ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۶۱ تا ۶٬۷۸۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۶۷۶۱.

فمینیسم عربی در مدار سنت و مدرنیته با تأملی در دیدگاه های عایشه تیمور و می زیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۵
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را به دست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنت گرای مصری و «می زیاده» نویسنده نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادی خواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشه این دو نویسنده می پردازد و به این پرسش پاسخ می گوید که این جنبش چه فرازوفرودهایی پیموده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد در جهان عرب، دو جریان فکری این موضوع را به چالش کشیده اند. یکی سنت گرای افراطی و مخالف با هرگونه حضور زنان در جامعه و دیگری جریانی که پیشرفت زنان را فقط در آزادی بی قیدوشرط از سنت های پیشین و تقلید از غرب می دانست. در این میان، یک رویکرد اعتدالی توسط عایشه تیمور و می زیاده به وجود آمد که نقطه بهینه این جنبش را در ترکیبی متعادل از سنت و مدرنیسم، با رعایت شئون زندگی اجتماعی می دانست. هرچند خاستگاه فکری این دو به کلی متفاوت بود، یکی در سنت اسلامی ریشه داشت و دیگری یک مسیحی متأثر از غرب و متمایل به مدرنیته بود، اما به باور آن ها، ایجاد دگرگونی در نگاه به زن و رفتار با او، یک ضرورت تاریخی شمرده می شد؛ بنابراین، هرگاه بحث از حقوق تضییع شده زنان به میان می آمد، این دو با هم یک صدا می شدند و این امر، نقشی بسیار مؤثر در پیشرفت این جنبش در جهان عرب بر جای گذاشت.
۶۷۶۲.

پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری در اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: افزایش میزان اشتغال زنان پرداختن به مسائل مربوط به تعادل کار-خانواده، را حائز اهمیت نموده است. یکی از گروه های زنان شاغل، اعضای هیئت علمی دانشگاه هستند که به دلیل اقتضائات شغلی، ایفای هم زمان نقش شغلی و خانوادگی و به ویژه مادری برای آنان دشوار و با پیامدهای خاصّی همراه است. شناسایی این پیامدها می تواند با کمک به شناخت عمیق تر مسائل زنان عضو هیئت علمی، زمینه لازم را برای حل مسائل موجود در مسیر برقراری تعادل میان نقش های شغلی و مادری فراهم کند و به این ترتیب به ایفای هر چه بهتر نقش های شغلی و مادری کمک نماید. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای اشتغال و مادری هم زمان، با استفاده از روش کیفی بوده است. روش: به این منظور با مصاحبه با 20 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها به استخراج پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری پرداخته است. نتایج: بر اساس یافته ها پیامدها شامل «موفقیت در فرزندپروری»، «کاستی های فرزندپروری»، «اختلال در رابطه همسری»، «توانمندی روحی»، «فشارهای جسمی و روانی» و «اختلال در رشد و ارتقاء شغلی» بوده است. مشارکت-کنندگان پیامدهای مثبت و منفی را توأمان تجربه کرده اند و شرایط مختلفی در تجربه این پیامدها نقش داشته اند که بر اساس آن، افزایش حمایت از مادران شاغل در سطح خانوادگی و سازمانی به منظور برقراری تعادل بین نقش شغلی و مادری می تواند نقش مؤثری در کاهش پیامدهای منفی ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری داشته باشد. به منظور تبیین ارتباط میان ذهنیت های طرحواره ای و گرایش به خودکشی می توان به ویژگی های هر ذهنیت اشاره کرد. به عنوان مثال، ذهنیت های کودکانه ناکارآمد با احساسات پایه تحقق نیافته در ارتباط است. ذهنیت کودک آسیب پذیر با احساساتی از قبیل غم، ناامیدی، ترس، فشار روانی و درماندگی در ارتباط بوده و فرد در جهت رهایی از تنهایی طاقت فرسا ممکن است به رفتار های خودکشی روی آورد. همچنین در ذهنیت کودک عصبانی احساساتی مانند خشم یا غضب غالب بوده و رفتارهای خودکشی توسط فرد برای گرفتن انتقام و یا تنبیه دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. از طرف دیگر، می توان به ذهنیت والد تنبیه گر اشاره نمود که از رفتارهای خودکشی برای تنبیه خود در برابر اشتباهات و ضعف خود استفاده می کند (گرازکا و همکاران، 2023؛ لپانن و همکاران، 2015). در مقابل نیز، می توان از ذهنیت بزرگ سال سالم نام برد که با وظایفی از قبیل کار، فرزندپروری، قبول مسئولیت ها، روابط بین فردی سالم و سایر فعالیت ها در ارتباط است. اگر ذهنیت بزرگ سال سالم به خوبی فعالیت کند، ذهنیت کودک شاد نیز رشد پیدا می کند. در ذهنیت کودک شاد، فرد خونسرد، امن و تحت علاقه و مراقبت بوده و با دیگران ارتباطی سالم و سازنده دارد. وی به دلیل احساس رضایت درونی و ارزندگی، می تواند خوش بین، خودانگیخته و قانع باشد که تمامی ویژگی های ذکر شده، فرد را از خطر خودکشی مصون نگه می دارد (رافائلی و همکاران، 2010).
۶۷۶۳.

شناسائی حق فسخ نکاح کودک، پس ازبلوغ، در پرتو مخصص لبّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
درباب نکاح کودک توسط ولی، درخصوص حق فسخ کودک پس ازبلوغ، روایات، متعارض بوده وبه تبعِ روش های گوناگون درجمع آن ها، اقوال نیز مختلف است. به نظر می رسد، باعنایت به تعارض یادشده وتبرّعی دانستن گونه های مختلف جمع، و نیز لزوم احتیاط در مسائل مربوط به فروج، علاوه بر امکان استناد به مجموع ادله نفی ضرر، باید به مخصص لبّی موجود در مسأله پیش رو توجه کرده و آن را به چند مثال بسیط درکتب اصولی، محدود نکرده و در جریان استنباط فقهی، از آن، بهره گرفت. نوشته پیش رو، به روش توصیفی تحلیلی، با واکاوی در اقوال و نقد و بررسی مستندات هر یک، حکم قطعی عقل به قبح مسلّمِ لازم دانستن نکاح کودک و تحمیل همسر ناخواسته و نیز لزوم پرهیز از آسیب های روانی، عاطفی، اجتماعی و... آن را بمنزله مخصص لبّیِ لزوم عقد دانسته و براین اساس، برای کودک، پس از بلوغ، قول به حق فسخ را پذیرفته است. مبنای مخصص عقلی یادشده نیز پژوهش های عدیده ای است که در جوامع مختلف، مبنی بر این که اجبار به نکاح و تحمیل همسر ناخواسته، منشأ بسیاری از انحرافات و ناهنجاری ها بوده و امروزه، این مطلب، مورد تصدیق عقلای عالم است و کم تر کسی در آن تردید می کند؛ بحدّی که از مسلّمات به شمار می آید. ضمن آن که به شهادت پژوهش های صورت گرفته در تحلیل رویه قضائی، با وجود لزوم تحصیل اجازه برای نکاح پیش از بلوغ از دادگاه، در بسیاری موارد، آسیب ها کماکان باقی است و اساساً تشخیص دادگاه را می توان محدود به دوران صغَر دانست. ۲.مدلول روایات وارد شده در باب امکان فسخ، با روایات دالّ بر عدم امکان فسخ، متعارض بوده، پس از تساقط، به ادله دیگر رجوع می شود. از این رو پس ازپذیرش اصل لزوم به عنوان قاعده ای عام در عقد نکاح، به مخصص لبّی دال بر قبح لزوم عقد نکاح کودک، استناد کرده و چنین نکاحی را پس ازبلوغ، ازسوی وی، قابل فسخ می دانیم. استناد به مخصص لبّی در این مسئله نیز حسب جست وجوی انجام شده، مسبوق به سابقه نبوده است.
۶۷۶۴.

تبیین ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی با نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
خودکشی یکی از مباحث مهم در زمینه سلامت روان می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای مکانیز م های دفاعی در ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی تدوین گردید. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و طرح تحقیق در رده پژوهش های توصیفی-همبستگی انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان اصفهان بود و گروه نمونه به روش نمونه گیری چندمرحله ای و تعداد 367 آزمودنی تعیین شد. ابزارهای مطالعه شامل پرسشنامه قدرت ایگو مارکستروم و همکاران، پرسشنامه ذهنیت های طرحواره ای یانگ و همکاران، پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک و پرسشنامه سبک های دفاعی آندرز و همکاران بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که میان ذهنیت های ناکارآمد، مکانیزم های دفاعی رشدنایافته و مکانیزم های دفاعی روان رنجور با گرایش به خودکشی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). همچنین ارتباط میان ذهنیت های کارآمد، نیرومندی من و مکانیزم های دفاعی رشدیافته با گرایش به خودکشی منفی و معنادار به دست آمد (01/0>p). نتایج تحلیل مسیر نیز بیانگر نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در رابطه بین نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی بود. لذا می توان بیان کرد که مکانیزم های دفاعی به عنوان یک متغیر واسطه گر بر ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی نقشی قابل توجه دارد. وانگهی در راستای تبیین ارتباط میان نیرومندی من و گرایش به خودکشی می توان به مؤلفه های توانمندی ایگو که عبارت است از امید، اراده، هدف، شایستگی، وفاداری، عشق، مراقبت و خردمندی اشاره کرد. میکاییلی و مرادی کلارده (2021) در پژوهش خود نشان دادند که مؤلفه های امید، خواسته، شایستگی و هدف با رفتارهای خودآسیبی در ارتباط است. از دیگر سو، غدیری و همکاران (2023) به توان من برای ایجاد تعادل میان نهاد، فراخود و واقعیت بیرونی اشاره کردند. اگر من قادر به انجام وظایف خویش نباشد، مشکلات روانی و اضطراب ایجاد می شود. درنتیجه فرد زمان مواجهه با بحران، خودکنترلی و تاب آوری کمتری داشته، عواطف منفی بیشتری را تجربه نموده و به استفاده از راهبردها و مکانیزم های دفاعی ناسازگارانه مانند رفتارهای خودآسیب رسان ترغیب می شوند.
۶۷۶۵.

راهبردهای انطباق پذیری با نقش های چندگانه در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
زنان سرپرست خانوار با وجود تحمل بار سنگین مسئولیت، هم چنان به خلق آینده ای روشن برای خود و فرزندانشان امیدوارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای انطباق پذیری زنان سرپرست خانوار با نقش های چندگانه، به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. با توجه به معیارهای مشخص شده برای ورود به پژوهش، 12 زن سرپرست خانوار ساکن تهران به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد زنان سرپرست خانوار برای مقابله با چالش های ناشی از ایفای نقش های متعدد از پنج راهبرد اصلی: مدیریت یکپارچه منابع، خوداتکایی، معنویت محوری، روحیه افزایی و فعال سازی شبکه حمایتی بهره می برند. نتایج نشان داد که این زنان با اتخاذ رویکردی فعالانه و با تکیه بر عاملیت فردی خود، به دنبال راهکارهایی برای بهبود شرایط زندگی خود هستند. مفاهیمی هم چون علاقه اجتماعی، مرزبندی و فعال سازی حمایت های بیرونی به عنوان ابعاد مهمی از این راهبردها مطرح شدند. زنان سرپرست خانوار با تقویت ارتباطات اجتماعی، تعیین مرزهای مشخص و بهره گیری از حمایت های موجود، توانسته اند بر چالش های خود غلبه کرده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. پژوهش حاضر نشان داد زنان سرپرست خانوار انطباق پذیر به جای پذیرش نقش قربانی، به صورت فعال در جست وجوی راهکارهایی برای بهبود شرایط خود هستند و از راهبردهای خلاقانه ای برای مقابله با مشکلات استفاده می کنند. یافته های این پژوهش می تواند در طراحی برنامه های مداخله ای مؤثر برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده قرار گیرد.
۶۷۶۶.

تحلیل گفتمان خیانت زن به شوهر در سینمای ایران (پس از انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۵۸
موضوع خیانت زن به شوهر در سال های اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبه رو شده که ضرورت بررسی آن را می نمایاند. با توجه به محدودیت های شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلم ها، سازندگان غالباً تلاش کرده اند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنی تر شود. چارچوب ارزشی ای که خیانت زن به شوهر در آن ها تعریف می شود، از سال ها قبل برساخته شده و حالا این مضمون را نیز در خود جای می دهد. این چارچوب های ارزشی و ایدئولوژیک، گفتمان را می سازند؛ بنابراین، این پژوهش گفتمانی را که فیلم به آن تعلق دارد و مفاهیمی که در لایه های پنهان فیلم تبلیغ می شود مطالعه و تحلیل می کند. پژوهش براساس شیوه تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به تحلیل گفتمان فیلم های مغز استخوان، پل چوبی، بنفشه آفریقایی، شب یلدا، تیغ و ترمه، برف روی کاج ها و علفزار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خیانت زن به شوهر در فیلم های بررسی شده تقبیح نمی شود، بلکه هم راستا با ارزش های پیش ساخته دیگری تعریف و توجیه می شود. در چنین گفتمانی، رویکردهای غیردینی و ضددینی، فمینیستی، لیبرالیستی و مدرنیستی در کنار هم و در برابر رویکردهای دین مدارانه، خانواده محور، اخلاق مدار، سنت گرا و دارای هویت و اصالت بومی تعریف می شوند.
۶۷۶۷.

رتبه بندی عوامل مؤثر در بهره وری زنان شاغل با رویکرد فرایند سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۱
بهره وری زنان شاغل به مشارکت و سهم زنان در فعالیت های اقتصادی، تولید کالا و خدمات و ایجاد ارزش اقتصادی در یک جامعه اشاره دارد و تحت تأثیر عوامل مختلف حاکم بر ابعاد مختلف زندگی آنان قرار دارد. در این پژوهش تحلیلی-توصیفی، ابتدا با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای، چارچوب مفهومی عوامل اثرگذار بر بهره وری زنان شاغل در ابعاد فردی، خانوادگی، نهادی و سازمانی و نیز فرهنگی و اجتماعی شناسایی شد. سپس با استفاده از روش دلفی تعدیل شده و به شیوه پرسشنامه، با استفاده از نظرات خبرگان (زنان متأهل دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم و حداقل 10 سال سابقه شغلی)، از میان 35 معیار استخراج شده براساس مدل مفهومی فوق، 10 عامل مهم اثرگذار بر بهره وری زنان شاغل در قالب سه معیار مشارکت اقتصادی زنان، اشتغال رسمی و حفظ بنیان خانواده معرفی شد. بعد از آن، با به کارگیری روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP) و استفاده از نرم افزار Expert Choice این عوامل رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد با تلفیق وزن عوامل در قالب سه معیار فوق، سه عامل امنیت شغلی، مجوزهای قانونی و کیفیت نهادی و نیز شرایط شغلی از مهم ترین عوامل مؤثر بر بهره وری زنان شاغل محسوب می شوند. به علاوه، عامل گسترش خانواده جایگاهی قابل انتظار در رتبه بندی عوامل مؤثر بر بهره وری زنان شاغل ندارد. به این ترتیب شاید بتوان گفت به دلیل گرایش روزافزون زنان به مشارکت در فعالیت های اجتماعی-اقتصادی و نیاز به کسب درآمد، تمایل به گسترش خانواده (تأهل و فرزندآوری) کاهش یافته است.
۶۷۶۸.

بررسی تأثیر نوع شغل بر احساس از خودبیگانگی اجتماعی زنان شاغل در نظام سلامت گناباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شغل زنان بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی در میان زنان شاغل در کادر درمان شهرستان گناباد انجام شد. این مطالعه به صورت مقطعی و با مشارکت 170 تن از زنان شاغل در این حوزه، و با استفاده از پرسشنامه ازخودبیگانگی اجتماعی به عنوان ابزار جمع آوری داده ها انجام شد. نتایج نشان داد که نوع اشتغال زنان بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی آنان تأثیرگذار است. علاوه بر این، نوع اشتغال زنان بر مؤلفه های مختلف ازخودبیگانگی اجتماعی مانند بیگانگی از کار با آماره F (311/17)، بیگانگی از خود با آماره F (587/20)، بیگانگی از نهادهای اجتماعی با آماره F (971/20)، بیگانگی از روابط اجتماعی با آماره F (721/5)، بیگانگی از خانواده با آماره F (045/9)، احساس بی قدرتی با آماره F (432/9)، احساس بی ریشه گی با آماره F (058/10) و احساس پوچ گرایی با آماره F (583/6) تأثیر داشته است. اشتغال زنان در حوزه خدمات درمان نه تنها در ارتقای سلامت جامعه نقش حیاتی ایفا می کند، بلکه به عنوان یکی از ارکان توسعه انسانی و اجتماعی شناخته می شود. همچنین، حضور فعال زنان در این بخش می تواند به ایجاد الگوهای مثبت در جامعه و ارتقای سرمایه اجتماعی کمک نماید. نتیجه گیری این که اشتغال زنان، به ویژه در بخش درمان، تأثیرات قابل توجهی بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی آنان دارد. در این زمینه، تغییرات زندگی فردی و اجتماعی ناشی از اشتغال گاهی منجر به دوری از ارزش ها و هنجارهای اجتماعی می شود. برای کاهش این احساسات ازخودبیگانگی پیشنهاد می شود به کیفیت شغل، دستمزدها، فرصت های برابر و مشارکت در تصمیم گیری ها توجه ویژه ای صورت گیرد و با افزایش هماهنگی بین شغل و علاقه فردی و ایجاد محیط کاری مناسب به ارتقای کیفیت زندگی شغلی زنان کمک گردد.
۶۷۶۹.

بررسی و تفسیر دیدگاه سینما درباره رابطه عاشقانه بر اساس نظریه عشق استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه. عشق متناسب با دنیای سیالی است که «احتمالات عاشقانه» با سرعت در آن در حال گذر است. به نظرمی رسد سینما به مثابه وسیله ارتباطی تأثیرگذار بر خانواده، قادر است الگوهای تعهد زناشویی مدنظر خود را به جامعه ارائه دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه عشق استرنبرگ به بررسی تعهد زناشویی در فیلم های سینمایی می پردازد. روش. این پژوهش با رویکرد ترکیبی از روش تحلیل محتوا کمی و روش پدیدارشناسی استفاده می کند. جامعه آماری این پژوهش، فیلم های سینمایی بود. نمونه به صورت هدفمندانتخاب شد. فیلم هایی که فروش بالا داشتند و دست کم پانزده هفته اکران در سینما داشتند و منتقدین درباره آن اظهارنظرکرده باشند. مطالعه در دو بخش اجرا شد. یافته ها. شش مقوله فرعی و دو مقوله اصلی عشق غیرکامل و عشق کامل بر اساس نظریه عشق استرنبرگ در نمونه مورد بررسی شناسایی شد. عشق غیر کامل با مقولات عشق احساساتی (صمیمت و هوس)،عشق رفاقتی و عشق احساساتی، جایگزینی صداقت با تعهد در عشق احساساتی،آسودگی در هوس، صمیمت وانمودی و عشق کامل مردانه بدست آمدند. برای سینما از بین انواع عشق، عشق رفاقتی و عشق احساساتی بیشتر نمود دارد و برای موفقیت رابطه صمیمیت حتی صمیمیت وانمودی در رابطه اهمیت پیدامی کند. انقدر که صمیمت مهم نشان داده می شود به بحث تعهد در ازدواج عاشقانه توجه نمی شود. از دید سینمای بررسی شده حتی در روابط غیررسمی بین زن و مرد، عشق کامل همان قدر می تواند وجود داشته باشد که این احتمال برای روابط رسمی هست. عشق کامل در سینمای مورد مطالعه یک عشق مردانه است.
۶۷۷۰.

تحلیل علی-ساختاری موانع سقف شیشه ای در پیشرفت شغلی کتابداران زن دانشگاه پیام نور با استفاده از تکنیک های DEMATEL و ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف تحلیل علی-ساختاری موانع سقف شیشه ای بر پیشرفت شغلی کتابداران زن دانشگاه پیام نور انجام شده است. سقف شیشه ای به عنوان مانع نامرئی جنسیتی، محدودیت های ارتقای زنان در مناصب مدیریتی را بررسی می کند و بر شناسایی روابط علی و وزنی عوامل مؤثر تمرکز دارد تا راهکارهایی برای توانمندسازی حرفه ای ارائه دهد. این مطالعه کاربردی و ترکیبی (کیفی-کمی) است و در دو فاز متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پرسشنامه باز، داده ها از طریق تحلیل محتوا و شناسایی مضامین در محیط پایتون پردازش شد. در فاز کمی، جامعه آماری شامل ۱۰۰ کتابدار زن دانشگاه پیام نور به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده پرسشنامه محقق ساخته با ۱۹ گویه بود که روایی آن به وسیله کارشناسان تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۱۷ محاسبه شد. تحلیل داده ها با تکنیک های DEMATEL (برای روابط علی) و ANP (برای اولویت بندی) در نرم افزار پایتون صورت گرفت. نتایج نشان داد از میان ۱۹ عامل شناسایی شده، محدودیت های شخصی ادراک سقف شیشه ای (شامل تبعیض ادراک شده و تأثیر سقف شیشه ای) با وزن های ۰/۲۸ و ۰/۲۵ به ترتیب بیشترین تأثیر را در مدل نهایی دارند. عوامل ساختاری مانند فرهنگ سازمانی مردانه و مسئولیت های خانوادگی نیز روابط علی قوی با پیشرفت شغلی برقرار می کنند. موانع سقف شیشه ای به طور معناداری پیشرفت شغلی کتابداران زن را محدود می سازد. پیشنهاد می شود دانشگاه پیام نور، برنامه های آموزشی توانمندسازی جنسیتی، سیاست های حمایتی تعادل کار-زندگی و نظارت بر تبعیض ها را اجرا کند تا فرصت های برابر فراهم شود. این یافته ها می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های ملی در حوزه آموزش عالی باشد.
۶۷۷۱.

ساخت و اعتبارسنجی الگوی رفاه ذهنی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
هدف مقاله حاضر ساخت و اعتبارسنجی الگوی رفاه ذهنی خانواده بود. روش تحقیق ترکیبی، شامل دو مرحله کیفی و کمّی بود. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل خبرگان در حوزه ی خانواده و رفاه اجتماعی شهر تهران در سال1401 و در مرحله کمّی شامل اساتید جامعه شناسی خانواده دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بود. حجم نمونه در مرحله کیفی 15 نفر تا رسیدن به اشباع نظری به روش گلوله برفی و در مرحله کمّی 100 نفر به روش تصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده های بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای بخش کمّی از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شد. جهت سنجش اعتبار پرسشنامه بخش کیفی از اعتبار درونی و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون و جهت سنجش اعتبار پرسشنامه بخش کمّی از اعتبار محتوایی و سازه ای و برای پایایی از آلفای کرون باخ استفاده شد. برای تحلیل داده های کیفی از روش «تحلیل مضمون» و برای تحلیل داده های کمّی از «تحلیل عاملی اکتشافی» استفاده شد. یافته ها در بخش کیفی از بین236 کد اولیه، 70 کد طبقه بندی شده، 14 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی برای رفاه ذهنی شامل: 1- احساس نشاط و شادی فردی 2- احساس نشاط و شادی جمعی 3- کیفیت زندگی ذهنی فردی 4- کیفیت زندگی ذهنی جمعی شناسایی و الگوی مورد نظر طراحی شد. در بخش کمّی نیز اعتبار سازه ای و عامل بندی گویه های عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی انجام و در نهایت الگوی رفاه ذهنی خانواده اعتبارسنجی و تایید شد.
۶۷۷۲.

کیفیت زندگی خانواده در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، رویکرد پیش بینی با یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۱
این مطالعه به بررسی پایداری میان مدت کیفیت زندگی، با تمرکز ویژه بر کیفیت زندگی خانواده (FQoL)، در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) می پردازد. این پژوهش، در پی پیاخ به این پرسش است که آیا کشورهای صادرکننده نفت عضو شورای همکاری خلیج فارس احتمالاً در میان مدت به بهبودهای ساختاری معنادار در سطح رفاه خانواده دست می یابند یا اینکه مسیرهای توسعه موجود تحت الگوهای رشد مبتنی بر نفت به نقطه اشباع رفاهی رسیده اند. این مطالعه از یک چارچوب پیش بینی داده محور استفاده می کند که در آن از شاخص توسعه انسانی (HDI) به عنوان یک شاخص جایگزین ساختاری برای کیفیت زندگی خانواده بهره گرفته شده است. ابتدا، رویکرد فاصله ویرایش در دنباله های واقعی (EDR) برای شناسایی آن دسته از شاخص های بانک جهانی به کار گرفته می شود که پویایی های زمانی آن ها شباهت زیادی به شاخص توسعه انسانی دارد. بر اساس ویژگی های انتخاب شده، مسیرهای ویژه هر کشور برای شاخص توسعه انسانی در دوره ۲۰۲۳-۲۰۲۷ با استفاده از مدل های تقویت گرادیان فوق العاده (XGBoost) پیش بینی می شود. این رویکرد امکان شناسایی پویایی های غیرخطی و ناهمگونی بین کشوری را در الگوهای توسعه فراهم می کند. نتایج، مسیرهای توسعه میان مدت واگرایی را در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آشکار می سازد. کویت، بحرین و امارات متحده عربی مسیرهایی پایدار یا با بهبود اندک در شاخص توسعه انسانی از خود نشان می دهند، در حالی که عربستان سعودی، قطر و عمان با رکود یا کاهش جزئی در سطوح پیش بینی شده شاخص توسعه انسانی مواجه هستند. نتایج نشان داد که سطوح بالای توسعه کلان در اقتصادهای مبتنی بر نفت لزوماً به بهبودهای پایدار در کیفیت زندگی خانواده منجر نمی شود. با پیونددادن پیش بینی های آینده نگر توسعه به چارچوب کیفیت زندگی خانواده (FQoL)، این تحلیل استفاده از شاخص توسعه انسانی (HDI) را به عنوان یک شاخص جایگزین ساختاری برای ابعاد کلیدی مرتبط با خانواده مانند سلامت و امنیت اقتصادی تأیید می کند.
۶۷۷۳.

کاربست الگوی بازاریابی اجتماعی در پیشگیری از بدحجابی با تاکید بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
نظریه داده بنیاد یا گراندد تئوری، یک روش تحقیق کیفی است که به منظور نظریه پردازی پیرامون پدیده مورد مطالعه استفاده می شود. هدف نظریه پردازی زمینه بنیان، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. از سویی بازاریابی اجتماعی رهیافتی است که ضمن بهره گیری از ادبیات بازاریابی تجاری، با هدف ایجاد تغییر در رفتارهای انسانی پا به عرصه مطالعات اجتماعی گذاشته است. هدف مقاله حاضر آن است که ضمن معرفی بازاریابی اجتماعی به عنوان رهیافتی مؤثر در تغییر رفتار انسانی با کاربست نظریه داده بنیاد، آن را به عنوان ابزاری ارزشمند در مسیر تحقق اهداف سیاستگذارانه معطوف به تغییر رفتار (بدحجابی) معرفی نماید. پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری و کتابخانه ای است که در نهایت با استناد بر نتایج پژوهش ها و ادبیات موضوعی بازاریابی اجتماعی و حجاب می-توان اذعان داشت که با بهره مندی از استراتژی های بازاریابی اجتماعی و تاثیرگذاری بر نگرش و ذهنیت شهروندان، می توان تغییر باور و نگرش شهروندان نسبت به بدحجابی را موجب شد. ازاین رو لزوم توجه روزافزون مدیران ارشد سازمان ها به نقش حیاتی و بی بدیل بازاریابی اجتماعی ضرورت دارد.
۶۷۷۴.

پیش بینی ازدواج بدون شکست بر پایه ی عاطفه ی خودآگاه با نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان در زنان خانه دار در ده سال اول زندگی مشترکشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ازدواج بدون شکست از طریق عاطفه ی خودآگاه به صورت مستقیم و هم چنین پیش بین آن با میانجی گری سبک های تنظیم هیجان صورت پذیرفت. مواد و روش ها: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. 225 نفر از زنان خانه دار ساکن شهرستان دهاقان در سال 1402- 1401 به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های عاطفه ی خودآگاه TOSCA- 2، رضایت زناشویی هودسن (1992) و تنظیم هیجان گراس و جان را تکمیل کردند. یافته ها : یافته های پژوهش حاکی از آن بود که عاطفه ی خودآگاه هم صورت مستقیم 01/0 > P و 31 / 0- β و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک تنظیم هیجان سرکوبی01/0 > P و 21/0- β = و سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد 01/0>P و 17/0 β = ازدواج بدون شکست را پیش بینی می کند. به طوری که عاطفه ی خودآگاه با ازدواج بدون شکست رابطه ی عکس دارد و افزایش احساسات شرم و گناه سبب کاهش ازدواج بدون شکست می شود. از طرفی عواطف خودآگاه می تواند به صورت غیر مستقیم ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار دهد به طوری که چنان چه فرد به هنگاه احساس شرم و گناه از سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد استفاده کند به همان میزان ازدواج بدون شکست افزایش می یابد و اگر از سبک تنظیم هیجان سرکوبی استفاده کند میزان ازدواج بدون شکست کاهش می یابد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که عاطفه ی خودآگاه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک های تنظیم هیجان سرکوبی و ارزیابی مجدد ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار می دهد.
۶۷۷۵.

بررسی رابطه ی خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت برند و شهرت برند (حکمرانی شرکتی در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت و شهرت برند در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه و نقش آن در حکمرانی شرکتی طراحی شده است. در فضای رقابتی بازارهای آنلاین، کیفیت خدمات مشتری و سطح رضایت مشتریان از عوامل کلیدی در ایجاد تصویر مثبت برند و افزایش محبوبیت آن محسوب می شوند. این مطالعه از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده اند. پرسشنامه خدمات مشتریان براساس ابزار استاندارد آلبرت کاروانا (2002)، شامل 16 سؤال پنج گزینه ای با روایی تأییدشده است. پرسشنامه رضایت مشتریان از مقیاس CSS طراحی فائو و فرگوسن (2013) استفاده می کند و دارای ضریب پایایی آلفای کرونباخ 76/0 است. همچنین، پرسشنامه محبوبیت برند از 10 گویه کارول و آهویا (2006) بهره می برد و از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ارائه خدمات مشتریان با کیفیت و ارتقای رضایت مشتریان، تأثیر مثبت و معناداری بر محبوبیت و شهرت برند دارد. این یافته ها بر اهمیت مدیریت اثربخش ارتباط با مشتریان و به کارگیری استراتژی های هدفمند خدمات مشتری در چارچوب حکمرانی شرکتی تأکید می کنند و برای مدیران، بازاریابان و کارشناسان برندسازی راهنمای عملی در جهت تقویت جایگاه برند در بازارهای آنلاین فراهم می آورند.
۶۷۷۶.

مقایسه تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعه موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۱
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائه کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش هایی متفاوت از بدن می شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی پذیربودن ذهن و بدن در اندیشه اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفه بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعه موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدن مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است. به نظر می رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن های جانسون اعم از بوم شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل است. بدن بوم شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می دهد، مهم ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه های نو بدعت گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزه فشن مفهومی است که تفاوت های فرهنگی و برهم کنش های اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می کشد. از این رو می توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
۶۷۷۷.

مدل یابی معادلات ساختاری رضایت زناشویی بر اساس بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی؛ نقش میانجیگر سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
خانواده یکی از مهم ترین نهاد های اجتماعی است که نقش مهمی در رشد فردی، تربیت و سلامت روانی افراد جامعه دارد. کیفیت روابط زوجین و احساس رضایت از زندگی مشترک یکی از عوامل اساسی تحکیم نظام خانواده می باشد. از این رو هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای سازگاری زناشویی در رابطه بین بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی با رضایت زناشویی بوده است. پژوهش حاضر به شیوه همبستگی و از طریق الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان متاهل شرکت های دانش بنیان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در سال 1402 بود که 303 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس رضایت زناشویی انریچ (1989)، بهزیستی معنوی پولوتزین و الیسون (1982)، سخت رویی روانشناختی کوباسا (1992) و سازگاری زناشویی اسپینر (1976) استفاده شد. سپس داده ها از طریق نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهزیستی معنوی، سخت رویی روانشناختی و سازگاری زناشویی با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری دارند (01/0P<). هم چنین بررسی مدل یابی ساختاری نشان داد که بهزیستی معنوی و سخت رویی روانشناختی با میانجیگری سازگاری زناشویی بر رضایت زناشویی تأثیرگذار است (05/0P<). بر این اساس، ارتقای بهزیستی معنوی و تقویت روحیه سرسختی در زوجین می تواند به افزایش سازگاری و رضایت زناشویی آنها کمک شایانی نماید. مؤلفه چالش طلبی به انسان کمک می کند تا در مواجهه با مشکلات و تعارض ها، سختی ها را به عنوان بخشی از طبیعت زندگی پذیرفته و مدیریت کند. وجود تعهد باعث می شود تا با آنچه در اطراف او می گذرد، درگیر بماند و کنترل سبب می شود تا بتواند آن را به نفع خود تغییر دهد (مدی، 2013). افرادی که در مؤلفه های سرسختی در سطح بالایی قرار دارند، به جای اتکا بر جنبه های ثابت زندگی، بر انجام تغییرات و تطابق با شرایط تمرکز دارند. چنین افرادی پیش بینی می کنند که تغییرات فرصت هایی را برای رشد آن ها فراهم می کند. بنابراین، می توانند سازگاری مؤثری با زندگی داشته باشند (الهی و همکاران، 1401). مواجهه مثبت با سختی های زندگی، احساس رشد و موفقیت در مسیر مدیریت چالش ها و مشکلات و حس متقابل تعهد به ارتقای کیفیت روابط، می تواند به افزایش احساس رضایت زوجین از زندگی مشترک کمک شایانی کند. این پژوهش نشان داد که بهزیستی معنوی، سخت رویی و سازگاری زناشویی از عوامل مرتبط با رضایت زناشویی است و بهزیستی معنوی و سخت رویی می توانند به واسطه تأثیرگذاری بر سازگاری، زمینه ساز افزایش رضایت زناشویی باشند. باوجود نتایجی که این بررسی همراه داشت، محدودیت هایی نیز در فرآیند اجرای پژوهش وجود داشته که لازم است ذکر شود؛ یک، اینکه داده ها به شکل خود گزارشی گردآوری شدند. این روش ممکن است منجر به مشکلاتی از جمله سوگیری و انگیزه برای ابراز نمرات غیرواقعی شود. دو، اینکه مطالعه حاضر از نوع هم بستگی و مقطعی انجام شد؛ بنابراین اطلاعات کم تری را نسبت به پژوهش های آزمایشی و طولی به دست داده است. همچنین در این پژوهش، آزمودنی ها یکی از زوجین بودند. در فرضی که وجود داده های مربوط به هر دو نفر از زوجین، امکان بهتری را برای بررسی مدل پژوهش ارائه می کند.
۶۷۷۸.

طراحی الگوی مفهومی کمال گرایی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان تیزهوش و کمال گرا: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
مطالعه حاضر با هدف طراحی الگوی مفهومی کمال گرایی در دختران نوجوان تیزهوش و کمال گرا برای ایجاد فهمی عمیق تر از این پدیده انجام گرفت. روش پژوهش کیفی است و داده ها از طریق نظریه داده بنیاد با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از نمونه های پژوهش جمع آوری شد. جامعه پژوهش دانش آموزان مدارس تیزهوشان در مقطع متوسطه بود که داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند گردآوری شد و تعداد آن ها 13 نفر بود. تحلیل داده ها به روش کدگذاری استراوس و کوربین صورت گرفت. طی کدگذاری ها، مقوله هسته ای تحت عنوان کلی «تلاش برای کسب خودارزشمندی و انطباق با هویت مبتنی بر توانمندی برتر شناختی» انتخاب شد. ویژگی های فردی، انتظارات خانوادگی، عوامل اجتماعی و ساختار آموزشی به عنوان عوامل علی کمال گرایی، فرهنگ ارزش گذاری بر موفقیت و فضای مجازی به عنوان عوامل زمینه ساز، مهارت های مقابله ای و حمایت خانواده به عنوان عوامل مداخله گر، دو راهبرد پیشرفت محور و اجتنابی حفاظت محور به عنوان راهبردهای متأثر از کمال گرایی و فهرستی از پیامدهای مثبت و منفی کمال گرایی نوجوانان تیزهوش در الگو استخراج شدند. طبق یافته ها، دانش آموزان تیزهوش به خاطر توانمندی های ذهنی شان، تحت انتظارات خاص و زیادی قرار دارند. به همین دلیل کمال گرایی آن ها می تواند در کنار رشد و پیشرفت تحصیلی، به آسیب های روان شناختی متعددی منجر شود. از این رو نیاز است خانواده ها و مدارسی که با این دانش آموزان در تعامل اند، به اصلاح شیوه ها و استانداردهای تربیتی و آموزشی خود اهتمام ورزند.
۶۷۷۹.

استعمارپژوهی جنسیتی: مروری تحلیلی-انتقادی به نظریه کنش گری زنان در پدیده استعمار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۲
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار می رود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش می دهد، بلکه ابعاد پیچیده ی موضوع جنسیت و نقش های چندگانه ی زنان را در دلِ پدیده ای چون استعمار بازنمایی می کند. سارا میلز، به عنوان نظریه پرداز و فمینیست ادبی معاصر، با رویکردی انتقادی و جنسیتی تبیین می کند که متون زن نوشت، برخلاف غفلتِ رایج در جریان استعمارپژوهی، نقشی کلیدی در بسط و تداومِ ساختار استعماری ایفا کرده و واجد «عاملیتی فعالانه» هستند. با توجه به خلأ تئوریک در ادبیات فارسیِ این حوزه، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن بررسیِ مبانی نظری میلز و دستاوردهای آن، با تحلیل یکی از نمونه های موردی وی، زوایای عملیِ این دیدگاه را واکاوی کند. در پایان نیز، قوت ها و کاستی های این نظریه با هدف جریان سازی در فضای فکری فارسی زبانان و کنشگران حقوق زنان مورد ارزیابی قرار می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که میلز با استراتژی «استعمارزدایی از درون»، درصدد فراهم آوردن زمینه های رهایی از استعمار بیرونی است. از این منظر، تلاش او بیش از آنکه نقدی بر عملکرد زنان باشد، کنشی فمینیستی جهت اعتباربخشی به نوشتار زنانه و اثبات توانمندی و خلاقیت آنان در تولید آثار ادبی و هنری، حتی در بسترهای صلبِ تاریخی است.
۶۷۸۰.

گونه شناسی سبک مصرفی و مدیریت بدن زنان (مورد مطالعه: زنان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
با افزایش اهمیت خود، بدن به عنوان آشکارترین قرارگاه خود، جایگاه خاصی پیدا کرده و زمینه ای برای توجه مجدد و رواج آن حول محور موضوعاتی نظیر هویت، مصرف، سبک زندکی در نظریه های اجتماعی شده است. هدف این پژوهش مطالعه گونه های سبک مصرفی زنان شهر تبریز و رابطه آن با مدیریت بدن است. روش پژوهش پیمایشی بود که داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت بدن و انواع سبک مصرف گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، زنان بالای 15 سال شهر تبریز در سال 1402 بود که 401 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته های توصیفی نشان می دهد در میان ابعاد مدیریت بدن، رویه های لاغری دارای کمترین میانگین و آرایش صورت و بدن حائز بیشترین میانگین بوده است. در گونه های سبک مصرفی، سبک مصرفی کارکردی حائز بیشترین و سبک مصرفی منزلت گرایانه حائز کمترین میانگین بوده است. یافته های استنباطی نیز حاکی از آن است که میانگین مدیریت بدن بر حسب متغیرهای وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، متوسط درآمد خانواده و وضعیت اجتماعی- اقتصادی پاسخ گویان تفاوت معنی داری با هم دارند. همچنین، رابطه مدیریت بدن با سن و سبک مصرفی کارکردی منفی و معنی دار، و با سبک مصرفی زاهدانه، منزلت گرایانه و لذت جویانه مثبت و معنی دار بود. نتایج برآورد مدل رگرسیونی نشانگر آن است از میان گونه های سبک مصرفی، سه گونه منزلت گرایانه، زاهدانه و لذت جویانه در مجموع حدود 56 درصد از واریانس مدیریت بدن را تبیین می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان