مطالب
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۶۲ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
5 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تصمیم گیری طراحان و معماران در اولویت دهی به شاخص های کیفی مسکن مورد نظر کاربران، یکی از مسائل حائز اهمیت در طراحی مسکونی به شمار می رود. به همین منظور، نقش کیفیت مسکن و شاخص های وابسته به آن در انتخاب و ترجیحات مسکن در مطالعات مختلف بررسی شده است. با این حال، این تحقیقات به دلیل گستردگی و تنوع روش ها، کم توجهی به شاخص های طراحی معماری، تعاریف متفاوت از عوامل مؤثر بر کیفیت مسکن و همچنین تناقضات در نتایج و خلأهای پژوهشی، نتوانسته اند به خوبی به چالش های طراحان و معماران پاسخ دهند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش شناسایی، مقایسه و بررسی نتایج پژوهش های مرتبط با تأثیر شاخص های مؤثر بر کیفیت معماری مسکونی از دیدگاه کاربران در انتخاب یا ترجیح مسکن است. این تحقیق به شناسایی خلأها و تناقضات موجود در مطالعات قبلی پرداخته و در نهایت، نتایج به دست آمده را برای استفاده در طراحی مسکن در شهرهای مورد بررسی و کمک به پژوهش های آینده، ارائه می دهد. روش پژوهش: در این پژوهش، با استفاده از روش فراتحلیل و مرور نظام مند کیفی و کمّی، کلیه پژوهش های مرتبط با نقش «کیفیت مسکن» و «ویژگی های خانوار» در «انتخاب مسکن» و یا «ترجیحات مسکن» از میان مقالات علمی پژوهشی کشور ایران در سال های 1388 تا 1402 بررسی و محدود به شاخص های مربوط به فضای داخلی واحدهای مسکونی و ساختمان ، غربالگری شد. نتیجه گیری: نتایج متوجه این خلأ است که از نظر پراکندگی جغرافیایی پژوهش های این حوزه درشهرهای بزرگ بودند و تناقض ها در مورد چگونگی تأثیر شاخص های مختلف کیفی مسکن و مشخصه های خانوار در انتخاب یا ترجیح آن به تفکیک شهر نمایان شد. شا خص های اندازه و متراژ واحد و تعداد اتاق خواب در حوزه واحد مسکونی و ملاحظات ایمنی و امنیتی و نما بیشترین تکرار و شاخص هایی مانند روابط عملکردی فضاها، انعطاف پذیری معماری، جهت گیری ساختمان، خانه هوشمند، مشارکت در طراحی و ... کمترین میزان توجه در مطالعات را به خود اختصاص دادند و تعداد متوسط شاخص در پژوهش های انتخاب مسکن کمتر از مطالعات ترجیحات مسکن گزارش شد.
فراتحلیل ارتباط ابعاد ارزش ویژه برندمشتری محور با ارزش ویژه کلی برند: نقش تعدیل گر ماهیت محصول و ترکیب نمونه
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزش ویژه برند مشتری محور به عنوان مهم ترین دارایی برند در نهایت به قصد مشتری برای خرید و سهم بازار و مزیت رقابتی برند منجر می شود. یکی از مشکلات سنجش این سازه تعداد زیاد سؤال ها است. به همین منظور سازه ارزش ویژه کلی برند با سؤال های کمتر مطرح شد. هدف این پژوهش اندازه گیری ارتباط بین ابعاد چهارگانه مدل اولیه با ارزش ویژه کلی برند است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر فراتحلیل بوده است. در ابتدا 79 مطالعه بر مبنای عنوان و چکیده انتخاب و سپس با مطالعه متن کامل، تعداد 37 مورد از مطالعه خارج شده و 4۲ مورد وارد تجزیه و تحلیل شد. دو ملاک گنجاندن پژوهش ها در فراتحلیل، اندازه گیری ارزش ویژه کلی برند و گزارش مستقیم و یا غیرمستقیم همبستگی بوده است. برای انجام تحلیل ها از نرم افزار CMA2 استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که وفاداری به برند، کیفیت درک شده برند، پیوندهای برند و آگاهی برند با ارزش ویژه کلی برند ارتباط مثبت دارد.نتیجه گیری: یافته ها همچنین نشان داد که نوع ترکیب نمونه (دانشجو، ترکیبی) بر ارتباط هر چهار عامل تشکیل دهنده ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری با ارزش ویژه کلی برند اثر تعدیل گر دارد. یافته ها همچنین نشان داد که نوع محصول بر ارتباط هیچ یک از چهار عامل تشکیل دهنده ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری با ارزش ویژه کلی برند اثر تعدیل گر ندارد.
راهنمای گام به گام مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست نامه علم و فناوری دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها نقش مهمی در توسعه نظریه ها و کاربردهای عملی مدیریت ایفا می کنند، اما کیفیت و اثربخشی آن ها به فرآیند نمونه گیری دقیق و جامع از منابع بستگی دارد. بسیاری از مطالعات مدیریتی منتشرشده نتوانسته اند استانداردهای لازم را رعایت کنند که این امر ناشی از ضعف دستورالعمل های فعلی در زمینه نمونه گیری است. در پاسخ به این چالش، این مطالعه راهنمایی گام به گام و جامع برای نمونه گیری منابع در مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها ارائه می دهد که بر اساس معتبرترین استانداردهای بین المللی مانند راهنمای کوکران، چارچوب PRISMA و بیانیه TARCiS طراحی شده است. این راهنما در چهار مرحله تدوین شده و با ارائه توصیه های روش شناختی کاربردی، شفافیت فرآیند نمونه گیری را افزایش می دهد. هدف آن ارتقای کیفیت مرورهای نظام مند در حوزه مدیریت است، اما قابلیت تعمیم به سایر رشته های علوم اجتماعی نیز دارد.
عوامل روان شناختی و هیجانی مرتبط با کرونا: یک فراتحلیل از شواهد پژوهشی موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همه گیری ویروس کووید-19، زندگی افراد را به طور گسترده در ابعاد روان شناختی، جسمانی، اجتماعی و اقتصادی تحت تاثیر قرار داد. اضطراب به عنوان پیامد اصلی رویارویی با موقعیت های غیر قابل پیش بینی و جدید نظیر آن چه در بحران های بهداشتی به وقوع می پیوندد، مطرح است. اضطراب کرونا شامل تجربه مجموعه ای از علائم ناخوشایند روانی و فیزیولوژیکی نظیر افسردگی، ناامیدی و افکار خودکشی است. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل شناختی و هیجانی اثرگذار بر اضطراب کرونا در سال های 1399 تا 1401 به شیوه فراتحلیل بود. روش کار: جامعه آماری شامل کلیه پژوهش هایی بود که در این زمینه در ایران انجام گرفته و به صورت مقاله از طریق پایگاه های اینترنتی مگیران (Magiran)، سیلیویکا (Cilivica)، نورمگز (Noormags) و جهاد دانشگاهی (SID) در دسترس بودند. پس از جستجوی مقالات، تعداد 23 مطالعه، که بین سال های 1399 الی 1401 انجام شده بودند، انتخاب گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار CMA نسخه 2 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد اندازه اثر کلی عوامل شناختی_هیجانی در اضطراب کرونا در مدل اثرات ثابت 31/0 و در مدل اثرات تصادفی 43/0 بود. در بررسی جداگانه عواملی که بیش از یک بار تکرار شده بودند، متغیرهای انعطاف پذیری، اضطراب سلامت و اضطراب مرگ به ترتیب بیشترین اثر را بر اضطراب کرونا داشتند. همچنین با در نظر گرفتن زمان به عنوان متغیر تعدیل کننده، با گذشت زمان، اثرپذیری اضطراب کرونا از عوامل شناختی و هیجانی کاهش یافته بود. نتیجه گیری: از آنجایی که شناخت و هیجان در تعامل با هم در سطوح عملکردی و عصبی، رفتار را تشکیل می دهند و تنظیم موثر هیجان جهت عملکرد موفق بسیار مهم است، توجه به این عوامل در پیشگیری از اضطراب ناشی از کرونا دارای اهمیت است.
کمال گرایی و اضطراب امتحان در جامعه ایرانی: مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش های متعددی کمال گرایی را به عنوان متغیری مؤثر بر اضطراب امتحان مورد بررسی قرار داده اند و بعضاً نتایج متفاوت و ناهمسانی را گزارش نموده اند. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تلفیق و بررسی نتایج مطالعات رابطه بین کمال گرایی و اضطراب امتحان انجام شده است. مواد و روش ها برای اطمینان از یک بررسی جامع، همه مطالعات مرتبط با دقت از طیف وسیعی از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی و ملی از قبیل پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاه (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سال های 1390 تا 1403 و همچنین پایگاه های علمی خارجی پابمد، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و وب آوساینس بین سال های 2011 تا 2024 انتخاب شدند. ناهمگنی بین مطالعات با آزمون کای و آماره I2 بررسی و مدل اثر تصادفی برای ارائه نتایج انتخاب شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار CMAنسخه 2 استفاده شد. یافته ها پس از بررسی ملاک های ورود و خروج تعداد 25 اندازه اثر از 17 مطالعه انتخاب و تحلیل شدند. میزان اندازه اثر ترکیبی کمال گرایی با اضطراب امتحان 0/18=r حاصل شد که براساس ملاک کوهن، این اندازه اثر کوچک ارزیابی شد. همچنین نتایج نشان داد در بین طبقات مختلف متغیر پیشایند، کمال گرایی سازگار دارای بیشترین رابطه با اضطراب امتحان بود. همچنین تحلیل متغیر تعدیل کننده جنسیت نیز نشان داد در رابطه مذکور، اندازه اثر مربوط به دختران از پسران بیشتر بود. نتیجه گیری برحسب نتایج، متخصصان می توانند با بهبود کمال گرایی از طریق ارائه مداخلات مؤثر، اضطراب امتحان دانش آموزان و دانشجویان را کاهش دهند.
بررسی عوامل اقتصادی مؤثر بر انتشار دی اکسید کربن با استفاده از رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های کاربردی اقتصاد سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
165 - 202
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تخریب فزاینده محیط زیست باعث شده است که سیاست گذاران به دنبال اتخاذ تصمیماتی برای کاهش خسارت بر محیط زیست باشند. در همین راستا، هدف مطالعه حاضر، ارزیابی عوامل اقتصادی مؤثر بر انتشار دی اکسیدکربن به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های کیفیت محیط زیست در کشورهای در حال توسعه از طریق مرور جامع مطالعات منتشرشده بین سال های 2000 تا 2023 و با بکارگیری روش فراتحلیل می باشد. معیارهای انتخاب اولیه مطالعات عبارتند از: استفاده از کلیدواژه های مرتبط با موضوع در عنوان یا چکیده، و کامل بودن مطالعه. بعد از حذف مطالعات نامرتبط، 46 مقاله برای بررسی نهایی باقی مانده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم ترین عوامل مؤثر بر انتشار گاز CO2 در مطالعات مورد بررسی عبارتند از تولید ناخالص داخلی، مصرف انرژی، تجارت بین المللی، نسبت شهرنشینی، رشد جمعیت، توسعه مالی، و صنعتی شدن. در این میان، استفاده از تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی بالاترین فراوانی را در بین مطالعات داشته اند. علاوه بر این، همه میانگین های اندازه اثر بیشتر از 2/0 و کمتر از 5/0 می باشد و بنابراین، این عوامل دارای اثر متوسط می باشند. همچنین فرضیه زیست محیطی کوزنتس و نظریه پناهگاه آلودگی صادق است و اکثر مطالعات مورد بررسی دریافته اند که مصرف انرژی، شهرنشینی، و رشد جمعیت تأثیر مثبت و توسعه مالی تأثیر منفی بر انتشار گاز CO2 دارند. بر اساس نتایج، اتخاذ سیاست هایی برای قیمت گذاری بهینه انرژی، اصلاح قوانین تجارت بین المللی، ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی، افزایش توسعه مالی و اتخاذ مالیات محیط زیستی برای صنایع آلاینده می تواند به کاهش انتشار CO2 کمک نماید
فراتحلیل اعتیاد به ورزش در ایران: واکاوی نقش پیش بین های روانشناختی در شواهد تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با استفاده از روش فراتحلیل به ترکیب و تحلیل شواهد موجود درباره ی رابطه ی متغیرهای روان شناختی و اعتیاد به ورزش در ایران پرداخته است.روش: مطالعه ی حاضر شامل ۱۴ پژوهش همبستگی منتشرشده بین سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در ایران است. برای انتخاب مطالعات، معیارهایی مانند استفاده از ابزارهای معتبر، ارائه داده های کافی برای محاسبه اندازه اثر و انجام پژوهش به صورت همبستگی در نظر گرفته شد. منابع موردبررسی شامل مقالات منتشرشده در مجلات علمی داخلی و پایان نامه های موجود در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، علم نت، سیویلیکا، جهاد دانشگاهی و ایرانداک بودند. داده ها پس از غربالگری با استفاده از نرم افزار CMA2 تحلیل شدند.یافته ها: اندازه اثر ترکیبی در مدل اثرات ثابت برابر با 302/0 و برای مدل اثرات تصادفی برابر با 273/0 به دست آمده است (P<0/05). و اندازه اثرهای مشاهده شده در دامنه ی 060/0- تا 845/0 قرار داشتند. برای بررسی سوگیری انتشار، از آزمون های Orwin’s Fail-safe N، Begg and Mazumdar، و Egger’s test استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزودن ۸۴۹۱ مطالعه فاقد اثر، نتایج معناداری از بین می رود. قوی ترین متغیرها مانند نگرش های ناکارآمد (r=0.845)، مشکلات تنظیم هیجان (r=0.740) و خودفراروی (r=0.579) اثر معنادار مثبت داشتند. ضعیف ترین متغیرهای معنادار شامل استرس ناشی از تماشاگر (r=0.110) و پشتکار (r=0.171) بودند. نیازهای روان شناختی، خودشیفتگی، افسردگی، خودراهبردی و بی انگیزگی فاقد اثر معنادار بودند. نمودار متا رگرسیون نشان داد بین سال انتشار و اندازه اثر (Z) فیشر رابطه معناداری وجود ندارد؛ شیب خط تقریباً صفر و بدون جهت مشخص است. این نشان دهنده ثبات نسبی اثر در طول زمان و کاهش احتمال سوگیری زمانی است که اعتبار و قابلیت تعمیم نتایج را تقویت می کند.نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت طیف وسیعی از متغیرهای روانشناختی با اعتیاد به ورزش در ارتباط است. همچنین یافته ها اهمیت متغیرهای روان شناختی در اعتیاد به ورزش را برجسته کرده و دلالت هایی برای پژوهش های آینده ارائه می کنند.
واکاوی تأثیر توسعه مالی اسلامی بر رشد اقتصادی: رویکرد فراتحلیل چند سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۸
143 - 183
حوزههای تخصصی:
توسعه مالی می تواند از طریق تسهیل سرمایه گذاری، کاهش هزینه های مبادله و افزایش دسترسی به اعتبار، رشد اقتصادی را تحریک کند. با رشد صنعت مالی اسلامی به ویژه در دهه اخیر، بحث ها در مورد اثرات توسعه مالی اسلامی بر بخش حقیقی اقتصاد شدت گرفته است. ماهیت عقود اسلامی و دو ویژگی ممنوعیت بهره و تأمین مالی مبتنی بر مشارکت در سود و زیان مهم ترین مواردی است که در ادبیات نظری برای اثبات اثرگذاری توسعه مالی اسلامی بر رشد اقتصادی استفاده شده است. با این وجود، مطالعات تجربی این حوزه، نتایج مختلف و متناقضی را برای رابطه مذکور ارائه کرده اند. به منظور تحلیل این نتایج و مشخص نمودن عواملی که باعث تفاوت در نتایج آن ها شده اند، این پژوهش از رویکرد فراتحلیل چند سطحی استفاده می نماید. به این صورت که بعد از بررسی محتوا و نتایج مطالعات تجربی حوزه مربوطه و تطبیق آن ها با پروتکل فراتحلیل، 22 مطالعه بین کشوری شامل 83 رگرسیون و 99 ضریب برای استخراج اطلاعات انتخاب شدند و مطالعاتی که ناقض پروتکل بودند یا اطلاعات آن ها برای استخراج داده کافی نبود، حذف گردیدند. نتیجه برآیند گیری آماری از نتایج کمّی مطالعات اولیه نشان می دهد که با لحاظ سوگیری انتشار، توسعه مالی اسلامی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد؛ همچنین تحلیل ناهمگنی و لحاظ متغیرهای کنترل در مدل نشان داد که تفاوت در شاخص های مورد استفاده برای اندازه گیری توسعه مالی اسلامی، دوره زمانی مطالعات و وجود یا عدم وجود متغیرهای آزادی اقتصادی، مالیات و بیکاری، ناهمگنی یافته های مطالعات اولیه را توضیح می دهند.
بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر، مرور سیستماتیک تاثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی با استفاده از روش فراتحلیل می باشد. در این راستا، از مجلات داخلی ارائه شده در لیست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلات خارجی ارائه شده در لیست پایگاه های جی سی آر و اسکوپوس استفاده شده است. در نهایت طبق پروتکل فراتحلیل با بررسی و کنار گذاشتن مقالات نامرتبط 55 پژوهش شامل 12 پژوهش داخلی تا سال1400 و 43 پژوهش خارجی طی سال های 2002 تا 2021 جمع آوری گردید. جهت دستیابی به هدف پژوهش از تکنیک لیپسی و ویلسون و برای بررسی ناهمگنی مطالعات از آزمون Q کوکران و مجذورI استفاده شده است. در صورتی که خطای اندازه گیری آزمون ناهمگنی کمتر از 05/0 باشد از مدل اثرات تصادفی استفاده می شود؛ لذا برای بیشتر متغیرهای پژوهش از این مدل استفاده شده است. با توجه به شاخص اندازه اثر، یافته های پژوهش حاکی از تاثیر مثبت مالکیت دولتی، مالکیت خارجی و مالکیت سهامداران نهادی بلندمدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی و تاثیر منفی تمرکز مالکیت، مالکیت مدیران اجرایی و مالکیت سهامداران نهادی کوتاه مدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی می باشد. یافته های این پژوهش با شناسایی معیارهای اثرگذار حاکمیت شرکتی خارجی به قانون گذاران و تمامی ذینفعان در جهت بهبود و تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی کمک می نماید.
فراتحلیل علل گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
115 - 136
حوزههای تخصصی:
زمینه: علائم اختلال سلوک، عوامل خطر ثابت شده برای مصرف مواد در دوران نوجوانی هستند. با این حال، مطالعات زیادی بررسی کرده اند که آیا مصرف اولیه مواد خطر ابتلا به علائم اختلال سلوک را در نوجوانان افزایش می دهد یا خیر. لذا در این مطالعه با استفاده از فراتحلیل به دنبال مشخص شدن میزان تأثیر گرایش به اعتیاد در نوجوانان با ختلال سلوک هستیم. هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل مطالعات گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش مربوط به تحقیقات پیرامون اعتیاد نوجوانان و اختلال سلوک و بخش دیگر مربوط به رابطه اعتیاد با اختلال سلوک از سال های 1393 تا 1403 بوده است. از میان 42 مورد پایان نامه در زمینه اعتیاد، اختلال سلوک و اعتیاد در نوجوانان اختلال سلوک برای فراتحلیل مناسب تشخیص داده شدند. به منظور پاسخگویی به سؤالات فراتحلیل، از مجموعه پژوهش های انجام شده درباره رابطه گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک نوجوانان در سطح کشور، پژوهش هایی که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود و شرایط ورود به فراتحلیل را داشت، 9 مقاله انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند در تحقیقات مربوط به علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و در مورد شیوه های درمان اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک از روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند معنادار می باشند. روش های تحقیق همبستگی، در مورد علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد اختلال سلوک و در حوزه روش های درمان اعتیاد اختلال سلوک، روش های آزمایشی و نیمه آزمایشی معنادار هستند. یافته ها: تمامی تحقیقات از نظر معناداری اندازه اثر مورد تحلیل قرار گرفتند. روش آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیری وتحلیل واریانس چندمتغیری در بخش علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و شیوه های درمانی اختلال سلوک و علل و عوامل مؤثر بر آن و روش های درمانی اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال روش آماری معنادار شناخته شد. یافته های فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک 331/0 بود (001/0 >P). همچنین بر اساس یافته های بدست آمده، اندازه اثر مؤلفه های عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل روانی- شخصیتی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی محاسبه شد که همگی در سطح متوسط و زیاد بودند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که اندازه اثر مؤلفه های گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک بر اساس معیار تفسیر کوهن زیاد بود و تمام مؤلفه ها با گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک در نوجوانان رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که تحقیقات در حوزه اعتیاد در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک نیازمند بازبینی و اصلاح می باشند و تحقیقات جدید در این دو حوزه با توجه به خلأهای موجود ضروری به نظر می رسد.
فراتحلیل اثربخشی درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی زنان با استفاده از روش فرا تحلیل است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع فرا تحلیل است که به منظور ترکیب و تجزیه وتحلیل نتایج پژوهش های مختلف انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهش هایی است که تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان را بررسی کرده اند و در پایگاه های Magiran و SID منتشرشده اند. جستجوی مقالات در فاصله زمانی 1393 تا 1403 انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از فرم کاربرگ فرا تحلیل استفاده شد که شامل اطلاعاتی همچون شناسه پژوهش، مشخصات نمونه، و شاخص های آماری بود. با غربال مطالعات درنهایت 23 مطالعه وارد تحلیل نهایی شد. یافته ها: نتایج فرا تحلیل نشان داد که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد جنسی زنان دارند. اندازه اثر در مدل های ثابت و تصادفی به ترتیب 22/1 و 45/1 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر مثبت و متوسط درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی است. همچنین، نتایج تحلیل های جزئی تر نشان داد که پروتکل MBSR (درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس 8 جلسه ای) بیشترین تأثیر را بر عملکرد جنسی زنان نسبت به سایر پروتکل ها دارد. پروتکل های شناختی-رفتاری و سکس تراپی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیرات مثبت اما ضعیف تری نسبت به MBSR داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی می توانند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود جنبه های مختلف سلامت جنسی زنان در نظر گرفته شوند.
فراتحلیل موانع توسعه گردشگری پزشکی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
54 - 71
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف فراتحلیل موانع توسعه گردشگری پزشکی در ایران انجام شده است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع توصیفی تحلیلی است. با توجه به هدف پژوهش، از روش فراتحلیل استفاده شده است. بدین منظور، 21 مقاله از پایگاه های آی اس سی، اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر استخراج و درنهایت 17 مقاله منتخب برای تحلیل وارد نرم افزار CMA شد. در این میان، 12 عامل در مطالعات متعدد شناسایی شد و اندازه اثر هریک در ارتباط با توسعه نیافتگی گردشگری پزشکی در ایران به دست آمد. این عوامل عبارت اند اند از ضعف های نظام اداری، تحریم ها و چالش های بین المللی، تعدد مراکز تصمیم گیر، ضعف همکاری بخش خصوصی و دولتی، ضعف نظام آماری و اطلاعات، ضعف قوانین و نظارت و پایش، ضعف فرایند ارائه خدمت در زنجیره خدمات گردشگری پزشکی، فعالیت غیررسمی و زیرزمینی در زنجیره ارائه خدمات گردشگری پزشکی، ضعف رقابت پذیری خدمات گردشگری پزشکی ایران در بازارهای بین المللی، موانع سرمایه گذاری، موانع بازاریابی و تبلیغات، و موانع فرهنگی. مطالعات منتخب به روش پیمایشی و با ابزار پرسش نامه در جوامع آماری متفاوت انجام گرفت. در گام نخست ارزیابی، همگنی و ناهمگنی و سوگیری انتشار بررسی شد، که یافته ها نشان از عدم سوگیری انتشار و ناهمگنی مطالعات داشت. در مرحله بعد، ضریب اندازه اثر مستقل و ترکیبی متغیرهای هدف در نرم افزار CMA نشان داد که سطح معناداری برای سه متغیر «ضعف نظام آماری و اطلاعات» (654/0)، «فعالیت غیررسمی و زیرزمینی در زنجیره ارائه خدمات گردشگری پزشکی» (478/0) و «ضعف رقابت پذیری خدمات گردشگری پزشکی ایران در بازارهای بین المللی» (103/0) بیشتر از سطح معناداری استاندارد (05/0) است، که به معنای غیرقابل قبول بودن اندازه اثر این متغیرها است. به بیان دیگر، سه متغیر یادشده تأثیر معناداری در توسعه نیافتگی گردشگری پزشکی در ایران ندارند. از سوی دیگر، سطح معناداری سایر متغیرها از سطح معنادار استاندارد کمتر است؛ بنابراین، اندازه اثر آن ها معنادار است و تأثیر آن ها در توسعه نیافتگی گردشگری پزشکی در ایران تأیید می شود. شدت تأثیر سه متغیر «ضعف فرایند ارائه خدمت در زنجیره خدمات گردشگری پزشکی»، «موانع سرمایه گذاری» و «موانع بازاریابی و تبلیغات» زیاد و بیش از بقیه متغیرها است. در جهت نیل به توسعه گردشگری پزشکی در ایران،
فراتحلیل مطالعات تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: تاب آوری معیشتی ترکیبی از مفاهیم تاب آوری و معیشت است که برای مطالعه معیشت روستاییان و تاب آوری آن ها پس از آشفتگی ها و شوک ها به کار گرفته می شود و در تحقیقات مختلف در زمینه تغییرات اقلیمی، مدیریت بلایا، امنیت غذایی، بوم شناسی اجتماعی و توسعه پایدار به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر آن است تا با تکیه بر فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه تاب آوری معیشتی روستایی، ضمن شناسایی نظریه های مورد استفاده برای تبیین تاب آوری معیشتی، متغیرها و عوامل مؤثر بر آن، توضیح دهد که چه متغیرهایی به عنوان متغیر وابسته با تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی ایران مرتبط هستند و چه متغیرهایی تحت تأثیر بهبود تاب آوری معیشتی در مناطق کشور قرار می گیرند تا زمینه را برای تحقیقات آینده برای بهبود و ارتقای تاب آوری معیشتی در این نوع جوامع فراهم کند. روش شناسی: رویکرد مورد استفاده در پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر روش اسنادی فراتحلیل است. جامعه آماری این پژوهش، مطالعاتی است که در بازه زمانی 1392 تا 1401 در مورد موضوع تاب آوری معیشتی در ایران نوشته شده اند. برای انتخاب حجم نمونه، با توجه به هدف تحقیق در رابطه با بررسی وضعیت این مطالعات در مناطق روستایی، ابتدا این مطالعات بر اساس ارتباط موضوعی با موضوع تاب آوری معیشت در مناطق روستایی ایران پالایش شدند و در نهایت 18 سند مطالعاتی شامل مقالات علمی-پژوهشی، کنفرانسی و پایان نامه های دانشگاهی که مستقیماً در این حوزه موضوعی انجام شده بودند، انتخاب و بررسی شدند. در این راستا، فرآیند انتخاب اسناد نمونه به شرح زیر بود: محققان در چارچوب اهداف و مسئله تحقیق، پیشینه تحقیقاتی مرتبط، اعم از کتابخانه ای و الکترونیکی را جستجو و جمع آوری کردند و با وجود فهرست گسترده ای از مطالعات در حوزه تاب آوری معیشتی، تنها تحقیقاتی که در مناطق روستایی قرار داشتند، انتخاب شدند. فرآیند غربالگری و استراتژی مورد استفاده برای انتخاب مطالعات بر اساس استفاده از کلمات کلیدی شامل «تاب آوری معیشت، تاب آوری معیشتی، به همراه کلماتی مانند روستا، خانوار، خانوارهای روستایی، روستاییان» در عناوین مطالعات قبلی بود. یافته ها و بحث: در مطالعات بررسی شده، متغیرهای معیشت پایدار (شامل: شاخص های معیشت پایدار، راهبردهای معیشتی و سرمایه معیشتی) و پس از آن، انواع مخاطرات طبیعی و متغیرهای زمینه ای بیشترین فراوانی را در بحث تاب آوری معیشتی در مناطق روستایی دارند. از میان شاخص های معیشت پایدار، سهم شاخص های «اقتصادی» و «اجتماعی- فرهنگی» از دیگر شاخص ها و ابعاد معیشت پایدار بیشتر می باشد که در واقع از تأثیرگذاری شدید این شاخص ها در افزایش تاب آوری معیشتی مناطق روستایی مورد مطالعه حکایت دارد. از میان انواع مخاطرات طبیعی سهم متغیر خشکسالی بیشتر از بقیه مخاطرات می باشد که به عنوان مخاطره اثرگذار در تاب آوری معیشتی مناطق روستایی بررسی شده است. بررسی تأثیر متغیرهای زمینه ای نشان می دهد محققان به متغیرهای مهمی مانند جنسیت، زنان و سایر متغیرهای زمینه ای مؤثر بر تاب آوری معیشتی مناطق روستایی ایران توجه داشته اند. نتیجه گیری: تجزیه وتحلیل ها نشان داد که تحقیقات انجام شده در حوزه تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی را می توان به (معیشت پایدار)، (بلایای طبیعی) و (متغیرهای زمینه ای) طبقه بندی کرد. متغیر معیشت پایدار، بیشترین متغیری بود که توسط محققان در مورد جنبه های مختلف ارتباط آن با مسائل تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی سنجیده شد؛ به عبارت دیگر، از دیدگاه مطالعات بررسی شده، شاخص ها و عوامل معیشت پایدار نسبت به سایر متغیرها، سهم بیشتری در کاهش یا افزایش تاب آوری معیشتی در سکونتگاه های روستایی دارند.
فراتحلیل عوامل مرتبط با تغییر ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
311 - 348
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزش ها و نگرش های مرتبط با خانواده بارزترین نقطه پیوند و تلاقی میان تداوم سنت های فرهنگی نسل های گذشته با پذیرش باورها و ذهنیت های نو در میان نسل های جدید است. تداوم و تغییر در ابعاد گوناگون خانواده و عوامل تعیین کننده آن، در پژوهش های متعددی مورد توجه محققان اجتماعی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، مرور سیستماتیک نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در بین جمعیت زنان و مردان ایرانی است. روش و داده ها: در این مقاله با کمک روش مرور سیستماتیک، تعداد 60 پژوهش مرتبط در بازه زمانی 1384 تا 1402 بررسی شده است. یافته ها: براساس یافته ها، بیشترین عوامل همبسته با ارزش های خانوادگی شامل عوامل جمعیتی، ارزشی-فرهنگی، رسانه ای و اقتصادی بوده اند که در این میان عوامل رسانه ای با اندازه اثر 42/0، بیشترین اثرگذاری را داشته است. همچنین، عوامل مرتبط با نگرش به ازدواج را می توان به عوامل جمعیتی-خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، فردی-شخصیتی و رسانه ای تقسیم بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 33/0، بیشترین مقدار اندازه اثر را نشان می دهد. در نهایت، عوامل مرتبط با نگرش به طلاق را می توان به عوامل جمعیتی، خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، فردی-شخصیتی و اجتماعی دسته بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 37/0، بیشترین مقدار اثرگذاری را داشته است. بحث و نتیجه گیری: از بین عوامل ذکر شده، نقش عوامل ارزشی-فرهنگی در هر سه حوزه پررنگ بوده و حاکی از آن است که تغییرات صورت گرفته در حوزه خانواده ایرانی تأثیر بسیاری از تحولات ارزشی افراد و به خصوص نسل جوان تر گرفته و نقش رسانه ها نیز تسهیل کننده این روند بوده است. پیام اصلی: مرور سیستماتیک پژوهش ها نشان دهنده آن است که تغییرات در ارزش های خانوادگی، نگرش به طلاق و ازدواج در ایران، امری چندبعدی و پیچیده بوده است. اگرچه شبکه ای از علل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی در این تغییرات اثرگذار بوده است، اما نقش علل فرهنگی در وقوع این تغییرات پررنگ تر بوده است.
فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
128 - 142
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی. این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری: شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.
فراتحلیل مهم ترین عوامل موثر بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی طی 10 سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی از جمله انواع مشارکت است که همواره مورد توجه اندیشمندان و متفکران جامعه شناس و سیاست پژوه بوده است. آمارهای چند سال اخیر نشان از فراز و نشیب میزان مشارکت سیاسی در ایران به ویژه در زمینه مشارکت در انتخابات دارد. به گونه ای که روند مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری از 85 درصد در سال 1388 به 49 درصد در سال 1400 نزول پیدا کرده و مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز از 64 درصد در سال 1390 به 41 درصد در سال 1402 کاهش یافته است. از این رو مهم ترین پرسش آن است که چه عواملی بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی تاثیر دارد تا از طریق شناخت این عوامل به علل کاهش این کنش سیاسی پی برد. در این مقاله تلاش شده از طریق روش فراتحلیل تمامی تحقیقات مطالعات علمی مرتبط با این حوزه که طی 10 سال اخیر انجام پذیرفته اند، پرسش پژوهش پاسخ داده شود. در نتیجه تحلیل صورت گرفته مشخص شد به ترتیب عوامل فرهنگی با اندازه اثر 374/0 عوامل سیاسی با اندازه اثر 334/0 عوامل فناوری با اندازه اثر 318/0 عوامل اجتماعی با اندازه اثر 264/0 و عوامل اقتصادی با اندازه اثر 217/0 دارای بیشترین تاثیر بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی هستند.
فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
176 - 191
حوزههای تخصصی:
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد. یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
فراتحلیل (Meta-analysis) اثر نقدینگی بر تورم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اقتصادی دوره ۶۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۲)
1205 - 1232
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی رابطه نقدینگی و تورم و تحلیل تناقضات موجود در تحقیقات پیشین، به انجام یک فراتحلیل جامع با استفاده از مدل اثرات تصادفی پرداخته است. اثر کل نقدینگی بر تورم (578/0) محاسبه شد که نمایی کلی از تأثیر نقدینگی بر تورم ارائه داد. با این حال، با استفاده از نمودار قیفی و آزمون اگر، تورش انتشار شناسایی شد، سپس به روش "برش و پر کردن" اصلاح گردید که اثر کل اصلاح شده را به (475/0) کاهش داد. در ادامه، از متا رگرسیون و تحلیل زیرگروه ها برای بررسی متغیرهای تعدیل گر استفاده شد. نتایج نشان دادند که اثر نقدینگی بر تورم در کشورهای دارای نظام ارزی ثابت و شناور، بازه های زمانی قبل و بعد از سال 2000 و مدل های ایستا و پویا تفاوت دارد. این یافته ها به روشن تر شدن اثرات سیاست های پولی و اقتصادی بر تورم کمک می کنند و می تواند مبنایی برای مطالعات آینده قرار گیرد.
تحلیل مقایسه ای سوگیری های رفتاری مؤثر بر تصمیمات سرمایه گذاران: شواهدی از فراتحلیل پژوهش های تجربی مالی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالی رفتاری از زمانی که پدید آمد توانست پاسخ گوی بسیاری از تناقضات اقتصاد کلاسیک در بررسی واقعیت های اقتصادی در جامعه باشد. مهم ترین نتایج به دست آمده از مالی رفتاری نشان از وجود سوگیری های رفتاری در برخورد با اتفاقات اقتصادی مختلف است. شناخت و بررسی تأثیر گذاری این تورش ها و مقایسه آنها با یکدیگر برای سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان برای جلوگیری از پیامدهای ناشی از این سوگیری ها بسیار مهم و اثرگذار است که مبنای این پژوهش، همین مقایسه بین این سوگیری هاست. در این پژوهش که بر مبنای فراتحلیل پژوهش های تجربی انجام گرفته در حوزه تورش های رفتاری است، 12 تورش اصلی شناسایی شده در کارهای دیگران باتوجه به منابع و کثرت پژوهش های صورت گرفته برای این تورش ها، انتخاب شد. این سوگیری ها براساس 61 مقاله مطالعه شده انتخاب شد، که 24 مقاله داخلی و 37 مقاله از منابع بین المللی بوده اند. داده های استخراج شده از مقاله ها، به نرم افزار فراتحلیل 2[1] وارد شد که طبق نتیجه خروجی از نرم افزار، ناهمگنی در بین نتایج همه پژوهش ها مشاهده شد و به همین دلیل از روش اثرات تصادفی برای تحلیل نتایج فراتحلیل استفاده شد. درنهایت تأثیر این تورش ها بر تصمیم گیری براساس آماره Z و سطح معناداری محاسبه شده توسط نرم افزار تأیید شد و بیشترین اندازه اثر برای سوگیری حسابداری ذهنی به دست آمد.
تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بر وضعیت روان شناختی دانشجویان: یک مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱۴۳
23 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طبق گزارش های اخیر، امروزه دانشجویان به شکل بی سابقه ای دچار اختلالات روان شناختی شده اند. از دیگر سو، شواهد بیان گر اثر مثبت پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است. این مطالعه به دنبال جمع بندی مطالعات پیشین و محاسبه کمّی مقدار این اثرگذاری است.هدف پژوهش: این پژوهش با بررسی مطالعات پیشین و انجام فراتحلیل، درصدد دستیابی به میزان اثرگذاری پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است.روش پژوهش: این پژوهش با جست وجوی چهار پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس، سایکواینفو و پابمد، مطالعات انجام شده در بازه زمانی سال 2000 تا 2023 را بررسی کرد. معیارهای ورود مطالعات به این فراتحلیل شامل نگارش به زبان انگلیسی، انجام مداخلات کوتاه مدت، به کارگیری روش های تجربی و شبه تجربی، پیاده سازی معیارهای شناختی استاندارد، وجود شاخص های آماری مناسب فراتحلیل و انتشار در مجلات معتبر بود. پس از آن که کلیه پژوهشگران به صورت مستقل به غربالگری پژوهش ها پرداختند، از میان 8010 مقاله شناسایی شده، در مرحله نخست 34 مطالعه انتخاب شدند. سپس 10 مطالعه به دلیل عدم تأمین شرایط فراتحلیل، حذف شده و 24 مطالعه بررسی نهایی شدند. فرایند تهیه گزارش فراتحلیل، با رعایت دستورالعمل پریزما (PRISMA, 2020) انجام شد.نتیجه گیری: بررسی مطالعات پیشین، سبب شناسایی 18 مؤلفه روان شناختی در دانشجویان شد. تعداد 15 مؤلفه شامل اضطراب، کاهش استرس، عزت نفس، بازسازی روانی، آرامش، اثرات منفی/ مثبت بر سلامتی، سلامت روان، بازسازی روانی درک شده، بهزیستی روان شناختی، تعمق، بازسازی تمرکز ذهنی، پرانرژی بودن، آسودگی خاطر، اختلال خلقی کلی و خوش خلقی شدیداً تحت تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بودند. دو مؤلفه افسردگی و احساسات مثبت/ منفی نیز تأثیرپذیری متوسط و مؤلفه شادی تأثیرپذیری کمی از پردیس طبیعی دانشگاه داشتند. پردیس های طبیعی دانشگاه ها، درمجموع، تأثیر زیادی بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان گذاشتند (شاخص کوهن= 759/0). همچنین مطالعات بررسی شده، هیچ گونه سوگیری انتشاری را نشان ندادند.








