فعالیت های اجتماعی بهره می گیرد. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع ترکیبی بوده و شامل گردآوری داده های میدانی (پرسش نامه)، تحلیل تصاویر ماهواره ای (سنتینل و لندست) و ارزیابی مکانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان استفاده کننده از چهار فضای شاخص شهری (پارک ائل گلی، میدان ولیعصر، بازار تبریز و خیابان شریعتی) است که بر اساس برآورد جمعیت فعال در این فضاها حدود 40,000 نفر تخمین زده شد. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95٪ و سطح خطای 0.04 (دقت بیشتر) و در نظر گرفتن میزان پرسش نامه های مخدوش حجم نمونه 750 نفر تعیین شد و با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل نتایج انجام شده است. نتایج و بحث: نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سه مؤلفه دسترسی پذیری (β=0.41)، پوشش سبز (β=0.37) و خوانایی فضایی (β=0.22) اثر معناداری بر ارتقا تعاملات اجتماعی دارند (R²=0.48). تصاویر ماهواره ای نشان دادند که پارک ائل گلی با ۶۵٪ پوشش سبز و شاخص اتصال ۰.۷۵، بالاترین سطح تعاملات را فراهم کرده، درحالی که خیابان شریعتی با ۱۵٪ پوشش سبز و اتصال ۰.۴۵ عملکرد ضعیف تری داشته است. همچنین مشخص شد ۳۵٪ تعاملات اجتماعی به پیاده روی اختصاص داشته و پس ازآن معاشرت دوستانه سهم بالاتری داشته و فعالیت های فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که طراحی فضایی و فیزیکی فضاهای شهری نقش مهمی در افزایش یا محدود کردن تعاملات اجتماعی بین شهروندان دارد. محیط های شهری با سطوح بالای دسترسی، پوشش سبز و یکپارچگی فضایی - مانند پارک ائل گلی - بالاترین سطح تعامل اجتماعی را نشان دادند. برعکس، مناطق پراکنده و با تجهیزات ضعیف، مانند خیابان شریعتی، با تعامل محدود همراه بودند. ادغام داده های میدانی با شاخص های مشتق شده از ماهواره NDVI و NDBI اثربخشی ابزارهای سنجش ازدور را در ارزیابی کیفیت اجتماعی-فضایی محیط های شهری تأیید کرد. علاوه بر این، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت و امنیت درک شده به طور قابل توجهی بر الگوهای تعامل تأثیر می گذارند و باید در طراحی فضاهای عمومی در نظر گرفته شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های آگاهانه در برنامه ریزی شهری قرار گیرد. این پژوهش نشان دهنده اهمیت استفاده از شواهد علمی در فرآیند تصمیم گیری است و می تواند به ایجاد یک محیط شهری پایدار و کارآمد منجر شود. درنتیجه، بهره گیری از این نتایج در برنامه ریزی های شهری می تواند به تقویت زیرساخت ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.
۳۰۹۲.

ترسیم آینده ی بدیل سکونتگاه غیررسمی ایران در مواجهه با تغییرات اقلیمی و تحولات دیجیتال مطالعه موردی با روش سناریوپردازی مشارکتی، محدوده مورد مطالعه: محله باغ نشاط شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۶۰
سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از پیامدهای شهرنشینی شتابان، به دلیل دارا بودن شکاف های ساختاری و زیرساختی، در صف اول مواجهه با تهدیدات تغییرات اقلیمی قرار دارند. از سوی دیگر، تحولات دیجیتال، ظرفیت های نوینی را برای مدیریت این چالش ها فراهم ساخته است. این پژوهش با هدف آینده پژوهی و تدوین راهبردهای تاب آوری برای محله باغ نشاط قزوین، به عنوان نماد بارز این سکونتگاه ها، با استفاده از رهیافت سناریوپردازی مشارکتی انجام شده است. روش تحقیق حاضر کیفی است و داده های لازم از طریق ۲۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته با ساکنان، ۹ مصاحبه با خبرگان و ذی نفعان کلیدی، تشکیل سه گروه کانونی متشکل از زنان، جوانان و کسبه، مشاهدات میدانی نظام مند و نیز مطالعه اسناد ثانویه گردآوری شد. فرآیند تحلیل داده ها در سه مرحله و با به کارگیری تلفیقی از روش تحلیل مضمون برای استخراج پیشران های کلیدی، ماتریس تأثیر متقابل برای سنجش روابط میان آن ها و در نهایت، تحلیل مورفولوژیک برای ترکیب حالت های مختلف پیشران ها و تولید سناریوهای بدیل انجام پذیرفت. یافته های تحقیق منجر به شناسایی چهار سناریوی محتمل برای آینده پژوهی محله شد: ۱) سناریوی «تاب آوری دیجیتال» که در آن پذیرش گسترده فناوری های نوین منجر به کاهش قابل توجه خسارات کالبدی می شود؛ ۲) سناریوی «بحران اقلیمی» که با تشدید مخاطرات طبیعی و ضعف در پاسخ دهی، افزایش مهاجرت را در پی دارد؛ ۳) سناریوی «مشارکت محدود» که با وجود تقویت نسبی سرمایه اجتماعی، به دلیل تداوم موانع ساختاری مانند نابرابری جنسیتی و سنی، نتوانسته به تاب آوری کامل منجر شود؛ و ۴) سناریوی آرمانی «تحول پایدار» که با تلفیق حکمروایی دیجیتال، برنامه ریزی سبز و مشارکت تمام سنجه جامعه محلی، منجر به ارتقای کیفیّت زندگی و تاب آوری همه جانبه شده است. در پایان، راهبردهای عملیاتی همچون آموزش مهارت های دیجیتال به گروه های مختلف ساکن، توسعه اپلیکیشن های هشدار زودهنگام سیل، نهادینه سازی کارگاه های مشارکتی و سرمایه گذاری در زیرساخت های سبز، به عنوان مسیرهای تحقق سناریوهای مطلوب پیشنهاد شده اند.
۳۰۹۳.

تحلیلی بر تحقق پذیری شهر هوشمند در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۶
رشد سریع و اغلب کنترل نشده شهری در دهه های اخیر، کلان شهر تبریز را با چالش های متعددی همچون گسترش پراکنده فضاهای شهری، افزایش نابرابری های اجتماعی- فضایی، تراکم بالای ترافیک، آلودگی های زیست محیطی و کاهش کیفیت زندگی شهروندان مواجه ساخته است. هدف از این پژوهش، تحلیلی بر تحقق پذیری مناطق ده گانه کلان شهر تبریز با استفاده شاخص های رشد هوشمند شهری جهت تحقق شهر هوشمند می باشد، در همین راستا ابتدا شاخص ها و معیارهای شهر هوشمند و عوامل تأثیرگذار بر آن گردآوری و سپس برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده و رتبه بندی مناطق تبریز از لحاظ شاخص های رشد هوشمند شهری از دو روشCVR ، ANP به صورت ترکیبی استفاده شده است و پس از آن با سنجش و ارزیابی پتانسیل ها و زیرساخت های تکنولوژی مناطق ده گانه کلان شهر تبریز، اثر هر یک از این شاخص ها بر مناطق مشخص شده و با تحلیل میزان قابلیت ذاتی آن ها روشن گردیده است که ضرایب اهمیت این شاخص ها در هر منطقه به چه میزان می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق 2 و 9 به ترتیب با مقدار 6.17 و 5.94 بیشترین میزان هوشمندی را در بین مناطق تبریز داشته و پس از آن مناطق 8 و 5 قرار گرفته اند، منطقه 7 نیز با مقدار 4.61 کمترین میزان هوشمندی را دارا می باشد.
۳۰۹۴.

تحلیل ظرفیت های توسعه ای- ترانزیتی سواحل مکران در راستای توسعه گردشگری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۱
سواحل مکران، به عنوان یکی از استراتژیک ترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به اقیانوس هند، پتانسیل عظیمی برای توسعه گردشگری پایدار دارد که فراتر از جنبه های فرهنگی و اجتماعی، شامل ابعاد اقتصادی، ترانزیتی، مالی و بین المللی می شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع ظرفیت های توسعه ای این منطقه، از جمله میراث فرهنگی بلوچی، توانمندسازی جوامع محلی، فرصت های اقتصادی (مانند صنایع گردشگری و اقتصاد آبی)، ترانزیتی (نقش دروازه INSTC و کاهش تمرکز بر خلیج فارس)، مالی (جذب سرمایه گذاری خارجی و اوراق پروژه) و بین المللی (همکاری با هند و کشورهای آسیای مرکزی) انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و کمی داده های کتابخانه ای، اسنادی، گزارش های رسمی و مقالات از فصلنامه جغرافیا است. جامعه آماری شامل بیش از ۳۰۰ سند و مقاله مرتبط است و نمونه گیری هدفمند (مقالات داخلی، سند های رسمی و گزارش های میدانی) انجام شده. ابزارها شامل کدگذاری کیفی (با MAXQDA)، مدل SWOT و روابط کمی مانند: E=T×M×F (E: اشتغال، T: گردشگران، M: ضریب محلی، F: ضریب ترانزیتی) برای تخمین اثرات اقتصادی (۵۰,۰۰۰ شغل از ۱.۵ میلیون گردشگر) است. یافته ها نشان می دهد که ظرفیت های توسعه ای مکران، با تمرکز بر گردشگری پایدار، می تواند GDP (تولید ناخالص ملی) را ۵ تا ۷ درصد افزایش دهد، اما موانع اصلی را می توان شامل تشتت مدیریت و ناهماهنگی و کامل نبودن شبکه ترانزیتی دانست. فرضیه اصلی مبنی بر «فقدان نظام حکمرانی یکپارچه چندبعدی، ریشه ای ترین مانع توسعه گردشگری پایدار مکران است»، تأیید می گردد. نوآوری پژوهش در ادغام ابعاد چندگانه و پیشنهاد مدل مدیریت فرابخشی با استناد به تجارب جهانی (شنزن و جبل علی) است.
۳۰۹۵.

ارزیابی مکانی و زمانی دقت برآورد بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Landدر استان اصفهان طی دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
این مطالعه با هدف ارزیابی مکانی و زمانی دقت تخمین بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Land استان اصفهان (ایران) در دوره 2004 تا 2023 انجام شده است. برای این منظور، از 6 ایستگاه همدیدی منتخب (اصفهان، داران، سمیروم، نایین، خور و بیابانک و کاشان) به عنوان نماینده منطقه مورد مطالعه استفاده شد. داده های ایستگاه زمینی از سازمان هواشناسی ایران و داده های مربوط به بازکاوی ERA5-Land از درگاه اینترنتی کوپرنیکس دریافت شد. دقت برونداد بارشی پایگاه مذکور، به صورت مقایسه بارش های برآورد شده بازکاوی با ایستگاه های هواشناسی همدیدی زمینی در مقیاس زمانی ماهانه با استفاده از نمودار تیلور و شاخص های آماری کلیدی نظیر RMSE، NSE، میانگین خطا، BIAS و شاخص ویلموت انجام گرفت. برای افزایش دقت برونداد پایگاه بازکاوی از روش تصحیح اریبی نگاشت چارک (Quantile Mapping) استفاده گردید. در گام بعد، برای ارزیابی اختلاف میانگین بارش ماهانه در دوره 20 ساله دو پایگاه داده در نرم افزار GIS پهنه بندی صورت گرفت تا از لحاظ مکانی مناطق دارای بیش برآوردی و کم برآوردی بارش توسط ERA5-Land تعیین گردد. محاسبات نشان داد که داده های بارش پایگاه بازکاوی در این تحقیق تخمین بسیار مناسبی از بارش استان اصفهان را با حداکثر اختلاف 10 میلی متر در مقایسه با داده های ایستگاه های زمینی انجام داده اند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که بهترین عملکرد پایگاه ERA5-Land در فصول زمستان و پاییز است و همچنین بیشینه و کمینه اختلاف داده های بارش بین دو پایگاه داده، به ترتیب در غرب و شمال منطقه مورد مطالعه رؤیت شده است. از لحاظ بیش برآوردی و کم برآوردی توزیع مکانی خاصی مشاهده نشد. نتایج نشان داد که برونداد ریزگردانی شده پایگاه بازکاوی ERA5-Land از دقت بالا و مناسب جهت تخمین بارش منطقه مورد مطالعه برخوردار است.
۳۰۹۶.

تحلیل تاب آوری کاربری اراضی شهری با رویکرد توسعه پایدار: مطالعه موردی شهر فیروزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
تاب آوری کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در برنامه ریزی شهری و توسعه پایدار، به توانایی اراضی در مقابله با بحران ها و تغییرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد. پژوهش حاضر در تلاش است تا با شبیه سازی و تحلیل تاب آوری کاربری اراضی، به شناسایی نقاط قوت و ضعف در مدیریت منابع و زیرساخت ها پرداخته و راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی شهری ارائه دهد. در مرحله اول، اطلاعات کتابخانه ای شامل مقالات علمی، گزارش های تحقیقاتی و مستندات موجود جمع آوری و چارچوب نظری تحقیق تدوین شد. سپس، با استفاده از روش میدانی، داده ها از 20 کارشناس متخصص در زمینه های برنامه ریزی شهری و محیط زیست به دست آمد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (FANP) بهره برداری شد تا اهمیت و وزن معیارهای مختلف تاب آوری کاربری اراضی بر اساس نظر کارشناسان ارزیابی شود. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که اراضی شهر فیروزآباد در پنج طبقه از کاملاً تاب آور تا کاملاً آسیب پذیر دسته بندی شده اند که این دسته بندی می تواند مبنای تصمیم گیری های مدیریتی و برنامه ریزی برای توسعه پایدار در شهر باشد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که تغییرات در عوامل اقتصادی و اجتماعی (مانند قیمت زمین، نرخ جمعیت و دسترسی به خدمات) تأثیر قابل توجهی بر تاب آوری کاربری اراضی دارند. از سوی دیگر، عوامل ساختاری-طبیعی تأثیر کمتری در مقایسه با عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تاب آوری اراضی دارند. این پژوهش با ترکیب روش های تحلیل خوشه ای و حساسیت، اطلاعات دقیق و کاربردی در زمینه تاب آوری کاربری اراضی ارائه کرده و می تواند به عنوان مدل مفهومی برای سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۳۰۹۷.

برنامه ریزی فضایی: یک تعریف جدید، مفاهیم و اصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
برنامه ریزی فضایی در سال های اخیر به یکی از حوزه های کلیدی علم جغرافیا و برنامه ریزی تبدیل شده است. باوجوداین، نوشته های اندکی به طور مشخص درباره تعریف برنامه ریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامه ریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیان های نظری آن تلفیقی از دیدگاه های نیچه و دلوز درباره نیروهای کنش گر و واکنش گر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامه ریزی فضایی در نوشتار حاضر به مثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند به منظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامه های فضایی و فعلیت بخشی به آن ها در مقیاس های فضایی و افق های زمانی متفاوت تعریف می شود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامه ریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنش گر و نیروهای واکنش گر است. 2) برنامه ریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامه ریزی فضایی کنش های سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت می کند. 4) برنامه ریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را به طور پیوسته بازصورت بندی نماید. 5) برنامه ریزی فضایی می کوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامه های فضایی، هنجارمند سازد و به جای این که فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیان گر عالی ترین وجه کنش گرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامه ریزی فضایی است.
۳۰۹۸.

تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
امروزه با رشد سریع جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش گسستگی شهرها از طبیعت، شهرها با چالش های جدی زیست محیطی مواجه شده اند. در این راستا نظریه جدید شهر بیوفیلیک با تأکید بر حضور طبیعت و عشق و علاقه نسبت به آن موردتوجه قرارگرفته است. یکی از ارکان اساسی برای دستیابی به شهر بیوفیلیک وجود شهروندان دوستدار طبیعت است. بنابراین توجه به نقش شهروندان در توسعه مبتنی بر طبیعت ضروری می نماید. هدف از این پژوهش شناسایی شاخص های مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک و سنجش تأثیرگذاری این شاخص ها بر تحقق شهروند بیوفیلیک است. در این راستا روش توصیفی- تحلیلی مورداستفاده قرارگرفته و گردآوری داده ها از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی (از نوع پرسشنامه) صورت پذیرفته است. حجم نمونه کلی از طریق روش طبقه بندی شده تعداد 745 به دست آمده است. تخصیص حجم نمونه بر اساس روش متناسب و توزیع آن بر اساس فاصله نمونه گیری روش سیستماتیک انجام شده است. همچنین برای سنجش تأثیرگذاری شاخص ها روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم به عنوان یکی از فنون مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos..Graphic اتخاذ گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقق شهروند بیوفیلیک به ترتیب وابسته به بعد فعالیت های بیوفیلیک و سپس بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک است. در تبیین بعد فعالیت های بیوفیلیک به ترتیب شاخص های مدت زمان حضور، مشارکت و حساسیت نسبت به طبیعت و در تبیین بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک به ترتیب شاخص های میزان آشنایی با کاربرد طبیعت و میزان آشنایی با گونه های گیاهی بیشترین نقش را دارند.
۳۰۹۹.

بررسی جهت گیری فضاهای فصلی خانه های یزد نسبت به انرژی خورشیدی دریافتی و بار حرارتی ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر بجای سوخت های فسیلی در کنار بهبود شرایط ساختمان در کاهش مصرف انرژی، دو راهکار برای حل مشکلات مربوط به تغییرات اقلیمی می باشد. از ویژگی های معماری گذشته، همسو با این راهکارها، جهت گیری متناسب با عوامل اقلیمی و ویژگی های آب و هوایی و کوچ فصلی در داخل بنا بوده است. فضاهای فصلی، زمستان نشین-تابستان نشین، در جبهه های مختلف پیرامون حیاط مرکزی برای استفاده در فصل و زمانی خاص اختصاص دارد. در این پژوهش ابتدا مقدار انرژی خورشیدی دریافتی در جهت گیری فضای تابستان نشین –زمستان نشین با روش هاتل در ماه های سرد و گرم(با توجه به نمودار نیاز اقلیمی شهر یزد) محاسبه شده است. در ادامه با استفاده از شبیه ساز دیزاین بیلدر بررسی در دو مرحله شامل مدلسازی کل ساختمان و محاسبه بار حرارتی کل ساختمان در کل سال در هفت زاویه متفاوت و در مرحله دوم شبیه سازی، بخش های زمستانی و تابستانی بطور مجزا و پیش بینی بار حرارتی و میزان جذب تابش خورشید در هر دو قسمت انجام شد. نتایج نشان می دهد که بیشینه انرژی دریافتی در ماه های سرد در دیوارهای سمت صفر، 15 و 15- درجه می باشد. علاوه براین، کمینه انرژی خورشیدی در سه ماه گرم، در دیوارهای سمت شمال دریافت می گردد. کمترین بار حرارتی در ساختمان در جهت قرارگیری فضای زمستانی به سمت جنوب و در بازه چرخش 15 درجه به سمت شرق و غرب پیش بینی گردید. این زوایه ها با زاویه سمت زمستان نشین و تابستان نشین خانه های تاریخی یزد که مورد مطالعه قرار گرفته است مطابقت ندارد. به نظر می رسد عوامل دیگری چون جهت وزش بادهای نامطلوب، علاوه بر انرژی دریافتی در جهت گیری فضاهای فصلی موثر بوده است
۳۱۰۰.

تبیین و ارزیابی مؤلفه های طراحی بایوفیلی ساختمان های بلندمرتبه با روش دلفی؛ بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع بلندمرتبه سازی در کلان شهرهای ایران، به ویژه تهران، باعث کاهش ارتباط انسان با طبیعت و افت کیفیت زیستی و روانی فضاهای مسکونی شده است. طراحی بایوفیلیک به عنوان رویکردی انسان محور، در پی بازآفرینی پیوندهای حسی، بصری و عاطفی میان انسان و طبیعت است. این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نظر خبرگان، به شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه پرداخته است. یافته ها نشان می دهد عواملی مانند نور طبیعی، حضور گیاهان، مصالح طبیعی، جریان هوا و دید به مناظر، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت محیط سکونت دارند. هدف اصلی تحقیق، ارائه چارچوبی بومی برای به کارگیری مؤلفه های بایوفیلیک در معماری ایران و ارتقای کیفیت زیستی و روانی فضاهای شهری است. مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است. در مرحله نخست، داده های کیفی از طریق روش دلفی و با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و شهرسازی گردآوری شد. روش دلفی به سامان دهی دیدگاه ها، باورها و نگرش های متخصصان در قالب فرایندی ساختاریافته کمک می کند. در گام اول، جامعه پژوهش و نمونه اولیه شناسایی و مصاحبه های مقدماتی برای استخراج گویه های کلیدی انجام شد. این گویه ها مبنای طراحی پرسشنامه مرحله دوم قرار گرفتند. در مرحله دوم، با استفاده از داده های حاصل از بخش کیفی، پرسشنامه ای طراحی و داده های کمی گردآوری شدند. برای تدوین مبانی نظری و بررسی پیشینه، از روش توصیفی–تحلیلی و داده های اسنادی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی است که به صورت هدفمند و با تکنیک دلفی انتخاب شدند. داده های کیفی با تحلیل محتوای دلفی و داده های کمی با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج و بحث: تحلیل داده های پرسشنامه ای که توسط ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی تکمیل شد، نشان داد که مؤلفه های خاصی از طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این میان، حضور نور و آب با میانگین ۳.۵۷ بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد؛ این شاخص شامل استفاده از نور طبیعی، تعبیه آب نماها، پنجره های وسیع و به طور کلی حضور محسوس آب در فضاهای داخلی و بیرونی ساختمان است. پس از آن، ارتباط بصری و غیربصری با طبیعت با میانگین ۳.۱۵ در جایگاه دوم قرار گرفت که بیانگر اهمیت دید به مناظر طبیعی، صدای محیط، بوی گیاهان و دیگر محرک های حسی مرتبط با طبیعت است. سومین مؤلفه با اهمیت بالا، تحریک غیرموزون حسی بود که میانگین ۲.۸۲ را کسب کرد و شامل تجربه هایی نظیر تغییرات نور در طول روز، حرکت هوا، سایه های متحرک و صداهای تصادفی و لطیف در محیط می شود. از دیگر شاخص هایی که در ارزیابی ها دارای امتیاز بالایی بودند، می توان به مصالح طبیعی با میانگین ۲.۷۴، تنوع حرارتی و جریان هوا با میانگین ۲.۶۸ و احساس پناهگاه با میانگین ۲.۶۱ اشاره کرد. نتیجه گیری: طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه با ایجاد پیوند میان انسان و طبیعت، به طور معناداری کیفیت محیط و سلامت روانی ساکنان را ارتقاء می دهد. حضور عناصر طبیعی مانند نور طبیعی، گیاهان، مناظر سبز و تهویه مناسب، موجب کاهش استرس، افزایش آرامش و تقویت احساس تعلق می شود. این نوع طراحی با ایجاد تجربه های حسی متنوع و بازگرداندن طبیعت به زندگی شهری، به بهبود تعاملات اجتماعی و رضایت کلی از فضا کمک می کند. در ساختمان های پرتراکم که معمولاً فاقد ارتباط مستقیم با طبیعت هستند، ادغام اصول بایوفیلیک می تواند توازنی میان نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی انسان برقرار کند و زمینه ساز ارتقاء کیفیت زندگی در محیط های شهری شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان