در رویکرد اسلامی، مادری نقش برجستهایست. در این نگاه، مادر هم به عنوان همسر و هم به عنوان عضوی از خانواده، از یک سو در انسجام خانواده و برآوردن نیازهای آنها نقش دارد و از سوی دیگر در کانون احترام و محبت اعضای خانواده است. در مقابل اندیشه اسلام، که زن در آن جایگاه رفیعی دارد، اندیشه فمینیسم، در تضاد با آن شکل گرفته است. درباره مادری در رویکرد فمنیستی، وحدت نظر وجود ندارد. برخی با رویکرد مثبت، اما مشروط به آن نگریستهاند. مادر گاهی در دادگاه فمنیستی محکوم است و برخی خواستار حذف و محو نقش مادری هستند. این جنبش، ابتدا از میان جنبشهای انسان دوستانهای که بر پایه مبانی اخلاقی استوار بود، برخاست. همین امر موجب جذب بیشتر زنان نسبت به مردان شده، اما با گذشت زمان، این جنبش علاقهای در جهت فعالیتهای انساندوستانه از خود نشان نداد.نقش مادری، غریزهای طبیعیست که هر مادری در وجود خود حس کرده و غیر قابل انکار است. این نقش دربردارنده مسئولیتها و حقوقهای مادریست.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر تولیدات علمی زنان ایرانی در آی. اس. آی بین سالهای 1993 تا 2009 می باشد. این پژوهش کاربردی به روش مطالعه کتابخانه ای و پیمایشی به انجام رسیده است. برای شناسایی زنان دارای تولیدات علمی در آی.اس.آی، گردآوری اطلاعات از پایگاه WoS متعلق به مؤسسه ISI استفاده شد و برای گردآوری اطلاعات مربوط به عوامل مؤثر بر تولیدات علمی زنان از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردیده است. پرسشنامه مذکور، پس از بررسی روایی و پایایی، به تعداد 100 نفر از نویسندگان زن ارسال گردید. بر اساس یافته های پژوهش، به لحاظ اولویت، جامعه پژوهش تاثیر عوامل سه گانه دستیابی به موقعیت علمی بالاتر، توانمندی های ذاتی، و پشتکار و توان اکتسابی را بیش از سایر عوامل می دانند. به دنبال آنها، مؤثرترین عوامل عبارتند از حس مفید بودن در جامعه، دستیابی به موقعیت شغلی برتر، و تشویق اطرافیان و خانواده. در پایان، در راستای توانمندسازی زنان برای تولید علم و تقویت عوامل مؤثر، برخی پیشنهادات اجرایی ارائه گردید
هدف این پژوهش بررسی تفاوت میزان طلاق و پایبندی دینی در میان سبکهای همسرگزینی (عاشقانه، سنتی) است. نمونه پژوهش شامل 262 زن و مرد متقاضی طلاق در شهر کرمانشاه است که با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه جهتگیری دینی و پرسشنامه طلاق است. پژوهش کمی از نوع همبستگی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و آزمون خی دو استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که 8/74 درصد از متقاضیان طلاق، سبک همسرگزینی عاشقانه دوستانه داشته اند. یافته دیگر اینکه میانگین نمره های طلاق سبک همسرگزینی عاشقانه دوستانه از میانگین نمره های همسرگزینی سنتی فرهنگی بیشتر است (01/0< Ρ). هم چنین، میانگین نمره های پایبندی دینی سبک همسرگزینی عاشقانه دوستانه از میانگین نمره های همسرگزینی سنتی فرهنگی کمتر است (01/0< Ρ). بر این اساس، سبک همسر گزینی عاشقانه دوستانه با تشدید تعارضات زناشویی و افزایش میزان طلاق در ارتباط است و با ضعف پایبندی دینی رابطه دو سویه دارد.
امروزه دو قرائت از وضعیت خانواده در نتیجه ی فرآیند جهانی شدن وجود دارد. در قرائت اول، تغییر ساختارها و کارکردهای خانواده، به عنوان نشانه ای از فروپاشی و بحران در خانواده ی معاصر تلقی می گردد، در حالی که در قرائت دوم، تغییرات صورت گرفته در خانواده ی سنتی، به نفع تکثر اشکال خانوادگی و امری مطلوب قلمداد می شود. در بسیاری از کشورهای جهان قوانین و سیاست های متعددی در راستای پذیرش رویکرد دوم وضع شده که به شرایط بحرانی خانواده و تضعیف آن دامن زده است. نوشتار حاضر تلاش نموده تا ضمن بررسی سیاست های جهانی تقویت کننده ی تغییرات مفهومی و کارکردی نهاد خانواده در غرب، به بررسی سیاست های کلان و موردی جمهوری اسلامی ایران در خصوص خانواده بپردازد. این امر از طریق بررسی اسنادی، استفاده از رویکرد سیاست پژوهی و با تأکید بر ارزیابی سیاست ها انجام شده است. بررسی روند سیاست گذاری در جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد مجموعه ی سیاست های کلان اتخاذ شده در مقایسه با سیاست های جهانی، کاملاً خانواده گرا بوده و در تضاد با پذیرش سیاست های تکثرگرا در خصوص اشکال و مفهوم خانواده است. البته در راستای تکثر قوانین خانواده محور، در نظام جمهوری اسلامی ایران، قوانین و سیاست هایی نیز وضع شده که می توان آنها را همگرا با سیاست های جهانی ذکر شده قلمداد کرد. هر چند این امر به طور مستقیم منجر به فروپاشی خانواده ی ایرانی نمی گردد، اما این سیاست ها با اختلال در الگوی مطلوب خانواده و تضعیف آن موجب تشدید آسیب های اجتماعی چون افزایش طلاق، کاهش ازدواج، کاهش فرزندآوری و ... می شوند.
رابطه کنجکاوی با بهزیستی ذهنی زنان متاهل: نقش واسطه ای ، صمیمیت و رضایت زناشویی هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه کنجکاوی با صمیمیت و رضایت زناشویی و بهزیستی ذهنی در زنان متاهل بود. بدین منظور 265 نفر از زنان متاهل شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کنجکاوی و اکتشاف، مقیاس صمیمیت، مقیاس سنجش رابطه، مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و منفی بود. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که کنجکاوی بر رضایت زناشویی ، عاطفه مثبت و رضایت از زندگی اثر مستقیم دارد. همچنین کنجکاوی از طریق تاثیر بر صمیمیت اثر غیر مستقیم و معنی داری بر رضایت زناشویی ، رضایت از زندگی و عاطفه مثبت دارد. تاثیر مستقیم صمیت بر رضایت زناشویی و تاثیر غیر مستقیم آن بر رضایت از زندگی و عاطفه مثبت نیز معنی دار بود. بطور کلی یافته های پژوهش بیانگر اهمیت نقش واسطه ای صمیمیت و رضایت زناشویی در فرایند رابطه بین کنجکاوی و بهزیستی ذهنی زنان است.
اشتغال زنان، در مفهوم جدید آن، فعالیت اقتصادی ایشان در ساعت های معین و دور از محیط خانه تعریف می شود که هر روز ابعاد وسیع تری به خود می گیرد. مسئله از آن جا آغاز می شود که اشتغال تحت تأثیر ویژگی های جنسیتی قرار گرفته و عناوینی با نام مشاغل مردانه و مشاغل زنانه ایجاد شده است. در نتیجة این تقسیم بندی، برای ورود زنان به یک سری از مشاغل در جامعة ما ممنوعیت های قانونی یا اجتماعی ایجاد شده است. از آن جا که این مسئله در جامعه تأثیرگذار است، توجه مسئولان امر و متخصصان امور اجتماعی را به خود جلب کرده است. در نهایت، آن چه در جامعه مشاهده می شود اتخاذ سیاست های مبهم و تصمیم گیری های متعارض در این عرصه است؛ بنابراین در این پژوهش تفکیک جنسیتی افقی مشاغل و به همین منظور تجربة زیستة زنان حاضر در مشاغل مردانه بررسی شده است. روش تحقیق کیفی است و داده ها از طریق مصاحبة عمیق جمع آوری شده است. پس از کدگذاری مصاحبه ها نتایج در چند گروه گردآوری شد و علل ورود زنان به مشاغل مردانه، مشکلات زنان در این مشاغل، و کارکردهای حضور زنان در مشاغل مردانه نتیجه گیری شده است. در نهایت، به نظر می رسد چیستی تجربة زیستة زنان حاضر در مشاغل مردانه با توجه به تیپولوژی مشاغل متفاوت است.
مقاله حاضر با هدف تبیین نقش حضرت زینب (س) در نهضت عاشورا و مدیریت بحران های آن، درصدد است تا الگوی موفقیت یک زن مسلمان در عرصه های سیاسی اجتماعی را ارائه نماید. مطالعه موردی سیره حضرت زینب(س) به عنوان یک زن از خاندان رسالت در دوران اسارت، به دلیل خاص بودن واقعه و شکل گیری بحرانی جدید در پیش روی تاریخ تشیع، آن هم با محوریت سیاسی- مذهبی، از اهمیت خاصی برخوردار است و می تواند الگوی مناسبی برای زنان جامعه اسلامی باشد. در این راستا با مراجعه به منابع تاریخی معتبر، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، داده های احصاء شده، تحلیل گردید. تشخیص درست بحران و زمینه های آن، باورهای زیربنای مدیریت بحران، ویژگی های شخصیتی مؤثر، و اقدامات مدیریتی قبل، حین، و بعد بحران، چهار مؤلفه مدیریت بحران در سیره حضرت (س) هستند که در این پژوهش یافته شد و نتیجه آن گردید که ایشان توانست این بحران ها را از طریق چهار مؤلفه فوق مدیریت، و آن را تبدیل به فرصت نماید و اندیشه سیاسی شیعه را گسترش دهد.
نابرابری جنسیتی یکی از نابرابری هایی است که در جهان بطور اعم و در ایران بطور اخص زنان از آن رنج می برند، این نابرابری در ورزش دو چندان تشدید شده و تأثیر نامطلوبی بر ورزش بانوان داشته است. تحقیق حاضر با استفاده از تئوری های؛ جامعه پذیری جنسیت ، نابرابری های جنسیتی، جامعه شناسی در قالب هوشیاری سی رایت میلز، نظریه تضاد کالینز، نظریه نابرابری جنسیتی بلوم برگ، نظریه نابرابری جنسیتی چافتز، نظریه های کلیشه های جنسیتی و نظریه موانع فیزیولوژیکی به یک مدل تحلیلی برای تبیین نابرابری جنسیتی در ورزش ایران رسیده است. بر اساس مدل نظری تحقیق متغیرهای مستقل؛ پایگاه اجتماعی- اقتصادی ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ،الگوپذیری از والدین، نوع فعالیت ورزشی زنان ، تحصیلات زنان ،استفاده از رسانه ها بر متغیر وابسته نابرابری جنسیتی در ورزش تأثیر داشته اند. روش تحقیق پژوهش حاضر استفاده از شیوه پیمایشی در میان زنان ورزشکار در سطح ملی و بین المللی بعنوان جامعه آماری بود ، تعداد 200نفر از این افراد بعنوان نمونه آماری با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار سنجش تحقیق پرسشنامه بود که پایایی آن با استفاده آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته های تحقیق از طریق تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، نتایج تحلیل رگسیون چندگانه نشان دادند؛ متغیرهای ؛ پایگاه اجتماعی- اقتصادی ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ، الگوپذیری از والدین ، تحصیلات زنان و استفاده از رسانه ها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته تحقیق داشته و در مجموع بیش از 48 درصد از تغییرات متغیر تابع را تبیین نموده اند.