ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۷۴۱.

بهینه سازی چندهدفه پویای سبد دارایی های کربن زدایی شده تحت عدم قطعیت ژئوپلیتیک با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری ترکیبی و یادگیری عمیق بازگشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
گذار به اقتصاد کم کربن موجب ظهور طبقه ای جدید از دارایی های مالی با عنوان «دارایی های کربن زدایی شده» شده است. مدیریت پرتفوی این دارایی ها به دلیل عدم قطعیت ژئوپولیتیکی، نوسانات سیاست های اقلیمی و ماهیت پویای بازارهای انرژی و کربن با چالش های جدی مواجه است. این پیچیدگی ها نیازمند رویکردهای تطبیقی و داده محور هستند که توانایی مدیریت محیط های غیرایستا را داشته باشند. این مقاله چارچوبی برای بهینه سازی چندهدفه پویا ارائه می دهد که در آن ترکیبی از الگوریتم های فراابتکاری(NSGA-II، PSOو تفاضل تکاملی) و شبکه های عصبی بازگشتی عمیق (LSTM/GRU) برای پیش بینی و تصمیم گیری به کار گرفته شده است. این مدل به گونه ای طراحی شده است که هم وابستگی های زمانی و هم رفتار تصادفی بازار را در نظر بگیرد. مدل پیشنهادی به طور هم زمان بازده پرتفوی، شدت کربنی و ریسک ژئوپولیتیکی را بهینه می کند. نتایج نشان می دهد که رویکرد ترکیبی پیشنهادی در مقایسه با چارچوب کلاسیک مارکویتز، به ویژه در شرایط بسیار نوسانی و عدم قطعیت بالا، پرتفوی های پایدارتر و کارآمدتری ارائه می دهد. یافته ها بر اهمیت ترکیب هوش مصنوعی با بهینه سازی تکاملی در تصمیم گیری مالی پایدار تأکید دارند.
۷۴۲.

تحلیل نقش اقتصاد رفتاری دیجیتال در طراحی محصولات مالی هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش با هدف تحلیل نقش اقتصاد رفتاری دیجیتال در طراحی محصولات مالی هوشمند انجام شده است. در دهه اخیر، گسترش فناوری های مالی، هوش مصنوعی و کلان داده ها موجب تحول اساسی در ساختار خدمات مالی و نحوه تصمیم گیری کاربران شده است. در این میان، رفتار مالی افراد بیش از گذشته تحت تأثیر سوگیری های شناختی، محدودیت های عقلانیت و عوامل هیجانی قرار گرفته است که می تواند منجر به تصمیمات غیرکارا در بازارهای مالی شود.اقتصاد رفتاری دیجیتال به عنوان یک رویکرد نوین میان رشته ای، با ترکیب اصول اقتصاد رفتاری و ابزارهای تحلیل داده های پیشرفته، امکان تحلیل دقیق تر رفتار کاربران و طراحی مداخلات هدفمند برای بهبود تصمیم گیری مالی را فراهم می سازد. این پژوهش با رویکرد مروری–تحلیلی، نقش مؤلفه هایی همچون معماری انتخاب، تلنگرهای رفتاری ، شخصی سازی خدمات مالی، الگوریتم های یادگیری ماشین، تحلیل رفتار لحظه ای کاربران و طراحی رابط های کاربری هوشمند را در توسعه محصولات مالی هوشمند بررسی می کند.یافته های پژوهش نشان می دهد که به کارگیری اقتصاد رفتاری دیجیتال می تواند به بهبود کیفیت تصمیمات سرمایه گذاری، افزایش رفاه مالی افراد، کاهش خطاهای شناختی، ارتقای سواد مالی دیجیتال و افزایش شفافیت در تعاملات مالی منجر شود. همچنین، این رویکرد در بهینه سازی تجربه کاربری و افزایش اثربخشی پلتفرم های مالی نقش مهمی ایفا می کند. با این حال، چالش هایی نظیر نقض حریم خصوصی داده ها، سوگیری الگوریتمی، وابستگی بیش از حد کاربران به سیستم های هوشمند، و مسائل اخلاقی مرتبط با دستکاری رفتاری نیز از جمله محدودیت های مهم این حوزه محسوب می شوند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت تلفیق دقیق ملاحظات رفتاری، فناورانه و اخلاقی در طراحی نسل جدید محصولات مالی هوشمند تأکید می کند.
۷۴۴.

پیمان آماسیه: چگونه ایران و عثمانی حقوق بین الملل مدرن را بنیان نهادند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۲
پیمان آماسیه در سال ۱۵۵۵ میلادی (۹۶۲ هجری قمری) در شهر آماسیه واقع در آناتولی میان دو قدرت بزرگ منطقه، دولت صفوی ایران به رهبری شاه تهماسب اول و امپراتوری عثمانی به فرماندهی سلطان سلیمان قانونی، منعقد شد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی نشان می دهد این پیمان پس از دهه ها درگیری نظامی و رقابت مذهبی-سیاسی میان این دو قدرت به امضاء رسید و برای نخستین بار مرزهای مشخصی به عنوان حاکمیت سرزمینی میان این دو امپراتوری تعریف کرد. این معاهده نه تنها به جنگ های متناوب پایان داد، بلکه چارچوب حقوقی جدیدی برای روابط دو کشور بنا نهاد که تأثیرات آن تا قرن ها بعد قابل مشاهده است. نتیجه آنکه پیمان آماسیه را می توان الگویی پیش گام در عرف دیپلماتیک دولت محور و زمینه ساز تحولات بعدی حقوق بین الملل در جهان اسلام و حتی فراتر از آن به شمار آورد.
۷۴۵.

نتایج و پیامدهای مشارکت در طرح یادگیری خدمت محور از دیدگاه دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و هدف: یادگیری خدمت محور، پیوندی میان آموزش و دغدغه های اجتماعی است و مؤسسات آموزشی را قادر می سازد تا نیازهای بزرگتر جامعه را برطرف کنند و دانشجویان را به چالش می کشد تا به نقش خود به عنوان اعضای جامعه و شهروند، توجه جدی داشته باشند و این همان ماموریت اصلی موسسات آموزش عالی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نتایج و پیامدهای یادگیری خدمت محور از نگاه ذی نفعان یک پروژه عملی در دانشگاه شهید بهشتی است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی بوده و مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 14 نفر از دانشجویان و موسساتی هستند که در طرح های یادگیری خدمت محوری که توسط دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده، حاضر بودند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده که سوالات آن بر اساس روش استار طراحی شده است. داده های حاصل از مصاحبه با تمامی ذی نفعان یادشده با رویکرد تحلیل مضمون و در سطوح اولیه و نهایی کدگذاری و تحلیل شدند یافته ها: در نهایت 16 مقوله کلیدی در نتایج و پیامدها برای دانشجویان شناسایی شد که مهم ترین آنها عبارتند از کمک به ارتقا حس اعتماد به نفس، ایجاد فرصت ارتقا مهارت های ارتباطی دانشجویان در تعامل با افراد مختلف، کمک به انتخاب شغل آینده و کسب مهارت های لازم برای ورود به محیط کاری. از طرف دیگر برای موسسات دریافت کننده خدمت هم 7 مقوله کلیدی نتیجه و پیامد استخراج شده که مهم ترین آنها ناظر به حل مشکلات سازمان در حوزه نیروی انسانی می باشد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با استفاده از مصاحبه با دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت یادگیری خدمت محور اجراشده در داخل کشور، پیامدهای عملی این طرح ها و ضرورت اجرا و توجه ویژه به آنها را در اختیار محققان و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی کشور قرارداده است. همسویی یافته ها با پژوهش های پیشین، صحت نتایج را تصدیق می نماید.
۷۴۶.

مؤلفه های تعیین کننده و ملاک های سنجش گستره صلاحدید دولت ها در رویه دیوان اروپایی حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
اجرای تعهدات از سوی دولت ها متضمن نوعی اعمال حاشیه صلاحدید است. با این وجود این حق دولت ها نامحدود نیست. در همین راستا دیوان اروپایی حقوق بشر، تأکید دارد این حق باید تحت نظارت دیوان باشد. با وجود این، رویه دیوان رویکرد متحدالشکلی را نسبت به دامنه این حق دولت ها نشان نمی دهد. دیوان معمولاً با در نظر گرفتن اوضاع و احوال، موضوع و پیش زمینه هر پرونده اعلام می کند حدود اختیار دولت ها در اعمال این حق را تعیین می کند. در عین حال ضمن بررسی عملکرد دولت، معیارهایی را نیز برای پذیرش اقدامات آن ها در این چارچوب بیان می دارد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی رویکرد دیوان نسبت به عوامل مؤثر بر حدود گستره صلاحدید دولت ها و معیارهای ارزیابی اعمال شده در حاشیه صلاحدید موسع و مضیق را در رویه این نهاد بررسی کرده است. تحقیق حاضر نتیجه می گیرد عوامل متعددی از جمله ماهیت حق ادعایی، موضوع اختلاف و گروه های ذی نفع و اهمیت مسئله در تعیین گستره حاشیه صلاحدید دولت ها مؤثر هستند. در عین حال معیارهای تقریباً مشابه با محتوای متفاوت برای حاشیه صلاحدید موسع و مضیق اعمال شده است.
۷۴۷.

اهمیت و نقش نشانگرهای فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
مطالعه مقالات علمی، به عنوان ژانر اصلی تولیدات علمی و ابزار مهم تبادل اطلاعات در بین اعضای جامعه علمی در طی چند دهه گذشته مورد توجه روزافزون واقع شده است. در گفتمان علمی، ساختار و انسجام متنی ایجاب می کند نویسندگان به طور مناسب از فراگفتمان و انواع آن شامل فراگفتمان تبادلی و برهم کنشی و راهبردهای آنها به طور مناسب بهره برند. در پژوهش حاضر، با رویکردی پیکره بنیان و براساس انگاره هایلند به واکاوی مقوله فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی در حوزه علوم انسانی پرداخته می شود تا از این رهگذر به اهمیت و نقش عنصر فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی پی برده شود. بدین منظور، تعداد 800 جکیده مقاله علمی پژوهشی از 16 حوزه علوم انسانی از پرتال جامع علوم انسانی را به صورت تصادفی انتخاب کرده و مورد تحلیل قرار دادیم. بررسی داده ها اهمیت کاربرد فراگفتمان در متن را آشکار می سازد به نحوی که در میان هر 15 واژه به کار رفته در مقالات علمی پژوهشی، به طور تقریبی، یک نشانگر فراگفتمان تبادلی یافت می شود. همچنین تجزیه و تحلیل پیکره حاکی از آن است که قالب نماها بیشترین راهبرد فراگفتمان تبادلی استفاده شده در پیکره مورد بررسی بوده و گذارها و ابهام زداها با فاصله اندکی از آن در رتبه های بعدی واقع می شود و نشانگرهای درن متنی و گواه نماها کمترین فراوانی را در پیکره به خود اختصاص می دهد. در نهایت نیز پیشنهادات و اصلاحاتی برای مطابقت بیشتر انگاره هایلند با ویژگی های گفتمان علمی فارسی ارائه می گردد.
۷۴۸.

نشانه شناسی فرهنگی مکان در بوم سروده دو چنار اثر حسن روشان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
رابطه دوسویه انسان و مکان در شکل گیری انواع فرهنگ بشری تأثیر بسزایی داشته است. در نشانه شناسی فرهنگی، رابطه مکان به عنوان یک نظام نشانه ای با دیگر رمزگان های فرهنگی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد تا «اومِولت » ها و «سپهر های نشانه ای» متون را مشخص سازد. منظومه دو چنار اثر حسن روشان یکی از آثار ادبی فاخر معاصر به زبان فارسی در وصف تاریخ، فرهنگ و جغرافیای خراسان شمالی بویژه شهر بجنورد است. در این منظومه، عنصر مکان به صورت یک رمزگان پویا و سیال با دیگر ابعاد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مردم خراسان شمالی پیوند خورده است که از منظر نشانه شناسی فرهنگی مرزهای سپهر نشانه ای متن را مشخص می سازد. این مقاله می کوشد دلالت های معنایی مکان های یاد شده در منظومه دو چنار را براساس رویکرد نشانه شناسی فرهنگیِ مکان واکاوی کند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که یادکرد اماکن باستانی (معبد اسپاخو، چرمغان)، طبیعی (قنات فیض آباد، چشمه پلمیس )، کوچه ها و محلات قدیمی شهر (سبزه میدان، قرنقه دالان، النگ اوچ آقاچ، شترخانه) و اماکن مدرن (سینما و کافه)، اماکن دینی (مسجد انقلاب، مسجد امام) در منظومه دو چنار از کارکرد کنشی خود خارج شده و در فرایند پویای معناپردازی با تبدیل شدن به مکان- شدگی، فضا- شدگی مکان، مکان بازپردازی شده، مکان پدیداری و غیره به بازیابی و احیای هویت و فرهنگ عامه و تاریخ خراسان شمالی می پردازد. همچنین مکان های یاد شده در این منظومه گفتمان بومگرا، گفتمان هویتی و انقلابی و گفتمان تاریخی منعکس می کنند.
۷۴۹.

بدنِ «داش آکل»: یک خوانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
داش آکل، قهرمان ماندگار داستان کوتاه صادق هدایت، نه فقط یک شخصیت ادبی، که عرصه ای برای نبرد ایدئولوژیک بر سر هویت، قهرمانی و حافظه سیاسی در ایران معاصر است. این مقاله با بهره گیری از رویکردهای نظریِ مطالعات بدن، قدرت انضباطی و زیست سیاستِ میشل فوکو به تحلیل تطبیقی دو روایت متضاد از داش آکل می پردازد: روایت غالب و مسلطِ هدایت و روایت های شفاهی در میان مردم شیراز، جایی که داش آکلِ تاریخی در آن می زیسته است. فرض اصلی مقاله این است که دگردیسی داش آکل از یک یاغیِ ناقص عضو در روایات عامه به قهرمانی بی نقص در روایت هدایت، تصرفی ایدئولوژیک بود که در بستر گفتمانیِ مدرنیته و ملت سازیِ دوران پهلویِ اول معنادار می شود. این فرایند مستلزم سیاسی زداییِ نظام مند از بدن قهرمان، از زخم ها و تمایلات جنسیِ غیرهنجاری تا مرگ سیاسی او بود تا به نمادی «محترم» و سازگار با آرمان های هویت ملیِ نوظهور بدل شود. این مقاله نشان می دهد که چگونه بدن داش آکل همچون بایگانیِ زنده تاریخ و متنی فرهنگی عمل می کند که قدرت های اجتماعی، هنجارهای ملی گرایانه و امیال سرکوب شده جنسی بر آن حک شده اند و درک کامل این شخصیت، مستلزم توجه به هر دو روایتِ غالب و جایگزین است.
۷۵۰.

بازنمایی سرمایه دینی در شعر غلامرضا خان ارکوازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
سرمایه دینی یکی از انواع مختلف سرمایه هاست که به باورها، ارزش ها، مناسک و هویت دینی افراد و جوامع اشاره دارد. شعر به عنوان گستره ای برای تجلی آرمان ها، ارزش ها، نگرش ها و کنش های آدمی در گذر زمان، عرصه مناسبی برای بازنمایی دلالت های معنایی انسان از پدیده ها و مفاهیم جهان پیرامون است و سرمایه دینی یکی از این مفاهیم مهم است که هدف این پژوهش بازنمایی آن در اشعار غلام رضاخان ارکوازی یکی از شاعران نام آور کُردی سُرای ایلامی (حدود 1184 ۱۲۵۵ ق ) است. روش تحقیق این پژوهش تحلیل محتوای کیفی و راهبرد کدگذاری آن تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک) است. قابلیت تصدیق پژوهش از طریق حضور مستقیم محقق در میدان تحقیق و بهره گیری از ارزیابان و قابلیت انتقال آن از طریق مفصل بندی یافته ها با پیشینه ها و چهارچوب مفهومی محقق شد. یافته های تحقیق مؤید آنند که هشت تم اصلی و 33 تم فرعی از اشعار استخراج شد. تم های اصلی شامل بازنمایی صفات خداوند، سه گانه دین، استمداد بی واسطه از خداوند، استمداد باواسطه از خداوند با مکانیسم سوگند، توصیف زمینی و انسانی علی (ع)، توصیف فرازمینی و فراانسانی علی (ع)، کشاکش استمداد، تردید و تهدید و تلمیحات قرآنی هستند. در شعر غلام رضاخان ارکوازی، سرمایه دینی در قالب اعتقاد به سه گانه دین (باورها، اخلاقیات، مناسک) و کنش ورزی های مذهبی نظیر مناجات، دعا، استمداد، توسل و توکل نمود یافته است. اما بسامد و عیار این موارد به صورت یکسان و مشابه نیست. به عبارتی دیگر، التفات شاعر به اوصاف خداوند (توحید) و امامت (با تأکید بر حضرت علی (ع)) بیشتر از سایر باورهاست. دین داری معیار غلام رضاخان ارکوازی، دین داری شریعت محور است، اما به کنش ورزی های دینی طریقتی و اسطوره ای نیز التفات داشته است.
۷۵۱.

L’instance narratrice dans L’Insoutenable légèreté de l’être et La Plaisanterie de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
Dans l’analyse narratologique inspirée de Gérard Genette, l’instance narratrice désigne la voix qui raconte. Les romans de Milan Kundera, tels que La Plaisanterie et L’Insoutenable légèreté de l’être, illustrent deux formes très différentes de cette instance, qui traduisent l’évolution de l’art romanesque de cet auteur tchèque et sa conception philosophique du récit. Dans La Plaisanterie, la narration est polyphonique ; quatre narrateurs-personnages racontent tour à tour leur vécu. Chacun est un narrateur intradiégétique et homodiégétique, offrant une focalisation interne propre. Cette multiplicité détruit la voix unique du narrateur omniscient et fait du récit un ensemble de perspectives subjectives où se construit la vérité. Dans L’Insoutenable légèreté de l’être, Kundera adopte une voix extradiégétique, souvent confondue avec celle de l’auteur. Le narrateur intervient, commente et interroge ses personnages, créant une métalepsie qui relie le plan de la fiction à celui de la réflexion philosophique. Selon la perspective genettienne, Kundera déplace la fonction de l’instance narratrice, de la pluralité homodiégétique de La Plaisanterie à la voix extradiégétique et métanarrative de L’Insoutenable légèreté de l’être. Dans les deux cas, la narration n’est pas une imitation du réel mais un laboratoire d’expérimentation existentielle. Ainsi, selon la perception de Genette, Kundera transforme la narration en un instrument de pensée : l’instance narratrice devient l’espace où le roman expérimente le « champs des possibilités humaines ».
۷۵۲.

“Man of Life”: A Cultural-Linguistic Investigation of the Concept of ‘Manhood’ in the Persian Language(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۲
To shed further light on Iranian cultural cognition, an investigation was conducted into conceptualizations of ‘manhood’ among Iranian speakers of Persian. To this end, a total of 127 Persian male and female speakers from various ethnic and age groups in Iran were asked to complete a vignette question form that included five naturally occurring situations, for which the most probable concept(s) related to the action of the male character were provided by the participants. Additionally, interviews were conducted with the participants to triangulate the data and uncover the underlying worldviews. The data were then analyzed using MAXQDA, following a grounded-theory-driven approach and the analytical framework of cultural conceptualizations. The findings revealed that despite the participants’ diverse ethnic backgrounds, homogeneous and interrelated cultural schemas (i.e., ᴇɴᴅᴜʀɪɴɢ ʟɪғᴇ ᴅɪғғɪᴄᴜʟᴛɪᴇs, sᴜᴘᴘᴏʀᴛᴇʀ, ᴏ̨ᴇɪʀᴀᴛ, and ᴇᴍᴏᴛɪᴏɴ ᴄᴏɴᴛʀᴏʟ) and cultural metaphors (i.e., ᴍᴀɴ ᴀs ᴀ ʙᴀᴄᴋʀᴇsᴛ, ᴍᴀɴ ᴀs ᴀ ᴍᴏᴜɴᴛᴀɪɴ, ᴍᴀɴ ᴀs ᴀ sᴘɪɴᴇ ᴏғ ᴀ ʙᴏᴅʏ, and ᴍᴀɴ ᴀs ᴀ ᴡᴀʟʟᴇᴛ) of manhood were referred to, all of which reflect a unified cultural category (i.e., ᴍᴀɴ ᴏғ ʟɪғᴇ). It is argued that Cultural Linguistics can be utilized to unravel the unique cultural cognition of masculinity in the Iranian culture.
۷۵۳.

Performance Analysis of Elite Taekwondo Athletes by Data Clustering and Semi-Supervised Prediction Approaches(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۴
The purpose of this paper was to analyze the performance of elite taekwondo athletes using machine learning approaches to achieve three objectives: categorizing performance into four clusters ranging from excellent to poor, identifying key physical characteristics influencing performance, and predicting medal-winning potential in world competitions. This study employs the National Olympic Academy dataset of Iranian taekwondo athletes’ physical fitness and anthropometric records from 1996 to 2019 to develop descriptive and predictive models. In datasets comprising 999 female and 1560 male records, SOM-means and SOM-spectral clustering algorithms achieved average test efficiencies of 80%, for Silhouette, and 20% for Davies-Bouldin in the female dataset, and 79% and 34% respectively, in the male dataset, identifying four performance clusters based on physical attributes and medal distribution. A semi-supervised learning model with the CPLE-Learning algorithm demonstrated medal prediction capabilities, with accuracy rates of 68%, 59%, and 73% for predicting gold, silver, and bronze medals in the female dataset, and 58%, 61%, and 54% in the male dataset. These findings highlight the effectiveness of machine learning in sports performance analysis, offering valuable insights for managing taekwondo athletes and enhancing physical preparation strategies.
۷۵۴.

راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران از منظر بخش خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۳
اقلیم های متنوع و عرصه های پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونه های مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی داده های تجاری 20 سال اخیر نشان می دهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران جهت برخورداری از فرصت های رو به رشد بازار انجام شده است و از آنجاکه پیشبرد این راهبرد بدون مشارکت بخش خصوصی میسر نیست، لذا در تدوین آن نیز به نظرات تولیدکنندگان و صادرکنندگان این حوزه توجه ویژه ای شده است. در این راستا بر اساس نظرات خبرگان از روش تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) جهت تدوین راهبردها، از ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM) جهت اولویت بندی برنامه ها و سیاست ها و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویت بندی گونه های گیاهان دارویی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهند: 1- با توجه به مجموع امتیازات وزنی عوامل داخلی (4/2) و خارجی (5/2) از نظر تولیدکنندگان و کارشناسان راهبرد توسعه باید با رویکرد محافظه کارانه تدوین شود، در حالی که با توجه به ضرایب اهمیت عوامل داخلی (4/2) و عوامل خارجی (2/2) از نظر صادرکنندگان این رویکرد باید تدافعی باشد؛ 2- با توجه به ضرایب اهمیت، اجرای برنامه های ایجاد سیستم اطلاعات بازاریابی (0912/0)، افزایش ثبات در بازار (0832/0)، مدرن سازی صنایع تکمیلی و تبدیلی (0825/0)، تهیه و ترویج الگوی کشت گیاهان دارویی کشور (0789/0)، رفع موانع تجاری و ارائه مشوق های صادراتی (0732/0) و حمایت از مکانیزاسیون کشاورزی (0675/0) در اولویت قرار می گیرند؛ 3- با در نظر گرفتن شش معیار مهم اقتصادی و زیست محیطی مشخص شد که به ترتیب گیاهان با عصاره و صمغ های دارویی (338/0)، گیاهان دارویی معطر و اسانس دار (253/0) و گیاهان با دانه های دارویی (164/0) از اهمیت بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از اینست که با رویکرد تدافعی، راهبرد نفوذ در بازار از طریق بهبود کیفیت محصولات فعلی و با رویکرد محافظه کارانه، راهبرد توسعه بازار از طریق تقویت بازاریابی خارجی می توانند فرصت های رشد مناسبی را جهت پر کردن شکاف برنامه ریزی استراتژیک در شرایط فعلی فراهم نمایند. لازمه پیشبرد راهبردهای مذکور، ارتقاء دانش و فناوری در زنجیره ارزش گیاهان دارویی است که برنامه ها و سیاست های حمایتی دولت نقش مهمی در تحقق آن دارند. علاوه بر این، ایجاد یک سیستم اطلاعات بازاریابی کارآمد در پیشبرد راهبردها از طریق ساماندهی زنجیره ارزش بر اساس نیازها، سلیقه ها و استانداردهای بازارهای هدف بسیار مؤثر است. در نهایت به منظور هدفمندی در اجرای برنامه ها، با توجه به ارزشگذاری خبرگان و ارزش های صادراتی پیشنهاد می شود گونه های شیرین بیان، آنغوزه، گل محمدی، زیره سبز، گشنیز و حنا به عنوان پیشران های توسعه صادرات در این حوزه در نظر گرفته شوند.
۷۵۵.

پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
پیشینه و اهداف: امروزه، پذیرش هوش مصنوعی در بازارهای بیمه در مراحل اولیه خود است و تحقیقات علمی درباره پیامدهای هوش مصنوعی بر مدل کسب وکار بیمه هنوز محدود است. بر همین اساس، در این پژوهش به شناسایی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت بیمه و ارائه مدل مناسب در این زمینه پرداخته شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر پایه پارادایم تفسیرگرایانه و روش استقرایی انجام گرفته است. این مطالعه با هدف پاسخ به یک مسئله کاربردی و پر کردن شکاف دانش در حوزه بیمه طراحی شده است و درعین حال با پیشنهاد یک مدل مفهومی جدید، جنبه توسعه ای نیز دارد. برای گردآوری داده ها، نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در میان خبرگان صنعت بیمه و فنّاوری اطلاعات به کار رفت و پس از رسیدن به اشباع نظری، ۴۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، کارشناسان شرکت های بیمه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA 2020 بررسی شد تا کدهای اصلی، مضامین کلیدی و الگوی مفهومی پژوهش استخراج شود. یافته ها: در این پژوهش، مجموعاً ۵۶۶ کد از مصاحبه ها استخراج شد که پس از ادغام و سازمان دهی، ۶۳ کد نهایی به دست آمد. این کدها در سه مقوله اصلی «پیشایندها»، «مؤلفه ها» و «پیامدها» طبقه بندی شدند. براساس چهارچوب فنّاوری –  سازمان –  محیط (TOE)، هریک از این مقوله ها به ابعاد سازمانی، فنّاورانه و محیطی تقسیم شدند. پیشایندها شامل پیشایندهای سازمانی (مانند مزیت نسبی و رقابتی، کاهش زمان و هزینه، خودکارآمدی ادراک شده، سودمندی و ریسک ادراک شده، تقلب، اعتماد، اندازه سازمان، رشد مطالبات بیمه ای)، فنّاورانه (پیچیدگی، تحول در قدرت محاسباتی) و محیطی (فشار رقابتی، پویایی بازار، انتظارات مشتریان) بودند. مؤلفه ها نیز به سه زیرمقوله سازمانی (زیرساخت، حمایت مدیریت ارشد، ایجاد اعتماد در ذی نفعان، آموزش، فرهنگ و دانش سازمانی، مهارت های مدیریتی، بودجه)، محیطی (حمایت دولت، دریافت کمک های مالی از بانک ها) و فنّاورانه (شایستگی های فنّاوری، دسترسی به دستورالعمل های پذیرش فنّاوری، کیفیت و دسترسی به داده ها) تقسیم شدند. همچنین، مقوله پیامدها شامل پیامدهای مثبت و منفی بود که از مهم ترین پیامدهای مثبت می توان به شخصی سازی خدمات، تعیین و ارزیابی ریسک پویا و کشف تقلب اشاره کرد.   نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدل مفهومی جامعی را برای شناسایی و طبقه بندی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی ارائه داده است که قابلیت اجرایی در صنعت بیمه را داراست. با توجه به جامعیت این مدل، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، مدل ارائه شده به طور کمّی بررسی و سنجش شود و در زیربخش های تخصصی بیمه مانند بیمه سلامت یا خودرو، اولویت بندی گردد. این رویکرد، امکان انتخاب مسیر بهینه توسعه هوش مصنوعی را برای سیاست گذاران و مدیران راهبردی صنعت بیمه فراهم خواهد کرد.
۷۵۶.

شناسایی و دسته بندی ریسک ها در صندوق های بازنشستگی ایران؛ ارزیابی و کنترل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۲
پیشینه و اهداف: صندوق های بازنشستگی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام تأمین اجتماعی کشور، نقشی اساسی در تأمین معیشت آتی بیمه شدگان و بازنشستگان و تاب آوری اجتماعی دارند. در سال های اخیر افزایش امید به زندگی، تغییرات جمعیتی، نوسانات اقتصادی و چالش های ساختاری موجب افزایش نگرانی ها درباره پایداری مالی این صندوق ها شده است. بحران های مالی برخی صندوق ها در کشورهای مختلف، اهمیت مدیریت ریسک را به عنوان ابزاری کلیدی برای حفظ کارایی و تداوم فعالیت آن ها دوچندان کرده است. در این راستا، شناسایی دقیق ریسک ها و ارائه مدلی برای ارزیابی و کنترل آن ها می تواند به ارتقای کارایی مدیریتی و اتخاذ سیاست های پیشگیرانه کمک کند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، طبقه بندی، ارزیابی و ارائه مدلی جامع برای کنترل ریسک های مؤثر بر عملکرد صندوق های بازنشستگی ایران است. روش شناسی: پژوهش حاضر ماهیتی ترکیبی (کیفی و کمّی) دارد. در مرحله کیفی، با استفاده از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین و از طریق مصاحبه های عمیق ساختاریافته با خبرگان و مدیران باسابقه در زمینه صندوق های بازنشستگی، داده ها گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در مرحله کمّی، به منظور اعتبارسنجی مدل استخراج شده، پرسش نامه ای محقق ساخته براساس یافته های مرحله کیفی طراحی و بین جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران و پژوهشگران حوزه صندوق های بازنشستگی توزیع شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای تخصصی انجام شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی ریسک ها در قالب ۷ مقوله اصلی و ۳۳ زیرمقوله منجر شد. این مقوله ها شامل (۱) ریسک های مالی و اقتصادی؛ (۲) ریسک های مدیریتی و سرمایه گذاری؛ (۳) ریسک های قانونی و سیاسی؛ (۴) ریسک های عملیاتی و سازمانی؛ (۵) ریسک های تکنولوژیک و اطلاعاتی؛ (۶) ریسک های اجتماعی و جمعیتی؛ و (۷) ریسک های بین المللی است. مدل نهایی ارائه شده از سازه ها از طریق شاخص های روایی و پس از سنجش اعتبار تأیید شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت اثربخش ریسک های شناسایی شده می تواند به طور معناداری در حفظ پایداری مالی و عملکرد مطلوب صندوق های بازنشستگی نقش آفرینی کند. از مهم ترین راهکارهای پیشنهادی می توان به بهبود فرایندهای مدیریتی و سرمایه گذاری، اصلاح قوانین و مقررات حمایتی، استفاده هوشمندانه از فنّاوری های نوین و توسعه نظام های نظارتی و ارزیابی عملکرد اشاره کرد. این مدل می تواند به عنوان چهارچوبی عملیاتی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران در جهت کاهش آسیب پذیری صندوق های بازنشستگی و ارتقای کارایی آن ها به کار رود.
۷۵۷.

تحلیل تطبیقی عملکرد و چارچوب های نظارتی بیمه پرورش ماهی در ایران با الگوگیری از تجارب کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
پیشینه و اهداف:صنعت آبزی پروری، به ویژه پرورش ماهی، سهم قابل توجهی در تأمین پروتئین مورد نیاز جمعیت رو به رشد جهان دارد و به عنوان بخشی کلیدی از اقتصاد غذایی، نقش مهمی در امنیت غذایی و اشتغال دارد. با این حال، این صنعت در برابر نوسانات اقلیمی، شیوع بیماری های ویروسی و انگلی، آلودگی های محیطی و نوسانات بازار، آسیب پذیری بالایی دارد. مدیریت این ریسک ها مستلزم بهره گیری از ابزارهای مالی کارآمد است که بیمه از مهم ترین آنها به شمار می آید. در ایران، ساختار موجود بیمه پرورش ماهی هنوز به صورت کامل پاسخگوی نیازهای این بخش نیست و به دلیل وابستگی به منابع یارانه ای و تمرکز دولتی، از پویایی و پایداری مالی برخوردار نمی باشد. هدف این پژوهش ارائه الگویی اصلاحی برای ارتقای ساختار بیمه پرورش ماهی در ایران با بهره گیری از تجربه سه کشور پیشرو در این زمینه است تا زمینه ای برای پایداری اقتصادی مزارع و کاهش آسیب پذیری در برابر مخاطرات فراهم گردد. روش شناسی:پژوهش حاضر به روش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه اسنادی، مرور قوانین، دستورالعمل ها، مقررات بیمه ای و گزارش های رسمی کشورهای منتخب گردآوری شده اند. جامعه مورد بررسی شامل نظام های بیمه ای و نظارتی ایران، چین، هند و ژاپن است. یافته ها:نتایج تحلیل تطبیقی نشان می دهد در مدل های دولتی متمرکز (مانند ایران و چین)، پوشش خسارات وابسته به یارانه ها و منابع عمومی بوده و فرآیند ارزیابی ریسک به صورت اداری و غیررقابتی انجام می گیرد، در حالی که در مدل های بازارمحور (هند و ژاپن) دولت عمدتاً نقش تسهیل گر و نظارت گر را بر عهده دارد و بیمه گران خصوصی و تعاونی های تخصصی، محور اصلی اجرای بیمه هستند. تفاوت در الگوهای نظارت و نرخ گذاری موجب شده است کشورهایی با ساختار بازارمحور پایداری مالی بالاتری داشته و فرآیند پرداخت خسارت در آنها سریع تر و شفاف تر صورت گیرد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود در ایران، نظام بیمه پرورش ماهی به سمت مدل ترکیبی و داده محور تحول یابد؛ به گونه ای که صندوق بیمه کشاورزی نقش بیمه گر اتکایی و ناظر فنی داشته باشد و شرکت های بازرگانی یا صندوق های تکافل به عنوان بیمه گر مستقیم فعالیت کنند. شکل گیری ساختار صندوق تکافلی ویژه بیمه ماهیان خوراکی، همراه با اصلاح نظام یارانه ای و توسعه نظارت ریسک محور، می تواند الگوی بومی و پایدار برای مدیریت مؤثر ریسک های اقلیمی، زیستی و اقتصادی در صنعت آبزی پروری کشور باشد. اجرای این مدل به کاهش ریسک مالی بیمه گران، افزایش اعتماد تولیدکنندگان و ثبات اقتصادی بازار آبزیان خواهد انجامید.
۷۵۸.

ساختار قانون گذاری برای توکنایز املاک و مستغلات در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه و اهداف: بخش املاک و مستغلات یکی از ارکان اصلی اقتصاد ایران و مهم ترین محل تجمیع ثروت خانوارها به شمار می رود. با وجود این اهمیت، بازار املاک کشور با چالش هایی نظیر نقدشوندگی پایین، هزینه های بالای معامله، شفافیت محدود، تمرکز مالکیت و دشواری دسترسی سرمایه گذاران خرد مواجه است. ساختار سنتی نقل وانتقال املاک، وابستگی شدید به اسناد فیزیکی و فرایندهای اداری پیچیده موجب شده است که مشارکت گسترده تر سرمایه گذاران و استفاده از ابزارهای نوین تأمین مالی با موانع جدی روبه رو شود. در چنین شرایطی، فناوری های نوظهور مالی و املاک [1] و به ویژه توکنایز دارایی ها مبتنی بر بلاکچین، به عنوان راهکاری نوین برای افزایش کارایی، شفافیت و دسترسی پذیری مطرح شده اند. توکنایز املاک به معنای تبدیل حقوق و منافع مرتبط با دارایی های غیرمنقول -از جمله مالکیت، منافع انتفاعی یا جریان های نقدی- به توکن های دیجیتال قابل انتقال بر بستر دفاتر کل توزیع شده است. این رویکرد می تواند امکان مالکیت کسری، تسویه سریع تر معاملات، کاهش هزینه های واسطه گری و شکل گیری بازارهای ثانویه را فراهم آورد. باوجوداین، اجرای چنین مدلی در ایران با ابهامات حقوقی و نهادی قابل توجهی مواجه است؛ از جمله نبود تعریف قانونی شفاف برای توکن های مبتنی بر دارایی، نامشخص بودن ماهیت حقوقی توکن ها، تداخل صلاحیت نهادهای ناظر، و عدم انطباق کامل قوانین سنتی املاک با سازوکارهای دیجیتال. هدف این مقاله، شناسایی چالش های حقوقی و ساختاری توکنایز املاک در ایران، بررسی تطبیقی تجربه های بین المللی و نمونه های خرده فروشی املاک و مستغلات در ایران با هدف، ارائه یک چهارچوب قانون گذاری و نهادی منسجم و بومی سازی شده است که ضمن حمایت از نوآوری، حقوق سرمایه گذاران و انسجام بازار را تضمین نماید. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. گردآوری داده ها به شیوه اسنادی انجام شده و شامل بررسی منابع علمی، مقالات پژوهشی، گزارش های سیاستی، اسناد حقوقی و مقررات داخلی و خارجی مرتبط با بلاکچین، دارایی های دیجیتال و توکنایز املاک است. همچنین، اسناد منتشرشده توسط پلتفرم های فعال در حوزه توکنایز املاک در سطح بین المللی مورد مطالعه قرار گرفته اند. در گام نخست، مفاهیم بنیادین بلاکچین و توکن، با تمرکز بر تمایز میان فناوری ثبت غیرمتمرکز و ماهیت حقوقی توکن ها، تبیین شده است. سپس انواع توکن ها از منظر حقوقی (پرداختی، کاربردی، اوراق بهادار و توکن های مبتنی بر دارایی واقعی) بررسی و جایگاه توکن های ملکی در این طبقه بندی تحلیل شده است. در گام دوم، ساختار حقوقی و نهادی ایران از منظر قوانین املاک، تجارت، بازار سرمایه و نظام ثبت اسناد مورد واکاوی قرار گرفته و خلأها و نقاط ابهام مرتبط با توکنایز املاک شناسایی شده اند. در گام سوم، مطالعه تطبیقی تجربه کشورهای منتخب با رویکردهای متفاوت قانون گذاری انجام شده است تا الگوهای موفق و چالش های مشترک استخراج شود. در نهایت، با استفاده از تحلیل موضوعی، یافته ها در چهار محور اصلی شامل چالش های حقوقی، ظرفیت های اقتصادی، نحوه توصیف حقوقی توکن ها و الگوهای تنظیم گری جهانی دسته بندی و بر مبنای آنها، چهارچوب پیشنهادی قانون گذاری برای ایران ارائه شده است. نتایج پژوهش: نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مانع توسعه توکنایز املاک در ایران، نبود چهارچوب قانونی شفاف برای تعریف و طبقه بندی توکن های مبتنی بر دارایی های غیرمنقول است. این ابهام موجب می شود که توکن ها در مرز میان ابزار پرداخت، اوراق بهادار یا صرفاً اسناد دیجیتال مالکیت قرار گیرند و در نتیجه، ریسک های حقوقی قابل توجهی برای سرمایه گذاران و پلتفرم ها ایجاد شود. افزون براین، تعدد نهادهای دارای صلاحیت بالقوه - از جمله نهادهای پولی، بازار سرمایه، بخش مسکن و ثبت اسناد-سبب تداخل وظایف و نبود مرجع واحد تصمیم گیر شده است. تحلیل تجربه های بین المللی نشان می دهد که در اغلب کشورها، توکنایز مستقیم مالکیت عینی ملک به ندرت اجرا می شود و مدل های غالب بر استفاده از ساختارهای حقوقی واسط نظیر شرکت های پروژه محور (SPV)، صندوق های سرمایه گذاری یا اوراق بهادارسازی جریان های نقدی مبتنی است. در این مدل ها، توکن ها نماینده منافع یا سهام در یک شخصیت حقوقی هستند و ثبت رسمی مالکیت ملک همچنان در چهارچوب نظام های ثبتی سنتی باقی می ماند. براساس یافته ها، یک مدل نهادی سه لایه برای ایران پیشنهاد می شود: 1. یک نهاد سیاست گذار و هماهنگ کننده کلان در حوزه مسکن و دارایی های توکن شده؛ 2. یک نهاد اجرایی - نظارتی برای صدور مجوز، نظارت بر افشا، ارزش گذاری و رعایت مقررات، و 3. یک نهاد واسط معتمد برای راستی آزمایی دارایی پایه، جلوگیری از فروش یا توثیق مضاعف و اتصال امن به نظام ثبت املاک. ارتباط این لایه ها امکان توکنایز به پشتوانه دارایی غیرمنقول در ایران را فراهم می کند. بحث و نتیجه گیری: بحث اصلی این پژوهش آن است که موفقیت توکنایز املاک در ایران بیش از آنکه وابسته به زیرساخت فنی بلاکچین باشد، نیازمند شفافیت حقوقی، انسجام نهادی و طراحی سازوکارهای حمایتی از سرمایه گذاران است. تجربه های جهانی نشان می دهد که توکنایز املاک زمانی پایدار و مقیاس پذیر می شود که در قالب ابزارهای مالی شناخته شده و تحت نظارت دقیق اجرا شود، نه به عنوان جایگزین کامل نظام ثبت رسمی املاک. براساس این، توصیه می شود ایران رویکردی تدریجی و مبتنی بر مدیریت ریسک اتخاذ کند؛ به گونه ای که در مرحله نخست، توکنایز منافع، واحدهای صندوق ها یا جریان های نقدی پروژه های ملکی در چهارچوب مقررات بازار سرمایه و با رعایت الزامات شفافیت، امانت داری و مبارزه با پول شویی اجرا شود. در مراحل بعدی، با توسعه استانداردها و تجربه اجرایی، می توان به سمت یکپارچه سازی محدود با نظام ثبت املاک حرکت کرد. در نهایت، توکنایز املاک می تواند ابزاری مؤثر برای افزایش نقدشوندگی، جذب سرمایه های خرد و ارتقای شفافیت بازار مسکن ایران باشد؛ مشروط بر آنکه در قالب یک چهارچوب قانون گذاری منسجم، بومی سازی شده و هماهنگ با ساختار حقوقی کشور طراحی و اجرا شود. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند یاد و نام شهید آیت الله سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور فقید جمهوری اسلامی ایران را گرامی بدارند و از رویکردها و تلاش های ایشان در زمینه تقویت حکمرانی بخش مسکن، تأکید بر عدالت در دسترسی به مسکن، حمایت از سیاست های توسعه ای و سامان دهی ساختارهای حقوقی و نهادی این حوزه صمیمانه قدردانی نمایند. توجه ویژه ایشان به اصلاح فرایندهای تنظیم گری، شفافیت در بازار مسکن و بهره گیری از ظرفیت های نوین برای بهبود کارایی این بخش، الهام بخش چهارچوب تحلیلی و جهت گیری کلان این پژوهش بوده است. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.   [1] . FinTech  and PropTech  
۷۵۹.

پیشرفت ایرانی- اسلامی روستا در عرصه اقتصادی با رویکرد مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه: یکی از مسائل تناقض نما درزمینه روستاها پس از انقلاب، آن است که باوجود رشد قابل ملاحظه امکانات رفاهی روند مهاجرت به شهرها به شکل قابل توجهی افزایش یافته، حتی بسیاری از روستاها خالی از سکنه شده و تولیدات کشاورزی نیز با مشکل مواجه است. هدف: در این مقاله با بررسی نظریات مختلف درزمینه توسعه روستایی و بهره گیری از فرهنگ ایرانی اسلامی، به استخراج اصول و معیارهای پیشرفت، از نگاه امام خمینی و آیت الله خامنه ای (رهبران انقلاب اسلامی) پرداخته شد تا بر اساس معیارهای بدست آمده، بتوان اصول و معیارهای ترسیم الگوی بومی پیشرفت روستایی را استخراج نمود. روش شناسی: در این خصوص با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون، نظریات ایشان مورد بررسی و کدگذاری قرار گرفت و یافته ها: منجر به استخراج؛ کلان معیارهای پیشرفت گردید که عبارت از: استعداد مردمی، ایمان و دین داری، سلطانیت علم، منطق و عقلانیت، رفاه اجتماعی، تولید ثروت و ساخت اجتماعی است.معیارهای بدست آمده در قالب الگوی سه شاخگی ترسیم و برای اطمینان از پایایی کدگذاری، کدهای استخراج شده توسط 2 پژوهشگر مستقل بررسی و همسانی آن ها سنجیده شد. و نیز به جهت تطبیق أصول احصا شده با بستر اجرا (روستا) مصاحبه با 12 نفر از خبرگان فعال در این حوزه انجام شد؛ خروجی مصاحبه ها پس از کدگذاری و رسیدن به اشباع نظری با نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه گیری: خروجی بدست آمده نشان داد که معیارهای استخراج شده متناسب با فضای روستا نیز می باشد و در صورت اجرا به دلیل تغییر رویکرد از بالا به پایین باعث افزایش مشارکت مردمی و کم شدن مهاجرت روستاییان خواهد شد.
۷۶۰.

بسط مصادیق نظریه سیاسی-اقتصادیِ آنارکوکاپیتالیسم در رویه های افشاء اطلاعات متقارن با تأکید بر ارزش های اخلاق گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این پژوهش ارائه چارچوبی ماتریسی براساس نقاط مرجع استراتژیکِ مصادیق زمینه ای نظریه سیاسی/اقتصادی آنارکوکاپیتالیسم در جهت دهی به رویه های افشاء اطلاعات متوازن برای حفظ اعتلای منافع برابر در بین ذینفعان از منظر ارزش های اخلاق گرایی می باشد. در این مطالعه از پدیدارشناسی به عنوان مبنای علمی روش های پیاده سازی بهره برده شده است تا از طریق پایبندی به سازوکارهای استقرائیِ ارائه یک مدل انتزاعی نقشه راه استراتژیک ادغام زمینه های نظریه آنارکوکاپیتالیسم با دسته بندی رویه های افشاء اطلاعات ترسیم گردد. اَبزار جمع آوری داده ها شامل مصاحبه و تدوین چک لیست های امتیازی محقق ساخته می باشد. مشارکت کنندگان این مطالعه را گروهی از حسابداران رسمی، سیاستگذاران مالیه عمومی و اعضای کمیته های استانداردگذاری گزارشگری مالی به عنوان کنشگران تجربی تشکیل می دهند که به واسطه ی شناختِ ترکیبی که از نظریه های قابل تعمیم فلسفه های سیاسی و اقتصادی به دانش مالی داشتند، در سه مرحله یعنی مصاحبه برای شناسایی کدهای باز (مرحله اول)؛ امتیازدهی به مضامین گزاره ای در قالب چک لیست های مقیاس بندی شده ی محقق ساخته در شاکله گروه کانونی (مرحله سوم) و تفکیک مقوله ها برای قرار گرفتن در الگوی نهایی (مرحله چهارم) مشارکت فعال داشتند. نتایج بدست آمده از فرآیندهای مصاحبه گری مطالعه، حکایت از شناسایی «410» کد باز براساس 18 مصاحبه انجام شده دارد. سپس با دسته بندی کدهای باز شناسایی شده به مضامین گزاره ای، چهل و هشت مضمون برآمده از کدگذاری باز، وارد فرآیندِ غربالگری جهت مقوله یابی شدند و نتایج از تعیین هشت مقوله نهایی در ساختار الگوی ماتریسی نقاط مرجع استراتژیک براساس سه محور عمودی ]آنارشیست گرایی جریان اطلاعات[؛ افقی ]لیبرالیسم گرایی جریان اطلاعات[ و مورب ]سوسیالیسم گرایی جریان اطلاعات[ دارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان