برساخت معنایی زنان از دوگانه سنت و مدرنیته در چارچوب نظریه داده بنیاد ساخت گرایانه چارمز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
629-652
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تقابل سنت و مدرنیته در زندگی زنان ایرانی، چارچوب معنایی دوگانه ای ایجاد کرده که هویت اجتماعی و سیاسی آنان را تحت تأثیر قرار داده است. در این راستا، پرسش اصلی تحقیق این است که تقابل سنت و مدرنیته چگونه بر تجارب زیسته و راهبردهای زنان در بازتعریف هویت و نقش های اجتماعی آن ها تأثیر می گذارد و این امر چه پیامدهایی برای آن ها دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای ساخت گرای چارمز انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 23 زن از زمینه های اجتماعی و فرهنگی متنوع در تبریز جمع آوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زنان دو راهبرد اصلی را به کار می گیرند: پذیرش محتاطانه که تعادلی میان هنجارهای سنتی و فرصت های مدرن ایجاد می کند، و مقاومت انتقادی که با چالش محدودیت های سنتی، نقش های جنسیتی را بازتعریف می کند. این راهبردها تحت تأثیر ریشه های ساختاری (هنجارهای جنسیتی، ارزش های مدرن، تجارب زیسته)، عوامل محیطی (خانواده، نهادها، فرهنگ، اقتصاد) و شرایط مداخله گر (اجتماعی، فرهنگی، نهادی، روان شناختی) در سه سطح فردی، گروهی و اجتماعی شکل می گیرند و پیامدهای آن از حفظ مشروعیت اجتماعی زنان در برابر انتظارات سنتی تا تقویت عاملیت و تغییر اجتماعی را دربرمی گیرد. مطابق نتایج، خوانش دوگانه سنت و مدرنیته فرایندی پویا و بازاندیشانه است که در نوسان میان امنیت اجتماعی و تحقق فردیت، به تحول تدریجی فرهنگ سیاسی و اجتماعی زنان می انجامد.